tgindex
ملکه شعرهایم هستم!

ملکه شعرهایم هستم!

Статистика

شعر هایم بچه هایم هستند🤍 برخی اشعار از مجموعه فانوس شبم📝 از حضور شما صمیمانه سپاسگزارم اگر به شعر، عشق و علاقه مخصوص ندارید؛عضو نشید دوست من! وقتی پرده ی حریرچشم هایتان،روی شعرهایم کنار میرود آفتاب عشق به دلم می‌تابد... دوستتون دارم :)

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
219
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
584
−2 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
266
40 постов
Вовлечённость
45,5%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 219
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
141
1/48двое суток
161
1/72трое суток
174

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • سلام بر کسانی که آسیب عمیقی به قلبشان رسید و هنوز وانمود میکنند قوی اند‌.

  • پهلوان آواز آیران 🖤

  • همیشه باید چیزی را درست میکردم ، که من خرابش نکرده بودم!

  • در جهان دیگر حتی اگر گلوله ای در تفنگ بودی باز هم سمت من بیا :)

  • عزیزِ من، در عشق، بسیار احتیاط کن؛ که آدمِ اشتباه می‌تواند تو را از همه‌چیز خسته کند: از موسیقی، از شعر، از خودت…

  • یه تعبیر خیلی جالب خوندم امروز نوشته بود: بهش بگو از وقتی کنارم نیست آزادیمو از دست دادم !

  • از آن به بعد همه چیز حتی اگر خوب هم بود یک چیزی کم داشت ...

  • رابطه‌های سالم و پایدار اغلب دو تا آدم بالغ داره که در یک فضای امنی که ساخته‌ان کودک‌های درون‌شون با هم بازی می‌کنن! چقدر دلچسب بود این تعریف :)

  • آنچه را قلب فراموش نمی‌کند نامش چیست ؟!

  • ما دوام می آوریم همیشه دوام آورده ایم اما می‌خواستیم معنی زندگیمان فراتر از دوام آوردن باشد :)

  • بعد از ده سال از آخرین هم صحبتیشان در دفتر یادداشتش نوشت : من او را ترک کردم.

  • بعد از ده سال از آخرین هم صحبتیشان در دفتر یادداشتش نوشت : من او را ترک کردم.

  • 6 авг.417113

    اگر هنر نبود حقیقت، هلاکمان میکرد :)

  • 5 авг.406124

    میگفت دیگر به او فکر نمیکنم؛ ‏ این را وقتی میگفت که ‏مشغول گوش دادن به حرفهای او در ذهنش بود :)

  • میگفت دیگر به او فکر نمیکنم؛ ‏ این را وقتی میگفت که ‏مشغول گوش دادن به حرفهای او در ذهنش بود :)

  • 3 авг.431104

    مرا رد میکنی از خودچو موهایت به پیشانی به جایم خیره شو بر خود،نگاهی گرم وطولانی در این دنیای بیچاره که جای جنگ و آشوبست هنوز هم شعر میگویم نمیدانم تو میخوانی؟ گلی خامم درون کارگاه عاشقی هایت مگر روزی رسد چرخ نگاهت را بگردانی هزاران قول تکراری میان عاشق و معشوق تو هم قولی بده حتی اگر پایش نمی مانی همین لبخند مصنوعی به لبهایم به جا مانده فقط تو میتوانستی مرا در غم بخندانی من از جنس بهارانم درونت ریشه خواهم زد اگر حتی مرا هربار ز بی مهری بخشکانی سرود #افسون

  • به او می‌گفت تو با غمهایت هم زیبایی و غم هایش فراموشش میشد :)

  • 1 авг.432146

    هانیبال لکتر تو فیلم «سکوت بره‌ها» می‌گه: «می‌دونی مشکلِ بره‌ها چیه، کلاریس؟ اونا فکر می‌کنن اگه گرگ لبخند بزنه، دیگه گرگ نیست!»

  • 1 авг.190116

    «هیچوقت » «هیشکی» اینو بهمون نگفته بود: مهم نیست چقدر خوب باشی هرچقدر هم که خوب باشی اما جای اشتباهی قرار بگیری خوب بودنت به چشم نمیاد !

  • از ما هیچ‌چیز باقی نمی‌ماند. جز خاطراتی که در آن دلیلِ حالِ خوبِ آدمی بوده‌ایم...