راه و ماه- به قلم عطیه کشتکاران
Статистикаاز دین، فلسفه، معنویت و فرهنگ طلبه، دکترای فلسفه دین مدرس و مترجم تازهکار @atiyek 🔻 https://www.instagram.com/atiye_k اینستاگرام https://eitaa.com/rahomaah کانال یدکی در ایتا
- Последний пост
- 2 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✨ دوره آنلاین «در وادی حکمت» درآمدی بر فلسفه اسلامی 🖥 نوع دوره: آنلاین 🌐 زبان دوره: انگلیسی 📚 تعداد جلسات: ۱۰ جلسه 👤 مدرس دوره: دکتر حسین لطیفی 📆 شروع دوره: ۱۷ تیر ۱۴۰۵ ⏰ زمان برگزاری: دوشنبهها و چهارشنبهها | ساعت ۲۰ 🔗 ثبتنام و اطلاعات بیشتر: https:…
✨ دوره آنلاین «در وادی حکمت» درآمدی بر فلسفه اسلامی 🖥 نوع دوره: آنلاین 🌐 زبان دوره: انگلیسی 📚 تعداد جلسات: ۱۰ جلسه 👤 مدرس دوره: دکتر حسین لطیفی 📆 شروع دوره: ۱۷ تیر ۱۴۰۵ ⏰ زمان برگزاری: دوشنبهها و چهارشنبهها | ساعت ۲۰ 🔗 ثبتنام و اطلاعات بیشتر: https://hekmat.academy/palaces-of-wisdom/ 🔴 ظرفیت محدود #دوره_آنلاین #فلسفه 📲 با ما همراه باشید: تلگرام I اینستاگرام I ایتا I آپارات
در نشست امروز قراره درباره تجارب شکلگیری این اثر صحبت بشه. کتاب بخشی از پروژه کلانتر تجربهنگاری سازمانی در وزارت فرهنگ و ارشاد دولت دوازدهم بوده که در سال ۱۴۰۰ در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات انتشار یافته. البته چون از ابتدا غرض در دسترس قرار دادن این تجربه بوده فایلش هم به رایگان در اینترنت قرار داده شده. این اثر مدیون مدیریت و نظارت دکتر بهمنی و همکاری مجدانه دکتر مولایی هست. به عنوان یکی از برترینهای پژوهش فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شده و موضوعش؟ تحول سازمانهای فرهنگی در عصر فضای مجازی. این سالها کمتر درباره این اثر صحبت کردم چون مخاطب محدودی داره. بعد از پنج سال فرصتی دست داده که بتونم کمی از پیچیدگیهای تجربهنگاری سازمانی بگم. الحمدلله @Rahomaah
🎓 جشنواره نوآرایی ایران تمدنی 🔹تجربه نگاریِ تجربه نگاری در ایــــــــران روایتی از تجربه: نمونه ای از تجربه نگاری ۱. پرسش از کجا بر میآید؟ ۲. چگونه موقعیت و رخداد را توصیف میکنیم؟ ۳. ژرفای میدان را چگونه میتوانیم نشان دهیم؟ ۴. تجربه نگاری تطور مفاهیم چگونه خواهد بود؟ 📑 ارائه دهنده: - سرکار خانم دکتر عطیه کشت کاران 🎙دبیر نشست: - سعید کریم داداشی ⏳تاریخ: ۱۰ تیر ماه 💻مجازی/برخط 📖ساعت: ۱۸ 🔹 ثبتنام در جشنواره 🔹 برای اطلاعات بیشتر (ایتا): @saeed_karimdadashi @Mahdiniksefat ➖ ➖ 🔹 💠 🔹➖ ➖ 📔 لینک کتاب 🌐 لینک شرکت در جلسه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📲 https://eitaa.com/AyeSchool
فعلا برای خالی نماندن عریضه گزارش سایت جهانبانو از نشستی که برگزار شد را بخوانید. چند کلامی درباره معنابخشی به زندگی در جنگ صحبت کردم. @Rahomaah
