tgindex
ناقد

«ناقد» ✅ بررسی و نقدهای آثار روشنفکران ▫️قرار دادن مطلب در این کانال نشانه تأیید محتوای آن نیست.

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
8
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
3 504
−2 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 041
24 постов
Вовлечённость
29,7%
к подписчикам
Постов в день
1,1
всего 24
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
621
1/48двое суток
711
1/72трое суток
767

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • من چه می‌گویم؟ اصلاح یک انحراف محمد مجتهد شبستری 1️⃣  نقش پیامبر و ماهیت احکام اجتماعی ۱  پیامبر اسلام نظام زندگی عرب جاهلی را  برهم نزد ؛ بلکه همان شیوه‌های موجود را با اصلاحات اخلاقی تصحیح کرد. ۲ احکام اجتماعی، حقوقی، سیاسی و جزایی قرآن ادامهٔ همان سنت‌های عربی‌اند، نه احکام آسمانی ابدی. ۳ هدف اصلی نبوت: ایمان به خدا و تکمیل مکارم اخلاق ، نه ارائهٔ سیستم حقوقی–سیاسی دائمی. 2️⃣  انحراف بزرگ در تاریخ اسلام ۱ فقها در طول تاریخ این سنت‌های عربی را تبدیل به احکام الهی جاودانه و جهان‌شمول کردند. ۲ این تلقی، بزرگ‌ترین انحراف و منشأ بسیاری از مشکلات امروز جهان اسلام است. ۳ این «اسلام تاریخی  ــ به معنای تبدیل رسوم عربی به شریعت آسمانی ــ ریشهٔ خشونت، جمود، و عقب‌ماندگی شده است. 3️⃣  مشکل امروز مسلمانان ۱ مسلمانان امروز گمان می‌کنند سیستم‌های اجتماعی و سیاسی و خانوادگیِ فقه، ابدی است. ۲ نتیجه: ناتوانی در  طرح شیوه‌های نو برای زیستن  و تطبیق با دنیای مدرن. ۳ مسلمانی با قوانین ارث، جزا یا سیاست تعریف نمی‌شود ؛   بلکه با  ایمان و اخلاق ناشی از آن تعریف می‌شود. 4️⃣ موانع اصلاح: مریدسالاری و ترس از آزادی ۱ فقها توسط شبکهٔ «مریدان» محاصره شده‌اند؛ مریدانی که اجازهٔ اصلاح نمی‌دهند. ۲ هر فقیهی بخواهد تجدیدنظر کند، مقلدان رهایش می‌کنند. ۳ «گریز از آزادی» (اریک فروم): انسان از آزادی می‌ترسد، پس به پناهگاه‌های سنتی چنگ می‌زند. 5️⃣ ضرورت مواجههٔ مسلمانان با آزادی و مدرنیته ۱ مسلمانان باید با شجاعت آزادی را بپذیرند و مدل‌های نوین زندگی، حقوق، حکومت و خانواده را خودشان طراحی کنند. ۲ حقوق بشر، دموکراسی، عدالت اجتماعی—همه شیوه‌های کارآمد دنیای امروز اند و تعارضی با ایمان ندارند. ۳ «خلاف اسلام است» گفتن نسبت به شیوه‌های کارآمد مدرن، تنها از  برداشت غلط تاریخی ناشی شده است. 6️⃣  سه لایهٔ سنت هر جامعهٔ مسلمان هر مسلمان در سه سطح زندگی می‌کند: ۱. سنت ملی/فرهنگی (مثل ایرانیت) → واقعیتی پیشاداده و تغییرناپذیر ۲. سنت دینی → قابل انتخاب و نقد ۳. مدرنیته → واقعیتی جدید با شیوه‌های تازهٔ زیستن زیست اجتماعی باید ابتدا در سطح ملیت سامان یابد، نه دین. دین،  گزینهٔ ثانوی و انتخابی  است. 7️⃣  ضرورت انتخاب آزادانهٔ ایمان ۱ ایمان باید انتخابی و آگاهانه باشد، نه موروثی. ۲ پیامبر هم بت‌های موروثی را نقد کرد و دعوت به انتخاب کرد. ۳ امروز نیز یک «منادی» باید مسلمانان را از اعتقادات تقلیدی، فقه سنتی، و زندان‌های فکری آزاد کند. 8️⃣  سخن پایانی متن ۱ هر ملت مسلمان—ایران، مصر، سوریه، اندونزی…—باید ابتدا ملیت و شیوهٔ زیست خود را سامان دهد. ۲ سپس ایمان را  آزادانه  انتخاب کند. ۳ این سخن، نه «نواندیشی دینی» در چارچوب فقه سنتی، بلکه خروج از مبانی فقه سنتی است. ۴ ایرانیت به دلیل داشتن حافظهٔ فرهنگی عمیق یک سرمایهٔ نادر است که باید برای ساختن زیست نوین به آن تکیه کرد.   نتیجه‌گیری 1️⃣ دین = ایمان + اخلاق؛ نه نظام حقوقی و سیاسی هدف پیامبر ایجاد سیستم حکومتی یا حقوقی دائمی نبود. تمام احکام اجتماعی صدر اسلام ادامهٔ سنت‌های عربی است، نه امر الهی جاودانه. 2️⃣  فقه = عربیت تاریخی، نه شریعت ابدی خطای بزرگ تاریخ اسلام، تبدیل عرف عربی به «حکم الهی» بوده. این خطا امروز مانع اصلاح و نوگرایی شده است. 3️⃣  مسلمان امروز باید زندگی‌اش را "به‌عنوان ایرانی" (یا مصری، سوری…) طراحی کند، نه «به‌عنوان مسلمان» ملیت و حافظهٔ فرهنگی، موضوع نخست است؛ ایمان، انتخاب ثانویه و آزادانهٔ فردی. 4️⃣ زیست مدرن—حقوق بشر، دموکراسی، عدالت—نه تنها ضد دین نیست، بلکه لازمهٔ یک زندگی انسانیِ عادلانه است برای رفع استبداد و ظلم، باید مکانیزم‌های مدرن را پذیرفت، نه انتظار اخلاق شخصی از حاکمان داشت. 5️⃣  ایمانِ آینده باید بر اساس انتخاب آگاهانه باشد تقلید دینی، انسان را به داعش و القاعده و خشونت می‌کشاند. ایمانِ اصیل = انتخاب آزاد + نقد سنت.   جمع‌بندی در یک جمله برای مسلمانِ امروز، راه نجات نه بازگشت به فقه گذشته، بلکه ساختن زیست عقلانی و عادلانه بر اساس ایرانیت/ملیت، دستاوردهای مدرنیته، و انتخاب آزادانهٔ ایمان است و این یعنی عبور شجاعانه از اسلام تاریخی. ٭متن زیر تلخیص سخنرانی "من چه می‌گویم؟ اصلاح یک انحراف" توسط کانال سخنرانی ها است که متن و صوت کامل آن پیش‌تر در همینجا منتشر شده است. @naghedChannel

