tgindex
ریشِگی
@radixiumперсидский

🔆یافته‌ها و یادداشت‌هام🔆 #درباره پیامرسان👇 @Faella_bot 🎵ملل: @VanillaAve #ریشگی #واژگی #FalseFriends #myths #phils #معماری #فصلها #اعداد #ضمایر #رنگها #اصطلاح #نکته

Последний пост
3 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
883
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 547
20 постов
Вовлечённость
175,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چند روز پیش یه پادکست برای آموزش زبان ژاپنی گوش می‌دادم، در توضیح اینکه بعضی از کلمات غیر ضروری در مکالمه حذف می‌شن، گفت “Communicate more with less” این جمله خیلی منو یاد “less is more” معروف انداخت و فکر کردم شاید اصلا تولد معماری مدرن، به شکل غیر مستقیمی تحت تاثیر موج «ژاپن‌گرایی» (Japonisme) بوده. چون در تاریخ فرهنگ و هنر، دوره‌هایی وجود دارن که یک تمدن یا سنت فرهنگی به کانون توجه جهان غرب تبدیل می‌شه و بر جریان‌های فکری و هنری تأثیر می‌گذاره، و در اواخر قرن نوزدهم، نوبت ژاپن بود. بعد از گشوده شدن درهای ژاپن به روی جهان، معماران، هنرمندان و طراحان اروپایی با شیوه‌ جدیدی از اندیشیدن به فضا، فرم و زیبایی آشنا شدن که با سنت کلاسیک غرب تفاوت زیادی داشت. تاکید معماری ژاپنی بر سادگی، نظم، انعطاف‌پذیری، پیوستگی فضای درون و بیرون، حذف عناصر غیرضروری و اهمیت فضای خالی (ma) بود و این ویژگی‌ها به مذاق معماران مدرن، که در پی گسست از تاریخ‌گرایی و تزئینات بودند، خیلی خوش اومد و براشون الهام‌بخش شد. معمارانی مثل فرانک لوید رایت به طور مستقیم از معماری ژاپن تأثیر گرفتند و حتی در آثار معمارانی مثل میس فن درو هم می‌تونیم این رویکرد رو _هر چند به شکل غیر مستقیم_ ببینیم. البته معماری مدرن فقط محصول مواجهه با ژاپن نبود؛ دلایل دیگه‌ای مثل انقلاب صنعتی، فناوری‌های نوین، تحولات اجتماعی و نقد سنت هم از عوامل اساسی شکل‌گیریش بودند. در واقع می‌تونیم بگیم فرهنگ و هنر ژاپن جدای از انتقال برخی فرم‌ها یا الگوهای معماری، نگاه معماران به ماهیت معماری رو تغییر داد؛ یعنی تأثیر ژاپن بر مدرنیسم، بیش از اینکه صوری باشه، مفهومی و پارادایمی بود. بدون تاثیرات ژاپن، احتمالا باز هم معماری مدرن به وجود میومد، اما شاید به شکل دیگه‌ای.

  • 🚪 از *porteh₂, و *per- (عبور کردن، گذشتن) #هندواروپایی ، #لاتین *portā : #فرانسوی: porte #ایتالیایی: porta #پرتغالی: porta #اسپانیایی: puerta #یونانی: πόρτα (از πόρος (póros) یونان باستان) از کلمۀ porteh₂ و pértus هندواروپایی، کلمات زیادی به معنای…

  • دوستان من اینجا با استفاده از نمای خیابان Google maps، توی شهرای مختلف می‌گردم و کمی دربارۀ معماریشون صحبت می‌کنم. لینک اون محله رو هم می‌ذارم که اگه کسی دوست داشت باهام همراه بشه. @Armchair_Flaneur

