tgindex
Hugging You ✧˖°

Hugging You ✧˖°

Статистика
@kreadkКнигиперсидский

The more that you read, the more things you will know. The more that you learn, the more places you’ll go.

Последний пост
9 февр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
322
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
601
20 постов
Вовлечённость
186,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • I am writing because they told me to never start a sentence with because. But I wasn't trying to make a sentence - I was trying to break free. *Because freedom, I am told, is nothing but the distance between the hunter and its prey.* — On earth we’re briefly gorgeous

  • سلام کیمیا جان شبت بخیر! ممکنه اسم کتاب رو لطف کنی؟

  • видео или голосовое, без подписи

  • I want to be myself again. I want to be six. I want to stop knowing everything I know. — Deathless by Catherynne M. Valente

  • نورثنگر ابی، تو از آن داستان‌هایی هستی که در نگاه اول، شاید کم‌اهمیت و سبک به نظر بیایی؛ اما زیر پوست تو، جنسی از صداقت و بازیگوشی جاری‌ست که بسیاری از خواهرانت، چه آن‌ها که به فلسفه آغشته‌اند، چه آنان که خشم و غرور را می‌شکافند، از آن بی‌بهره‌اند. تو، با کاترینی که نه فرشته‌ است، نه زن بالغ و پرآوازه‌ای چون آن الیوت یا الیزابت بنت، قهرمان کسی می‌شوی که خودش را نه در عقل و منطق، که در شور خیال می‌جوید. کاترین تو، برای من نماد همه‌ی دخترانی‌ هستی که خیال‌پردازی را گناه نمی‌دانند. او می‌ترسد، اشتباه می‌کند، فریب می‌خورد، ولی در پایان، می‌فهمد! نه از روی اجبار، که از راه تجربه. و این برای من، بزرگ‌ترین وجه تمایز تو با دیگر آثار جین آستین است. و تو، با هنری تیلنی‌ات، مردی به ما دادی که نه نجات‌دهنده بود، نه مجازاتگر، نه سایه‌ای پرابهت در دوردست؛ بلکه انسانی شوخ، دقیق، و صبور؛ مردی که پیش از آن‌که عاشق شود، گوش می‌دهد. کمی درباره‌ی همراهان داستانت هم بگویم: - کاترین را، نه به‌خاطر اشتباهاتش، که به‌خاطر صداقتش دوست دارم؛ او درس می‌گیرد، بی‌آن‌که تلخ شود. - ایزابلا تورپ، با آن لحن اغراق‌شده‌اش، تلنگری‌ست به ما که گاه، برای دیده شدن، آن‌چنان خود را تحریف می‌کنیم که در آینه هم نمی‌شناسیم. - و جان تورپ؟ بی‌شک یکی از نامطلوب‌ترین شخصیت‌های جین، که همه‌ی مردان بی‌مطالعه‌ی پرمدعا را در وجود خود جمع کرده است. در میان این‌ها، صدای آرام هنری، مثل کتابی‌ست که آدم دلش می‌خواهد چندبار بخواندش؛ نه برای هیجان، بلکه برای درک بهتر. نورثنگر ابی، تو خواهر کوچک و دست‌کم‌گرفته‌شده‌ای هستی که با خنده‌ای نرم، با رقصی بی‌ادعا، و با قلبی لبریز از مهربانی، جای خودت را در دل خواننده باز می‌کنی. من آموختم که گاهی، تنها همان سبک‌بال‌ها هستند که به ما اجازه‌ی پرواز می‌دهند. تو، به همراه مردی از میان کلمات، در روزی خاص به خانه‌ام آمدی؛ و من، هنوز مطمئنم که هدیه‌ای بهتر از این برای یک دختر خیال‌پرداز وجود نداشت.

  • خب، باید زندگی کنیم و یاد بگیریم. امیدوارم دوست‌های تازه‌ای که از این به بعد پیدا می‌کنی بیشتر از این‌ها لایق دوستی باشند. — نورثنگر اَبی، جین آستین

  • سرانجام با توافق از هم جدا شدیم. کاش اصلا یکدیگر را ندیده بودیم! هیچ دلم نمی‌خواهد دیگر به چنین زنی بربخورم! کاترین عزیز، مراقب باش چگونه دل می‌سپاری. به من اطمینان کن. — نورثنگر اَبی، جین آستین

  • «آدم‌ها در هیچ چیز این‌قدر گمراه نمی‌شوند که در احساسات‌شان، و به نظرم کاملا حق دارند.» — نورثنگر اَبی، جین آستین

  • «آدم اگر همیشه ثابت قدم باشد کارش به لجاجت می‌کشد. اگر آدم به موقع کوتاه بیاید، نشانه‌ی تشخیص درست است.» — نورثنگر اَبی، جین آستین

  • — نورثنگر اَبی، جین آستین

  • «… به اجبار کمی تاریخ می‌خوانم، اما هرچه می‌خوانم یا ناراحتم می‌کند یا خسته. جنگ و نزاع پاپ‌ها و شاه‌ها، جنگ‌ها و طاعون‌ها، توی هر صفحه… مردها همه بی‌جهت جان می‌دهند، خبری هم از هیچ زنی نیست… خیلی حوصله‌ی آدم سر می‌رود.» — نورثنگر اَبی، جین آستین

  • - … نکند شما رمان نمی‌خوانید؟ + برای چه نخوانم؟ - برای اینکه زیاد باب طبع شما آقایان نیست. آقایان کتاب‌های بهتری می‌خوانند. + هر آدمی که از رمانِ خوب خوشش نیاید، چه مرد باشد، چه زن، قاعدتا کندذهن است. — نورثنگر اَبی، جین آستین

  • :)) مینسمسمسمس

  • «بهار جوانی را پشت سر گذاشته بود اما شور زندگی را نه.»🌟

  • با اینکه این آقاییه خیلی روی مخه؛ ولی that was cute 😭

  • - “اینجا داشتم به همه‌ی دوست و آشناها می‌گفتم که قرار است من با قشنگ‌ترین دختر این سالن برقصم. حالا اگر ببینند که شما دارید با یک نفر دیگر می‌رقصید حسابی مسخره‌ام می‌کنند.” + “اوه، نه. با این اوصافی که شما گفته‌اید، کسی فکر نمی‌کند منظورتان من بوده‌ام.” - “به خدا قسم اگر نفهمند منظورم شما بوده‌اید با لگد از سالن می‌اندازم‌شان بیرون.” — نورثنگر اَبی، جین آستین

  • — نورثنگر اَبی، جین آستین

  • کاترین مات و مبهوت این حرف‌ها را می‌شنید. نمی‌دانست این اوصاف ضد و نقیض را چطور باید با هم قبول کند. طوری بار نیامده بود که از غرض و مرضِ اینطور وراجی‌های سر دربیاورد. این را هم نمی‌دانست که خودنمایی و جلوه‌فروشی باعث می‌شود آدم‌ها حرف‌های بیهوده بزنند و آسمان ریسمان به هم ببافند. افراد خانواده‌اش آدم‌های صاف و ساده و معمولی بودند و کمتر پیش می‌آمد که حرف‌های حکیمانه بزنند. … عادت نداشتند برای مهم جلوه دادن خودشان دروغ بگویند، یا حرفی بزنند که یک دقیقه‌ی بعد مجبور بشوند درست ضدش را بگویند. — نورثنگر اَبی، جین آستین

  • — نورثنگر اَبی، جین آستین

Hugging You ✧˖° — tgindex