PALACES OF WISDOM A Multi-Perspective Journey into Islamic Philosophy Whether you're a curious beginner or an experienced reader, this course invites you to explore the questions, ideas, and debates that have shaped centuries of intellectual life, and still speak to us today. You don't need a degree in philosophy. You only need curiosity and the courage to think deeply. Instructor: Dr. Hossein Latifi 📅 Starts: July 8, 2026 🕰 Mondays & Wednesdays | 16:30 UTC ⏳ Registration Deadline: July 1, 2026 The palace has stood for centuries. Now it's your turn to walk its halls. Registration link: https://hikmat-ins.com/weekly-live-course-4/ #IslamicPhilosophy #PhilosophyCourse
معتقدم محتوای تولید شده هر پلتفرم مخصوص همونجاست فقط. از طرفی برخی بر این باورند مخاطب باید در حلقهٔ تاچ پوینتهای شما بچرخه. خلاصه اینکه این نمونه از ارتکابات اخیر اینستاگرامم رو داشته باشید اینجا. مابقی رو در صفحه ببینید. به علت عدم دسترسی مخاطب فارسی زبان عمده تعاملم این روزها با کاربران خارجیه و یک دنیا کار و تبیین ریخته اونجا. بدیهیات سادهای از ایران براشون سواله. هرچه بتونم خصوصی صحبت میکنم باهاشون. نشانیم: instagram.com/atiye_k
میراث مقاومت؛ امام حسین (ع) و آیت الله علی خامنهای ۱. ایستادگی در برابر ستم امام حسین (ع) از بیعت با حاکم ستمگر، یزید بن معاویه، سر باز زد و به شهادت رسید. علی خامنهای نیز از تسلیم در برابر قدرتهای جهانی خودداری کرد و در برابر چهرههایی مانند دونالد ترامپ عقبنشینی را نپذیرفت. ۲. فداکاری خانوادگی امام حسین (ع) در نبرد کربلا همراه با خانواده و یاران وفادارش به شهادت رسید. آیتالله خامنهای نیز در نزدیکی محل اقامت خود همراه با همراهان نزدیکش به شهادت رسید. ۳. تشنگی و روزه امام حسین (ع) و یارانش سه روز پیش از شهادت از آب محروم شدند. آیتالله خامنهای و همراهانش نیز در ماه رمضان و در حال روزه به شهادت رسیدند. ۴. تبلیغات و جشن گرفتن پس از کربلا، برخی دشمنان تحت تأثیر تبلیغات قدرت حاکم جشن گرفتند. بهطور مشابه، برخی مخالفان نیز خبر شهادت آیت الله خامنهای را جشن گرفتند. ۵. بیداری و میراث شهادت امام حسین (ع) جامعه مسلمانان را بیدار کرد و مقاومت در برابر ظلم را تقویت نمود. به همین ترتیب، شهادت آیت الله خامنهای الهامبخش تظاهرات و تجدید درخواستها برای عدالت شد. @Iranova_media
این روزها در حال نوشتن #روزمرههایجنگرمضان در کانال ایتا و بله هستم. گهگاه در صفحه اینستاگرامم عکس و فیلمی منتشر میکنم و صفحه ایرانوا را برای تولید پوسترهایی به زبان انگلیسی با تعدادی از همکاران راه انداختهایم، در پیامرسان بله و ایتا و صفحه اینستاگرام و کانال واتساپ میتوانید دنبالمان کنید. کانال تلگرام هنوز درست و حسابی راه نیفتاده. همه جا نشانیمان این است: @iranova_media غم بی پایانی در دل داریم که با این مشغولیتها فعلاً به کناری رانده شده. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
او همه چیز را از پیش گفته بود همیشه از روی این کلیپ رد میشدم برام تلخ بود و نمیخواستم بهش فکر کنم ولی حالا که رخ داد و داغ به دلمون نشست باقیشم بشنویم در همین کلیپ که برای سال ۹۶ است رهبر عزیزمان اشاره میکنند که ممکن است «من در زمان فتح قدس نباشم» اما شما حتما در قدس نماز خواهید خواند و این دیر هم نخواهد بود انشاءالله پایان این مسیر فتح قدس است این مسیر را ادامه خواهیم داد 🇮🇷@SyrianKhabar
تا صدای اذان از گلدستهها بلنده ناامیدی گناه کبیرهست.
