کورش سلیمی
Статистикаhttps://instagram.com/salimikoorosh https://www.facebook.com/profile.php?id=100004499296511&mibextid=LQQJ4d https://youtube.com/@kooroshsalimi?si=yUsQae--XbLRoIFe
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Видео
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 685
- 1/48двое суток
- 785
- 1/72трое суток
- 846
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آیا در هر اتفاقی خیری هست؟ این قابلیت در ساختار زندگی وجود دارد که هر اتفاقی در هر سطحی ( شخصی، جمعی، محیطی) را بتواند به نفع خود به کار گیرد. از کجا می دانم؟ از نخستین روز ، در تاریخی بلند، زندگی از بحران ها شکوفه زده و روییده. پس اگر می پرسی در هر اتفاقی خیری هست ، می گوییم بیا با خود کاری کنیم که باشد. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
اعتماد می شکند اما شکست نمی خورد در تاریخ بلند زندگی، از پیدایش تا امروز، زندگی بی شمار اشتباه کرده ، بیشمار با خود جنگیده ، بارها به صخره های سخت برخورده کرده است ... و در خود شکسته است. اما هربار توانمند تر و هوشمند تر بازگشته و یاد گرفته است در چنین موقعیتی چه باید بکند. هیچ شکستی را بیهوده پشت سر نگذاشته است، هیچ اشتباهی و هیچ سختی را. امروز ما میراث دار این نبرد بی امان و فرهمند هستیم. آنچه که دانش و هوش زیستی پیچیده طبیعت می دانیم، آغاز بسیار ساده تری داشته است. زندگی حتی یک نفس را هدر نداده است و قرار نیست داستان در نشانی من و تو تغییر کند. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
هراس آدمی از مرگ ، بیشترک در این باور ریشه دارد که زندگی را متعلق به بدن می داند. حال اینکه این بدن است که به زندگی تعلق دارد. و این چه چیزی را عوض می کند؟ چنین تغییری نمی گوید مرگ وجود ندارد اما مرگ را به درون زندگی می آورد. هم مرگ را و هم تولد را. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
از حکمت مهر نیستی هستی را در خود ممکن می کند و هستی زندگی را در خود ممکن می کند و زندگی ، تن را در خود ممکن می کند و تن ، من را در خود ممکن می کند و من ، نیستی را در خود ممکن خواهد کرد اینگونه نیستی به هستی خویش می آید کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
اگر مشکلات بیشتر درونی باشد مثل عصبیت، غم، افسردگی و پرخاشگری دوره آهنگ جان (براکا) شروع بهتری است. 🌐 از نظر رشد شخصی برای پیشرفت در رابطه با تمامیت هستی دوره آهنگ جان (براکا)بهتر است. شما درک عمیق تری از خود بدست می آورید. اگر به فلسفه بیشتر علاقه دارید دوره اهنگ جان (براکا) 🌐 از نظر فعالیت دوره آهنگ جان ( براکا) دوره آرام تری هست و شخص بیشتر با خودش و ادراکات و حس های خودش در ارتباط است. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
تعادل چغ چغ اگر کاری لذت بخش باشد، ادامه می یابد تا جایی که منابع لازم برای انجام آن به پایان می رسد و درد کمبود آغاز می شود. شروع تخمه خوردن لذت بخش است. اگر محدودیتی نباشد تابی نهایت ادامه می بیاید. انجه باعث می شود از تخمه خوردن دست برداریم، یا تمام شدن ظرف تخمه است یا تمام شدن انرژی تخمه خوری ، اب بدن ، زمان ، محدودیت دریافت کالری و ... اما اگر هیچ محدودیتی نبود چه می شود؟ اگر نه تخمه تمام می شد، نه مزه آن ، نه می ترکیدم نه جای دیگری کممی آوردم ( رفتن سر کار، نیاز به خواب و ...) چه می شود؟ می توانی کسی را تصور کنی که تا ابدیت گوشه ای نشسته و چغ چغ می کند! چه خوب که پیش از ناپدید شدن در چغ چغ ، چیزی تمام می شود. ❇️ هرجا دیواری هست، باید به خود درآیی، که مبادا در تلاش برای تمام کردن جان در بی نهایت هستم. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
