tgindex
محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

Статистика

دل‌مشغولِ «آرمان‌گرایی واقع‌نگرانه»، «دادگریِ مصلحانه» و «جامعه‌شناسی و سیاست‌شناسیِ ایران» https://instagram.com/m.jalaeipour آی‌دیِ ارتباط با نویسنده @jalaeipourm

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
22
Всего постов
80
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
12 010
−4 за 4 дн.
Сутки
+12
+0,10%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
590
40 постов
Вовлечённость
4,9%
к подписчикам
Постов в день
3,1
всего 80
Упоминаний
24
каналов
Охват размещения
по 9 постам
1/24сутки в ленте
596
1/48двое суток
596
1/72трое суток
642

Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.

Посты

  • گونه‌شناسی سیاسی ایرانیان.pdf

  • 14 авг.69из sahandiranmehr

    اینجا کانال یوتیوب سهند ایرانمهر است؛ جایی برای مکث، فکر کردن و دوباره نگاه کردن به چیزهایی که هر روز از کنارشان می‌گذریم. در این کانال درباره ادبیات، تاریخ، جامعه، سیاست و فرهنگ حرف می‌زنیم؛ اما با یک تفاوت که گذشته را فقط برای گذشته نمی‌خوانیم. گاهی برای فهمیدن یک مسئله امروز، باید سراغ متنی رفت که چند قرن پیش نوشته شده است؛ از سعدی، حافظ، بیهقی و فردوسی تا نویسندگان و متفکران جهان معاصر. تلاش این کانال، پیدا کردن پیوند میان متن‌های کلاسیک و مسائل امروز است؛ میان ادبیات و زندگی اجتماعی، تاریخ و سیاست، تجربه انسان گذشته و پرسش‌های انسان امروز. اینجا قرار نیست همیشه جواب‌های آماده بگیریم. قرار است بعضی چیزها را دوباره ببینیم، درباره باورهای قطعی‌مان تردید کنیم و سؤال‌های دقیق‌تری بپرسیم. اگر به ادبیات، تاریخ، جامعه و ایده‌هایی که پشت خبرها و اتفاقات روز پنهان‌اند علاقه دارید، خوش آمدید. دیدن نخستین ویدیوی کانال: https://youtu.be/iV4-tv8I1_c

  • این تکثرپذیری در بسیج اگر از تیتر و عکس و شعار فراتر رود و در عمل هم محقق شود مستعد این است که آنچه در همبستگی ملیِ جنگ‌های تحمیلی و اجتماعات خیابانی این ۱۶۵ شب دیدیم را زیر پرچم ایران و بیرق امام حسین مایهٔ تقویت پایهٔ اجتماعی بسیج و افزایش طیف و توان داوطلبان بسیج کند، تصویر عمومی بسبج را بهبود دهد و آن را ملی‌تر و محبوبِ محروم‌ترین ایرانیان کند‌، خون تازه‌ای به رگ‌های بسیج تزریق کند و آن را به شبکهٔ وسیع فعالان میهن‌دوست و استعمارستیز و مشارکتِ اجتماعی‌گرا تبدیل کند، حزب‌الله‌ِلبنان‌وار. آیا این فرصت دریافته می‌شود؟ @jalaeipour

  • 14 авг.188512из mohammadreza_dadgostar

    📖What Happened to Liberal Democracy? Remaking a Politics of Shared Prosperity 🖌Daron Acemoglu ©Dutton 🗓2026 انتشار برای اولین بار: متن کامل کتاب "چه بر سر لیبرال دموکراسی آمد" جدیدترین اثر دارون عجم‌اوغلو، برنده نوبل اقتصاد سال ۲۰۲۴ و نویسنده کتاب‌های "چرا ملت‌ها شکست می‌خورند"، "دالان باریک آزادی" و "قدرت و پیشرفت" 🆔 @mohammadreza_dadgostar