  • ♦️ چند فرضیه دربارۀ منشأ زبان 🔸منشا الهی بر اساس یکی از دیدگاه‌ها، خداوند آدم را آفرید و «آنچه آدم هر ذی‌حیاتی را خواند، همان نام او شد» (سفر پیدایش ۱۹:۲). بنابر یک دیدگاه دیگر، زبان را الهه ساراسواتی، همسر برهما، خالق کائنات، به وجود آورده است. به نظر می‌رسد در بیشتر ادیان یک منشأ الهی وجود داشته باشد که زبان را در اختیار بشر قرار می‌دهد. برای کشف مجدد این زبان الهی اولیه، آزمایش‌هایی صورت گرفته که نتایجی ضد و نقیض به دست داده است. ظاهراً فرضیه اصلی این بوده که اگر کودکان از آموختن زبان منع شوند، خود به خود زبان خداداد اولیه را به کار می‌برند. فرعون پسامتیکوس مصر و جیمز چهارم اسکاتلند تلاش کردند با آزمایش‌هایی، زبان اولیه انسان را کشف کنند، اما هیچ‌یک از موارد دیگر مربوط به کودکانی که در انزوا و بدون تماس گفتاری با انسان یافت شده‌اند نتایج این دو آزمایش را تأیید نمی‌کنند. 🔸منشأ آواهای طبیعی نگرش دیگر در مورد سرچشمه‌های گفتار انسان بر پایه عقیده به صداهای طبیعی استوار است. در این نگرش کلمه‌های اولیه، تقلیدی از صداهای طبیعی محیط اطراف هستند. مؤید این نظریه این واقعیت است که در تمامی زبان‌های معاصر کلماتی وجود دارند که تلفظ آنها صداهای طبیعی را منعکس می‌کند. در انگلیسی صداهایی شبیه به «شلپ شلپ»، «دنگ»، «وزوز»، «جیغ» و «عوعو» وجود دارد. این نوع نگرش به منشأ زبان را نظریه نام آوایی (Bow-Wow Theory) نامیده‌اند. اما مشکل است دریابیم در زبانی که صرفا صداهای طبیعی را منعکس می‌کرده چگونه مفاهیم انتزاعی قابل انتقال بوده‌اند. همچنین برخی پیشنهاد کرده‌اند که صداهای اولیه زبان از فریادهای طبیعی ناشی از احساس درد، خشم، لذت و مانند آن به وجود آمده است. اما فریادهای بیانگر احساس در موقعیتی غیر از این کاربرد ندارد و به نظر می‌رسد انتخاب آنها به عنوان صداهای منشأ، غیر محتمل باشد. دیدگاه دیگری در مورد صداهای طبیعی وجود دارد که به نظریه «نام آوای گروهی» (yo-heave-ho) معروف است. شاید صداهای شخصی که کار بدنی می‌کند منشأ زبان باشد، خصوصاً وقتی که آن کار بدنی چند نفر را به خود مشغول کرده و لازمه انجام دادن آن، هماهنگی گروهی باشد. بنابراین احتمال دارد گروهی از انسانهای اولیه، در حین بالا کشیدن و حمل قطعه های الوار یا ماموتهای بیجان با سر دادن فریادها و ناسزاها، موجب اشاعه زبان شده باشند. صداهای انسانی به هر صورتی که تولید شوند، احتمالا در زندگی اجتماعی گروه‌های انسانی کاربردی اساسی داشته‌اند. 🔸منشأ حرکتی بیانی نظریه دیگر درباره منشأ زبان به ارتباط بین حرکات جسمی و صداهای دهانی می‌پردازد. معقول به نظر می‌رسد که حرکات جسمی وسیله‌ای برای نشان دادن طیف وسیعی از حالتهای احساسی و خواست‌ها باشد. نظریه حرکتی بیانی ارتباط بسیار خاصی را بین حرکات جسمی و دهانی برقرار می‌کند. این نظریه مدعی است که ابتدا مجموعه‌ای از حرکات جسمی به عنوان یک وسیله ارتباطی گسترش یافته و سپس مجموعه‌ای از حرکات بیانی، خصوصاً با به کارگیری دهان، رو به تکامل نهاده است. اما مشکل است بتوانیم صورت واقعی پیامهای دهانی را که منعکس کننده بسیاری از این حرکاتند، بنمایانیم. بعلاوه پیامهای زبانی زیادی وجود دارند که ظاهراً در امر انتقال توسط این نوع حرکات، دشواری ایجاد می‌کنند. پیشنهاد دیگر در مورد منشا گفتار انسان بر بعضی ویژگیهای جسمی انسانها مبتنی است که در موجودات دیگر وجود ندارند. این خصوصیتهای جسمی، راهنماهای خوبی هستند دال بر اینکه دارنده چنین خصوصیتهایی احتمالاً توانایی نطق دارد. 📚 نگاهی به زبان (یک بررسی زبان‌شناختی) جورج یول/ ترجمۀ نسرین حیدری/ / انتشارات سمت

