روانشناسی|محمد وظیفه شناس
Статистикаعلمی ترین کتاب ها و مقالات و موضوعات روانشناسی 🧠✍🏻 یک روانشناس🎓 پشتیبانی و تهیه دوره هامون @vzsteam
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 303
- 1/48двое суток
- 1 493
- 1/72трое суток
- 1 610
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تروما تو رو قویتر نکرد. تروما بهت آسیب زد، قلبت رو شکست، سیستم عصبیات رو از تنظیم خارج کرد، بهت PTSD داد، شبهای بیخوابی و مشکل در اعتماد کردن و برقراری ارتباط برات به جا گذاشت؛ نزدیک بود از پا درت بیاره و حتی میل به زندگی رو ازت بگیره. این خودِ تو بودی و هستی که خودت رو قویتر کردی… با زنده موندن و دوام آوردن.
همه جا پر شده میگن راز موفقیت استمرار و ادامه دادنه اما خوبه بدونید توی پژوهش ها متوجه شدن مهم تر از استمرار عزت نفسه که تعیین میکنه شما قراره چقدر استمرار توی مسیرتون داشته باشید
یه پژوهشی می خوندم جالب بود می گفت آدمای باهوش اغلب رفتار دیوونه بازی تری نسبت به بقیه دارن
یه جا می خوندم نوشته بود"گاهی سردترین آدمِ جمع، متکبرترین آدم نیست؛ فرسودهترین آدم است. بعضیها آنقدر زیرِ بارِ نگاهها، قضاوتها، توجههای ناخواسته و تلاشِ مداومِ دیگران برای نزدیک شدن زیستهاند که بهتدریج، فاصله را به عادت تبدیل کردهاند. آنچه از دور «غرور» به نظر میرسد، گاهی چیزی نیست جز دیواری که سالها برای محافظت از خود بالا رفته است"
کی فکر می کرد اون بچه کوچولو که انقدر علاقه داشت با بچه های دیگه دوست بشه وقتی بزرگشد از همون آدما ضربه بخوره و تنهایی رو ترجیح بده؟
بنظرم در نقطه ای از تاریخ هستیم که دیگه اغلب دیت و رابطه ها براساس شخصیت و رفتار طرف مقابل شکل میگیره
شما برای خودت زندگی میکنی یا بقیه؟ برای بقیه زندگی کردن فقط این نیست که مستقیم بهت بگن این رو بپوش اون رو نپوش این مدلی رفتار کن اون مدلی رفتار نکن واقعیت برای بقیه زندگی کردن فراتر از این حرفاست همین که درگیر ترندهای سوشال مدیا باشی همین که مدام تحت تاثیر این باشی دختر خوب پسر خوب چه رفتارهایی داره همین که بخوای مدام تایید بقیه رو بگیری میشه زندگی کردن برای دیگران حالا تو برای خودت زندگی میکنی یا بقیه؟
ادمای بی نقصی که وقتی توی رابطه هستی و می بینی و توی دلت میگی ای کاش با اون ادم توی رابطه بودم سرابی بیش نیستن تنها ادم بی نقص اونیه که هنوز کامل نشناختی
هر چی بزرگتر شدم بیشتر فهمیدم که: - سکوت یه پاسخه - اذیتنشدن یه مهارته - نه، یه جمله کامله - اکثر چیزای فوری میتونن صبر کنن - احترام > توجه - عذرخواهی بدون تغییر، پوچه - تحرک دواست - تو مناسب همه نیستی، و این اوکیه
از قشنگ ترین متن هایی بود کهخوندم : بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، بالاخره باید این را بلند بگویم… دیگر هیچ چیز مشترکی بین من و همسرم وجود ندارد. بیش از ۲۰ سال پیش، سر جلسهی آزمون ورودی رشتهی فلسفه با هم آشنا شدیم. جوان بودیم و بیتجربه. برخلاف توصیههای منطقی دیگران، خیلی زود ازدواج کردیم. بعد هم زندگی مسیر خودش را رفت و امروز انگار در دو دنیای کاملاً متفاوت زندگی میکنیم. او: بچهها، مدرسه، تدریس، علم، کوه، طبیعت، گربهها، فیلمهای درام. من: شرکتها، سرمایهگذاری، کسبوکار، شهر، بتن، سگها، فیلمهای کمدی. او: خلاق، همدل و رؤیاپرداز. من: تحلیلگر، عملگرا و متکی بر واقعیت. هیچ علاقهی مشترکی نداریم. هیچ سرگرمی مشترکی نداریم. حتی از دیدن یک ویدئوی اینستاگرامی هم با هم نمیخندیم. اگر از آن روانشناسهای برنامههای صبحگاهی تلویزیون بود، احتمالاً حکم پایان ازدواجمان را صادر میکرد. شاید دوستانمان هم منتظر باشند که بالاخره خبر طلاقمان را اعلام کنم. خب، پس اعلام میکنم… من امروز همسرم را بیشتر از بیست سال پیش دوست دارم. و وقتی شبها از چیزهایی برایم حرف میزند که هیچ علاقهای به آنها ندارم، با لذتی به حرفهایش گوش میدهم؛ لذتی که هیچ کتاب یا مشاور روابطی نمیتواند توضیحش دهد. چون در این بیست سال، چیزی را فهمیدم که برخلاف تمام چیزهایی