без подписи
🔰 #کتاب_خوب | تاریخ ایران را به روایت آیتالله خامنهای بخوانیم! ✍ عطیه کشتکاران * تاریخ معاصر 🔸 مطالعه تاریخ نه فقط یک رشته علمی برای اهل فن، که از لوازم #زندگی_روشنبینانه هر انسانی به شمار میرود. چراغ راه درک صحیح زمانه حاضر و تحلیل حال و گذشته است. سیر و غور در کتب علمی و مستند تاریخی یک راه اطلاعیابی از آن است و شنیدن از زبان اهل علم و شاهدان تاریخ راهی دیگر. کتاب «تاریخ معاصر از نگاه مقام معظم رهبری» را میتوان ترکیبی از دسته اول و دوم دانست. 🔹 کتابی که بریدههایی از سخنان مردی را کنار هم چیده که هم یک تاریخخوان قهار است و هم در مقاطع سرنوشتسازی از تاریخ معاصر ایران به عینه شاهد و ناظر بوده. این کتاب به همت #احسان_بابایی گردآوری شده، سال ۱۴۰۰ برای نخستین بار در «نشر معارف» به چاپ رسیده است و تا کنون دستکم پنج بار تجدید چاپ شده است. 🔸 کتاب پس از مقدمه کوتاهی در سیزده فصل نگاشته شده است. شاید عناوین فصول به تنهایی نتوانند فحوای هر فصل را بیان کنند. ساختار کلی کتاب ترکیبی است از سیر خطی تاریخی از زمان قاجار تا #پهلوی اول، پهلوی دوم، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و رخدادهای پس از آن مانند جنگ تحمیلی. 🔹 در هر کدام از این مقاطع موضوعات یا رخدادهای مهم مانند عقبماندگی، نابسامانی فرهنگی، نهضت #مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت، جایگاه تاریخی امام خمینی (ره)، دشواریهای پس از پیروزی انقلاب، دفاع مقدس و... در فصلهای جداگانهای گردآوری شدهاند تا در ضمن حفظ خط سیر تاریخی به برخی موضوعات به صورت مجزا نیز پرداخته شود. این نوع فصلبندی امکان افزودن تحلیلهایی را برای گوینده و نگارنده فراهم آورده تا تنها به ذکر اطلاعات خام تاریخی بسنده نشود. 🔸 کتاب را که بخوانید ضمن اشارات ریز و درشت به انواع رخدادها و شخصیتها مضمون مستتری در پس همه کلمات و عبارات آن نهفته است: چه بودیم و چه شدیم. چه بودیم ناظر است به ظلم و جور حکام، #دخالتهای_بیگانگان، نقش مزدوران و وطنفروشان و چه شدیم اشاره دارد به عزت و جایگاهی که انقلاب اسلامی ایران برای ما به ارمغان آورده است. در این میان از هر شخصیت (مانند امام خمینی(ره)، سردار جنگل، آیت الله کاشانی) و قشری (مردم شهرهای مختلف، روحانیون و...) که در طول دهها سال زمینه انقلاب اسلامی ایران را فراهم کردند یادی شده و این جریان به هم پیوسته تاریخی برای به ثمر نشستن انقلاب به تصویر کشیده شده است. 🔹 رهبر انقلاب درخصوص دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی حکومتها را وابسته به غرب و در خدمت منافع آنها میدانستند و #حاکمیت_اسلام را نقطه عطف رهایی از این اسارت: «قبل از پیروزی انقلاب که قدرتهای ستمشاهی و وابسته به آمریکا و غرب، حاکم بودند... راه برای انحصارات و استفاده بیگانهها باز بو. یک روز کمپانیهای انگلیسی بودند، یک روز آمریکاییها بودند. قبل از اینها روسها بودند. هر طور که مایل بودند میتوانستند از این مملکت سوء استفاده کنند و به استثمار آن بپردازند. اما از روزی که اسلام در این مملکت به حکومت رسید، پای بیگانگان قع شد، دست متجاوزین از این کشور قطع شد.... امروز دیگر قدرتهای سیاسی خارجی، قدرت ندارند سرنوشت این ملت را به میل خودشان- هر طور که میخواهند- تعیین کنند. امروز، خود این ملت است و برگزیدگان این ملت.» ۱۵/۷/۱۳۷۱ * حاشیهای بر تاریخ 🔸 البته این کتاب برای افرادی که هیچ آشنایی زمینهای با #تاریخ_معاصر نداشته باشند ممکن است ابهاماتی به همراه داشته باشد. کتابی آموزشی نیست که همه عناصر و موضوعات مهم تاریخ معاصر را پوشش دهد و مخاطب را قدم به قدم با رخدادهای آن دوره آشنا کند. کتاب همانطور که از نامش پیداست تاریخ معاصر از «نگاه» رهبر معظم انقلاب است. 