دست به نقد
Статистикаاینجا درباره سینما و ادبیات مینویسیم. ✍️علی نقدی @ali_naqdi81 لترباکسد: alnghd https://boxd.it/3Zfkv ✍️محمدسجاد حمیدیه @MSHamidieh اینستاگرام: sajadhamidieh https://www.instagram.com/sajadhamidieh?igsh=MWRx ✍️دانیال حمامی @danial_cinema
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 35
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 132
- 1/48двое суток
- 151
- 1/72трое суток
- 163
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🎧 دوباره برمیگردم به امن آغوشت سلام! امیدوارم که حالتون خوب باشه. این دومین قسمت از هامارتیا است. من ادبیات فانتری و اسطورهای رو عاشقانه دوست دارم، از ایلیاد و اودیسه تا شاهنامه، نارنیا و ارباب حلقهها؛ اما به عنوان کسی که نوجوانیش رو با جهان هری پاتر سپری کرده، همیشه یک سوال ذهنم رو مشغول کرده بود: چرا هری پاتر با بقیه رمانهای فانتری فرق داره. «چرا ما دوست داریم دائم به هری پاتر برگردیم؟» مدتها بود دنبال بهونهای میگشتم تا حاصل تاملاتم در اینباره رو صورتبندی و بیان کنم. اون بخشیش که میشد در یک قسمت از پادکست بگنجه، شده این قسمت از هامارتیا که اکنون در محضر شماست. ➖ در این اپیزود درباره چی حرف زدیم؟ ● ترس آدمبزرگها از فانتزی: نگاهی به انسان مدرن و «افسونزدایی از جهان». ● از گیلگمش تا فرانکشتاین: رویارویی انسان باستانی و مدرن با معمای مرگ. ● اسطوره بازگشت جاودانه: مفهوم «تکرار آیینی» و «محور جهان» در آرای میرچا الیاده. 🔗 قسمت دوم: «دوباره برمیگردم به امن آغوشت» در کستباکس | اپل پادکستس | اسپاتیفای 🌐 هامارتیا رو در اینستاگرام | کستباکس | اپل پادکستس | اسپاتیفای دنبال کنید!
Hamartia Podcast – The Lamb of God
🎧 هامارتیا؛ قسمت اول: بره خدا ➖ در این اپیزود درباره چی حرف زدیم؟ ● توصیف و تحلیل تابلوی «گوساله سلاخیشده» اثر رامبرانت؛ ● بررسی آموزه «ممنتو موری» و سرکوب بدن در سنت مسیحی؛ ● استعاره تصلیب و بره خدا در نقاشی رامبرانت؛ ● آشنایی با مفهوم «دایکسیس» و نحوه حضور زمان-مکانِ خالق در اثر هنری؛ ● تضاد پرسپکتیو تکچشمی رنسانس با نگاه جسورانه رامبرانت و جایگاه سوژهمند مخاطب. 🌐 هامارتیا رو در اینستاگرام | کستباکس | اپل پادکستس | اسپاتیفای دنبال کنید!
🎧 هامارتیا؛ قسمت صفر ➖ در این اپیزود درباره چی حرف زدیم؟ ● هامارتیا یعنی چی؟ ● پادکست هامارتیا چیه و قراره چی کار کنه؟ 🌐 هامارتیا رو در اینستاگرام | کستباکس | اپل پادکستس | اسپاتیفای دنبال کنید!
