خیالات سرزده
Статистикаبا هنر ، ادبیات، فلسفه و روانشناسی مجموعه ای ساخته شده و خواهد شد برای اندیشیدنی کیفی تر ، و زیستنی شادتر . لطفا با نشر لینک کانال ، این اهداف را سهیم شوید.
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 45
- Всего постов
- 358
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 264
- 1/48двое суток
- 302
- 1/72трое суток
- 326
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
@khialatesarzadeh
@khialatesarzadeh
@khialatesarzadeh
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر این بیت زیبا از سراینده گرانمایه "عماد خراسانی"، چکیده شناخت و دستاوردِ بسیاری از اندیشه ورزان و دانایان جهان از آغاز تا امروز است👌. آگاهانه زیستن و در لحظه بودن، بدون بی خبری از آنچه که بر ما گذشته و آنچه که با رفتار امروزمان بر ما خواهد گذشت! این است چکیده و جوهرِ دانشِ زندگی👍 هما ارژنگی
و سلام بر آنان که در دیدار اندکند و در یاد بسیار... #محمود_درویش @khialatesarzadeh
میگردی ... بین فلسفه میگردی ... لابهلای ادبیات میگردی، درون سينما میگردی، ميان موسيقى میگردی، بلکه فيلسوفى تو را يافته باشد، اديبی تو را نوشته باشد، فيلمسازى تو را ساخته باشد و موسیقیدانی تو را نواخته باشد ... آدمی تشنه جرعهای درک شدن است، میخواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود ... #وحید_عیسوی @khialatesarzadeh
تسلیات را تسلی مقدس مبارکت را بر دریاهای ژرف ابر بنشان و هبه کن ... #عباس_نعلبندیان @khialatesarzadeh
در آن چشم ها #علیرضا_قربانی @khialatesarzadeh
@khialatesarzadeh
عشق ما ... صدایی شد در دهان پرندهای و به دوردستها رفت و بین شاخ و برگ درختان، گم شد … #بیژن_جلالی @khialatesarzadeh
#mim @khialatesarzadeh
@Khialatesarzadeh
یاس را سپاس التیام بی چرای زخم های زمین #افسانه_نجاتی @Khialatesarzadeh
انسان، کسانی را که دوست دارد قضاوت نمی کند ... بلکه سعی در درک آنها دارد ... #ایران_درودی @khialatesarzadeh
لم يحدث أن أصابني ضرر في المرات التي تصرفت فيها كشخص بغيض، وحدها المرات التي كُنتُ فيها شخصًا لطيفًا هي التي ضرّتني ... هرگز آن زمان که انسان بدخلق و نفرتانگیزی بودم، آسیبی به من وارد نشد ... تمام زخمهای من مربوط به روزگاری است که مهربان بودم ... #احمد_خالد_توفیق @khialatesarzadeh
مردم تا جایی دوستمون دارن که ... @khialatesarzadeh
جهان شعری زیباست با مفهومی عمیق شاعران آن را زندگی میکنند هر روز آن را می سرایند ، می سازند سیاستمداران در آن غرق می شوند ، می میرند و مردم در تلاشی بیهوده تکه های آن را برای روز مبادا جمع می کنند. #احمد_نجاتی
پشت دستگاه اپتومتری نشستم و با چشم چپم به تصویر مونیتور خیره ماندم تا دکتر وضعیت بینایی ام را تجزیه تحلیل کند...چشم چپ وضعیت پیچیده ای نداشت، چشم راست اما حکایتها داشت ...دیگر هیچ صراط مستقیمی نمی بیند...دکترها می گویندCSR و علتش؟ تشویش! و درمانش؟ هیهات! حالا من مانده ام که چطور و با کمک کدام ردیاب یا نقشه خوانی درست به راه راست روم! دکتر بیماری را که تشریح کرد ، آب دهانم را از ترس قورت دادم و گفتم : مطمءنید این یک عارضه چشمی است؟ گفت چطور؟ گفتم به نظر من اما تاریخی - فلسفی - اجتماعی - فرهنگی- عاطفی است! جای شکر دارد که متوجه شده ام هیچ چیز جای خودش نیست و به امید درمان آمدم خدمتتان ...بقیه فکر می کنند دارند درست می بینند!گفت : تا حالا اینطوری درباره CSR فکر نکرده بودم و پیدا بود سعی می کند جلوی خنده اش را بگیرد...ولی از پشت دستگاه بیرون آمد و گفت هیچ چاره ای نداری جز خونسردی!گفتم یعنی این اعوجاج را ببینم و بگویم به به چه منظره زیبایی؟ گفت : با کمترین استرس و شکایتی CSRدوم و سوم حمله ور می شوند...گفتم : این که بزرگترین دلیل برای اضطراب است...اعوجاج را مگر می شود خونسردانه نگاه کرد و از بیشتر شدنش نترسید؟ بترسم یا نترسم این صراط، مستقیم نمی شود، می شود؟ کار دکتر که تمام شد پرسیدم : انصافا من ویزیت به شما بپردازم یا شما به من؟ گفت : تا جلسه بعد به این موضوع فکر می کنیم هر دو... تکه ای از یک خیال طولانی #افسانه_نجاتی @khialatesarzadeh
أنَّ الجرح عندما يتعب من البكاء، يبدأ بالغناء ... آنگاه که زخم از گریستن خسته شود، آواز سر می دهد ... #غازی_القصیبی @khialatesarzadeh
آن تُرک پری چهره که دوش از بَرِ ما رفت آیا چه خطا دید که از راهِ خطا رفت؟ تا رفت مرا از نظر آن چشمِ جهان بین کس واقفِ ما نیست که از دیده چهها رفت بر شمع نرفت از گذرِ آتشِ دل، دوش آن دود که از سوزِ جگر بر سر ما رفت* دور از رخِ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم سیلابِ سرشک آمد و طوفانِ بلا رفت* از پای فتادیم چو آمد غمِ هجران در درد بمردیم چو از دست دوا رفت دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمریست که عمرم همه در کارِ دعا رفت احرام چه بندیم؟ چو آن قبله نه این جاست در سعی چه کوشیم؟ چو از مروه صفا رفت* دی گفت طبیب از سرِ حسرت چو مرا دید هیهات که رنجِ تو ز قانونِ شفا رفت* ای دوست به پرسیدنِ حافظ قدمی نه زان پیش که گویند که از دارِ فنا رفت* #حافظ #سینا_سرلک پیمان خازنی @khialatesarzadeh