🔹 این نگاه و زاویه دید را از دو منظر میتوان نگریست: نخست آنکه ایشان در بیانات خود در طول سالها زاویه دید خاصی به تاریخ داشتهاند و لازمه آن گزینش برخی بُرهههای تاریخی و تاکید بیشتر بر آنهاست تا آن مضمون اصلی (عوامل و لزوم انقلاب اسلامی) و روند علی و معلولی آن در ذهن جای بگیرد. منظر دوم آن است که چون ایشان در بخشهایی از تاریخ معاصر، خود حضور و نقشآفرینی داشتهاند یا در فضایی میزیستند که با افراد #اثرگذار تاریخ معاصر نشست و برخاست داشتند، خاطرات و تجاربی شخصی هم در سینه دارند که در ضمن بیان واقعیات تاریخی در این کتاب بیان شده است. در مجموع میتوان گفت کتاب تاریخ معاصر از نگاه رهبر معظم انقلاب، نه یک کتاب آموزشی که حاشیهای بر تاریخ از زبان مردی فرزانه است که خود بخشی از تاریخسازی معاصر را به عهده دارد. @rahbari_plus
سفر رفتن رزومه نیست مثل جلسه دفاع رسالهم که از شدت نگرانی احدالناسی را دعوت نکردم برای تماشا، برنامه دیشب «امشب» هم ترجیح دادم بعد از پخش اعلام کنم. بلد نیستم وانمود کنم از بدو تولد با میکروفن و دوربین بزرگ شدم. برای من روند طولانی چند دههای داشت. از اولین باری که در ۱۹-۲۰ سالگی مجری همایشی شدم و موقع صحبت همه وجودم میلرزید تا دیشب. قرار بود دربارهٔ کتابخوانی جمعی صحبت کنم، فقط به نقل سفر گذشت. هر دو موضوعی است که همیشه بدون آمادگی قبلی حرف برایش زیاد دارم. همین دیروز سر کلاس داشتم به دانشجویان خوابگاهی میگفتم کشف را از شهر محل سکونت شروع کنید. از پیاده رفتن همان مسیرهای معمول، پیدا کردن امامزادهها و قبرستانهای گمنام. قبرستان را دیشب هم گفتم. مدتهاست ایدهٔ تور قبرستانگردی در ذهنم خاک میخورد. خاطرات آرامگاههای مختلفی که در شهر و کشورهای مختلف دیدهام برایم زنده شد، شهدای غیرایرانی گلزار شهدای قم و قصههایشان. دیشب از جستوجوی مزار حضرت حوا در شهر جده و برکتش هم گفتم. از کتاب #الماس_سیاه که سفرنامه دیگری را مکتوب کردهام. بعداً نگران شدم نکند بگویند صداوسیما خانمی را دعوت کرده که یازده کشور جهان را دیده و به مخاطب میگوید شما بروید قبرستانگردی! قدم زدن بین مزارها برایم خود زندگیست. یاد مرگ به خاطرم میآورد وقت اضافهٔ زیستنی که بهمان موهبت شده. به فرموده امیرالمومنین در خطبه ۱۸۸ نهجالبلاغه : «شما را به یاد کردن مرگ و کاستن بیخبریتان از آن سفارش میکنم. چگونه از چیزی غافلید که شما را رها نمیکند و از شما غافل نیست؟» پ.ن۱: با تشکر از دانشجویان پرشور دو کلاس چهل پنجاه نفرهٔ این ترم که اعصاب و روانم را برای حضور در موقعیتهای این چنینی با چاشنی پارازیت، آبدیده کردهاند. پ.ن۲: یک نفر کتاب چگونه کمالگرا نباشیم را شروع کرده و کپشن در لحظهای نوشته.
без подписи
برنامه «امشب» شبکه یک سیما ۱۵ دی ۴۰۴ توضیحات در پست بعد