آزمایش ذهنی معروفی وجود دارد در حیطهی فلسفهی ذهن. در این آزمایش، شخصی را در محیطی کاملا سیاه و سفید بدون هیچگونه نشانی از رنگ نگه داشتهاند و به او، اطلاعاتی علمی و فنی دربارهی رنگ قرمز و طول موجش ارائه دادهاند. این شخص، اطلاعات کاملی دربارهی رنگ قرمز دارد، اما آیا بهراستی رنگ قرمز را میشناسد؟ حال که اطلاعاتش کامل شد، یک روز به او شیئی قرمز رنگ نشان میدهند. او برای اولین بار رنگ قرمز را میبیند. آن وقت است که نهتنها حقیقت رنگ قرمز را لمس میکند، بلکه آن اطلاعاتی که در ذهن خود دربارهی این رنگ ثبت کرده است نیز زنده خواهد شد و انسجام خواهد یافت و به سطح بالاتری از معنا و شناخت ارتقا مییابد. بهگمانم _البته اگر مورد ریشخند اهل علم قرار نگیرم_ میشود الگوی این آزمایش را تعمیم داد به بحث خودمان. شما کتابهای آموزشی را میخوانید و اصول و قواعد مختلفی را وارد ذهن خود میکنید. آیا شما نویسنده شدهاید؟ به آن موضوع علم عملی پیدا کردهاید؟ نه. پس، آیا کتابهایی که خواندهاید و اصولی که فراگرفتهاید، جملگی بیفایده بودهاند و تنها وقت خود را تلف کردهاید؟ باز هم نه. در واقع، این اطلاعات در ذهن شما ثبت میشود و هنگامی که شروع به آزمودن خود و حرکت دستوپاشکسته در این مسیر میکنید، آنوقت است که این اطلاعات در ذهن شما زنده میشوند، عمق مییابند و به ذهنتان نظم میدهند. آنوقت است که حصار این الگوها را میشکنید و آنها را به سبک و سیاق خود شکل میدهید و به کار میبندید. پس، شرط موفقیت عمل است و عمل. پ.ن: اگر عمری بود، یکی از مهمترین آموزههای عملی در این حیطه را که تجربهی شخصی خودم نیز بهشمار میرود مفصلا توضیح میدهم. 2/2 @naghdiism
معجزهی عمل یکسالونیم است که تجربههای کوچک و دستوپاشکستهی خود را در داستاننویسی(و اخیرا فیلمنامه) آغاز کردهام. پیش از تجربهی عملی و پس از آن، کتب راهنمایی نیز در زمینهی داستان و فیلمنامه مطالعه کردهام و احتمالا در آینده نیز چنین خواهد بود. اما نکتهای که در این فرآیند ذهنی و عملی یاد گرفتم، با وجود باور پیشینی، باز هم من را از حیث متقن بودنش شگفتزده کرد. اگر بخواهم سه عامل موثر در تجربههای خود را نام ببرم این سه خواهند بود: ۱. کتابهایی تئوری و آموزشی ۲. رمانهای کلاسیک و مدرن جهان ۳. نوشتن و تجربهی عملی داستان نکتهای که برایم مسجل شد، درجهبندی این سه عامل بر مبنای تاثیرشان بر پیشرفت مهارتهای نویسندگی بود. اگر بخواهم آنها را مجدد و براساس ضریب اثرگذاریشان مرتب کنم، تنها کافیست لیست قبلی را برعکس کنم. بله، تجربهی عملی و دست به قلم بردن، بیشترین تاثیر را در یادگیری دارد. دلیلش نیز تا حدی مشخص است، تئوریهای آموزش نویسندگی داستان، چیزی جز تجارب عملی و جوابدادهی گذشتگان نیستند. حال وقتی خود این تجارب و قواعد و ریزهکاریهایش را در عمل یاد میگیریم، تاثیری بسیار متفاوت خواهد داشت، همانطور که میان اعتقاد و ایمان تفاوت است. مطالعهی ادبیات جهان و ایران در رتبهی دوم قرار دارد، چرا