میراث باشی
Статистикаلینک کانال @mirasbashi آدرس اینستاگرام instagram.com/miras_bashi ارتباط با ادمین ، دریافت پیام و عکس @maryamatyabi @Saeed_Fotouhi ✔اخبار حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ✔معرفی جاذبههای تاریخی و گردشگری
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 80
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 435
- 1/48двое суток
- 498
- 1/72трое суток
- 537
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔺وقتی تاریخ قیمت میخورد 🔸انتشار بنرهای فروش مجتمع نمدمالی سمنان، پرسشهای بنیادینی را درباره نگاهِ سکاندارانِ میراث استان ایجاد کرد. هرچند پس از موج انتقادات رسانهای و پیگیریهای میدانی، این بنرها جمعآوری شد، اما اصلِ بحران همچنان باقی است؛ آیا اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان سمنان برنامهای راهبردی برای تبدیل ظرفیتهای تاریخی به منابع درآمدی پایدار دارد، یا «فروش و واگذاری» به سادهترین راهبرد مدیریتی آنها تبدیل شده است؟ 🔸مجتمع نمدمالی میتوانست به عنوان ویترینی از صنایعدستی بومی، مرکز آموزش هنرهای سنتی و کانونی برای جذب گردشگرِ عبوری عمل کند. اما رویکرد فعلی نشان میدهد که به جای احیا، مسیرِ حذف در دستور کار است. 🔸این در حالی است که آموزش و پرورش سمنان با تبدیل فضاهای مازاد خود به واحدهای تجاری در بلوار ۱۷ شهریور، الگویی از درآمدزایی پایدار ارائه داد؛ الگویی که میراث فرهنگی به جای تقلید از آن، به فکر «زمینفروشی» افتاده است. http://meraatnews.ir/short/4zgYd instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
🔺استعاره «قایق سوراخ و سطل طلا» ‼️چگونه از شرایط نابسامان هنرهای سنتی و صنایعدستی عبور کنیم؟ 🖋#معصومه_دوستعلی رئیس هیئت موسس انجمن هنر و صنایع شیشه و آبگینه ایران 🔸هنرهای سنتی و صنایعدستی ایران شبیه گنجی هستند که سالهاست درباره ارزش آن سخن گفتهایم؛ میراثی از مهارت، هویت، زیباییشناسی و دانش بومی که میتواند هم سرمایه فرهنگی باشد و هم موتور اقتصاد محلی و اشتغال. 🔸اما مسئله اینجاست: ما در حالی که سطل طلا در دست داریم، از با قایقی سوراخ از پیچ و خم رودخانه ای خروشان در حال عبور هستیم. 🔸هر سال از ظرفیتهای اقتصادی صنایعدستی، گردشگری فرهنگی، صادرات و اشتغال سخن میگوییم؛ نمایشگاه برگزار میکنیم، بودجه اختصاص میدهیم، جشنواره برگزار میکنیم و از ضرورت حمایت از هنرمندان میگوییم. اما اگر ساختار تولید، بازار، آموزش، تأمین مواد اولیه، بیمه، برندینگ، فروش و ارتباط با نسل جدید اصلاح نشود، بخش مهمی از این حمایتها پیش از آنکه به مقصد برسند، از سوراخهای قایق بیرون میریزند. راه نجات، فقط پول بیشتر نیست؛ اصلاح مسیر است. 1⃣نخست باید مسئله را از «حمایت از صنایعدستی» به «توسعه یک زنجیره ارزش» تغییر دهیم. هنرمند نباید تنها تولیدکنندهای باشد که محصول را میسازد و سپس برای فروش آن سرگردان میشود. از طراحی و تأمین مواد اولیه تا تولید، بستهبندی، داستانپردازی، فروش دیجیتال، گردشگری، صادرات و خدمات پس از فروش باید یک زنجیره منسجم شکل بگیرد. 2⃣دوم، باید میان میراث فرهنکی و بازار آشتی برقرار کنیم. حفظ اصالت به معنای تولید محصولاتی نیست که فقط برای موزه مناسب باشند. میتوان روح و تکنیک یک هنر سنتی را حفظ کرد، اما کاربرد، اندازه، رنگ، بستهبندی و شیوه ارائه آن را متناسب با زندگی امروز تغییر داد. 3⃣سوم، باید هنرمند را از حاشیه سیاستگذاری به مرکز آن برگردانیم. هیچ برنامهای برای صنایعدستی بدون شنیدن صدای استادکار، تولیدکننده، طراح، فروشنده و نسل جوان نمیتواند پایدار باشد. 4⃣چهارم، آموزش باید از «انتقال مهارت» فراتر برود. هنرمند امروز علاوه بر تکنیک، به آشنایی با طراحی معاصر، عکاسی محصول، قیمتگذاری، فروش آنلاین، مالکیت فکری، صادرات و شناخت سلیقه بازار نیاز دارد. و پنجم، باید تقاضا را جدی بگیریم. اگر مردم نخرند، تولیدکننده نمیتواند زنده بماند. بنابراین سیاستگذاری فقط نباید متوجه تولید باشد؛ باید برای مصرف فرهنگی نیز بازار بسازد. instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
🔺 کشف کشتیغرقشده با ۵۰۰ کوزه 🔸بقایای یک کشتی رومی غرقشده به قدمت ۲۱۰۰ سال که حامل حدود ۵۰۰ کوزه آمفورا بود در فاصله حدود ۵ کیلومتری ساحل «ماتزارا دل والو» در سیسیل واقع در ایتالیا کشف شد. 🔸این کشتی درحالی در عمق حدود ۴۶ متری پیدا شد که صدها آمفورا در آن وجود داشت. 🔸آمفوراها نوعی کوزههای سفالی با دو دسته و گردنی باریک بودند./ایسنا instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
🔺نشر تاریخ ایران منتشر کرد: 🔸| فهرستنویسی مقالات باستانشناسی ایران: فهرستی از مقالات باستانشناسی ایران در نشریات ایرانی ۱۴۰۴_ ۱۳۳۸ | ❗️بهکوشش: هستی عالیطبع، کورش محمدخانی 🔸هر رشته علمی، حافظهای مکتوب دارد؛ اما این حافظه زمانی کارآمد است که منابع آن بهدرستی گردآوری و بازیابی شوند. 🔸با بیش از هفتاد سال انتشار مستمر مقالات در نشریات تخصصی، باستانشناسی ایران امروز به میراثی غنی از پژوهشهای علمی بدل شده؛ اما این میراث ارزشمند در طول دههها در دهها نشریه پراکنده شده است، کتاب «فهرستنویسی مقالات باستانشناسی ایران» تلاشی است برای گردآوری و ساماندهی اطلاعات کتابشناختی مقالات منتشرشده در ۲۵ نشریه تخصصی ایرانی از سال ۱۳۳۸ تا ۱۴۰۴. 🔸این اثر حاصل چند سال بررسی نسخههای چاپی و آرشیوهای دیجیتال است و با تسهیل دسترسی به منابع، تصویری از روند شکلگیری و تحول پژوهشهای باستانشناسی ایران ارائه میدهد. 🔸برای تهیه کتاب به آیدی زیر پیغام دهید. @Aghapour_1359 🔸و یا با شماره تلفنهای نشر تماس حاصل فرمایید: 021_66463030 021_66496391 لینک معرفی کتاب در اینستاگرام ( کلیک کنید) نشر تاریخ ایران instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
