tgindex
𝐌𝐚𝐯𝐢|ناگفته

𝐌𝐚𝐯𝐢|ناگفته

Статистика
@maviikallpМузыкаперсидский

آبی؛ جایی برای حرف‌هایی که نمی‌شود گفت.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
13
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
863
+10 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
257
25 постов
Вовлечённость
29,8%
к подписчикам
Постов в день
1,9
всего 27
Упоминаний
6
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
27
1/48двое суток
30
1/72трое суток
33

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.4из maviikallp

    نه طرز نگهداری بلد بودی، نه خداحافظی فقط شروع کننده خوبی بودی...

  • 14 авг.5из AlmaDeMariposa

    من درحال باور کردن دروغای پسر خوشگله :

  • 💛 صبح تا شب داری گوشیتو اسکــروـل میکنی 💬    ولی هنوز محتوای مـوردعلاقـت رو پیدا نکردی؟❓                  🔍🎀𝗈𝗎'𝗋 🔤𝖾𝖾𝖽𝗌

  • 14 авг.10из sogoandfuckyourlove

    تا دلت بخواد گفتم عیبی نداره، ولی تا دلت بخواد عیب داشت.

  • 14 авг.28из AlmaDeMariposa

    i want it

  • 13 авг.221из maviikallp

    با فنجانِ چای هم میشود مست شد! اگر اویی که باید باشد، باشد...

  • ‏دخترا گل نمیخوان دخترا توجه میخوان، حالا چجوری میشه بهشون توجه کنی؟ آفرین باید گل بگیری.

  • 13 авг.151удалён 14 авг.

    اگه از چشمم بیفتی، یه جوری نادیدت می‌گیرم که هر روز از خودت بپرسی" این واقعا همون آدمیه که من می‌شناختم؟ این همون آدمیه که روزی دوستم داشت؟

  • 13 авг.24удалён 14 авг.

    غربت نباش برای کسی که تورا وطن دیده.

  • 13 авг.32удалён 14 авг.

    با او نمی توان بود، بی او نمی توان زیست.

  • 13 авг.10удалён 13 авг.

    без подписи

  • 13 авг.48удалён 14 авг.

    روز‌ها، آن‌هایی که "هستند" کنارمان می‌نشینند؛ شب‌ها، آن‌هایی که "نیستند."

  • 13 авг.53удалён 14 авг.

    چطور تحمل کردی؟ -موهامو کوتاه کردم :)

  • 12 авг.удалён 13 авг.

    без подписи

  • 12 авг.удалён 13 авг.

    без подписи

  • 12 авг.удалён 13 авг.

    без подписи

  • 12 авг.из gharighllудалён 12 авг.

    شب‌نامه‌های باد. شبِ سوم جانِ من. ناگفته‌های بسیار دارم و نبودِ تو، آن‌ها را تا تهِ دنیا، ناگفته نگه‌می‌دارد! دوستت‌دارم‌های بسیاری در اعماق قلبم لبریز شده و بوسه‌هایی بر لبانم جا مانده که نمی‌خواستم بمانند. نمی‌خواستم بی‌وصال رها شوند و تو، در انتظارِ رویا‌یشان بمانی! می‌خواستم زمین را بدرم و ریشه‌ای از خود بر آن دفن کنم. ریشه‌ای که مرا از بی‌ریشه بودن درآورد و هم‌پای تو، نگهم دارد! اما نمی‌شود. زمین دهان باز نمی‌کند و من، پوسته‌ای از خود‌ نمی‌یابم. هیچ‌چیزی برای ماندگارشدن ندارم! جز وزش‌هایی که دلشان برای بوی تو تنگ‌ است و لمسِ شاخه‌هایت را می‌خواهد. جز زمزمه‌هایی که در دلِ طوفان می‌زنم: «نگه‌داشتنی‌ترین یادِ منی!» و تو لبخند می‌زنی، برگ‌هایت سویم خم می‌شوند: «نگهم می‌داری؟». آری نازنینم، من هیچ‌ترینِ طبیعتم و در عینِ نیست‌بودن، تو را نگه‌می‌دارم! یادت را، آغوشِ سختت را! و گاه، بوسه‌هایی که بر تنت حکم نشدند را! منِ هیچ‌شده، همه‌ی تو را در کنجِ ذهنم حک می‌کنم و میانِ خاطره‌ها گُم می‌شوم! میانِ هستی‌ای که نیستیِ من، نمی‌تواند زندگی‌اش کند. نمی‌تواند با تو درهم‌آمیخته شود و تو را به نیستی نکشاند! زیبای من، تو معنای زیستن می‌دهی و من، در پوچی معنا شده‌ام! و با تمامِ این‌ها، تو مرا می‌خواهی و من، معنای تو را! اما، این دو معنا به وصال می‌رسند؟‌ به وصالی که به نابودی نکشدشان! نمی‌دانم می‌شود بر سبزیِ تو بوسه بزنم، آن‌هم در حالی که رنگِ خاکستری و سیاهی گرفته‌ام! نمی‌دانم می‌شود گریزی به زندگی‌ِ تو زد. گریزی به ریشه‌دار بودنت! کنارِ گوشت پِچ می‌زنم: «ستاره‌ها را چیدی؟»، نگاهم می‌کنی، با همان چشم‌های سرسبزت! «تو برایم می‌آوری‌شان! بادها هم می‌توانند ستاره‌ گلچین کنند!» یازده و یک‌دقیقه‌ی شب. نوشته‌شده توسطِ 'باد' موسس و قلبِ کلبه‌ی «غریق!» قرارِ ما، شبِ چهارم، ساعت یازده‌ و یک‌دقیقه

  • 12 авг.из maviikallpудалён 12 авг.

    بهم نگو چقد خوشگلم، بگو با چه آهنگی یاد من میوفتی.

  • صد برگه‌ی سفید پسش داده‌ام، بس است کِی خسته می‌شود فلک از امتحان من؟

  • از حرفی که زدم ناراحت شدی؟ منم از کاری که کردی ناراحت شدم.