است که رسانهها مدام به ما القا میکنند. علایق مشترک، ستون یک رابطه نیستند؛ فقط تزئینات آن هستند. آدمها با گذشت زمان، در مسیرهای متفاوتی حرکت میکنند و با سرعتهای متفاوتی رشد میکنند. این نشانهی خراب شدن رابطه نیست؛ این همان زندگی است. پایهی واقعی یک رابطه چیز دیگری است: اینکه خیر و خوشبختی طرف مقابل را حتی بیشتر از خوشبختی خودت بخواهی. نیازهای او را بر نیازهای خودت مقدم بدانی. بیشتر دوست داشته باشی ببخشی تا بگیری. اگر اینها نباشد، حتی اگر سلیقهی موسیقی، فیلم و تفریحتان کاملاً یکسان باشد، باز هم رابطهتان دوام نخواهد آورد. پس اگر شریک زندگیات کاملاً نقطهی مقابل توست، دست از تلاش برای تغییرش بردار. شاید دقیقاً همان تفاوتها راز ماندگاری رابطهی شما باشند. لازم نیست عاشق چیزهای یکسانی باشید. همین که ارزشهای مشترک، مقصدی مشترک، احترام به تفاوتها و توجهی عمیق به یکدیگر داشته باشید، کافی است. و در پایان، چیزی که تازه چند وقت پیش واقعاً درکش کردم… در تمام این ۲۰ سال، همسرم هر روز میتوانست انتخاب دیگری داشته باشد؛ آدمی دیگر، زندگیای دیگر، دنیایی دیگر؛ دنیایی که شاید به کوههای او نزدیکتر از شهر بتنی من بود. اما او هر روز، دوباره همان انتخاب را کرد… من را. عشق چیزی نیست که فقط احساسش کنی؛ عشق، انتخابی است که هر روز دوباره انجامش میدهی. من ۲۱ سال است که هر روز انتخابِ یک نفر بودهام و به این موضوع، واقعاً افتخار میکنم.
اغلب بچه های ۱۵ تا ۲۵ سال سخت ترین لحظاتشون رو بدون اینکه پدر و مادرها چیزی بدونن گذروندن همینقدر قوی و مستقل
معمولا مامان ها عاشق ضعیف ترین بچن و با اون بچه ای که مستقله مشکل پیدا می کنن حتی توی حالت بالاتر اون بچه مستقل میشه بچه لجباز خونه چرا چون الگوی خیلی از خونواده ها اینه که من الان باید از تو مراقبت کنم مادر و پدر یعنی مراقب بودن دیگه اما واضحا اینجوری نیست از مراقبت مهم تر درک کردنه که بفهمی نیاز های بر بچه ای باهم متفاوته
اگه شریک عاطفی یا دوستت آدم بسیار حساسیه سعی کن همیشه به کوچیک ترین تغییرات ظاهریش واکنش نشون بدی چون اون شاید به روت نیاره اما واقعا دوست داره بگی تغییرش چجوری بوده
واقعاً ناراحتکنندهست که موفقیت یه زن گاهی بهجای اینکه باعث افتخار باشه، تبدیل به تهدیدی برای رابطه میشه یه تحقیق روی ۵۴۴ هزار زوج در ۲۹ کشور نشون داده وقتی زن درآمد بیشتری از همسرش داره، احتمال جدایی بالاتر میره؛ و وقتی بچه هم وجود داشته باشه، این احتمال بیشتر میشه. موفقیت یه زن نباید چیزی باشه که رابطه رو خراب کنه؛ باید چیزی باشه که هر دو نفر بهش افتخار کنن
اگه قبل خواب عادت کردی مدام ویدیوهای کوتاه رو ببینی و انقد خسته بشی تا بخوابی تبریک میگم بدترین روش خوابیدن رو انتخاب کردی ذهنت رو در معرض اضطراب شدید قرار میدی و با حالت خستگی بیدار خواهی شد
مغز از سخت کار کردن بدش نمیاد؛ از تلاشِ نامشخص بدش میاد. وقتی نمیفهمه این همه تلاش قراره به کجا برسه، چقدر طول میکشه، یا اصلاً چرا مهمه، کمکم اون کار رو بهجای یک چالش، مثل یه شکست میبینه هدف داشتن اصل مهمیه
مغز وقتی مدام از چیزی فرار میکنی، کمکم همون فرار رو تبدیل به ترس میکنه. بار اولی که یه کاری رو عقب میاندازی، فقط یه حسِ راحتی موقت میگیری. اما بار پنجم، همون کار به نظرت ترسناک و سنگین میاد. فرار کردن، به مغزت یاد میده که از اون چیز بترسه و اون ترس رو بزرگتر کنه
این هفته به شانس بیشتر فرصت بده از خونه بزن بیرون، یه مسیر جدید رو امتحان کن، کافه برو، به تجربههای تازه «آره» بگو. هر بار که خودت رو بیشتر در معرض زندگی قرار میدی، احتمال اینکه اتفاقهای قشنگ و غیرمنتظره سراغت بیان بیشتر میشه
یه توصیه دلی بهتون بخوام داشته باشم اونم اینه تا می تونید برای آموزش هزینه کنید هزینه کنید مهارت یاد بگیرید هزینه کنید خبره تر بشید توی تخصصتون مطمئن باشید ارزون ترین راه یادگیری آموزشه وگرنه زندگی خیلی گرون بهتون درس هاشو میده
واقعیت اینه اهمالکاری تنبلی نیست. بلکه واکنشِ ناشی از تروما و اتفاقای گذشتهست