без подписи
🔺زلزلهای شدید بخشهایی از کلیسای جامع "بانوی صور السالواتور" در شهر مانیزالس، کلمبیا را ویران کرده است. @eskannews_com | اسکان نیوز instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
🔸انتقال پژوهشکده هنرهای ملی، اگر بدون اجماع کارشناسی انجام شود، نه یک اصلاح ساختاری، بلکه نمونهای از «تخریب خاموش» میراث فرهنگی خواهد بود؛ تخریبی که شاید دیوارها را ویران نکند، اما حافظه فرهنگی ایران را زخمی خواهد کرد.»/ایسنا https://isna.ir/xdWRXm instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
🔺آغاز یک جابهجایی یا پایان یک میراث؟ ‼️یک فعال میراث فرهنگی گفت: انتقال پژوهشکده هنرهای ملی، اگر بدون اجماع کارشناسی انجام شود، نه یک اصلاح ساختاری، بلکه نمونهای از «تخریب خاموش» میراث فرهنگی خواهد بود؛ تخریبی که شاید دیوارها را ویران نکند، اما حافظه فرهنگی ایران را زخمی خواهد کرد. 🔸مرجان حاجی رحیمی، فعال میراث فرهنگی و روزنامهنگار در یادداشتی به موضوع انتقال پژوهشکده هنرهای ملی پرداخته و در اینباره نوشته است: «گاهی یک تصمیم اداری، خسارتی به بار میآورد که سالها بعد ابعاد آن آشکار میشود. انتقال پژوهشکده هنرهای ملی از همین جنس تصمیمهاست؛ تصمیمی که شاید روی کاغذ تنها یک «جابهجایی» به نظر برسد، اما در عمل همانطور که تاریخ ثابت کرد – انتقال معاونت میراث فرهنگی و صنایع دستی به شیراز و اصفهان در زمان حمید بقایی- میتواند به تضعیف یکی از مهمترین نهادهای حافظ هنرهای سنتی ایران منجر شود و یا حتی اگر بخواهیم نزدیکتر اشاره کنیم، تکلیف انتقال موزه قرآن به کاخ سعدآباد چه شد؟ 🔸مسئولان وزارت میراث فرهنگی میگویند هدف از این اقدام، حفاظت بهتر از آثار و ایجاد موزه هنرهای ملی است. اما آیا برای این کار نظر کارشناسان خبره را پرسیدهاند؟ ضمن آنکه پژوهشکده هنرهای ملی یک موزه زنده است که باید در دسترس عموم هنرمندان باشد چراکه مرجع آنان است. اگر موضوع ایجاد موزهای جدید باشد هم حداقل استانداردهای راهاندازی موزه از جمله مکانیابی، صورتبندی مفهومی و محتوایی باید انجام شود؛ چراکه موزه، انبار و کاری عجلهای و فوریتی بدون پژوهش کارشناسی نیست و باید تناسبی بین عرضه آثار و مخاطب باشد. موزه، محل نمایش آثار است؛ پژوهشکده، محل تولید دانش. موزه حافظ اشیاست؛ پژوهشکده حافظ دانش، مهارت، تجربه و حافظه زنده یک ملت است. اگر آثار را از پژوهشکده خارج کنیم و کارکرد آن را تغییر دهیم، در واقع مهمترین سرمایه آن؛ یعنی چرخه پژوهش، آموزش و انتقال تجربه را مختل کردهایم. 🔸پژوهشکده هنرهای ملی، ادامه راه نهادی است که از دهه ۱۳۰۰ خورشیدی برای احیای هنرهای سنتی ایران شکل گرفت؛ جایی که استادان بزرگی در رشتههایی چون خاتم، منبت، مینیاتور، کاشی، نساجی سنتی، قلمزنی و بسیاری هنرهای دیگر در آن تدریس کردند و شاگرد پرورش دادند. اعتبار این مجموعه فقط به آثارش نیست، اعتبارش به انسانهایی است که در آن زیسته، آموزش داده و پژوهش کردهاند. در جهان امروز، کشورها تلاش میکنند نهادهای فرهنگی خود را حفظ کنند؛ زیرا میدانند هویت فرهنگی، در ساختمانهای تاریخی و نهادهای ریشهدار شکل میگیرد. هیچ کشوری، یک مرکز پژوهشی معتبر را صرفاً به دلیل کمبود فضا یا تغییر کاربری از جایگاه تاریخی خود جدا نمیکند، مگر آنکه ضرورتی غیرقابل اجتناب وجود داشته باشد؛ ضرورتی که تاکنون درباره پژوهشکده هنرهای ملی برای افکار عمومی اثبات نشده است. 🔸از سوی دیگر، این پرسش همچنان باقی است که چرا چنین تصمیم مهمی بدون گفتوگوی گسترده با استادان، پژوهشگران، هنرمندان، دانشگاهیان و انجمنهای تخصصی اتخاذ شده است؟ اگر این انتقال به سود پژوهشکده است، چرا بدنه کارشناسی و بسیاری از چهرههای شناختهشده حوزه میراث فرهنگی نسبت به آن هشدار میدهند؟ باری، نگرانی اصلی، فقط انتقال چند شیء نیست؛ نگرانی از سرنوشت نهادی است که ممکن است به مرور، مأموریت پژوهشی خود را از دست بدهد و به مجموعهای صرفاً نمایشی تبدیل شود. 🔸تاریخ مدیریت فرهنگی ایران نشان داده است که بسیاری از مراکز تخصصی، ابتدا با عنوان «ساماندهی» یا «انتقال» دچار تغییر شدند و سپس به دلیل کاهش بودجه، پراکندگی نیروهای متخصص و تغییر اولویتها، جایگاه پیشین خود را از دست دادند. از منظر حقوقی نیز وزارت میراث فرهنگی تنها متولی حفاظت از اشیا نیست؛ وظیفه این وزارتخانه، پاسداری از میراث ناملموس، دانش سنتی و نهادهای حافظ این دانش نیز هست. پژوهشکده هنرهای ملی، خود بخشی از این میراث است. نمیتوان به نام حفاظت از میراث، نهادی را که حافظ آن است، تضعیف کرد. اگر هدف، ایجاد موزه هنرهای ملی است، راهحل روشن است؛ موزه ایجاد شود، اما پژوهشکده در جایگاه تاریخی و با مأموریت اصلی خود باقی بماند. موزه و پژوهشکده دو نهاد مکملاند، نه جایگزین یکدیگر. 🔸امروز مسئله فقط یک ساختمان نیست؛ مسئله نگاه ما به میراث فرهنگی است. اگر میراث را صرفاً مجموعهای از اشیا بدانیم، انتقال آنها کافی است. اما اگر میراث را شبکهای از دانش، استاد، شاگرد، تجربه، حافظه تاریخی و هویت ملی بدانیم، آنگاه خواهیم فهمید که پژوهشکده هنرهای ملی خود یک اثر میراثی است. نهادهای فرهنگی، سرمایه یک نسل نیستند که بتوان آنها را با یک بخشنامه جابهجا کرد؛ آنها امانتی برای نسلهای آیندهاند.
