لیموترش
Статистикаاینجا آش شله قلمکاری است از خاطرهها و تجربههای معلمی، آموختهها از دیگران و گاه نگاهم به دنیا و مخلفاتش ارتباط با ادمین @teach2030
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 199
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 404
- 1/48двое суток
- 462
- 1/72трое суток
- 499
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سلام دوستان معلمی که دارای معلولیت باشه میشناسید که تجربه تدریس در مدارس عادی داشته باشه و بتونید مارو به هم مرتبط کنید؟ اگر امکانش رو دارید لطفاً خصوصی به من پیام بدید.🙏🌹 شناسه تلگرام من: @teach2030
#همراهان_شورا با سلام، یک کارزار رایگان برای حمایت از نابینایان و معلولان در صفحه زیر وجود دارد. با امضای شما، آموزش و پرورش مکلف به حمایت و انجام وظیفه از این عزیزان روشندل میشود. این بخشنامهی غیرقانونی لغو خواهد شد. امضای شما فقط دو دقیقه زمان میبرد، اما…
#همراهان_شورا با سلام، یک کارزار رایگان برای حمایت از نابینایان و معلولان در صفحه زیر وجود دارد. با امضای شما، آموزش و پرورش مکلف به حمایت و انجام وظیفه از این عزیزان روشندل میشود. این بخشنامهی غیرقانونی لغو خواهد شد. امضای شما فقط دو دقیقه زمان میبرد، اما دهها سال در زندگی آنها تأثیر میگذارد. با لطف شما هیچ نابینایی خانه نشین نماند. 📍لینک کارزار برای امضا : https://www.karzar.net/341250 📌مطالب ارسالی همراهان شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند. 🔹🔹🔹 اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید: 🆔 @kashowranews ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید: 📡 تلگرام؛ 🌐 سایت 📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X 📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
سلام دوستان متن این کارزار رو لطفاً بخونید و اگر موافق بودید امضا کنید و نشر بدید. متشکرم 🙏 https://www.karzar.net/340426
سلام رفقا! در جریانید که به روال هرسال مردادماه تعطیلیم و کانال غیرفعال؟ لطفاً هی اینجارو ترک نکنید بیمعرفتا.🤪 شهریور برمیگردیم.
📢 ما نمیخواهیم شما جا بمانید! مهلت ثبتنام ترم جدید الفب تمدید شد! 🎓 تا به حال حدود ۱۳۰۰ نفر به دورههای الفب اعتماد کرده و ثبتنام خود را نهایی کردهاند.اما متاسفانه به دلیل رخدادهای دردناک اخیر، آموزگاران عزیز استانهای بوشهر، ایلام هرمزگان و کرمان…
📢 ما نمیخواهیم شما جا بمانید! مهلت ثبتنام ترم جدید الفب تمدید شد! 🎓 تا به حال حدود ۱۳۰۰ نفر به دورههای الفب اعتماد کرده و ثبتنام خود را نهایی کردهاند.اما متاسفانه به دلیل رخدادهای دردناک اخیر، آموزگاران عزیز استانهای بوشهر، ایلام هرمزگان و کرمان هنوز موفق به ثبتنام نشدهاند. در نتیجه، ما ثبتنام دوره را برای همه، تا ۹ مردادماه تمدید کردهایم. شما هم به این جمع بزرگ بپیوندید! 🎯 اگر به دنبال رشد و توانافزایی خود هستید، مدرسه معلمی الفب با دورههایی غیرحضوری اما مؤثر در کنار شماست. 🏛️ دورههای الفب با همکاری استادان برجسته، مدیریت علمی دکتر محمود مهرمحمدی و بهصورت کاملاً مهارتمحور طراحی شدهاند. 📚 با ارائه دروسی از جمله: 🔸 ارزشیابی کیفی در کلاس درس: مهندس طاهره رستگار 🔸 ادبیات کودک در کلاس درس: استاد محمدعلی شامانی 🔸 فلسفه برای کودکان در کلاس درس: دکتر یحیی قائدی 🔸 از تکنیک تا تصمیم در کلاس درس: دکتر صغری ملکی 🔸 نمایش خلاق در کلاس درس: استاد جمال میرجعفری 🔸 هنرهای تجسمی در کلاس درس: دکتر صادق کشاورزیان 🤝 بورسیه ۹۵ درصدی با حمایت خیرین دغدغهمند ایرانی، برای شرکت آموزگاران مناطق کمبرخوردار کشور در این دورهها، بورسیههایی تا ۹۵٪ فراهم آمده تا هیچ معلم باانگیزهای از یادگیری باز نماند. ⏳ پایان مهلت ثبتنام: ۱۱ مردادماه ۱۴۰۵ 🔗 لینک اطلاعات بیشتر و پیشثبتنام: https://zaya.io/pre-registert 🏫 مدرسه معلمی الفب 🌱 برای زیستن قصههای تازه 📚کانال صنفی معلمان 🔸🔸🔸 🆔 @kasenfi
#روزنوشت۳۱۹ و اما آقایان معلم به نوع دیگری این نوع خشونت را تجربه میکنند که به ندرت کسی در موردش حرف میزند اما به نظرم در جامعه ما اثر منفی زیادی روی عزتنفس و اعتمادبهنفس مردان معلم دارد. اینکه وقتی به هر دلیلی به دنبال ازدواج سنتی با معیارهای خودشان هستند مدام باید این جمله را بشنوند که مگه یه معلم چقدر درمیاره، من با معلم ازدواج نمیکنم. این حرف را اغلب همانهایی میزنند که در حالت عادی معتقدند معلمان در مورد درآمدشان دروغ میگویند و سیاهنمایی میکنند ولی وقتی بحث ازدواج میشود ظاهراً دادههای ورودی تغییر ماهیت میدهند. بله من هم میدانم خانواده را با تک درآمد کمتر از سی میلیون تومان واقعاً دشوار است اداره کنی اما خیلی از مشاغل هم چنین درآمدی دارند ولی کسی با عنوان شغل آن را مطرح نمیکند. مثلاً کسی نمیگوید کی به آتشنشان با این حقوق شوهر میکنه؟ معمولاً وضعیت مالی را میپرسند و اگر با معیارهایشان فاصله داشت پاسخ رد میدهند و مسئله نوع شغل را پررنگ نمیکنند بلکه اغلب محترمانه و غیرمستقیم مسئله را مطرح میکنند. برخی خانمها هم از همان ابتدا توقع دارند معلمان مرد یا شغل دوم داشته باشند یا شغل دومی مدنظرشان باشد و معلم بودن را به تنهایی معتبر نمیدانند. درصورتیکه نه فقط معلمها که بیشتر مردم اگر در مسیر زندگی دچار چالش مالی شوند با همفکری تدبیری برای درآمد بیشتر میاندیشند. مطرح کردن این ماجرا میتواند به همین صورت باشد که اگر در زندگی چالش مالی داشتیم آیا میتوانم روی تو برای تلاش بیشتر و انجام کارهای دیگری حساب کنم؟ نه اینکه از همان ابتدا بپرسیم خوب برای شغل دوم چه فکری داری؟ اگرچه همه معلمان و ازجمله معلمان مرد نسبت به سطح تحصیلاتشان درآمد عادلانهای ندارند و حتی در مقایسه با سایر کارمندان هممدرک هم دریافتی کمتری دارند ولی در کنارش ویژگیهای بسیار مثبتی هم دارند که این روزها اگر نایاب نباشد حداقل بسیار کمیاب است. من به واسطه فعالیتهای متنوع اجتماعی با اقشار زیادی در ارتباط بودهام و نجیبتر و شریفتر از مردان معلم ندیدهام. مواردی استثنا وجود دارد ولی به طور عموم معلمان واقعاً انسانهایی شریف و درستکارند و معلمان مرد هم همینطورند. بهترین تجربیات من از ارتباط اجتماعی با مردان در فعالیتهای صنفی معلمان بوده که شریفترین انسانها و نجیبترین مردان را در آنجا دیدهام. انسانهایی که امنیت شغلی و جانی خود را برای آسایش و آزادی جامعه به راحتی قربانی میکنند و تعدادشان کم هم نیست. هنوز هم با تمام تخریبهای عمدی و غیرعمدی جامعه و حاکمیت، وجهه معلمان محترم است. یادم هست که در سفری با ماکزیم، پلیسراه راننده را متوقف کرد چون ظاهراً گزارش مشکوکی از او داشتند. مرا هم حسابی سینجیم کردند و طوری برخورد میکردند که انگار من شریک جرمم ولی به محض اینکه شغلم را پرسیدند و گفتم معلمم ناگهان رفتارشان عوض شد. مرا به دفتر بردند و چای تعارفم کردند و خودشان برای من آژانس گرفتند و خودروی آن راننده را توقیف کردند. ما معلمها از این تجربهها کم نداریم. از اعتباری که در معاملات داریم و حسابی که روی قولهایمان باز میشود. بله معیشت و وضعیت اقتصادی مهم است اما هرچه سنتان بالاتر رود بیشتر میبینید که اعتبار اجتماعی هم به همان اندازه اهمیت دارد. دیدهام صاحبخانههایی که ترجیح میدهند مبلغ کمتری پول پیش و کرایه بگیرند ولی زوج فرهنگی مستاجر آنها باشند. نه فقط به خاطر خوشحسابی که به خاطر اطمینان از سطح فرهنگ و رفتار اجتماعی آنها. اگر همسر معلم دارید به خاطر درآمد کمتر تحقیرش نکنید. به خاطر ساعتهای بیشتر فراغت و به خیال برخی، بیکاری بیشتر سرزنشش نکنید. دیدهاید که مادرها چطور وقتی بدون کمکِ همدلانه فرزندشان را بزرگ میکنند شکسته و فرسوده میشوند و چقدر این کار دشوار است و کسی هم دشواریاش را به رسمیت نمی شناسد، معلمی هم شبیه مادری است البته نه به آن دشواری ولی بهرحال فرسودگی روانی و حتی جسمیاش زیاد است و نیاز به استراحت و فراغبال هم بیشتر. برای همین است که در تمام جهان بدون استثنا، تعطیلات مشاغل آموزشی بیشتر و ساعات کاری کمتر است. شک نکنید اگر امکان داشت از آموزشدهنده بیشتر کار بکشند، دولتها بهتر از همه این را میدانستند و برایش برنامه میچیدند. امیدوارم روزی برسد که نه تنها معلمان که همه اقشار جامعه جایگاه شایسته خود را داشته باشند و انسانها نه بر اساس مادیات که بر اساس ویژگیهای پسندیده انسانی دیده شوند. نوشته شده به تاریخ ۷ مردادماه سنه ۱۴۰۵ #مهارتهایزندگی #چالشهایمعلمی #زنان #فرسودگیشغلی #تابآوری #خودمراقبتی #سلامتروان #مسئولیتپذیری #همدلی #معیشت @limotorsh403
#روزنوشت۳۱۸ ما زنان معلم تجربههای ناخوشایند زیادی از پیشنهادهای ازدواج سنتی داریم. برای آنهایی که در هیچکدام از این دو طرف نیستند شنیدن داستانهای خواستگاری از معلمان زنان عجیب و باورنکردنی و حتی خندهدار است. خانوادهها بدون هیچ شناختی وقتوبیوقت راهی مدرسهها میشوند و گاهی خیلی علنی زنگ تفریح بدون هماهنگی به دفتر مدرسه میروند و به معلمها می گویند: معلم مجرد فلان سنی دارید؟ اگر هم زنگ تفریح نباشد سراغ مدیر میروند و میپرسند معلم مجرد مثلاً زیر ۲۵ سال دارید؟ برخی پا را فراتر گذاشته و به کارگزینی ادارات آ.پ میروند و فهرست و نام مدرسه و تلفن تمام زنان معلم مجرد در یک بازه سنی خاص را میگیرند و کارمندان اداره هم نه تنها فکر نمیکنند این کار نقض حریم خصوصی یا بیاحترامی به معلمان است که تصور میکنند بانی خیر هستند و دختران مجرد چقدر هم خوشحال خواهند شد که بالاخره بختشان به یاری ایشان باز میشود! اینکه برخی از این خانوادهها بجز معلم بودن، بازه سنی هم برایشان مهم است فقط بخشی از ماجراست. برخی اینکه در کدام مقطع تدریس میکنید که ابتدایی پنج روز کاری دارد و متوسطه سه روز هم برایشان مهم است، رشته تدریستان و امکان کلاس خصوصی و آموزشگاه هم اهمیت دارد یا اینکه وجهه اجتماعی رشته شما از دید خودشان در شان پسرشان هست یا بیشتر و کمتر است، رسمی هستید یا پیمانی یا قراردادی و حقالتدریس و ... همه مهم است و اغلب خیلی