یادداشتهای قرآنی
Статистикаمتن تن معناست. دستکم در قرون وسطی (یعنی اکنون ما) تصور بر این است. موضوع این کانال نیز قرآن «بهسان متن» است؛ چنانکه کار پزشک، انسان «بهسان تن». پزشک نمینگرد که صاحب این تن نیکوکار است یا بدکار. تنها پیکر را پاس میدارد و درمانی میجوید.
- Последний пост
- 23 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Религия
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 534
- 1/48двое суток
- 611
- 1/72трое суток
- 660
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
هر هفته
هر هفته
💠 معرفی رویداد ۲۰۲۶ «انجمن بینالمللی مطالعات قرآنی (IQSA)» نشست سالانه انجمن بینالمللی مطالعات قرآنی (IQSA) مهمترین رویداد سالانۀ مطالعات قرآنی در سراسر جهان است و برخی از برجستهترین پژوهشگران مطالعات قرآن و اسلام از سراسر جهان در آن مساهمت دارند. از همینرو، 🔵 انعکاس همهساله با پوشش دادن این نشست، تلاش میکند تا مخاطبان خود را در جریان آخرین و تازهترین پژوهشهای بروندینی در زمینه مطالعات قرآنی قرار دهد. (معرفی رویدادهای پیشین در کانال انعکاس: ۲۰۲۳، ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵). ✅ کنفرانس امسال IQSA از ۸ تا ۱۱ ژوئیه (چهارشنبه ۱۷ تا شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵) در دانشگاه وین در حال برگزاری است؛ در قالب ۱۴ پنل و دستکم ۵۱ ارائه، بهصورت کاملاً حضوری و بدون امکان حضور مجازی. ✅پژوهشگران ایرانی که در رویداد امسال ارائه دارند، عبارتند از: مهدی شاددل، فاطمه توفیقی، سید حسین مرکبی، امیرمحمد امامی و زهرا محققیان. 🗂 فهرست عناوین ارائههای پنلی در نشست ۲۰۲۶ IQSA (ترجمه از انعکاس) ⭐️سنت و روایات یهودی در قرآن (رئیس: هولگر زلنتین) - شری لوین: «آیا نمیدانی خداوند از ربیهای چاق بیزار است؟» دربارۀ انعام:۹۱ و چاقی ربنی در تفسیر و میدراش - سلیمان دوست: گسترۀ دانش بایبلی در قرآن: گسترده، فشرده یا هیچکدام؟ - طغرل کورت: از اسرائیلیات به اسماعیلیات؟ بازاندیشی ترجمۀ سعدیا گائون از پیدایش ۳: ۵ در پرتو اعراف:۲۰ - نیکیتا آرتیوموف: پاداش اینجهانی و آنجهانیِ ابراهیم: بینامتنیت میان عنکبوت:۲۷ و پیدایش ۱۵: ۱ ⭐️بافتار سریانی و مسیحی قرآن (رئیس: عمران البدوی) - مهدی شاددل: بازخوانی مسیحیت و رسالت عیسی در قرآن - فرانک فاندرفلدن: «جدل» چنین است: قطعهای دیگر از معمایی بهنام بینامتنیت سریانی - آدریان پیرتیا: کهنترین اشاره به تدوین قرآن؟ وقایعنامۀ مارونی سال ۷۱۳ و... - فاطمه توفیقی: جنگ و پناهگاه بهمثابۀ مسئلهای در عهد باستان متأخر ⭐️چهرهها و روایتهای کتابمقدسی در قرآن (رئیس: اندرو اوکانر) - هیثم صدقی: نه مسیحا، نه مسیح: محمد بهمثابۀ تحقق جانشینانه در قرآن - عمران البدوی: موسلی سیاهپوست و حجر: ۲۸-۲۲ - آنا داویتاشویلی: «افسانۀ سرگردان» در تفسیر طبری از کهف ۱۰ و ۱۹: بازخوانی روایت اسلامی متقدم - دنیل واتلینگ: «ذُرّیّه» و مفهوم وجود پیشینی در قرآن ⭐️قرآن، طبیعت و محیطزیستگرایی (رئیس: دوین استوارت) - یوهانه لوئیز کریستینسن: نظمدهی به آفرینش: دربارۀ آنالوژی و قرآن - سارا تلیلی: عاملیت الهی و منطق «تسخیر» در