که دقیقا پلی میان عمل و تئوری است. در مطالعهی داستان، قواعد را بهصورت عملِ الگویابی ذهن انجام میدهیم، یعنی حالتی از کشف و شهود که در آستانهی تاثیر عملیست و تنها لازم است قلم را به دست بگیریم تا جریان این تاثرات بر کاغذ جاری شود. و در رتبهی آخر، که ابتداییترین گام برای نویسندگیست، تئوریها و دستورالعملهای کلاسیک قرار میگیرند. اساسا، حیطهی الفاظ و مفاهیم فاصلهای میان شخص و حقیقت عمل برقرار میکند. بر اجزاء کوچک و بزرگ تمرکز میکند اما از تصویر کلی دور میشود. فراموش نکنیم که فیلم و داستان کل ارگانیک هستند. کل ارگانیک، از برآیند اجزا بزرگتر است و به اجزاء معنی میبخشد(نه برعکس). اما این یادداشت را ننوشتم که زیرآب کتب آموزشی و تئوری را بزنم. کتب تئوری، ما را نویسنده نمیکنند، اما یقینا پایه و فونداسیونش را میسازند. حال نوبت خود شخص است که با گامهای بعدی اسکلت نویسندگیاش را شکل دهد و قوام ببخشد. 1/2 @naghdiism
مدرس این دورهها از رفقای ماست و از دانشجویان دانشگاه هنر. اگر دوست داشتید دورهها را به اطرافیانتان معرفی کنید. @naghdiism
🎬 رشته سینما دوره آمادگی کنکور عملی سینما با رویکردی تخصصی، هنرجویان را با مبانی نظری و مهارتهای عملی مورد نیاز آزمون آشنا میکند. تمامی جلسات با نگاهی به تاریخ سینما برگزار میشوند تا در کنار آموزش تخصصی، دیدگاه تحلیلی هنرجویان نیز تقویت شود. 👤 مدرس: ابراهیم محلوجی 🕒 مشخصات دوره ▪️ مدت دوره: ۲۴ ساعت ▫️ تعداد جلسات: ۶ جلسه ▪️ مدت هر جلسه: ۴ ساعت 📚 سرفصلهای دوره ▫️ معارفه و آشنایی با کنکور عملی سینما ▪️ تاریخ سینما ▫️ مبادی سینما (اصول کارگردانی، درک فیلمنامه، درک بصری و…) ▪️ فیلمنامهنویسی ▫️ تحلیل فیلم ▪️ تمرین عملی عکاسی و کارگردانی (دکوپاژ، استوریبورد و اتود عکاسی) ▫️ رفع اشکال، شبیهسازی مصاحبه و جمعبندی ⭐ ویژگی دوره ▪️ آموزش تخصصی متناسب با کنکور عملی ▫️ رویکرد تاریخی در تمامی جلسات ▪️ تمرینهای عملی برای آمادگی آزمون ::: ۰۹۱۲۲۶۱۶۰۸۳ | ۰۹۹۱۰۴۳۱۸۴۳
🎭 رشته ادبیات نمایشی دوره آمادگی کنکور عملی ادبیات نمایشی با تمرکز بر مبانی نمایشنامهنویسی، تحلیل آثار نمایشی و تقویت مهارت نگارش، هنرجویان را برای آزمون عملی و مصاحبه آماده میکند. تمامی جلسات با رویکردی تاریخی برگزار میشوند تا هنرجویان در کنار آموزش تخصصی، با روند شکلگیری و تحول درام نیز آشنا شوند. 👤 مدرس: ابراهیم محلوجی 🕒 مشخصات دوره ▪️مدت دوره: ۲۱ ساعت ▫️تعداد جلسات: ۶ جلسه ▪️مدت هر جلسه: ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه 📚 سرفصلهای دوره ▫️معارفه و آشنایی با کنکور عملی ▪️تمرین عملی نمایشنامهنویسی ▫️مدلهای دیالوگنویسی ▪️پلات ارسطویی و انواع شخصیت ▫️تکمله درام ارسطویی و هرم فریتاگ ▪️درام مدرن، پیشرو و گونههای آن ▫️تحلیل و خوانش نمایشنامه ▪️آمادگی و شبیهسازی مصاحبه ⭐ ویژگی دوره ▫️ آموزش تخصصی متناسب با کنکور عملی ▪️تمرکز بر تقویت مهارت نمایشنامهنویسی ▫️تحلیل آثار نمایشی و آشنایی با ساختارهای درام ▪️رویکرد تاریخی در تمامی جلسات ۰۹۱۲۲۶۱۶۰۸۳ ۰۹۹۱۰۴۳۱۸۴۳