علنی میپرسند. وقتی مدیران آگاهتر مدارس برخوردهایی با این افراد دارند که آنچنان خوشایندشان نیست به تریج قبایشان برمیخورد و حرفهای ناپسندی حواله مدیر و معلمان میکنند. خود معلمهای زن هم اگر با ذوق و توجه با این موردها برخورد نکنند با نیش و کنایهها مواجه میشوند که مگه شوهر بهتر از پسر من گیرت میاد یا حالا ببینیم آخرش به کی شوهر میکنی! البته مدتهاست دختران معلم اغلب بسیار سنجیده و عاقلانه این موارد را رد میکنند و در صورت بیحرمتی به خوبی هم از خجالتشان درمیآیند ولی به گمانم یکی از مواردی که قبل از ورود دختران مجرد به شغل معلمی باید در موردش صحبت شود همین مسئله است. خاطره خندهداری هم یادم آمد که در الیگودرز خانم مدیر جسور و بامرامی داشتم که حتی در دفاع از من جلوی امنیتیها هم درمیآمد چه رسد به این مدل خواستگارها😅 یک بار من سر کلاس بودم و ایشان با شناختی که از من داشت پاسخ مناسبی به آن خانم داده بود و درنهایت که او بیاحترامی کرده بود مدیر او را با تشر و عصبانیت از مدرسه بیرون کرده بود. الحق که دمش گرم. بیایید تجربیاتتان را به اشتراک بگذارید و راهکارهایتان را به معلمان جوانتر ارائه دهید که یادم هست آن روزها چقدر باعث جنگ اعصاب بود. در مطلب بعدی در مورد همین مسئله برای معلمان مرد خواهم نوشت. نوشته شده به تاریخ ۶ مردادماه سنه ۱۴۰۵ #خودمراقبتی #تابآوری #فرسودگیشغلی #سیستمآموزشی #کادراجرایی #چالشهایمعلمی #زنان #مدیر #مهارتهایزندگی @limotorsh403
با سلام. تا این لحظه بیشتر از ۲۰ نفر از معلمان در نیازسنجی زنگ هنر شرکت کردن و نتایج اولیه، نکات جالب و قابل تأملی رو نشون میده. به عنوان مثال بخشی از معلمان، نداشتن برنامهی مشخص و یا کتاب خاص برای هنر رو به عنوان دغدغه و چالش اصلیشون در زنگهای هنر اشاره کردن. برای اینکه این مجموعه بر اساس نیازهای طیف گستردهتری از معلمان طراحی بشه، همچنان به مشارکت همکاران بیشتری نیازمندم. اگر هنوز فرصت نکردین که فرم رو کامل کنین، خوشحال میشم حدود ۵ دقیقه برای تکمیل فرم وقت بذارین و یا برای دوستان و همکارانتون هم ارسال کنین. 🔗 لینک فرم: https://survey.porsline.ir/s/YIG1Dh51 از همراهی ارزشمند شما صمیمانه سپاسگزارم. 🌱
#روزنوشت۳۱۷ با مدیران دشوار چه کنیم؟ بخش چهارم(پایانی) ۱۰- معلمانِ زودرنج: گاهی مدیر میتواند از مواردی چشمپوشی کند بدون اینکه آسیب جدی به آموزش وارد شود ولی در چارچوب قانونی وظیفهی خودش را انجام میدهد؛ برخی از ما از چنین مواردی خشمگین یا دلخور میشویم. روراست بگویم در محیط کار باید کمی پوستکلفت بود و با هر برخوردی نرنجید. وقتی در شرح وظایف کادر اجرایی بازدید از کلاس وجود دارد واقعاً جای دلخوری نیست که ناراحت شویم. بله به نحوه انجامش میتوان نقد کرد ولی ذات کار ایرادی ندارد. به نظر من باید به این بازدیدها روی خوش نشان داد و از مدیر خواست قبل از ورود به کلاس صبر کند تا شما ایشان را هدایت و هدف بازدید را بیان کنید. از بچهها بخواهید به احترام میهمان کلاس برخیزند و توضیح دهید همانطور که من به روند یادگیری و انجام وظایف شما نظارت میکنم مدیرها هم به کار ما معلمان نظارت میکنند؛ با شما بیشتر آشنا میشوند و نقاط قوت و ضعف ما را بررسی میکنند تا بعداً در دفتر با هم در مورد آن صحبت کنیم و بهرهوری تدریس بالا رود. موقع شروع بدون شکستنفسی نمایشی، از مدیر کسب اجازه کنید و کار خود را طبق روال انجام دهید. از اشتباه کردن نترسید و از اینکه گاهی کنترل کلاس از دستتان خارج شود وحشت نکنید. همه میدانیم کلاس مکانی بینقص نیست. در پایان هم مدیر را همراهی و از حضورش تشکر کنید. این رفتار به شاگردانتان چیزهای زیادی یاد میدهد از جمله حرفهای بودن کادر آموزشی، نهراسیدن از ارزیابی و نقد و پذیرا بودن توصیههای فرد باتجربهتر. اگر هم در آن روز کارکرد شما شبیه اکثر مواقع نبود بعد از کلاس میتوانید صادقانه همین را به مدیر بگویید. مثال: همه ما روزهای بد و خوب داریم و امروز شبیه بیشتر روزهای کاری من نبود چون اغلب بالاتر از استانداردها کار میکنم. دوست دارم روز دیگری هم میزبان شما در کلاس باشیم تا شناخت بهتری از کار من پیدا کنید. و تاکید میکنم نگویید شناخت بهتری از من، بگویید از کار من. هویت خود را به کار و عوامل خارجی پیوند نزنید چون وقتی تدریس ناموفق را به هویت خودمان پیوند میزنیم هر نقدی به معنای تخریب شخصیت ما خواهد بود و به شدت دردناک. و یک توصیه کاربردی: دیدن سریالهایی با فرهنگ غربی که داستان آنها در محیط کار میگذرد به یادگیری رفتار حرفهای برای کارفرما و کارمند کمک زیادی میکند. سریالهایی شبیه پرستاران، پلیس گروه امداد و... . و پیشنهادهای پایانی: الف- هرقدر صلاحیت حرفهای ما بیشتر باشد چالشهای کمتری با مدیران داریم. صلاحیت حرفهای شامل دانش تخصصی در حوزهی تدریس، راهبردها و مهارتهای هنر معلمی است. پس خودمان را از این نظر غنی کنیم. ب- از تغییر وحشت نکنیم. گاهی فقط یک درخواست جابجایی تمام تنشها را از بین میبرد. به هر قیمتی در یک مدرسه نمانید. نزدیک است، اسم و رسمی دارد، همه را میشناسم و عادت کردهام دلیل نمیشوند که یکجا بمانیم. گاهی باید ریسک کرد و جابجا شد. خودم شخصاً از همه جابجاییهای متعددم راضی بودهام. هرکدام انبوهی تجربه برایم به ارمغان آوردهاند. پ: چرا تاکید کردم تواناییها و موفقیتهایتان را ارائه دهید؟ این حاصل تجربهی شخصی خودم بود. تا قبل از آموزشهای مجازی و حتی شروع کانال لیموترش، هرسال بخشی از انرژی من خرج شرح ایدهها و روشهایم میشد. اینکه چرا از کنار کلاسم که عبور میکنند صدای بچهها میآید، چرا مراقبت از بدن را به بچهها یاد میدهم و.... گاهی این توضیح بدیهیات واقعاً مرا خسته و فرسوده میکرد اما وقتی آموزشها مجازی شد و والدین و کادر اجرایی شاهد روش تدریسم بودند به حدی سطح اعتماد به من تغییر کرد که آزادی عملم به بیشترین میزان تمام سالهای تدریسم رسید. اما باز هم وقتی والدین به روشهایم ایرادی میگرفتند باید من از کلاسم میزدم و بخش زیادی از وقت کلاس را صرف اقناع آنها میکردم در صورتی که پس از تاسیس کانال لیموترش و خواندن محتوای آن توسط کادر اجرایی مدرسه آنها خود این کار را انجام میدادند و از روشهای من دفاع میکردند و انرژی من صرف کارم میشد. ت: گفتگو در مورد تواناییها را به ویژه به معلمان زن و به ویژه در مقطع متوسطه و به ویژه در رشتههای علوم و ریاضی بسیار توصیه میکنم. کلیشههای نادرست جنسیتی با پیشفرضِ زنان بلد نیستند فیزیک یا ریاضی درس بدهند معلمان زن را قضاوت میکند و متاسفانه برخی همکاران بیاخلاقِ مرد به آن دامن میزنند تا هم ساعتهای مدارس خاص را از آن خود کنند و هم شاگردان خصوصی را. چه ایرادی دارد یک معلم زن در سطحی که توانمندی دارد شهره شهر باشد و اگر برایش کسب درآمد بیشتر مهم است به آن دسترسی آسانی داشته باشد؟ ث: و نومعلمان عزیز شاید بیشتر نکاتی که گفتم هنوز برای شما رخ نداده باشد اما در جایی از ذهنتان آن را نگه دارید و در مواقع نیاز استفاده کنید. نوشته شده به تاریخ ۳۱ تیرماه سنه ۱۴۰۵ @limotorsh403
#روزنوشت۳۱۶ با مدیران دشوار چه کنیم؟ بخش سوم ۷- مدیران منفینگر: برخیها صدبار کار مثبتی از شما میبینند ولی کوچکترین بازخوردی نمیدهند و درعوض با اولین اشتباه تذکر میدهند. در مدیریت هم برخی اینگونهاند. تا وقتی کارتان را به بهترین شکل پیش میبرید کسی نمیگوید چقدر منظمی یا دانشآموزان راضیاند یا اولیا تماس گرفته و تشکر کردهاند و میانگین نمرات کلاست بالا است ولی با اولین شکایت طوری شما را بازخواست میکنند که به نظر میآید نارضایتی از کارتان روال بوده است. شما نیاز دارید عملکرد و دستاوردهایتان را مطرح کنید. این خودنمایی یا فخرفروشی نیست. به تجربهی من محیط کار ایران برونگرا و ظاهربین است و تا وقتی تواناییهایتان را عرضه نکنید کسی آنها را نمیبیند. این نحوه بیان و عرضه است که شما را تبدیل به فردی باتجربه و سخاوتمند در ارائه رایگان تجربیاتش نشان میدهد یا آدمی فخرفروش که موفقیتش را به رخ همکاران میکشد. مثال: فرض کنید شما حل چالش یکی از دانشآموزان دشوار موفق بودهاید؛ میتوانید وقتی در دفتر هستید در حضور مدیر و همکاران سر بحث را باز کنید و بگویید چون توانستهاید فلان مورد را بعد از چندینبار آزمون و خطا و مطالعه و مشاوره بالاخره به نتیجه برسانید احتمال دادهاید این تجربه به بقیه هم کمک کند تا ناچار نباشند تمام این مسیر را دوباره و به تنهایی طی کنند و روش کارتان را توضیح دهید و از بقیه هم بخواهید تجربههای مشابه را به اشتراک بگذارند چون باعث کاهش فرسودگی شغلی و افزایش همدلی در جمع میشود. صداقت در این نوع بیان مهمترین عاملی است که نگاهها را مثبت و دوستانه خواهد کرد. ۸- مدیران قشقرقی: مدیری که با کوچکترین اختلافها دادوفریاد راه میاندازد، اشیا را به سمت کارکنان پرت میکند، معلم را جلوی دانشآموز تحقیر میکند، از الفاظ ناپسند استفاده میکند و... . عجیب اما واقعی است! فکر کنم اینها بدترین نوع مدیران هستند و برخورد مناسب با آنها واقعاً دشوار است. در این مواقع باید هرچه راهبرد حفظ آرامش بلدید مرور و استفاده کنید. از نفس عمیق کشیدن تا انتقال تمرکز به برگهای درخت پشت پنجره و ناشنوایی موقتی و... بعد باید با بدنی که زبانی محکم و مقتدر اما غیرتهاجمی دارد جملاتی مشابه این بگویید: به نظر میاد شما الان عصبانی هستید و امکان گفتگوی محترمانه و مفیدی وجود نداره، من از اینجا بیرون میرم و وقتی آماده بودید در یه فضای سالم حرف بزنید و بشنوید میتونید صدام کنید تا صحبت کنیم. سپس محیط را ترک کنید. نمانید و بحث نکنید. حتی اگر کنترل واکنش در همان ابتدا دشوار بود بدون صحبت محیط را ترک کنید. میتوانید بعد از کمی آرام شدن، خودتان یا با واسطهی معاون یا همکاری پیامتان را منتقل کنید. و تا وقتی مدیر به آداب یک گفتگوی محترمانه پایبند نیست وارد بحث نشوید و ادامه ندهید. این نوع مرزگذاریهای قاطع و محترمانه یکی از بهترین ابزارهای کار در آرامش در چنین محیطهایی است. ۹- مدیرهای مرزی: برخی افراد نه واقعاً با شما محترمانه رفتار میکنند و نه علناً مرزهای احترام را میشکنند تا بتوان پاسخ مناسبی داد. جایی روی خط های مرزی و اغلب آگاهانه و عمدی حرکت میکنند تا کنترل نیروی انسانی را در دست داشته باشند. شوخیهای گاه توهینآمیز، متلکها، یادآوری وظایف اما با لحنی نه چندان مناسب و چیزهایی از این قبیل عامل فرسودگی روزمره کارکنان میشود. گاهی حتی کارکنان نمیدانند دقیقاً چه چیزی آزارشان میدهد و فقط از فضای ناخوشایند و حس منفی محیط می گویند. پیشنهاد میکنم در این موارد مدتی روی ثبت رفتارهایی که با شما میشود تمرکز داشته باشید و بادقت مستند کنید. هرچه از فایدههای مستندسازی بگویم کم است. تازه بعد از این کار میفهمید چه بلایی سرتان میآید. وقتی مطمئن شدید آن احساس ناخوشایند چه منشائی دارد با زبان ارتباط بدون خشونت یا NVC حرفتان را بزنید. مثال: تو یک ماه گذشته این سومین باره که شما از عبارت به شما مربوط نیست استفاده میکنید.(مشاهده) وقتی با من اینطور صحبت میکنید ناراحت و عصبانی میشم.(احساس) برای اینکه بتونم کارم رو درست انجام بدم و رفتار محترمانهای تو محیط کار داشته باشم نیاز دارم متقابلاً با من محترمانه رفتار بشه.(نیاز) پس توقع دارم دیگه هیچوقت تو صحبت با من از این جمله استفاده نکنید.(تقاضا) حتی در مواردی که اشتباه میکنید نپذیرید که با شما توهینآمیز یا با تحقیر صحبت کنند. اگر هدف از تذکر اصلاح باشد باید با زبانی مودبانه و با رویکردی اصلاحی بیان شود نه تحقیر و سرزنش. بخش چهارم آخرین قسمت از این مطلب خواهد بود. نوشته شده به تاریخ ۳۰ تیرماه سنه ۱۴۰۵ #چالشهایمعلمی #مدیر #کادراجرایی #سیستمآموزشی #فرسودگیشغلی #مهارتهایزندگی #مسئولیتپذیری #سلامتروان #تابآوری #خودمراقبتی @limotorsh403
سلام! مینوشتم ولی در چارچوبی محدود که همهی مرا دربرنمیگرفت. ناچار شدم خانهای بسازم برای آنچه خارج از چارچوب بود. برخی از آنچه خواهید خواند فوران احساساتی گذراست که شاید گاهی حتی با منطق و عقلانیت خودم هم سازگار نباشد. آنها را با هشتگِ همدلی منتشر میکنم و دنبال بحث و نقدش نیستم چون شاید دو ساعت بعد خودم هم قبولش نداشته باشم. اما احتمالاً بخشهای زیادی از نوشتههایم برای تبادل تجربه و نگاه است و مشتاقم دیدگاه دیگران را بدانم. تلاش میکنم پذیرا و شنونده باشم ولی مهربانان یادمان نرود صریح باشیم اما بیرحم نه! این نوع نوشتهها را با هشتگِ آزاد مینویسم. تا چه رخ دهد. ۲۱ تیرماه ۱۴۰۵ @limoshirin405
سلام جمعه به نیکی و خوشی! این همون کانال است که از روزمرههای غیرِ معلمی مینویسم که اینجا هویت حرفهایش رو حفظ کنه. اگه دوست داشتید میتونید کنار لیموترش، لیموشیرین هم بچشید. @limoshirin405
#روزنوشت۳۱۵ با مدیران دشوار چه کنیم؟ بخش دوم ۴- مدیران آزارگر: این بخش بیشتر به درد معلمان زنی میخورد که با مدیران مرد کار میکنند. اگر در محیط کار احساس ناامنی دارید و رفتارهای مدیرتان از دید شما به آزارجنسی شباهت دارد ولی دوپهلو است، به درک و شناخت خودتان شک نکنید. ما زنها آنقدر از این تجربهها داریم که تا کنون من ندیدهام زنی به اشتباه رفتاری سالم را آزار احساس کند. همیشه با گذر زمان آن فرد ماهیت واقعی خودش را نشان میدهد. برخی مدیران به خاطر تحصیلات و جایگاه اجتماعی بلدند چطور رفتار کنند که نه آرامش داشته باشید و نه علناً بتوانید بگویید از مرزها عبور کرده است. بنابراین نه میتوانید مثل یک مزاحم خیابانی حرف تندی نثارش کنید و بروید و نه اجبار محیط کار اجازه میدهد ارتباط را محترمانه قطع کنید. آنها دائم شما را در وضعیتی بلاتکلیف و سردرگم نگه میدارند و گاه حتی به درک و شعور خودتان شک میکنید و تصور میکنید شاید بدبین شدهاید ولی اطمینان میدهم اینگونه نیست. هروقت کسی رفتارهایی دارد که نیتش نامعلوم است حق دارید با صراحت تمام و قاطعیت مرزهایتان را اعلام کنید. حرف شما در مورد مرزهای خودتان است نه شخصیت او پس حق ندارد از آنها عبور کند. مثال: ساعت ده شب است و پس از ردوبدل کردن چند پیام کاری ضروری در شاد، مدیر برای شما ایموجی قلب میفرستند و ناگهان از ضمیر جمع به مفرد جابجا میشود و میگوید شبت خوش! شک نکنید این رفتار بیمنظور نیست. پیشنهاد میکنم در فضای مجازی وارد بحث با او نشوید چون اغلب این همان چیزی است که دنبالش هستند. فردا در محیط کار خیلی روشن بگویید حدس میزنم شاید قصد بدی نداشتید ولی این نوع پیام دادن در روابط رسمی و کاری برای من خوشایند نیست و لطفاً از این به بعد به مرزهای من احترام بگذارید و همانطور که در جمع رفتار میکنید پیام بدهید. وارد بحث یا شنیدن توجیهاتش هم نشوید. پیامتان را بدهید و بروید. اگر هم مدیر پا را فراتر از مرزها گذاشت و مثلاً گفت خوب میتونیم رابطه رو صمیمی کنیم، به صراحت اعلام کنید نه تنها تمایلی به این کار ندارید بلکه اگر تکرار شود به هیات تخلفات گزارش خواهید داد و همچنین به بقیه معلمهای خانم هم هشدار میدهید که در ارتباط با او مراقب باشند. مسئله گزارش رفتارهای آزارگرانه را جدی بگیرید و همچنین هشدار به همجنسان