سینماخوانی
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 77
- 1/48двое суток
- 88
- 1/72трое суток
- 95
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
میشاییل هانکه رسماً اعلام کرد خودش را از سینما بازنشسته کرده. به این ترتیب آخرین فیلم هانکه ۸۴ ساله، فیلم «پایان خوش» باقی ماند که سال ۲۰۱۷ ساخت. در این مدت پروژههای هانکه اکثرا لغو شدند از جمله مینیسریال ۹ قسمتی انگلیسیزبان او به نام «کتاب کلوین» که در نهایت به خاطر همهگیری کرونا کنار گذاشته شد. این خبر را مارکوس شلاینزر، شاگرد و دوست او، اعلام کرد. هانکه خیلی دیر فیلمساز شد، دوبار برنده نخل طلای کن شد، و مثل الگویش روبر برسون در نهایت ۱۰ فیلم ساخت. در اینجا فریمهایی از ۶ فیلم او «پایان خوش»، «بازیهای خندهدار»، «روبان سفید»، «کد ناشناخته»، «ویدئوی بنی» و «عشق» میبینید. @readingCinema
«استودیوهای فیلمسازی بزرگترین قطار اسباببازی هستند که یک بچه میتواند داشته باشد.» اورسون ولز @readingCinema
بخشی از سکانسی از «پسرِ ایران از مادرش بیاطلاع است» (فریدون رهنما - ۱۳۵۴) @readingCinema
без подписи
без подписи
без подписи
فریدون رهنما در ۱۷ مرداد ۱۳۵۴ بر اثر بیماری مغزی در پاریس از دنیا رفت. زمانی که تنها ۴۵ سال داشت، دو فیلم بلند («پسر ایران از مادرش بیخبر است» و «سیاوش در تخت جمشید») و یک مستند «پرسپولیس» را ساخته بود، اما در فضای شعرزده ادبی ایران شعرهایش مشهورتر از سینمایش بود. در بالا میتوانید اشعاری را که یدالله رویایی، فرخ تمیمی، نادر نادرپور و بهرام اردبیلی در سوگ او سرودهاند بخوانید. همگی در مجله تماشا شهریور۵۶ به چاپ رسیدهاند. رهنما سال ۱۳۰۹ در تهران به دنیا آمده بود. مادرش از خاندان روحانی مازندرانی حائری و پدرش زینالعابدین رهنما فعال سیاسی و روزنامهچی بود. در ۴ سالگی به خاطر تبعید پدرش به بیروت رفتند و آنجا در فرهنگ مستعمراتی فرانسوی لبنان بزرگ شد و برای تحصیل به سوربن رفت. سال ۱۳۳۶ به ایران برگشت. سه سال بعد مستند پرسپولیس را ساخت. او از نسل بچهاعیانهایی بود که اولین تلاشها را برای تاسیس سینما در ایران کردند اما آثارشان -خوب یا بد- از جنس تماشاچی ایرانی نبود و سینمای هنری موکول شد به سال ۱۳۴۸ و آماده نمایش شدن سه فیلمی که آغازگر موج نو دانسته میشوند: یعنی گاو، قیصر و آرامش در حضور دیگران @readingCinema
دیشب، جمعه ۱۶ مردادماه، شبکه بیبیسی فارسی -احتمالا به مناسبت فوت اکبر عبدی- فیلم اجارهنشینها را پخش کرد و در جمعی برای nمین بار به تماشایش نشستیم -و با جمع تماشا کردن چنین فیلمی چقدر لذتبخشتر است- درمورد اجارهنشینها همهچیز گفته شده. اما یک نکته خیلی فرعی: این خانهی خارج از محدوده، کجای تهرانِ ۱۳۶۵ واقع شده بود؟ خود خانهی اجارهنشینها در منطقه موسوم به سازمان آب و ادامه خیابان پیامبر [زمینهای بالاتر از ستارخان و پایینتر از مرزدارانِ کنونی] گرفته شده که در نیمه دهه شصت اینقدر خالی از سکنه بوده که [بنا به خاطرهای که عزتالله انتظامی تعریف کرده] گرگ هم داشته. صحنههای بیرونی اجارهنشینها، که در این فیلم تصویری از امروز و آنروزِ آن را میتوانیم ببینیم در حوالی شهران، جنتآباد و کوهسار فیلمبرداری شده. این قسمت از فیلم تصاویری زیبا و قدیمی از میدان دوم شهران به نمایش میگذارد، تقریبا تمامی فروشگاهها به غیر از داروخانه تغییر کردهاند و لوکیشن املاکی اکنون رستوران شیلا است. منبع هم که لازم نیست از بس روی فیلم مُهر زدهاند! @readingCinema
نکته فیلمنامهنویسی که وینس گیلیکان از صدر اسلام آموخت! @readingCinema
الکساندر پین میگوید دو قانون برای فیلمنامهنویسی دارد. قانون اول این است که به هر کاراکتر لحن و آهنگ منحصر به خودش را بدهیم، برای اینکه فیلمنامههایی که در آن یک صدا بین کاراکترهای مختلف تقسیم شده یک شکست برای فیلمنامهنویسیاند. قانون دوم اینکه یک درفت/پیشنویس…
الکساندر پین میگوید دو قانون برای فیلمنامهنویسی دارد. قانون اول این است که به هر کاراکتر لحن و آهنگ منحصر به خودش را بدهیم، برای اینکه فیلمنامههایی که در آن یک صدا بین کاراکترهای مختلف تقسیم شده یک شکست برای فیلمنامهنویسیاند. قانون دوم اینکه یک درفت/پیشنویس سریع بنویس مثل بالا آوردن کلمات روی کاغذ، بدون خودسانسوری یا ویرایش؛ سپس آن را بازبینی کن و هر جزئیاتی را که در یادداشتهای کارگردان ممکن است غیرضروری تشخیص داده شود -مثل رنگ یک ساختمان- حذف کن. @readingCinema