لذتهای فلسفه
Статистикаمدیر کانال: فریده بهرامی، دکتری فلسفه | کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت همراهِ انسان در مسیرِ فهم، معنا و درمانِ اگزیستانسیال 📍مشاوره حضوری و آنلاین 📞 ۰۹۱۷۳۷۷۸۱۱۷
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 16
- Всего постов
- 79
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 90
- 1/48двое суток
- 103
- 1/72трое суток
- 111
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
[نیروهای واکنشگر چگونه چیره میشوند؟] ◾️با توجه به مفهوم اراده معطوف به قدرت نزد نیچه و تمایز نیروهای کنشگر و واکنشگر در خوانش ژیل دلوز، هنگامی که نیروهای واکنشگر، نیروهای کنشگر را از آنچه میتوانند بکنند جدا میکنند، نیروهای کنشگر نیز در درون ما به نیروهایی واکنشگر بدل میشوند. ◾️چیرگی نیروهای واکنشگر را همهجا میتوان دید. اما آنان با چه حربهای چیره میشوند؟ پاسخ نیچه تکاندهنده است: با خواستِ نیستی؛ با نهگویی به زندگی. واکنشگری آنگاه پیروز میشود که زندگی را نفی کند؛ آنگاه که «نه» گفتن به آنچه هست، جای آری گفتن به امکانهای زندگی را میگیرد. دکتر فریده بهرامی| مشاور فلسفی| مدرس مطالعات اگزیستانسیال رزرو جلسهی مشاوره حضوری و آنلاین: 09173778117 همراهی در تأمل، معنا و زیستن #نیچه #فلسفه #ژیل_دلوز #اراده_معطوف_به_قدرت #نیروهای_کنشگر #نیروهای_واکنشگر #آری_گویی_به_زندگی #فلسفه_برای_زندگی #فلسفه_اگزیستانسیال @philosophy_nat
من به روز پشت خواهم کرد و به سوی شب روان خواهم شد تا دین خود را به شب نیز ادا کرده باشم بیژن جلالی شعر سکوت 🌻@Philosphy_nat🌻
من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها میبینم و ندایی که به من میگوید: « گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است» حمید مصدق 🌻@philosophy_nat🌻
«آدم نیرومندِ راستین، تجربههای خود را میگوارد؛ حتی کردهها و بدکردههایش را، همانگونه که غذای خود را، اگرچه گاهی لقمهای ناگوار باشد. اما از عهدهٔ هضمِ تجربهای برنیامدن، گونهای بدگواری است...» —✍️ فریدریش نیچه؛ تبارشناسی اخلاق نیچه در اینجا از استعارهای زیبا بهره میگیرد: گوارش. همانگونه که بدن باید غذا را هضم کند، انسان نیز باید بتواند تجربههای زندگی خود را هضم کند؛ حتی شکستها، خطاها، رنجها و حسرتهایش را. از نگاه او، نیرومندی به معنای نداشتن زخم نیست، بلکه توانایی تبدیل زخمها به بخشی از رشد و پختگی است. آنچه ما را فرسوده میکند، خودِ رنج نیست؛ بلکه تجربههایی است که در وجودمان هضم نمیشوند و همچنان باری بر دوش جانمان باقی میمانند. ✍️ دکتر فریده بهرامی مشاور فلسفی | مدرس مطالعات اگزیستانسیال #نیچه #فلسفه_برای_زندگی #آری_گویی_به_زندگی #خودشناسی #تجربه_زیسته #فلسفه_اگزیستانسیال @philosophy_nat
