tgindex
تاریخ روایی ایران

تاریخ روایی ایران

Статистика

🍃 بازنگری در تاریخ قلمرو میانی بررسی بازه زمانی پیش از عصر آهن، و نقد عنوان مرسوم «پیش از تاریخ». در حال تبدیل به اندیشکده (مرکز ملی مطالعات تاریخی) تماس با مدير: @mehrdad_1166

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
13
Всего постов
68
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 545
−3 за 3 дн.
Сутки
−2
−0,13%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
206
40 постов
Вовлечённость
13,3%
к подписчикам
Постов в день
1,9
всего 68
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
136
1/48двое суток
155
1/72трое суток
168

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • بخش اول واژه در پارسی باستان، به صورت «ای+ر-یـ» (-Ăi+ri) تلفظ می‌شده است، نه به شکل سادۀ «آ+رـ» (-Ā+r). واکۀ «ی» در این بخش، عنصری زائد یا الحاقی نبوده، بلکه بخشی اصیل از ساختار واژه است

  • تلفظ اصلی در کتیبه‌های پارسی باستان، به صورت «-ری‌‌یَ» (riya-) با تلفظ هجایی شفاف و جداگانه بوده است، نه به شکل ادغام شده و یکپارچۀ امروزی «-ریا»

  • الف + یـ + ر + الف + ن ایران خط پهلوی

  • видео или голосовое, без подписи

  • مغالطه‌ای به نام آرامی

  • 🍃 گسترش جمعیت‌ها از فلات ایران به سِند، میانرودان و نیل (۳۲۰۰ پ.م) ✅ کوچ از سرزمین‌های شمالی به فلات ایران (اواخر هزارۀ دوم پ.م) ❌ بر اساس شواهد علمی و نقد روایت‌های شرق‌شناسانه، فلات ایران خاستگاه اصلی تمدن بشری بوده است. کاوش‌ها در جیرفت (با خطی کهن‌تر از سومری)، شهر سوخته، تپه حصار، سیلک و...، نشان از تمدن‌های پیشرفته و کهن دارد. گاهنگاری این محوطه‌ها بر اساس آخرین لایۀ کاوش شده صورت گرفته،؛ بنابراین قدمت فعلی آن، قدمت نهایی نیست. خشکسالی ۳۲۰۰ پ.م، ساکنان کهن فلات را به سوی درۀ رود سند، میانرودان و نیل سوق داد و آنان این تمدن‌های شناخته شده را شکل دادند. متون سومری از «ارته» به عنوان شریکی در تجارت و هنر یاد می‌کند. همچنین شباهت‌های استوره‌های ایران و هند، حاصل گسترش جمعیت‌های فلات است، نه ورود معکوس. به دلایل سیاسی-استعماری، تاکنون کاوش‌ها در ایران بسیار محدودتر از میانرودان و سِند بوده و جهت‌گیری آن نیز اغلب جنبۀ تخریبی و تحریفی داشته است. روایت تاریخ ایران، روایتی بومی و ریشه‌دار است، نه داستان «دریافت و اقتباس». @oldhistor

  • 🍃 هخامنشیان یکتاپرست نبودند کوروش که می‌دانیم به هیچ خدای واحدی ایمان نداشته است. اما ادعا می‌شود، دستکم داریوش و خشیارشا یکتاپرست بوده‌اند. چون اردشیر و شاهان پس از او در کتیبه‌ها از چند خدا نام برده‌اند. کتیبۀ بیستون، پارسی باستان، ستون چهارم، بند ۱۳ (تحریر…

  • هزینۀ روانی و حرفه‌ای سنگین بازنگری در میراث علمی نسل پیشین که پذیرش نظریه‌های جدید را به منزلۀ ابطال سرمایۀ عمر آن استادان قلمداد می‌کند؛