قرآن - مگنوس براندت نیلسن: طبیعت، طبایع و طبیعی: سیر تحول معنایی ریشۀ «طبع» از قرآن تا علوم اسلامی متقدم - زنیا هنریکسن: روایتِ متنِ سبز: اخلاق زیستمحیطی قرآنی و عمل نبوی در باغ گیاهشناسی قرآنی ⭐️قرآن و ادبیات بایبلی (رئیس: ونسا دیجیفیس) - هولگر زلنتین: حکمت و جادوی سلیمان: بایبل عبری، عهد سلیمان و جادوی یهودی میان مکه و مدینه - دوین استوارت: «ادونای/ادونی» و «ربّی» کتابمقدسی در قرآن - نورا اشمید: سراسربین الهی: مراقبت الهی و مراقبت درونیشده در قرآن و سنتهای بایبلی - سارا عمر: وقفکردن مریم [برای معبد]: نذر مادرانه و آیینهای معبد در تفسیر قرآن ⭐️عربستان پیش از اسلام: کتیبهها، دین و زبان (رئیس: ماراین فانپوتن) - سلمی البزره: الله و شرکای او: تحلیل آماری نمایههای استغاثهای در شواهد کتیبهشناختی عربیِ شمالیِ باستان - احمد شاکر: قرآن فراتر از مصحف: کارکرد آیات قرآنی در کتیبههای سنگی تاریخگذاریشده - احمد الجلاد: سخنگفتن از شیطان: نامگذاری عربی و پیشینۀ «شیطان» قرآنی ⭐️قرائات و سنتهای آن (رئیس: هیثم صدقی) - جرمی فارل: شبکۀ نقل قرائات در حدود 30 تا 400ق.: معرفی اطلس تاریخی پایگاه دادههای مهاجرت، تراث و نقل قرائات قرآنی (HAMaLaT-Quran) - ایوب ایوب: بافتارمندسازی وحی: کنش متقابل قرائات و اسبابنزول در تفسیر متقدم - ماراین فانپوتن: پیدایش نظام ورش + حمزه در مصر - رضوان البکری و همکار: مصحف سبز: رمزگشایی از کدگذاری رنگی و نمادهای حرفیِ هفت قرائت ⭐️رؤیت، حواس و غیب (رئیس: کارن باوئر) - هانلیس کولوسکا: آنچه دیدنی است: آفرینش حواس در قرآن و معرفتشناسی فقه اسلامی متقدم - یونس والرین هنچل: آفریدهشده در نیکوترین صورت، فرمانیافته به فروهشتن نگاه: بصریبودن و بدن نبوی در اسلام متقدم - یهوناتان یهاو: نظر و غیب: ابنقتیبه (د. ۲۷۶ق.) و تنش میان نظر و غیب در قرآن ⭐️شعر، ترکیببندی و بینامتنها (رئیس: نورا ک. اشمید) - نادیا ابوحسین: «آنکه از دهر پند نگیرد، از آدمیان هم پند نگیرد»: زمان، پند و عاملیت الهی در شعر پیشااسلامی تا قرآن - آن-سیلوی بوالیوو: قرآن مکیِ متقدم و امکان «جابهجایی معنا» - اریک دویلیرز: «برایتان از خودتان جفت آفرید»: بینامتن برای شوری:۱۱ ⭐️تفسیر: حاشیهها، شبکهها و انتقال (رئیس: یوهانا پینک) - کانر دوب: تفسیری تازهمنتشرشده در بافتار فرامدیترانهای آن: یبوع الحیاة ابنظفر - مچ. رفلی تری رمضانی: فراتر از خلاصۀ تفسیری: مداخلۀ ابنبنتالعراقی در نقدهای ابنمنیّر بر کشاف - مصطفی طلحه آققیرآز: فراتر از متون: انتقال کشاف از طریق شبکههای اجازه و نقش زینب الشعریه - نجمالدین صالح اکیز: روایتی از سانسور؟ ایدئولوژی، ژانر و بازنمایی مفسران متقدم در طبقاتنگاریها ⭐️زبان قرآن: معنا، ترجمه و اعجاز (رئیس: ایرم کورت) - ریکاردو آمریگو ویلیرمو: آزمودن گردشکارهای هوش مصنوعی در دوازده ترجمۀ ایتالیایی قرآن از ریشۀ «شهد» - سید حسین مرکبی: جهانهای متعدد قرآن در یک زبان: واسازی اصطلاحی مکرر و بازجهانسازی در ترجمههای متقدم فارسی - آزاد قزاز: فراتر از اعجاز: چالش قرآنی (تحدی) و هستیشناسی متون - رضا باقی: مفهومی از ایمان در قرآن مکیِ متقدم ⭐️ فقه، شهریاری و تداول قرآن (رئیس: یوهانا کریستینسن) - ایرم کورت: فراتر از چهارگانه: انعام:۱۴۵-۱۴۶ و بسط فقهی احکام خوراک در قرآن - ملکی الشرمانی: اسباب نزول و طلاق در قرآن: بسط فقه از طریق روایتها - آلیاژ کرینتس: عبارت «خلیفه» و ساختار معنایی سلطنت الهی و بشری در قرآن - ونسا دیجیفیس: تداول از طریق روایتمندی: پیرنگ قرآنی بهسان منبع هرمنوتیکی در یک مراسم انتصاب مملوکیان ⭐️نسخهها، رسمالخط و قرائت (رئیس: طغرل کورت) - الیور سالم: شکلگیری مصاحف باستانی قرآن و عنوانهای سورهها: رویکردی دادهبنیاد - عبدالرحمن حسین: نقش روایات نافع در انتساب مصاحف به سنت رسمالخطیِ مدنی - طلیب ظفیر: شیءوارهسازیِ آموزشی و فراتصحیح در سنت تجوید ⭐️روش تفسیری و مرجع آن (رئیس: شوکت طوراوا) - احمد خاطر: جایگاه قرآن در احیای اصول [فقه] توسط ابنتیمیه - پائولا پیتزی: «واقعیت (الواقع)» بهمثابۀ اپیستمۀ قرآنی: بازاندیشی در «نسخ» در اندیشۀ یحیی محمد (روشنفکر عراقی) - امیره ابوطالب: صناعت مفسر: کشمکشهای الاهیاتی قرآن در گذر زمان ✅ در اینجا میتوانید چکیدهٔ ارائهها را مطالعه کنید. #انعکاس_رویداد #IQSA @inekas
گزارش هفتهی دوم را میگذارم پس از سفرم به وین برای حضور و ارائه در این گردهمآیی:
هر هفته
پذیرش آکسفورد که آمد، نمیدانستم کمتر از ۴ روز بعد جنگ میشود! پذیرش گرفتن از دانشگاه شمارهی ۱ جهان و خیال پیوستن به تیم نیکولای سینای، قرآنپژوه خوشنام و جوان آلمانی که این روزها در آکسفورد مستقر است، فقط برای خود من شیرین نبود، خیلیها از همان روزهای اول فقط با شنیدن این خبر در میانهی جنگ، شادکام شدند و حتی از شادی گریستند! انگشتشماری هم البته گفتند مبادا به دشمنان خدا بپیوندی (کسی که در آکسفورد درس بخواند دشمن خداست؟) و از جام زهر علوم انسانی غربی بنوشی. اما من گمان داشتم و دارم که ما نیاز داریم نمایندگانی از ایران در میان دانشوران ردهی ۱ جهانی داشته باشیم و این راهی است که باید بپیماییم. القصه، امروز درست پس از ۴ ماه خبر آمد که کمکهزینهی تحصیلی به من تعلق نمیگیرد و حالا من ماندهام و کمتر از یک ماه فرصت برای نشان دادن ۵۰ هزار پوند (از مجموع ۱۴۰ هزار پوند هزینهی دانشگاه و زندگی) به سفارت برای گرفتن ویزا و آغاز تحصیل... با جنگ شروع کردم که بگویم شرم دارم از هممیهنان ساکن ایران کمک مالی بخواهم. مخاطب این پیام، هممیهنان خارجنشین هستند. اگر دوست دارید در سالهای آینده یک ایرانی بیشتر در آکسفورد در تیم یکی از خوشنامترین قرآنپژوهان جهان درس بخواند، کمکهایتان را به این آدرس گلریزان پیپال که برای خود من است، واریز کنید: https://www.paypal.com/pools/c/9qkIH7UZzk من هم از این سو جستوجوهام را برای خیّر مدرسهساز(!) که بتواند بخشی یا همهی مبلغ را یکجا تأمین کند، ادامه میدهم. همچنین تا یک ماه دیگر، هر هفته گزارشی از شمار مبلغ جمعآوریشده اینجا میگذارم. شما هم اگر خیّری را میشناسید که ممکن است بخواهد مبلغی را یکجا کمک کند لطفا اول به ایشان و سپس در صورت موافقت ایشان، به من @niessohs اطلاع بدهید. همچنین اگر کانال یا گروه آشنایی دارید، مهربانی میکنید این پیام را آنجا هم بگذارید. شمار کسانی که این پیام به دستشان میرسد، کارساز است.
