tgindex
کانال آگاهی اجتماعی

کانال آگاهی اجتماعی

Статистика

رحیم زایرکعبه، دکترای جامعه‌شناسی https://t.me/rahimzayer

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
17
Всего постов
36
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
540
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
92
34 постов
Вовлечённость
17,0%
к подписчикам
Постов в день
2,4
всего 36
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
74
1/48двое суток
84
1/72трое суток
91

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ⏺پزشکیان: 🔹 ما قبلا {کالاها را} با کشتی می آوردیم، حالا کلی مسیر عبور می کند و می آید و قیمت تمام شده بیشتر شده است. 🔹درآمدمان هم کم شده، نفت می توانستیم بفروشیم الان نمی توانیم. 🔹زدند یک سری از کارخانه‌ها را خراب کردند و نمی توانیم مالیات بگیریم. باید پول هم بدهیم به آنها تا چرخشان بچرخد @kargosha

  • تلگرام در کیفیت زندگی ما ایرانی‌ها خیلی اثر داشت. جدا از اینکه سطح ارتباطات و دسترسی ما به اطلاعات رو فوق‌العاده بالا برد، به ما رسانه‌ای شخصی برای بیان نظراتمون بخشید. انحصار رسانه‌های دولتی و رسانه‌های کلاسیک وابسته رو شکست. هر کس دیگه این امکان رو داره که رسانه شخصی خودش رو داشته باشه. پیش‌تر هم چنین امکانی به وجود اومده بود، اما تلگرام این امکان رو به حدی ارتقا داد که دیگه می‌شد بر رسانه‌های رسمی غلبه کرد. تلگرام دژی برای ما ساخت و به بی‌صدایان رسانه داد. جدا از خدمات گسترده‌تر دیگه‌ای که رایگان به ما بخشید. بله، تولدت مبارک تلگرام. مهدی تدینی https://t.me/rahimzayer

  • ‏مروان‌‌‌بن‌‌محمد چون خلافت را به دست گرفت، به دنبال مردی فرستاد تا او را به ولایتی بگمارد. چون آمد، پینه بر پیشانی او دید و گفت: اگر این پینه از عبادت خداست، شایسته نیست تو را از عبادت بازداریم و اگر از ریا باشد جایز نیست که تو را به کاری بگماریم. محاضرات الأدباء راغب اصفهانی https://t.me/rahimzayer

  • چرا ایران پیروز نخواهد بود #یدالله_کریمی‌پور با وجود تغییرات عمده‌ای که در جابه‌جایی تصمیم‌سازان کلیدی تهران رخ داده، احتمال تغییر اهداف استراتژیک جمهوری اسلامی ناچیز است. از سوی دیگر، فراز و نشیب کشمکش و جنگ، فرآیندی نیست که با چنین تغییراتی به‌کلی دگرگون شود. جنگ با معیار آرایش قدرت صرفا مادی سنجیده می‌شود. تصویری که امروز از میدان نبرد جاری در دست است، نه نشانه ی توازن، که نشانه فرسایشی یک‌طرفه است؛ فرسایشی که در پوسته مقاومت تاکتیکی پنهان مانده و پنهانگر بطن و متن کشمکش است. نخست به رویکرد متحدان ایران بنگرید. روسیه و چین، به‌رغم بیانیه‌های حمایتی و کمک‌های اطلاعاتی و فناورانه، از ورود آشکار به میدان امتناع می‌ورزند‌‌ و همچنان خواهند ورزید. تحلیل‌گران بی‌پرده بیان می‌کنند: مشارکت استراتژیک تهران-پکن، فاصله ی بعیدی با تعهد نظامی دارد. روسیه نیز، گرفتار در جنگ اوکراین و محاسبات منفعت‌محور خود، جنگ ایران را نه میدان همبستگی، که فرصتی برای تخلیه منابع رقیب می‌بیند. ایران، برخلاف آمریکا که با شبکه‌ای از پیمان‌های دفاعی و ائتلاف‌های نهادینه وارد میدان شده، تنها با شراکت‌هایی بی‌تعهد و غیر استراتژیک پدافندی روبه‌روست. دومین نشانه، در اقتصاد سیاسی نهفته است: تنگه هرمز. اختلال در این گذرگاه، بی‌تردید بزرگ‌ترین شوک بازار نفت در تاریخ را رقم زده و بهای برنت را در کوتاه‌مدت به‌شدت افزایش داده است. ولی همین شوک، به‌جای آنکه ایران را در موضع چانه‌زنی برتر بنشاند، محرک بی‌سابقه‌ای برای بازآرایی زیرساخت جهانی انرژی شده است. کشورهای خلیج‌فارس اکنون با شتابی که پیش از جنگ متصور نبود، شبکه‌ای از خطوط لوله جایگزین می‌سازند تا تا پایان این دهه، بیش از نیمی از صادرات پیش‌از‌جنگ خود را از گزند هرمز مصون سازند. ایران با به‌کارگیری اهرم خود، انگیزه نابودی همان اهرم را در دشمنانش برانگیخته است. هر روز که این پروژه‌ها به بهره‌برداری نزدیک‌تر می‌شوند، ارزش استراتژیک تهدید ایران کاهش می‌یابد، درحالی‌که هزینه سیاسی و اقتصادی آن همچنان بر دوش تهران سنگینی می‌کند. سومین نشانه، در نامتقارن بودن ظرفیت انطباق‌پذیری دو طرف است. آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش، به‌موازات ساخت زیرساخت جایگزین، توان ضد مین دریایی و اقدامات دفاعی خود را نیز تقویت کرده‌اند. حتی ابزار عملیاتی ایران. ولی رفته‌رفته با تدبیرهایی روبه‌رو می‌شود که اثربخشی آن را کاهش می‌دهند. در چنین آرایشی، تکرار همان تاکتیک‌، بازده نزولی دارد: هر دور از اختلال، هزینه بیشتری بر ایران تحمیل می‌کند و سود کمتری نصیبش می‌سازد. چکیده از دل این سه نشانه، یک نتیجه بیرون می‌آید، نه یک احتمال: ایران می‌تواند در میدان نبرد ضربات موثر بزند، تلفات به دشمن تحمیل کند، کشورهای عرب را در مخمصه اندازد،حتی گذرگاهی حیاتی را موقتا فلج سازد؛ ولی در عین حال‌، همین حالا، نه فردا، در سطح استراتژیک در حال باختن باشد. زیرا پیروزی استراتژیک را نه شمار ضربات، که توان شکل‌دادن به نظم پس از جنگ تعیین می‌کند؛ و در همین لحظه، در آرایش موجود قدرت، ایران نه شریکی استراتژیک دارد که تعهد آورد، نه اهرمی که ارزشش را در طول زمان حفظ کند، و نه ظرفیتی برای همگامی با انطباق‌پذیری دشمن. آنچه امروز به‌عنوان مقاومت جلوه می‌کند، در غیاب یک «نظریه  شکست» روشن، همان زنجیره‌ای است که هر پیروزی تاکتیکی امروز را به سنگ‌بنای شکستی استراتژیک فردا بدل می‌کند؛ نه به‌شرط تحقق آن در آینده، بلکه به‌مثابه فرآیندی که هم‌اینک در جریان است. https://t.me/rahimzayer

