|ماه در محاق|
Статистика• نه قدر مهر، نه رسم وفا، نه حق نمک گلایه نیست، ولی بد زمانهای شده است • محمد نثارپور اغلب شاعر، گاهی حقوقخوان • @nesarpour • http://t.me/BluChtBot?start=63a0ac07b9ddae8d8a40
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 51
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 86
- 1/48двое суток
- 98
- 1/72трое суток
- 106
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
` دلفریبانِ نباتی همه زیور بستند دلبرِ ماست که با حُسنِ خداداد آمد! #حافظ
` کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی؟ که من این واژه را تا صبح معنا میکنم هر شب #محمدعلی_بهمنی
` مرغ اسیرم اما دارم در این اسیری آسایشی که رفته است از خاطر آشیانم #هاتف_اصفهانی
` میان خوبرویان تا نمودند انتخاب از هم جدا کردند رخسار تو را با آفتاب از هم #قصاب_کاشانی
` آمدمت که بنگرم، باز نظر به خود کنم سیر نمیشود نظر بس که لطیفمنظری #سعدی
` قربانت بروم! فرقی نمیکند چه ساعتی از شبانهروز باشد صدایت را که میشنوم، خورشید در دلم طلوع میکند. #فروغ_فرخزاد
ما که پاخوردهایم از دنیا بعد از آن روز، مثل یک قالی
` من را میان خاطرات خود رها کردی ای کاش زندان خیالت لا اقل «در» داشت #محمد_نثارپور
` کدام سفره در این خانهها گرسنه نمانده؟ کدام خانه در این سرزمین شهید نداده؟ #حامد_ابراهیمپور
` بدون لکنت و انکار دوست میدارم تو را همیشه و هر بار دوست میدارم #سعید_مبشر
` آن شخص یک بنای خیالی را در یک دقیقه ساخت و ویران کرد آن شخص یک دقیقه به من زُل زد #حسین_صفا
` این شهر، حرف راست نمیخواهد باید پناه برد به خاموشی #مهدی_موسوی
` آخرش زیر بالشم ترکید بغض معشوقههای تمرینی #رضا_طبیبزاده
#محمد_نثارپور کانال شاعر @mtncalvoem
0:38 اين قلب خسته،اين گل قرمز را سنجاق كن به مشكی ِ موهايش #حسین_صفا
` خار دیوارم، وَبال دامن گل نیستم! #صائب_تبریزی
` به لطف سرخیِ انگورهای روسریات تمام ثانیههام از شراب لبریز است #محمد_نثارپور
` لحظهها را دریاب چشم فردا کور است! #فروغ_فرخزاد
` پس لحظهی بیحجابیات کو؟ مَحرم شدن حسابیات کو؟ دریا، دریای آبیات کو؟ تا فتح کند بنادرم را #رضا_طبیبزاده
` توی ذهنم هزار و یک حسرت بر لبم خندههای تزیینی با تلسکوپ نگاه کن لطفاً تَـهِ این زندگی چه میبینی؟ گفته بودی که آخرش خوبَست ـــ مشکل از ذهن توست، بدبینی (عاشقی هم تقلبی شده است مثل اجناس بیخود چینی) کاش میشد دوباره برگردم به همان روزهای تکراری به صف بوفهی دبیرستان به تکالیف چرت و اجباری! موشک روشنیست در دستم مقصدش قلب زیر سیگاری (روی چشمت نمیکند گاهی این نقاب کثیف، سنگینی؟!) سایه بودی درون یک مرداب فکر کردم خودِ خودِ ماهی فکر کردم مسیر پروازی دیدم اما سراب و بیراهی کینهتوزی همیشه هم بد نیست! کینه هم لازم است... گَهگاهی (آرزو میکنم هزاران بار که_به خاک سیاه بنشینی) ما که پاخوردهایم از دنیا بعد از آن روز، مثل یک قالی تو بگو! از خودت.. دلت.. چه خبر؟ راستش را بگو، تو خوشحالی؟! به خیانت؟ دروغ؟ یا حیله؟ به کدام افتخار میبالی؟! (از سرت هم زیادیَستاینکه لایقِ فحش و لعن و نفرینی) دوسْتدارم همین که هستم را آبیام، مثل آسمان آزاد مثل پروانه مست میرقصم مثل یک قاصدک، رها در باد با تمام وجود میخوانم میزنم از صمیم جان فریاد: (خوبِخوبم، چراکه میدانم خوابِ یکروزِ خوش نمیبینی) #محمد_نثارپور