🔰 #کتاب_خوب | مسیحی که هر روز شهید میشد ✍️ نویسنده: عطیه کشتکاران 📝 در آستانه رونمایی از تقریظ حضرت آیتالله خامنهای بر کتاب «تب ناتمام»، «خط رهبری» در این مطلب به معرفی این کتاب خواندنی پرداخته و زوایای مهم روایتِ راوی را پیشروی خوانندگان قرار داده است. * حاصلِ هشتاد ساعت گفتگو 🔸 دود و آتش جنگ تمام میشود، اما قصههایش هرگز. به حکم تقویم چیزی تا چهل سالگی پایان جنگ تحمیلی نمانده. در طول این سالها بارها و بارها کتب خاطره و تاریخ شفاهی از شهدا و اسرا و رزمندگان و فرماندهان جنگ منتشر شده؛ اما کتاب «#تب_ناتمام» از میان تمام روایتها و زاویه دیدهای متفاوت به این پدیده چندوجهی گوشهای از ماجرا را به تصویر کشیده که کمتر نقل شده است. 🔹 «تب ناتمام» روایت زندگی شهلا منزوی مادر جانباز شهید حسین دخانچی است. جانباز قطع نخاعی از گردن که هفده سال تمام با تب و لرز و اشک و لبخند و حال خوش و ناخوش در بستر بوده تا در نهایت به خیل شهدا پیوست. 🔸 زهرا حسینی مهرآبادی در مقدمه کتاب «تب ناتمام» از اولین آشناییاش با شهید به واسطه #قاب_تلویزیون میگوید. سالها میگذرد و برخلاف چشمانتظاریاش کتاب جامعی از زندگی این شهید و خانوادهاش منتشر نمیشود. پس خودش پا پیش میگذارد و سرانجام سال ۱۴۰۰ کتاب برای اولین بار به همت انتشارات حماسه یاران روانه بازار نشر میشود. * ناگفتههای زندگی جانباز نخاعی 🔹 محور و راوی کتاب #شهلا_منزوی، مادر حسین است. مادری که با دل قرص و محکم پای برگه جبهه رفتن حسینش را امضا میکند و تا لحظه آخر پای تصمیمش میایستد. 🔸 #جانباز قطع نخاعی از گردن، تبعات پیچیده و امتحانهای سنگینی در دل خود دارد. تغییراتی که در نتیجه عدم تحرک در جسم بیمار ایجاد میشود، مراقبتهای روزانه، اجابت مزاج و استحمام، خطر زخم بستر، تدابیری برای معاشرتهای جانباز و رفع نیازهای دینی و علمی و فرهنگی، تاثیر آن بر #سبک_زندگی و احوالات جسمی و روحی دیگر افراد خانواده، تدارک امکانات و تجهیزات درمان و ... هر کدام قصه پرغصهای است. 🔹 زخم بسترها و عفونت فراگیر یک بار #حسین_دخانچی را تا پای مرگ میکشاند، با دوندگی بسیار شرایط درمان او را در آلمان فراهم میکنند و میتواند به زندگی بازگردد. فصل آلمان خود روایت ناگفتهای است از شرایط درمان جانبازان جنگ تحمیلی در آن کشور. 🔸 شهلا منزوی سه پسر دیگر هم دارد و خانواده شلوغ و پر رفت و آمدی که هر کدام با مسائل خودشان درگیرند. کتاب نشان میدهد چگونه حضور یک جانباز قطع نخاعی میتواند زندگی همه را متاثر کند و زندگی بر مدار او بچرخد، درد و رنجش قلب همه را به درد بیاورد و روحیه سرشار و آرامشش نه تنها به خانه که به محله و آشنایان دور و نزدیک نور #امید بپاشد. 🔹 بیشتر رخدادهای این کتاب در یکی از محلههای قدیمی و اصیل قم اتفاق میافتد. در جریان ماجراها از انقلاب اسلامی گرفته تا جنگ تحمیلی و بمبارانها و ... بخشی از #تاریخ_شفاهی این شهر از ورود امام گرفته تا بمباران سه راه بازار و خیابان دورشهر نیز برای خواننده بازگو میشود. از دیگر موارد ناگفته زندگی جانباز قطع نخاعی ازدواج است. ازدواج جانبازان از آن روایتهای همیشه شفاهی بوده که در کتاب «تب ناتمام» آغاز و انجامش را میبینیم. کتاب آنقدر خوب به جلد شخصیتها رفته که اصرار دختر جوان برای ازدواج با جانباز قطع نخاعی و تلاش چند سالهاش منطقی و طبیعی جلوه میکند و برخلاف روایتهای شفاهی رفتار هیجانی و نابالغانهای به نظر نمیرسد. * زیر و زبر تب ناتمام 🔸 نثر کتاب خودمانی است با رگههایی از #طنز به ویژه در اوایل کتاب. سرعت بیان اتفاقات از حوصله مخاطب خارج نیست. کلمات جوری با قوت کنار هم قرار گرفتهاند که هم شما را به خنده وامیدارند هم پرده اشک پیش چشمانتان میکشد. 🔹 نشان دادن رشادتهای جنگی زیر بمباران آتش و گلوله شاید چندان کار دشواری نباشد. اما روایت نبردی فرسایشی در رختخواب که هفده سال به دراز کشیده باشد کار سادهای نیست. 