tgindex
صفحات میانی

صفحات میانی

Статистика
@middlepagesперсидский

نه اول و نه آخرم، من صفحات میانی‌ام

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
206
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
443
+4 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
281
40 постов
Вовлечённость
63,4%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 206
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
134
1/48двое суток
153
1/72трое суток
165

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • درس امروز سانتی‌مانتال ننوشتن یعنی چیزی بنویسیم از شریک زندگی‌مان در یزد و کسی در لیمای پرو هم آن را درک کند. کسی در لیمای پرو احتمالِ زیاد حسی به اذان و کاشی آبی و شمعدانی نداشته باشد! #درس_های_پادکستی @middlepaes

  • گروه کتابخوانی کرانه سوم رود قرار اول: سه‌شنبه ۲۷ مرداد داستان یک: من و او نویسنده: آلبرتو موراویا داستان دو: شب اول نویسنده: لوئیجی پیراندللو داستان‌ها به صورت فایل برای شرکت‌کنندگان ارسال می‌شود. مکان: بندانزلی، خیابان پاسداران، کوچه دهم، جنب…

  • گروه کتابخوانی کرانه سوم رود قرار اول: سه‌شنبه ۲۷ مرداد داستان یک: من و او نویسنده: آلبرتو موراویا داستان دو: شب اول نویسنده: لوئیجی پیراندللو داستان‌ها به صورت فایل برای شرکت‌کنندگان ارسال می‌شود. مکان: بندانزلی، خیابان پاسداران، کوچه دهم، جنب هتل ملل، کافه هنر ملل تسهیلگر: نسیم فلاح

  • без подписи

  • 9 авг.212254

    امروز روز علاقه‌مندان به کتابه. یکی از آخرین کتابهایی که خوندم و برام جذاب بود رمان گیاهخوار از نویسنده‌ی کره‌ای هان کانگ بود. این کتاب با عنوان the vegetarian در سال ۲۰۱۶ به انگلیسی ترجمه شد و همون سال برنده‌ی جایزه‌ی بوکر ۲۰۱۶ شد. نویسنده‌ای که با ادامه‌ی مسیر نویسندگی و نوشتن کتاب‌های بعدیش، در نهایت به خاطر نثر شاعرانه، داستان‌های خلاقانه و نگاه دوباره‌ای که به انسان، هویت و خشونت داشت موفق شد در سال ۲۰۲۴ برنده‌ی نوبل ادبیات بشه. در موردش بیشتر می‌نویسم @middlepages

  • 5 авг.291373

    دلشوره رسیده است به پوستم. حس می‌کنم سلول‌هایم به هم سابیده می‌شوند. دلیلش را نمی‌دانم. هر چه کتاب و خواندنی است پرت کرده‌ام کناری. خودم را مشغول می‌کنم با شستن ظرف‌ها، دستمال کشیدن کاشی‌های پشت گاز، عوض کردن ملافه ها، مرتب کردن کشوها، تا کردن لباس‌ها، دور ریختن کرم‌ها و وسایل آرایش تاریخ گذشته‌ام. ناهار درست می‌کنم. میز را می‌چینم و بعد جمع می‌کنم ولی این لرزش، دست از سرم برنمی‌دارد. چیزی درونم می‌لرزد، کلافه‌ام کرده و همین حالاهاست که پوستم شکافته شود مایع دلشوره شره کند جلوی پاهایم و پخش شوم روی زمین. #روزنوشت #مهناز_احمدی @middlepages

  • 4 авг.3662613

    ⚠️ هشدار و یادآوری برای دارندگان گوشی‌های اندروید | خطر هک حساب‌های بانکی | مراقب باشید نصب نکنید بسیاری کاربرا، از خطر نصب اپ APK عکس‌های یادگاری اطلاع ندارن. حتماً بازنشر و اطلاع رسانی کنید. خصوصاً به بزرگ‌ترها یا همسر و خانواده اطلاع بدید که به هیچ وجه…