  • 13 авг.8удалён 13 авг.

    видео или голосовое, без подписи

  • 🔴 در ادب نقد ✍️ علی ملک‌پور قبلا در در نقد سخنان دکتر موسی غنی‌نژاد که در مذمت "دکتر علی شریعتی" رسانه‌ای شده بود، یادداشتی   نوشتم تحت عنوان " خشونت آکادمیک".    آن کلمات موهن و سطحی غنی‌نژاد طی هفته اخیر  نقدهای بسیاری برانگیخت ولی ضعیف‌ترین و بدترین نقد را دکتر عبدالکریم سروش ارایه کرد. سخن اخیر سروش مصداق آن مَثل معروف فارسی است که می‌گوید: " یکی رفت ابرویی درست کند، زد و چشم  طرف را هم کور کرد"!    اکنون اما معتقدم که اگر چه نقد غنی‌نژاد به شریعتی "بد" بود ولی  نقد و سخن سروش خطاب به غنی‌نژاد و در دفاع از دکتر شریعتی واقعا "بدتر" و به مراتب  نامقبول‌تر بود.     سروش با سخنان خود  دو مصیبت و اِثم عظیم را رقم زد: یکی آنکه یکجا و با (۱۶) توهین و تهمت به غنی‌نژاد در یک متن کوتاه به روش " فحش مسجع"!رکورد ناسزاگویی خود غنی‌نزاد را هم پشت سر  گذاشت. دو دیگر اینکه با انتساب دکتر سروش به نحله نواندیشی دینی، به سرمایه اجتماعی این طریفت شهره به اخلاق دینی و مدنی نیز ضربه کاری وارد کرد.    جدال آن دو چهره دانشگاهی از نوع جدال احسن نبود و به جامعه ترومازده ما که از خشونت و قهر و ناسزاگویی مزمن حاصل از استبدادزدگی تاریخی،   رنج می‌برد، درس بدی از عدم تسامح و صلح‌گریزی دادند.     ازین پس  صرف نظر از منزلت علمی نخبگان دانشگاهی و مدنی و سیاسی، امتیاز اول را باید به درجه اخلاق‌مداری و آداب‌دانی افراد و چهره‌ها در هر حوزه‌ای  بدهیم و فریفته نام و مقام کسی نشویم.    امید آن داریم که دکتر غنی‌نژاد و دکتر سروش آخرین نمونه‌های ناشکیبایی و عدم تساهل در طرح و نقد دیدگاههای مخالف خود باشند، مخاطبان و مریدان ایشان نیز  کتاب‌هایشان  را بخوانند و دانش بیندوزند  ولی از روش و منش آنها عبرت گیرند و آزادگی پیشه کنند. آن دو نیز به وقت  گفتن، با اندکی درنگ، سخن خویش را به محک ادب و فرهنگ بسنجند و این گوهرین پند پارسی حضرت مولانا را آویزه گوش و هوش خود کنند: ای زبان تو بس زیانی مر مرا/ چون تویی گویا چه گویم من تو را ای زبان تو یک زمان خاموش باش/ وقت گفتن اندکی باهوش باش @naghedChannel