  • 14 авг.22079из mohammadreza_dadgostar

    🔘عجم اوغلو در «چه بر سر لیبرال دموکراسی آمد؟» چه گفته است؟ جدیدترین کتاب دارون عجم‌اوغلو، برنده نوبل اقتصاد، وارد بازار نشر شد. نقطه عزیمت وی اینست که دموکراسی چیزی جدا از لیبرالیسم نیست، بلکه بخشی از معنای آزادی است. از نظر او، آزادی فقط رهایی از مداخله دولت یا آزادی فعالیت در بازار نیست؛ فرد زمانی واقعاً آزاد است که در برابر قدرت‌های مسلط، چه دولتی و چه خصوصی، از امکان مقاومت برخوردار باشد و بتواند در حکومت بر سرنوشت خود مشارکت کند. عجم‌اوغلو برای توضیح برداشت خود از لیبرالیسم، میان سه سنت تمایز می‌گذارد. سنت نخست، گرایش‌های مترقی است که در آن آزادی ممکن است در قالب تحمیل یک تصور مطلوب از جامعه و فرهنگ به دیگران درآید. سنت دوم، لیبرالیسم کلاسیک، به‌ویژه در قرائت هایک، است که آزادی را عمدتاً به معنای عدم مداخله دولت می‌داند. عجم‌اوغلو خود را در سنت سومی قرار می‌دهد که اروپایی‌ها بیشتر آن را سوسیال‌دموکراسی و آمریکایی‌ها لیبرالیسم می‌نامند. مفهوم محوری این سنت عدم سلطه است: اگر فرد از امنیت اقتصادی نسبی برخوردار نباشد و در برابر کارفرمایان، شرکت‌ها یا دیگر قدرت‌های خصوصیِ مسلط و استثمارگر بی‌دفاع باشد، نمی‌توان گفت واقعاً آزاد است. او سپس چهار پیش‌فرض برای لیبرالیسم مطرح می‌کند: نخست، خطاپذیری انسان؛ یعنی باید بپذیریم که ممکن است اشتباه کنیم. دوم، اینکه یادگیری و اصلاح خطاها در بستر جامعه و تعامل با دیگران شکل می‌گیرد. سوم، اینکه آزادی بحث، تجربه و آزمون‌وخطا به‌طور تدریجی امکان بهبود دانش را فراهم می‌کند. و چهارم، اینکه دانش جمعی برای کارکرد جامعه ضروری است. بر اساس این پیش‌فرض‌ها، چهار ستون لیبرالیسم عبارت‌اند از آزمایش و تجربه، عدم سلطه و خودحکمرانی، رشد اقتصادی، و نوعی جامعه‌گرایی نرم که میان حقوق فردی و تعلق فرد به اجتماعات خود تعادل برقرار می‌کند. ایده اصلی عجم‌اوغلو بر این پایه‌ها، چیزی است که آن را لیبرالیسم طبقه کارگر می‌نامد. این الگو باید هم از آزادی بیان و تشکل و تجربه حمایت کند، هم نسبت به تمرکز بیش از حد قدرت حساس باشد؛ از بازتوزیع برای کاهش محرومیت استفاده کند؛ امکان مشارکت سیاسی و اقتصادی گروه‌های ضعیف‌تر را افزایش دهد؛ رشد اقتصادی را ارزشمند بداند؛ برای افراد با مهارت‌های مختلف شغل‌های خوب فراهم کند؛ و در کنار آزادی فردی، بر جامعه، اعتماد و اشتراک دانش نیز تأکید داشته باشد. از نظر عجم‌اوغلو، لیبرالیسم در بخش بزرگی از قرن بیستم موفقیت تاریخی بزرگی بود. گسترش علم و دانش، دموکراسی، خدمات عمومی، رهایی اجتماعی و سیاسی و افزایش بی‌سابقه رفاه تا حد زیادی محصول همین نظم بود. اما این نظم به تدریج فرسوده شد. یکی از مشکلات درونی آن چیزی است که او «سه I» می‌نامد: شمول، نادانی و عدم تساهل. جوامع لیبرال باید گروه‌های سابقاً محروم، فقرا، زنان، اقلیت‌ها و مهاجران، را وارد نظم سیاسی کنند، با باورهای نادرست و مخرب مقابله کنند و در عین حال مشخص کنند که یک جامعه لیبرال تا چه حد باید در برابر جریان‌های غیرلیبرال و تحمل‌ناپذیر تساهل نشان دهد. اما از نظر عجم‌اوغلو، بحران اصلی امروز بیشتر ریشه در تحولات اقتصادی و اجتماعی چند دهه اخیر دارد. نظم سیاسی پس از جنگ جهانی دوم بر چیزی استوار بود که او پیمان صنعتی می‌نامد: صنعتی‌شدن گسترده، رشد اقتصادی، اتحادیه‌های کارگری و افزایش دستمزدها. این نظم باعث شد طبقه کارگر احساس کند سهمی واقعی در رشد اقتصادی و نظم سیاسی دارد. اما با صنعت‌زدایی، تضعیف اتحادیه‌ها و کاهش دستمزد نسبی کارگران کم‌تحصیل، این پیمان از بین رفت. هم‌زمان دانشگاه‌ها به‌شدت گسترش یافتند و طبقه بزرگی از فارغ‌التحصیلان شکل گرفت که ارزش‌های فرهنگی متفاوتی با طبقه کارگر سنتی داشتند و در بسیاری موارد نیز با اقتصادی مواجه بودند که نمی‌توانست انتظارات آنان را برآورده کند. این تغییرات اقتصادی با تحول در سیاست فرهنگی و هویتی همراه شد. چپ سیاسی بیش از پیش بر مسائل فرهنگی و هویتی تمرکز کرد و در مقابل، راست نیز سیاست هویتی و فرهنگی خود را تقویت کرد. نتیجه، فروپاشی ائتلاف قدیمی میان فارغ‌التحصیلان لیبرال و طبقه کارگر محافظه‌کارتر از نظر اجتماعی بود؛ ائتلافی که بخش مهمی از سیاست لیبرال پس از جنگ را تشکیل می‌داد. همین شکاف اقتصادی، فرهنگی و هویتی به رشد پوپولیسم در هر دو سوی چپ و راست کمک کرد. عامل مهم دیگر، ظهور بخش فناوری است؛ به‌ویژه در آمریکا. عجم‌اوغلو معتقد است فرهنگ نخبگانی و گاه ضددموکراتیک شرکت‌های فناوری مشکل‌ساز است، اما اثر واقعی‌تر فناوری از طریق الگوریتم‌هایی است که نحوه انتشار اطلاعات و شکل‌گیری افکار عمومی در شبکه‌های اجتماعی را تغییر داده‌اند. اکنون هوش مصنوعی نیز این تحول را بسیار گسترده‌تر کرده و احتمالاً می‌تواند رابطه میان فناوری، بازار کار، قدرت و سیاست را بیش از پیش دگرگون کند. 🆔 @mohammadreza_dadgostar

  • #پیشنهاد_کتاب انتشار ترجمهٔ فارسی این کتاب به ویژه از این جهت ارزشمند است که متاسفانه عمدهٔ مبلغان لیبرالیسم در فضای عمومی ایران به سنت سوم لیبرالیسم (سوسیال‌دموکراسی یا لیبرالیسم طبقه کارگر که به لیرالیسم برابری‌خواه رالزی هم بسیار نزدیک است) توجه کافی ندارند و لیبرالیسم را به هایک‌گرایی و حتی لیبرتارینیسم تقلیلی پرآسیب داده‌اند.👇🏼

  • 14 авг.31439из BetweenDichotomies

    این‌گفتگو با نویسندگان‌کتاب Israel's Lobby: America in the Grip of a Foreign Power متعلق به ۵ ماه پیش است ولی قابل توجه و در مورد کتاب و موضوع ان اطلاع دهنده است. https://youtu.be/8DgO0dqRNN8?si=pEad89zAPga3xsMv @BetweenDichotomies

  • 14 авг.412206из benameiran404

    ⭕️ فراخوان همگانی برای مشارکت در تجمع اعتراضی علیه تجاوز به ایران تجمع اعتراضی علیه اقدامات نظامی و جنگ‌افروزی، روز ۱۵ آگوست در مقابل پایگاه نظامی انگلستان که میزبان هواپیماهای آمریکایی درگیر در حملات به ایران است، برگزار می‌شود. این گردهمایی با هدف اعلام مخالفت صریح با هرگونه تهدید خارجی علیه تمامیت ارضی ایران عزیز شکل گرفته است. از همهٔ هموطنان ایران‌دوست ساکن بریتانیا، با هر گرایش سیاسی و اعتقادی متکثر، دعوت می‌شود با حضور گرم خود در این رویداد، همبستگی‌ ملی‌شان را به نمایش بگذارند و صدای اعتراض به تجاوزگری علیه ایران را بلندتر کنند. حضور شما، پیام‌آور وحدت برای پاسداری از کیان ایران است. از مقصد لندن و بریستول و آکسفورد هم می‌توانید با اتوبوس تشریف بیاورید: https://cnduk.org/events/stop-bombing-iran-protest-at-raf-fairford/ #به_نام_ایران @benameiran