🎭 برگزاری کلاسهای آمادگی کنکور عملی توسط دانشجویان دانشگاه هنر و دانشگاه تهران ✨ پلاتو کلایمکس برگزارکنندهی مجموعه کلاسهای آمادگی کنکور در رشتههای: 🎬 سینما 🎭 بازیگری ✍️ ادبیات نمایشی 🪆 نمایش عروسکی 🎨 طراحی صحنه 🖌️ نقاشی 📌 برای اطلاع از شرایط ثبتنام، برنامه کلاسها و شرح دروس، از طریق شمارههای زیر در تلگرام با ما در ارتباط باشید: 📱 ۰۹۱۲۲۶۱۶۰۸۳ 📱 ۰۹۹۱۰۴۳۱۸۴۳
این نکته آنجا مهمتر میشود که برخی مشاوران آگاممنون(که آنتیپاتیک نیز نیستند) به او میگویند جنگ را نمیشود ناتمام گذاشت و اگر عقبنشینی کنیم آنگاه حکومتهای کوچک نیز بر ما شورش میکنند. یونانیها در این فیلم، هیچ اعتقاد راستینی به خدایان ندارند و گویی نمایندهی عقلانیت انسانی در فیلم هستند. در آنسو، در تروآ، که همدلی بیشتری را برمیانگیزاند، ویژگی شاخص پادشاه، ایمانش به خدایان و خواست آنهاست و نیز به مشاورهی پیشگو و کاهن اعظمش اطمینان راسخ دارد. هکتور که مرکز توجه و سمپاتی دوربین است، بر عقلانیت اصرار میورزد و میکوشد پدرش را از مشاورههای الهیاتی دور کند و بر منطق تاکید ورزد. اما تمامی کوششهای او ناموفق است و درنهایت نیز همین مشاورههای غلط موجب مرگ هکتور و شکست تروآ در جنگی میشود که در ابتدا پیروز آن است. شکاف همینجا بهوجود میآید، اسطورهزدایی از جهان فیلم، بهطور پیشفرض عقلانیت و منطق اینجهانی را توصیه میکند و تجسم این عقلانیت، یونان و در راس آن، آگاممنون است. در جهان اسطورهزداییشده، جایی برای خرافات(بهزعم فیلم) نیست و باید راه را برای عقل باز کرد و عقل نیز در فیلم، متجسم در حکومتی امپریالیستیست. حکومتی که شاید نفر اول آن شخصیتی آنتیپاتیک مانند آگاممنون باشد، اما باید به ساختارش متعهد بود، چراکه اشخاصی مانند اودیسه نیز در آن یافت میشود و یا ارزشهایی همچون "یونانی بودن" وابسته به این ساختار است، حتی اگر امپریالیستی باشد. 4/4 @naghdiism
اما در همین نقاط قوت فیلم است که ابهامات و تردیدهایی پدیدار میشود و همچون گسلی عمیق، شعارهای انسانی فیلمساز را که تا حد خوبی نیز پرداخت شدهاند میشکافد و از ریخت میاندازد. در آغاز به اهمیت انگیزهی شخصیتهای انسانی در غیاب اسطورهها، اشاره شد. این نکته در مورد شخصیتهای سمپاتیک در سمت یونان، یعنی اودیسه و آشیل خود را نمایان میسازد. چرا آشیل، که هیچ علاقهای به آگاممنون ندارد، و در حالی که توان رد دعوتش را دارد حاضر است برای او بجنگد؟ جواب فیلم ابداً بسنده نیست. آشیل برای "جاودانه ساختن" نام خود به جنگ میرود و دربارهی نسبتش با جنگیدن و کشتار، میگوید "من همینم که هستم" که شعاری انسانگرایانه و البته نابسنده است. اما ابهام جدیتر دربارهی اودیسه(با بازی خوب شان بین) مطرح میشود. اودیسه در ابتدای فیلم، بهعنوان یکی از پادشاههای محلی یونان، اذعان میکند که توان مخالفت با آگاممنون را ندارد و خود چندان راضی به این جنگ نیست. اما چه میشود که او مدام میکوشد ارادهی آشیل را برای نبرد محکم کند؟ در نهایت نیز با نقشهی اوست که لشکر آگاممنون که بنا بر منطق درونی فیلم آمادهی عقبنشینیست دروازههای تروآ را میگشاید و شهر را به آتش میکشد و سربازان یونانی مردان را میکشند و به زنان تعرض میکنند و ویرانیها برجا میگذارند. 3/4 @naghdiism
