دیدهبان میراث فرهنگی
Статистикаکارشناسان، کنشگران و خبرنگاران را از وضعیت میراث منطقهتان آگاه کنید: @masoudaji [انتشار اخبار غیرتولیدی به معنای تایید آنها نیست، اطلاع رسانی و بازنشری است تا مورد توجه و پیگیری قرار گیرند] گروهِ ما برای گفتوگو: https://t.me/mirasgap
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 83
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 177
- 1/48двое суток
- 202
- 1/72трое суток
- 218
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔰 دوگانه ایرانی«کاسپین» یا انیرانی«خزر»/ سهم ایران از سومین پهنه انرژی کره زمین چه می شود؟! ▪️آیا ایران باید هزینه های فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را بپردازد؟! 🔹به مناسبت ۲۱ امرداد ماه، روز ملی گرامی داشت دریاچه کاسپین ✍حنیف رضا گلزار٫ روزنامه پیام ما، یکشنبه ۲۱ مرداد ماه ۱۴۰۱ 🔻کاسپیان/کاسپین، ایرانی ترین نام پهنه آبی شمال ایران است و این نام تنها نام شناخته شده و زیور همه نقشه ها و اسناد سازمانی و رسمی جهان است، ولی در ایران تلاش می شود تا این دریاچه با نامی انیرانی که یادگاری از نامگذاری تازیان بر این دریاچه است شناسانده شود. 🔻«کاسپین» برگرفته از نام دودمانی ایرانی در کرانه های جنوب و جنوب غربی این دریاچه و «خزر» نیز برگرفته از نام قبیله ای ستیزه جوی، بیابان گرد و تمدن گریز در کرانه های شمالی این دریاچه بوده که از زمان ساسانیان همیشه به مرزهای کشور ما تاخت و ناز می کردند. برای نمونه درسال ۱۱۲ ه ق ترک نژادان «خزر» در تبریز و اردبیل مردم ایران را کشتار و به خاک و خون کشیدند. 🔻 هرودوت تاریخ نگار شناخته شده یونانی نیز در ۴۲۵ پیش از میلاد در نوشته های خود نام دریای شمالی ایران را کاسپین می نگارد. 🔻کاربرد نام بی ریشه «خزر» برای این پهنه آبی مانند کاربرد نام ساختگی و دروغین خلیج ع.ر.ب.ی برای پهنه آبی جنوبی کشورمان است. چرا به یکی آنگونه کنش پذیر و نسبت به دیگری اینگونه سهل انگار و واداده هستیم؟! 🔻بی گمان پاسداری از شناسه فرهنگی و تاریخی پهنه آبی شمال ایران، پیش نیاز پاسداست حقوق اقتصادی و سهم کشورمان از بستر و منابع انرژی کاسپین است. 🔹فراموش نکنیم که بستر دریای کاسپین، پس از پهنه های سیبری و خلیج فارس، دربرگیرنده سومین مخازن بزرگ نفتی کره زمین است و کاهش «سهم بالسویه» ایران بر اساس قرار دادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و شوروی به ۱۳ یا ۱۱ درصد، به روشنی بیانگر کاهش سهم کشورمان از این ثروت های بی قیمت و استراتژیک و به بیانی دیگر فربه سازی کشورهای همسایه از دارایی ملی این سرزمین است. 🔻 آیا ایران باید هزینه های فروپاشی شوروی را با چشم پوشی از خاک و آب خود بپردازد؟! برای نمونه اگر دو فردای دیگر روسیه یا ترکمنستان بار دیگر به کشورهای کوچکتری تقسیم شوند، باید رژیم حقوقی و سهم کشور های کرانه این دریا باز هم بازنگری و کوچکتر شود؟!
«استعمار ستیزی» و مسأله کنوانسیون کاسپین (و ابطال معاهده ضد استعماری مودّت) توضیح: این جستار در مورد رویکردی است که علاقهدارد همه تحولات جهان را در قالب مناسبات استعماری توضیح دهد! عیار حرکت «استعمارستیزی» مبتنی بر شریعتی، ادوارد سعید و ایدیولوژی شرقشناسی جایی روشن میشود که در برابر معاهدات استعماری مثل ترکمانچای-که خود بلشویکها در مودت ۱۹۲٠ پذیرفتند استعماری بود-دم بر نمیآورد اما در مورد سهم ایران در دریای #کاسپین ساکت است و ابطال معاهده ضداستعماری مودّت در کنوانسیون اکتائو را نادیده میگیرد. اگر استعمارستیزی نام دیگر بیگانهپرستی (منهای غرب) و حراست از منافع کشورهای جداشده از شوروی است، لطفا بگویید. اگر قرار است، به نام ایدئولوژی استعمارستیزی فقط نژاد ایرانی، حاکمیت ملّی و مناسبات ایران با جهان هدف حمله باشد، این حرکت نه ضدیت با استعمار به نفع ملّت ایران بلکه نوعی دیگر از بیگانهپرستیِ استتار کرده در کسوت استعمارستیزی است. در این دو هفته حتی یک نفر از بلاگرها، نویسندگان و کنشگرانی که تلویحاً یا مشخصاً خود را آنتیامپریالیست مینامند، متوجه نشدند که یک معاهده قدیمی ضداستعماری (موّدت) مربوط به مصالح ایران که متعلق به دوران ماهعسل لنین با همسایگان بود به پایان عمر خود نزدیک میشود! مگر میشود کسی خود را ضداستعمار بداند اما قراردادهای ضداستعماری ایران را نشناسند و نگران حیات و بقای آنها نباشد؟ یا یکبار از ترکمانچای حرف نزند یا منافع ایران را در همه حال نادیده بگیرد؟ @Salar_Seyf