  • 🛑لیست اپیزودهای منتشر شده تا این لحظه 📻تا این لحظه ۱۰ اپیزود از فصل اول رادیو سفر در قالب نام سفر بن‌بست منتشر شده‌اند. برای شنیدن هر اپیزود پیوند مقابل آن را لمس کنید. ◀️اپیزود اول؛ شعبان عبدالرحیم و کافه‌های قاهره: https://castbox.fm/vb/952652831 ◀️اپیزود دوم؛ هرتزلٍ یهودی و خواستگاری فلسطین https://castbox.fm/vb/952652832 ◀️اپیزود سوم؛ یاسر عرفات و پسر ۵ سالهٔ عابد سلامه https://castbox.fm/vb/952671481 ◀️اپیزود چهارم؛ قدرت‌نمایی تهران و متحدانش و زنگ خطر برای اعراب https://castbox.fm/vb/952678133 ◀️اپیزود پنجم؛ موساد، سازمان مخوف دولت یهود https://castbox.fm/vb/952689952 ◀️اپیزود ششم؛ خودسوزی سبزی‌فروش ۲۶ سالهٔ تونسی و انفجار در خاورمیانه https://castbox.fm/vb/952970053 ◀️اپیزود هفتم؛ طرح مخفیانهٔ امارات عربستان و اسرائیل: ایران را مهار می‌کنیم! https://castbox.fm/vb/958622268 ◀️اپیزود هشتم؛ از قطع شاهرگ صادراتی نفت صدام تا سکوی پرتاب موشک و سقوط بشار https://castbox.fm/vb/963387135 ◀️اپیزود نهم؛ چرا سوریه سقوط کرد؟! https://castbox.fm/vb/972123809 ◀️اپیزود دهم؛ دار و دستهٔ داماد ترامپ https://castbox.fm/vb/978516447 ♦️ رادیو سفر را از یکی از این پادگیرها بشنوید: فیــــــدیبو: https://B2n.ir/rj4611 کست‌باکس: https://B2n.ir/bg9877 دات‌کسـت: https://B2n.ir/dh9541 شنــــــوتو: https://B2n.ir/sw9323 آپـــــــارات: https://B2n.ir/yq6617 ♦️درگاه‌های رسانه‌ای رادیو سِفر: اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر @SefrRadio

  • 📖گونه‌شناسی سیاسی ایرانیان 🖌آرش نصر اصفهانی ©پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات 🗓مرداد ۱۴۰۵ 🆔 @mohammadreza_dadgostar

  • 13 авг.8041235

    🔘پژوهش گونه‌شناسی سیاسی ایرانیان منتشر شد پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات پژوهش «گونه‌شناسی سیاسی ایرانیان» را که توسط آرش نصر اصفهانی و بر اساس داده‌های موج چهارم پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان تهیه شده است، منتشر کرد. این پژوهش شش گونه نگرشی متمایز را دسته‌بندی کرده است. در این تحلیل، میزان دینداری فردی، باور به جدایی دین از سیاست، اعتماد به سپاه، احساس آزادی در انتقاد از حکومت، حمایت از توزیع عادلانه‌تر منابع نفتی، ادراک تبعیض قومیتی و جنسیتی و احساس آزادی در پوشش، از جمله متغیرهای واردشده به مدل نهایی بوده‌اند. بر اساس مدل نهایی، «منتقدان سکولار عدالت‌خواه» با ۲۴ درصد بزرگ‌ترین گروه شناسایی‌شده‌اند. این گروه عمدتاً جوان تا میانسال، تحصیل‌کرده‌تر و شهرنشین است و در کنار پایین‌ترین سطح دینداری و کمترین اعتماد به نهادهای حکومتی، تأکید زیادی بر عدالت اقتصادی دارد و احساس تبعیض قومیتی و جنسیتی در آن بالاست. ۸۲ درصد اعضای این خوشه از وضعیت سیاسی کشور ناراضی‌اند. «مذهبیان غیرایدئولوژیک حامی نظم موجود» با ۲۰ درصد دومین گروه بزرگ را تشکیل می‌دهند. این گروه بیشتر شامل افراد سالمندتر و روستایی‌تر، با تحصیلات پایین‌تر و وضعیت اقتصادی ضعیف‌تر است. آنان دینداری و اعتماد بالایی به نهادهای حکومتی دارند، اما از دخالت دین در سیاست حمایت نمی‌کنند. «منتقدان محافظه‌کار» با ۱۵ درصد، گروهی هستند که دینداری متوسط و اعتماد پایین به نهادهای حکومتی را با گرایش قوی به عدالت اقتصادی ترکیب می‌کنند، اما برخلاف گروه‌های سکولار، در حوزه آزادی‌های اجتماعی رویکردی محافظه‌کارانه‌تر دارند. «اسلام‌گرایان میانه‌رو» نیز ۱۵ درصد از نمونه را تشکیل می‌دهند. این گروه ضمن برخورداری از دینداری بالا و اعتماد نسبی به حکومت، حساسیت بیشتری نسبت به تبعیض علیه زنان و قومیت‌ها دارد. این خوشه بیشترین سهم زنان، معادل ۶۰ درصد، و بالاترین نرخ تأهل را در میان گروه‌ها دارد و سهم قابل توجهی از اعضای آن را خانه‌داران تشکیل می‌دهند. «اسلام‌گرایان حامی حکومت» با ۱۳ درصد، بالاترین سطح دینداری، قوی‌ترین باور به پیوند دین و سیاست و بیشترین اعتماد به نهادهای حکومتی را دارند. این گروه همچنین کمترین میزان نارضایتی سیاسی را نشان می‌دهد؛ به‌طوری که تنها ۲۳ درصد اعضای آن از وضعیت سیاسی کشور ناراضی‌اند. در نهایت، «سکولارهای آزادی‌خواه» با ۱۲ درصد جوان‌ترین گروه شناسایی‌شده‌اند؛ ۴۷ درصد آنان زیر ۳۰ سال سن دارند و سهم افراد مجرد و محصل و سطح تحصیلات دانشگاهی در این گروه بالاست. این گروه اگرچه فاصله زیادی از سیاست دینی دارد و اعتماد پایینی به حکومت نشان می‌دهد، برخلاف «منتقدان سکولار عدالت‌خواه»، تمرکز اصلی‌اش بر آزادی‌های فردی و اجتماعی است و نه عدالت اقتصادی. 🆔 @mohammadreza_dadgostar

  • 12 авг.1 043412

    #پیشنهاد_کتاب https://t.me/BetweenDichotomies/14031 https://www.theguardian.com/us-news/ng-interactive/2026/aug/02/pro-israel-lobby-presidents

  • 12 авг.1 01274из MMojahedi

    social unrests and fuel prices: the role of macroeconomic, social and institutional factors 2023 ما اکثر العبر و اقل الاعتبار … #کرمان #بنزین ۲۱ مردادماه ۱۴۰۵ @mmojahedi

  • 12 авг.1 0393220из qadahha

    مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا محمد پيامبر خدا، و كسانى كه با او هستند بر كافران سختگيرند و با يكديگر مهربان. آنان را بينى كه ركوع مى‌كنند، به سجده مى‌آيند و جوياى فضل و خشنودى خدا هستند. نشانشان اثر سجده‌اى است كه بر چهره آنهاست. اين است وصفشان در تورات و در انجيل، كه چون كشته‌اى هستند كه جوانه بزند و آن جوانه محكم شود و بر پاهاى خود بايستد و كشاورزان را به شگفتى وادارد، تا آنجا كه كافران را به خشم آورد. خدا از ميان آنها كسانى را كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است. (سوره فتح، آیات ۲۸ و ۲۹ - ترجمه آیتی) قرائت آیات پایانی سوره فتح با صدای احمد شبیب‌