  • 🍃 روایات منسوخ در علوم انسانی مهرداد ایران‌مهر تداوم روایت‌های منسوخ در متون دانشگاهی، به ویژه تکرار فرضیۀ مهاجرت آریایی‌ها، متعلق به دهۀ ۱۹۳۰ میلادی، نمودی از پدیدۀ «اینرسی آکادمیک» است. تکیه بر شکاف میان یافته‌های دانش‌های نوین (ژنتیک، دیرین هواشناسی...) و محتوای آموزشی تاریخ، چهار عامل اصلی را در مقاومت نظام دانشگاهی در برابر تغییر رویکرد شناسایی می‌کند: ۱) هزینۀ روانی و حرفه‌ای سنگین بازنگری در میراث علمی نسل پیشین که پذیرش نظریه‌های جدید را به منزلۀ ابطال سرمایۀ عمر آن استادان قلمداد می‌کند؛ ۲) سلطۀ روش‌های کمتر پیچیده بر فرآیند دانش تخصصی که پیچیدگی جریان‌های ژنی چندلایه را فدای سهولت آموزشی می‌کند؛ ۳) عدم درک لزوم قواعد میان‌رشته‌ای، آنجا که محتواسازان (تاریخنگاران، باستان‌شناسان...)، زبان و منطق تحولات علوم جدید را در روایت خود جذب نکرده‌اند؛ ۴) این گسست، نه محصولِ کمبود داده، بلکه پیامد ساختارهای اجتماعی، روان‌شناختی و سیاسیِ حاکم بر آموزش دانشگاهی است. سرانجام، فشار گفتمان‌های بومی که پذیرش خاستگاه استپی را تهدیدی برای اصالت هویتی می‌داند، موجب بازگشت روایت‌های ملی خواهد شد. @oldhistor

  • 🍃 سپاه سنگین‌اسلحۀ ساسانی مهرداد ایران‌مهر ادعای رایج در بیشتر منابع پژوهشی و دانشگاهی مبنی بر «تن‌آسایی اشراف ساسانی و گسیل توده‌ها به خط مقدم جنگ»، با وجود تعارض آشکار با مستندات تاریخی، اما همچنان بازتولید می‌شود. ساختار ارتش ساسانی نشان می‌دهد که سواره‌نظام سنگین (اسواران) از اشراف تأمین می‌شد و مأموریتش در خط مقدم، شکستن صفوف دشمن از طریق یورش مستقیم بود. حال آنکه، پیاده‌نظام (پایگان) از تودۀ مردم تشکیل و عهده‌دار پشتیبانی و مهندسی رزمی (کندن خندق و...) بود. واقعیت «حضور در خط مقدم جنگ» در برابر ادعای «آسایش در پشت جبهه»، نشان‌دهندۀ ابطال ادعای یاد شده و بی‌اطلاعی این مروجان از اصول نظامی ساسانی است. از سویی، این انگاره محصول یک طراحی هدفمند با دو خاستگاهِ «شرق‌شناسی وارونه» و «طرح‌های تحقیر هویت ملی» است. در سطح داخلی نیز مقلدان کور اینگونه ادعاها، ناتوان از تمایز میان متون سیاسی و گزارش‌های تاریخی بوده، و از طریق کتب نظام آموزشی، به تخریب «ناخودآگاه جمعی» و پرورش نسلی خودباخته دامن می‌زنند. مواجهه با این وضعیت، مستلزم آموزش تفکر انتقادی و طرد مبلغان این انگاره‌ها از عرصۀ علمی است. @oldhistor

  • 10 авг.1911410

    🍃 چگونگی آموزش در ایران دورۀ ساسانی مهرداد ایران‌مهر پیشگفتار امروزه بر اثر بدآموزی‌های اجتماعی، نسل کنونی فریفتۀ آموزه‌های غربی گشته و به ارزش‌های میهن خویش پشت کرده است. این گمراهی بیشتر از آنجا بوده که امروزه همۀ پدیده‌های دو هزار سال پیش را با معیارهای…