  • 🔴کانال عبدالکریم سروش پرایوت شد 🔹 افرادی که قبلا عضو این کانال نبودند نمی توانند مجددا عضو شوند (تاریخ شروع پرایوت شدن کانال مشخص نیست) @naghedChannel

  • 🔴کانال عبدالکریم سروش پرایوت شد 🔹 افرادی که قبلا عضو این کانال نبودند نمی توانند مجددا عضو شوند (تاریخ شروع پرایوت شدن کانال مشخص نیست) @naghedChannel

  • 11 авг.8811423

    🔴نوشته قوچانی که واکنش عبدالکریم سروش را برانگیخت 🔴عبدالکریم سروش هنوز خود را وامدار شریعتی می‌داند | سروش به عنوان نخستین فردی که از شریعتی عبور کرد بر اقتصاددانی نجیب که برای توصیف تقلب علمی شریعتی کلمه‌ای بهتر نیافته توهین می‌کند محمد قوچانی، سردبیر آگاهی…

  • 11 авг.9052931

    🔴پاسخ عبدالکریم سروش به قوچانی گناه کبیره بنام خدا 🔹دشمنان نواندیشی و روشنفکری دینی به‌پا خاسته‌اند و مهدی نصیری‌ها تکثیر می‌شوند. قلم‌زنی که خلیفه نصیری و ازغدی‌ست، اخیراً جراحت‌نامه‌ای نوشته و از یک بی‌صلاحیتِ خودمفتی‌پندارِ تکفیرگر به‌نام غنی‌نژاد دفاعی…

  • 11 авг.8025629

    🔴پاسخ عبدالکریم سروش به قوچانی گناه کبیره بنام خدا 🔹دشمنان نواندیشی و روشنفکری دینی به‌پا خاسته‌اند و مهدی نصیری‌ها تکثیر می‌شوند. قلم‌زنی که خلیفه نصیری و ازغدی‌ست، اخیراً جراحت‌نامه‌ای نوشته و از یک بی‌صلاحیتِ خودمفتی‌پندارِ تکفیرگر به‌نام غنی‌نژاد دفاعی فشل و فاسد کرده و او را در شیاد خواندن دکتر شریعتی مجاز و محق دانسته است. و دست آخر هم خبر از مرگ روشنفکری دینی داده است. 🔹همه این درازنویسی مهمل و ملال‌آور برای آن است که آن پول‌شناسِ نجیب را محکوم نکند و نگوید که خجالت نمی‌کشی که یک مسلمان دردمندِ دل‌سوخته را که عمری را در عشق علی و حسین و زینب سپری کرد، نامسلمان می‌خوانی؟ عداوتی که این قلم‌بمزدِ نصیری‌منش، به پیروی از جواد طباطبائی و اربابان دیگر، با شریعتی و با روشن‌فکری دینی دارد تهوع‌آور است. حتی مصباح یزدی که اعدا عدو شریعتی بود و او را جهنمی می‌خواند، آن مرحوم را نامسلمان نخواند و اینک آن فرد گستاخ چنین می‌کند و دشمنان نواندیشی و روشنفکری دینی گناه کبیره و فحش فجیعش را می‌پوشانند و او را فردی نجیب می‌خوانند. 🔹اما من به بانگ بلند به آن ناشسته‌رویِ ناسزاگویِ بی‌درد می‌گویم که تو نه حق داری و نه صلاحیت و غلط می‌کنی که دهان آلوده‌ات را می‌گشایی و بی‌پروا مسلمانی دردمند را نامسلمان می‌خوانی و آسوده‌خاطری که شریعتی‌ستیزان به دفاعت می‌آیند و تکفیرت را تطهیر می‌کنند، تنگ این تهمت نامشروع از روی ناشسته‌ات پاک نخواهد شد و خاطرت را همیشه پریشان خواهد داشت. 🔹گویا شریعتی هم‌اکنون اینجا ایستاده است و از زبان ناصرخسرو دردمندانه فریاد می‌زند که: او همی گوید امروز مرا بددین مرد هشیار سخن‌دان چه سخن گوید که به جز نام نداند از مسلمانی با گروهی همه چون غول بیابانی 🔹و در باب مرگ روشنفکری دینی هم از زبان مولانا به آن قلم‌بمزدِ نصیری‌منش و ازغدی‌صفت می‌گویم: چون تو خفاشان بسی بینند خواب که جهان ماند یتیم از آفتاب 🔹و به آن ادب‌ناشناسِ پول‌شناس که رندی شریعتی را فهم نکرده، از زبان حافظ: زاهد از رندی حافظ نکند فهم چه باک؟ می‌گویم: دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند والسلام مردادماه ۱۴۰۵ عبدالکریم سروش @naghedChannel