  • 12 авг.9081111из HosseinGhatib

    آمریکا فشار اقتصادی و نظامی را بسته به روند مذاکرات کم و زیاد خواهد کرد. اسرائیل نیز حق حمله مستقل به اهدافی را که تهدید فوری می‌داند برای خود محفوظ نگه خواهد داشت. این وضعیت می‌تواند ماه‌ها و حتی بیشتر ادامه پیدا کند، زیرا از جنگ تمام‌عیار کم‌هزینه‌تر است و هم‌زمان هیچ‌یک از بازیگران را مجبور نمی‌کند شکست رسمی خود را بپذیرد. ۲. آغاز دور تازه‌ای از جنگ گسترده: احتمال بازگشت به جنگ گسترده کمتر از سناریوی نخست است، اما همچنان جدی است. یک حمله با تلفات زیاد علیه نیروهای آمریکایی، حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای یا موشکی تازه، شواهدی از حرکت ایران به سوی گریز هسته‌ای، درگیری بزرگ در تنگه هرمز یا حتی یک اشتباه محاسباتی می‌تواند دور بعدی جنگ را آغاز کند. خطر اصلی این است که یکی از طرف‌ها اقدامی را «محدود» طراحی کند، اما طرف مقابل آن را آغاز جنگی بزرگ‌تر بفهمد. بسیاری از جنگ‌ها نه از تصمیم آگاهانه برای جنگ تمام‌عیار، بلکه از شکست در کنترل پیامدهای یک اقدام محدود آغاز می‌شوند. در بازی چیکن، هر دو راننده ممکن است تا آخرین لحظه قصد برخورد نداشته باشند. اما برای وقوع تصادف، کافی است یکی از آن‌ها یک ثانیه دیرتر فرمان را بچرخاند. ۳. شکل‌گیری یک توافق موقت نسبتاً پایدار سناریوی کم‌احتمال‌تر این است که مذاکرات به توافقی منجر شوند که بازگشایی کامل هرمز، کاهش محاصره، توقف حملات و آغاز مذاکرات جداگانه درباره پرونده هسته‌ای را ممکن سازد. چنین توافقی می‌تواند شدت جنگ را کاهش دهد، اما احتمالاً به صلح جامع منتهی نخواهد شد. حتی در بهترین حالت، با مدیریت منازعه روبه‌رو خواهیم بود، نه حل آن. اختلاف ایران و اسرائیل فقط بر سر میزان غنی‌سازی نیست. دو کشور اساساً درباره نظم منطقه‌ای، حدود قدرت، شبکه‌های هم‌پیمان، امنیت مرزها و حق استفاده پیشگیرانه از زور اختلاف دارند. هیچ توافق محدود هسته‌ای یا دریایی نمی‌تواند به‌تنهایی این تعارض عمیق را از میان ببرد. جنگ کجا واقعاً پایان می‌یابد؟ حرف اصلی من این است که باید میان توقف تیراندازی و پایان جنگ تفاوت گذاشت. جنگ زمانی پایان نمی‌یابد که هواپیماها برای مدتی پرواز نکنند یا موشک‌ها چند هفته شلیک نشوند. جنگ زمانی پایان می‌یابد که ساختار انگیزه‌هایی که آن را تولید کرده‌اند تغییر کند. تا زمانی که اسرائیل حمایت آمریکا را خودکار و نامحدود بداند، انگیزه خطرپذیری آن باقی خواهد ماند. تا زمانی که ایران دیپلماسی را فاقد تضمین امنیتی معتبر بداند، انگیزه حفظ یا بازسازی ابزارهای بازدارندگی خود را خواهد داشت. تا زمانی که آمریکا اهدافی گسترده اما نامنسجم دنبال کند، هر توافقی می‌تواند به مقدمه فشار و جنگی تازه تبدیل شود. جنگ ایران و اسرائیل نیز از روز شلیک نخستین موشک آغاز نشد. از زمانی آغاز شد که هر طرف خویشتن‌داری دیگری را ضعف فهمید؛ از زمانی که حمله محدود موفقیت‌آمیز، حمله بزرگ‌تر را ممکن کرد؛ از زمانی که خطوط قرمز شکسته شدند، بدون آنکه خطوط تازه‌ای مورد توافق قرار گیرند؛ و از زمانی که دیپلماسی دیگر نتوانست امنیتی قابل اعتماد عرضه کند. به همین دلیل، به گمان من جنگ به احتمال زیاد ادامه خواهد یافت؛ ممکن است مدتی موشکی شلیک نشود، اما جنگ در دریا، اقتصاد، اطلاعات، سایبر و شبکه‌های منطقه‌ای ادامه پیدا کند. ممکن است توافقی امضا شود، اما همه طرف‌ها هم‌زمان برای نقض احتمالی آن آماده شوند. ممکن است آتش‌بس برقرار بماند، اما هر حادثه کوچک ظرفیت تبدیل‌شدن به برخوردی بزرگ‌تر را حفظ کند. این وضعیت نه صلح است و نه جنگ تمام‌عیار. نوعی آتش‌بس مسلحانه است که در آن همه درباره توافق سخن می‌گویند، اما هیچ‌کس سلاح خود را زمین نمی‌گذارد.و شاید مهم‌ترین هشدار همین باشد: آتش‌بس بدون تغییر منطق بازی، پایان جنگ نیست؛ فقط فاصله میان دو برخورد است.