#موزهها_به_روایت_سینما 🔸یکی از ماندگارترین سکانسهای فیلم «ناصرالدینشاه آکتور سینما» ساخته محسن مخملباف، صحنهای است که عکاسباشی را به پای گیوتین میبرند؛ سکانسی که در فضای تاریخی کاخ موزه گلستان فیلمبرداری شده و مرز میان واقعیت تاریخی، خیال و سینما را عمداً درهم میآمیزد. 🔸فیلم که در سال ۱۳۷۰ ساخته شد، روایت طنزآمیز و متفاوتی از مواجهه ناصرالدینشاه قاجار با پدیده تازهوارد سینما است؛ اما در پسِ این طنز، نگاهی انتقادی به قدرت، هنر و رابطه حکومت با هنرمند دارد. 🔸و چه جایی مناسبتر از کاخ گلستان برای روایت چنین داستانی؟ 🔸جایی که خودِ دیوارها، تالارها و حیاطهایش بخشی از تاریخ قاجار را در خود نگه داشتهاند و این بار، به لوکیشنی برای بازسازی تاریخ در سینما تبدیل شدهاند. 🔸با ادای احترام به بزرگانی همچون اکبر عبدی، عزتالله انتظامی، محمدعلی کشاورز و... @museum_tourism instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
🔺درخواست شبکه تشکلهای میراثی از سازمان بازرسی ورود فوری و اعمال اقدامات قانونی و پیشگیرانه برای توقف عملیات تخلیه، جابهجایی و تغییر وضعیت پژوهشکده هنرهای سنتی و بررسی ابعاد حقوقی و مدیریتی http://instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
▪️فرشاد اصول فلاح عضو شورای مرکزی و دبیر کارگروه گردشگری شبکه تشکلهای میراثی ایران - رئیس انجمن گردشگری ماجراجویانه ▪️رضا عبدالهی عضو شورای مرکزی و دبیر کارگروه صنایع دستی شبکه تشکلهای میراثی ▪️حمیدرضا آقا علی طاری عضو شورای مرکزی شبکه تشکلهای میراثی ایران و رئیس باشگاه تاثیر گذاران گردشگری ایران ▪️جواد وندنوروز عضو شورای مرکزی و دبیر کارگروه میراث ناملموس شبکه تشکلهای میراثی و رئیس بنیاد استاد شهریار ▪️فرشته ساکی بازرس شبکه تشکلهای میراثی ایران ▪️محمد علی و دود عضو شورای هنر بنیاد ملی نخبگان ▪️معصومه دوستعلی رئیس هیئت موسس انجمن هنر و صنایع شیشه و آبگینه ایران ▪️حجت الله مرادخانی (مدرس و کنشگر حوزه صنایع دستی و میراث فرهنگی ▪️رسول حاجی باقری رئیس انجمن دیده بان استهبان و کنشگر میراث فرهنگی و محیط زیست ▪️عبدالحمید خدایاری دکترای مدیریت گردشگری و مدیر سابق میراث فرهنگی ایرانشهر ▪️رسول مجیدی کنشگر حوزه میراث فرهنگی و گردشگری ▪️امید ابراهیمی رئیس انجمن میراث و تمدن کارمانیا و کنشگر حوزه میراث فرهنگی ▪️افسر الملوک ملکی عضو شورای بین المللی موزه ها ایکوم ▪️سعيده محمدی مدرس راهنما و فعال حوزه گردشگری ▪️ابوالفضل رحیمی مدیر عامل شرکت هنرخانه رحیمی ▪️امین طباطبائی مدیر خانه فرهنگ جاودان شیراز ▪️سمیه مراقی فعال حوزه میراث فرهنگی ▪️ناهيد كمال الدینی مدیر عامل تشکل مردم نهاد میراث فرهنگی و محیطی بم instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
🔸پژوهشکده هنرهای سنتی یک ساختمان عمومی یا یک انبار آثار نیست؛ یکی از مهمترین نهادهای تاریخی تولید، آموزش، پژوهش و انتقال دانش هنرهای سنتی ایران است. 🔸تشکلهای تخصصی نباید صرفاً پس از اتخاذ تصمیم در جریان امور قرار گیرند؛ بلکه باید در مقام ناظر اجتماعی و کارشناس و کارشناس و وثوق جامعه تخصصی در فرآیند تصمیمسازی و پایش اجرای تصمیم حضور داشته باشند. 7⃣پرسش درباره اولویت تصمیم در شرایط فعلی کشور، آیا جابهجایی این مجموعه اساساً چه اولویتی دارد؟ 🔸اگر علت اصلی، نگرانیهای امنیتی درباره ساختمانهای وزارتخانه است، آیا بررسی انتقال بخشهای اداری و کارکنان ـ که ماهیت اداری و قابل انتقال دارند ـ به مکان جایگزین، منطقیتر از جابهجایی آثار، کارگاههای زنده و گنجینهای نیست که بخش مهمی از هویت تخصصی این نهاد را تشکیل میدهد؟ 🔸نباید برای حفاظت از آثار، به اقدامی دست زد که در نهایت به تضعیف یا فروپاشی بستر نهادی تولید و حفاظت از همان میراث منجر شود. ✅درخواست نهایی 🔸با توجه به مراتب فوق و با عنایت به اینکه سازمان بازرسی کل کشور مطابق قانون، مأمور نظارت بر حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاههای اداری است و امکان بررسی پیشگیرانه اقدامات دستگاههای مشمول را نیز دارد، ❗️تقاضا دارد دستور فرمایید با قید فوریت: 1⃣هرگونه اقدام اجرایی غیرقابل بازگشت درخصوص تخلیه، جابهجایی اموال و آثار، تغییر کاربری و تعطیلی یا انتقال پژوهشکده، تا پایان بررسی متوقف شود. 1⃣ هرگونه اقدام اجرایی غیرقابل بازگشت درخصوص تخلیه، جابهجایی اموال و آثار، تغییر کاربری و تعطیلی یا انتقال پژوهشکده، تا پایان بررسی متوقف شود؛ 2⃣هیئت بازرسی ویژه برای بررسی مبانی قانونی، مرجع صلاحیتدار، فرآیند تصمیمگیری و آثار و پیامدهای اقدام اعزام شود؛ 3⃣ وضعیت کامل ثبت، شمارهگذاری، صورتبرداری و حسابرسی اموال و آثار بررسی شود؛ 4⃣ فرآیند انتقال اسناد و تضمینهای مربوط به آن مورد بررسی قرار گیرد؛ 5⃣میزان اجرای تکالیف قانونی وزارتخانه درخصوص شناسایی و شناسنامهدار کردن آثار فاخر صنایعدستی بررسی شود؛ 6⃣و در نهایت، با حضور نمایندگان جامعه تخصصی و تشکلهای ملی، طرح احیا و تقویت پژوهشکده هنرهای سنتی بهعنوان یک نهاد ملی و تخصصی مورد بررسی قرار گیرد. 