از کشیش بگویم؟ او یک کاسب است. دکانی باز کرده و اسم آن را «کلیسا» گذاشته است و در آنجا مسیح را خُردهخُرده میفروشد. این دزدِ طرّار مدعی است که همهی بیماریها را شفا میدهد. از یکی میپرسد: «تو چه مرضی داری؟» میگوید: «دروغ گفتهام.» به او میگوید: «علاج تو یک گرم مسیح است.» و قیمتش را اعلام میکند. از دیگری میپرسد: «تو چطور؟» جواب میدهد: «دزدی کردهام.» به او میگوید: «ده گرم مسیح میخواهی.» و پولش را حساب میکند. از آن دیگری میپرسد: «تو چه؟» و او میگوید: «من آدم کشتهام.» میگوید: «ای بدبخت! بیماری تو سخت است. تو باید هر شب، پیش از خواب، نیم لیتر مسیح سر بکشی؛ و این برای تو گران تمام خواهد شد.» مرد میپرسد: «پدر، به من تخفیف نمیدهی؟» میگوید: «نرخ همین است. پولش را بده، وگرنه در اعماق جهنم کباب خواهی شد.» آنوقت عکسهایی را که در دکان خود به در و دیوار آویخته ــ و در آنها شیاطینی مسلح به چنگک، در میان شعلههای آتش دیده میشوند ــ به او نشان میدهد. بیچارهی مشتری، مثل بید بر خود میلرزد و سرکیسه را شل میکند... 📚 مسیح باز مصلوب ◾️ نیکوس کازانتزاکیس 🌻 @Philosphy_nat 🌻
تجربهی زیستهی تو، روایت منحصربهفرد توست 🌿 در رویکرد اگزیستانسیال، قرار نیست فقط رفتار و نشانهها دیده شود؛ قرار است شنیده شود که تو چگونه در جهان خودت زندگی میکنی، چه معنایی به تجربههایت میدهی، و در میان همهی امکانهای زندگی، چه جور بودنی را انتخاب میکنی. شاید پرسش اصلی این نباشد که «چگونه از رنجم رها شوم؟» بلکه این باشد: «در مواجهه با این رنج، چگونه میخواهم باشم؟» فریده بهرامی مشاور فلسفی | مدرس مطالعات اگزیستانسیال 🌱 همراهی در تأمل، معنا و زیستن رزرو جلسه حضوری و آنلاین: ۰۹۱۷۳۷۷۸۱۱۷ #فلسفه_در_راه_اندیشیدن #مشاوره_فلسفی #روانشناسی_اگزیستانسیال #اگزیستانسیالیسم #پدیدارشناسی #معنای_زندگی #فلسفه_برای_زندگی #هایدگر #رنج #آزادی_و_مسئولیت #تاملات_فلسفی #روایت_زیسته @philosophy_nat
آزادی از نگاه نیچه: در اندیشه نیچه آزادی به معنای به دست گرفتن خویشتن به حد اعلای توان و ظرفیتی فکری و عملی خود است. نیروهای جسمانی، معنوی، عاطفی و ... و یا غرایز طبیعی داریم که همگی غریزه زندگی هستند. تمایلات نیرومندی در ما نهفته است که محرک ما بسوی شدنها هستند. این اراده قدرت مساوی و همان آزادی است که باید در راستای بارور کردن توانهای ما پیش رود و با [نه] مبارزه کند و به زندگی آری بگوید. [ تو باید ] در اندیشهی نیچه جای خود را به [من میخواهم] میدهد. البته نیچه اراده خواست یا اراده قدرت را همچون رابطه و کنش و واکنش و نه به عنوان امری اتمی و منفک از جهان تلقی میکند. هر نیرو و خواستی باید به عنوان شبکهای از ارتباطات با تمام هستی در نظر گرفته شود. از همینرو از عشق به سرنوشت و بازگشت جاودان همان میگوید. 🌻@philosophy_nat🌻
تبارشناسی اخلاق فردریش #نیچه ترجمه داریوش آشوری @philosophy_nat
◾️با #فلسفه، طعم فریبناپذیری را تا واپسین نفس میچشیم. @philosophy_nat
وقتی اخلاق، خودش بیمار میشود... 🎬 سقراط میگفت شر از جهل میآید. کانت میگفت اخلاق از خودآیینی و اراده میآید. اما نیچه پرسشی دیگر مطرح کرد: اگر خودِ اخلاق بیمار شود، چه؟ کودکی که آموخته میلورزیدن گناه است، خطا شرمآور است، و اطاعت فضیلت چیزی را سرکوب میکند که هرگز ناپدید نمیشود. فقط به درون میرود، و روزی ممکن است به خشونتی دیگر بازگردد. روبان سفید هانکه، تصویر دقیق همین مکانیسم است. در پنجمین جلسهی «آریگویی به زندگی با نیچه» میپرسیم: آیا این کودکان اخلاقی شدهاند، یا فقط رام شدهاند؟ وجدان معذب چگونه ساخته میشود؟ ✍️ دکتر فریده بهرامی همچنان در راه اندیشیدن #در_راه_اندیشیدن #نیچه #وجدان_معذب #روبان_سفید #میشائیل_هانکه #تبارشناسی_اخلاق #فلسفه #روانشناسی_شخصیت #اخلاق_و_قدرت @philosophy_nat