  • فرق سوسیالیسم و کمونیسم سوسیالیسم: هدف نهایی: دستیابی به برابری و انصاف بیشتر در جامعه از طریق مالکیت عمومی بر ابزار تولید است. مالکیت و توزیع ثروت: مالکیت خصوصی به شکل محدود وجود دارد. ثروت بر اساس تلاش و مشارکت افراد توزیع می‌شود. دستیابی به هدف : مظاهر سرمایه داری از طریق فرآیندهای دمکراتیک و مسالمت‌آمیز و اصلاحات تدریجی در درون ساختارهای موجود، تغییر داده می شوند. کمونیسم : هدف نهایی: ایجاد جامعه‌ای بدون طبقه و بدون دولت است. مالکیت و توزیع ثروت: مالکیت خصوصی کاملا لغو می شود. ثروت بر اساس نیاز هر فرد توزیع می‌گردد. دستیابی به هدف: مظاهر سرمایه داری از طریق انقلابی خشونت‌آمیز توسط طبقه کارگر (پرولتاریا) محو می شود. https://t.me/rahimzayer

  • 🔺شریعتی بهانه است، اسلام سیاسی نشانه است! #صلاح_الدین_خدیو خشونت کلامی بی‌سابقه‌ای که در پی اظهارات موسی غنی‌نژاد بر سر میراث علی شریعتی و در مقیاسی بزرگ‌تر پروژه انقلاب ۱۳۵۷ درگرفت، چیزی فراتر از منازعه میان چند روشنفکر بود. شدت و حدت این جدال و آمیخته شدن آن با خشونت کلامی حاکی از اتفاقی بزرگ‌تر است: نشانه‌ای از پایان یک لحظه تاریخی و ورود به لحظه‌ای دیگر. از ابتدا روشن بود که شریعتی صرفاً یک بهانه است؛ بهانه‌ای برای تسویه‌حسابی فکری و سیاسی با مجموعه‌ای از نشانه‌ها و نمادهای یک دوران. در این تسویه حساب گسترده و البته بی‌رحمانه هر چیزی می‌تواند آماج حمله قرار گیرد. از کتاب ایران بین دو انقلاب آبراهامیان به عنوان کتاب " توضیح‌المسائل انقلابی " ایران معاصر تا پروژه‌ی اسلامی شریعتی و الهیات رهای‌بخش حزب توده. شریعتی زبان گویای لحظه‌ای بود که اسلام می‌توانست در ایران زبان اصلی اعتراض، عدالت‌خواهی و سیاست رهایی‌بخش باشد؛ می‌شد با قرار دادن اسلام در مرکز یک دستگاه فکری مدرن، از بی‌عدالتی، استثمار، امپریالیسم و توسعه‌نیافتگی سخن گفت. انقلاب ۱۳۵۷ این پروژه را از عرصه روشنفکری به عرصه قدرت منتقل کرد و صدالبته، تناقض‌هایش را نیز آشکار ساخت. پس از انقلاب، عبدالکریم سروش و روشنفکران دینی کوشیدند با نجات دین از زندان ایدئولوژی و قدرت سیاسی، میان اسلام و مفاهیمی چون فردیت، حقوق بشر، آزادی و دموکراسی نسبتی تازه برقرار کنند. اما اینجا یک پارادوکس تاریخی و البته آشنا شکل گرفت: پروژه‌ای که برای نجات یک سنت فکری از بحران آغاز شده بود، ممکن است ناخواسته به فرسایش همان سنت کمک کرده باشد. این تجربه، بی‌شباهت به سرنوشت اوروکمونیسم و دیگر جریان‌های تجدیدنظرطلب چپ اروپا نیست. کوشش برای نجات کمونیسم از جزمیت شوروی و سازگار کردن آن با دموکراسی و تکثر سیاسی، در نهایت نتوانست مانع فرسایش کمونیسم اروپایی شود و خود نیز به بخشی از روند گذار از آن تبدیل شد. آیا روشنفکری دینی نیز چنین نقشی در افول اسلام سیاسی نداشته است؟ به عبارت دیگر، آیا روشنفکری دینی، فارغ از نیت حاملانش، به مرحله‌ای انتقالی و منزلگاهی موقت در مسیر افول پروژه دینی کردن امر سیاسی و اجتماعی در ایران معاصر تبدیل نشده است؟ صد البته زیگزاگ‌های فکری و رجعت‌های بعضا بنیادگرانه‌ی سروش دهه نود نیز نتوانست از آهنگ این فرسایش بکاهد. به نظر می‌رسد بخشی از تندی کلام و عصبانیت قلم دکتر سروش به خاطر این موضوع است. با این اوصاف، پرسش کانونی امروز و در واقع محل تقریر نزاع روشنفکران این است: پس از اسلام سیاسی، چه چیزی باید در مرکز روایت ایران قرار بگیرد؟ صف‌بندی‌های پیرامون مناظره این پرسش را بیش از گذشته نمایان و برجسته کرده‌اند. طیفی از روشنفکران دینی، ملی‌گرایان و مصدقی‌ها و اصلاح‌طلبان، با وجود اختلافات فکری جدی، از سروش دفاع کردند؛ در سوی دیگر، ایران‌گرایان، بخشی از سلطنت‌طلبان و ملی‌گرایان مخالف وضع موجود، عمدتاً در کنار غنی‌نژاد قرار گرفتند. بنابراین دعوا دیگر صرفاً بر سر شریعتی نیست؛ بر سر این است که ایران را چگونه باید روایت کرد و چه کسی حق دارد روایت مسلط ایران را بسازد. در این میان، تجربه اروپا و دلواپسی‌های اصلاح‌طلبان کمونیست و لنینیست‌های مؤمن تا آخرین لحظه برای حفظ آن نظام فکری، درس مهمی برای ما دارد؛ اما این تجربه همزمان حاوی هشداری جدی نیز هست. پایان لحظه کمونیسم در واپسین دهه‌های سده بیستم و عبور از بسیاری از آنچه میراث چپ نامیده می‌شد، در نهایت به معنای پایان همه مسائل و ارزش‌هایی نبود که چپ به آنها پاسخ می‌داد. اروپا، به‌ویژه از دهه ۱۹۸۰ به بعد، تا حدی از یک راست‌کیشی به دام راست‌کیشی