без подписи
без подписи
در نگارش و گردآوری چند برگی از جلد ۵ دائرة المعارف مصور تاریخ ایران من هم نقش داشتم. ۴ جلد نخست یعنی از سپیدهدم تاریخ تا سقوط ساسانیان پیشتر منتشر بود. جلد پنجم به سقوط ساسانیان تا نگارش شاهنامه میپردازد. برگههایی که من نوشته و گردآوردهام دربارهی تاریخ نگهداری و نگارش قرآن در پهنهی ایران، تاریخ تکامل خط پارسی-عربی و نخستین برگردان کامل قرآن به فارسی است. @cyanpub
نومید نتوان بود از «او»! شد ز «تو»! ۱- نخستین برگردان کامل قرآن به فارسی پیش از سال ۴۰۰ انجام پذیرفت و ما آن را به نام ترجمهی تفسیر طبری میشناسیم. یکی از ویژگیهای این برگردان، پایهگذاری شبکهی فراگیر برابرنهادههای بهویژه خداشناختی فارسی- عربی است که تا امروز نیز ما بر سر همان خان و نشسته در همان خانه هستیم. ۲- در سدههای دیرتر، بارها کوششهایی شد برای ویرایش و بازسازی سامانمند این شبکهی برابرنهادههای واژگان خداشناختی. نمونهای از این بازسازیهای سامانمند (جایگزینی «بنده» با «رهی» از سوی رشید الدین میبدی) را اینجا نوشتهام. ۳- نمونهی دیگری از این ویرایشهای سامانمند، دستکاری برابرنهادهی واژهی «ابلیس» در برگردان سورآبادی (د. ۴۹۴) است. در این برگردان ابلیس از ریشهی ب-ل-س خوانده شده (مانند واژهی «مبلسون» در ۶:۴۴، ۲۳:۷۷، ۳۰:۴۹ و ۴۳:۷۵) و بهگونهای سامانمند همهجا جز در ۲۶:۹۵ و ۳۴:۲۰ به «نومید» برگردانده شده است. ۴- یک دادهی کوچک دیگر نیز اینجا هست که نگاه ما را به خود میخواند. گویی مترجمان تفسیر طبری، بهکلی از چنین برگردانی برای واژهی «ابلیس» ناآگاه نبودهاند اما در پایان آن را بر نگزیدهاند. تنها در ۱۵:۳۲ مترجمان طبری، «یا ابلیس» را به «ای نومید از رحمت من» برگرداندهاند. این نشان میدهد این همریشگی با ب-ل-س از چشم آنان دور نبوده است. ۵- آرتور جفری در «وامواژههای قرآن» میگوید که ابلیس و شیطان یک واژهاند که از دو دریچه به عربی راه یافتهاند. ابلیس شاید همان دیابولوس διάβολος یونانی است که از دریچهی سریانی به قرآن وارد شده و دیابولوس یونانی، برابرنهادهی هفتادی برای واژهی عبری ساطان שטן در کهنپیمان است. ۶- آنچه جفری به آن نمیپردازد و مترجمان طبری و سورآبادی کم و بیش آن را برگزیدهاند، این است که عربی قرآن نهتنها واژهی یونانی سریانیشده را در خود میپذیرد، که آن را با واژگانی همریشه به بازی وا میدارد. من نتوانستم در سرودههای پیشا اسلامی نشانی از ریشهی ب-ل-س پیدا کنم. از این رو روشن نیست که ریشهی ب-ل-س پیش از ابلیس در عربی بوده است یا واژگان دیگری که در قرآن از این ریشه ساخته شدهاند هم فرزندان تعریب دیابولوس هستند. اگر روشن شد که ب-ل-س پیش از ابلیس در عربی نبوده است، این سخن برخی واژهنگاران سدههای میانه، که میان ابلیس و ریشهی ب-ل-س جدایی انداختهاند، سخنی وارونه و زمانپریشانه خواهد بود. این پرسش همچنان برایم باز است. ۷- اکنون تنها یک پرسش میماند! اگر بازی زبانی درپیچیده در نام ابلیس و پیوندش را با ریشهی ب-ل-س پذیرفتیم، میتوانیم بپرسیم ابلیس از چه کسی یا چه چیزی نومید بود؟ [۱] ۸- آنچه در هر دو برگردان طبری و سورآبادی آمده است بهروشنی میگوید ابلیس از مهر پروردگار نومید بود، اما پاسخ دیگری نیز در دیدرس است. در بیش از نیمی از کاربستهای واژهی «ابلیس» در قرآن بیدرنگ از او پرسیده شده است که «نا امیدا، از چه رو با خاکساران نیستی؟» پس میتوانیم داستان را اینگونه بخوانیم که او از «خاکزاده- آدم [۲]» نومید بود. ۹- کوشش در آغاز شرارهوار و سپس گستردهی مترجمان طبری و سورآبادی برای بازآفرینی بازی زبانی خفته در نام «ابلیس»، زمانی بارور میشود که دریابیم: شاید قرآن میگوید خوی «ابلیس» همان نومیدی از «دیگری خاکی» است؛ جستن