یک باستانشناس هشدار داد: خطر فرونشست ناگهانی در تخت جمشید و نقش رستم/ ضرورت پایش فوری محوطههای تاریخی https://iran24news.com/fa/news/46817 https://t.me/reesjomhoormiras
پاسخ به چند نکته اصلیِ طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون کاسپین |بخش دوم خط حسینقلی-آستارا؟ سهم ۱۳ درصـدی! هیچ مبنای حقوقی یا عرفی برای ملاک قرار گرفتن یک خط مستقیم از بندر حسینقلی به آستارا وجود ندارد! اینکه شوروی اجازه نمیداد شناورهای ایرانی از این خط عبور کنند صرفاً روایت است که جناب آقای ظریف هم آن را تکرار میکند! حتی اگر صحت داشته باشد نشانگر ستمی غیرحقوقی و برخلاف معاهدات دو جانبه بین ایران و شوروی بود. باید تذکر داد که استناد به این رویه-در صورت صحت- باید از سوی رقبای ایران مطرح شود و پاسخ بگیرد نه از سوی نمایندگان ایران. پاسخ آن نیز این است که اولا این یک شایعه است و تا کنون سند یا یادداشتی از سوی شوروی خطاب به ایران ندیده نشده که چنین تعیین ترتیباتی برای ما معین کند. اگر هم درست باشد، نشان میدهد که ایران اگرچه در ورای این خطوط فرضی اجازه اعمال حاکمیت نداشت اما مالکیت همچنان برقرار بود که مشمول مرور زمان نمیشود. یعنی عمل شوروی در اینجا نوعاً «ممانعت از حق» بود که ایجاد حق نمیکند. پس فقدان کنترل موثر ایران در دوره ای کوتاه به معنای فقدان حق نبود. ممانعت شوروی در تمام این سالها میتواند رفتاری برخلاف اصل حسننیت تلقی شود نه بیشتر. اگر با ادبیات حقوقی بخواهیم بگوییم عدم امکان حق، به معنی عدم وجود حق نیست. اما اقای ظریف در سخنرانی چند سال پیش خود استدلالش را بر مبنای ادعای طرف مقابل قرار داده، رفتاری که یک دولتمرد نباید صورت بدهد، زیرا این نوع گفتار بعدها میتواند مورد استناد رقبا قرار بگیرد. ایران باید همواره بر عدم شناسایی خط آستارا-حسینقلی (سهم سیزده درصدی) تأکید کند. البته این ادبیات نتیجه عقب نشینی از سهم حداکثری است. حراست ایران از میدان البرز در ۲٠٠۱: در ۲۰۰۱، کنسرسیومی به رهبری BP شرکت سابق نفت ایران و انگلیس (که در نهضت ملیشدن نفت خلع ید شده بود) برای اکتشاف بلوک نفت و گاز میدان البرز وارد عمل شد. در این سال نیروهای هوایی ایران به یک شناور اکتشافی مرتبط با این پروژه هشدار داد و فعالیت اکتشافی متوقف شد. همچنین سفیر باکو و نماینده BP نیز به وزارتخارجه احضار شدند. از آن زمان، این میدان عملاً توسعه نیافته و تولید تجاری از آن صورت نگرفته است. اختلاف بر سر البرز یکی از مهمترین نمونههای مناقشه ایران بر سر تحدید حدود و منابع هیدروکربنی کاسپین است (در کتاب ژئوپلیتیک آذربایجان با جزییات بیشتری توضیح دادهام). پیشنهاد: اگر بخواهیم قبول کنیم که سهم ۵٠ درصدی واقعگرایانه نیست اما باید این را هم پذیرفت که انفعال و پذیرش تحمیل حدود ۱۳ درصد سهم، از سوی دولتهای ساحلی هم اشتباه است و باید حداکثر منافع را دنبال کرد. یکی از توصیهها این است که ایران حقوق ویژه در ازای چشمپوشی از سهم ۵٠ درصدی برای خود در کنوانسیون بگنجاند که شامل پذیرش مالکیت و حاکمیت مشترک ایران بر برخی میدانهای انرژی ترکمنستان و باکو، درصدی از سهم برخی از دولتهای ساحلی و حق عبور خط لوله از دریا برای ایران به عنوان درصد ترانزیت است. این حقوق ویژه باید به تناسب بین وارثان شوروی تقسیم شود. مبنای مشروعیت این ادعا نیز معاهده آلماتی و پذیرش معاهدات شوروی توسط دولتهای جانشین است. اگر قرار است ایران به دلیل دگرگونی بنیادین در اوضاع و احوال( انحلال شوروی) از بخشی از حقوق خود فداکاری کند (در حالیکه نقشی در آن نداشته) سایر کشورهای تازهتأسیس ساحلی هم باید از منافع خود فداکاری کنند و حقوق ویژهای برای ایران قائل شوند. بنابراین حقوق حاکمه ایران بر منافع بستر و روی آب تا حدی حفظ شود. در رأس آنها نیز میدانهای انرژی ترکمنستان و بندر باکـو قرار دارد که میتوانند سهمی از سود به ایران بدهند یا شرکتهای انرژی ایران را سهامدار کنند. ایران نباید از ادعاهای تاریخی خود بدون گرفتن امتیاز موثر عقبنشینی کند در غیراینصورت چنین عقبنشینی، ایران را در تنگنای ژئوپلیتیکی قرار خواهد داد و در حکم تجزیه بخشی از سرزمینهای آبی است. نباید فراموش کرد که معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴٠ مبنای تاریخی حقوق ایران هستند. @Salar_Seyf