دیگری، یعنی نئولیبرالیسم، افتاد. تضعیف دولت رفاه و سوسیال‌دموکراسی، افزایش نابرابری و فرسایش برخی پیوندهای اجتماعی، در کنار عوامل دیگر، زمینه رشد ناسیونالیسم راست‌گرای پوپولیستی و اقتدارگرا را فراهم کرد؛ جریانی که گاه شبحی از اروپای دهه ۱۹۳۰ را تداعی می‌کند. این تجربه‌ها برای ایران هم آموزنده‌اند و هم رهزن. ایران اگر از اسلام سیاسی عبور می‌کند، نباید صرفاً یک ایدئولوژی تازه را جایگزین ایدئولوژی قدیم کند. عبور از یک ارتدوکسی نباید ما را تسلیم ارتدوکسی دیگری کند. اگر «ایران» به مرکز روایت بازمی‌گردد، این نباید به معنای تن دادن به جزمیت ناسیونالیسم افراطی باشد؛ همان‌گونه که عبور از اسلام سیاسی به معنای کنار گذاشتن عدالت، اخلاق، همبستگی اجتماعی و دغدغه فرودستان نیست. شاید مسئله اصلی امروز، نه انتخاب میان اسلام و ایران، بلکه ساختن روایتی جامع است که ایران را مستقل از اسلام سیاسی، مدرن بدون بریدن از پیشینه‌ی تاریخی و ملی بدون افتادن در دام ناسیونالیسم افراطی روایت کند. از این رو منازعه بر سر شریعتی، گرچه در ظاهر دعوایی درباره گذشته، اما در عمق خود نزاعی بر سر آینده ایران است. @rahimzayer

  • ✔️آیا حمله به عربستان یعنی جنگ با ترکیه و پاکستان؟ ✍🏻سهند ایرانمهر با انتشار خبر پیمان دفاعی سه جانبه میان عربستان، پاکستان و ترکیه ، این عبارت ذیل این خبر در فضای مجازی تکرار شده است: «حمله به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد.» این جمله در نگاه اول بسیار شبیه همان چیزی است که در پیمان‌های دفاع جمعی دیده می‌شود؛ عبارتی که می‌تواند این تصور را ایجاد کند که اگر فی‌المثل فردا موشکی به ریاض اصابت کند، آنکارا و اسلام‌آباد نیز وارد جنگ خواهند شد. این نگاه به یک پیمان دفاعی در جهان واقعی مابه‌ازایی ندارد زیرا در روابط بین‌الملل، تفاوت بزرگی میان «تعهد دفاعی» و «ورود خودکار به جنگ» وجود دارد بدین‌معنا که حتی در پیمان ناتو که مشهورترین نمونه دفاع جمعی در جهان است، حمله به یک عضو به معنای آن نیست که همه اعضا بلافاصله وارد جنگ شوند. به عبارت دقیق‌تر، ماده ۵ پیمان ناتو نیز کشورها را ملزم به واکنش می‌کند، اما نوع واکنش را به تصمیم هر کشور واگذار می‌کند. بنابراین، اگر به فرض عربستان مورد حمله قرار گیرد، این تصور که ترکیه و پاکستان بلافاصله و به‌صورت خودکار وارد یک جنگ تمام‌عیار خواهند شد، برداشت دقیقی نیست این سخن البته به این معنا نیست که این توافق به اصطلاح فرمالیته و‌نمادین است قدرت اصلی چنین پیمان‌هایی در همان لحظه‌ای است که هنوز جنگ آغاز نشده است. هدف آن این است که دشمن احتمالی پیش از حمله محاسبه کند که آیا ضربه زدن به یک کشور، فقط یک درگیری دوجانبه خواهد بود یا ممکن است بحران را به سطحی گسترده‌تر بکشاند. برای مثال بعد از این پیمان موضع ترکیه و پاکستان پیش از حمله به عربستان هم باید در محاسبه مهاجم محاسبه و تحلیل شود، اینکه آنها به شکل جدی وارد خواهند شد یا نه و همین ابهام، بخشی از قدرت بازدارندگی یک پیمان دفاعی است. به دیگر سخن پیمان‌های نظامی لزوما به معنی مشارکت در جنگ نیست بلکه گاهی احتمال وقوع آن را مشمول اما و اگر می‌کنند. در نتیجه در میدان واقعیت امضای روی کاغذ لزوما سبب اتحاد واقعی نمی‌شود اما اگر به هر دلیلی موقع جنگ منافع اعضای یک پیمان در همپوشانی یکدیگر باشند آن توافق کار را برای اتحاد و حضور در میدان آسان می‌کند. در واقع، مسئله اصلی این نیست که آیا ترکیه و پاکستان «قانونا مجبور» به جنگ هستند یا نه؛ مسئله این است که آیا طرف مهاجم باور می‌کند که ممکن است چنین جنگی چندلایه شود. درست است که ورود آنکارا و اسلام‌آباد، این توافق را از یک پیوند سنتی میان عربستان و پاکستان فراتر برده و آن را به یک همکاری با ابعاد گسترده‌تر امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است با این همه نباید دچار اغراق شد زیرا این سه کشور منافع کاملاً همسویی ندارند. عربستان نمی‌خواهد درگیر هر بحرانی شود که ممکن است برای ترکیه یا پاکستان رخ دهد. پاکستان همچنان مسئله هند را مهم‌ترین نگرانی امنیتی خود می‌داند. ترکیه نیز عضو ناتو است و سیاست خارجی مستقلی را دنبال می‌کند که همیشه با اولویت‌های ریاض و اسلام‌آباد منطبق نیست. بنابراین این توافق به مثابه تولد یک اتحاد نظامی شبیه ناتو نیست و باید دید که در شرایط واقعی، تعریف «حمله»، میزان تعهد اعضا و سازوکار تصمیم‌گیری چگونه است؟ https://t.me/rahimzayer