  • 🔴پاسخ عبدالکریم‌سروش به قوچانی @naghedChannel

  • 9 авг.9857328

    🔴سخنی در باره توجیه ناموجه ✍موسی غنی نژاد شیاد نامیدن علی شریعتی آنهم با شواهد و دلایل روشن، به جای پاسخ‌گویی مستدل، هجمه گسترده‌ای را از سوی طرفداران وی بر انگیخت که عمدتاً ناظر بر توجیه شیادی وی بود. برای این توجیه نه تنها به طور سبک‌سرانه به افلاتون و سقراط بلک به نیچه و حتی خاله‌ای در زیدآبادمتوسل شدند تاثابت کنند کار او به رغم آن دلایل و شواهد شیادی نبوده است.البته در صدر این هجمه یک به اصطلاح فیلسوف روشنفکری دینی قرار داشت که در نوشته‌ای آکنده از خشم و هتاکیِ بی پرده، شهرت خود را از دباغی به خیاطی ارتقاء داده بود و باری دیگر بر قصد خود بر دوختن زبان آزادی‌خواهان تاکید می‌ورزید. بگذریم از اینکه شریعتی فیلسوفان را پفیوزان تاریخ می‌دانست! به هر حال، این دست‌پاچگی و شتابزدگی در توجیه شیادی علی شریعتی را از سوی طرفداران وی چگونه می‌توان توضیح داد؟به نظر می‌رسدپذیرفتن شیادی علی شریعتی برای کسانی که حداقل روزگاری طرفدار وی بوده‌اند آن‌چنان برای وجدانشان سنگین است که هرگز زیر بار آن نخواهند رفت، چراکه پذیرفتن چنین حقیقتی به این معنی است که همه یا بخشی از عمرعزیز خود را در دنیایی دروغین به هدر داده‌اندو بازیچه مغالطه‌های یک شیاد بوده‌اند. @naghedChannel

  • 8 авг.917410

    🔴آنتونی کنی، فیلسوف و نویسنده درگذشت 🔹آنتونی کنی، استاد بازنشسته فلسفه در دانشگاه آکسفورد که به خاطر آثارش در زمینه فلسفه ذهن و تاریخ فلسفه شناخته می‌شود، درگذشت. @naghedChannel

  • 7 авг.1 1264931из uttweet

    آقای دکتر عبدالکریم سروش در حمله ای به آقای موسی غنی نژاد که دکتر  علی شریعتی را شیاد خطاب کرده بودند در چند سطر با واژه های : گستاخ. بی ادب. یاوه گو. نادان. جویای نام. دهان آلوده. ناسزا گو. پلشت. فضول . و ناشسته رو . قلمداد کرده است . آیا پاسخ به انسانی که مدعی حکمت . فلسفه .اخلاق و عرفان نیست از سوی مدعی و استاد این مباحث باید به این شدت و عصبیت باشد؟ آدمی مخفیست در زیر زبان این زبان پرده است بر در گاه جان چونکه بادی پرده را در هم کشید سر صحن خانه بر ما شد پدید کاندر آن خانه گهر یا گندم است گنج زر یا جمله مار و کژ دم است مولوی. -اردشیر رستمی- @uttweet