  • 12 авг.72749из HosseinGhatib

    ممکن است درباره غنی‌سازی به توافق موقت برسند، اما اسرائیل برنامه موشکی ایران را تهدیدی غیرقابل قبول بداند. در چنین وضعی، هر توافق محدود، از سوی مخالفانش ناقص و خطرناک خوانده می‌شود. جنگ نیز از یک مسئله مشخص تغذیه نمی‌کند که با حل آن پایان یابد. به مجموعه‌ای از منازعات به‌هم‌پیوسته تبدیل می‌شود. مرحله ششم: آتش‌بس مسلحانه تا اوت ۲۰۲۶ آتش‌بس‌های بهار ۲۰۲۶، برابر با بهار ۱۴۰۵، و تفاهم موقت ژوئن ۲۰۲۶، برابر با خرداد ۱۴۰۵، توانستند شدت بمباران‌های متقابل را کاهش دهند، اما به صلح منجر نشدند. تا مرداد ۱۴۰۵، آنچه میان ایران، اسرائیل و آمریکا برقرار است بیشتر به یک آتش‌بس مسلحانه شباهت دارد تا پایان جنگ. بمباران روزانه ممکن است متوقف شده باشد، اما تهدید نظامی، محاصره، تحریم، فشار بر کشتیرانی، حملات محدود، عملیات نیابتی و آمادگی برای ازسرگیری جنگ همچنان ادامه دارند. هر طرف مذاکره می‌کند، اما هم‌زمان می‌کوشد نشان دهد که در صورت شکست مذاکرات، ابزارهای تشدید را در اختیار دارد. ایران تلاش می‌کند از تنگه هرمز، مسیرهای کشتیرانی و آسیب‌پذیری بازار انرژی به‌عنوان اهرم فشار استفاده کند. منطق تهران این است که ممکن است نتوان آمریکا را در یک جنگ متعارف شکست داد، اما می‌تواند هزینه مهار ایران را برای واشنگتن، کشورهای خلیج فارس و اقتصاد جهانی افزایش دهد. آمریکا نیز تحریم، محاصره دریایی، مسدودسازی دارایی‌ها و تهدید به حملات تازه را حفظ کرده است. اسرائیل از سوی دیگر، نمی‌خواهد هیچ توافقی میان تهران و واشنگتن حق اقدام مستقل آن علیه برنامه هسته‌ای یا موشکی ایران را محدود کند. در نتیجه، هر سه بازیگر از یک سو خواهان جلوگیری از جنگی بی‌پایان‌اند و از سوی دیگر نمی‌خواهند نخستین طرفی باشند که عقب می‌نشیند. این دقیقاً همان منطق بازی چیکن است. فقط خودروها متوقف شده‌اند تا رانندگان بار دیگر مسیر، سوخت و سرعت خود را تنظیم کنند. آیا جنگ پس از اوت ۲۰۲۶ ادامه خواهد یافت؟ پاسخ به این پرسش بستگی دارد که جنگ را چگونه تعریف کنیم. اگر جنگ فقط به معنای بمباران گسترده و روزانه باشد، نمی‌توان با قطعیت گفت که پس از پایان اوت ۲۰۲۶، برابر با ۹ شهریور ۱۴۰۵، دوباره آغاز خواهد شد. اما اگر جنگ را مجموعه‌ای از حملات محدود، محاصره، تحریم، اختلال در کشتیرانی، جنگ سایبری، عملیات اطلاعاتی، حملات نیابتی و تهدید مستمر به استفاده از نیروی نظامی بدانیم، پاسخ من روشن است: احتمال تداوم جنگ بسیار بالاست. این جنگ ممکن است لباس عوض کند، اما به‌سادگی پایان نخواهد یافت. ممکن است موشک جای خود را به محاصره بدهد، محاصره به جنگ دریایی تبدیل شود، جنگ دریایی با حمله سایبری همراه شود و مذاکرات نیز در فاصله میان دو دور از تشدید ادامه پیدا کنند. در ظاهر، آتش‌بس برقرار است، اما منطق جنگ همچنان بر رفتار بازیگران حکومت می‌کند. تا امروز هیچ‌یک از مسائل اصلی حل نشده‌اند. آینده برنامه هسته‌ای ایران نامعلوم است. توان موشکی آن باقی مانده است. اسرائیل خود را به همه تفاهم‌های احتمالی میان تهران و واشنگتن متعهد نمی‌داند. اختلاف بر سر هرمز، تحریم‌ها، بنادر، دارایی‌های مسدودشده و تضمین عدم حمله مجدد همچنان پابرجاست. مهم‌تر از همه، ساختار انگیزه‌ها تغییر نکرده است. اسرائیل همچنان می‌تواند فرض کند که در صورت آغاز دور تازه جنگ، آمریکا در نهایت از آن حمایت خواهد کرد. ایران همچنان دلیلی ندارد که تضمین‌های آمریکا را معتبر بداند. واشنگتن نیز هنوز میان چند هدف متفاوت، از منع اشاعه هسته‌ای تا تضعیف توان موشکی، حمایت از اسرائیل، آزادی هرمز و حتی تغییر رفتار یا ساختار حکومت ایران، انتخاب روشنی نکرده است. در چنین شرایطی، زمان نیز برای همه طرف‌ها به یک تهدید تبدیل می‌شود. اسرائیل ممکن است تصور کند که هر ماه آرامش، فرصتی برای بازسازی پدافند، موشک‌ها یا برنامه هسته‌ای ایران است. ایران ممکن است تصور کند که آتش‌بس طولانی، فرصتی برای تجدید تسلیحات اسرائیل و آماده‌شدن آمریکا برای حمله بعدی است. آمریکا نیز ممکن است فشار محدود و تهدید نظامی را راهی برای گرفتن امتیازهای بیشتر بداند. در نتیجه، هیچ‌کس الزاماً خواهان جنگ تمام‌عیار نیست، اما رفتار همه بازیگران می‌تواند احتمال آن را افزایش دهد. سه مسیر محتمل پس از اوت ۲۰۲۶ ۱. ادامه آتش‌بس مسلحانه و جنگ فرسایشی: محتمل‌ترین سناریو این است که جنگ نه واقعاً پایان یابد و نه بلافاصله به مرحله بمباران گسترده بازگردد. مذاکرات غیرمستقیم ادامه خواهند یافت. ممکن است توافق‌هایی محدود درباره کشتیرانی، هرمز، تبادل زندانیان، دارایی‌های مسدودشده یا کاهش برخی حملات حاصل شوند. اما تحریم، تهدید، عملیات اطلاعاتی، درگیری دریایی و حملات محدود باقی خواهند ماند. ایران تلاش خواهد کرد هزینه فشار را از طریق انرژی و تجارت منطقه‌ای افزایش دهد.