  • آیا ترفند ایران، ترامپ را به سرنوشت کارتر دچار خواهد کرد؟ گاردین نوشت: 🔹ایران عمداً در حال کش دادن مذاکرات است تا ترامپ را تا انتخابات میان‌دوره‌ای درگیر نگه دارد و ضربه سیاسی مشابه آنچه به جیمی کارتر در بحران گروگان‌گیری وارد شد، وارد کند. این محاسبه سیاست مداران ایرانی، مستقیماً بر محاسبات داخلی ترامپ تأثیر گذاشته است. 🔹 ترامپ در حال حاضر روی فشار اقتصادی و دیپلماسی حساب باز کرده، اما فضای داخلی آمریکا نشان می‌دهد که صبر عمومی محدود است. 🔹آینده این تصمیم، نه فقط در میدان نبرد یا میز مذاکره، بلکه در رأی‌گیری نوامبر و محاسبات سیاسی کنگره مشخص خواهد شد. این لحظه، آزمونی برای توانایی ترامپ در مدیریت همزمان جنگ خارجی و سیاست داخلی است. 🔹در سوی مقابل، سیاستگذار ایرانی بر این باور است که دونالد ترامپ در انتخابات نوامبر شکست خواهد خورد و بر همین اساس، محاسبات راهبردی خود را تنظیم کرده است. 🔹اما این رویکرد، یک قمارِ بسیار پرخطری به شمار می رود، چراکه اگر جمهوری خواهان در آن انتخابات پیروز شوند (که عوامل گوناگونی، از جمله شرایط اقتصادی و وضعیت اجتماعی، و نه صرفاً مسائل مربوط به جنگ، می توانند رأی دهندگان را به سمت آنها سوق دهند)، تهران باید خود را برای تشدید چشم گیر حملات نظامی ایالات متحده علیه خود آماده کند چرا که دیگر آن اهرم فشار سیاسی از بین رفته و «کارت زمان» برای دریافت هر امتیازی سوخته شده است. https://t.me/rahimzayer

  • لب کلام سخنان حریری را نباید فقط یک هشدار اقتصادی تلقی کرد؛ او در واقع دارد درباره آسیب‌پذیری ژئواکونومیک ایران هشدار می‌دهد. تحریم، ایران را ناگزیر به پرداخت هزینه بیشتر برای تجارت کرده است؛ محاصره دریایی می‌تواند خودِ مسیر تجارت را مختل کند. تفاوت این دو بسیار مهم است. اگر محاصره کوتاه‌مدت باشد، ایران احتمالاً با ترکیبی از ذخایر، مسیرهای جایگزین، تجارت زمینی و واسطه‌ها آن را مدیریت می‌کند. ولی چنان چه بیش از ۴ ماه ادامه یابد،  مساله  از «اختلال تجارت خارجی» به «اختلال زنجیره تولید و مصرف داخلی» تبدیل  می شود. در چنین شرایطی، حتی اگر جنگ نظامی پایان یافته باشد، جنگ اقتصادی عملاً ادامه دارد. یک نکته دیگر مهم است: رقم ۱۸ میلیارد دلار  برآورد ایشان تلقی است، نه رقمی قطعی.  حتی اگر این رقم نصف یا کمتر باشد، اصل مسئله جدی می‌ماند: وابستگی بالای تجارت ایران به مسیر دریایی جنوبی باعث می‌شود اختلال طولانی‌مدت در آن، یکی از موثرترین اهرم‌های فشار اقتصادی علیه ایران باشد. #یدالله_کریمی_پور https://t.me/rahimzayer