  • 4 авг.252722

    ⚠️ هشدار و یادآوری برای دارندگان گوشی‌های اندروید | خطر هک حساب‌های بانکی | مراقب باشید نصب نکنید بسیاری کاربرا، از خطر نصب اپ APK عکس‌های یادگاری اطلاع ندارن. حتماً بازنشر و اطلاع رسانی کنید. خصوصاً به بزرگ‌ترها یا همسر و خانواده اطلاع بدید که به هیچ وجه نصب نکنن. اگر با پلیس فتا هم تماس بگیرید این رو میگن: به علت اینکه اپ نصب شده قابل حذف نیست، سریعاً گوشی رو به تنظیمات کارخانه برگردونید. توصیه: همیشه گزینه عدم نصب اپ های ناشناس رو روشن نگه دارید و اپلیکشن هاتون رو فقط از گوگل پلی، نصب کنید. حرفه؛ #روابط_عمومی | @ePRNet

  • 4 авг.240153

    به پرو پناه می‌آوری، در پای جبال «آند»، روی ساحلی که همه چیز به آن ختم می‌شود، پس از آنکه در اسپانیا با فاشیست‌ها، در فرانسه با نازی‌ها، در کوبا با غاصب‌ها جنگیده‌ای، زیرا که در چهل و هفت سالگی هرچه باید بدانی دانسته‌ای و دیگر انتظاری نه از هدف‌های بزرگ داری و نه از زن‌ها: به منظره‌ای زیبا دل خوش می‌کنی. مناظر کمتر به تو نارو می‌زنند. پرندگان می‌روند در پرو بمیرند رومن گاری ترجمه: ابوالحسن نجفی @middlepages

  • 3 авг.223193

    کجا رسد به تو مکتوبِ گریه‌‌آلودم؟ که باد هم نَبَرَد کاغذی که نم دارد... منسوب به صائب

  • 3 авг.251381

    کلاس که تمام میشود، می‌روم توی آشپزخانه. از صبح بنا بود برای ناهار کوکو سبزی درست کنم. مایه‌ی کوکو را هم میزنم. مایه زیاد شده است برای تابه‌ی همیشگی‌ام. در کابینت را باز می‌کنم تا تابه‌ی بزرگتری بردارم. تابه‌ی دوطرفه‌‌ی گرد را می‌بینم که بی‌استفاده مانده است انتهای کابینت. روی گاز می‌گذارمش و روغن می‌ریزم تا داغ شود. مامان که تابه‌ی دوطرفه خرید برای زنِ برادرم، من هم دلم خواست. یک تابه‌ی دو طرفه‌ی مستطیلی بود و هر بار که می‌رفتیم توش جوجه یا کباب تابه‌ای درست کرده بود. خیلی چیزها هست که دوستشان دارم ولی نمی‌خرم. بیشتر وقت‌ها هم می‌گویم کجا جا بدهمش، یا بخرم که چه، حالا پولش بماند. دو سال پیش که این سرویس قابلمه را خریدم توی جعبه‌اش یک تابه‌ی دو طرفه هم بود. این شاید سومین بار است که چیزی توش درست می‌کنم. بعضی چیزها وقتی دورند، نزدیکترند، توی رویاها. خودم را می‌دیدم که در تابه را می‌بندد، برش می‌گرداند و دو طرف غذا درست سرخ می‌شود و خوشم می‌آمد. حالا که دارمش یادم نمی‌افتد که استفاده‌اش کنم. بعضی چیزها انگار دوره‌ی خودش را دارد، بعضی کتاب‌ها و حتی بعضی آدم‌ها.‌ #روزنوشت #مهناز_احمدی @middlepages

  • Les rues sont pleines, mais tout est vide خیابان‌ها پر از آدم‌اند، اما همه‌چیز خالی‌ست. Des regards glissent, sans un mot نگاه‌ها بی‌آنکه حرفی بزنند، از کنار هم می‌گذرند. Les mains tremblent, les âmes se cachent دست‌ها می‌لرزند، روح‌ها خود را پنهان می‌کنند.…