  • خدابانوی ماه در روم باستان، Luna نام داشت و این کلمه در زبان #لاتین معنی ماه می‌ده؛ و تقریبا با همین فرم و با همین معنی وارد این زبانها شده: #ایتالیایی: luna #اسپانیایی : luna #رومانیایی : luna #فرانسوی: lune کلمۀ lunar در #انگلیسی که معنی قمری یا هر چیز…

  • روز 🌅 #فارسی_میانه rōč #فارسی_باستان -raučah از ریشه‌ی -rauk "روشن بودن، پرتو افکندن" #سانسکریت -rocas° "نور، فروغ" #اوستایی -raočah "درخشش، روشنی (به‌ویژه روشنی آسمان) " #فارسی_میانه_ترفانی rōz "روز" #پارتی rōž "روز" #سغدی rwc #پشتو rwaj #پراچی ruč #کردی…

  • در زبان #ایتالیایی ، واژه‌ی «tempo» (که عموما در معنای تحت‌اللفظی «زمان» ترجمه می‌شود) اصطلاحی روزمره است که معانی بسیاری به آن نسبت داده می‌شود. این واژه می‌تواند به بُعد زمانی میان گذشته، حال و آینده، یا حتی دوره‌ای تاریخی یا مرحله‌ای از یک عمل اشاره داشته باشد، یا آب‌وهوا و تغییرات آن را توصیف کند. در اندیشه فلسفی و علمی، تمپو با مفهوم «دگرگونی و شدن»، «پیش و پس» هر لحظه، زمان ثابت و یکنواخت فیزیک گالیله‌ای و نیوتنی، تغییرپذیری حالات وجودی، یا حافظه یک وضعیت ازلی، مورد تأمل قرار گرفته است. چنان که کارلو رووِلی، فیزیکدان و نویسنده، بیان می‌کند: «تمپو شاید بزرگ‌ترین معما باشد.» Tempo e architettura Massimo Lauria, Riccardo Pollo

  • کلمات arc و arch، بر خلاف باور عمومی با کلمۀ architecture از یک ریشه نیستن. آرک arc (به معنی منحنی و قوس، و شکل هلالی) و آرچ arch (به معنی طاق قوسی و سازۀ قوسی شکل) هر دو از زبان #فرانسوی وارد #انگلیسی شدن و در واقع فرم مذکر و مونث یک کلمه بودن (arc و arche) که خودش از arcus #لاتین و *h₂erkʷos #نیاهندواروپایی به معنی «کمان» وارد فرانسوی شده بوده. از اون طرف، کلمۀ Architecture درواقع از آرخیتکتون (arkhitekton/ ἀρχιτέκτων ) میاد که یه جورایی ترکیب آرخه یا آرخای (ἀρχή) و تخنه (τέχνη‌) بوده، که هر دو از مفاهیم فلسفی یونان باستان بودن که توضیحشون در اینجا نمی‌گنجه. این کلمه در زبان لاتین به شکل architectūra درمیاد و وقتی وارد انگلیسی می‌شه، مثل خیلی از کلمات دیگه‌ای که منشا یونانی داشتن، حرف خی یا χ، به صورت «ک» تلفظ می‌شه، مثل charisma, character, chaos, chorus. البته الزاما هر کلمۀ ch داری که ک تلفظ می‌شه، به خاطر یونانی بودنش نیست. حرف c در زبان لاتین کلاسیک همیشه «ک» تلفظ می‌شده، ولی از قرون وسطی، بعد از حروف i و e، چ می‌گفتن و برای همین یه h بین این دوتا حرف قرار می‌گرفت که اینو در زبان #ایتالیایی هم می‌بینیم. مثل کلمات chi, che, perché, chiamare, chiudere. یه سری کلمات هم هستن مثل anchor، که اون ch توی ریشۀ لاتین (ancora) و یونانی (ankura/ἄγκυρα) وجود نداشته و طی یه فعل و انفعالات دیگه‌ای به این شکل درومدن.