  • 🔰 نیت پاک، چه نیتی است؟ ➕فیلسوفان اخلاق همگی پذیرفته‌اند که عمل اخلاقی باید از انگیزه‌ای پاک سرچشمه بگیرد، اما درباره‌ی این‌که "انگیزه‌ی پاک" دقیقا چیست، تقریبا ۱۳ دیدگاه مختلف مطرح شده است که به نظر من دو دیدگاه قابل دفاع است و گمان می‌کنم هر دو، در نهایت، به یک نتیجه می‌رسند. 🔻۱. دیدگاه اول این است که انگیزه‌ی پاک در یک عمل، انگیزه‌ای است که شخص از انجام آن عمل، دو قصد داشته باشد: - کاستن از درد و رنج دیگران - شکوفا کردن خود ✔️نخست، بکوشد از درد و رنج دیگران بکاهد و زندگی انسان‌های دیگر را اندکی بهتر کند. دوم، همان عمل باعث رشد و خودشکوفایی او نیز بشود. یعنی انسان با انجام آن کار، یک قدم به انسانی کامل‌تر و متعالی‌تر تبدیل شود. ✔️در این نگاه، نه باید خود را فراموش کرد و نه دیگران را. اگر فقط به فکر دیگران باشیم و رشد خود را نادیده بگیریم، بخشی از حقیقت را از دست داده‌ایم؛ و اگر فقط به رشد خود فکر کنیم و نسبت به رنج دیگران بی‌اعتنا باشیم، باز هم از اخلاق فاصله گرفته‌ایم. نیت پاک زمانی شکل می‌گیرد که هر دو جنبه، در کنار یکدیگر حضور داشته باشند. 🔻۲. دیدگاه دوم کنار گذاشتن ایگو است. ایگو همان چیزی است که در ادبیات سنتی ما از آن با عنوان "نفس" یاد می‌شد؛ همان نفسی که می‌گفتند در برابر عقل قرار دارد و سفارش می‌کردند: "تابع نفس نباشید، بلکه تابع عقل باشید." ➕ایگو سه ویژگی اساسی دارد: - نخست آن‌که به نیازها قانع نیست و دائما به دنبال خواسته‌ها است. ✔️نیازهای انسان محدودند و پایان می‌پذیرند، اما خواسته‌ها مرزی نمی‌شناسند. انسان برای ادامه‌ی زندگی به مقدار مشخصی غذا، آب، پوشاک و امکانات نیاز دارد؛ اما ایگو همیشه بیش از نیاز طلب می‌کند و هیچ‌گاه احساس کفایت ندارد. ➖ ویژگی دوم ایگو این است که برای رسیدن به خواسته‌های خود، مرزهای اخلاقی را به رسمیت نمی‌شناسد. اگر لازم باشد دروغ بگوید، تهمت بزند، رشوه بدهد یا بگیرد، کم‌فروشی کند یا هر کار غیراخلاقی دیگری انجام دهد، مانعی در برابر خود نمی‌بیند؛ زیرا تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، رسیدن به خواسته‌های خویش است. ➖ ویژگی سوم این است که همه‌ی انسان‌ها و حتی همه‌ی موجودات را بر اساس میزان سود و زیانی که برای او دارند ارزش‌گذاری می‌کند. اگر کسی برای او منفعتی داشته باشد، ارزشمند تلقی می‌شود و اگر سودی نداشته باشد یا زیانی به او برساند، ارزشش کاهش می‌یابد. در این نگاه، محور همه‌ی داوری‌ها "خودِ انسان" است، نه حقیقت و نه خیر. 🪧 از این‌رو، هرچه انسان بتواند این سه ویژگی را در وجود خود کم‌رنگ‌تر کند، از ایگو فاصله گرفته و به نیت پاک نزدیک‌تر شده است. ✔️در نگاه نخست، این دو دیدگاه با یکدیگر متفاوت به نظر می‌رسند؛ یکی بر کاهش درد و رنج دیگران و خودشکوفایی تأکید می‌کند و دیگری بر کنار گذاشتن ایگو. اما در حقیقت، هر دو به یک مقصد می‌رسند. 📌انسانی که از خودمحوری فاصله می‌گیرد، طبیعی است که رنج دیگران را جدی‌تر می‌بیند و برای کاهش آن تلاش می‌کند؛ و انسانی که صادقانه در پی کاستن از رنج دیگران است، به‌تدریج از اسارت ایگو رها می‌شود و مسیر رشد و شکوفایی خود را نیز پیدا می‌کند. | مصطفی ملکیان؛ سخنرانی در خیریه رعد، ۲۱ آبان ۱۴۰۴| https://t.me/rahimzayer

  • حمید ضیایی پرور استاد علوم ارتباطات: این اپ هشدار زلزله گوگل خیلی کاربردی و جالبه. دیروز ساعت ۱۸/۳۱ هشدار زلزله اندیمشک خوزستان را با شدت ۴/۷ در لحظه به من داد. سرعتش بی نظیره و در زلزله های شدید مناطق اطراف، سرعت اطلاع رسانی اش از سرعت امواج پی زلزله بیشتره و می تونه جان افراد را نجات بده. از گوگل پلی نصب کنید https://t.me/rahimzayer

  • 🔴 آیا پیوستن ایران به پیمان مکه امکان‌پذیر است؟ روزنامه خراسان نوشت: 🔸تصور پیوستن تهران به پیمان دفاعی ترکیه، عربستان و پاکستان با واقعیت‌ها همخوانی ندارد. 🔸محور پیمان، دفاع مشترک است؛ حمله به یکی، حمله به همه محسوب می‌شود. 🔸ایران درگیر جنگ با آمریکا و اسرائیل است؛ عضویت یعنی کشاندن سه کشور به میدان پرمخاطره. 🔸هر سه کشور متحد آمریکا هستند و نه به دنبال جنگ با اسرائیل و نه آماده ورود به آن. 🔸عضویت کشوری که درگیر جنگ سرنوشت‌ساز است، برای آن‌ها غیرممکن است. 🔸ایران با تهدید به حمله به زیرساخت‌های انرژی عربستان بازدارندگی ایجاد کرده؛ عضویت این اهرم را سلب می‌کند. 🔸درخواست رسمی ایران یا پیشنهاد آن‌ها، صرفاً جنبه تبلیغاتی دارد. 🔸باید از خیال‌پردازی فاصله گرفت و به دنبال راهکارهای واقعی و اجرایی بود. https://t.me/rahimzayer

