tgindex
پارسی سرایان هند و سند

پارسی سرایان هند و سند

Статистика
@psis2Книгиперсидский

@anaan @psis2group

Последний пост
28 июн.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
467
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
290
21 постов
Вовлечённость
62,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • بندی از ترجیع‌بند #آفرین_لاهوری نگذاشت غصه، نامِ دلِ شاد بر زمین گردید بهر حلقه‌ی ماتم، فلک نگین گر پای حکم دوست نمی‌بود در میان دست جفای چرخ شکستی در آستین کردند برگ‌ریز پر و بال بر فلک قدسی نسب ملائکه از ماتمِ چنین زین غصّه در عذاب، کسی هم‌چو من مباد گردیده هر رگم به بدن میل آتشین ماند به شمع کشته سیه‌پوش کعبه‌اش زین تندباد حادثه در بزم‌گاه دین از بس‌که تلخ‌کام از این بیش غصّه شد چون مار، موجِ زهر بود، موجِ انگبین پنهان چو آتشِ تهِ خاکسترم هنوز یعنی به آرمیدگیِ ظاهرم مبین دل سوخت در هوای حسین و حسن مرا جان نیز از برای حسین و حسن مرا پارسی سرایان هند و سند

  • تسبیح ما ز خاک شهیدان کربلاست زیبد ز زخم تیغ به گردن ردای ما #فانی_کشمیری پارسی سرایان هند و سند

  • غالب دهلوی همت نکشد ننگ نکونامی احسان برخیز و به بازیچه‌ی خود گیر درم را رو همت از آن تشنه جگر جوی که از مهر بر تشنگی شاه، فدا ساخته دم را عباس علمدار که فرجام شکوهش بازیچه‌ی طفلان شمرد شوکت جم را آن راد، که رد ساخته بر خاک نشینان آورده‌ی کان را، و برون داده‌ی یم را حاجت به قسم نیز نماندست، وگرنه هر دم به عطایش خورد انصاف قسم را از بس‌که به نام‌آوری شیوه‌ی انصاف پرداخته از نام ستم حرف و رقم را هر شب فلک از دور، به انجم بنماید کاین خوابگه آن خانه‌برانداز ستم را خوابش به شبستان حسین ابن علی بین دریاب به پهلوی هم آرامش هم را این هر دو گهر را ز دو سو یک گهر آمد چون نیست جدائی ز صدف، گوهر و یم را نسّاب نیارد که کند منع ز عباس فرزندی شاهنشه بطحا و حرم را ای هم‌گهر ختم رسل، گرد تو گردم چندانکه کنم حلقه‌ی تن ظل علم را شد تازه دم بندگی‌ام جلوه‌گری‌هاست عنوان نمایش ز حدوث است قِدم را از کودکی‌ام درس ولای تو روان‌ست دانی خود ازین بیش که گفتم بتو کم را در صومعه‌ی مدح تو بهر طلب فیض محراب دعا ساخته‌ام وجه اتم را بادا علمت کبک خرامنده‌ی گردون چون بیضه ز پرچم ته پر باد علم را #غالب_دهلوی پارسی سرایان هند و سند

  • 23 июн.2308из psis2

    ...شادم که شهید بی‌کسم را خندیدن زخم خونبها بود خونی که نریختم به پایت پامال تحیّر حنا بود فریاد که سعی بسمل ما چون کوشش موج نارسا بود گل‌ریزی اشک بوی خون داشت این سبحه ز خاک کربلا بود بیدل ز سر مراد دنیا برخاست کسی که بی‌عصا بود #بیدل_دهلوی @psis2

  • زیر سقف آسمان خاکی که از روی نیاز می‌توان مرد از برایش خاک پاک کربلاست #صائب_تبریزی پارسی سرایان هند و سند

  • حرف مجنون تو از گلبرگِ تر نازک‌تر است حلقه‌ی زنجیرش از آب گهر نازک‌تر است چون نگاه پاکبازانم سر پرواز نیست ورنه دام از پرده‌های چشم تر نازک‌تر است فتنه‌جوی من نمی‌سازد به خوی خویشتن خاطر او بیشتر از بیشتر نازک‌تر است از نوید لطف پنهانش فریبم می‌دهد گفتگوی قاصد از لطف خبر نازک‌تر است داغ شو گردون ز نومیدی که در چشم اسیر رنگ گل‌های دعای بی‌اثر نازک‌تر است #اسیر_شهرستانی پارسی سرایان هند و سند