🔸آنچه امروز در معرض تصمیم قرار گرفته، صرفاً چند اثر یا یک ساختمان نیست؛ بخشی از حافظه نهادی، دانش انباشته و زیرساخت زنده هنرهای سنتی ایران است. 🔸اگر در فرآیند جاری تخلف، ترک وظیفه قانونی، خروج از حدود صلاحیت یا احتمال تضییع اموال و حقوق عمومی وجود داشته باشد، مداخله پیشگیرانه امروز میتواند از خسارتی جلوگیری کند که فردا نه با گزارش کارشناسی و نه با تصمیم اداری قابل جبران نخواهد بود. با سپاس و احترام شبکه تشکلهای میراثی ایران رونوشت: • دفتر مقام معظم رهبری • دبیر محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی، جناب حجتالاسلام خسروپناه • رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، جناب حجتالاسلام ... • وزیر محترم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، جناب آقای صالحی امیری • خانم دکتر مریم سربازرس محترم میراث فرهنگی • سازمان بازرسی کل کشور • ریاست محترم دیوان عدالت اداری شبکه تشکلهای میراثی ایران امضاکنندگان حقوقی (انجمنها، تشکلها، نهادها و ...): ▪️شبکه تشکلهای میراثی ایران ▪️انجمن مجموعهداران ایران ▪️پویش ملی نجات بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی ایران ▪️ بنیاد ملی توسعه و تعالی گردشگری ▪️انجمن گردشگری ماجراجویانه ▪️باشگاه تأثیرگذاران گردشگری ایران ▪️انجمن کارآفرینان خلاق محله تجریش ▪️ بنیاد فرهنگی استاد شهریار ▪️باشگاه مجموعهداران حرفهای ایران ▪️انجمن هنر و صنایع شیشه و آبگینه ایران ▪️انجمن دیدهبان استهبان ▪️ انجمن دوستداران تیمَره (شهرستان گلپایگان) ▪️ انجمن میراث و تمدن کارمانیا (استان کرمان) انجمن میرات و نمدن کارمانیا استان کرمان ▪️انجمن دوستداران غار سنگ شکنان جهرم ▪️شرکت هنرخانه رحیمی ▪️خانه فرهنگ جاودان (شیراز) ▪️انجمن دوستداران یادمانها قزوین) ▪️انجمن دوستداران میراث فرهنگی هوتو ▪️تشكل مردم نهاد یاریگران میراث فرهنگی و محیطی بم امضا کنندگان حقیقی (اشخاص) ▪️منوچهر لطفی دبیر کل شبکه تشکلهای میراثی ایران و رئیس انجمن مجموعه داران ایران ▪️محمد مهدی کلانتری جانشین دبیر کل شبکه تشکلهای میراثی ایران و دبیر پویش ملی نجات بناها محوطه ها و بافت های تاریخی ایران ▪️مرتضی طالع ماسوله عضو شورای مرکزی شبکه تشکلهای میراثی ایران و رئیس بنیاد ملی توسعه و تعالی گردشگری
🔺نامه شبکه تشکلهای میراثی ایران به سازمان بازرسی برای جلوگیری از جابجایی پژوهشکده هنرهای سنتی ❗️در متن این نامه به شماره: ۱۰۰۶/۰۱ و به تاریخ: ۱۴۰۵/۵/۱۷ آمده است: «بسمه تعالی» جناب آقای مهندس کیاپاشا بازرس کل محترم ورزش و جوانان و میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری موضوع: درخواست ورود فوری و اعمال اقدامات قانونی و پیشگیرانه برای توقف عملیات تخلیه، جابهجایی و تغییر وضعیت پژوهشکده هنرهای سنتی و بررسی ابعاد حقوقی و مدیریتی با سلام و احترام 🔸شبکه تشکلهای میراثی ایران، به نمایندگی از دغدغه جامعه تخصصی هنرهای سنتی و با توجه به مسئولیت حرفهای و سابقه فعالیت در پژوهشکده هنرهای سنتی، به استحضار میرساند موضوع تخلیه، جابهجایی آثار و اموال و تغییر وضعیت این مجموعه، به مرحلهای رسیده است که ادامه اقدامات اجرایی، پیش از تعیین تکلیف ابعاد قانونی، مالکیتی، حفاظتی، کارشناسی و مدیریتی آن، میتواند خساراتی ایجاد کند که جبران آنها در آینده ممکن نباشد. 🔸از این رو، با توجه به جایگاه قانونی آن سازمان در نظارت بر حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاههای اداری و امکان ورود پیشگیرانه پیش از اقدامات دستگاههای مشمول، تقاضا دارد موضوع با قید فوریت در دستور رسیدگی قرار گیرد. 1⃣ ضرورت توقف فوری اقدامات غیرقابل بازگشت 🔸بر اساس اطلاعات و مستندات موجود در نامه ابلاغی وزارت میراث فرهنگی به ریاست پژوهشگاه به تاریخ ۱۸/۰۳/۱۴۰۵، در بندهای دوم و سوم صراحتاً موضوع جلوگیری از ادامه فعالیت پژوهشکده هنرهای سنتی و همچنین جابهجایی و استقرار آن در محل دیگری مطرح شده است. 🔸هرچند در موضع اخیر منتشرشده از سوی مسئولان، عنوان شده است که گروه هنرهای سنتی و پژوهشکده منتقل یا تعطیل نخواهند شد و صرفاً بخشی از آثار به صورت امانی به موزه ملی ایران انتقال خواهد یافت، این تغییر رویکرد را میتوان گامی امیدوارکننده دانست؛ اما تا زمانی که آثار و اموال جابهجا نشده و وضعیت نهایی پژوهشکده روشن نشده است، ضرورت نظارت پیشگیرانه همچنان به قوت خود باقی است. 