  • 🔺پ.ک.ک، حماس و حزب‌الله؛ سه پرونده و یک خاورمیانه جدید(۲) از این منظر، فارغ از نتیجه نهایی هر یک از این پرونده‌ها، می‌توان از بازآرایی قدرت و شکل‌گیری هنجارهای جدید امنیتی در خاورمیانه سخن گفت؛ هنجارهایی که عرصه را برای بازیگران مسلح غیردولتی تنگ‌تر و بر انحصار قوه قهریه در دست دولت‌ها تأکید می‌کنند. این تحول با پدیده دیگری نیز همراه است: تلاش برخی دولت‌های ضعیف یا فروپاشیده منطقه برای بازپس‌گیری اقتدار خود. پس از سقوط صدام و سپس جنگ‌های ناشی از بهار عربی، ضعف یا فروپاشی دولت مرکزی به یکی از ویژگی‌های مهم خاورمیانه تبدیل شد. در چنین فضایی، گروه‌های مسلح توانستند خلأ قدرت را پر کنند. اکنون در برخی نقاط، ورق در حال برگشتن است. سوریه و عراق مهم‌ترین نمونه‌اند؛ جایی که ساختارهایی که در سال‌های جنگ شکل گرفته بودند، یا در حال مذاکره و ادغام در ساختار دولت مرکزی‌اند و یا دولت مرکزی با لطایف‌الحیل در جال تعدیل ساختارهای رسمیت‌یافته خودمختار است. اگر این روند تثبیت شود، شاید بتوان گفت یکی از ویژگی‌های خاورمیانه پس از جنگ سرد ــ یعنی تکثیر مراکز مسلح قدرت در داخل دولت‌های ضعیف ــ به تدریج در حال عقب‌نشینی است. اما هنوز برای اعلام پایان این دوره بسیار زود است. مهم‌ترین احتیاط در برابر هر نوع خوش‌بینی این است که خلع سلاح به خودی خود معادل حل مسئله سیاسی نیست. پرونده لبنان شاید دشوارترین نمونه باشد. حزب‌الله فقط یک سازمان نظامی نیست؛ شبکه‌ای عمیق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در میان بخش بزرگی از جامعه شیعی لبنان دارد. بنابراین تبدیل آن از یک سازمان نظامی ـ سیاسی به یک سازمان سیاسی صرف، بدون ایجاد ترتیباتی که احساس امنیت و مشارکت سیاسی این جامعه را تضمین کند، می‌تواند به کشمکشی طولانی منجر شود. حزب‌الله نماد غرور و غلبه بر فرودستی جامعه‌ی شیعه لبنان پس از دهه‌ها حاشیه‌نشینی و انزوا است. در غزه نیز مسئله به همین اندازه پیچیده است. حماس از نظر نظامی تضعیف شده، اما جنگ غزه مسئله فلسطین را بار دیگر در مرکز سیاست جهانی قرار داده و حمایت بین‌المللی از تشکیل دولت فلسطینی را افزایش داده است. بنابراین خلع سلاح حماس بدون پدیدار شدن افقی روشن برای آینده سیاسی فلسطینیان و تشکیل دولت مستقل فلسطینی می‌تواند به جای حل مسئله، زمینه‌ساز بحران‌های تازه شود. در میان این سه پرونده، شاید روند پ.ک.ک از برخی جهات امکان‌پذیرتر  باشد. دلیل مهم این است که این حزب در ترکیه عملا یک شاخه سیاسی قانونی و سازمان‌یافته دارد: حزب برابری و دموکراسی خلق‌ها (DEM). امکانی که اجازه می‌دهد بخشی از مطالبات کردها از مسیر انتخابات، پارلمان و سیاست نهادی دنبال شود. اما درست در همین‌جا یک تناقض جدی ظاهر می‌شود. اگر از یک سو زندانیان کرد و اعضای مرتبط با پ.ک.ک و جریان سیاسی کرد آزاد شوند و از سوی دیگر، فشار قضایی و سیاسی بر مخالفان، به‌ویژه حزب جمهوری‌خواه خلق، افزایش پیدا کند، نمی‌توان این روند را به‌سادگی یک گشایش دموکراتیک دانست. صلح پایدار با کردها نمی‌تواند از دموکراتیزاسیون عمومی ترکیه جدا باشد. اگر دولت ترکیه مسئله کرد را از حوزه امنیتی خارج و وارد حوزه سیاست کند، اما هم‌زمان فضای سیاسی را برای سایر مخالفان تنگ‌تر کند، این پرسش جدی باقی خواهد ماند که آیا هدف واقعاً گشایش دموکراتیک است یا صرفاً بازآرایی ائتلاف‌های قدرت. این تناقض می‌تواند دستاوردهای پایدار توافق میان دولت ترکیه و جریان کرد را محدود کند و آینده روند صلح را با ابهام مواجه سازد. شاید اگر بختی برای موفقیت این پروسه وجود داشته باشد، خروج اردوغان از صحنه به هر علت باشد. آن‌گاه می‌توان امیدوار بود که دموکراتیزاسیون ترکیه از بختی راستین برای پیشبرد برخوردار شود. #صلاح_الدین_خدیو https://t.me/rahimzayer