پرستش خانهدار جهان، از رهگذری جز راه «خاکساری- سجدة» در برابر همهی خاکزادگان. همانگونه که او آفرینش ما به دست خود را نیز از رهگذر دو خاکزاده، مادر و پدرهامان، سامان داد، شاید مهر و داد و درمان او را نیز باید در چشم و دل دیگریهای خاکی بجوییم و از ایشان «نومید» نباشیم. ————— آنچه خواندید یادداشت شماره ۱۳ از برگردانهای کهن و یادداشت شماره ۲ از بازیهای زبانی بود. از این رشتهها بیشتر بخوانید: #ancienttranslations@quranicfragments #languagegames@quranicfragments #قرآن #pragmatics #ریشه_ها #ب_ل_س #ابلیس #زبان_دین #بازی_زبانی #ترجمه #ترجمه_طبری #ترجمه_سورآبادی [۱] یک پرسش گشودهی دیگر هم اینجا هست: اگر بتوانیم نشان دهیم که ریشهی ب-ل-س تنها فرزند تعریب واژهی دیابولوس است، آنگاه میتوانیم هر معنا و آرِشی را که در واژهنامههای نخستین عربی و فارسی برای بنِ شاید ساختگیِ «إبلاس» به کار رفته است نیز برپایهی گمان بدانیم؛ گمان زمانپریشانهی واژهنگاران مسلمان سدههای دیرتر. سپس میتوانیم به آرِش واژگان عبری و یونانی بازگردیم که بهجای نومیدی از «بدگمانی» و «انگزنی» سخن میگویند. [۲] در کتاب مقدس عبری (که همخانوادهی زبان عربی است) پیوند روشنی میان ریخت آوایی خاک אדמה و آدمی و سرخی אדם هست. آدمی و سرخی هر دو با همین سه نویسه نوشته میشوند و اگر واژگان واکهگذاری نشوند از یکدیگر دانسته نمیشوند. برای نمونه بنگرید به اینجا.
[گرچه نوشتن در زمستان پر خاک و خون ۱۴۰۴ آسان نیست، با این همه…]
«زخم پذیر و پیش رو»[*] دربارهی «وَ ما كُنّا مُعَذِّبينَ حتیٰ نَبعَثَ رَسولا (۱۷:۱۵ و همسانش ۱۷:۵۸)» این پناه را میتوانیم اینگونه بخوانیم که اگر به فرمانهای خدا گوش ندهید (الف) از روی سرشاخ شدن با سرشت جهان، یا (ب) از روی برانگیختن خشم خداوند، در دل زخمهای مرگبار فرو خواهید شد. پس بهتر است سخن فرستادگان او را زمین نگذارید! در این انگاره (الف) جهان آینهای بیاندازه راستگو است که زشتیهای شما را به شما مینمایاند، یا (ب) آفریدهای ترسان و بیچاره است در دست پادشاهی خونخواره که خود میآفریند و خود «تباه- ضائع» میکند. نک، همین را به گونهی دیگری نیز میتوانیم بخوانیم. اگر «الرسول»ها را «رسول الرحمن» بخوانیم و خداوند و خانهدارمان را خداوندی نبینیم که به نانخوران و جهانوندان و دلبندانش زخمهای افسارگسیخته و بیبازگشت میزند، آنگاه میتوانیم «وَ ما كُنّا مُعَذِّبينَ حتیٰ نَبعَثَ رَسولا (۱۷:۱۵ و همسانش ۱۷:۵۸)» را اینگونه ببینیم که زخمها به اندازهی مژدهها میرسند. هیچگاه زخمی پیش از مژدهرسان نمیرسد. مژدهرسانی که میگوید:«ما كان عَطاءُ رَبِّكَ مَحظورا (۱۷:۲۰)». میگوید آنچه کم میآید یافت شما از مژده است، نه خود مژدگان! پشت پردهی جهان، پشت قالی (آنچه «الأخِرة (۱۷:۱۸)» نامیده میشود) پر از مژده است اما برای کسی که «آرامدهنده- مؤمِن (۱۷:۱۸)» باشد. اینجا، آنچه کم میآید یافت و توان و گنجایش ما برای پذیرفتن مژده است، نه خود مژده. درست آنجا که از خود میپرسیم کدام نوازش میخواهد یا میتواند نشانهای جامانده بر دل از این رنج افسارگسیخته را پاک کند؟! سپس چه میماند برای خاکیان ناتوان از دیدن مژدههای پشت رنجها، ناتوان از دیدن پنهانههای جهان، ناتوان از باور بزرگی مهری که جهان را رویانده است؟ یا چه میماند برای آنها که گرچه میبینند، استخوانهایشان شکسته و شکیب و توان کشیدن بار و درد را ندارند؟ آنچه میماند، یاد و خودآگاهی و نیایش و ناله است؛ ناله از دوست در پیشگاه دوست. شاید از این روست که پناههای ۷۸ تا ۸۶ به یاد مهر دوست میپردازد و سپس به «قُل ادعوا اللهَ أو ادعوا الرّحمٰن أیّا ما تدعوا فَلَه الأسماء الحُسنیٰ (۱۷:۱۱۰)» میرسد و میگوید او را به مهربانانهترین و زیباترین انگارهای که در پندارتان میآید بخوانید و همزمان بدانید باز هم از آن ژرفتر است و رودست خواهید خورد! ——— خوانشها (۱۷)- از این رشته یادداشت بخوانید: #readings@quranicfragments بهویژه دربارهی برگردان «عذاب» به زخم: شکنجه یا درد؟