  • 12 авг.56658из HosseinGhatib

    یعنی یک بازیگر تصور می‌کند در هر مرحله می‌تواند خشونت را یک درجه افزایش دهد، بدون آنکه طرف مقابل بتواند با هزینه و اثری مشابه پاسخ دهد. حمایت آمریکا این برداشت را تقویت می‌کرد. دفاع موشکی، اطلاعات، تسلیحات و حضور نظامی واشنگتن توان اسرائیل برای جذب پاسخ ایران را بالا می‌برد. در نتیجه، اسرائیل می‌توانست خطر بیشتری بپذیرد، در حالی که ایران مجبور بود هر پاسخ خود را با احتمال ورود مستقیم آمریکا بسنجد. مرحله چهارم: برخورد نخست در ژوئن ۲۰۲۵ جنگ دوازده‌روزه در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، برابر با ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، نتیجه همین فرایند انباشته بود. اسرائیل به این نتیجه رسیده بود که پنجره‌ای مناسب برای ضربه‌زدن به برنامه هسته‌ای، پدافند هوایی، ساختار فرماندهی و ظرفیت موشکی ایران باز شده است. حزب‌الله تضعیف شده بود، حکومت اسد سقوط کرده بود، پدافند ایران آسیب دیده بود و اسرائیل از حمایت نظامی و سیاسی آمریکا اطمینان داشت. ایران نیز نمی‌توانست حمله‌ای در این ابعاد را بدون پاسخ بگذارد. عدم پاسخ دیگر فقط عقب‌نشینی از یک بحران نبود، بلکه به معنای پذیرش برتری نظامی و سیاسی اسرائیل تلقی می‌شد. این جنگ لحظه برخورد در بازی چیکن بود. هیچ‌یک فرمان را نچرخاندند. اسرائیل از حملات محدود و نمادین عبور کرد و به دنبال واردکردن ضربه‌ای ساختاری بود. ایران نیز حملات گسترده موشکی و پهپادی را آغاز کرد. جنگ از مرحله ارسال پیام خارج شد و به مرحله تلاش برای تخریب واقعی توانایی‌های طرف مقابل رسید. ورود مستقیم آمریکا جنگ را متوقف کرد، اما مسئله را حل نکرد. آمریکا با حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، هزینه ادامه جنگ را برای تهران بالا برد و هم‌زمان اسرائیل را از ادامه جنگ تا مرحله‌ای نامعلوم بازداشت. ایران نیز پس از حمله محدود به پایگاه آمریکایی العدید، آتش‌بس ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵، برابر با ۳ تیر ۱۴۰۴، را پذیرفت. اما این آتش‌بس هیچ‌یک از مسائل اصلی را حل نکرد. درباره برنامه هسته‌ای ایران توافقی حاصل نشد. ظرفیت موشکی باقی ماند. مسئله امنیت اسرائیل، آینده نیروهای منطقه‌ای ایران و تضمین عدم حمله مجدد نیز بی‌پاسخ ماند. به بیان روشن‌تر، آتش‌بس جنگ را متوقف کرد، اما دلایل جنگ را از میان نبرد. حتی بدتر از آن، دو طرف از جنگ درس‌هایی کاملاً متضاد گرفتند. اسرائیل نتیجه گرفت که می‌تواند حمله را آغاز کند و در لحظه حساس، آمریکا نیز وارد میدان خواهد شد. ایران نتیجه گرفت که مذاکره، خویشتن‌داری و محدودکردن پاسخ‌ها هیچ‌کدام مانع حمله اسرائیل و آمریکا نمی‌شوند. از نگاه تهران، دیپلماسی بدون تضمین امنیتی دیگر راهی برای جلوگیری از جنگ نبود. می‌توانست ابزاری برای محدودکردن توانایی‌های ایران پیش از حمله بعدی باشد. در چنین شرایطی، مطالبه محدودکردن برنامه هسته‌ای و موشکی ایران با یک پرسش بنیادی روبه‌رو بود: ایران در برابر این محدودیت‌ها چه تضمینی دریافت می‌کند که بار دیگر هدف حمله قرار نگیرد؟ پاسخی برای این پرسش وجود نداشت. مرحله پنجم: از جنگ ایران و اسرائیل به جنگ ایران و آمریکا پس از جنگ دوازده‌روزه، منازعه دیگر فقط میان ایران و اسرائیل نبود. آمریکا از حامی بیرونی و تنظیم‌کننده بحران، به یکی از طرف‌های مستقیم آن تبدیل شده بود. مذاکرات هسته‌ای در شرایطی ادامه یافت که اعتماد سیاسی تقریباً از میان رفته بود. آمریکا فقط درباره میزان غنی‌سازی سخن نمی‌گفت. توان موشکی ایران، روابط منطقه‌ای، امنیت اسرائیل و آزادی کشتیرانی نیز به مجموعه مطالبات واشنگتن افزوده شده بودند. ایران نیز این مطالبات را نه یک برنامه محدود برای جلوگیری از اشاعه هسته‌ای، بلکه تلاشی برای خلع ابزارهای اصلی بازدارندگی خود می‌دانست. از نگاه تهران، کشوری که هم شبکه منطقه‌ای، هم موشک‌ها و هم ظرفیت هسته‌ای بالقوه خود را واگذار کند، چه چیزی برای جلوگیری از حمله بعدی در اختیار خواهد داشت؟ حملات گسترده آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، برابر با ۹ اسفند ۱۴۰۴، نشان داد که آتش‌بس سال قبل نه‌تنها صلح ایجاد نکرده، بلکه فقط زمان برخورد دوم را به تعویق انداخته است. اما این بار بازی تغییر کرده بود. آمریکا دیگر پشت سر اسرائیل قرار نداشت. خود یکی از رانندگان شده بود. با ورود مستقیم آمریکا، دامنه جنگ نیز گسترش یافت. مسئله دیگر فقط چند تأسیسات هسته‌ای یا پایگاه نظامی نبود. تنگه هرمز، بنادر ایران، زیرساخت انرژی، امنیت کشورهای خلیج فارس، نیروهای آمریکایی در منطقه، کشتیرانی بین‌المللی، تحریم‌ها و حتی آینده حکومت ایران وارد محاسبات شدند. هرچه تعداد مسائل مورد مناقشه بیشتر شود، رسیدن به توافق دشوارتر می‌شود. ممکن است دو طرف درباره آتش‌بس نظامی توافق کنند، اما بر سر هرمز اختلاف داشته باشند. ممکن است درباره کشتیرانی به تفاهم برسند، اما پرونده هسته‌ای حل نشود.