🔸لذا تقاضا میشود تا پایان بررسی کارشناسی و حقوقی، دستور مقتضی برای توقف هرگونه تخلیه، جابهجایی اموال، انتقال آثار، تغییر کاربری، تعطیلی یا مداخله فیزیکی در کارگاهها و فضاهای پژوهشکده صادر و از ایجاد وضعیت غیرقابل بازگشت جلوگیری شود. 2⃣ ضرورت بررسی صلاحیت و مرجع قانونی تصمیمگیری 🔸پژوهشکده هنرهای سنتی در ساختار پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری قرار دارد؛ نهادی علمی و پژوهشی که دارای ساختار و ارکان قانونی خاص خود است. 🔸از این رو ضروری است بررسی شود تصمیمگیری درباره اموال، گنجینه، کارگاهها، استمرار فعالیت و تغییر محل استقرار پژوهشکده، دقیقاً در صلاحیت کدام مرجع قانونی قرار دارد و آیا کلیه تشریفات و مجوزهای لازم طی شده است یا خیر. 🔸این موضوع بهویژه درباره اموال و آثار تاریخی و فرهنگی، که واجد وصف عمومی و ملی هستند، اهمیت مضاعف دارد. 3⃣وضعیت ثبتی و حسابرسی اموال یکی از پرسشهای اساسی این است که چرا بخشی از آثار نفیس موجود در این مجموعه، پس از سالها، هنوز بهصورت کامل تکلیف، ثبت و شمارهگذاری اموال نشدهاند. 🔸بدیهی است انتقال هر مال با اثر فاقد شناسه دقیق، بدون تکمیل فرآیند ثبت، مستندسازی، صورتبرداری و تعیین مسئولیت، میتواند فرآیند دریابی و حسابرسی آن را با مشکل مواجه کند. تقاضا میشود سازمان بازرسی در این خصوص، وضعیت ثبت اموال، شمارههای اموال، دفاتر امین اموال، صورتجلسات و سوابق و تحول آثار را بررسی کند. 4⃣ ضرورت بررسی اجرای تکالیف قانونی درباره آثار فاخر 🔸همچنین شایسته است در جریان این بررسی مشخص شود تکالیف قانونی وزارتخانه در زمینه شناسایی، ثبت، معرفی و ایجاد سازوکار شناسنامه ملی آثار فاخر صنایعدستی تا چه میزان اجرا شده است. بهویژه آنکه مجموعه پژوهشکده دارای آثاری است که برخی از آنها واجد ارزش تاریخی، هنری و پژوهشی استثنایی هستند و هرگونه جابهجایی باید از حیث اصالت، سابقه، مشخصات فنی، ارزش فرهنگی و جایگاه تاریخی مستند و شناسنامهدار شوند. 5⃣ انتقال امانی؛ با چه تضمینهایی؟ چنانچه انتقال بخشی از آثار صرفاً با هدف حفاظت و به صورت امانی انجام میشود، تقاضا میشود موارد زیر بهصورت رسمی بررسی و روشن شود: 🔸فهرست دقیق آثار، وضعیت ثبتی آنها، مبنای حقوقی انتقال، مدت امانت، مسئولیت حفاظتی و حقوقی، شرایط نگهداری، شرایط بازگشت و مرجع تصمیمگیر درباره بازگرداندن آثار. جامعه تخصصی با اصل حفاظت از آثار هیچ مخالفتی ندارد؛ نگرانی اصلی آن است که انتقال موقت، در آینده به خروج دائمی آثار تاریخی و تخصصی خود تبدیل نشود. 6⃣ضرورت نظارت جامعه تخصصی و تشکلهای ملی
🔺دانستن و پاس و گرامی داشتن، ندانستن و رها و نابودکردن 🖋#دکتر_حکمتاله_ملاصالحی 🔸میزان درستی و دامنهی راستی شناخت مردمان جامعهها و دولتها از واقعیتها از رخدادها و دگرگونیهای جامعه وجهانی که در آن زندگی کردهاند؛ زمانهای که در فضای آن اندیشیدهاند؛…
🔺دانستن و پاس و گرامی داشتن، ندانستن و رها و نابودکردن 🖋#دکتر_حکمتاله_ملاصالحی 🔸میزان درستی و دامنهی راستی شناخت مردمان جامعهها و دولتها از واقعیتها از رخدادها و دگرگونیهای جامعه وجهانی که در آن زندگی کردهاند؛ زمانهای که در فضای آن اندیشیدهاند؛ نقش موثر و تعیین کننده در نحوهی مواجهه و تدبیر موفق و ناموفق و فرازیدن و فراز آمدن آنها بر مسئلهها و بحرانها و چالشهای ریز و درشتی که دست در گریبان بوده و دست و پنجه فشردهاند؛ داشته است. 🔸تدبیر و مهار و فراز آمدن برخطرها و چالشها و بحرانها و مخاطرات هم اندیشه و دانش و دانایی هم اراده و عزم استوار هم باور ستبر و احساس مسئولیت به سرنوشت مشترک مردمان جامعه و مصلحت و منفعت جمع را میطلبیده است. 🔸مواریث فرهنگی اعم از ناملموس و ملموس ، مواریث مشترک جامعه و جهان بشری ما هستند و محسوب میشوند.نسبت ما با مواریث فرهنگی نسبتی وجودی و ذاتی است. بدون مواریث فرهنگی ما جانوران حیات وحش بیش نیستیم. نسبت من با یک پاره سنگ با یک تکه چوب رها شده در جغرافیای طبیعی وجودی و ذاتی نیست. با هوا و غذا و تغذیه، طبیعی و حیاتی ست .چنین نسبتی را جانوران حیات وحش جغرافیای طبیعی هم با محیط شان دارند. لیکن نسبت من با سادهترین سنگ ابزارهای بشر پیش از تاریخ و سردوکها و کاسهها و کوزههای ساختهی اندیشه و دست انسان هزارههای نوسنگی، نسبت وجودی و ذاتی ست. برهمین سیاق نسبت من با این یا آن بنا و بافت تاریخی و محوطه ی باستانی و باستان شناختی ، وجودی و ریشهای و ماهویست. نکتهی مهمی که حتی مدیران و متولیان و صدرنشینان نهادهای مواریث فرهنگی و مآثر تاریخی میهن ما نمیدانند. 