سَـمفونـےِ مَهتـآب '
Статистика "وخـداےِمنآنݼـشـمانـےست؛ ڪهسَـمفونـےِنگاهـش،مَهتـآبرابـهوجـدمـےآورد " @ian0_bot t.me/HidenChat_Bot?start=6368757033
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 37
- Всего постов
- 45
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 22
- 1/48двое суток
- 25
- 1/72трое суток
- 27
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سَـمفونـےِ مَهتـآب ' pinned «7k? دو پست علامت بزنید ازتون فور کنم.»
7k? دو پست علامت بزنید ازتون فور کنم.
без подписи
-
˓ 𝚴𝖺𝗆ꤕ ˒ 𝖢𝖺𝗌𝖾 𝖱-𝟣𝟥 / 𝖱-𝟣𝟥 پرونده 𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟪 ˓ 𝐆𝖾𝗇𝗋𝖾 ˒ 𝖠𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇,𝖢𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅,𝖾𝗑𝖼𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀, 𝗉𝖺𝗋𝖺𝖽𝗈𝗑𝗂𝖼𝖺𝗅,𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝗍𝗂𝖼, 𝖡𝖫 ˓ 𝚬𝗑𝗉𝗅𝖺𝗇𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌 ˒ 𝚱𝗼𝗼𝗸𝘃 — 𝖠 𝗌𝗎𝗌𝗉𝖾𝗇𝗌𝖾𝖿𝗎𝗅 𝗍𝖺𝗅𝖾 𝖻𝗎𝗋𝗂𝖾𝖽 𝖽𝖾𝖾𝗉 𝗐𝗂𝗍𝗁𝗂𝗇 𝖺 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖿 𝗈𝖿 𝗌𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍𝗌,𝗆𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒,𝖺𝗇𝖽 𝖻𝗅𝗈𝗈𝖽𝗌𝗁𝖾𝖽. 𝚻𝖠𝖯 𝚻𝖮 𝚪𝖤𝖠𝖣 𝚻𝖧𝖤 S𝖳𝖮𝖱𝖸 ˓ 𝚨𝗎𝗍һ꤀г : 𝚪꤀𝗆𝖺𐔓 , 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 ˒
موجودی که در تمام سفرها همراهته رو انتخاب کنم.
این پیام رو فوروارد کن تا بگم در کدام سرزمین حکومت میکنی.
-
قهوهی تنت هنوز روی یقهام مانده بود؛ بویی گرم در میان تمام سردیِ این اتاق. چند لحظه چشمهایم را بستم؛ کاش میشد بعضی چیزها را فقط دوست داشت، بیآنکه آدم از ماندنشان بترسد. دلم میخواست نزدیکتر بایستم، اما سالها بود یاد گرفته بودم هرچه برایم عزیزتر میشود، یک قدم از آن فاصله بگیرم. تو نمیدانی چقدر سخت است وقتی تمام وجودت چیزی را میخواهد، و خودت، با تمام قدرتت، جلوی دست دراز کردنت را میگیری. شاید برای همین است که هنوز بوی قهوهی تنت را نگه داشتهام؛ همین سهم کوچک از تو، برای مردی که همیشه از داشتنِ چیزی بیشتر، ترسیده است.
قهوهی تنت.
без подписи
без подписи
-
دغدغههای احمقانهام به امید، کفن میپوشانند کجاست نور مهتاب تا مرا خواب کند...
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи