tgindex
آقای سنگ

آقای سنگ

Статистика
@of_stoneперсидский

"دیروز مثل سنگ شدم تا که نشکنم" @ManZare70

Последний пост
14 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
330
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
358
21 постов
Вовлечённость
108,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • اسامی برگزیدگان نهایی جایزه ادبی سیمرغ نیشابور اعلام شد و داستان کوتاهم در بخش ملی با نام «از خون» برگزیده‌ی نخست شد. @of_stone

  • حالا که در این همهمه، اکثر افراد با شگفتی از خودکشی پسر «اروین یالوم» سخن می‌گویند، باید بگویم که در واقع همه‌ی این‌ها گرفتار همان خطای رایج‌اند. یعنی این گمان که ثروت، شهرت یا موقعیت شغلیِ مطلوب، سپری در برابر فروپاشی روان است! حال آنکه رنجِ روان، به جایگاه اجتماعی اعتنایی ندارد. اشیائی چون پول و توجه و جایگاه باعث می‌شوند، روح و روان فرد قربانی فقط کمی با تأخیر سلاخی شود. @of_stone

  • شرایط کنونی مثل همان جمله‌ی صادق هدایت است که می‌گوید: «عجالتاً از دست دزدها و مادرقحبه‌ها خوب مسخره شده‌ایم.» @of_stone

  • یک‌روز صبح، همین که شازده‌کوچولو از خواب آشفته‌ای پرید، در رخت‌خواب خود به روباه مبدل شده بود. (مسخ شازده کوچولو) @of_stone

  • 28 мая434104

    کلید را انداخت. در را باز کرد. چراغ مطالعه را روشن کرد. کلاهش را روی میز گذاشت. چراغ را خاموش کرد. در تاریکی نشست. چند دقیقه بعد، به سختی این‌گونه روی کاغذ نوشت: «متأسفانه گاهی وقت‌ها نجنگیدن همان‌قدر سخت خواهد بود که جنگیدن.» حالا چشم‌هایش به تاریکی عادت کرده بود. می‌توانست سایه‌ی کم‌رمق خودش را روی دیوار ببیند که از شعاع نور مهتاب روی پنجره جان گرفته بود. در هیچ گنگ و دسته‌ای نبودن. کارتل تنهایی خود را داشتن. این سرنوشت را برای همیشه پذیرفته بود. پس کاغذ را برگرداند و پشتش حالا این را نوشت: «هر جنگی بالاخره یک روز تمام خواهد شد. تنها روزنه‌ی امید در هر جنگ همین است. البته همه‌ی جنگ‌ها به جز جنگیدن با خود.» #آقای_سنگ @of_stone

  • Channel photo updated

  • همه چقدر دور شدن! @of_stone

  • توی این دنیا هیچ‌چی حل و فصل نمی‌شه. فقط مدتی فراموش می‌شه و بعد دوباره با یادآوری‌ش از نو سرویس‌مون می‌کنن. @of_stone

  • نه این خواهد شد نه آن! رخ دادن شگفتی‌های اصلی در دست ما نیست. @of_stone

  • من خیلی چیزها رو حس و تجربه کردم. مثلا چند ماه روی ویلچر نشستم‌ یا حتی سر خاک عزیزانم انقدر موندم تا تو قبرستون خوابم برده‌. خلاصه یه کلکسیون از اینجور لحظات رو از سر گذروندم. اما هیچوقت نفهمیدم وقتی یه نفر گل هدیه می‌گیره چه حسی داره؟ @of_stone

  • اگر شما هم این‌طور هستید که یک رابطه را در کسری از ثانیه با دلایل هر چند شخصی فرو می‌ریزید و آنچنان همه چیز را به دل جاروبرقی گذشته می‌سپارید که گویی هیچ‌گاه وجود نداشته‌اند. مثلاً گذشته‌ای که نه دیروز که حتی همین یک ساعت پیش بوده و ذره‌ای دلتان تکان نمی‌خورد و به آنچه گذشت و آنچه خواهد شد فکر هم نمی‌کنید چه برسد به احساس. و ذره‌ای نگران حملات دلتنگی در آینده نیستید. خب باید بگویم به باشگاه ما خوش‌آمدید. شما نیز یک سنگ هستید ❤️ @of_stone

  • دوست دارم انقدر بدنام بشم که وقتی مُردم حتی اونی که دوستم داره جرات نکنه درباره‌ام حرف بزنه. و این یک خود تخریبی نیست بلکه چانه‌زنی با ناخودآگاهه. @of_stone

  • خب راستش را بخواهید باید بگویم که در نهایت، مرگ به اندازهٔ ناکامی در مُردن وحشتناک نیست. @of_stone

  • بالغ شدن به معنی کشتن کودک درونت نیست. @of_stone

  • ما به هم بازمی‌گردیم ای وطن. #ایران @of_stone

  • از زمانی که نسبت به سرنوشتم صبور و حتى بی‌تفاوت شده بودم زندگانی هم با من سازش بیشتری نشان می‌داد. انسان با همه‌ی کشش و کوشش‌ها، به چیزهایی که بیشتر در پی آنهاست کمتر می‌رسد. Since I had become patient and even indifferent to my fate, life had become more accommodating to me. With all the effort and effort, a person rarely achieves the things he seeks most. @of_stone

  • وطن‌گزینی یک امر اتفاقی‌ست، نه ارادی! Choosing a homeland is a matter of chance, not of choice! @of_stone

  • امروز رفتم به مرکز شهر. از پشت شیشه‌های باشگاه صخره‌نوردی آدم‌ها رو خوب نگاه کردم و بعضی‌ها رو نقاشی کردم. خودم رو نمی‌تونستم جای هیچ کدوم از اونها تصور کنم. اونها همونجوری آزاد و راحت و بدون توجه به جنسیت با هم دیگه وقت می‌گذروندن. خب من از خاورمیانه میام. من حتی عضلاتم علیه آزادی شورش می‌کنن. به گمونم ممکن نیست بتونم آزاد زندگی کنم. #آقای_سنگ @of_stone

  • گمان که نه، دیگر یقین دارم در این زندگی سراسر نکبت نباید با کسی صادق بود. خیلی هم دیر به این نتیجه رسیده‌ام و این بزرگترین و سنگین‌ترین شکست من است و البته دیگر کار از کار گذشته. حالا باید به جای اینکه دنبال «حقیقت» نحس و بی‌رحم بگردم و آن را با وسواس بسنجم، در باقی عمر فقط «واقیعت‌های» سرزده و راه‌رسیده را تحلیل کنم. #آقای_سنگ @of_stone

  • باورم نمی‌شود مقابل گرداب تاریخ هنوز ایستاده‌ام. @of_stone