tgindex
کتابــو

کتابــو

Статистика
@ketabooКнигиперсидский
Последний пост
1 янв.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 325
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 072
20 постов
Вовлечённость
80,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 1 янв.547252

    چه کسی می‌خواهد من و تو «ما» نشویم؟ خانه‌اش ویران باد! حمید مصدق

  • تاريخ مى افزايد كه او پیش يا پس از مرگ، خود را در پیشگاه خداوند يافت و او را گفت: «من كه بيهوده آن همه كسان بوده‌ام، مى‌خواهم شخص خودم باشم.» صداى خداوند از ميان گردبادی پاسخ داد: «من هم كسى نيستم. من عالم را همان‌گونه خواب ديده‌ام كه تو کار‌َت را خواب ديده‌ای، شكسپیر عزيز. يكى از صورتهايى كه خواب ديده‌ام تويى، كه مثل خود من بسيارى كسان هستى و هیچ‌كس نيستى.» از کتاب همه چیز و هیچ چیز خورخه لوئیس بورخس @ketaboo

  • به طور غریزی صاحب مهارتی شده بود در تظاهر به اینکه او هم کسی است، تا کسی پی نبرد کسی نیست. بورخس

  • ببین چگونه پوست تنم از رنج کش آمده و از غم به خود می‌لرزم، اما هرگز نگران من نباش عزیز، هنوز می‌توانم لبخند بزنم و در برابر شکوه زندگی به وجد بیایم... بلی من اینچنینم

  • عشق ناگهان از راه می‌رسد، مثل قاتلی که از کوچهٔ تاریک بیرون بپرد. مرشد و مارگاریتا میخائیل بولگاکف @ketaboo

  • 7 дек.967225

    تنهایی‌اش آن‌قدر کامل بود که حتی ترس از تنها ماندن را هم فراموش کرده بود. پاییز پدرسالار گابریل گارسیا مارکز @ketaboo

  • 27 нояб.1 06196

    Pe lângă plopii fără soț Adesea am trecut; Mă cunoșteau vecinii toți — Tu nu m-ai cunoscut. از کنار سپیدارهای تنها بارها گذشتم؛ همهٔ همسایه‌ها مرا می‌شناختند— اما تو نشناختی.» میهای امینسکو شاعر رومانیایی

  • Codrule, codruțule, Ce mai faci, drăguțule? «ای جنگلِ من، جنگل کوچک من، چطوری عزیزم؟» میهای امینسکو شاعر رومانیایی

  • Dor de mama, dor de plai, Dor de vatra cu ai săi. دلتنگ مادرم هستم، دلتنگ سرزمینم، دلتنگ خانه‌ای که عزیزانم در آن‌اند. #وطن

  • 11 нояб.1 113208

    كنفوسيوس می‌گوید: «گروه بيشمارى خوشبختى را در مراتبى بالاتر از مرتبه‌ی انسانى و عده اى آن را در جايى پایین‌تر از آن مى‌جويند ولى اينان بي‌خبرند كه خوشبختى هر فردى متناسب با قامت اوست.» @ketaboo

  • فاطمه اتحاد @ketaboo

  • 2 нояб.1 180178

    تو در رویای من قایق ِکاغذی کوچکی هستی که پیوسته در پی گریز از ساحلی امن است. @ketaboo

  • 23 окт.1 340198

    چقدر جدا شدن تدریجی از دوستان صمیمی تلخ است. ترجیح می‌دهم یکباره رابطه‌ام را با آنان قطع کنم و به انزوا که محیطش به مزاج بشر سازگارتر است، پناه ببرم. زوربای یونانی نیکوس کازانتزاکیس @ketaboo

  • گر گریزم، کجا گریزم؟ و گر بمانم، کجا بمانم؟ نه پای رفتن، نه تاب ماندن؛ چگونه گویم، درخت خشکم!‏ "نادر نادرپور" 🥀

  • به گمانم آدم‌ها، که این‌قدر خودشان و دیگران را با کلمات فرسوده می‌کنند، دست‌کم در این مورد همداستانند که دم فرو بستن نشانه‌ی عقل است. خشم و هیاهو ویلیام فاکنر

  • بدبختی آدمی وقتی نیست که پی ببرد هیچ چیز نمی‌تواند یاریش کند_نه مذهب، نه غرور نه هیچ چیز دیگر_ بدبختی آدمی آن وقتی‌ست که پی ببرد به یاری نیاز ندارد‌ خشم و هیاهو ویلیام فاکنر

  • اندیشه همیشه کارایی خود را دارد و هر رویداد شگفت‌انگیزی نتیجه‌ی اخلاقی خود را. ناتانیل هاثورن داستان کوتاه: وِیکلیفد

  • با گذشت سال‌ها، غمگین بودن رفته رفته در او به صورت عادتی درآمد. در تنهایی خود بشر شد. صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز @ketaboo

  • قلب او که از خاکستر متراکم درست شده بود و سخت‌ترین ضربات کشنده ‌ی واقعیات تلخ روزانه را تحمل کرده بود با اولین یادآوری خاطراتش فرو ریخت. صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز @ketaboo

  • با گره‌ای به این دنیا متصلم با طناب نازکی در تاریکی دره‌های مه‌آلود و با سینه‌ای رسوب گرفته از سرفه‌های شبانه اما ببین تو را به همین زندگی اندکم چگونه چنگ می‌زنم ای عشـق... •بخشی از کتابی که هنوز ننوشته‌ام