کتابــو
Статистика- Последний пост
- 1 янв.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چه کسی میخواهد من و تو «ما» نشویم؟ خانهاش ویران باد! حمید مصدق
تاريخ مى افزايد كه او پیش يا پس از مرگ، خود را در پیشگاه خداوند يافت و او را گفت: «من كه بيهوده آن همه كسان بودهام، مىخواهم شخص خودم باشم.» صداى خداوند از ميان گردبادی پاسخ داد: «من هم كسى نيستم. من عالم را همانگونه خواب ديدهام كه تو کارَت را خواب ديدهای، شكسپیر عزيز. يكى از صورتهايى كه خواب ديدهام تويى، كه مثل خود من بسيارى كسان هستى و هیچكس نيستى.» از کتاب همه چیز و هیچ چیز خورخه لوئیس بورخس @ketaboo
به طور غریزی صاحب مهارتی شده بود در تظاهر به اینکه او هم کسی است، تا کسی پی نبرد کسی نیست. بورخس
ببین چگونه پوست تنم از رنج کش آمده و از غم به خود میلرزم، اما هرگز نگران من نباش عزیز، هنوز میتوانم لبخند بزنم و در برابر شکوه زندگی به وجد بیایم... بلی من اینچنینم
عشق ناگهان از راه میرسد، مثل قاتلی که از کوچهٔ تاریک بیرون بپرد. مرشد و مارگاریتا میخائیل بولگاکف @ketaboo
تنهاییاش آنقدر کامل بود که حتی ترس از تنها ماندن را هم فراموش کرده بود. پاییز پدرسالار گابریل گارسیا مارکز @ketaboo
Pe lângă plopii fără soț Adesea am trecut; Mă cunoșteau vecinii toți — Tu nu m-ai cunoscut. از کنار سپیدارهای تنها بارها گذشتم؛ همهٔ همسایهها مرا میشناختند— اما تو نشناختی.» میهای امینسکو شاعر رومانیایی
Codrule, codruțule, Ce mai faci, drăguțule? «ای جنگلِ من، جنگل کوچک من، چطوری عزیزم؟» میهای امینسکو شاعر رومانیایی
Dor de mama, dor de plai, Dor de vatra cu ai săi. دلتنگ مادرم هستم، دلتنگ سرزمینم، دلتنگ خانهای که عزیزانم در آناند. #وطن
كنفوسيوس میگوید: «گروه بيشمارى خوشبختى را در مراتبى بالاتر از مرتبهی انسانى و عده اى آن را در جايى پایینتر از آن مىجويند ولى اينان بيخبرند كه خوشبختى هر فردى متناسب با قامت اوست.» @ketaboo
فاطمه اتحاد @ketaboo
تو در رویای من قایق ِکاغذی کوچکی هستی که پیوسته در پی گریز از ساحلی امن است. @ketaboo
چقدر جدا شدن تدریجی از دوستان صمیمی تلخ است. ترجیح میدهم یکباره رابطهام را با آنان قطع کنم و به انزوا که محیطش به مزاج بشر سازگارتر است، پناه ببرم. زوربای یونانی نیکوس کازانتزاکیس @ketaboo
گر گریزم، کجا گریزم؟ و گر بمانم، کجا بمانم؟ نه پای رفتن، نه تاب ماندن؛ چگونه گویم، درخت خشکم! "نادر نادرپور" 🥀
به گمانم آدمها، که اینقدر خودشان و دیگران را با کلمات فرسوده میکنند، دستکم در این مورد همداستانند که دم فرو بستن نشانهی عقل است. خشم و هیاهو ویلیام فاکنر
بدبختی آدمی وقتی نیست که پی ببرد هیچ چیز نمیتواند یاریش کند_نه مذهب، نه غرور نه هیچ چیز دیگر_ بدبختی آدمی آن وقتیست که پی ببرد به یاری نیاز ندارد خشم و هیاهو ویلیام فاکنر
اندیشه همیشه کارایی خود را دارد و هر رویداد شگفتانگیزی نتیجهی اخلاقی خود را. ناتانیل هاثورن داستان کوتاه: وِیکلیفد
با گذشت سالها، غمگین بودن رفته رفته در او به صورت عادتی درآمد. در تنهایی خود بشر شد. صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز @ketaboo
قلب او که از خاکستر متراکم درست شده بود و سختترین ضربات کشنده ی واقعیات تلخ روزانه را تحمل کرده بود با اولین یادآوری خاطراتش فرو ریخت. صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز @ketaboo
با گرهای به این دنیا متصلم با طناب نازکی در تاریکی درههای مهآلود و با سینهای رسوب گرفته از سرفههای شبانه اما ببین تو را به همین زندگی اندکم چگونه چنگ میزنم ای عشـق... •بخشی از کتابی که هنوز ننوشتهام