کانال اشعار علیرضا آذر(لحد)
Статистика- Последний пост
- 15 янв. 2024 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تو جذابیت شعری نباشی شعر میمیره تموم جمله ها میرن دل خودکار میگیره مدار دست های تو رو آغوشم اثر کرده تو مغناطیس دنیامی دلم...دور تو میگرده #علیرضا_آذر
کار اهدای عضو هایم را به همین دوستان اندکم بدهید چشم و گوشم برای هر کس خواست مغز من را به کودکم بدهید #عليرضا_آذر
برشی کوتاه از #نانحس #علیرضا_آذر
۱۰۰ بار گوش کنیم بازم کمه @llehad
گاهی همگی مسخره ام می کردند #علیرضا_آذر
تو باخدای خود انداز کار ودل خوش دار که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد مگر دلالت این دولت صبا بکند #حافظ استاد شجریان
تو باخدای خود انداز کار ودل خوش دار که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد مگر دلالت این دولت صبا بکند #حافظ استاد شجریان
عکاس از دختر بچهای عکس میگرفت که به سختی غذا گیرش میآید ، دختر وقتی دید عکاس نگاهش میکنه بخشی از غذایش رو به عکاس تعارف کرد
عکاس از دختر بچهای عکس میگرفت که به سختی غذا گیرش میآید ، دختر وقتی دید عکاس نگاهش میکنه بخشی از غذایش رو به عکاس تعارف کرد
از قافله جا ماندم تا همقدمت باشم تا در طَبَق تقسیم راضی به کَمَت باشم
در خانه ی من عشق خدایی می کرد ... بانوی هنر، هنرنمایی می کرد #عليرضا_آذر @ll
تا که از قافلتان جا مانده ایم از شما یاری و از ما گله بود خانه هایی که بنا میکردیم بر دهان گسل و زلزله بود قطره هایی که به صورت دارم عرق شرم و نگاهی خیس است تا شما روی گرفتی از نور صحن آتش کده ابلیس است ما که امروز به تنگ آمده ایم هر طرف خانه ملجم شده است از خود ماست که برماست علی یا علی گفتمان کم شده است #علیرضا_آذ
видео или голосовое, без подписи
گاه و بی گاه پر از پنجره های خطرم به سرم میزند این مرتبه حتما بپرم #علیرضا_آذر
مفصل و ساق استخوانت را ... به سگ هرزه ای نشان بدهی استخوان را به نیش خود بکشی ... رو به خود هم دمی تکان بدهی بعداز عمری خر خودت باشی #علیرضا_آذر
چای می نوشم که با غفلت فراموشت کنم #چای می نوشم ولی از اشک فنجان پر شده است #فاضل_نظری نشستم چای خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم اگر منظورت اینها بود، خوبم... بهترم یعنی! #مهدی_فرجی او استکان #چایی خود را نخورد و رفت بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت #حسین_زحمتکش نه نباید این دفعه قندیل بندد #چای من نه نباید باز آیی تو به استقبال من #حسن_هوشمند هرچند می رود، بروم #چای دم کنم شاید کمی نشست... خدا را چه دیده ای #مجید_ترکابادی بدبخت من ، فلک زده من ، بد بیار من... امروز عصر #چای ندارم ... تو مانده ای #حامد_عسگری دو استکان بنشین، رفعِ خستگی خوب است دوباره در دلم انگار، چای دم کردند... #محمدعلی_بهمنی هواسرده شده ای میچسبد دلِ من مثل سیر و سرکه شدست، نکند از کنار من بروی؟ کاش میشد که در کنار تو باز چایِ پر رنگِ عاشقی دم کرد #امید_صباغ_نو دیگر نخواهم گشت عاقل، چای لطفا! من ، یاد تو ، افکار باطل، چای لطفا! #نفیسه_سادات_موسوی حالا کجا با این همه تندی من هرچه کردم با خودم کردم جان علی امروز با من باش بنشین برایت #چای دم کردم #علیرضا_آذر
#چای_نوشت👇👇👇
زهر ترين زاويه ي شوكران مرگ ترین حقه ی جادوگران داغ ترین شهوت آتش زدن تهمت شاعر به سیاوش زدن هر که تو را دید زمین گیر شد سخت به جوش آمدو تبخیر شد چک چک خون را به دلم ریختم شعر چه کردی که به هم ریختم ؟ #علیرضا_آذر
بختِ نامرد بزن ، بَـد به دلت راه نده؛ به غمانگیزیِ فرزند و زنم فـڪر نکن. #علیرضا_آذر
جاده ها رو زیر و رو کن دل نده به نبض بن بست تا غروب سرخ خورشید فرصت قدم زدن هست پاشو روزتو شروع کن وقتی راهه قصه بازه کسی جز تو نمیتونه از تو قهرمان بسازه #علیرضا_جان_آذر