پاسخ به چند نکته اصلیِ طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون کاسپین بخش یک: در اینجا به چند نکته کلیدی که طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون دریای کاسپین مطرح کرده اند پاسخ خواهیم داد: اشاره به اصل انصاف در کنوانسیون: گفته شده است که: تیم حقوقی ایران با ریاست دکتر ممتاز، موفق شده اصل انصاف را در متن سند اکتائو بگنجاند. طبق این بند، از آنجا که شکل ساحل ایران، کشور را در وضعیت «نامساعد ویژه» قرار میدهد، این موضوع باید در تعیین خطوط مبدأ مستقیم به صورت استثنایی جبران شود تا سهم عادلانهای به ایران برسد. لذا اگر طبق کنوانسیون حقوق دریاها و حتی عرف، میخواستن خط مبدا رو ترسیم کنند، سهم ایران حداکثر 11 تا 13 درصد میشد. اما طبق اصل انصاف ایران سهم میتواند بالاتر هم باشد. و اما پاسخ: اصل انصاف که اصولا در حقوق بینالملل هم هست و میشود همواره به آن استناد کرد، پس وارد کردنش در کنوانسیون نکته خاصی نیست. بماند که در این بند اصل انصاف یک بند کلی است و معلوم نیست طرفین الزاما دلالت آن به نفع ایران را بپذیرند. به عنوان یک تجربه مشابه، در تقسیم مرزهای دریایی ترکیه و یونان در اژه (مدیترانه شرقی) چون ترکیه از حقوق خودش را در لوزان و معاهده پاریس نسبت به جزایره اژه و هر نوع خشکی در سه مایلی از خط ساحلی اعراض کرده، اکنون به مشکل جدی برخورده است. یونان خودش را کشور مجمع الجزایری دانسته و حدود دریای سرزمینی اش رو ۱۲ مایل طبق کنوانسیون ۱۹۸۸ اعلام کرده، که در صورت اعمالش ترکها حتی برای تردد بین دو شهر ساحلی هم باید از آبهای یونان عبور کنند. در همین رابطه همین حالا ترکیه در برابر اعلام ۱۲ مایل ازسوی یونان به «اصل انصاف» استناد میکند ولی گوش آتن به این حرفها بدهکار نیست (به طور مفصل در کتاب چشمانداز ژئوپلیتیک ترکیه توضیح دادهام). حالا چطور میخواهیم در برابر حکومتی مثل باکو که حتی حاکمیت مسلم ایران بر استانهای شمالغرب را به صورت دفاکتو قبول نداره و کتب درسی و رسانههایش مدعی است که طبق قراراداد ترکمانچای (که نسخه اصلی آن هم موجوده) آذربایجان جنوبی از کشوری به نام اذربایجان جدا شده (که تا ۱۹۹۱ وجود خارجی نداشته) را به قاعده انصاف دعوت کنیم؟ منطقی را که از یک طرف قاجاریه را نشانهای بر حاکمیت عنصر ترک در ایران میداند و ازسوی دیگر معتقد است در ترکمانچای روسها و فارسها سرزمین آذربایجان را دوپاره کردند، چگونه میتوان به اصل انصاف دعوت کرد؟ نباید نقد را دو دستی تقدیم کرد و سپس امید انصاف داشت. علیاف بارها نشان داده که حقوق بینالملل را قبول ندارد و اصل زور را می پذیرد. در مورد حق ۵٠ درصدی: معاهدات سابق به حق مشاع و استفاده مشترک اشاره میکنند، گیریم که این عبارتها دلالت بر سهم ۵٠ درصدی ایران ندارد، آیا بر سهم ۱۳ یا هفت درصدی دلالت دارد؟ طرفداران کنوانسیون میگویند در این سند اشاره به سهم یا درصد خاصی نشده است! پس دستاورد کنوانسیون چیست؟ اصولا این کنوانسیون چه مسالهای از مسائل ما را حل میکند؟ غیر این است که باعث نارضایتی افکار عمومی شده و صرفاً بر انتقال خط لوله از بستر دریا از مقصد ترکمنستان به بندر باکو صحه گذاشته در حالی که پیش از آن، این انتقال از مسیر ایران تأمین میشد؟ پس کنوانسیون مساله خاصی را حل نمیکند. ممانعت از ورود کشتی نظامی کشور غیرساحلی: طرفداران کنوانسیون میگویند تصویب آن مانع ورود ناوها و کشتیهای نظامی بیگانه به دریای مازندران میشود! باید پرسید مگر پیش از این ناو نظامی بیگانه وارد این پهنه آبی شده بود که اکنون مساله باشد؟ آیا عمق آب و یخ زدگی ولگا در زمستان اجازه ورود ناوهای سنگین نظامی به دریای خزر را میدهد؟ کشتی نظامی سنگین برای ورود به کاسپین باید از دریای آزوف وارد کانال ولگا-دن شود. این محدوده دارای عمق حداکثر ۵ متر است و طول مجاز شناور حداکثر ۱۴٠ متر و عرض آن ۱۷ متر است. آبخور مجاز کشتی نیز ۳.۵ متر است درحالیکه متوسط آبخور ناوها ۹ متر است. حتی زیردریایی سنگنین و نیمه سنگین نیز نمیتواند از ولگا عبور کند. پس حتی اگر هیچ ممنوعیت حقوقی هم در کار نباشد، ناوگان دولت غیرساحلی نمیتواند وارد این محدوده شود. از این رو نمایش گنجاندن این بند به عنوان یک دستاورد، فاقد مبنا و تحصیل حاصل است. ادامه در بخش دوم👇