در وهلهی اول، آنچه که در اسطورهزدایی از ایلیاد حذف میشود، خودِ اسطورهها هستند. این امر به این دلیل مهم است که در نظر بگیریم اسطورههای یونانی خصلتی انسانوار دارند و انگیزههایشان نیز انسانیست و تنها در ویژگیهایی خاص و نیز مراتب هستیشان با انسانها تفاوت دارند. حال که این اسطورهها حذف میشوند و روایتی زمینیتر ارائه میشود، مسئلهی انگیزهی خودآیین شخصیتها برجستهتر از پیش خواهد شد. اما مبنای کنش شخصیتها در جهانی غیراسطورهای، چیست؟ بهعبارت دیگر، فیلمساز چه ارزش انسانیای(بهمعنای برآمده از انسان و اومانیسم) در جهان فیلمش بنا میکند؟ پاسخ اولیه را در نشانههای ضدجنگی که در جایجای اثر کار گذاشته شده است میتوان دید. فیلمساز، با معرفی و پرداخت حداقلی(اما بهحد کفایت) شخصیتهای سمپاتیک و مثبت در دو سوی جنگ، تماشاگر را در یک تنگنای عاطفی قرار میدهد که اوج آن را در نبرد میان هکتور و آشیل میبینیم. جایی که تماشاگر، هردو شخصیت را دوست دارد و مرگ هر یک او را ناراحت میکند. این یک بستر دراماتیک ایدئال برای ترویج روحیهی ضدجنگ در تماشاگر است. همچنین، فیلمساز بهدرستی میداند که سینمای جای امر کلی و انتزاعی نیست و باید مشروعیت این جنگ خاص(امر جزئی) را مخدوش کند. از سویی، در ماجرای فرار هلن با پاریس، با ارائهی تصویری ضدزن از منولائوس، تماشاگر را آشکارا با آن دو نفر همراه میکند و حق را به آنها میدهد، از سوی دیگر، با زمینهچینی مناسب برای شخصیت آگاممنون، او را یک پادشاه قدرتطلب و امپریالیست تصویر میکند و برای تماشاگر روشن میکند که نیت او برای حمله به تروآ، تنها قدرت است و دیگر هیچ. 2/4 @naghdiism
ضدجنگ یا امپریالیستی؟ یادداشتی بر فیلم troy 2004 ✍️ علی نقدی *جا دارد پیش از ورود به بحث، صادقانه اقرار کنم که هنوز موفق به خواندن دو حماسهی کلاسیک هومر، ایلیاد و اودیسه، نشدهام و علیرغم شناخت از کلیت داستان و مهمتر، زیستجهان الهیاتیاش، بسیار محتمل است که ظرائفی در تحلیل نادیده گرفته شود. فیلم troy 2004، مدعی اسطورهزدایی از یک داستان اساطیری است و سعی در برداشتی مدرن از آن، متناسب با جهان مدرن امروز دارد. در واقع، troy حماسهی اسطورهای ایلیاد را، به یک حماسهی تاریخی-سیاسی، نظیر آثار ریدلی اسکات تبدیل میکند. این کار، فینفسه نه امتیاز است نه ضعف، اما بستری جذاب برای یک تفسیر نو فراهم میسازد. حال در تحلیل فرم این فیلم، باید کوشید این تفسیر جدید را واکاوی کرد و به معیاری قابل قبول برای سنجش موفقیت فیلم دست یافت. 1/4 @naghdiism