🔸نمیدانند که آسان از کنار تعرض متعرضان، تجاوز متجاوزان به مواریث فرهنگی و مآثر و بافتهای تاریخی میگذرند و گاه با تصمیگیریهای کژ و ناراست و نگاه چپانه واحولانه و سوداگرانه شان ویرانیها را دامن هم زدهاند. 🔸نکتهی دیگر آن که مسئله و معضل حل ناشده و گره کور ناگشودهی صیانت از مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی کشور، معلول و مدلول نبود شناخت درست و راست ما از واقعیتها و رخدادها و تحولات نفسگیر و غافلگیر کنندهی زمانه و جامعه و جهان مدرن و نظام های ارزشی مدرنیتهای ست که در آن بسر میبریم. 🔸 با ادا و اطوار و رفتارهای کورانه و مقلدانه نمی توان باواقعیتها وتحولات دنیای مدرن و ارزشهای مدرنینه و ملزومات و مقتضیات آن نسبت ورابطه ی واقعی برقرارکرد. موزهها و رویکردهای موزهای به مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی اعم از ناملموس و ملموس، برآمدن "علوم باستانشناختی" کشف باستان شناسانهی تاریخ، سازمانها و تشکیلات ملی و بینالمللی و جهانی ثبت مآثر تاریخی و قوانین مصوب و معاهدات و قراردادهای جهانی پذیرفته شدهی صیانت از مواریث فرهنگی، به مفهوم مدرن آن ، چه بخواهیم و چه نخواهیم؛ چه بپذیریم چه نپذیریم؛ همه یکسر واقعیتها و نهادهای نوپدید زمانه و عالم مدرن هستند.در فرهنگها و جامعههای به اصطلاح پیشامدرن موضوعیت نداشته است.مسئله نبوده است. 🔸کشمکشها و سهم خواهیها برسر مواریث فرهنگی به مفهوم مدرن آن درمیان مردمان فرهنگها و جامعههای گذشته آن گونه و آن چنان که در روزگارما مسئله نبوده و موضوعیت نداشته است. 🔸تمدن دورهی جدید ، تاریخ کاو، تاریخنگر، تاریخ اندیش و تاریخ مدارترین تمدنی ست که ازسرمی گذرانیم. ما تاهنگامی که نتوانستهایم؛ نسبت و رابطهای ریشهای و بنیادین با تحولات جامعه وجهانی که در آن بسر میبریم؛ برقرارکنیم؛ نمیتوان انتظار داشت مسئله و معضل و چالش تخریب ها و تعرضها و تجاوزها و ویرانیهای وارد آمده بر سر مآثر تاریخی و محوطه های باستانی و غارت و قاچاق وتاراج مواریث فرهنگی کشور،حل شود و راه حل موثری برایشان یافت. 🔸شوربختانه میبینیم ؛گرهها هم چنان ناگشوده مانده و بیش از پیش سختتر و ستبرتر هم شدهاند. اراده و عزمی استوار نه تنها در جان و وجدان مدیران جامعه، نه تنها در جان و وجدان مسئولان و متولیان و صدرنشینان مواریث فرهنگی کشور نیست که در سر دانش آموختگان و متخصصان امر هم دیده نمیشود. 🔸دیده نمیشود چون به حکمت و خرد و منطق و اهمیت و فلسفه ی کاری که می کنند؛ مسئولیت خطیری را که برشانه گرفته اند؛ شناخت عمیق و واقعی ندارند.اگر میداشتند ؛ هم امانتداران درستکارتر هم میراثدانان، هم میراثداران، هم میراث بانان راست کردارتر و موفقتر بودند.دریغ و صد دریغ که نیستند. نیستند که این چنین تاوان سنگین وسهمگینش را مواریث فرهنگی میهن ما میپردازد. 🔻ادامه @mirasbashi
🔸شاید معنای واقعی «ایران زنده است» همین باشد.اینکه هنوز کسانی هستند که عصر جمعه، به جای فراموش کردن گذشته، برای دیدن آن وقت میگذارند. هنوز کسانی هستند که برای یک طاق ساسانی، یک مسجد قاجاری، یک کلیسای ارمنی یا یک آتشکده دل میسوزانند.شاید ایران را همین آدمها زنده نگه داشتهاند؛ مردمی که فهمیدهاند میراث فرهنگی، مجموعهای از سنگ و آجر نیست، بلکه حافظه مشترک یک ملت است.و شاید حقیقت جاودان نیز همین باشد؛ایران را نمیشود شکست، مگر آن روز که نسبت به حافظه مشترکمان بیتفاوت شویم. instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
🔺ایران را نمیتوان شکست ‼️ روایتی از نمایشگاه «حقیقت جاودان؛ ایران زنده است» و گفتوگو با هربرت کریممسیحی 🖋#مریم_اطیابی 🔸میراثباشی:از همان قاب اول، چیزی کم بود؛ یا شاید چیزی بیش از حد حضور داشت.آدمی در عکسها نبود، اما همه جا انسان دیده میشد. در چینخوردگی آجرهای طاق کسری، در ستونهای تختجمشید، در سکوت مسجدی که قرنها نماز را به خاطر سپرده بود و در کلیسایی که هنوز بوی دعا میداد. هر قاب، رد پای انسان را حمل میکرد؛ انسانی که رفته بود، اما اثرش هنوز مانده بود. 🔸 همین پرسش، آغاز گفتوگوی من با هربرت کریممسیحی شد؛ عکاسی که سالهاست ایران را نه فقط ثبت، که روایت میکند. 🔸از او پرسیدم چرا نام نمایشگاه را «حقیقت جاودان؛ ایران زنده است» گذاشته است؟مکث کوتاهی کرد و بعد جملهای گفت که شاید خلاصه همه عکسهایش باشد:«حکومتها شکست میخورند، سلسلهها از میان میروند، آدمها میآیند و میروند؛ اما ایران هرگز شکست نمیخورد.» 🔸او از تاریخ، روایت دیگری دارد؛ روایتی که در آن، یورش اسکندر، حمله مغول یا هر مهاجم دیگری به معنای شکست ایران نیست. آنچه در فراز و فرود تاریخ فرو میریزد، حکومتها و سلسلهها هستند، نه سرزمینی که هزاران سال توانسته خود را از نو بسازد. 