🔸 شاید مسبب اصلی همان شهیدی است که از دهه هفتاد تصمیم گرفت با وجود مشقت جسمی فراوان خودش را به رسانهها، مدارس و قاب تلویزیون برساند و صدای همرزمانش شود، تا دختر نوجوانی روایت هفده سال مبارزهاش را بشنود و سالها بعد در کتاب «تب ناتمام» آن را بازگو کند. 🔹 شهیدی که معتقد بود: «ما جانبازها متاعمون رو به خدا فروختیم. خدایی که از همه خریدارها بالاتره... من هیچوقت از خدا نمیخوام دستهایی رو که در راهش دادم پس بده، پاهام رو برگردونه. هیچوقت همچین کاری نمیکنم مامان. هیچوقت...» شهیدی که مایه قوت قلب همسایه و دوست و آشنایی بود که عصرها دسته دسته به دیدنش میآمدند، درد و رنج مدامش شبیه مرگ و شهادت هر روزه بود و به قول پرستار بیمارستانش همچون #مسیح پیامبر آرام بود و صبور. @rahbari_plus
🔰 معاونت پژوهش مدرسه علمیه تخصصی جامعه النور شیراز برگزار میکند: ✅ وبینار علمی به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی 🗞 موضوع : «مطالعه گروهی: فرمول تبدیل جمعخوانی به یادگیری مداوم و عمیق» 🎤 با حضور: خانم دکتر عطیه کشتکاران (مدرس دانشگاه و نویسنده) 🗓زمان برگزاری: شنبه، یکم آذر ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ الی ۱۱:۳۰ صبح ⬅️ حضور برای عموم آزاد است. 💰 هزینه شرکت در وبینار: دویست هزار تومان 🔘 شرکت در وبینار برای طلاب مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران کشور رایگان است. ◀️ خواهشمند است افرادی که قصد شرکت در وبینار را دارند تا روز جمعه مورخ ۳۰ آبان ۱۴۰۴ ،نام و نام خانوادگی و شماره همراه خود را به آیدی@pajooshjamehelenor در ایتا ارسال نمایند، تا شماره حساب جهت پرداخت هزینه و لینک برگزاری برایشان ارسال گردد.
صید احکام ماهی برای جمعکردن بحث حلیت ماهی در سفرهای خارجی لازم است یک پرانتز جدی باز کنم دربارهٔ طهارت و نجاست انسانها. راستش از کلمهاش چندان رضایت ندارم، چون اصل وجود انسان برایم مقدس و باارزش است. ولی الفاظ پاکی و ناپاکی هم معادل خوبی نیست. در ویکیفقه نوشته حکم به نجاست کافر امری سیاسی است و مانعی برای معاشرت مسلمانان با کفار. قصه این است که در فقه اسلامی انسانها ممکن است نجس باشند. اینها احکامی بود که همیشه میخواندیم، اما فقط وقتی که در موقعیتش قرار گرفتم توجهم به آن جلب شد. در دومین سفرم به مالزی با برادرم از راه فرودگاه به کوالالامپور توقفی در شهر پوتراجایا داشتیم. فردای عید فطر بود. چند مسجد معروف آنجا را خواستیم سر راه ببینیم و بعد برویم هتل. بعد از گشتوگذار در مسجد صورتی کنار دریاچه رفتیم تا نفسی تازه کنیم. مالزی مناظرش از بیرون دل میبرد و رطوبت استواییاش زهره. رفتیم آب معدنی بخریم. تا آمدم بطری مرطوب را از فروشنده بگیرم برادرم تذکر داد که بطری را با فاصله از خودت نگه دار تا جداره بیرونیاش را بشوییم. نگاهی به فروشنده انداختم. خال هندویی داشت که آنجا مشخصاً معنادار است و نشانه تعهد به هندوئیسم. همان لحظه احکام مرتبط در ذهنم جرقه زد. ساده شدهاش این است که مسلمان و اهل کتاب طاهر و پاک هستند و غیر اینها نجس. یعنی اگر در فرایند پختوپز دست خیسشان به غذا بخورد غذا هم نجس میشود. نمیشود دین و ایمان همه را پرسید. اینها دیگر قلقهای سفر به هر کشور است. مثلا در هند حکومت و اکثریت با هندوهاست، اما در سرینگر اکثریت مسلمان هستند. یا مالزی به عنوان کشور مسلمان شناخته میشود اما چینیها و هندیها هم کمیت قابل توجهی دارند. اروپا عمدتا مسیحیاند و از جهت احکام طهارت برای ما سادهتر است. روسیه هم مسیحیت ارتدوکس. وارد بحث اینکه اگر کسی ضروری دین را انکار کند حکمش چیست نمیشوم. هزار شاخه و