  • 6 авг.1 09789

    🔴پست‌مدرن به عنوان امر مجعول ✍مرتضی طباطبائی وقتی با مطالعات و پژوهش‌های مربوط به دوران سنت و مدرنیته روبه‌رو می‌شویم و مناقشات بی‌شمار را بررسی می‌کنیم، بنا بر اصطلاح توقع می‌رود که دوران پست‌مدرن نیز بتواند هماوردی در حد همان دو باشد. ولی خوشمان بیاید یا نه، چنین نیست. مدرنیته فرایندی بوده که از حدود قرون پانزدهم تا همین امروز، با تحولات فراونی در علم، تکنولوژی، زیست جمعی، اخلاق، سیاست، اندیشه نظری و دین به مرور بر وضع موجود چیره شد و نمودهایش در سراسر جهان، در همه طبقات فرهنگی و اقتصادی جامعه دیده می‌شود؛ بی‌آنکه لزوما افراد خود را مدرن یا سنتی بنامند یا در یکی از این دو دسته، طبقه‌بندی کنند. به رغم اکراه و مقاومت مخالفان و محافظه‌کاران، شتاب رشد علم و تکنولوژی، بدون آنکه بعضا خود دانشمندان و مهندسان هم بدانند یا بخواهند، زیست بشری را متحول و از زندگی سنتی، دور می‌کرد. خود این دگرگونی نیز ادوار و حس‌وحال‌های مختلف داشت. یقینا خوش‌بینی ابتدای قرن بیستم به این روند پیشرفت، شباهتی به یأس دهه چهل در بحبوحه جنگ جهانی دوم نداشته است. یا نمی‌توان انسان پس از اینترنت را همان انسان پیش از اینترنت دانست؛ چنان‌که می‌گویند صنعت چاپ، تلسکوپ، روزنامه، برق، دوربین عکاسی، تلفن و تلویزیون نیز هر یک تحولاتی مشابه اینترنت را رقم زده‌اند. به همین شکل است تأثیرات نظریه خورشیدمرکزی، فیزیک نیوتنی، نظریه داروین، کشفیات باستان‌شناسی، نظریات روان‌شناختی و دیگر تحولات علمی. بعدها کسانی خواستند این تحولات پرشتاب را صورتبندی کنند و مجموعه آنچه را بر بشر در این پنج شش قرن گذشت، (درست یا غلط) حول چند محور اصلی همچون انسان‌گرایی، عقلانیت‌محوری، جهان‌شمول‌گرایی و پیشرفت‌باوری تحت عنوان «مدرنیته» تبیین کردند. در تقابل با این اندیشه، آنچه پیش از مدرنیته بود، «سنت» نامیده شد. کسانی که از کلیت تحولات خشنود بودند، به نفع مدرنیته و کسانی که ناراضی بودند، به نفع سنت استدلال می‌کردند. با این حال واقعیت این است که این تحولات بر همه ما انسان‌ها گذشته و در گوشت و خون ما نفوذ کرده است و ما دیگر قادر به تجربه زندگی پیش از قرن چهاردهم نیستیم. اما پست‌مدرنیته چطور؟ به نظرم اصلا چنین وضعیت واقعی و عینی‌ای ندارد و صورتبندی‌اش، نه پسینی و عینی، بلکه ذوقی، ذهنی و با عینک بدبینی بوده است. نه به قصد بازگشت به سنت، بلکه تنها در جهت نفی و طرد یا دست‌کم نقد و به امید درافکندن یک دوره سوم و گذار از مدرنیته. ولی تفاوت این است که مدرنیته، یک اندیشه مصنوع و مجعولِ طراحی‌شده توسط چند فیلسوف مثلا انگلیسی نبود که حالا بشود با دست‌نوشته‌های چند فیلسوف فرانسوی به اتمامش رساند. صرفا نقدی بر فکر سنتی هم نبود، هرچند مشتمل بر نقدها و تا حدی متأثر از آنها نیز بود. ضمن آنکه پست‌مدرنیسم به دلیل ماهیت انتقادی و سلبی‌اش، از بنیاد نمی‌توانست مطلوب سیاستمداران و حکمرانان و سیاست‌گذاران باشد تا آن‌گونه که عمده آنان در صدد مدرنیزاسیون و همگام کردن جوامع خود با شتاب پیشرفت علمی و تکنولوژیک هستند، حالا به اقتضای مدهای زمانه، خود را با پست‌مدرنیته همگام کنند و پروژه‌های پست‌مدرنیزاسیون(!) در پیش بگیرند. این تأملات را همچنان برداشت‌های شخصی می‌دانم و نمی‌توانم رأی نهایی صادر کنم، ولی دست‌کم تا امروز هرچه بیشتر کوشیده‌ام پست‌مدرنیته را جایگزین مدرنیته یا حتی بدیلی جدی در برابر سنت و مدرنیته بینگارم، شواهد و قرائن کمتر و کمتر این اجازه را داده و احساس می‌کنم پست‌مدرنیسم صرفا یک تز فلسفی-هنری-ادبی با تمرکز بر بعضی نقطه‌ضعف‌های مدرنیته، آن هم در مقطع یا مقاطعی خاص است. شاید به همین دلیل است که هنوز سی سال از طرح این اندیشه نگذشته بود که کسان دیگری آمدند و از آغاز دوران پساپست‌مدرن از اول قرن ۲۱ سخن گفتند و اجازه ندادند عمر این دوره، حتی به اندازه عمر نظریه‌پردازانش برسد. بنابراین به نظر می‌رسد آنچه واقعیت دارد، روند تحولات پرشتاب واقعی و شاید طبیعی است که می‌توان به صورت پسینی، آن را مدرنیته نامید و ویژگی‌هایش را (هرچند در دوره‌های مختلف) استقصا کرد و دوران پست‌مدرن صرفا ذهنیات برخی مخالفان چپ‌گرای این روند بوده است که احتمالا حتی تحمل اصطلاح مدرنیته برایشان دشوار بوده و می‌خواسته‌اند با جعل یک عنوان، از این دوره گذر کنند. حتی نمی‌توان پذیرفت که دوران پسامدرن، یک مقطع از دوران مدرن بوده باشد؛ زیرا حتی در همین ۵۰ سال اخیر نیز غلبه و هژمون نداشته است و همچنان در علم و تکنولوژی و سیاست و...، همان کلیت روندی را شاهدیم که از قرن پانزدهم آغاز شده بود. شاید همدلی با این نظر که مدرنیته، امتداد همان اندیشه و دوران سنت است و گسست قاطعی وجود ندارد، آسان‌تر باشد تا این نظر که حکم به پایان مدرنیته می‌دهد. @negarestan_taba @naghedChannel