  • انگلیسی باستان دارای نظامی پیچیده برای نمایش حالت و جنس بوده است. اسم‌ها برحسب جنس، به سه دستۀ مذکر، مونث و خنثی تقسیم می‌شده‌اند. تعلق به یک طبقۀ جنس دستوری صرفا بر اساس جنسیت (جنس طبیعی) نبود؛ برای مثال، واژۀ سنگ مذکر و واژۀ خورشید مونث بوده است. هر طبقۀ…

  • انگلیسی باستان دارای نظامی پیچیده برای نمایش حالت و جنس بوده است. اسم‌ها برحسب جنس، به سه دستۀ مذکر، مونث و خنثی تقسیم می‌شده‌اند. تعلق به یک طبقۀ جنس دستوری صرفا بر اساس جنسیت (جنس طبیعی) نبود؛ برای مثال، واژۀ سنگ مذکر و واژۀ خورشید مونث بوده است. هر طبقۀ جنس با مجموعۀ متفاوتی از پسوندهای حالت همراه بوده است. جملۀ زیر از انگلیسی باستان دارای تمام چهار مقولۀ حالت است: Se cniht geaf geif-e þæs hierd-es sun-e. the youth (Nom) gave gift (Ac) the shepherd (Gen) son (Dat). The youth gave a gift to the shepherd's son. وقتی قرن پانزدهم فرا رسید، دیگر پسوندهای حالت در انگلیسی دچار تغییرات بنیادی شده بودند و برخی پسوندها حذف یا تبدیل شده بودند که این خود بسیاری از تمایزات قبلی مربوط به حالت و جنس را از میان برد. 📚درآمدی بر زبانشناسی معاصر (اگریدی-دابرو ولسکی-آرنف / درزی / انتشارات سمت) ********** Nom : Nominative (فاعلی) Ac: Accusative (مفعولی مستقیم) Gen: Genitive ( ملکی) Dat: Dative (مفعولی غیر مستقیم)

  • قبل از سال 1200 میلادی، در زبان انگلیسی به طور عادی از ساخت‌های نفی مضاعف استفاده می‌شد، ne قبل از فعل و گونه‌ای از not بعد از آن قرار می‌گرفت. 1. Ic ne seye not. (I don't say.) 2. He ne speketh nawt. (He does not speak.) در سال 1400 میلادی یا حوالی آن، دیگر از ne به ندرت استفاده می‌شد، و معمولا not به تنهایی بعد از فعل قرار می‌گرفت: 1. I seye not the wordes. 2. We sawen nawt the knyghtes. چند قرنی به طول انجامید تا زبان انگلیسی رویۀ کنونی خود را برگزید و اجازه داد که not فقط بعد از انواع خاصی از افعال (do, have یا will) قرار گیرد: 1. I will not say the words در برابر I will say not the words 2 He did not see the knights در برابر He saw not the knights 📚درآمدی بر زبانشناسی معاصر (اگریدی-دابروولسکی-آرنف / درزی / انتشارات سمت)

  • در زبان #آلمانی، هر دو کلمۀ Schloss و Burg معادل «قلعه» هستند با این تفاوت که Burg در واقع یه Festung یا دژ بوده که کاخی هم درش قرار داشته، اما Schloss برج و بارو نداشته و عمدتا مسکونی بوده. البته مواردی هم هستن که توی اسمشون پسوند -burg دارن، ولی Schloss…