خودمان در مورد چنین افرادی. آزارگری حفظ حریم خصوصی و رازداری ندارد. اینجا جایی نیست که نگران آبروی فرد باشید، اینجا جایی است که باید نگران امنیت روانی زنان و سلامت محیط کار باشید. ۵- مدیران غاصب: برخی مدیران دزد اعتبار زحمتهای کارکنانشان هستند. در مقابل چنین افرادی از مطالبه حقتان خجالت نکشید. کارهای خارج از وظیفه را رایگان و بیچشمداشت برای سازمان نپذیرید. عمداً گفتم برای سازمان که بدانید حساب کودکان از سازمان جداست. شما میتوانید به خواست خود برای بچهها کارهای مختلفی انجام دهید ولی هیچ کاری را داوطلبانه و بیدستمزد برای سازمان انجام ندهید. برای دستمزد، پاداش، تشویقی یا حتی مرخصی تشویقی درخواست دهید. اجازه ندهید زحمت را شما بکشید و مدیر و معاون پاداشش را بگیرند. کارهای رایگان برای سازمان فقط باعث عقب کشیدن دولتها از انجام وظیفهشان میشود و روزبهروز مسئله آموزش را بیشتر به حاشیه میبرد. ۶- مدیران تنشزا: برخی مدیران عادت دارند با تکرار مدوام خواستههایی ریز و درشت و گرفتن اجباری تایید معلمان و خشمگین کردن آنها، فضای مدرسه را پرتنش کنند. بعد با کوچکترین مخالفتی قشقرق راه میاندازند و چنان بحرانی در دفتر به وجود میآورند که حتی گاه به برخورد فیزیکی و ناسزا گفتن میکشد. نیاز نیست برای تمام خواستههای نامعقول این دسته استدلال نفی بیاورید یا علناً جواب رد بدهید. گاهی هنر کار در محیطهای آسیبزا توانایی ندیدن و نشنیدن و عبور کردن است. گاه میتوان سکوت کرد. گاه می توان فقط یک بله یا درست است گفت و رفت و در کلاس درس همان ایدههای خود را اجرا کرد. این اشتباهی بود که من سالهای اول تدریس زیاد مرتکب میشدم چون دائم در تلاش بودم به مدیر اثبات کنم چرا روشی که اصرار دارد استفاده کنیم نادرست است. دوستم زهرا گفت سمیه بگو چشم و برو در کلاس کار خودت را بکن. ناگهان فکر کردم چرا به ذهن خودم نرسید؟ بعد از آن هم راحت شدم و کسی هم کاری به روشم نداشت. او فقط میخواست قدرتش را به ما ثابت کند وگرنه نه دغدغه آموزش داشت و نه حال پیگیری دستوراتش را. ادامه در مطلب بعدی نوشته شده به تاریخ ۲۵ تیرماه سنه ۱۴۰۵ #خودمراقبتی #تابآوری #سلامتروان #مسئولیتپذیری #مهارتهایزندگی #فرسودگیشغلی #سیستمآموزشی #کادراجرایی #مدیر #چالشهایمعلمی @limotorsh403
#روزنوشت۳۱۴ با مدیران دشوار چه کنیم؟ بخش اول بیشتر ما با مدیرانی پرچالش که گاه تا مرز آسیبهای جدی به روانمان پیش میروند یا کار کردهایم یا بالاخره روزی کار خواهیم کرد چون در سیستم آ.پ آنقدر کمتعداد نیستند. بخشی از آنچه مینویسم حاصل تجربههای زیستهای است که به بهای سنگینی بهدست آوردهام، بخشی حاصل آزمون و خطاهای ساده یا یادگیری از سایر همکاران و بخشی هم نتیجه مطالعه و جستجوی عمیقتر که تلاش میکنم با مثالهای ملموس روشنترش کنم. حجم مطلب زیاد شد و ناچارم در چند بخش ارسال کنم. پس اگر نکتهای مدنظرتان بود لطفاً اندکی صبوری کنید شاید در بخشهای بعدی باشد. در پایان هم موقعیتهای دیگری که مطرح میکنید را به بحث میگذاریم و راهحلهای شما را هم درکنار هم در یک مطلب جداگانه منتشر خواهم کرد. راستی منظور از این محتوا مواجهه با تمام کادر مدیریت مدرسه است. مقدمه: پژوهشهای متعددی نشان میدهد آنچه باعث استعفا و تغییر شغل اکثریت میشود نه حقوق و مزایاست و نه رفاه محیط کار بلکه مدیران، عامل اصلی این پدیدهاند. حدود پنجاه درصد افراد به خاطر مدیرانی که تحملشان دشوار است کار خود را تغییر میدهند. مدیران بد باعث استرس مزمن، افسردگی و اضطراب کارکنان میشوند. آنها میتوانند باعث تضعیف سیستم ایمنی کارکنان یا افزایش حمله قلبی و حتی سکته شوند. به طور میانگین ۲۲ ماه طول میکشد تا فرد بتواند از لحاظ عاطفی و جسمی اثرات مخرب کار کردن با مدیر بد را فراموش کند. هرچند که تجربه شخصی من زمانی حدود ده سال بود! و اما انواع مدیر بد و راهکارها: ۱- ریزمدیران: اینها همانهایی هستند که در تمام امور جزئی کارتان دخالت میکنند ولی خودشان ایرادهای کمی در کار ندارند. به جای بازخورد دادن به مشکلات و ضعفهای مدیر یا پاسخ دادن مداوم به ایرادهایی که میگیرد روی خواستههای خودتان تمرکز و آنها را شفاف بیان کنید. مثال: به جای اینکه بگویید من کارم را بلدم یا این پیشنهاد شما درست نیست و بحث به دعوا و اختلاف بکشد با لحنی دوستانه و در عین حال مودبانه و مقتدر بگویید من در حوزه کلاسداری مطالعه و تسلط خوبی دارم و در روش من صبوری و زمان نقش مهمی دارد و مایلم به روش خودم کلاسم را اداره کنم تا پایان سال مثل گذشته نتیجه خوب و پایداری بگیرم. اگر به کمک نیاز داشته باشم حتماً درخواست میکنم. ۲- مدیران برخط: بعضی مدیرها وقتوبیوقت پیام میدهند، تماس میگیرند، بخشنامه میفرستند، فهرست میخواهند و به نظر میرسد درکی از زمان کار و استراحت ندارند. شعار من این است: دیوارهای محکم و زیبا، همسایهی محترم و بیمزاحمت میسازد. کارتان را حرفهای و بهموقع انجام دهید اما روشن کنید کارهای خارج از شرح وظایف یا خارج از زمان مدرسه توقع نابجاست