#فکر_با_صدای_بلند در نقد سینمای دولتی، بهدرستی گفته میشود که اگر فیلمساز، با عمل ساخت فیلم، و نه اقبال آن در گیشه و پذیرفته شدن از سوی مخاطب، درآمد کسب کند، آنگاه خود را ملزم به افزایش و حفظ کیفیت سینمایی خود نمیبیند و تعهدی به هنر سینما نخواهد داشت. فیلمساز در این بستر، پروژهبگیر است و کارمند، و سوداهای هنرمندانهاش در صورت وجود، در اولویتهای بعدی قرار میگیرد. اما امروز سینمای جهان نیز با افول محسوسی مواجه گشته است. هالیوود ذرهای از شکوه سابق خود، حتی در دو دههی گذشتهی را ندارد. همواره در این ابهام تدقیق میکردم که چرا سینمایی که برای حیات خود، به حفظ مخاطب احتیاج دارد، چنین مسیر سراشیبی را طی میکند که گویی سرعتش هر لحظه فزونی میگیرد. مگر فیلمساز، در ساختاری که خطر شکست تجاری، همچون شمشیر داموکلس همواره بالای سرش قرار دارد، نباید مدام پروای کیفیت هنری خود را داشته باشد؟ جوابهای مختلفی به ذهنم رسید که هرکدام وجوه خاصی از مسئله را شامل میشود، اما موردی که به این بحث ارتباط بیشتری دارد، مسئلهی تضمین فروش است. به نظر میرسد که امروز فیلمساز/کمپانی به شکل دیگری خیال خود را آسوده میبیند. سوال "فروش یا عدم فروش" فیلم، نه در سالن سینما، بلکه در تبلیغات پیش از آن پاسخ داده میشود. برای مثال، حتما یادتان هست که چه تبلیغات عظیمی برای دو فیلم اوپنهایمر و باربی، از بیش از یکسال قبل از شروع اکرانشان انجام میشد. از دوگانههای کذایی که مشخصا نه برای رقابت، بلکه برای برجسته کردن هرچه بیشتر دو فیلم شکل میگرفت تا میمها و محتواهای مختلف که از مدتها قبل ذهنها را برای تماشای این فیلمها آماده میکردند. اما مسئله تنها ترغیب به تماشا نیست، بلکه از قبل، نظر مخاطبان نسبت به فیلمها جهتدهی میشود. مخاطب، پیشاپیش، و ناخودآگاه، میداند که میخواهد یک فیلم "خوب" ببیند. او برای خود تعیین کرده که فیلمی که قرار است به تماشایش بنشیند حتما فیلم خوب، و چهبسا شاهکاریست. در این شرایط، فیلم ضریب اهمیت بالایی پیدا میکند و حتی مخاطبانی که در برابر جریان تبلیغات مقاومت میکنند و دچار انفعال نمیشوند، براساس همین اهمیت و سروصدا، ترغیب به تماشای فیلم خواهند شد. بازی تمام است و فیلم با هر کیفیتی، آمار فروش را جابهجا میکند و مورد تمجید قرار میگیرد و در این میان تنها فاکتور بیاهمیت، کیفیت خود فیلم است. ✍️ علی نقدی @naghdiism
@naghdiism
این سکانس را از سریال در چشم باد که این روزها بهبهانهی درگذشت اکبر عبدی، که خدایش بیامرزد، بازنشر میشود تصادفا دیدم و نتوانستم بیتفاوت از آن بگذرم. باید اقرار کنم که خود مرحوم اکبر عبدی و بازی درخشانش در این سکانس و (بهطور کلی) در این سریال _ که اگر بگوییم بهترین و ماندگارترین نقشآفرینی او نیز هست بیراه نگفتهایم _ برایم به حاشیه رفت. جذبهی سینمایی و دراماتیک این سکانس چنان مرا دربرگرفت و چنان شور و بغضی توام در من ایجاد کرد که دیدم ناچارم این غلغلهی درونی را اندکی بهواسطهی کلمات ناتوان خود تسکین دهم و آتش درون را در حدی ناچیز فروبنشانم. اما چیست آن جوهره و جادوی این سکانس که گویی تمام حسها و عواطف انسانی عمیق سریال را در خود حمل میکند؟ اگر مایلید نظر و تحلیل خود را (محدود به این سکانس) در کامنتها بنویسید. @naghdiism