  • در زبان #آلمانی، هر دو کلمۀ Schloss و Burg معادل «قلعه» هستند با این تفاوت که Burg در واقع یه Festung یا دژ بوده که کاخی هم درش قرار داشته، اما Schloss برج و بارو نداشته و عمدتا مسکونی بوده. البته مواردی هم هستن که توی اسمشون پسوند -burg دارن، ولی Schloss هستن مثل Schloss Glücksburg. البته در زبان فارسی هم در تفاوت معنایی کلمات کلات، دژ، ارگ، و قلعه اختلاف نظرهایی وجود داره، بعضی جاها قلعه رو معرب کلات یا کلا دونستن (برگرفته از kalakku اکدی) که مسکونی و دارای استحکامات بوده و دژ یا دز (از *dʰoyǵʰhos نیاهندواروپایی به معنی دیوار) به اون استحکامات اطلاق می‌شده، یا ارگ در فرهنگ عمید «قلعه‌ای کوچک در میان قلعه‌ای بزرگ» ذکر شده ولی خیلی جاها می‌بینیم که این کلمات به جای همدیگه هم به کار می‌رن.

  • یکی از کلمات سومری که شاید به چشممون آشنا بیاد، کلمه‌ایه که برای «نان» داشتن. خود نان رو از *nagna- نیاایرانی داریم (که انگار در بلوچی هم نگن گفته می‌شه)، ولی شاید منشاش به اینجا برسه.

  • دستگاه #اعداد در ریاضیات بابِل (Babylonian mathematics) یا ریاضیات آشوری-بابلی در پایهٔ ۶۰ بوده و بیشتر به خط میخی و به زبان‌های اکدی و سومری نوشته شده بود. ریاضیات بابلیان از نظر زمانی به دو بخش تقسیم می‌شه: دورهٔ بابلیان باستان (از ۱۸۳۰ تا ۱۵۳۱ پیش از میلاد)…

  • گالی یکی از زبانهای کلتی (celtic) بوده که در منطقۀ گال یا گالیا (یکی از مناطق غرب اروپا) صحبت می‌شده، و سیستم عددیش بر مبنای بیست یا vigesimal بوده. این سیستم عددی توی بعضی از زبانهای قدیمی دیگه هم دیده می‌شه، مثل Tzotzil (یکی از زبانهای مایایی مکزیک)، یا…

  • گالی یکی از زبانهای کلتی (celtic) بوده که در منطقۀ گال یا گالیا (یکی از مناطق غرب اروپا) صحبت می‌شده، و سیستم عددیش بر مبنای بیست یا vigesimal بوده. این سیستم عددی توی بعضی از زبانهای قدیمی دیگه هم دیده می‌شه، مثل Tzotzil (یکی از زبانهای مایایی مکزیک)، یا Yoruboid (یکی از زبانهای نایجر-کونگویی). بقایای سیستم عددی زبان گالی رو همچنان توی بعضی از زبانهای اروپایی مثل زبانهای ایرلندی و ولزی می‌بینیم. در زبان فرانسوی، اعداد 70 تا 99 همچنان از این سیستم پیروی می‌کنن: هفتاد می‌شه شصت-ده ( soixante-dix)، هشتاد، چهار تا بیست (quatre-vingts ) و نود، هشتاد-ده (quatre-vingt-dix). دلیل اینکه چرا اعداد #فرانسوی از دوتا سیستم متفاوت پیروی می‌کنن خیلی مشخص نیست، ولی یکی از دلایلی که مردمان اون دوره از سیستم بیست‌تایی استفاده می‌کردن، اینطور گفته شده که این مدلی برای فروشنده‌ها و بازرگانا و کلا کسایی که کارشون با اعداد بوده، راحتتر بوده. البته سیستمهای عددی بر اساس دلایل مختلفی تعریف می‌شدن، مثلا Oksapmin (یکی از زبانهای گینه نو)، سیستم عددیشون بر اساس 27 بوده، که هر عدد نشانگر یه عضوی از بدنه. Ndom و Alamblak هم زبانهای دیگه‌ای از گینۀ نو هستن که سیستم عددیشون متفاوته. #اعداد