و انجام ندهید. شاد را در روزهای تعطیل چک نکنید. در زمانهای خارج از عرف تماسها را پاسخ ندهید. پیامهای بیمورد را یا بیپاسخ بگذارید یا با جملههای روشن و کوتاه مرزتان را روشن کنید؛ مثلاً امروز در کنار خانوادهام، فردا در مدرسه در موردش صحبت میکنیم. اگر لازم شد در فرصتی مناسب حتی قبل از رخ دادن چنین رویدادهای توضیح دهید که چون کارتان را حرفهای و دقیق انجام میدهید نیاز به استراحت عمیقی هم دارید و وقتی منزل هستید وقتتان در خدمت خانواده و تجدید توان خودتان است و انتظار دارید چنین توقع بجایی درک شود. البته که همیشه استثناهایی وجود دارد ولی ما در مورد رفتارهای پرتکرار و مشکلدار حرف میزنیم. ۳- مدیران مو از ماست بکش: تجربهاش را دارید که برای کوچکترین کارهایتان پاسخگو باشید؟ چرا نمره فلانی این شده؟ چرا انضباط بهمانی را کم دادهای؟ چرا جواب مادر بیساری را ندادهای یا بد دادهای؟ چرا بهمان دوره را شرکت نکردهای؟ تنها راه کوتاه کردن دست آنها، مستندسازی است. مستندسازی نجاتبخش رابطههای پرچالش و تناقضات و تضاد منافع است. در دفتری ثبت کنید دانشآموزانتان چه کردهاند؟ چه واکنشی نشان دادهاید؟ چندبار تکرار شده است؟ به کجا رسیدهاید؟ با والدین چندبار گفتگو کردهاید؟ در چه مواردی حرف زدهاید؟ چه گفتهاند؟ برای پیگیری چه اقداماتی انجام دادهاند؟ در خانه چقدر مطالعه میکنید؟ در چه مواردی کتاب یا مقاله میخوانید؟ چقدر وقت برای طراحی کلاس درس میگذارید؟ چقدر وقت صرف تصحیح برگه کردهاید؟ چه دورههایی خارج از سیستم شرکت میکنید؟ برای بازآموزی و رشد خودتان چقدر هزینه میکنید؟ و تمام اینها تاریخ داشته باشد. بگذارید نه تنها مدیران، که حتی دنیا بداند ما معلمها چقدر جسم و روان و درآمدمان را خرج بهبود کار میکنیم. ادامه در مطلب روز چهارشنبه نوشته شده در تاریخ ۲۲ تیرماه سنه ۱۴۰۵ #چالشهایمعلمی #مدیر #کادراجرایی #سیستمآموزشی #فرسودگیشغلی #مهارتهایزندگی #مسئولیتپذیری #سلامتروان #تابآوری #خودمراقبتی @limotorsh403
سلام عزیزان سولماز جان در حوزه کودک و فرزندپروری و دنیای قصه فعالیت میکنن. ازشون خواستم متنی بنویسن و کانالشون رو برامون معرفی کنن تا منم به شما معرفی کنم. حالا این گوی و این میدان برای اونها که به کارشون میاد😍 همهی ما میدونیم که کتاب خوندن و قصهگفتن برای بچهها در رشد هوش هیجانی، خلاقیت و آرامششون اثر زیادی داره اما خیلی وقتها فرصت کافی نداریم، خستهایم، یا نمیدونیم چه کتابی برای سن و حالو هوای فرزندمون واقعاً مناسب و استاندارده من سولماز منجزی هستم روانشناس، کوچ و تسهیلگر فرزندپروری که در حوزه والد ،کودک و نوجوان فعالیت میکنم و از اونجا که عاشق کتابهای کودک و نوجوان هستم فارغ از تمام فعالیتهای دیگه ای که دارم بهترین کتابهای حوزه کودک و نوجوان رو با عشق، به همراه دخترم میخونم و به شکل فایلهای صوتی و تصویری (بلندخوانی) برای بچه ها در کانال میگذارم چون باور دارم کتاب خوب یه روزی یه جایی اثرش رو روی بچه ها نشون میده 📚💚 اگه دنبال یه کانال قصه برای بچه ها هستید دعوتتون میکنم کانال سفر به قصه ها رو دنبال کنید و قصهها رو به گوش جان فرزندانتون برسونید: 👇👇👇 کانال تلگرام: https://t.me/safarbegheseha کانال بله: https://ble.ir/safarbegheseha با عشق به بچه های ایران🌈❤ سولماز منجزی روانشناس بالینی کوچ و تسهیلگر فرزندپروری
قرار بود دوشنبهها و چهارشنبهها مطلب بگذارم. دوشنبه تعطیل بود و به سبک گذشته روزهای تعطیل نمینویسم اما اگر میخواستم هم نمیتوانستم. دیروز هم هرقدر تلاش کردم نتوانستم. مطلبی که در ذهن دارم در مورد کار با مدیران دشوار است و نیاز به مطالعه و جمعکردن نکات و نوشتن چندباره دارد و این روزها که دوباره سوگ پیشول برایم مثل همان ۱۷ تیر پارسال زنده شده دلم نمیخواهد به چیز دیگری فکر کنم. مدتی است دائم شبها خوابش را میبینم. نازلی بزرگ شده و بیش از حد شبیه به او. بارها ناخودآگاه نازلی را پیشول صدا میزنم. دو هفته پیش به خانهای سر زدم که زیر درخت زردآلویش او را به خاک سپردهایم. دلم میخواست میشد از زیر خاک درش بیاورم و بغلش کنم. خاک نشست کرده بود که یعنی تن رنجورش دارد تجزیه میشود و این دردناک است. تازه فهمیدهام چرا قبرها را آنطور با سیمان و سنگ میپوشانیم؛ که نشست خاک و نابود شدن جسم را نببینیم. قصد دارم کانال دیگری بزنم و این نوع نوشتهها را آنجا بگذارم. حرفهای زیادی در دلم تلنبار شده. نه که همه غصه و غم باشند، حرفند. افکاری که تا به زبان نیایند روشن نمیشوند و مغز را رها نمیکنند. افکاری که شوق دارند و دوست دارند به قلبها راه پیدا کنند. افکاری که مرددند و نیاز دارند کمک بطلبند. افکاری که چهره زندگی واقعی هستند در این روزگار یا سوگ یا خوشی نمایشی*. این روزها این حرفهایم خیلی بیشتر از حرفهای معلمی است. *باید مینوشتم در این روزگار خوشی نمایشی و سوگ واقعی. نوع نوشتنم مفهوم را نادرست نشان میدهد انگار گفتهام سوگ و خوشی هردو نمایشی هستند. کجا مردم ما سوگ نمایشی دارند؟ همه سوگوارند.