  • 🍃 مبانی علم تاریخ روش‌شناسی انتقادی در تاریخنگاری پوپر می‌گوید «یک مورد نقض کافیست تا کل یک فرضیه نقض شود».۲ در تاریخ نیز یافتن تنها یک سند معتبرِ ناسازگار، باید به تعدیل بنیادین روایت مورخ بینجامد. این قاعده با این توصیه همسو است که «مورخ خود باید سرسخت‌ترین منتقد فرضیۀ خویش باشد».۳ عینیت در تاریخ، حاصل در معرض نقد گذاشتن حدس‌ها، پیش از انتشار است. روح این دقت، در سیرۀ ابوریحان بیرونی نیز دیده می‌شود. او در «تحقیق ما للهند» و نقل آراء هندوان، چون با حکمی مخالف است، نخست استدلال خود را چنان طرح می‌کند که گویی هندیان او را به چالش کشیده‌اند و آنگاه پاسخ می‌گوید. این همان «سرسخت‌ترین منتقد خویش بودن» به زبان سدۀ چهارم است.۱ بیرونی پیش از پوپر دریافته بود که ارزش یک گزارش تاریخی، در تاب‌آوری در برابر ضربات حقیقت است، نه در سربلند بیرون آمدن از نبردی آسان با شواهد ساختگی. ۱· بیرونی، ابوریحان (۱۳۵۲). تحقیق ما للهند. ترجمۀ منوچهر صدوقی سها. تهران. ص ۶ ۲· Popper, K. (1959). The Logic of Scientific Discovery. p. 41 ۳· Elton, G. R. (1967). The Practice of History. p. 78

  • 🍃 خلیج فارس لغت ایرانی «خلیج» (خل= گودال + ایج-ایگ= پسوند نسبت) ساخته شده از ریشهٔ خل (kholl*) که به معنای «باز کردن» و سپس «گودال» به کار رفته است. واژگان khol* و khola* در پشتو پنجاب و هندی هیمالیا به معنای جویبار و آبشخور، و واژگان khoda* و khora* نیز…

  • 🍃 ‏سواد از طریق خواندن به دست نمی‌آید. بلکه بر اثر اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده‌ایم، حاصل می‌شود. کارل هیلتی @oldhistor

  • 8 авг.241106

    🌱 مفاهیم دوران استعمار دکتر آزاده احسانی امروزه وارون بر ما ایرانیان که سخت به میراث به اصطلاح علمیِ استعمارگران اروپایی در چند سدۀ پیش پایبندیم و همچون آیه‌های کتاب مقدس به آن می‌نگریم؛ اما در آمریکای شمالی، آن میراث را «تاریخ‌گذشته» و «نامستند» می‌شمارند.…

  • 7 авг.2811410

    🍃 خلیج فارس لغت ایرانی «خلیج» (خل= گودال + ایج-ایگ= پسوند نسبت) ساخته شده از ریشهٔ خل (kholl*) که به معنای «باز کردن» و سپس «گودال» به کار رفته است. واژگان khol* و khola* در پشتو پنجاب و هندی هیمالیا به معنای جویبار و آبشخور، و واژگان khoda* و khora* نیز از همین ریشه به دست آمده‌اند. پسوند «ایج» هم همان است که در لغت سانسکریتِ «خنیج» به معنای معدنی (خن-کان= معدن) و یا در واژهٔ ایرانی کوهیچ (کوهی) به کار رفته است. جالب است که، لغت لاتین gulf به معنای خلیج نیز از ریشهٔ ایرانی کهن kwelp به معنای «خراشیدن زمین به شکل گنبد (arch)» ستانده شده، که نشان می‌دهد واژگان خلیج و gulf از دو ریشهٔ هم‌معنا به دست آمده است. @oldhistor

