tgindex
گنجشک قرمز

گنجشک قرمز

Статистика
@sparrow_is_typingКнигиперсидский

تنها چیزی که مهمه، نوشتن خط بعدیه.

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 521
+1 за 4 дн.
Сутки
+3
+0,20%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
736
20 постов
Вовлечённость
48,4%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
467
1/48двое суток
535
1/72трое суток
577

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • نمی‌دونستم سلیقه دریک در حد همین ایرانشهر خودمونه.

  • نیاز دارم شبا یه دیو میکاپم کنه تا بتونم صبح بیشتر بخوابم و بعدم یه راست برم سرکار.

  • شب بخیر.

  • 2 دنیس جانسون - پسر عیسا

  • 1 دنیس جانسون - پسر عیسا

  • I'm having a bad bad day If you take it personal that's okay

  • خیلی جالبه که بفهمی یه نفر تو سال ۱۹۲۰ برای باری که قصد داری یه روزی بزنی، اسم و لوگو طراحی کرده :) لطفا این اسمو ندزدین ولی اگر دزدیدین هم، منو دعوت کنین و وجه تسمیه اسم بار رو با حفظ کردیت برای افراد مشتاق تعریف کنین.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • چند تا صحنه محبوبم از The cabinet of Dr. Calligary

  • این دو تا فیلم the cabinet of Dr Calligary. و what happened was رو به اصرار دو تا از اطرافیانم دیدم. البته بهتره بگم ترکیبی از اصرار و اجبار و چقد خوب که آدم دور و برش کسایی رو داشته باشه که ازین اجبارها در حق‌ش بکنن. کلا به نظرم یه بخش دوستی و معاشرت و رابطه همینه. باز شدن درهای جدید و انتخاب کردن مسیرهای تازه‌ای که اگه به خودت بود، نمی‌کردی.

  • без подписи

  • این مدت خیلی سخت بود سراغ فیلم‌های جدی برم. دلم نمی‌خواست و نمی‌تونستم. به معنای واقعی نیاز به کسکلک داشتم و اصلا نمی‌خواستم چیزی «منو به فکر فرو ببره». بااین‌حال فیلم «The cabinet of Dr Calligary» رو تماشا کردم چون بهم قول دادن داستان خوبی داره و واقعا هم داشت. این فیلم واقعا منو شگفت‌زده کرد. داستانش واقعا خوب بود و فهمیدم اون نقدهای احمقانه تا الان باعث ندیدن این فیلم شده. از همه بهتر فونت‌های نوشته‌های فیلم بود. چقدر خوشگل بودن و اندازه. چقدر به فضای خود داستان می‌خوردن. معمولا نشونه یه فیلم خوب برام اینه که بعد تموم شدنش تازه شروع می‌کنم راجع بهش سرچ زدن و سرچ کردن و خوندن در موردش و سرچ زدن این یکی تا صبح طول کشید. یه نکته بامزه اینکه به خاطر کلمه «کابینه» همیشه فکر می‌کردم فیلم سیاسیه اما منظورش تابوت دکتر کالیگاری بوده.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • فیلم «what happened was» درباره دو همکاره که بین هم اشتراکاتی پیدا کرده‌ن و حالا می‌خوان با هم شام بخورن و گپ بزنن. این گپ [که از لابه‌لاش با شخصیتا آشنا می‌شیم]، برای من انقدر طولانی بود که یه صحنه خوابم برد و یه جاهاییش هم اینستاگرام چک کردم اما وقتی شخصیت زن شروع کرد به خوندن داستان کودکانی که نوشته بود، میخکوب شدم. احساس می‌کردم توی یه دشت صاف در حال قدم زدن بودم که یهو سر از سوراخ خرگوش درآوردم. یه سوراخ عمیق که من و شخصیت مرد داشتیم توش سقوط می‌کردیم و همزمان به یکی از تاریک‌ترین داستان‌های عمرمون گوش می‌دادیم که شخصیت زن گوگولی فیلم نوشته بود. مشخصا اگه شما برین فیلمو ببینین، به اندازه من غافلگیر نمیشین (بخاطر هشدار من) اما مطمئنم اگه اینارو نمی‌گفتم هم هیچ وقت اینستاگرام‌تونو موقع تماشا کردنش، نمی‌بستین.

  • یکی از چیزهایی که یاد گرفتم این بود که باید خم شوم و الا می‌شکنم. و نیز یاد گرفتم که می‌شود در عین حال هم خم شد و هم شکست. کارور در مقدمه «کلیسای جامع»