  • 12 авг.55569из HosseinGhatib

    از اینجا بود که اسرائیل تصمیم گرفت قاعده بازی را تغییر دهد. به جای ادامه جنگ فقط با شاخه‌ها، باید به مرکز شبکه ضربه می‌زد. هزینه جنگ باید از حاشیه منطقه‌ای ایران به فرماندهان ایرانی و در نهایت به خود ایران منتقل می‌شد. مرحله دوم: شکستن دیوار میان جنگ نیابتی و جنگ مستقیم حمله اسرائیل به ساختمان کنسولی ایران در دمشق در ۱ آوریل ۲۰۲۴، برابر با ۱۳ فروردین ۱۴۰۳، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف این مسیر بود. در این حمله، فرماندهان ارشد ایرانی کشته شدند. اهمیت حادثه فقط در شمار یا مقام قربانیان نبود. اسرائیل نشان داد که دیگر خود را به حمله به نیروهای نیابتی یا کاروان‌های تسلیحاتی محدود نمی‌داند. ایران در برابر انتخاب دشواری قرار گرفت. اگر پاسخ نمی‌داد، ممکن بود از جنگ جلوگیری کند، اما اعتبار بازدارندگی خود را در برابر اسرائیل، متحدان منطقه‌ای و حتی در داخل کشور از دست می‌داد. اگر پاسخ شدیدی می‌داد، ممکن بود همان جنگی را آغاز کند که هنوز خواهان آن نبود. حمله مستقیم ایران در ۱۳ آوریل ۲۰۲۴، برابر با ۲۵ فروردین ۱۴۰۳، تلاشی برای حل این تناقض بود. ایران برای نخستین بار از خاک خود با شمار زیادی پهپاد و موشک به اسرائیل حمله کرد. حمله باید آن‌قدر بزرگ می‌بود که ضعف تلقی نشود، اما در عین حال به‌گونه‌ای طراحی شده بود که امکان مهار بحران باقی بماند. تهران می‌خواست بگوید که حمله به مراکز دیپلماتیک و فرماندهان ایرانی هزینه دارد. اما هم‌زمان نمی‌خواست چنان خسارتی وارد کند که اسرائیل و آمریکا ناچار به پاسخ نامحدود شوند. این حمله شاید در کوتاه‌مدت از جنگی گسترده جلوگیری کرد، اما در بلندمدت یک دیوار مهم را فرو ریخت. حمله مستقیم ایران به اسرائیل دیگر امری ناممکن نبود. از آن پس، پرسش این نبود که آیا دو کشور مستقیماً به یکدیگر حمله خواهند کرد یا نه. پرسش این بود که حمله بعدی چه زمانی و با چه شدتی رخ خواهد داد. این همان ویژگی خطرناک خطوط قرمز است. وقتی یک بار شکسته شوند، بازگرداندن آن‌ها بسیار دشوار است. آنچه دیروز غیرقابل تصور بود، امروز استثنا و فردا به بخشی عادی از سیاست تبدیل می‌شود. مرحله سوم: خویشتن‌داری‌ای که به‌عنوان ضعف فهمیده شد ترور اسماعیل هنیه در تهران در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴، برابر با ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، مرحله بعدی آزمون بود. عملیات در قلب پایتخت ایران و در زمانی انجام شد که هنیه برای مراسم تحلیف مسعود پزشکیان در تهران حضور داشت. ایران وعده پاسخ داد، اما فوراً اقدام نکرد. بخشی از این تأخیر به نگرانی از گسترش جنگ و بخشی به گفت‌وگوهای مربوط به آتش‌بس غزه بازمی‌گشت. در تهران این احتمال جدی گرفته می‌شد که اسرائیل دقیقاً در پی کشاندن ایران به جنگی بزرگ‌تر و واردکردن آمریکا به میدان باشد. از نگاه ایران، تأخیر در پاسخ می‌توانست نشانه عقلانیت و کنترل بحران باشد. اما در تل‌آویو، همان رفتار ممکن بود نشانه محدودیت اراده یا توان ایران تلقی شود. در ۱۷ و ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۴، برابر با ۲۷ و ۲۸ شهریور ۱۴۰۳، انفجار دستگاه‌های ارتباطی مورد استفاده حزب‌الله ضربه سنگینی به این گروه وارد کرد. در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴، برابر با ۶ مهر ۱۴۰۳، حسن نصرالله در حمله اسرائیل به بیروت شهید شد. اینجا دور باطل بازدارندگی آشکارتر شد. ایران برای جلوگیری از جنگ بزرگ‌تر خویشتن‌داری می‌کرد، اما اسرائیل همین خویشتن‌داری را فرصتی برای واردکردن ضربات بیشتر می‌دید. هرچه ایران محتاط‌تر عمل می‌کرد، اسرائیل آزادی عمل بیشتری احساس می‌کرد. هرچه اسرائیل جلوتر می‌رفت، هزینه حیثیتی سکوت برای تهران افزایش می‌یافت. ایران سرانجام در ۱ اکتبر ۲۰۲۴، برابر با ۱۰ مهر ۱۴۰۳، دومین حمله مستقیم موشکی خود را انجام داد. این حمله از نظر فنی و عملیاتی جدی‌تر از حمله فروردین بود. ایران این بار بیشتر بر موشک‌های بالستیک تکیه کرد تا شانس عبور از سامانه‌های دفاعی اسرائیل را افزایش دهد. اما پاسخ اسرائیل در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۴، برابر با ۵ آبان ۱۴۰۳، عدم تقارن موجود را آشکارتر کرد. اسرائیل بدون حمله مستقیم به همه تأسیسات هسته‌ای یا نفتی، بخشی از پدافند هوایی، مراکز تولید موشک و زیرساخت‌های نظامی ایران را هدف گرفت. معنای حمله روشن بود. اسرائیل هنوز به حساس‌ترین اهداف ایران حمله نکرده بود، اما بخشی از سپری را تخریب کرده بود که باید از همان اهداف محافظت می‌کرد. در همان دوره، حزب‌الله آسیب جدی دید و حکومت بشار اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴، برابر با ۱۸ آذر ۱۴۰۳، سقوط کرد. شبکه‌ای که قرار بود جنگ را از ایران دور نگه دارد، دیگر کارایی گذشته را نداشت. ایران هم بخشی از عمق راهبردی خود را از دست داده بود و هم در برابر حملات مستقیم آسیب‌پذیرتر شده بود. اسرائیل در مقابل، به چیزی نزدیک شده بود که می‌توان آن را «برتری در تشدید» نامید. این مفهوم لزوماً به معنای برتری مطلق نظامی نیست.

  • 12 авг.57588из HosseinGhatib

    جنگی که پیش از شلیک نخستین موشک آغاز شده بود فرایند آغاز جنگ ایران و اسرائیل، منطق تشدید و احتمال تداوم آن پس از اوت ۲۰۲۶ جنگ ایران و اسرائیل در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، آغاز نشد. همان‌طور که جنگ گسترده‌تر ایران با اسرائیل و ایالات متحده در ۹ اسفند ۱۴۰۴، از لحظه برخاستن جنگنده‌ها و فرودآمدن نخستین بمب‌ها آغاز نشده بود. هر دو جنگ پیش‌تر آغاز شده بودند؛ در فاصله میان تهدید و پاسخ، در جابه‌جایی آرام و تدریجی خطوط قرمز، در ترورهایی که بی‌پاسخ نماندند، در پاسخ‌هایی که محدود طراحی شدند اما محدود نماندند، و در این تصور خطرناک که خویشتن‌داری طرف مقابل نه انتخابی عقلانی، بلکه نشانه‌ای از ضعف است. به همین دلیل، پرسش اصلی من این نیست که چه کسی نخستین موشک را شلیک کرد. پرسش مهم‌تر این است که چگونه جنگ مستقیم، از گزینه‌ای نامحتمل و بسیار پرهزینه، به گزینه‌ای ممکن، سپس قابل‌قبول و سرانجام به انتخابی تقریباً ناگزیر در محاسبات بازیگران تبدیل شد. چگونه ایران، اسرائیل و بعدتر آمریکا، با وجود آگاهی از هزینه‌های جنگ، قدم‌به‌قدم به سوی آن حرکت کردند؟ چرا هیچ‌یک نتوانست در لحظه مناسب از مسیر برخورد خارج شود؟ و مهم‌تر از همه، آیا آتش‌بس‌های شکننده سال ۲۰۲۶، برابر با ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، می‌توانند این روند را متوقف کنند، یا جنگ پس از اوت ۲۰۲۶، یعنی پس از مرداد و اوایل شهریور ۱۴۰۵، فقط شکل دیگری به خود خواهد گرفت؟ جنگ به‌مثابه بازیِ عقب‌ننشستن بوغرا ساری برای توضیح این روند از نظریه «بازی چیکن» استفاده می‌کند؛ بازی‌ای که شاید بتوان آن را در فارسی «بازیِ عقب‌ننشستن» نامید. در شکل کلاسیک این بازی، دو خودرو با سرعت به سوی یکدیگر حرکت می‌کنند. هر راننده امیدوار است دیگری زودتر فرمان را بچرخاند. کسی که منحرف می‌شود از تصادف جان سالم به در می‌برد، اما بازنده و ترسو به نظر می‌رسد. اگر هیچ‌کدام منحرف نشوند، برخوردی رخ می‌دهد که برای هر دو ویرانگر است. در سیاست بین‌الملل، خودروها جای خود را به تهدید نظامی، حمله محدود، ترور، تحریم، محاصره، نمایش قدرت و بسیج نیرو می‌دهند. هر طرف می‌خواهد دیگری را متقاعد کند که تحمل خطر بیشتری دارد و در لحظه نهایی عقب نخواهد نشست. مشکل از جایی آغاز می‌شود که عقب‌نشینی دیگر فقط یک تصمیم نظامی نیست. به مسئله اعتبار، حیثیت، بازدارندگی و حتی بقای سیاسی تبدیل می‌شود. ممکن است یک دولت با عقب‌نشینی از جنگ جلوگیری کند، اما هم‌زمان این پیام را نیز بفرستد که تهدیدهایش جدی نیستند. در این صورت، از برخورد امروز جلوگیری می‌کند، اما شاید زمینه حمله فردا را فراهم سازد. در منازعه ایران و اسرائیل، این بازی فقط یک بار انجام نشد. از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، برابر با پاییز ۱۴۰۲، دو طرف بارها آن را تکرار کردند. هر دور از بحران، اطلاعات تازه‌ای درباره توانایی، اراده و تحمل خطر طرف مقابل به همراه داشت. اما این یادگیری به احتیاط بیشتر منجر نشد. اسرائیل از موفقیت عملیات خود نتیجه گرفت که ایران ضعیف‌تر از آن است که بتواند مانع تشدید شود. ایران نیز از تکرار حملات نتیجه گرفت که خویشتن‌داری نه‌تنها مانع حمله بعدی نمی‌شود، بلکه ممکن است دشمن را برای جلوتررفتن تشویق کند. اسرائیل آموخت که تشدید نتیجه می‌دهد. ایران آموخت که عدم پاسخ، بازدارندگی را فرسوده می‌کند. همین دو برداشت متضاد، دو طرف را در مسیری قرار داد که در آن هر اقدام برای افزایش امنیت، به افزایش احساس ناامنی در طرف مقابل منجر می‌شد. ترکیب بازی تکرارشونده چیکن، مارپیچ تشدید، فقدان تضمین معتبر و حمایت نامحدود متحدان توضیح می‌دهد که چرا جنگ محصول یک اشتباه منفرد نبود. جنگ به‌تدریج ساخته شد. مرحله نخست: جنگ در فاصله‌ای امن از ایران مرحله نخست پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، برابر با ۱۵ مهر ۱۴۰۲، آغاز شد. ایران مستقیماً وارد جنگ نشد، اما از طریق حزب‌الله، حوثی‌ها و دیگر نیروهای همسو، فشار بر اسرائیل و منافع آمریکا را افزایش داد. هدف روشن بود. باید هزینه جنگ غزه برای اسرائیل افزایش پیدا می‌کرد، اما جنگ نباید به خاک ایران می‌رسید. ایران می‌خواست اسرائیل را در چند جبهه درگیر کند، توان نظامی و اقتصادی آن را فرسوده سازد و در عین حال از رویارویی مستقیم اجتناب کند. این همان منطق دفاع پیش‌رونده بود. جنگ باید بیرون از مرزهای ایران باقی می‌ماند. نیروهای همسو باید نقش عمق راهبردی را ایفا می‌کردند و تهران نیز می‌توانست میان حمایت سیاسی و مسئولیت مستقیم نظامی فاصله ایجاد کند. اما این راهبرد یک تناقض اساسی داشت. ایران می‌خواست از طریق شبکه منطقه‌ای خود بر اسرائیل فشار وارد کند، ولی نمی‌خواست هزینه کامل این فشار مستقیماً به تهران منتقل شود. اسرائیل نیز به تدریج به این نتیجه رسید که تا زمانی که هزینه اصلی جنگ را حزب‌الله، حماس، حوثی‌ها و دیگر نیروهای همسو می‌پردازند، ایران انگیزه‌ای برای توقف فشار نخواهد داشت.

  • 12 авг.7261335из yekhezaran

    #گزیده_های_جهان 📽 نقش‌آفرینی استراتژیک ایران و تحولات خاورمیانه ▫️گفتگوی ۵۰ دقیقه‌ای جان مرشایمر و ولی نصر/ با زیرنویس فارسی 🔖 نکته کلیدی مرشایمر «ایرانیانی که فکر می‌کنند اگر در خواسته‌هایشان معتدل‌تر باشند و امتیازهای بیشتری بدهند، آمریکایی‌ها معقول‌تر خواهند شد، "دچار بلاهت هستند".» 🔰نکات مهم: 🔺ایران اکنون کنترل کامل بر تنگه هرمز دارد و خواستار امتیازات جامع قبل از بازگشایی آن است. 🔺آمریکا با کمبود مهمات مواجه است که توانایی آن را برای تشدید بیشتر علیه ایران محدود می‌کند. 🔺پیمان امنیتی عربستان-پاکستان-ترکیه نشان‌دهنده از دست رفتن اعتماد کشورهای خلیج فارس به "چتر امنیتی" آمریکا است. 🔺رد برنامه صلح غزه توسط اسرائیل، اهداف توسعه‌طلبانه و مواضع سختگیرانه این رژیم را فاش می‌کند. 🔺ایران خواستار جبران خسارات اقتصادی فوری، لغو تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های مسدود شده به عنوان بخشی از هر توافقی است. 🔺اعتماد بین آمریکا و ایران در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد و چشم‌انداز ثبات مذاکرات آینده را تضعیف می‌کند. 🔺اعتبار آمریکا در منطقه در حال فرسایش است و متحدان آن در حال آزمایش ترتیب‌های امنیتی جدید هستند. @IranReView24 @yekhezaran