- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 16
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 64
- 1/48двое суток
- 73
- 1/72трое суток
- 79
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من نمیخوام بارم رو روی دوش تو بذارم؛ فقط دلم میخواد وقتی خمیده بودنم رو قضاوت میکنی، لحظهای هم به سنگینی باری فکر کنی که اینطور خمَم کرده.
Forward this & send 3 things you love , I'll create your secret character based on them ✦ Only 10 characters will be made
Forward this & send 3 things you love , I'll create your secret character based on them ✦ Only 10 characters will be made
این پیامو فوروارد کنین چنلتون تا یه نامهی کوتاه با توجه به وایب چنلتون براتون بنویسم.!
منم یه سناریوی مافیایی براتون بنویسم...سناریو خلاصه ایی از داستانیه که توش نقش ایفا میکنید
زندگی من همواره یا "نه هنوز" است یا "نه دیگر".
غم من از تو بود و من غمت را از هر که جز خودم به آغوش کشیدم. من از سکوت تو سوختم و برای سوختنت از سکوت دیگری دریا شدم. من از نبودنت ترک برداشتم و برای ترکهای تو در نبود دیگری التیام شدم. من از کلماتت بر روحم زهرآگین شدم و به خاطر کلمات دیگری بر روحت پادزهر شدم. من از بیتفاوتیات پژمردم و برای پژمردنت به خاطر بیتفاوتی دیگری بهار شدم. من از تو شکست خوردم و برای ترمیم شکستی که دیگری در تو گذاشته بود خودم را شکستم. بیرحمانه بود که هرچه تو از من گرفتی، من هم از خودم گرفتم و به تو پس دادم.
این پیام رو فوروارد کنید تا بگم اگر یک روز تمام خاطراتت رو فراموش میکردی، چه چیزی دوباره تو رو به خودت برمیگردوند.✨
🍉: فوروارد کنید تا من بیام چنلتون اسکرول کنم و یک سوالی که تو ذهنم اومد رو ازتون بپرسم. جواب دادن به سوال اختیاریه
без подписи
без подписи
без подписи
اون دستمالم نبود، اون دلخوشیم بود که زیر درخت آلبالو گم شد.
میدونی، ترجیح میدم غرق بشم تا اینکه بدون تو ادامه بدم اما تو داری منو با خودت به پایین میکشی.
کلا گزینهای به اسم ″به اون موضوع فکر نکن و سعی کن فراموشش کنی″ در من تعریف نشده.
نظریه ″پشیمانی دوگانه″ سورن کییرکگور میگه پشیمونی یک بخش جدانشدنی از انتخاب کردنه. آدم هر راهی رو که بره، یک جایی ممکنه برگرده و به راه دیگه فکر کنه. در واقع، هیچ انتخابی وجود نداره که تضمین کنه بعدا پشیمون نمیشی. حتی انتخاب نکردن هم خودش یک انتخابه و میتونه حسرت خودش رو داشته باشه. پس شاید مسئله این نباشه که کدوم راه رو بریم تا هیچوقت پشیمون نشیم؛ مسئله اینه که یاد بگیریم با هزینه انتخابمون زندگی کنیم.
هیچوقت نذاشتم احساس کمبود کنی؛ هرجا چیزی کم داشتی سعی کردم خودم جاش رو پر کنم. ولی تو باعث شدی من کمبود رو جزئی از آفرینش خودم ببینم.
مسئله اینه که این لباسِ قهرمان بودن اصلا اندازه من نیست؛ هی از روی شونههام میافته، آستیناش بلنده و هرچقدر سعی میکنم خودمو توش جا بدم، باز یه جاش میلنگه؛ چون این لباس اصلا برای منی که محتاج نجاتم دوخته نشده.
دیگه از ابراز هر حسی وحشت دارم. درود بر سکوت و فاصله.
بعضی وقتا دلت قطعیت نمیخواد؛ ترجیح میدی با همون احتمالها پیش بری، چون تا وقتی چیزی قطعی نشده، هنوز یه ذره امید برای ″شدن″ تو دلت باقی میمونه.