  • 🔺پ.ک.ک، حماس و حزب‌الله؛ سه پرونده و یک خاورمیانه جدید(۱) قرار دادن پرونده خلع سلاح سه سازمان سیاسی جداگانه زیر یک الگوی واحد می‌تواند به خطای تحلیل منجر شود. اما دیدن برخی شباهت‌های کلان هم خالی از دلالت نیست. پارلمان ترکیه در حال بررسی طرحی است که در صورت تصویب و اجرای موثر آن، می‌تواند به بیش از چهار دهه جنگ و خشونت میان دولت ترکیه و حزب کارگران کردستان پایان دهد. پس از آغاز روند صلح میان آنکارا و پ.ک.ک در سال گذشته، اکنون دو طرف به مرحله اجرای گام‌های عملی برای پایان دادن به این منازعه رسیده‌اند و لایحه‌ای برای فراهم کردن چارچوب حقوقی این روند در پارلمان مطرح شده است. صرف‌نظر از اینکه این روند در نهایت تا کجا پیش خواهد رفت و آیا می‌توان آن را موفقیت‌آمیز دانست یا نه، هم‌زمانی آن با دو پرونده مهم دیگر خاورمیانه، یعنی خلع سلاح حزب‌الله در لبنان و خلع سلاح حماس در غزه، حاکی از دلالت‌های فراتری است. این سه پرونده الزاماً حاصل یک طرح واحد یا روندی هماهنگ نیستند، اما هم‌زمانی آنها می‌تواند نشانه یک تغییر مهم در نظم ژئوپولیتیکی و امنیتی خاورمیانه باشد: منطقه در حال فاصله گرفتن از الگویی است که طی چند دهه گذشته به گروه‌های مسلح غیردولتی امکان می‌داد از ضعف دولت‌های ملی استفاده کنند، قلمرو در اختیار بگیرند و نوعی حاکمیت موازی ایجاد کنند. در چند دهه گذشته، در بخش‌هایی از خاورمیانه وضعیتی پدید آمد که در آن برخی گروه‌های مسلح دیگر صرفاً سازمان‌های چریکی نبودند. آنها در قلمرو تحت کنترل خود ارتش و نیروهای امنیتی داشتند، منابع مالی جمع می‌کردند، خدمات اجتماعی ارائه می‌دادند و در مواردی ساختارهای قضایی و اداری ایجاد می‌کردند. به این ترتیب، میان «پارتیزان» به تعبیر اشمبت و «دولت» موجودیتی خاکستری شکل گرفت: حاکمیت مسلحانه موازی با دولت مرکزی. حزب‌الله در لبنان یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این الگو بود. این سازمان در کنار حضور قدرتمند سیاسی، شبکه‌ای گسترده نظامی، امنیتی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد کرد و به یک «دولت در دولت» تبدیل شد. حماس نیز پس از تسلط بر غزه، حکومتی با ساختارهای نظامی، امنیتی و اداری خاص خود ایجاد کرد و عملاً برای سال‌ها کنترل این باریکه را در اختیار داشت. مورد پ.ک.ک البته متفاوت است. زیرساخت نظامی اصلی آن عمدتاً در کوهستان قندیل و مناطق مرزی عراق، ایران و ترکیه قرار داشت و این سازمان در داخل ترکیه هیچ‌گاه به معنای دقیق کلمه حاکمیت سرزمینی مستقر ایجاد نکرد. اما شاخه‌های نزدیک به آن در سوریه، به‌ویژه YPG و سپس SDF، پس از جنگ داخلی سوریه توانستند بر بخش‌های وسیعی از شمال و شرق این کشور کنترل سرزمینی و ساختارهای اداری و نظامی گسترده‌ای ایجاد کنند. اکنون این ساختارها در چارچوب توافق با دولت جدید سوریه وارد روند ادغام در ساختارهای دولتی شده‌اند. بنابراین اگرچه این سه مورد دقیقاً یکسان نیستند، اما در یک نقطه به هم می‌رسند: قدرت نظامی غیردولتی در مقطعی توانست از ضعف دولت مرکزی فراتر برود و به قدرت سیاسی و سرزمینی تبدیل شود. چرا اکنون ورق برگشته است؟ آنچه امروز در ترکیه، لبنان و غزه در جریان است، صرفاً سه پرونده جداگانه خلع سلاح نیست. می‌توان در هم‌زمانی آنها نشانه‌های یک تحول بزرگ‌تر را دید: محیط منطقه‌ای و بین‌المللی به تدریج نسبت به وجود ساختارهای نظامی و حاکمیتی موازی کم‌تحمل‌تر شده است. این تحول محصول یک عامل واحد نیست. یکی از عوامل مهم، تضعیف نسبی شبکه منطقه‌ای ایران در سال‌های اخیر است؛ به‌ویژه پس از رویارویی‌های مستقیم ایران و اسرائیل و ضرباتی که به بخشی از شبکه نیروهای متحد ایران وارد شد. کاهش توان و عمق استراتژیک ایران طبیعتاً بر قدرت مانور حزب‌الله و حماس نیز اثر گذاشته است. ایران طی دهه‌های گذشته عمق استراتژیک خود را در ایجاد ساختارهای شبه‌دولتی و موازی در عراق، سوریه، یمن، لبنان و سرزمین‌های فلسطینی جست‌وجو می‌کرد. اما تقلیل این تحول به «فرادستی نسبی اسرائیل» نیز ساده‌سازی خواهد بود. چه ترکیه نیز یکی دیگر از برندگان مهم بازآرایی جدید منطقه است. آنکارا از یک سو با روند پایان جنگ پ.ک.ک و از سوی دیگر با تحولات سوریه، فرصت کم‌سابقه‌ای برای کاهش یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی خود پیدا کرده است. افزایش نقش ترکیه در تحولات سوریه و گسترش نقش منطقه‌ای و بین‌المللی آن وزن آنکارا را افزایش داده است. ترکیه در دوران جنگ سرد عمدتاً در مقام یک پاسگاه مرزی متروکه در جناح شرقی ناتو قرار داشت؛ اما در نظم چندقطبی در حال ظهور، به یکی از گره‌های مهم امنیتی میان اروپا، خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی تبدیل شده است. آنکارا اکنون می‌تواند بخشی از این سرمایه ژئوپولیتیکی را برای حل مسئله‌ای که دهه‌ها امنیت داخلی آن را تحت تأثیر قرار داده، یعنی مسئله کرد، به کار گیرد. #صلاح_الدین_خدیو https://t.me/rahimzayer