/ خوانشها (۱۰) آمرزش یا زخمبند؟/ خوانشها (۱۵) ——— [*] بخشی از مصراعی از مولوی پینوشتها و پرسشهای دورتر- (۱) اینکه چرا همهی این پناهها از دو سو در دل پناههای دیگری در آغاز و پایان این بخش از قرآن است که از بازگشت به زمین «الأرض» سخن میگویند، پرسش دیگری است. (۲) این بخش از قرآن به شیوهای گسترده در بافتار دو ویرانی معبد خوانده شده است. اگر به سخن آقای Daniel A. Beck در نوشتار «Muhammad’s Night Journey…» گوش دهیم و با خود بگوییم شاید پناه ۱۷:۱ دیرتر به این شهر افزوده شده است، آنگاه دیگر آسان نیست که سراسر بخش ۱۷ را در سایهی ویرانی معبد بخوانیم. #قرآن #syntactics #حجیت_ظاهر #دخیل_کردن_پیش_فرض_ها #روزنوشت #استعاره #نار #جهنم #ترجمه #ریشه #ع_ذ_ب #سوره_اسراء
استعارههایی که با آنها زندگی میکنیم[*] سهشنبه دلم از غم داشت میترکید. با خودم گفتم بروم جلسهی دوشنبههای خوب که سهشنبه برگزار میشود! و در آن قران با ترجمهی کشف الأسرار را به ترتیب نزول میخوانند. رسیده بودند سورهی فجر. خواندند و خواندند و من ساکت بودم. کمی دربارهی «إن ربك لبالمرصاد (۸۹:۱۴)» و برگردان کهنش یعنی «بر راهگذر» و برگردان معاصرش یعنی «کمینگاه» صحبت کردند و من همچنان ساکت بودم. پرسیدند چیزی نمیگویی؟ خندیدم گفتم مثل مراقبان امتحان شدهام. آیهی ۱۹ دربارهی رابطهی ریشههای ء-ر-ث و ء-ر-ض کمی صحبت کردم اما تنها از باب اظهار فضل بود که بگویم از نورین که زبان مادریاش عربی است بهتر عربی میدانم! ولی دلم باز نشد که با این خودنمایی فشردهتر هم شد! جلسه داشت تمام میشد که پرسیدم من اجازه دارم چیزی بگویم؟ گفتم تذکری کوچک اما ریشهای دارم. من از آغاز جلسه هر چه گوش دواندم شما سوره را با استعارهی بنیادین «نبرد و کشمکش» خواندید. «إن ربك لبالمرصاد» را “إن خصمك لبالمرصاد” خواندید. «مرصاد» را کمینگاه خواندید و «ربّ» را فراموش کردید. «رَبّ» حتی اگر تنها مربی و پرورشدهنده باشد، کمینش با کمین جنگی یکی نیست. مربی در کار رصد است تا تو را بپروراند و ببالاند نه آنکه تباه کند و بمیراند. باز دلم آرام نگرفت. گفتم اما همهی «ربّ»ها خنثی نیستند، برخی «ربّ»ها عاشقاند. اگر به معشوقی بگویند عاشقت دم در دانشگاه یا زیر پنجرهی خانه «بالمرصاد» است، یا به کسی که به آن سوی کرهی زمین کوچیده بگویند مادرت «بالمرصاد» است که چه میخوری و چه میپوشی یا بیهوا آمده به دیدنت، چه حالی پیدا میکند؟ چرا ما از «إن ربك لبالمرصاد» آن حال را پیدا نمیکنیم؟ چون استعارهی بنیادین را از بن نادرست خواندهایم. پس فرق است میان سه استعارهی نبرد، پرورانندگی خنثی و پرورانندگی مهرآمیز. اینها را که گفتم مادران و معلمان جوان جمع گل از گلشان شکفت! مادری که «ربّة البيت» شده باشد، اگر بخواهد هم نمیتواند قرآن را با استعارهی نبرد بخواند! نبرد با که؟ با «مربوب» بیدفاع که جز دامن و سینهی تو پناهی ندارد؟! مردان جوان و جنگجو اما شوخیشان گرفته بود. گفتند «جهنم» اولین بار است که به ترتیب نزول در این سوره به کار رفته. اگر راست میگویی، این را میخواهی چه کار کنی؟ این را چطور میخواهی با استعارهی بنیادین عشق بخوانی؟ گفتم نخواندهاید که «پای بنه در آتشم، چند چنین منافقی»؟! #قرآن #حجیت_ظاهر #دخیل_کردن_پیش_فرض_ها #روزنوشت #استعاره #نار #جهنم [*] برگردان The Metaphors We Live By، کتابی از جورج لیکاف (۱۹۸۰) که خود یادآور The Myths To Live By از جوزف کمبل (۱۹۷۲) است.