  • مکن در بزم روشن وصف آن شیرین شمایل را که رشک آتش زند در سینه‌ی جان شمع محفل را بکش از صحبت صورت پرستان دامن الفت خریداری مجو بهتر ز حسن آیینه‌ی دل را شهیدی سرخ رویِ بزم سربازی تواند شد که طوق گردن تسلیم سازد تیغ قاتل را شد از موج سرشکم کشتی آرام طوفانی نمایی تا به کی ای ناخدا از دور ساحل را #اسیر_شهرستانی پارسی سرایان هند و سند

  • 27 дек.2693из mahditabatabaei7

    زند جوش از زبان ما علیّ بن ابی‌طالب.. #بداهه_نوازی

  • 27 дек.2857из mahditabatabaei7

    اگر دنیا، اگر عقبیٰ، علیّ بن ابی‌طالب اگر امروز، اگر فردا، علیّ بن ابی‌طالب فروغِ دیده وحدت، صفای سینه کثرت بهشتِ خاطرِ دانا، علیّ بن ابی‌طالب لوای دولتِ شاهان، صفای جانِ آگاهان سرِ سرها، دلِ دل‌ها، علیّ بن ابی‌طالب نبینی تا قیامت خوابِ ویرانی، اگر دانی چه معماری‌ست در دل‌ها علیّ بن ابی‌طالب! تعجّب نیست گر بی‌انتظارِ شب ز ایمایی کند امروز را فردا، علیّ بن ابی‌طالب در آن تنگی که در خاطر نگنجد جز خدا کس را زند جوش از زبانِ ما، علیّ بن ابی‌طالب به هر ظرفی شرابی کرده لطفش در خورِ وسعت امیدِ جاهل و دانا، علیّ بن ابی‌طالب در آن وحشت که از یادِ خدا دل گم کند خود را بُوَد وردِ منِ شیدا، علیّ بن ابی‌طالب تجمّل دستگاهان! خرقه پوشان! دانش آرایان! دو عالم از شما، از ما علیّ بن ابی‌طالب ز لطفِ بی‌دریغش در دو عالم مطلبِ ما را خدا می‌داند و مولا علیّ بن ابی‌طالب اسیر از فیضِ مهرِ کام‌بخشَش در نمی‌مانم ز بر دارم دعای یا علیّ بن ابی‌طالب جناب اسیر شهرستانی رحمة الله علیه

  • آن سیه‌روز فراقم که قضا صبح ازل روز من دید و سواد شب یلدا برداشت #قدسی_مشهدی پارسی سرایان هند و سند

  • روزی دل گشت از زلف دراز او مرا آنچه بر بیمار از طول شب یلدا گذشت #صائب_تبریزی پارسی سرایان هند و سند

  • 21 дек.2531из psis2

    آه ما رعناترست از آه ماتم‌دیدگان آن‌چنان کز جمله‌ی شب‌ها، شب یلدا یکی‌ست #صائب_تبریزی پارسی سُرایان هند و سند یلدا مبارک

  • ز هم نمی‌گسلد رشته‌ی نظاره‌ی من به عمر خود نکنم غیر یک نگاه ترا #شوکت_بخاری پارسی سرایان هند و سند

  • گفتم به رغم دشمنان آسایشی یابم ز تو استغفرالله زین سخن عشق تو و آسودگی #حسن_دهلوی پارسی سرایان هند و سند

  • از خویش برون رو ز درِ خویش درون آی تا گم نشوی گم شده‌ی خویش نیابی #حسن_دهلوی پارسی سرایان هند و سند

  • ای به عهدت پارسایی‌ها به رسوایی بدل من یکی زان پارسایانم که رسوا کرده‌ای #حسن_دهلوی پارسی سرایان هند و سند

  • عشقبازان دیگرند و عشق سازان دیگرند آنچه در فرهاد می‌بینم کجا پرویز داشت #حسن_دهلوی پارسی سرایان هند و سند

  • گفتی چرا سخن نکنی چون به من رسی نظّاره‌ی جمالِ تو خاموشی آورد #حسن_دهلوی پارسی سرایان هند و سند

  • آن دم که به بزم جلوه‌اش بردم راه از هستی من نی نفسی ماند نه آه آغوش تحیری گشودم آنجا سر تا قدمم چو شمع شد محو نگاه #بیدل_دهلوی رباعیات پارسی سرایان هند و سند

  • از تقدم گوهر ذات شرف‌ایجاد او ابن آدم در مجاز و فی الحقیقت جدِ جد #بیدل_دهلوی از قصیده‌ای در مدح مولا علی علیه السلام پارسی سرایان هند و سند

پارسی سرایان هند و سند — tgindex