⚖️ شفافیت یا سانسور؟ تناقضِ آشکارِ وزارت خارجه در پرونده خزر 🗣 سخنگوی وزارت امور خارجه، آقای بقایی، در واکنش به انتقاداتِ واردشده دربارهی تلاش برای محدودکردنِ بحثهای پیرامونِ کنوانسیون رژیم حقوقی خزر، بر شفافیتِ کاملِ فرآیند تأکید کرده و حضورِ معاون وزیر (آقای غریبآبادی) در جمع مدیرانِ رسانهای را دلیلِ این ادعا معرفی کرده است. 🚫 اما عملکردِ عملیِ همین مقامات، روایتی کاملاً متفاوت را به تصویر میکشد. از یک سو، آقای غریبآبادی در همان جلسات، از رسانهها خواسته است که با «عدمِ پردازشِ موضوع»، اجازهی تصویبِ سریعِ این سند را بدهند و در جلساتِ خصوصی با مدیرانِ مسئول، صراحتاً درخواست کرده که نظراتِ مخالفان و منتقدان پوشش داده نشود. 📺 از سوی دیگر، خودِ آقای بقایی که بر شفافیتِ فرآیند پای میفشارد، از پخشِ برنامهی «گفتگوی ویژه خبری» دربارهی این کنوانسیون در صدا و سیما ممانعت به عمل آورده است. 🎤 آقای بقایی که به عنوانِ سخنگوی وزارت خارجه، وظیفه دارد تصویرِ شفاف و پاسخگویی را از دستگاهِ دیپلماسی به افکارِ عمومی ارائه دهد، تاکید کرده که برخی از اظهارنظرهایی که راجع به کنوانسیون میشود، کاملاً مشخص است بر اساس برخی مفروضات کلیشهای ذهنی است که هیچ مبنایی نه در سند دارد و نه در سابقه مذاکراتی. ❓ اگر واقعاً اینگونه است که آقای بقایی میگوید، چرا هیچ فردی از وزارت امور خارجه حاضر به مناظره با منتقدان و یا پاسخ شفاف به انتقادهای مطرح شده نیست؟ 🌐 سیاست ملی 🌐 @siasatemeli
⛔️❌این بار فرق دارد!⛔️❌ ⭕️بجای حسرت بیهوده، خواستار احیای ساباط زندیه هستیم! 🏠تاریخمان گرامی است، هویتمان عزیز و این درخواستی از سوی علاقهمندان به تاریخ و هویت ایران به شهردار کازرون، مقامات قضایی و مسئولان میراث فرهنگی استان فارس است. 🏠شهر تاریخی کازرون در جنوب غرب ایران، زمانی شهر طاقکها بود. هر گذر و کوچهای در میانهٔ محلات تاریخی، طاقکها و ساباطهایی داشت که هرکدام تاریخ این کهنشهر را روایت میکردند. 🏠از بیش از ۳۰ ساباط تاریخی کازرون، تا همین چند وقت پیش ۸ عدد باقی مانده بود و بهتازگی یکی دیگر از ساباطهای تاریخی این کهنشهر نیز برخاک افتاد تا تعداد ساباطها فقط به ۷ عدد برسد و شاید اگر کاری نکنیم، دیگر هیچ نشانی از تاریخ در کوچهها و خیابانهای کازرون باقی نماند. 🏠ساباط تازه تخریبشدهٔ کازرون در جنوب میدان تاریخی خیرات، یادگار توسعه فیزیکی شهر کازرون در اواخر دورهٔ زند است. یعنی زمانی که بخشی از خانوادهها و اطرافیان خاندان حاکم زند در شیراز پس از مرگ کریمخان به دلیل درگیری و اختلافات داخلی از شیراز راهی کازرون شدند و در بخش جنوبی میدان تاریخی خیرات ساکن شدند. 👩👦👦ما علاقهمندان به میراث و هویت تاریخی ایران، این بار نمیخواهیم فقط در حسرت از دست دادن یکی دیگر از آثار تاریخی شهر کازرون بمانیم و تنها نظارهگر از میان رفتن آثار تاریخی این شهر باشیم. 👩👦👦ما این بار خواستار اقدام عملی هستیم. 👩👦👦ما از شهردار محترم کازرون میخواهیم که با هدف ارج نهادن به اماکن تاریخی کازرون، ساباط تازه تخریبشده را احیا کند. ⭕️از مقامات قضایی کازرون خواستار برخورد بازدارنده با تخریبکنندگان خانههای تاریخی هستیم تا چنین تخریبهایی در بافت تاریخی این شهر تکرار نشود و از مسئولان میراث فرهنگی میخواهیم برای احیای ساباط زندیه همت عالی و پیگیری لازم را به عمل آورند. 🖤اندوهگین از دست دادن آثار تاریخی خود هستیم، اما میدانیم نباید دست روی دست گذاشت و فقط حسرت خورد. ما میدانیم که میتوان باردیگر ساباط تخریبشدهٔ کازرون را احیا کرد؛ مانند دروازههای قجری تهران که احیا شدند یا ساباطهای تاریخی یزد و شیراز که دوباره به کوچهها بازگشتند. ⭕️دیگر نمیخواهیم غصهدار از دست دادن ساباط زندیه باشیم، بلکه این بار همهٔ ما علاقهمندان به تاریخ و فرهنگ ایران از شهرداری کازرون، مسئولان قضایی و مقامات میراث فرهنگی استان فارس میخواهیم بجای ابراز تاسف، گام عملی و مجازات لازم را برای احیا و برپایی دوبارهٔ ساباط زندیه در همان مکان سابق بردارند. ⛔️❌این بار فرق دارد، ⛔️❌نمیخواهیم فقط غصه بخوریم، 🏠بلکه میخواهیم آنچه را که با تیشهٔ ناآگاهی تخریب شده بود، با دستان آگاه به کوچههای کازرون بازگردانیم! ✍️امضا کنید: https://www.karzar.net/342553