  • 5 авг.1 031718из taha_bookhouse

    بخشی از کتاب فقیهان و انقلاب ایران دیدار فرح و آیت‌الله خویی ✍ سیدهادی طباطبایی 🔸 محمدرضا شاه پهلوی بارها کوشید تا به نحوی ارتباط میان خود و آیت‌الله خویی را حسنه جلوه دهد. از این رو بود که قرآنی اهدایی را برای ایشان فرستاد. آیت‌الله خویی اما از پذیرفتن آن امتناع کرد. اما افراد دیگری بودند که قرآن اهدایی شاه را پذیرفتند. از جمله کسانی که قرآن ارسالی را قبول کرد مرحوم سیدمحمد کلانتر بود. خبر دریافت قرآن شاهنشاهی توسط کلانتر به اطلاع آیت‌الله خویی رسید. خویی با شنیدن این خبر، وی را احضار کرده و می‌گوید: چرا قرآن شاه را قبول کردی؟ اگر بعضی دیگر از آقایان قبول کردند، تو چرا این کار را کردی؟ 🔸 آقای کلانتر عذر خواهی می‌کند و می‌گوید: من مشورت کردم و بعد از مشورت، قرآن را گرفتم. مرحوم خویی سؤال می‌کند که با چه کسی مشورت کردی؟ کلانتر می‌گوید: با آقای #مدرس_افغانی. آقای خویی با شنیدن این جواب بیشتر ناراحت می‌شود. آن گونه که نقل کرده‌اند، خندۀ تلخی می‌کند و خطاب به حاضران می‌گوید: آقا می‌رود با ملاصدرا مشورت می‌کند.  🔸 این نحوه برخورد آیت‌الله خویی نشان می‌دهد که ایشان بر روی چنین مسائلی حساسیت داشته و جوانب امور را در نظر می‌گرفته است. اما واقعه‌ای که جنجال‌آفرین شد، دیدار فرح پهلوی با آیت‌الله خویی بود. روایت‌های مختلفی از این دیدار بیان شد که هر کدام بر جنبه‌ای از آن پرده برمی‌داشت. 🔸 حجت‌الاسلام سمامی واقعه را این گونه گزارش داد که «اصل قضیه به این صورت بود که عده‌ای از خادمین حرم حضرت امیر (ع) که به بیت مرحوم خویی رفت و آمد داشتند، با همدستی نیروهای امنیت عراق و ساواک ایران این ماجرا را طراحی کرده بودند. چند نفر از خدمتکارها به آقای خویی گفته بودند که عده‌ای از خانواده‌های محترم ایرانی می‌خواهند با شما ملاقات کنند، ولی نگفته بودند که #فرح است. پس از اینکه آقا اجازه داده بودند، داخل خانۀ ایشان شدند و بعد معلوم شده بود که نیرنگ‌هایی صورت گرفته است. 🔸 بنابراین آقای خویی در برابر یک عمل انجام‌شده قرار گرفته بود. بعد از آن که آن‌ها وارد دفتر آقای خویی شدند، دیگر نمی‌شد آقای خویی به آن‌ها پرخاش و آن‌ها را بیرون کند. در هر حال جلسه بیش از نیم ساعت طول نکشیده بود و در این مدت کوتاه‌ (آن طور که ما شنیدیم) آقای خویی خیلی این‌ها را نصیحت کرده بود و از آن‌ها خواسته بود با ملت خوش‌رفتاری کنند، ظلم و ستم نکنند، اسلام را محترم بشمارند، به قوانین اسلام احترام بگذارند و آن‌ها را در امور مملکت به کار گیرند. بعد گویا به آقای خوبی پول پیشنهاد کرده بودند، ولی ایشان قبول نکرده بودند. اما شاید هدیه‌ای داده بودند که آقای خویی به ناچار پذیرفته بودند. ولی پول را قبول نکرده بود. حالا هدیه چه بود بنده نمی‌دانم و کسی هم نفهمید. در مقابل آن‌ها هم از آقای خویی هدیه خواسته بودند که برای شاه ببرند. آقای خویی انگشت خود را به‌عنوان هدیه به آن‌ها داده بود.» @taha_bookhouse کتاب #فقیهان_و_انقلاب_ایران | نشر کویر | سیدهادی طباطبایی | صفحات ۲۳۹ و ۲۴۰ خرید کتاب فقیهان و انقلاب ایران با ۲۰ درصد تخفیف از خانه کتاب طاها