از دوست به یاد دوست خرسند؟! [*] خوانشها (۱۶)/ برگردانهای کهن (۱۲) میانهی ویرایش بخشی از برگردان «کشف الأسرار (۵۲۰ هـ)» رسیدم به آیهی «اَقِمِ الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَىٰ عَن الفَحشَاءِ و المُنكَر و لَذِكرُ اللهِ اَكبَرُ (۲۹:۴۵)»: به پای دار نماز بههنگام که نماز باز زند از زشتی و ناپسند و یاد الله بزرگ است و مه است از یاد رهی[۱] او را. میبدی دست گذاشته بود روی دوپهلویی نحوی[۲] «ذكر الله». از پوست آیه نمیتوانیم بدانیم که «الله» فاعل ذکر است یا مفعول آن. هیچ راه نحویای نیست، چون «ذکر» (مصدر و عامل) به «الله» (معمول مصدر) اضافه شده است و مضاف الیه همیشه مجرور است. نگاهی انداختم به ۸۳ برگردان فارسی که از سدههای گوناگون در سایت quran.inoor.ir آمده است. جز «کشف الأسرار» تنها ۲ برگردان نورالدین کاشانی (م. ۱۱۱۵ هـ) و علیرضا میرزا خسروانی (۱۲۷۰-۱۳۴۵ هـ.ش) به راه میبدی رفتهاند و علی مشکینی (۱۳۰۰-۱۳۸۶ هـ.ش) خود دوپهلویی را با «یا» بازنمایانده است. اگر الله در جایگاه مفعول باشد گویی آیه میگوید: نماز بهپای دار … اما بدان که یاد تو از دوست، جان نماز تو است پس مبادا که نمازت از یاد آوردن او تهی باشد… اگر الله در جایگاه فاعل باشد گویی آیه میگوید: نماز بهپای دار … اما بدان که، یاد دوست از تو، جان توست… همانگونه که گفتم، از پوست این آیه نمیتوانیم بدانیم سخن از «یاد ما از دوست» است یا «یاد دوست از ما». اما چه باک! اینجا نه نیازی به تردستی هست و نه برهان آنسلم! هر کس دوست دست از او شسته باشد خوب میداند کدام «اکبر» است… #قرآن #syntactics #دین #ترجمه #زبان #قرائت_پذیری #خوانش_ها #برگردان_های_کهن [*] مصراعی از سعدی [۱] دربارهی برگردان «عبد» به راهی پیشتر اینجا نوشتهام: https://t.me/quranicfragments/285 [۲] Syntactic ambiguity
محبّت اگر بخواهد محبّت باشد... آخرین باری که واژهی gratuitous را شنیده بودم، در شرّ گزاف بود. شرّ بیوجه. شرّ بیدلیل. رنجی که هیچ توجیه عقلانیای برایش به ذهن آدمیزاد نمیرسد. مثل رنج حیوانات بیدفاع و کودکان بیتقصیر. این چشم اسفندیار و پاشنهی آشیل الهیات است. گردنکلفتترین الهیدانها هم پیشش موش میشوند. امشب در مستند «داستانهایی از یک نسل» نتفلیکس دوباره واژهی gratuitous را دیدم. اینبار به جای شرّ شده بود وصف عشق. عشق بیوجه. محبت بیدلیل. نوازشی که هیچ توجیه عقلانیای برایش به ذهن آدمیزاد نمیرسد. فرانسیس گفت: کلید اینجاست. برخی گفتهاند شرّ همان تناهی است. هر چیزی که متناهی است از آن جهت که متناهی است شرّ است. و آرام آرام نتیجه گرفتهاند جهان ممکنات یکسره شرّ است. به قول آن رفیقمان: هستی، درد است؛ دردی که درست روشن نیست از کجا و چرا آغاز شد؟! خدا چرا جهان را آفرید؟ چه چیز میتواند به این رنج عظیم معنا بدهد؟ رمضان که قرآن میخوانید، چنانکه حضرتش اذن داده، به جای الله بگذارید الرحمان. رحمان یک نام خشک و خالی نیست. اسمی است که باید به آن متوسّم شویم. نامی است که باید از آن نشان بیابیم. خویی است که باید به آن خو بگیریم. اینگونه «له مقالید السماوات والارض (۳۹:۶۳ و ۴۲:۱۲)» میشود “للرحمان مقالید…”. تنها محبت است که میتواند گره از کار فروبستهی آسمانها و زمین بگشاید. آن هم از نوع بیوجهش. تنها رحمت بیوجه است که میتواند دودهی غلیظ شرور بیوجه جهان یا شرّ جهان بیوجه را از چهرهی رنجور انسان فرو بشوید. کلید اینجاست. درست که تا امشب، همچنان