🔸میگوید اگر ایران شکست خورده بود، امروز دیگر چیزی به نام ایران وجود نداشت. این سرزمین راز عجیبی برای زنده ماندن دارد؛ رازی که نه در سیاست، بلکه در فرهنگ، حافظه و هنر نهفته است. 🔸هربرت در عکسهایش، انسان را عمداً حذف کرده است.اما وقتی از مسجدی عکس میگیرد، مسلمانانی را میبیند که قرنها در آن عبادت کردهاند. وقتی کلیسایی را قاب میبندد، مسیحیانی را میبیند که در سکوت آن دعا خواندهاند. وقتی به تختجمشید نگاه میکند، تنها سنگها را نمیبیند؛ تمدنی را میبیند که هنوز در حافظه این سرزمین نفس میکشد.برای او، بناهای تاریخی، اشیای بیجان نیستند؛ موجوداتی زندهاند که هنوز با ما حرف میزنند. 🔸شاید به همین دلیل است که به گفته او باستانشناسان هم هنگام دیدن آثارش، بیش از آنکه از دقت مستندنگاری سخن بگویند، از «روح مکان» حرف زدهاند؛ روحی که در عکسهای او زنده مانده است. 🔸اما گفتوگو، جایی عمیقتر شد که از میراث فرهنگی حرف زدیم. کریم مسیحی ناگهان از عکس فاصله گرفت و از مسئولیت حرف زد. میگوید آرزو دارد روزی برسد که یک جوان در آذربایجان غربی، نگران مسجد آقابزرگ کاشان باشد؛ همانطور که یک شهروند کاشانی دلش برای قرهکلیسا یا کلیسای وانک بلرزد. 🔸او میگوید: برایش مهم است که یک مسیحی، نگران آسیب دیدن مسجد باشد و یک مسلمان، دلواپس کلیسا.این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما در دل خود، تعریف تازهای از میراث فرهنگی دارد.میراث، متعلق به یک دین نیست.متعلق به یک قوم نیست.متعلق به یک استان هم نیست.میراث، حافظه مشترک ماست.اگر گنبد مسجدی فرو بریزد، بخشی از حافظه ایران آسیب دیده است و اگر دیوار کلیسایی ترک بخورد، باز هم چیزی از هویت مشترک ما فرو ریخته است. 🔸از نگاه او، ایران زمانی از میراث خود بهدرستی حفاظت خواهد کرد که هر ایرانی، فارغ از قومیت، زبان یا دین، آثار تاریخی سراسر این سرزمین را بخشی از خانه خود بداند. 🔸هربرت جمله دیگری هم گفت که مدتها در ذهن خواهد ماند:«اینها میراث فرهنگی کشور نیستند؛ ارث پدری من و تو هستند.»شاید تفاوت همین دو واژه، همه تفاوت نگاه ما به حفاظت از میراث فرهنگی باشد. 🔸او تاکید میکند: وقتی بنایی را متعلق به یک سازمان بدانیم، حفاظت از آن را هم وظیفه همان سازمان میدانیم.اما وقتی آن را خانه پدری خود بدانیم، دیگر منتظر هیچ بخشنامهای نمیمانیم.مردم، خودشان نگهبان خواهند شد. 🔸این هنرمند از نسل جوان هم با مهربانی حرف میزند. نه از موضع نصیحت، بلکه از موضع اعتماد. میگوید هر نسل، زبان خودش را برای دوست داشتن ایران پیدا میکند.اگر نوجوانی امروز، نقش فروهر را روی لباسش چاپ میکند یا از کاشیکاری مسجد شاه اصفهان برای طراحی یک دستبند الهام میگیرد، نباید او را سرزنش کرد. این هم شکلی از پیوند با گذشته است.نسل امروز قرار نیست ایران را دقیقاً شبیه نسلهای قبل دوست داشته باشد.مهم این است که روزی، خودش راهش را به سوی این حافظه پیدا کند. 🔸از او پرسیدم هنر چه نقشی در حفاظت از میراث فرهنگی دارد؟ لبخندی میزند و میگوید:اگر هنرمندان نبودند، شاید خیلی از چیزهایی را که امروز میشناسیم، اصلاً نمیشناختیم. 🔸واقعیت همین است.پیش از آنکه دوربینها به ثبت آثار تاریخی بپردازند، این نقاشان بودند که تختجمشید، طاق کسری و دهها بنای دیگر را برای تاریخ حفظ کردند.هنر، فقط زیبایی خلق نمیکند؛ حافظه میسازد. 🔸وقتی گفتوگو تمام شد، از گالری بیرون آمدیم.بیرون، زندگی جریان داشت؛ همان زندگی که در روزهای میان جنگ و آتشبس، هنوز آدمها را به دیدن یک نمایشگاه عکس میکشاند. 🔻ادامه: @mirasbashi
🔺ضرورت جبران عقبماندگی گردشگری خوزستان؛/ 📍با حذف نخبگان و مشارکت، توسعه ممکن نیست 🖋#سیروس_داودی؛ فعال اجتماعی و عضو شورای راهبردی اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری 🔸اظهار نظر معاون گردشگری کشور مبنی بر «ضرورت جبران عقبماندگیهای گردشگری خوزستان» سخنی درست و واقعبینانه است؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این عقبماندگی تنها نتیجه کمبود اعتبار و زیرساخت است یا محصول سالها ضعف در حکمرانی، بیتوجهی به مشارکت نخبگان و کنار گذاشتن ظرفیتهای مردمی نیز هست؟ 🔸خوزستان استانی با ظرفیتهای بینظیر تاریخی، طبیعی، فرهنگی، مذهبی و صنعتی است؛ استانی که میتواند یکی از قطبهای اصلی گردشگری کشور باشد، اما هنوز از بسیاری از فرصتهای خود فاصله دارد. 🔸یکی از مهمترین انتقادها به عملکرد حوزه گردشگری ادارهکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان، بیتوجهی به شورای راهبردی گردشگری است؛ شورایی که با حضور متخصصان، دانشگاهیان، فعالان بخش خصوصی و نمایندگان سازمانهای مردمنهاد تشکیل شده تا بازوی فکری و مشورتی این حوزه باشد. 