  • چرا کلمۀ school رو با ch می‌نویسیم؟ داستان این کلمه به یونان باستان برمی‌گرده، وقتی که برای زمان فراغت، فرصت و مجال تامل و اندیشیدن، کلمۀ σχολή (اِسخولی/scholē، با ریشۀ هندواروپایی *sǵʰ-h₃-léh₂) رو به کار می‌بردند (معادل leisure انگلیسی) و به مرور، این واژه به مکانی که مردم اونجا بحث و گفتگوهای عموما فلسفی می‌کردن و می‌آموختن، اطلاق شد، و بعدتر هم توسط رومی‌ها وارد زبان #لاتین شد و به شکل schola درومد: #ایتالیایی: scuola #پرتغالی: escola #اسپانیایی: escuela #فرانسوی: école (از eschole فرانسوی میانه) #رومانیایی: școală ◀️ از skōlā ژرمنی: #آلمانی: Schule #هلندی: school #دانمارکی: skole #سوئدی: skola #نورس باستان skóli 🔸 کلمۀ school با معنی students attending a school از قرن 13 و با معنی «ساختمان مدرسه» از اواخر قرن 16 رواج پیدا کرد. 🔹 در زبان انگلیسی، برای اشاره به یک گروه ماهی و بعضی از حیوانات دریایی (group of fish, porpoises, whales) هم از کلمۀ school استفاده می‌شه، که البته این کلمه از ریشۀ *skulō #نیاژرمنی و *(s)kʷel- #نیاهندواروپایی ئه به معنی گروه و جمعیت (crowd).

  • کلمۀ locus در زبان #لاتین [از *stel- #نیاهندواروپایی به معنی قرار دادن و مستقر ساختن (“to put, place, locate”)] ◀️ *stlokos #نیاایتالیک ◀️ stlocus لاتین باستان] معانی مختلفی داشته: معانی رایج‌ترش «موقعیت و مکان» به طور عمومی (place or locality)، مکان هندسی (set of all points given by an equation or condition)، یا موضع جدل در منطق [معادل لاتین توپوس (τόπος) یونانی] بودن که در حال حاضر هم با معانی تخصصی در متون ریاضیات، ژنتیک، ادبیات، فلسفه، باستان‌شناسی و غیره می‌بینیمش، اما واژۀ locatio از [locāre, locō + -tiō] از این ریشه، هم به معنی موقعیت و مکان و هم به معنی اجاره و رزرو کردن (renting, leasing) بوده که کلمۀ location در زبان #انگلیسی همچنان با معنی «موقعیت و مکان» به کار می‌ره، اما در بعضی از زبان‌ها، بیشتر با معنی «اجاره دادن یا عمل مرتبط با اجاره» مصطلحه: #فرانسوی: location #اسپانیایی: locación #ایتالیایی: locazione #پرتغالی: locação #FalseFriends

  • عبارت Eierlegende Wollmilchsau در زبان #آلمانی، یک حیوان خیالی رو توصیف می‌کنه که مزایای حیوانات مختلف مزرعه رو داراست و تخم گذاشتن مرغ، شیردهی گاو و تامین پشم گوسفند و گوشت خوک رو به تنهایی انجام می‌ده، و در واقع به چیز یا شخصی اشاره داره که ادعا می‌کنه از پس همه کاری برمیاد. عبارت „eierlegenden Wollschwein“ یا خوک تخم‌گذار پشمالو برگرفته از بخشی از یه شعر طنزه که در اواخر دهۀ پنجاه، در Aufbau-Verlag چاپ شده بود: … Was wir brauchen, ist ein Schwein, Das Merinowolle trägt Und dazu noch Eier legt. در زبان انگلیسی، اصطلاح jack of all trades یا chief cook and bottle washer رو معادل این عبارت داریم و کلمۀ factotum #لاتین هم تقریبا به معنی شخصیه که کارها و وظایف زیاد و مختلفی رو به عهده داره (همون آچار فرانسۀ خودمون). البته به نظر میاد عبارت آلمانی خیلی جنبۀ مثبتی نداره و انگار به کسی گفته می‌شه که بیشتر مدعیه، تا اینکه واقعا کاربلد باشه.