🗣 قشقاوی؛ سخنگویی که در ترازِ امنیت ملی نیست! 🏛 سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به عنوانِ صدایِ رسمیِ یکی از حساسترین نهادهایِ نظارتیِ کشور، مسئولیتی فراتر از یک نمایندهی عادی دارد. او نه تنها باید منعکسکنندهی دیدگاههایِ کمیسیون باشد، بلکه موظف است در اظهاراتِ خود، عمقِ درکِ راهبردی از مسائلِ کلانِ ژئوپلیتیکی و امنیتیِ کشور را به نمایش بگذارد. ⚠️ با این حال، اظهاراتِ اخیرِ حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، دربارهی کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر، به روشنی نشان داده است که او یا از پیچیدگیهایِ این معضلِ تاریخی بیخبر است، یا عامدانه در مسیری گام برمیدارد که با منافعِ ملیِ ایران در تناقض قرار دارد. 🎯 اصرارِ او بر «تأخیرِ فاجعهبارِ ایران» در تصویبِ این سند، در حالی که نقدهایِ حقوقی و کارشناسیِ متعددی بر آن وارد است، فراتر از یک اشتباهِ تحلیلی، نوعی «ترجمان زبانِ دشمن» در لباسِ یک مقامِ مسئول است. ⚡️ ضرورتِ برکناریِ وی از سمتِ سخنگویی، یک الزامِ امنیتی برای حفظِ اعتبارِ کمیسیون و حراست از منافعِ ملی است. 📌 هشداردهندهترین نکته، تضادِ آشکارِ اظهاراتِ قشقاوی با واقعیتهایِ حقوقی و امنیتیِ کنوانسیون است. او در گفتوگو با ایرنا، این سند را «از منظر امنیتی فوقالعاده» و دارای «چارچوب بسیار محکم» خوانده و با ابرازِ تأسف از اینکه ایران «آخرین کشورِ تصویبکننده» است، خواستارِ شتاب در این فرآیند شده است. اما این روایت، در تضادِ کامل با هشدارهایِ مکررِ کارشناسانِ حقوق دریاها و ژئوپلیتیک است که این کنوانسیون را به دلیلِ کاهشِ سهمِ ایران از ۲۰ درصد به یکچهارم، و وعدههایِ ناتمامِ چهار الحاقیهی حیاتی (که پس از ۸ سال همچنان بیپاسخ مانده) به شدت نقد کردهاند. 🌍 دومین محورِ نقد، عدمِ درکِ عمیقِ قشقاوی از ابعادِ کلانِ ژئوپلیتیکیِ قضیه است. او با اشاره به میزبانیِ آیندهی تهران از اجلاسِ سرانِ کشورهایِ ساحلی، استدلال کرده که «شایسته نیست ایران میزبان باشد، در حالی که هنوز این کنوانسیون را تصویب نکرده است». این استدلال، از یک سو، فشارِ روانیِ ناشی از «عجله برایِ پذیرش» را به جایِ «عقلانیتِ حقوقی» نشان میدهد و از سوی دیگر، نشان از نادیدهگرفتنِ این نکته دارد که «میزبانی» به معنایِ «تسلیمِ بیچونوچرا» نیست. 🇷🇺 سومین نکته آن است که قشقاوی به صراحت به انتظارِ سرگئی لاوروف، وزیر خارجهی روسیه، برایِ تصویبِ سریعِ این سند توسطِ ایران اشاره کرده و با این کار، عملاً اولویتِ منافعِ ملی را در برابرِ انتظاراتِ یک قدرتِ خارجی به حاشیه رانده است. یک سخنگویِ کمیسیون امنیت ملی باید بداند که در مسائلِ مرزی و حاکمیتی، «شتاب» و «فشارِ خارجی» هرگز نمیتواند جایگزینِ «بررسیِ دقیقِ حقوقی» و «تأمینِ منافعِ درازمدت» شود. 🏛 چهارمین و مهمترین پیامدِ این اظهارات، تضعیفِ اعتبارِ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است. وقتی سخنگویِ رسمیِ یک کمیسیون، موضعی اتخاذ کند که با نقدهایِ کارشناسیِ متعدد و حتی با اظهاراتِ سایرِ اعضایِ کمیسیون همخوانی نداشته باشد، عملاً به یک «صدایِ خودسر» تبدیل میشود که نمیتواند نمایندهی دیدگاهِ جمعیِ کمیسیون باشد. این رفتار، نهتنها به روندِ قانونگذاریِ این سندِ حساس ضربه میزند، بلکه به باورِ عمومی نسبت به نهادِ مجلس نیز خدشه وارد میکند. 🔍 در شرایطی که افکارِ عمومی به شدت نسبت به ابعادِ پنهانِ این کنوانسیون حساس است، اصرارِ یک سخنگو بر «تصویبِ سریع» و «تبرئهی کامل» از آن، بدونِ پاسخگوییِ شفاف به نقدها، این سوءظن را تقویت میکند که «ارادهای خارج از چارچوبِ منافعِ ملی» در حالِ هدایتِ این پرونده است. از این رو، تداومِ حضورِ قشقاوی در این سمت، نه به نفعِ کمیسیون و نه به نفعِ امنیتِ ملی نیست و برکناریِ او، یک اقدامِ اصلاحیِ حداقلی برایِ بازگرداندنِ اعتبارِ ازدسترفته به شمار میآید. 🌐 سیاست ملی 🌐 @siasatemeli
💬 #اختصاصی|نسخه پیچی اشتباه آقای وزیر برای پژوهشکده هنرهای سنتی/ سعدآباد با مشکلات جدی مواجه است! 🟢وزیر میراث فرهنگی با دستور تخلیه، آینده پژوهشکده هنرهای سنتی را به خطر انداخت. 🔵انتقال به سعدآباد، مشکلات قدیمی هنرهای سنتی را حل نمیکند؛ بحران تازهای میسازد. 🔻مصطفی دهپهلوان، رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی در گفتوگو با ایران ۲۴: جابهجایی بدون برنامه، پژوهشکده را به سمت زوال میبرد. 🔻سعدآباد هنوز با بحران نگهداری و مرمت دستوپنجه نرم میکند؛ چرا باید میزبان پژوهشکده شود؟ 🔻تصمیم برای جابهجایی، یک مجموعه یکپارچه را تکهتکه میکند و آینده هنرهای سنتی را مبهمتر میسازد. ⛓گزارش کامل را اینجا بخوانید.
«دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» از شما درخواست دارد برای حفظ حقوق ایران در دریای مازندران به کارزار زیر بپیوندید: درخواست رد «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر» توسط مجلس شورای اسلامی https://www.karzar.net/340902 @reesjomhoormiras
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
#میراث_بان ۸۷۸ 🔰 سیامک صحافی ؛ ایرانشناس، محقق باستان شناسی و رئیس انجمن تاریخ و میراث ایرانیان : 🔺 قابل توجه مدیر کل میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی استان همدان ⬅️ تپه نوشبجان ، یکی از برجستهترین نیایشگاه های خشتی جهان و محوطه ای نفیس که آثار و چشم انداز فرهنگی بی نظیری در دنیا دارد ، نيازمند حفاظت خلاقانه و دوراندیشانه است 📢 بدون شک مشارکت اجتماعی در قالب جوامع محلی و گروه های شهری همراه با نظارت مستمر می تواند راهگشا باشد 📢 یقینا بی توجهی به طرح #هر_ایرانی_یک_میراث_بان تبعات و نتایج نادرستی در بر خواهد داشت و در محکمه تاریخ هرکسی آسیبی به این کشور زده باشد باید پلسخگو باشد @foalborz * ─┅•𑁍⊱🌞⊰𑁍•┅─*
کتاب «خلیجفارس و خلیج عربی(دریای سرخ)» نوشته پروفسور نظامالدین فقیه پرفسور نظامالدین فقیه لطف کرده و با ارسال متن زیر، توضیحاتی در مورد این کتاب و هدف از نگارش آن را بیان کردهاند. ضمن تشکر از لطف این استاد برجسته و چهرهی ماندگار کشور، نظر شما را به متن ایشان جلب میکنم: «این کتاب در طرحی ابتکاری، خلاقانه، و نوظهور، به تمایز تاریخی و جغرافیایی خلیج فارس و خلیج عربی (نام واقعی و تاریخی دریای سرخ) اختصاص یافته و برای جا انداختن موضوع، نام این دو خلیج در کنار هم در عنوان کتاب آورده شده است. در صفحه اول کتاب، این کتاب، با ذکر اسامی تک تک دانشمندان و چهره های سرشناس تاریخی، به دانشمندان، تاریخ دانان و جغرافیا دانان سرشناس و عمده در سراسر جهان (از روم باستان و یونان تا عرب و ایرانی و ...) اهداء و تقديم گردیده است که در طول تاریخ ابن تمایز را بطور کامل محفوظ داشته اند. در این کتاب سعی شده است نام واقعی خلیج عربی، برای محل واقعی آن (یعنی دریای سرخ) زنده شود. در عنوان کتاب، این نام همراه با نام خلیج فارس و بلافاصله پس از آن، در عنوان و روی جلد کتاب لستفاده شده است: (The Persian Gulf and the Arabian Gulf Economies) یعنی به جای کشورهای خاورمیانه گفته شده است: کشورهای حوزهی این دو خلیج. هدف این است که با زنده کردن و جا انداختن این نام برای دریای سرخ، از این پس نام خلیج عربی نتواند عمداً یا سهواً برای خلیج فارس بهکار برده شود. همچنین با تأکید بر تمایز نام خلیج فارس و خلیج عربی بر روی جلد کتاب، و با زنده نگاهداشتن نام خلیج عربی برای محل تاریخی آن (دریای سرخ )، هم اعراب و هم جهان بدانند که خلیج عربی کجا هست و این نام را از این پس نتواند برای خلیج فارس بهکار برند. مضافاً، هم روی Back cover و هم در داخل کتاب، در پرانتز Red Sea دریای سرخ هم قرار گرفته تا بیشتر به جا افتادن این نام کمک شود. به نظر می رسد این یک ابتکار و یک کار اساسی باشد برای پاسداری از نام خلیج فارس. در این کتاب و سایر مجلدات ابن مجوعه، سعی و کوشش دقیقاً در این جهت است که بحث کاملأ آکادمیک و دانشورانه و با استناد به حد اکثر ممکن منابع تاریخی و آکادمیک صورت پذیرد؛ به نحوی که یک پژوهشگر و یا یک استاد دانشگاه در رشتههای های متعدد مرتبط با این موضوع، در هرجای دنیا بتواند با کمال میل و بدون هیچگونه اکراه و بر پایه ی احساس وظيفه آکادمیک، از کتاب به عنوان یک منبع مطلوب استفاده کنند و به این ترتیب حقیقت علمی و تاریخی نام خلیج فارس و نیز موضوع حقانیت ایران در مورد سه جزیره (تنب بزرگ، تنب کوچک، و ابوموسی) ترویج یابد و بطور طبیعی، کامل، و غیر قابل انکار، جا بیفتد. مضافاً، حتی این که در این کتاب با استدلالات آکادمیک گسترده و بهره برداری از انتقاداتی که به نام گذاری منطقه ای MENA (Middle East and North Africa) Region در مجامع آکادمیک و اجرایی در سطح جهان وجود دارد، پیشنهاد نام گذاری منطقه ای: PGAG(The Persian Gulf and Arabian Gulf) Region که Arabian Gulf همان Red Sea و دریای سرخ است، مطرح گردیده است. به این ترتیب نام گذاری منطقه ای، همواره با نام خلیج فارس توأم، عجین، و هماهنگ می شود. قضاوت با خوانندگان است و آیندگان. به تعبیر جلالالدین مولوی: هین بگو که ناطقه جو میکَنَد تا به قرنی بعد ما آبی رسد گرچه هر قرنی سخنآری بود لیک گفت سالفان یاری بود.» @DidebanS #خلیج_فارس #خلیج_عربی #پروفسور_نظامالدین_فقیه #انجمن_دیده_بان_استهبان