زیباترین آیهی قرآن برای من این فراز بود که:«لا یملکون الشفاعة إلا من اتخذ عند الرحمان عهدا (۱۹:۸۷)» که در ژرفای جهان هیچ چیزی از جایش جنب نمیخورد مگر از راه پیوند با محبت؛ اما امشب gratuitous به دادم رسید. محبّت اگر بخواهد جنباننده باشد، اگر بخواهد چیزی را جا به جا کند، باید بیوجه و بیدلیل باشد. باید خودجوش باشد و یکسره بیوجه، درست مثل جهان. به قول ابن عربی که نوشته بود: محبتی که بتوان علتش را دریافت، بیفایده است… #قرآن #رحمان #رحم #سوره_مریم #سوره_زمر #سوره_شوری #ابن_عربی
без подписи
فصل «موسی صدر» در پنجمین جلد از مجموعهی «هرمنوتیک قرآنی معاصر» از سوی انتشارات De Gruyter به چاپ رسید. در این فصل کوشیدهایم یک بار از آغاز تا پایان به روش برداشت امام موسی صدر از قرآن نگاهی بیاندازیم. در این جلد همچنین هرمنوتیک دو مفسر ایرانی دیگر یعنی محمد مجتهد شبستری و عبدالکریم سروش و دیگر نامآشنایانی مانند محمد حسین فضل الله، محمد ارکون، نصر حامد ابوزید، محمود ایوب، حسن حنفی و… هر یک از سوی نویسندگانی جداگانه بر رسیده شده است: https://www.degruyter.com/document/doi/10.1515/9783111320069-013/html فهرست مفسران این مجلد: https://www.degruyter.com/document/doi/10.1515/9783111320069/html#contents فهرست مجلدات این مجموعه: https://www.degruyter.com/serial/hqh-b/html #قرآن #امام_موسی_صدر #هرمنوتیک
پیرامون واژه قرآنی "حواری" شاگردان حضرت عیسی که در قرآن با واژه "حواریون" از آنان یاد میشود در مواضع مختلف اناجیل با دو تعبیر disciple و apostle مورد اشاره قرار میگیرند. واژه اول ترجمه ای است از μαθητής در متن یونانی اناجیل که لفظاً به معنای شاگرد است و واژه دوم ترجمهای است از ἀπόστολος در متن یونانی اناجیل که اسمی از صرف دوم یونانی، و از فعل ἀποστέλλω به معنای فرستادن و پیش فرستادن برگرفته است و لفظاً به معنای فرستاده میباشد. نکته جالب اینجاست که مترجمین گعز اناجیل نیز، بین این دو تعبیر مختلف برای شاگردان عیسی ع تمایز قائل شده و برای هر کدام ترجمه دقیقی از لفظ یونانی آن انتخاب کردهاند: تعبیر اول در نسخه گعز به ረድእ (radʾ) ترجمه می شود که لفظاً به معنای شاگرد و متناسب با تعبیر یونانی است و تعبیر دوم نیز پیوسته به ሐዋርያ (ḥawārəyā) ترجمه میشود که از فعل ሖረ (ḥora) به معنای رفتن و به پیش رفتن گرفته شده است و لفظاً به معنای فرستاده است که توافق لفظی روشنی با تعبیر یونانی دارد. از آنجایی که فعل ḥora در گعز، برگرفته از ریشه -ḥwr* است که تنها در شاخه حبشی Ethio-Semitic از زبانهای سامی وجود دارد، بنابراین آنچه در قرآن برای شاگردان حضرت عیسی به کار میرود، یعنی حواریون، به روشنی وامواژهای است از این تعبیر گعز برای شاگردان عیسی ع.
گرچه ماه رمضان است، این آبراه را از دست ندهید. یکی از یادداشتهایش را تنها برای نمونه میگذارم اما خودتان بپیوندید که من ناچار نباشم همهی این یادداشتهای ارزشمند را دوباره اینجا بفرستم: @semitic_philology
شجریان اوج میگیرد:«و هَب لنا مِن لَدُنكَ رَحمةً (۳:۸)» و به آسمان میرسد که:«ربّنا آتِنا مِن لَدُنك رَحمةً (۱۸:۱۰)»… و من باز از خودم میپرسم «رحمة» در معنای اسمی یا مصدری؟ یعنی «از نزدیک خویش به ما مهر بورز» یا یعنی «از نزدیک خویش مهرورزی را به ما ببخش»؟ #روزنوشت #قرائت_پذیری اینها را هم در همین باره نوشتهام: - دربارهی «روزهی مهر» - دربارهی معنای مصدری «رحمة»