#روزنوشت۳۱۳ کارنامه را که گرفت بدون ناراحتی و با لبخند گفت حدس میزدم، حالا باید چه کار کنیم؟ گفتم تابستان یا معلم بگیرید یا در کلاسهای مدرسه شرکت کند و خودش را برساند به امتحان شهریور. مادر گفت: خودش حدس میزد و خیلی نگران بود و برای همین نیامد. گفتم میفهمم ولی واقعاً در ریاضی ضعف شدید دارد و لازم است تابستان بخواند. مادر گفت: نمیخواند چهکارش کنم؟ زورش را ندارم. گفتم عجیب است خیلی ظاهر آرام و مطیعی دارد و فکر نمیکردم اینطور باشد. گفت: نه ظاهرش اینطور است. حتی کلاسهای مجازی هم اگر بالای سرش نبودم و اجبار و دعوا نبود شرکت نمیکرد. گفتم البته بیشتر کلاسها را هم نبود. بگویید در شاد به من پیامی بدهد تا با هم حرف بزنیم و قانعش کنم بیشتر تلاش کند. به خانه که رسیدم برایم صوت فرستاده بود. آن شاگرد آرام و مودب با لحنی تند و غیرمودبانه توبیخم میکرد که چرا و به چه حقی با او لج کردهام و با سرنوشتش بازی کردهام و حالا دیگر امکان ادامه تحصیل ندارد و درس را رها خواهد کرد. شوکه شدم و گفتم اول اینکه این نوع صحبت کردن مودبانه نیست. ثانیاً نه من دلیلی برای لجبازی دارم و نه اصلاً برایم معنایی دارد که با شاگردم لجبازی کنم. این نتیجه تلاش خود شماست و اگر نتیجه بهتری میخواهید باید تلاش بیشتری کنید. و اینکه به خاطر این نمره قصد داری درس نخوانی مسئولیتش با من نیست و تصمیم خودت است. قطعاً که من ناراحت میشوم ولی نمیتوانم برای اینکه تشویقت کنم درس بخوانی نمره غیرواقعی به تو بدهم. پیامم را شنید و دیگر حرفی نزد. تا روز شنبه که مدیر زنگ زد و گفت این شاگردم رفته اداره ناحیه و از من شکایت کرده و نتیجه نداده و رفته اداره کل و گفته من از روی لجبازی تجدیدش کردهام. مدیر هم از من دفاع کرده بود که با شناختی که از من دارد این حرف بعید است. گفت چند خط بنویسم و برایش بفرستم تا به عنوان توضیح به اداره بدهد. وضعیت تحصیلی دانشآموز را کامل شرح دادم. مشکلات خانوادگی مثل جدایی والدین، آزار و اذیتهای پدر، کار کردن کودک، حضور نداشتن در کلاسها و نمرات خیلی ضعیف ارزشیابیهای مستمر را گفتم و توضیح دادم که در طول سال از شاگردان مودب و آرامم بوده و کوچکترین تنشی وجود نداشته که حتی بهانه من باشد برای لجبازی. دیگر خبری نشد. اگر چند سال پیش بود، هم آن صوت شاگردم و هم شکایتش به اداره مرا چون کوه آتشفشان فعالی به خروش میآورد و خشمگین میکرد. شاید چون ارزشمندی خودم را در قضاوت دیگران میدیدم ولی حالا اصلاً چنین چیزهایی عصبانیام نمیکند. فقط بابت این فشارهای نادرستی که بر معلمان هست ناراحت میشوم که نتیجهاش شده تعداد زیادی دانشآموز با کارنامههای عالی و سوادی بسیار پایین. فکر میکنم این تقلیدهای کورکورانه از نظامهای موفق جهان آسیب جدی به آموزش زده است. نظام توصیفی و کیفی حتماً پیشنیازهایی دارد که منجر به بخششهای کیلویی و بذلهای بیمعنای نمره نشود. چیزی که در ایران متاسفانه رخ داده، تهی شدن ساختار ارزیابی است و نه استمرار آن در طول سال تحصیلی. اتفاقاً نظام توصیفی باعث شده بیشتر معلمها حتی دفتر ثبت ارزیابی هم نداشته باشند چون قرار است پایان سال همینطوری چیزی در کارنامه بنویسند. نوشته شده به تاریخ ۱۰ تیرماه سنه ۱۴۰۵ #چالشهایمعلمی #سیستمآموزشی #رضایتشغلی #فرسودگیشغلی #تابستان #مدیر #کادراجرایی #مسئولیتپذیری #مهارتهایزندگی @limotorsh403
#روزنوشت۳۱۲ تابستان برای من پاورچین آمده است. اصلاً حواسم نبوده که تیرماه شده و همچون روال سالهای گذشته محتوای کانال و روزهای انتشار را با تابستان هماهنگ کنم. ناگهان یک روز صبح که بیدار شدم دیدم مدرسه تمام شده و دیگر لازم نیست به کلاس درس فکر کنم. چه بیخبر و ناگهانی! امسال هم تیر و شهریور دو روز در هفته مطلب مینویسم و مردادماه هم برای کندن کامل از فضای کار و استراحت دادن به مغز خودم و شما چیزی در کانال نخواهم نوشت. روزهای انتشار مطلبم دوشنبه و چهارشنبه است. سعی میکنم به پرسشها و دغدغههایی که قبلاً برایم نوشتهاید بیشتر بپردازم و چیزهایی را که این بین با مطالعه یا مرور تجربهها میآموزم به اشتراک بگذارم. میدانم کیفیت محتوای کانالم پایین آمده است و این را ناشی از کمتوجهی خودم میدانم. اینکه آن وسواس گذشته را برای پایینبالا کردن مطلب و ویرایش و مدتها فکر کردن نداشتهام و این متاسفانه بخشی از حضور ناآگاهانهی مداوم در شبکههای اجتماعی و داشتن مخاطب است. کسی چیزی به من نگفت ولی دوست داشتم این بازخورد را میگرفتم قبل از اینکه مدتها از آن بگذرد و بالاخره خودم متوجه شوم. فقط حس گنگی داشتم که میگفت کانال مثل قبل نیست تا بالاخره ریشهاش را یافتم. تلاش میکنم بین صمیمیت و ارتباط با شما و دانش و آموزهها تعادلی برقرار کنم چون میدانم اگر روی بخش دوم هم بیش از حد تمرکز کنم برای خوانندهی ایرانی با این زندگی دشوار و پرآشوب، ملالآور و انرژیبر خواهد بود. به محض اینکه برنامههای تابستانم قطعی شد به شما خواهم گفت برای بازسازی شوق زندگی و درکردن خستگی یک سال معلمیِ پرچالش چه خواهم کرد. و خوشحالتر میشوم اگر شما هم برنامهتان را با ما به اشتراک بگذارید. فعلاً بروم موهایم را کوتاهتر کنم که این همیشه بخش دلپذیر تابستانی من است. نوشته شده به تاریخ ۶ تیرماه سنه ۱۴۰۵ #تابستان #فرسودگیشغلی #رضایتشغلی #چالشهایمعلمی #سیستمآموزشی #خودمراقبتی #تابآوری #مهارتهایزندگی @limotorsh403