видео или голосовое, без подписи
🔺دکتر سیدمنصور سیدسجادی: 🔴 تکرار فاجعه در جیرفت/ حمله به شناسنامه سرزمین/ ضرورت ایمن سازی محوطه های باستانی با فناوری های جدید 🖋#دکتر_سید_منصور_سید_سجادی سرپرست گروههای باستانشناسی شهر سوخته و کنارصندل جیرفت 🔸دکتر سید منصور سید سجادی سرپرست گروههای باستانشناسی شهر سوخته و کنارصندل جیرفت، در یادداشتی با اشاره به شدت گرفتن حفاری های غیرمجاز در جیرفت، از آن بعنوان تکرار فاجعه یاد کرده و راهکارهایی برای ایمن سازی محوطه های تاریخی جیرفت ارائه داده است: 🔸 یک بار دیگر در جیرفت شاهد تکرار غمانگیز تجاوز به فرهنگ و تمدن ایرانی هستیم. این نه به خاطر دزدی و سرقت چند شیء باستانی است، بلکه از آن جهت تأسفبار است که ریشههای فرهنگی/تاریخی، یا در حقیقت شناسنامه سرزمین ما را نشانه رفتهاند. اشاره به اهمیت آثار جیرفت و سایر محوطههای باستانی ایرانی تنها تکرار مکررات است و دردی را دوا نمیکند و میباید راهی را برای درمان جست. 🔸 حملاتی که این روزها علیه ایران آغاز شده، نه تنها غیرقانونی و ناقض اصول بنیادین منشور سازمان ملل متحد (ماده ۲، بند ۴ و ماده ۵۱) است، بلکه گونهای جدید از جنگ نامتقارن محسوب میشود؛ جنگی که خشونت در آن صرفاً برای تصرف قلمرو یا ثروت این سرزمین به کار برده نمیشود، بلکه با هدف نابودی فرهنگی با قدمت هزاران سال به کار گرفته میشود. حملات و تخریبهای وارده به آثار تاریخی/هنری و فرهنگی در استانهای مختلف ایران گواهی بر این مدعاست. تاریخ هرگز بر پایه تصادف و اتفاق رقم نمیخورد و ازسرگیری کاوشهای غیرقانونی در منطقه جیرفت را نیز نمیتوان چنین پنداشت؛ این گونه اقدامات را نباید صرفاً به عنوان فعالیت حفاران غیرمجاز تلقی کرد، بلکه آن را باید حملهای نامتقارن به فرهنگ ایران دانست. با توجه به این شرایط، بدیهی است که واکنشی فوری، قاطع و کوبنده، هم از منظر حفاظت فیزیکی از محوطههای باستانی و هم از دیدگاه حقوقی ضروری است. 📌 ایمنسازی محوطههای باستانی 🔸با توجه به وسعت دشت جیرفت و پراکندگی بسیار فشرده محوطههای باستانی آن، دیگر نمیتوان صرفاً به حضور فیزیکی نگهبانان آثار برای تضمین ایمنی و حفاظت از چنین مناطق باستانی وسیعی، به ویژه هنگام مواجهه با حفاران غیرمجاز، تکیه کرد و برای این کار اقدامات قاطع و به موقع ضروری است. 🔸 زمان آن فرا رسیده که استفاده از فناوریهای جدید برای حفاظت دیجیتال آثار جدیتر گرفته شود. ایران منابع فکری و مادی لازم برای اجرای این نوع حفاظت را دارد. 📌برخی روشها و فناوریهای لازم: ◀️ ایجاد یک گروه ویژه امنیت دیجیتالی – متشکل از متخصصان – برای نظارت ۲۴ ساعته از راه دور بر مناطق باستانی با استفاده از فناوریهای پیشرفته دیجیتال برای نظارت فعال بر قلمرو. استراتژیهای کلیدی باید شامل استفاده از پهپادها، تجزیه و تحلیل ماهوارهای و همکاری با نیروی انتظامی محلی برای عملیات واکنش سریع باشد. ◀️استفاده از پهپادهایی با قابلیت پرواز و پایش ۲۴ ساعته برای بررسی عوارض زمین و شناسایی گودالها یا هرگونه تغییر و دستخوردگی اخیر در سطح خاک. ◀️ اسکن لیزری برای نقشهبرداری سهبعدی از عوارض زمین و اندازهگیری عمق حفاریهای غیرمجاز، حتی در نقاط پوشیده از پوشش گیاهی. ◀️استفاده از فناوری لایدار (LIDAR = Light Detection And Ranging) که در آن پرتو لیزر به سطح زمین نفوذ کرده و پروفیل ارتفاعیِ چشمانداز و عوارض زمین را ترسیم میکند. 📌 اقدامات میدانی: ◀️استفاده از حسگرهای لرزهنگاری برای تشخیص ارتعاشات ناشی از ردپا یا حضور وسائل حفاری، پیش از آسیب رساندن به آثار – که این امکان را فراهم میکند تا مناطقی که نیاز به نظارت فوری دارند شناسایی شوند. ◀️شبکههای ارتباطی LoRaWAN با استفاده از پروتکلهای رادیویی کممصرف، حسگرهایی را که کیلومترها از هم فاصله دارند، حتی در غیاب کامل سیگنالهای Wi-Fi یا اینترنت، به هم متصل میکنند. ◀️ نصب دوربینهای تلهای 4G و دوربینهای فعالشده با حسگر برای ثبت فعالیتهای مشکوک، بهویژه در شب. ◀️نصب تابلوهای هشدار با عنوان: منطقه تحت نظارت ویدیویی – متخلفان طبق ماده ۵۶۲ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) مجازات خواهند شد. ◀️مشارکت جامعه از طریق ایجاد یک کمپین آگاهیبخشی که تردد وسایل نقلیه یا افراد ناشناس و غیرمجاز و یا هرگونه فعالیت مشکوک در مناطق باستانی را به مقامات ذیصلاح گزارش میکند. ◀️از دیدگاه حقوقی نیز باید اشاره کرد که مجازاتهای مندرج در ماده ۵۶۲ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) – که حفاری و کاوش به قصد به دست آوردن اموال تاریخی و فرهنگی را ممنوع و مرتکب را به ۶ ماه تا ۳ سال حبس محکوم میکند – به طور فزایندهای ناکافی به نظر میرسد. instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