  • 5 авг.931812

    🔴پاراگرافی از کتاب مائده های زمینی، مائده های تازه آندره ژید ✍عباس حائری در هر آدمی توانایی‌های شگفت‌آوری است. اکنون، سرشار از آینده است؛ اگر گذشته تصاحبش نکند. اما دریغ؛ هر گذشته‌ی یگانه، زمینه‌ساز آینده‌ای یگانه است؛ و آن را همچون پلی بی‌انتها بر فضا، در برابر ما برپا می‌دارد. 🔹این پارگراف را از کتاب مائده‌های زمینی، اثر آندره ژید، نقل کردم؛ ترجمه‌های حسن هنرمندی و مهستی بحرینی را ترکیب کردم تا مراد ژید، بیشتر به فهم افتد. 🔹لطافت و عمقی توأمان، این پارگراف را در نظرم برجسته کردند. ژید خاطرنشان می‌کند که می‌توان لحظه‌ی حال را از آینده آبستن کرد. می‌توان در امروز، سنگ بنای فردایی دیگر را گذاشت. این، شعاری است که از زبان بسیاری می‌شنویم. در اولین قسمت از انیمیشن پاندای کونگ‌فوکار، آن لاک‌پشت حکیم، به پاندا جمله‌ای می‌گوید: دیروز، به تاریخ پیوسته و فردا، رازی است سر به مهر؛ امروز، هدیه‌ای است پیش روی تو! 🔹اما هم‌زمان، ژید به این واقعیت سرسخت هم نظر دارد که گذشته به قلمروی پشت سر، رضایت نمی‌دهد و برای روزهای پیش رو نیز، داستان‌هایی می‌سازد. تمثیل معرکه ای است: گذشته پلی می‌سازد و پیش روی تو برپا می‌کند؛ پلی معلق بر فضا که همه جا و همه چیز را محو می‌کند. 🔹حقیقتی در این تعمق است. گذشته، دست از سر ما برنمی‌دارد. هیچ زندانی سر سخت‌تر از گذشته، آدمی را در بند نکرده است. ما دچار به انتخاب‌های پشت سریم و ناچار از پذیرش مسئولیت راه‌هایی که رفته‌ایم. 🔹زندگی، مثل رانندگی در یک مسیر است. هر مقدار که زمان می‌گذرد، مسیر یکدست‌تر و خروجی‌ها، محدودتر می‌شوند. به ندرت، یک مسیر فرعی به روی تو باز می‌شود و مجالی می‌بخشد تا تغییری را تجربه کنی. اما این مایه نومیدی نیست. در نهایت تمام زمین‌ها، بستر پرورش یک داستان‌اند؛ داستانی که تو می‌خوانی و می‌نویسی. آن حکمت سلیمان را فراموش نکنیم: «زیر آفتاب، هیچ چیز تازه نیست.» 🔹ما آدمها استعداد غریبی داریم که به هر بیگانه‌ای مأنوس شویم. در شهری که گم شدیم، وطن بگیریم و ساکن شویم. مهم نیست که در کدام راه و جاده می‌رویم، مهم پنجره‌ای است که به آن مسیر و آن سرنوشت، باز می‌کنیم. @abbas_haery @naghedChannel

  • 2 авг.1 12623

    #تبلیغ 🔴 این پرسشنامه در جهت انجام یک پژوهش روان‌شناسی و رفتار اجتماعی می باشد. جامعه آماری این پژوهش تمامی افراد بالای دیپلم است، اگر سطح تحصیلات شما بالای دیپلم است روی لینک زیر کلیک کنید و در این نظرسنجی شرکت به عمل آورید: https://haminnou.github.io/Moral-Activation-Studies/c1/study1.html @naghedChannel

  • 2 авг.1 4572810

    ماجرای شاندل و موج نوی شریعتی‌ستیزی سیاوش صفاری (استادتمام مطالعات غرب آسیا در دانشگاه ملی‌ سئول) منبع: روزنامه شرق تاریخ: ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ یک. بار دیگر، شریعتی‌ستیزی در شرایطی که تهاجم خارجی و بحران‌های داخلی نفس جامعه را گرفته، بار دیگر موجی از شریعتی‌ستیزی در فضای فکری و شبکه‌های اجتماعی به راه افتاده است. شریعتی‌ستیزان دگربار به میدان آمده‌اند، با طوماری از اتهامات کهنه و شماری اتهامات نو. اگر دیروز شریعتی متهم بود که بیشتر مشوق شور بوده تا شعور، امروز با اتهام سنگین‌تر «شیادی» روبه‌روست. بهانه این موج تازه، شخصیتی است به نام شاندل، که شریعتی در چندین اثر به او ارجاع می‌دهد. شریعتی‌ستیزان گویی یک‌شبه کشف کرده‌اند که شاندل وجود خارجی ندارد و ساخته‌وپرداخته تخیل شریعتی است. پس ارجاع‌دادنِ شریعتی به این شخصیت جعلی، از نظر ایشان، سندی است بر شیادی او؛ گواهی بر تلاش آگاهانه‌اش برای فریب مخاطب، و نشانی از بی‌پایبندی‌اش نه‌تنها به اسلوب علمی بلکه به اصول اخلاقی. و از اینجا نتیجه گرفته می‌شود که شریعتی نمونه اعلای روشنفکران شیاد و بی‌مسئولیتی است که جامعۀ ما را به خاک سیاه نشاندند؛ هر‌چه امروز می‌کشیم از دست همین روشنفکران است، و در رأس آنان شریعتی. شریعتی‌ستیزان نوین او را شماتت می‌کنند که چرا شخصیتی غیرواقعی خلق کرده و اینجا و آنجا به او ارجاع داده است. اما تصویری که خود از علی شریعتی ارائه می‌دهند، سراپا جعلی است و کمترین ارتباطی با شریعتی واقعی ندارد. شریعتی ساخته‌وپرداخته شریعتی‌ستیزان، فردی است بی‌سواد و حقه‌باز؛ مخالف تمدن و پیشرفت و مدرنیته و هر آنچه از غرب آمده؛ هم ضد ایران و ایرانی و هم بیگانه با اسلام؛ تئوریسین استبداد دینی و حجاب اجباری؛ مخالف آزادی و موافق دولتی تمامیت‌خواه که همه عرصه‌ها را قبضه کند و اقتصاد دستوری را حاکم سازد. هر کس بی‌حب‌وغرض دو یا سه کتاب از شریعتی خوانده باشد، نیک می‌داند این تصویر تا چه حد پوشالی و دور از واقعیت است. آری، شریعتی شاندل را جعل کرده است. اما آیا می‌توان از این گزاره درست نتیجه گرفت که شریعتی شیاد است و بی‌اخلاق؟ آیا می‌توان کل پروژه فکری او را زیر سؤال برد؟ متن کامل در سایت روزنامه شرق @naghedChannel

  • 1 авг.1 506925

    🔴معرکه ی شاندل ✍رضا همائی 🔹از اتوریته ای که وجود نداشت تا ایمانی که به محک گذاشته شد 🔹شاندل ایدهای غنی نبود؛ اما در شعله های معرکه اش، فقر جامعه روشنفکری ایران آشکار شد. @naghedChannel

  • 30 июл.1 6851713

    🔴تواضع روشن‌فکرانه؛ شرط نخست گفت‌وگوی عقلانی ‌ ✍رضا زمان 🔹آن‌چه نیاز روشن‌فکری ماست و لازم است عمومِ روشن‌فکران ایرانی را بدان دعوت کرد، به تعبیر کارل پوپر، نوعی «تواضعِ روشن‌فکرانه» است. تفاوت و تضادّ، امری طبیعی است و از سرشتِ تعقّل و تفکر بیرون می‌آید. واقعیتِ کثرت‌گرایی همین است. امّا اختلاف و تکثّر را به ستیز و نزاع تبدیل‌کردن، کاری است نه روشن‌فکرانه. اجتماع انسانی به‌ذات، متکثّر است و در این کثرت باید گفت‌وگو کرد نه پیکار. به همین دلیل، جامعهٔ روشن‌فکری پیش و بیش از هرچیز، به نوعی تواضعِ علمی و معرفتی نیاز دارد؛ روشن‌فکران ایرانی، اعم از چپ و راست، سکولار و مذهبی، باید کمی متواضع باشند. پوپر، خوب و درست گفته بود که به‌جای ایدئولوژی و مذهبِ جدید، «کمی تواضعِ روشن‌فکرانه» کارگشاست و راه صلح، از همین می‌گذرد. فروتنی را صرفاً نباید یک فضیلتِ اخلاقی و ارزش شخصی در نظر داشت، بلکه اصلی است معرفتی و علمی. 🔹پیش‌شرطِ تواضعِ روشن‌فکرانه، همان اصلِ سقراطی است که «می‌دانم که نمی‌دانم». معرفت به نادانی، یعنی اعتراف به جهل و اقرار به خطا، قاعده و روشِ فروتنیِ معرفتی و علمی است که هر روشن‌فکر به آن محتاج است. فروتنیِ روشن‌فکرانه، از مقدّماتِ تفکر و تعقّلِ انتقادی است. روشن‌فکر متواضع، روشن‌فکری است بی‌یقین؛ دانش او نه یقینی که دانش ظنّی است، یعنی آرا و نظریات و ایده‌های روشن‌فکری را ظنّیات می‌داند نه یقینیّات. روشن‌فکر متواضع، ادعای حقیقتِ مطلق ندارد؛ یعنی آن‌قدری می‌داند که حقیقتِ مطلق و عینی، در جیبِ او نیست و از آن‌جا که نمی‌داند و خطاکار است، اطمینان ندارد که به حقیقت رسیده است. به همین جهت، خود را سالکی می‌شناسد در جست‌وجوی حقیقت، نه صاحبی که مالک حقیقت است. درست به همین دلیل، روشن‌فکر متواضع روشن‌فکری است که به آیینِ گفت‌وگوی عقلانی و آزاد، باور و تعهد دارد؛ او اهل گفت‌وگوست و آماده است که از دیگران یاد بگیرد و افکار و اندیشه‌های خود را به آزمون و نقد بسپارد. روشن‌فکر متواضع، روشن‌فکری را در دیالوگِ مستمر و محققانه محک می‌زند و به‌جای دشنام و ناسزا، گفت‌وگو می‌کند. در نهایت اینکه آرمان و شعارِ روشن‌فکرِ متواضع، به قول پوپر، چنین است «شاید من برخطا باشم و حقّ با شما باشد، ولی اگر کوشش کنیم امکان دارد به حقیقت نزدیک‌تر شویم». @naghedChannel

  • 29 июл.1 6346528

    🔴حمله مجدد دکتر سروش به غنی نژاد @naghedChannel

ناقد — tgindex