🌿رنجی که نامش را نمیدانیم.... از نظر #نیچه بسیاری از دردهایی که در تن حمل میکنیم، بسیاری از تنشها، بیقراریها، کسلیها و فرسودگیهای بیدلیل شاید نه بیماری تن، که بازگشتِ غریزهایست که هرگز اجازهی بیرونریزی نیافت. کینهتوزیای که فروخورده شود، وجدانی که علیه خودش برمیگردد، اینها زبانی دارند، و گاه آن زبان درد جسم است. نیچه این وضع را «بیمارترین و در عین حال بارورترین بیماری» مینامد؛ چرا که همین بازگشت به درون، ما را صاحب تأمل و ژرفا کرده است. پرسش مهم این است: «این درد، پیام چه غریزهی خاموششدهای را به سخن در آرده است؟» ✍️ فریده بهرامی مشاور فلسفی | مدرس مطالعات اگزیستانسیال 🌱 همراهی در تأمل، معنا و زیستن رزرو جلسه حضوری و آنلاین: ۰۹۱۷۳۷۷۸۱۱۷ 🖊برداشتی از #تبارشناسی_اخلاق بند ۱۶، #فردریش_نیچه ترجمهی #داریوش_آشوری @philosophy_nat
ترانه: به کنارم بنشین خواننده: سیمین غانم آهنگساز: مهدی خالدی ترانه سرا: رهی معیری تا آساید، دلآزارم، بنشین به کنارم بنشین بنشین ای گل، به کنارم بنشین دلِ زارم، بنشین سوزِ دل میدانی، بنشین تا بنشانی آتشِ دل را یک نفس مرو، که جز غم همنفس ندارم یارِ کس مشو، که من هم جز تو کس ندارم ای پری، بنه به یک سو ناز و دلفریبی تا نصیبی از تو یابد جانِ بینصیبی ماه من، به دامنم بنشین کز غمت ستارهبارم شکوهها ز دوریت هر شب با مه و ستاره دارم من چه باشم، بستهٔ بندت نیمهٔ جانی، صیدِ کمندت آرزومندت از غمت چون ابرِ بهارم ای به از گلهای بهاری رویِ دلبندت ای شمع و طرب سوزم همه شب بنشین که شود طی شبِ تارم بنشین، به کنارم بنشین مرو، مرو، مهِ بیتابم من درونِ آتش و آبم من رهی معیری @philosophy_nat
🌱 اگر «کانال لذتهای فلسفه» را دوست دارید، یک دوستِ اهل فکر را هم با خودتان به اینجا دعوت کنید. شاید یک پرسش فلسفی، آغاز یک نگاه تازه به زندگی باشد. 💚 ممنون که اینجا هستید.🌿 آیدی کانال لذتهای فلسفه 👇: @philosophy_nat
نکته بسیار مهم برای آریگویی به زندگی با نیچه: 🌿آنچه یک خواست میخواهد، آنچه این یا آن خواست میخواهد چیست؟ 🌿از نظر #نیچه آنچه یک خواست میخواهد، آری گفتن به تفاوتش است. 🍎لذت از خود را متفاوت یافتن و سرمست شدن از تفاوت. 👤ژیل دلوز #نیچه و #فلسفه کارگاه آریگویی به زندگی با #نیچه @philosophy_nat
چرا نیچه را «پزشک فرهنگ» مینامیم؟ او فیلسوفی نبود که فقط داوری کند. پزشکی بود که پشتِ اخلاق، پاکی و فضیلت، بیماری پنهان را میدید. پنجمین جلسهی «آریگویی به زندگی با نیچه»: وجدان معذب، تبارشناسی اخلاق، و روبان سفید هانکه. ✍️ فریده بهرامی مشاور فلسفی | مدرس مطالعات اگزیستانسیال 🌱 همراهی در تأمل، معنا و زیستن #در_راه_اندیشیدن #نیچه #فلسفه
وجود، بهمثابهی «با دیگران بودن» فیلسوفان اگزیستانسیال استدلال میکنند که وجود انسان، از بنیاد، با دیگران بودن است. این موضع، که معمولاً با مفهوم میانسوژگی پیوند مییابد، باور سنتی فلسفه به انسان بهمثابه موجودی کاملاً مستقل، جدا و خودبسنده را به چالش میکشد. ما پیش از آنکه «منِ» منفردی باشیم که سپس با دیگران وارد رابطه میشویم، در جهانی مشترک و در نسبت با دیگران هستیم. به بیان دیگر، شما فقط «شما» نیستید؛ شما نقطهی تلاقی شبکهای از روابط، زبان، تاریخ، فرهنگ و مناسباتی هستید که نمیتوان آنها را بهسادگی از وجودتان