  • Élise de Lune – Froid

  • از دوست🍃 @middlepages

  • «عدالت و انتقام الهی در تعقیب جنایت» هنرمند: پیر پل پرودون این نقاشی که «عدالت و انتقام الهی در تعقیب جنایت» نام دارد، در سال ۱۸۰۴ میلادی به سفارش نیکولا فروشو، فرماندار سن، توسط پرودون برای تالار دادگاه کیفری کاخ دادگستری پاریس طراحی شد. نقاش دو طرح ارائه داد که هر دو چهار شخصیت مشابه داشتند: تمیس (عدالت)، نمسیس (انتقام الهی)، جرم، و قربانی. طرح دوم که در اینجا می‌بینید، به دلیل بیان دراماتیکِ فروتنانه‌اش قابل‌توجه است. هدف این اثر با توجه به مکانی که برای آن در نظر گرفته شده بود، تأثیرگذاری بر عواطف و «برانگیختن هیجان در روح» بود، چنان‌که خود پرودون می‌گوید: «عدالت الهی همواره در تعقیب جرم است؛ و جرم هرگز نمی‌گریزد. جنایتکارِ آزمند، در لفافه شب، در مکانی دورافتاده و وحشی، قربانی را کشته، زرهایش را برداشته و برمی‌گردد تا ببیند آیا اثری از زندگی باقی مانده که او را لو دهد. ای نادان! او نمی‌بیند که نمسیس، آن عاملِ هراس‌انگیزِ دادگری، همچون کرکسی که بر طعمه‌اش فرود می‌آید، او را تعقیب می‌کند، دستگیرش خواهد کرد و به همراهِ سخت‌گیرش خواهد سپرد…» این صحنه قتلِ شبانه اغلب به عنوان نخستین جرم بشریت، یعنی قتل هابیل توسط قابیل تفسیر شده است. گناهکار، با چهره‌ای زمخت و وحشیانه که برگرفته از چهره کاراکالا، امپراتور روم است، طعمه سرنوشتی بی‌امان می‌شود که در میان ابرهای سیاه آسمان، با نور مهتاب، می‌تازد. نورپردازی در اینجا نقشی اساسی دارد: نور ماه با مشعلِ انتقام هم‌آوا می‌شود، و دادگری، با چهره‌ای سخت‌گیر و به سبکِ دوران باستان، شمشیر و ترازوی داوری را در دست دارد، در حالی که حکم از پیش صادر شده است. طرحِ اولیه در سال ۱۸۰۶ به پایان رسید و نقاشی در سالن ۱۸۰۸ به نمایش درآمد، جایی که ناپلئون به پرودون نشان لژیون دونور اعطا کرد. در این مورد خاص، کاریکاتوریست‌ها به سراغ اثر رفتند و آن را به تمسخر گرفتند و چهره جرم را با چهره امپراتور جایگزین کردند. نقاشی پرودون در سال ۱۸۰۹ در کاخ دادگستری نصب شد، در سال ۱۸۱۰ در نمایشگاه جوایز ده‌ساله ارائه گردید و بار دیگر در سالن ۱۸۱۴ به نمایش درآمد. سرانجام با سقوط امپراتوری به هنرمند بازگردانده شد. از سال ۱۸۱۸ در موزه لوکزامبورگ نگهداری می‌شد و با مرگ پرودون در سال ۱۸۲۳ وارد موزه لوور شد. منبع: مجله‌ی Napoleon @middlepages

  • «عدالت و انتقام الهی در تعقیب جنایت» اثر پیر پل پرودون @middlepages

  • بیهقی جایی از تاریخش برای اینکه پیرمردی را توصیف کند که شکسته است و در پایان زندگیش است می‌گوید او به «ساحل حیات» رسیده است: «به ساحل الحیاه رسیده است و افگار بمانده است» بی‌نقص و درخشنده.

  • 26 июл.4821210

    شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی، جهان خوابه... #داریوش @middlepages

  • اغلب می‌گوییم که زمان مرگ نامعلوم است، اما هنگام گفتنش این زمان را چنان در نظر می‌آوریم که در فضایی گنگ و دوردست جا داشته باشد، تصور نمی‌کنیم که ربطی با روزی داشته باشد که آغاز شده است و معنی‌اش این باشد که مرگ- یا نخستین چنگ‌اندازی جزیی‌اش بر ما، که پس از آن دیگر رهایمان نمی‌کند- شاید در همین بعدازظهر فرا رسد، بعد از ظهری نه چندان نامعلوم، که برنامه‌‌ی همه‌ی ساعت‌هایش از پیش ریخته شده‌است. #مارسل_پروست @middlepages

  • عارضه‌هایی هستند که نباید در پی درمانشان باشیم، چون فقط همان‌ها ما را از عارضه‌های وخیم‌تری در امان نگه می‌دارند. #در_جستجوی_زمان_از_دست_رفته #پروست @middlepages