قسم دارد. درباره بوداییها هم از منبع موثقی شنیدهام که «احتمالا» حکمشان به اهل کتاب نزدیکتر است تا مشرکان. اینها را گفتم چون در تعیین تکلیف نهایی برای حلیت غذا موثر است. ممکن است غذایی حلال باشد، اما پاک نباشد. مثلا ماهی حلال تماس یافته با دست هندو. مثل متغیرهای فرمولی است که هرجا باید به فراخور جاگذاری کرد و خروجی گرفت. پرانتز را ببندم و برگردم سر ماهی. در مطلب قبل بیشتر ابهامم این بود که تا کجا باید بررسی کرد. امروز یکی از دوستان کتاب مرتبطی معرفی کرد: احکام فقهی در سفرهای خارجی. تألیف محمدحسین فلاحزاده. نسخهای که من از کتابخانه امانت گرفتم چاپ ۷۸ است و طبعا بسیاری مسائل جدید را ندارد. اما یکی از استفتاها به دادم رسید. پرسیدهاند: در جامعهای که اکثریت غیرمسلمان هستند، خوردن ماهی که از دست غیرمسلمان یا کسی که نمیدانی مسلمان است یا نه خریداری شود اشکال دارد یا خیر؟ جواب: اگر یقین به تذکیه نداشته باشید محکوم به حرمت است. استفتائات امام خمینی بگذریم که صورت سؤال ویرایش میخواهد. نکتهای که به کارم آمد این بود که باید یقین پیدا کرد به پاک و حلال بودن ماهی. یعنی اگر گروه شما را به فستفودی در مسکو ببرد و ساندویچ ماهی بگذارد جلویتان تا مطمئن نشدید پاک و حلال است جواز شرعی خوردن ندارید. شرایط پاک و حلال بودن هم که در مطلب قبل نوشتم شامل شرایط صید، نوع ماهی و شرایط طبخ میشود. ساندویچ ماهی و نوشابه و سیبزمینی سرخ کردهم را گرفتم و گذاشتم روی میز. مانده بودم بریزم دور، به دیگران بدهم یا همینجور رها کنم. آن وقت اجتهادم این بود که به حلیت ماهی یقین نکردم، اما از حرمت آن هم مطمئن نیستم. پس تعارفش به دیگران شامل دعوت به عمل غیرشرعی نمیشود. ساندویچ را دوستم میل کرد و سیبزمینی را (که از روغنش مطمئن نبودم) دادم میز آقایان. خودم نودل عزیز را با یک لیوان آبجوش زنده کردم و همراه با نوشابه به بدن زدم. خلاصهٔ ماجرا اینکه باید به حلال و پاک بودن ماهی «یقین» پیدا کرد. در کشورها و رستورانهای اسلامی سادهتر میشود بهش رسید و به غیر مسلمان سخت بشود اعتماد کرد. برای همین است که مسلمانان حتی در بلاد کفر باید اجتماعهایی تشکیل دهند و از همدیگر حمایت کنند. در بحث ماهی ابهام دیگری مانده؟ برویم موضوع بعد #نانحلال؟ تکمله: تا اینجا از نظرات شما نتیجه شد که امام خمینی یقین بر حلال بودن را شرط میدانند و آیتالله خامنهای عدم علم به نجاست را. در مورد اول باید مطمئن شوی پاک و حلال است تا بتوانی میل کنی. در مورد دوم همینکه مطمئن نباشی نجس است کافی است. این البته مربوط است به شرایط طبخ. شرایط صید و نوع ماهی به جای خود است. @Rahomaah
تو ماهی و من ماهیِ این برکهٔ کاشی گفتم #نانحلال را از ماهی که سادهترین است شروع کنم. ذره ذره سُر خوردم تا پرسشهای بیانتها. بگذارید اول از همه پرچم سفید بالا ببرم و بگویم من اینجا مسئلهٔ شرعی نمیگویم. موضوع و چالش را باز میکنم و گریزی میزنم به استفتائات مرجع خودم (آیتالله خامنهای) و گاهی دیگران. هیچوقت در درسهای حوزه نمرات دروس احکام و فقهم بالا نبوده و فقط در حد رسیدن به جوابم (با کمی ضریب خطا) دنبال مباحث بودهام. قصهٔ ماهی از کجا برایم شروع شد؟ در میدان سرخ مسکو روی سکویی نشسته بودیم تا همهٔ گروه جمع شوند. لیدر میخواست ناهار فردا را سفارش بدهد. همبر میخورید یا ماهی؟ من که تازه دوزاریم افتاده بود در سفر با گروه غیرمتشرع بار همهٔ این تشخیصها به عهدهٔ خودم است پرسیدم حلال هستند؟ با اطمینان سر تکان دادند و گفتند بله ماهی حلال است. از اینطرف میپرسیدی میگفتند حلال. دوست آنطرفی میگفت حلال. یک آن خودم را در اقلیت دیدم و حس کردم همهٔ دنیا میدانند هرجا ماهی بخوری حلال است، جز من! شکرخدا سیمکارت و اینترنت داشتم و استفتا کردم، نه از بیوت مراجع و رساله و استاد حوزه و ... . از برادرم که چند سال خارج از کشور زندگی کرده و به عینه مواجه بوده. گفت اگر ماهی هم حلال باشد معلوم نیست با روغن مشترک با غذای حرام سرخ کرده باشند یا نه. تکلیفم روشن شد. حالا مسئله را واضح بررسی کنیم. مسئله ۱: گوشت ماهی در چه صورت حلال است؟ این اتفاق نظر مراجع است که دو شرط برای حلیت ماهی لازم است. پولکدار باشد و بعد از صید مرده باشد. حتی دربارهٔ این گفتهاند که اگر ماهی در خشکی بیفتد و بمیرد و بعد فورا برش دارند درست نیست. اما از دل هر مسئله هزار مسئله دیگر بیرون میزند. فرض کنید به رستورانی در خارج از کشور میروید که ماهی سرو میکند. متغیرها و سؤالات بیشتر میشود. اول: آیا ماهی پولک داشته؟ دوم: آیا زنده صید شده؟ سوم: آیا در فرایند طبخ با ماده نجس یا حرامی مخلوط نشده؟ چهارم: اگر صیاد یا آشپز یا فروشنده مسلمان نباشد میشود اعتماد کرد؟ پنجم: اصلا چقدر باید تحقیق کرد؟ تا کجا؟ جواب سوال اول را میشود به سادگی با دانستن نام ماهی فهمید. از خودش که نمیشود پرسید پس سراغ آشپز میرویم. حالا که تا آشپزخانه رفتیم سؤال سوم هم بپرسیم. یکی از احتمالات روغن مشترک است و احتمال دیگر روغن حیوان حرامگوشت است! بله این را یکی از طلابی که چند سال در برزیل بوده برایم میگفت که چطور در یک رستوران بینراهی رکب خورده. پس سؤال اول و سوم امکان بررسی دارند، ولی واقعا کدام توریستی میتواند تا پای گاز برود و شخصاً بررسی کند؟ معمولاً مشکل زبانی هم به فاصلهها دامن میزند. سؤال دوم مربوط به شرایط صید است. آن را آشپز و مسئول خرید هم نمیداند. باید بلند شوی بروی لب ساحل دانه دانه نبض ماهیها را چک کنی که زنده به دام افتادهاند یا مرده. نمیشود؟ پس فعلا این سؤال را در پرانتز بگذارید تا برگردم سراغش. برای سؤال چهارم استفتایی پیدا کردم که پنجاه درصد جوابم را گرفتم و سؤال دیگری پدید آورد. ٢٦١٧ كسی كه ماهی را صید می كند، لازم نیست مسلمان باشد و در موقع گرفتن نام خدا را ببرد. ولی مسلمان باید بداند كه آن را زنده گرفته و در خارج آب مرده. ٢٦١٨ ماهی مرده ای كه معلوم نیست آن را زنده از آب گرفته اند یا مرده، چنانچه در دست مسلمان باشد، حلال است و اگر در دست كافر باشد، اگر چه بگوید آن را زنده گرفته ام، حرام می باشد. فهم من این است که باید به زندهگیری ماهی مطمئن شد. اما دو سؤال دیگرم باقی مانده. فرض کن از فروشنده مسیحی (که اهل کتاب است نه کافر) بپرسی این ماهی (فارغ از روش طبخ) حلال است؟ جواب مثبت بدهد. آیا برای ما یقیناور است؟ این سؤال را در ذهنتان داشته باشید چون جای بدی گیرش افتادم. برای سؤال پنجم مستند فقهی پیدا نکردم هنوز. نظر خودم این است که باید به حلال بودن ماهی با این شرایط یقین کرد. یعنی هم پرسید و هم به جواب رسید. نه که بگوییم چون نمیدانم پولکدارد یا نه پس تحقیق لازم نیست! البته یقین فقهی و فلسفی دو معنای متفاوت دارند و مشترک لفظیاند. خلاصه فردای آن روز به لیدر گفتم ماهی نمیخواهم و سفارشم را لغو کنند. ولی دیگر دیر شده بود. در قسمت بعد مینویسم با معدهٔ خالی و ساندویچ ماهی لذیذ مبهمی که پیش رویم بود چه کردم. البته اگر نوشتههای #سفرروسیه را خوانده باشید به اجمال نوشتهام. پ.ن: نیازمند نظرهای اصلاحی و تکمیلیتان هستم. @Rahomaah