  • 🍃 سه عنوان موهوم و جعلی: نام آریایی، نژاد آریایی، کوچ آریایی! مهرداد ایران‌مهر ما ایرانیان، تاریخ سرزمین خود را بد آموخته‌ایم و هنوز هم بد مى‌آموزیم. تاریخ میهن ما را دیگران نوشته‌اند، نه خودمان. ما میراث مادران و پدرانمان را از دریچۀ چشم دیگران نگریسته‌ایم؛…

  • 🍃 مهرداد ایران‌مهر از دیدگاه هوشواره ۱. نقد بنیادین تاریخنگاری رایج و بازتعریف استوره: ایران‌مهر معتقد است روایتِ مرسوم از تاریخ ایران، که معمولاً با ورود آریایی‌ها در اوایل هزارهٔ دوم پیش از میلاد آغاز می‌شود، حاصل نگاه استعماری شرق‌شناسانِ سدهٔ نوزدهم است. او این روایت را نه تنها ناقص، بلکه عامدانه تحریف‌شده می‌داند تا هویت ایرانی را در چارچوبی غربی محصور نماید. مصداق مشخص: در مقالهٔ «تاریخ هفت هزار ساله!»، او ادعای قدمت هفت هزار سالهٔ ایران را نقد می‌کند و می‌گوید این عدد برگرفته از یک زمان‌یابی خیالی است، نه از شواهد حقیقی. در برنامهٔ «رخداد» نیز با نقد رویکرد خطیِ تاریخ‌نگاری (که رویدادها را به صورت زنجیره‌ایِ علت و معلولی می‌بیند)، بر «تاریخِ چندلایه» تأکید دارد. تبیین منطق او: به باور ایران‌مهر، استوره‌ها نه افسانه، بلکه «تاریخِ بی‌زمان» هستند؛ یعنی رمزگانِ رویدادهایی که در حافظهٔ جمعی باقی مانده‌اند. او می‌کوشد با تطبیق استوره‌هایی مانند داستان تروآ یا حماسهٔ گیلگمش با یافته‌های باستان‌شناسی، روایتی مستندتر ارائه دهد. برای نمونه، او نبرد تروآ را نه تقابل یونان و آسیا، بلکه «رویارویی دو اتحادیهٔ ایرانی در قلمرو میانی» می‌خواند و تروآ را طبق اسناد، شهری در جهان‌بینی آسیایی معرفی می‌کند. ۲. رد فرضیهٔ کوچ آریایی و ارائهٔ خاستگاه جایگزین: ایران‌مهر به صراحت در مطلبی با عنوان «چرا فرضیۀ مهاجرت آریایی‌ها منسوخ شد؟» این فرضیه را فاقد شواهد باستان‌شناسی و ژنتیک کافی می‌داند. او معتقد است این فرضیه در اواخر سدهٔ نوزدهم توسط زبان‌شناسان اروپایی، با هدف یافتن خاستگاهی شمالی برای نیاکان هندواروپایی، ساخته شده و امروز در محافل علمیِ معتبر به حاشیه رانده شده است. مصداق مشخص: او به پژوهش‌های ژنتیک جمعیتی اشاره می‌کند که هیچ اثر قابل تشخیصی از مهاجرت جمعیتیِ گسترده از استپ‌های جنوب روسیه به فلات ایران را نشان نمی‌دهد. همچنین به واژه‌شناسی متون اوستایی و پهلوی استناد می‌کند که در آن‌ها هیچ هجایی با ریشهٔ «آریا» به معنای نژاد یا قوم وجود ندارد؛ این واژه فقط در وداهای هندی (آریَه) و با مفهومی دینی دیده می‌شود. تبیین منطق او: به جای کوچ از شمال، او خاستگاه زبان‌های هندواروپایی را در پهنۀ فلات ایران یا پیرامون دریاچه‌های باستانی کویر مرکزی جستجو می‌کند. به باور او، این منطقه به دلیل تنوع اقلیمی و منابع