Chaotic
Статистикаمن ترجیحم مردمیست که هذیان از زمینی میخورند که از آن متولد شدهاند.
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 363
- 1/48двое суток
- 415
- 1/72трое суток
- 448
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
این من نیستم، این هجومِ آبی مرگ است که همچون امواج دریا از بودن خویش میگریزد.
پیدایش حیات زمینی یا همان بیداری روز، حاصل فساد لاشهی خورشید است و نور چیزی جز تشعشع حاصل از نابودی نیست. ما شکلهای گوناگون زوال خورشید هستیم و حیات تا محو شدن کامل خورشید ادامه دارد.
نوشتن با این الفباها، نوشتن با خودِ خاورمیانه است؛ از هیولاشناسیاش تا فرهنگش، از سیاستِ طوفانیاش تا پویاییهای مهآلود جمعیتیاش. اگر موسیقی بربرانه شکلی داشته باشد، آن شکل، شکلِ نوشتار در الفباهای خاورمیانه است — شکلِ تمامی پیچشهای روی زمین. گردبادنامه، همدستی با مواد ناشناخته رضا نگارستانی
▪️موسیقیِ بربرانه و الفباهایِ بیواکه رضا نگارستانی
انقلابِ حقیقی را نباید در تغییر این یا آن نظام جستوجو کرد؛ انقلابِ واقعی زمانی رخ میدهد که یک جمعیت، هویتِ غیرنظامیِ خود را فروبریزد و نیروهای عددیِ نهفته در خودِ مفهومِ «جمعیت» را از بند رها کند. گردبادنامه، همدستی با مواد ناشناخته رضا نگارستانی
غبار تنها چیزی است که ما در خاورمیانه در اختیار داریم؛ تنها چیزی که میتوانیم بیآنکه هرگز از تمامشدنش هراس داشته باشیم، مصرفش کنیم. هرقدر هم که عمیق نفس بکشید، غبار هیچگاه تمام نمیشود. اگر دشمنیِ ژرفِ خاورمیانه با هرگونه تثبیتشدن، حتی بهمثابه یک موجودیتِ جغرافیایی، بهطور کامل درک نمیشود، از آن روست که حتی بسترِ سنگیِ زمینِ آن، حتی زمینِ سخت و استوارش، پیوسته در حال فرسایش و فروپاشی به غبار است. اگر غبار، بر اساس منطق و نظمِ خاصِ خود میآفریند، از آن روست که برای غبار، آفرینش ذاتِ سادیسم است: چیزی را به دنیا آوردن، پروراندن، انتظار کشیدن، و سپس دوباره آن را به غبار فروکاستن. اگر غبار از آفرینش جداییناپذیر است، به این دلیل است که آفرینش همواره چیزی جز «غبارکردن» نیست. برای غبار، چه معنایی دارد که موجودی را بسازد که سرانجام دوباره غبار شود، مگر آنکه بخواهد میلی بیمارگونه را ارضا کند؛ میلی که برای آن، آفرینش توطئهای است تا فرایندِ غبارشدن را با شدتی هرچه بیشتر تجربه کند؛ سادومازوخیسمی بیوقفه... گردباد نامه، همدستی با مواد ناشناخته رضا نگارستانی
آیا آن هیولای پنهان که همچون صلیب به دست و پایم پیچیده است بالاخره به اعماق جانم خواهد رسید؟ از دل اعماقِ تاریک نوری جوانه میزند و ناگهان من شاخه شاخه میشود. این نور هیولای پنهان من است که اعجازش در کلماتم رازِ دیگری بودن است.
без подписи
فراسویِ هستیِ من، پیش از هر چیز، نیستی است. این همان غیاب یا خلائی است که آن را در شکافتگی و در احساسِ دردناکِ فقدان بازمییابم؛ خلائی که حضورِ دیگری را بر من آشکار میکند. اما این حضور تنها زمانی به تمامی آشکار میشود که آن دیگری نیز به همانسان بر لبهی نیستی خم شود یا در آن فروافتد (بمیرد). «ارتباط» تنها میانِ دو انسانی روی میدهد که هر دو خویشتن را به مخاطره افکنده باشند؛ هر دو شکافته و معلق، و هر دو بر فرازِ یک نیستیِ مشترک ایستاده باشند. دربارهی نیچه فصل دوم: اوج و افول اخلاقی ژرژ باتای ◾بخش اول ◾بخش دوم ◾بخش سوم
آریادنه روی تخت تیمارستان. Melanconia 1912 Giorgio De Chirico
без подписи
حیاتِ زمینی شبیه لرزش آرام دهان یک ماهی کوچک است که در مسیر تاریک دهان یک شکارچی عظیم کیهانی به سمت نابودی قدم برمیدارد.
میل، رمزگذاریِ آینده برای پیشبرد اهدافِ هوشمند در پوششی حیوانیست. میمونها آنقدر تکامل پیدا میکنند تا درنهایت بوسیله میلشان به دام میافتند.
▪️درآمدی سریع و فشرده بر شتابگرایی نیک لند
جنگِ جهانها: آگاهیِ زمینشناختی در گردبادنامهی رضا نگارستانی. نویسنده: پل پیاتکوفسکی ◾بخش اول ◾بخش دوم ◾بخش سوم
без подписи
без подписи
مجموعهی خورشیدِ شرور با شروع تابستان تیرِ بخار را در هواساز هستی قرقره میکند و خندهی زرد خورشید عقل سرخ بشر را مثل شاش درون چاه سیاه هوش خالی میکند.
من میدونم دارم اشتباه میکنم ولی دلم میخواد تکثیر بشم و این اشتباه رو تکرار کنم. تو به من میگی معنیش چیه؟ من کیرمم نیست دارم چه گوهی میخورم من فقط میخوام اون چیزی که درونم هست رو آزاد کنم.
دیونیزوس تو تنها خدایی هستی که بدون ترس به خلأ خیره میشوی و زنان زیبا و فانی دوست دارند از تاریکی چشمان تو شادی مرگ را ببیند. Jupiter and Semele ~Gustave Moreau