اگر به خانه دیگری میهمان شدی، فقط از زیبایی های خانه بکو برای تو آسان است که نامتناسب بودن رنگ کف پوش با میزان نور را تذکر دهی . یا از کوتاهی سقف بگویی تو می گویی و می روی اما او می ماند تا زیر آن سقف زندگی کند، سقفی که با هر یادآوری ، اندکی کوتاه تر از همیشه می شود. و به همین آسانی می توانیم زندگی در خانه اش را برایش دشوار تر کنیم و به همین سان می توانیم زیستن با مادرش ، پدرش، همسرش، فرزندش یا ... را دشوار تر کنیم، اما شاید او تنها مادری باشد که دارد ! و چه می شود اگر به دیگری بگوییم که به اندازه کافی خوب نیست؟ می گوییم و می رویم ، او می ماند و تنها زیست-جهانی که دارد. جهان زبان کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
ایراد ندارد خواهان وضعیت ها و رابطه های کامل باشیم اما این ایراد داره که وقتی چیزی کامل نیست، دیگر آن را نخواهیم چون زندگی عمدتا مجموعه ای از فرصت های نصفه و نیمه است رابطه نصفه و نیمه دوست نصف و نیمه بچه های نصفه و نیمه کار نصفه و نیمه خانه نصفه و نیمه ماشین نصفه و نیمه کشور نصفه و نیمه وقتی این وضعیت های نصفه و نیمه را بگذاریم کنار این واقعیت که خود ما آدم هایی نصفه و نیمه هستیم شاید به صلح برسیم و شادی های نصفه نیمه ای را که زندگی در خود دارد را به آغوش بکشیم. شاید سعادت یک شادی بزرگ نباشد. کمال گرایی مفرط، بدون آنکه موفق شود ما را به وضعیت های کامل برساند از شادی کوچک محروم می کند. شادی های کوچکی که گمان می کنم جمع آنها سعادت نام دارد. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
مرگ می خواهیم این بدن تا ابد بماند. و چه می شد اگر می ماند؟ این شکل از زندگی - خوب یا بد- تا بینهایت می رفت. و آنگاه چه می شد؟ در بینهایت بی اثر می شد. مثل آب دریاچه ای که در هوا بخار شود. هیچ چیز دیگر حسی نداشت. مگر زنده بودن ، همان حس داشتن نبود؟ به جایی می رسید که بودنش با نبودنش فرقی نمی کرد. در جاودانگی خیلی زود تمام می شدیم. اگر بقا در ابدیت ممکن باشد، مرگ لازمه آن است. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
چرا زندگیدر هستی بقای خود را حفظ میکند؟ زندگی بقای خود را حفظ میکند ، چون زندگی امر فرخنده ای است. سنگ هست چون هست. اما نمی شود گفت سنگزنده ایت چون زنده است. زنده بودن با کوشش مداومی همراه است. نفس کشیدن بی هزینه نیست، برای هیچ موجودی. باید که آب نوشید، باید که غذا خورد ، باید که زنده ماند ... هستی میکوشد زنده بماند - در هر جایی که زنده است- چون لابد زنده بودن برایش امر فرخنده ای است. هر زیستنده ای آگاهانه در این تلاش مشارکت دارد، اما آیا فرخندگی آن را هم حس می کند؟ ذهن منسجم- ذهن ماندالایی - آن را میداند، حتی زمانی که چنین حسش نمیشود. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
مسئله اصلی در حکمت مهر، من نیست. محور شدن انسان و من محصول فلسفه غرب و انقلاب روشنگری غربی است. اگرچه بصورت منطقی می شود ثابت کرد ناچاریم که مسئله خود را حل کنیم اما این محدویت با اینکه پرسش بنیادین چه باشد فرق اساسی دارد. پرسش بنیادین می تواند انسان، رنج، هستی، خدا یا زندگی باشد. پرسش بنیادین نمی گوید مسئله اصلی چیست - می پذیرم که ناچارا مسئله اصلی خودم هستم- بلکه می گوید مسئله اصلی در پاسخ به کدام پرسش حل می شود. نگاه غرب می خواهد با کند و کاو در چرایی و چگونگی وجود انسان ، مسئله انسان را حل کند. ما می گویم مسئله انسان با جستجو در انسان حل نمی شود. همانطور که مسئله وجود یک چرخ دنده با واکاوی آن حل نمی شود . باید مکانیزمی را که آن چرخ دنده در آن کار می کند موضوع تحقیق قرار داد. آدمی ، نتیجه وجود زندگی در هستی است. انسان چرخ دنده ای است که درون سیستمی به نام زندگی پدید آمده و کار می کند. دلیل وجود انسان هرچه که باشد در دل این پرسش نهفته است که زندگی در هستی به چه کار مشغول است. البته اگر نخواهیم که زندگی را نتیجه وجود ادمی در هستی بدانیم. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
I جملهٔ بیقراریت از طلب قرار توست طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت مولانا بخشش یعنیباقی گذاردن بی قراری در بدن چون جان شیرین. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
عمرِ گرانمایه در این صرف شد تا چه خورم صَیْف و چه پوشم شِتا شاید کلید حکمت مهر، تغییر دغدغه است. تغییر دغدغه از محتوای زندگی به کلیت وجود زندگی . تغییر توجه از ماجراهای زندگی به وجود زندگی. پرسش می باید از اینکه چرا زندگی اینگونه است به چرا زندگی هست تغییر کند. اما نه اینکه چرا « من» زنده هستم. بلکه چرا زندگی در جهان سنگ و آب هست. بی گمان مسئله وجود و زنده بودن من، بسیار دیرآیند تر از ممکن شدن زندگی در جهان بی جان است. اگر هیچ انسانی وجود نمی داشت، اگر این بدن کلاغ بود و این افکار و احساست غارغار او، این پرسش به قوت خود باقی می ماند که جادوی به غارغار افتادن سنگ در چه کار است و چه اهمیتی در کلیت هستی دارد. مسئله زندگی هر پاسخی که داشته باشد باید در سطح کلاغ بودن هم کار کند. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
اخیرا دیدم کتاب دوستی را دوستی خوانده و در یوتوب گذاشته : https://youtube.com/@saraghasemlouian?si=19QgIsyhtXDknPlb https://t.me/kooroshsalimi
بیان زنده بودن در این نشانی در پس یک تاریخ عظیم از اعجاز و تکامل ممکن شده است: نفس کشیدن سنگ، فکر و خیال کردن سنگ، احساس داشتن ... خودآگاهی سنگ ... به نفس هایم گوش می کنم... به هیاهوی کلاغ های ذهن ... احساس می کنم چیزی فراتر از من در نشانی من درحال محقق شدن است. نفس ها باارزش می شوند و هر غارغار معجزه ای می شود از جنس راز کورش سلیمی
سلوک مهر، حرکت در مسیر پروژه زندگی به مثابه ابر پروژه ای از هستی است که من را در خودش به عنوان بخشی از آن ممکن کرده است. یعنی این دغدغه که «زندگی هستی به کجا می رود و از من چه بهره ای در این امر می برد؟ » جایگزین این دغدغه می شود که « من در زندگی به کجا می روم ؟ ». یا این پرسش که «مقصد زندگی هستی چیست» جایگزین پرسش « مقصد من در زندگی چیست؟» می شود. کورش سلیمی https://t.me/kooroshsalimi
🪷نیدرا عشق🪷 کورش سلیمی ( این فایل بسیار قدیمی است و مربوط به سال های ابتدای شروع فعالیت است و بنا به درخواست تعدادی از دوستان اینجا گذاشته شده است) https://t.me/kooroshsalimi
جهان همیشه خوب است، اما برای خودش برای من نیز، اگر جهان بمانم جهانی که نوزایی می کند، دیگر جهانم نیست اگر با آن نو نشوم. درآغاز شب، از خود به دنیا می آیم تا مهر به نرمی راه خود را پیدا کند نوروز فرهمند کورش سلیمی ١۴٠۵.١.١ https://t.me/kooroshsalimi
زندگی درون نازندگی کورش سلیمی 💫❤️ https://t.me/kooroshsalimi
کورش سلیمی pinned a video