جدا کرد. هایدگر این درهمتنیدگی را در مفهوم «با-دیگران-بودن» (Mitsein) توضیح میدهد. ما جهان را صرفاً بر اساس فهم شخصی و خصوصی خود تجربه نمیکنیم؛ بسیاری از شیوههایی که اشیا، رفتارها و حتی خودمان را میفهمیم، از پیش در یک جهان مشترک و در افق فهم عمومی شکل گرفتهاند. برای مثال، همین نوشتن و تایپ کردن را در نظر بگیرید. من بهتنهایی تعیین نکردهام که چگونه باید بنویسم، چه حروفی را به کار ببرم، یا حتی «نوشتن» چه معنایی داشته باشد. زبان، قواعد و شیوههای ارتباطی، پیش از من وجود داشتهاند و من در جهانی وارد شدهام که این معناها از پیش در آن شکل گرفتهاند. بنابراین، حتی در خلوتترین لحظهی «من»، ردپای «دیگران» حضور دارد. از این منظر، وجود انسان هرگز کاملاً از بافتار تاریخی، فرهنگی و میانفردی خود جداشدنی نیست. ما ابتدا در جهان و با دیگران هستیم؛ سپس خودمان را در این جهان مییابیم. و شاید یکی از پرسشهای بنیادین اگزیستانسیال همین باشد: اگر بخش بزرگی از آنچه «من» مینامم، در رابطه با دیگران و جهانی مشترک شکل گرفته است، پس «من» واقعاً کجای این شبکه ایستادهام؟ #فلسفه #فلسفه_وجود #فلسفه_اگزیستانسیال #اگزیستانسیالیسم #هایدگر #مارتین_هایدگر #دازاین #با_دیگران_بودن 🌻 @philosophy_nat 🌻
گاهی آنچه جهان را ویران میکند، نفرت نیست؛ عشقهایی است که آنقدر مطلق میشوند که دیگری را دیگر نمیبینند. سارتر در گوشهنشینان آلتونا ما را با پرسشی دشوار روبهرو میکند: اگر عشق، آرمان و حقیقت بهانهای برای نفرت شوند، چه چیزی از انسان باقی میماند؟ #ژان_پل_سارتر #گوشه_نشینان_آلتونا #فلسفه #فلسفه_اگزیستانسیال #اگزیستانسیالیسم #آری_گویی_به_زندگی #تأمل_فلسفی @philosophy_nat
@philosophy_nat
نیچه در آنک انسان خود را نه بنیانگذار دینی تازه، بلکه انفجاری در قلب تاریخ وجدان میبیند؛ کسی که برخلاف پیامبران و مصلحان، نه به دنبال مؤمن است و نه به دنبال تکرار خود در دیگران. رهایی از نظر او تأسیس نیست، گسستن است—شکافتن جدول ارزشها، نه برپاکردن جدولی تازه. پرسشی برای اندیشیدن: آیا هر گسستنی رهاییبخش است، یا میتواند خود به شکل تازهای از سرکوب بازگردد؟ فریده بهرامی مشاور فلسفی | مدرس مطالعات اگزیستانسیال 🌱 همراهی در تأمل، معنا و زیستن رزرو جلسه حضوری و آنلاین: ۰۹۱۷۳۷۷۸۱۱۷
(بدنی که هستم، نه بدنی که دارم) در سنت متافیزیکی، انسان اغلب موجودی تلقی شده است که «بدنی دارد»؛ گویی بدن ابزاری است که نفس یا ذهن آن را به کار میگیرد. اما پدیدارشناسی این تلقی را واژگون میکند. بدن چیزی نیست که به «من» افزوده شده باشد؛ بدن همان نحوهٔ بودن من در جهان است. من جهان را از بیرونِ بدن مشاهده نمیکنم؛ بلکه همواره از خلال بدنم در جهان حضور دارم. هر نگاه، هر گام، هر لمس، هر رنج و هر شادی، پیش از آنکه موضوع اندیشه باشند، تجربهای تنمند هستند. بدن نه زندان روح است و نه صرفاً یک شیء زیستی؛ بلکه افق گشودهشدن جهان و امکان هر تجربهٔ زیسته است. از اینرو، دقیقتر آن است که بگوییم: من بدنی ندارم؛ من بدنی هستم. این بدن، خانهٔ حضور من در جهان است؛ جایی که در آن جهان معنا مییابد، دیگری پدیدار میشود و هستی خود را آشکار میکند. انسان نه ذهنی است که در کالبدی سکونت دارد، بلکه حضوری تنمند است که در هر لحظه، جهان را زندگی میکند. @philosophy_nat