  • ⏺ترامپ: 🔹من متوجه شدم که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران درخواست غرامت برای خساراتی که در طول درگیری نظامی پنج ماه گذشته به آنها وارد شده است، دارند (درگیری که به این دلیل آغاز شد که "آنها نباید سلاح هسته‌ای داشته باشند"). با این حال، این موضوع در هیچ یک از مذاکرات یا جلسات ما مطرح نشده است! 🔹اما این یک ایده جالب است، زیرا من نیز اکنون درخواست غرامت از ایران دارم، برای تمام افرادی که آنها با بمب‌های کنار جاده‌ای و درگیری‌های متعدد، که آنها به خاطر آن مشهور هستند، به قتل رسانده یا به شدت مجروح کرده‌اند. 🔹این درگیری‌ها که در ابتدا توسط ژنرال سلیمانی رهبری می‌شد، شامل خانواده‌های قربانیان حادثه USS Cole و هزاران نفر دیگر است که در جنگ کشته شده‌اند. علاوه بر این، غرامت باید به خانواده‌های صدها هزار معترض بی‌گناهی که ایران در طول 50 سال گذشته به قتل رسانده است، پرداخت شود، و این در حالی است که 52000 نفر نیز در طول پنج ماه گذشته کشته شده‌اند. 🔹من به نمایندگان خود دستور داده‌ام که این موضوع را به طور جدی در هرگونه مذاکره آینده مطرح کنند. از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم. https://t.me/rahimzayer

  • هر فیلترشکنی رو باز می کنید ابتدای کار تخریب و فحش به پزشکیان را رپرتاژ رفته است. مشخصه مافیای فیلترشکن‌ها و کاسبانِ عصبانی فیلترینگ به کجا وصلند یا توضیح لازمه؟! https://t.me/rahimzayer

  • 🔘 خاندان خرازی؛ شبکه‌ای از قدرت، سیاست و دیپلماسی آشیخ محمدباقر خرازی، دبیرکل حزب‌الله، فرزند سیدمحسن خرازی (عضو مجلس خبرگان رهبری)، برادر عروس رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران و برادر همسر سیدمسعود خامنه‌ای (برادر رهبر سوم جمهوری اسلامی) است. او همچنین برادر محمدصادق خرازی (پدر داماد محمدرضا خاتمی، معاون ستاد تبلیغات جنگ شورای عالی دفاع و عضو شورای عالی پدافند ملی در زمان جنگ؛ از ۲۵ سالگی و با مدرک دیپلم، سفیر و معاون نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد؛ در زمان وزارت عمویش، کمال خرازی، معاون آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه و سپس سفیر ایران در فرانسه؛ عضو شورای سیاست‌گذاری مرکز گفت‌وگوی تمدن‌ها و مشاور ارشد محمد خاتمی در دوران ریاست‌جمهوری وی) و برادرزاده کمال خرازی (عموی خانم سوسن خرازی، همسر سیدمسعود خامنه‌ای؛ نماینده دائم ایران در سازمان ملل، وزیر امور خارجه دولت خاتمی و پس از آن رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، مشاور بین‌الملل رهبری و عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت) است. او همچنین پدر علی و محمد خرازی است؛ وزارت خزانه‌داری آمریکا، علی آقامیر و محمد آقامیر را که آنها را اعضای خانواده خرازی معرفی کرده، در ارتباط با نوبیتکس تحریم کرده است. اکبر اعلمی https://t.me/rahimzayer

  • هرگونه اندیشه چپ نهایتاً به مهندسی اجتماعی برای برساختن جامعه آرمانی منتهی می‌شود و این جز با نقض حقوق و آزادی‌های فردی ممکن نیست. نکته مهم اینجاست که فکر برساختن جامعه آرمانی یا اصطلاحاً صنع‌گرایی منحصر به چپ‌گرایان نیست بلکه راست‌گرایان ضد چپ هم اغلب تمایلات مهندسی اجتماعی دارند و درپی محدود کردن حقوق فردی‌اند. بنابر این راست‌گرایی را نباید با لیبرالیسم خلط کرد. مخالفت با تجارت آزاد وجه مشترک سیاست‌مداران چپ‌گرا و راست‌گراست. موسی غنی‌نژاد https://t.me/rahimzayer

  • مساله‌ای که در مشروطه پیش آمد، این است که افراطیون عمدتاً چپگرا و انقلابی، به اصطلاح وارد ماجرا شدند و خواستند نهضت مشروطه را که جنبشی اصلاحی و صلح‌آمیز بود تبدیل به انقلابی قهرآمیز کنند. خاصیت این جماعت کلاً این بوده، چیزی که در این مملکت خواست درست شود را خراب کنند. آنها با دست یازیدن به ترور و راه انداختن مطبوعات افسارگسیخته و پرخاشگری موجب تنش و التهاب در جامعه شدند و نهایتاً شرایط را برای به توپ بستن و تعطیلی مجلس فراهم آوردند. #موسی_غنی‌نژاد https://t.me/rahimzayer

  • شیطان چیزی بیرونی و ماورایی نیست، بلکه همان ضعف‌ها، هوس‌ها و وسوسه‌های درونی ماست که اگر کنترل نشوند، می‌توانند انسان را به سقوط برسانند. تولستوی https://t.me/rahimzayer