🔴 تاریخ همان است، حسینی و یزیدی/ ننگ بر روشنفکری که وطن را بفروشد/ روزگاری برخی از حملات صدام خوشحال میشدند نادر ابراهیمی، نویسندۀ معاصر و فقید کشورمان در گفتوگویی در نقد به جریان روشنفکری از نگاهی که این جریان به هشت سال دفاع مقدس داشتند میگوید. او معتقد است که جریان شبه روشنفکر در کشورمان نه تنها در جنگ حضور نداشتند بلکه برای خبرهای دروغی که رسانههای بیگانه از درگیریهای نظامی منتشر میکردند، خوشحال بودند. این روزها که تاریخ در حال تکرار است، بازخوانی این سخنان نادر ابراهیمی خالی از لطف نیست. پن: این ویدئو در برنامۀ تلویزیونی «سوره فتح» منتشر شد. «سوره فتح» محصولی از مرکز هنری رسانهای سلوک است. @roozplus_ir
گریفیث و ابداعی که انقضا ندارد خیلیها پدر سینما را که با شهود و تجارب خود بسیاری از اصول و قواعد بیان سینمایی را کشف و تثبیت کرد دی. دبلیو. گریفیث میدانند. اما برخی نوآوریهای گریفیث چنان از زمانهی خود جلوتر بودند که تا به امروز کاربرد خود را از دست ندادهاند. برای مثال، شاید گریفیث اولین کارگردانی بود که مفهوم "دوربین ذهنی" را بهشکل مدرنش وارد سینما کرد و کوشید بدون جلب توجه یا آشکارگی بیشازحد، فکر و ذهن شخصیتهای فیلم را به عینیت برساند. به این مثال از فیلم تعصب(۱۹۱۶) دقت کنید. فیلم از نمایی از نوزاد به نمایی بازتر از مادر برش میزند. چهرهی مادر و جهت نگاهش، نشان از یک فکر و دغدغهی درونی دارد، در آخرین فریمهای این نما، چشمان او را میبینیم که به نقطهای دیگر نگاه میکند. بعد از این تغییر نگاه، برش زده میشود به نمایی از شوهرش که در سلول خود و از پشت میلهها به تصویر کشیده میشود و پس از لحظهای دوباره به نمای قبل از مادر برش زده میشود. گریفیث با این چینش، ذهن شخصیتش را برای تماشاگر میشکافد و یک pov ذهنی از شوهر نشان میدهد. گویی زن، در آن لحظه به شوهر میاندیشد. @naghdiism
ژان میتری شصت سال پیش نکاتی دربارهی تجربهی تماشاگر در مواجهه با تکنولوژی جدید آن روز، یعنی سینه راما بیان میکند که برای امروز ما و مسئلهی جدید سینمای imax نیز در حال تکرار است. برای توضیح بیشتر باید تا انتشار فیلم جدید نولان صبر کنیم مبادا که پیشقضاوتی صورت بگیرد. اما بهطور کلی، میتری با بینش خود این نکته را تذکر میدهد که نباید سینما را از یک "هنر زیباییشناسانه مبتنی بر واقعیت" به یک تجربهی حسی صرف تبدیل کنیم. چیزی که تام گانینگ آن را "سینمای جاذبهها" مینامد. یعنی مخاطب، بهجای زیستن در جهان دراماتیک فیلم و مشارکت در سرنوشت شخصیتها، تنها دچار شوکهای حسی و بصری مرعوبکننده شود. امروز خوشبختانه بازار جلوههای ویژه و تکنولوژیهای پیشرفتهی سینما پررونق است اما شوربختانه معنا و حقیقت هنری سینما خریدار چندانی ندارد. @naghdiism