آبی، بستر طبیعیِ شکل‌گیری جمعیت‌های انسانیِ یکجانشین بوده، نه استپ‌های سرد شمالی. ۳. نظریهٔ تمدنی بر پایهٔ «قلمرو میانی» و کف خلیج‌فارس: ایران‌مهر به جای مرزهای سیاسیِ امروزی یا حتی مرزهای تاریخیِ شاهنشاهی‌ها، بر مفهوم «ایران‌وج» (به معنی قلمرو میانی) تأکید دارد؛ منطقه‌ای که از میانرودان تا فرارود و از قفقاز تا خلیج‌فارس را در بر می‌گرفت. او معتقد است تمدن‌های نخستین نه مشخصا در میانرودان که در همین قلمرو میانی و به ویژه در حواشی دریاچه‌های بزرگِ آب شیرینِ مرکز ایران شکل گرفته‌اند. مصداق مشخص: مهمترین مصداق، نظریهٔ او دربارهٔ «کف خلیج‌فارس» است. او با استناد به پژوهش‌های دانشگاه‌های بیرمنگام (۲۰۰۹) و توبینگن و اوهایو، روایت می‌کند که در آخرین عصر یخبندان (۲۰ هزار سال پیش)، سطح آب دریاها تا ۱۲۰ متر پایین‌تر از امروز بوده و کف خلیج‌فارس به جلگه‌ای حاصلخیز و پرآب تبدیل شده بود. رودخانه‌های دجله، فرات، کارون و شاخه‌های جنوبیِ ایران در این دشت به هم می‌پیوستند و آبراهه‌ای عظیم به نام «وه-داییتی» (رود زندگی‌آفرین) را پدید می‌آوردند که از تنگهٔ هرمز به دریای عمان می‌ریخت. تبیین منطق او: با پایان یخبندان و ذوب یخ‌ها، این جلگه به تدریج زیر آب رفت و جمعیت‌های ساکن در آن به سوی مناطق مرتفع‌تر، نخست جلگهٔ خوزستان و جنوب میانرودان و زاگرس، سپس فلات مرکزی، کوچ کردند. او این جمعیت‌ها را پایه‌گذاران محوطه‌هایی مانند گنج‌دره در کرمانشاه و گوبکلی‌تپه در شمال میانرودان می‌داند. به اعتقاد او، زبانی که بعدها «هندواروپایی» نامیده شد، ریشۀ مادری آن در میان جمعیت‌های پرتراکمِ کف خلیج فارس و سپس پیرامون دریاچه‌های میانی فلات شکل گرفت، نه در سیبری و دشت‌های شمالی. جمع‌بندی پایانی: مهرداد ایران‌مهر در مجموع، خوانشی سه‌وجهی از تاریخ ایران ارائه می‌دهد: -نقدِ روایتِ رسمی (به مثابه ساختاری استعماری) -بازخوانیِ استوره (به عنوان منبعی تاریخی) -جابجاییِ کانون تمدنی (از میانرودان و استپ‌های شمالی به فلات ایران و کف خشک خلیج‌فارسِ دوران یخبندان). او با تکیه بر شواهد میان‌رشته‌ای (ژنتیک، دیرین‌هواشناسی و زبان‌شناسی تطبیقی) می‌کوشد روایتی جایگزین بسازد که در آن هویت ایرانی نه وامدار مهاجران شمالی، بلکه ریشه‌دار در زیست‌بوم خود فلات ایران و جلگه‌های گمشدۀ جنوبی باشد. @oldhistor

  • 🍃 خیالات آریایی در بررسی پیوند میان واژهٔ «آریا» و «ایران»، آنچه در کتاب‌ها به عنوان حقیقتی قطعی عرضه می‌شود، بیش از آنکه محصول یک ریشه‌شناسی بی‌طرفانه باشد، واکنشی دفاعی به یک تلخکامی تاریخی است. اروپای قرن نوزدهم این واژه را از اوستا و وداها گرفت، آن را…

  • تاریخ روایی ایران pinned a photo

تاریخ روایی ایران — tgindex