𝚸𝗍𝖽𝗆𝗂𝗇𝗍. ( انتقال داده شد )
Статистикаغـࢪق شـده دࢪ عـطـࢪِ نـعنـاع @ptdmintbot Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.
- Последний пост
- 17 июл. 2025 г.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Для взрослых
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
از همگی بابت حضورتون تا اینجا مچکرم دیگه فعالیتی در این چنل صورت نمیگیره ، شاید روزی تو چنل جدید هم رو دیدیم ولی پایان پیتدی مینت اینجاست . داخل پیوی ، آنون و پرایوت حضور دارم جهت ارتباط . مراقب خودتون باشید نعناعهام .
без подписи
از وقتی که رفت لبهایش مثل شاخهی خشکی که دیگر تاب شکوفه ندارد، بیحس ماندند. خنده از چهرهاش کوچید، مانند پرندهای که لانهی ویرانش را پشت سر میگذارد بی آنکه برگردد. چشمهایش هنوز دنبال نوری میگردند که روزی به نام عشق آسمانشان را روشن میکرد ؛ اما هر چه میبینند فقط ابر است، ابرهایی سنگین و خسته که باران گریههای بیصدا را هر شب بر دلشان میبارند. او لبخندش را در کنار رفتن معشوقهش خاک کرد.در گوری که نه سنگی دارد و نه نشانی، فقط خاطرهای که مثل نسیم سرد، هر از گاهی از کنارش میگذرد و استخوانهای دلش را به لرزه میاندازد. دیگر لبخند نزد... لبخندش همچون آیینهای شکسته شد که هر تکه از آن یادآورِ روز هایی لبریز از خنده کنارِ عزیزکردهاش بود. چون چه کسی برای مزرعهی بیباران، آواز زندگی میخواند؟
без подписи
𝚻his i𝛿 f꤀r 𝒚ou @.ꤔwꤕꤕthe꤇rt. 🕷️
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
🎳 أولئك الذين أنكروا اهتمامه
без подписи
تـو بـرایِ منِ بـیپنـاه ،پنـاه شـدی.
без подписи
قلبم پُر از او بود ، این قلب دیگر برایِ من نبود. من تورا مهتاب گون در پِی آسمان نیلوفری دیدم. خوشتر از هزاران عسل است طعم بوسه هایِ تو. لحظهٔ دیدنش انگار که یک حادثه بود حیف که چشمان من آمادگی این حادثه را نداشت. نیروی جانبخش زندگیام شد از همان موقع به طوری که من جان میدهم برایش. روز به روز جامِ علاقه من به او لبریز میشود و نمیتوانم در وصفش چیزی بیابم. آری معشوق من ؛ ورود تو از همان ابتدا روشنی به همراه داشت. خیالِ تو لحظهای مرا رها نمیگذراد. من تورو خواهش کردم ، تو به من عطا شدی. دیگر آرزویی ندارم ، زیرا برآورده شدی. در اقیانوسِ چشمانت غرق شدم هاو.
без подписи
без подписи
без подписи