سکوت ۴ ساله در کمیته مبارزه با قاچاق میراث فرهنگی/ غارت تاریخ بیخ گوش مسئولان ادامه دارد حفاریهای غیرمجاز امروز دیگر تنها یک تخلف پراکنده نیست بلکه به پدیدهای سازمان یافته تبدیل شده که هر روز بخشی از حافظه تاریخی ایران را غارت میکند... https://iran24news.com/fa/news/46605 @reesjomhoormiras
🔺آقای نوکنده؛ موزه ملی، پناهگاه گنجینههاست یا مقصد کوچ اجباری آنها؟ 🖋#مریم_اطیابی ‼️این روزها پرسشی جدی در میان جامعه میراث فرهنگی شکل گرفته است؛ چه اتفاقی افتاده که موزه ملی ایران، به جای دفاع از تثبیت گنجینهها در خانه اصلیشان، به توجیهکننده انتقال آنها تبدیل شده است؟ 🔸اظهارات رئیسکل موزه ملی ایران درباره انتقال «امانی» گنجینه پژوهشکده هنرهای سنتی، نه تنها نگرانیها را برطرف نکرد، بلکه این شائبه را تقویت کرد که گویا قرار است جابهجایی گنجینههای ملی، به یک رویه عادی تبدیل شود. ✅اما سؤال اینجاست؛ چرا امانی؟مگر این آثار بیصاحباند؟ مگر پژوهشکده هنرهای سنتی، متولی قانونی، پژوهشی و تاریخی این گنجینه نیست؟ اگر این آثار خانه دارند، چرا باید در خانه دیگری «امانت» باشند؟ واژه «امانی» شاید از نظر اداری ساده باشد، اما در عمل یک پیام نگرانکننده دارد؛ اینکه گنجینهای که سالها در بستر علمی خود تعریف شده، آرامآرام از همان بستر جدا شود. ⚠️آقای نوکنده؛ انتظار از رئیس موزه ملی ایران این نبود. 🔸انتظار این بود که موزه مادر کشور از جایگاه مجموعههای تخصصی دفاع کند، نه اینکه مقصد انتقال گنجینههایی شود که صاحب خانه و هویت مشخص هستند. اگر محل نگهداری آثار استاندارد نیست، چرا موزه ملی و وزارت میراث فرهنگی برای ارتقای همان محل مطالبهگری نکردند؟ چرا سادهترین راه، یعنی جابهجایی آثار، انتخاب شد؟ مگر وظیفه مدیران، حل مسئله است یا جابهجا کردن مسئله؟ ‼️از همه مهمتر، چرا این تصمیم در شرایطی گرفته میشود که کشور روزهای حساسی را پشت سر میگذارد؟ در چنین شرایطی، اصل احتیاط ایجاب میکند هرگونه جابهجایی غیرضروری آثار تاریخی به حداقل برسد. پس این انتقال، پاسخ به کدام ضرورت فوری بوده است؟ 🔸جامعه میراث فرهنگی و هنرهای ملی امروز از رئیس موزه ملی ایران، مدیرکل امور موزهها و رئیس مجموعه سعدآباد یک پاسخ روشن میخواهد؛ گزارش کارشناسی این انتقال کجاست؟ ارزیابی ریسک آن منتشر شده است؟ چه کسانی مسئولیت کامل این جابهجایی را پذیرفتهاند؟ و مهمتر از همه، چرا راهکار تقویت پژوهشکده هنرهای سنتی کنار گذاشته شد؟ ✅نگرانکنندهتر از خود انتقال، عادیسازی انتقال است. امروز پژوهشکده هنرهای سنتی، فردا کدام گنجینه؟ اگر قرار باشد هر مجموعهای که با کمبود امکانات روبهرو شد، آثارش راهی موزه ملی شود، پس تکلیف هویت، اصالت و استقلال مراکز تخصصی چه خواهد شد؟ ✅موزه ملی ایران، موزه مادر کشور است؛ نه انبار مرکزی گنجینههای سایر مجموعهها. این ماجرا دیگر فقط درباره چند شیء تاریخی نیست؛ موضوع، دفاع از شأن پژوهشکده هنرهای سنتی و دفاع از اصول موزهداری کشور است. 🛑جامعه میراث فرهنگی و هنرهای ملی امروز یک مطالبه روشن دارد؛ توقف جابهجاییهای غیرضروری، انتشار مستندات کارشناسی این تصمیم و پاسخگویی مدیرانی که نامشان پای این انتقال ثبت شده است. 🛑میراث فرهنگی، اسبابکشی نیست. گنجینههای ملی، بار و بنه اداری نیستند که با هر تغییر مدیریتی یا هر تصمیم سلیقهای، از این ساختمان به آن ساختمان منتقل شوند. تاریخ، از کنار این تصمیمها به سادگی عبور نخواهد کرد. ❎نکته آخر ؛ جناب آقایان جبرئیل نوکنده و سید محسن میر و سرکار خانم لیلا خسروی این جماعت نامتخصص پاسخناپذیر دیر یا زود میروند همچون آنهایی که پیش از آنها آمدند و رفتند. شما میمانید و همکارانتان و تاریخ میراث فرهنگی و هنرهای ملی این مملکت! اگر مرد میدان آنهایید بسمالله ، اگر مرد میدان میراث و هنر گهربار ایران و ایرانی هستید هم بسمالله . در هر صورت نامتان در تاریخ ثبت خواهد شد امید که به نام باشد . instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
🛖 وضعیت نابسامان خانه شاعر ملی، ابوالقاسم عارف قزوینی در قزوین، محله حمدالله مستوفی، خیابان صوفیان، محله پنبه ریسه که در ۱۹ امرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۹۰۴ در فهرست میراث ملی جای گرفته است. @rahaaaavard
🛖 وضعیت نابسامان خانه شاعر ملی، ابوالقاسم عارف قزوینی در قزوین، محله حمدالله مستوفی، خیابان صوفیان، محله پنبه ریسه که در ۱۹ امرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۹۰۴ در فهرست میراث ملی جای گرفته است. @rahaaaavard