🔸متأسفانه در عمل، هنگام سفر مسئولان ملی، اعضای این شورا یا اصلاً دعوت نمیشوند یا پس از آغاز جلسه، تنها با ارسال یک پیامک از آنها دعوت میشود؛ رفتاری که بیش از آنکه نشاندهنده اعتقاد به مشارکت باشد، شائبه رفع مسئولیت اداری را ایجاد میکند. 🔸اگر قرار نیست از ظرفیت کارشناسان استفاده شود، فلسفه تشکیل شورای راهبردی چیست؟ اگر قرار است تصمیمها از پیش گرفته شود، چرا جلسات شورا برگزار میشود و صورتجلسهها تنظیم میشوند؟ 🔸واقعیت این است که بسیاری از پیشنهادهای کارشناسی شورا هرگز وارد مرحله اجرا نشدهاند. صورتجلسهها بایگانی میشوند، اما خروجی ملموسی برای توسعه گردشگری استان دیده نمیشود. این حجم از بیتفاوتی نسبت به نظرات کارشناسی، نه تنها موجب اتلاف زمان و انرژی فعالان این حوزه میشود، بلکه فرصتهای ارزشمند توسعه را نیز از خوزستان میگیرد. 🔸گردشگری با نگاه بسته و مدیریت جزیرهای رشد نمیکند. توسعه گردشگری زمانی اتفاق میافتد که دولت، بخش خصوصی، دانشگاه و جامعه مدنی در کنار یکدیگر قرار گیرند، نه اینکه نقش نخبگان و تشکلهای مردمی صرفاً به حضور تشریفاتی محدود شود. 🔸اگر واقعاً قرار است عقبماندگی گردشگری خوزستان جبران شود، نخستین گام، اصلاح شیوه مدیریت، احترام به خرد جمعی، اجرای مصوبات کارشناسی و باور واقعی به مشارکت است. خوزستان، این استان زرخیز و برخوردار از تمدنی چند هزار ساله، شایسته آن نیست که فرصتهایش یکی پس از دیگری به دلیل بیتوجهی به ظرفیتهای انسانی و کارشناسی از دست برود. جبران عقبماندگی، پیش از هر چیز، نیازمند تغییر نگاه مدیران به مشارکت و استفاده واقعی از سرمایههای فکری استان است. instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi
🔺از سایت مرکزی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی تا موزه ملی؛ روایت یک انتقال امانی 🖋#روزبه_کردونی *1️⃣آیا گروه هنرهای سنتی در حال تعطیلی یا انتقال است ؟* خیر. نه گروه هنرهای سنتی منحل شده و نه قرار است خود این گروه به سعدآباد یا محل دیگری منتقل…
🔺از سایت مرکزی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی تا موزه ملی؛ روایت یک انتقال امانی 🖋#روزبه_کردونی *1️⃣آیا گروه هنرهای سنتی در حال تعطیلی یا انتقال است ؟* خیر. نه گروه هنرهای سنتی منحل شده و نه قرار است خود این گروه به سعدآباد یا محل دیگری منتقل شود. آنچه مطرح است، فقط انتقال امانی بخشی از آثار ارزشمند این گروه است که اکنون در سایت مرکزی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نگهداری میشوند. *2️⃣چرا اصلاً انتقال آثار مطرح شد؟* به دلیل ملاحظات جدی امنیتی و حفاظتی و تأکید نهادهای مرتبط بر ضرورت نگهداری این آثار در شرایط امنتر و استانداردتر. مسئله از ابتدا حفاظت از گنجینه بوده است، نه یک جابهجایی اداری. 3️⃣*آیا قرار بود آثار به سعدآباد منتقل شوند؟* سعدآباد در بررسی اولیه یکی از گزینهها بود، اما تصمیم نهایی نبود. پس از مشورت با مسئولان و متخصصان گروه هنرهای سنتی، به پیشنهاد خود آنان، موزه ملی ایران بهعنوان مقصد مناسبتر انتخاب شد. *4️⃣چرا موزه ملی ایران؟* به دلیل برخورداری از زیرساختهای تخصصی حفاظت و مرمت و امکان اجرای دقیقتر ضوابط امنیتی، حفاظتی و امیناموالی. 5️⃣ *آیا متخصصان هنرهای سنتی در این فرایند حضور دارند؟* بله. بازدید میدانی توسط رییس موزه ملی و مسئول گروه هنرهای سنتی انجام شده و آمادهسازی، بستهبندی، انتقال و جانمایی آثار با همراهی مسئولان گروه هنرهای سنتی و زیر نظر متخصصان حفاظت و مرمت انجام خواهد شد. 6️⃣ *آیا این ماجرا شبیه جابهجاییهای گذشته یا پرونده آثار مفقودشده سعدآباد است؟* نگرانی ناشی از تجربههای گذشته قابل درک است؛ اما شباهت در واژه «جابهجایی» به معنای یکسان بودن دو اتفاق نیست. در این پرونده مقصد نهایی سعدآباد نیست، انتقال امانی است و فرایند با ثبت امیناموالی و نظارت تخصصی انجام میشود. پروندههای گذشته باید مستقلاً بررسی و درباره آنها پاسخ داده شود؛ اما نمیتوان نتیجه آن پروندهها را از پیش به این تصمیم تعمیم داد. *7️⃣چه چیزی اتفاق نیفتاده است؟* نه گروه هنرهای سنتی تعطیل شده، نه «پژوهشکدهای» منتقل شده، نه آثار به سعدآباد سپرده شدهاند، نه واگذاری دائمی صورت گرفته و نه انتقالی پنهانی و بدون نظارت تخصصی در جریان است. *8️⃣پس چه اتفاقی افتاده است؟* بخشی از آثار ارزشمند هنرهای سنتی که در سایت مرکزی وزارتخانه نگهداری میشوند، به دلیل ملاحظات امنیتی و حفاظتی نیازمند شرایط مناسبتری تشخیص داده شدهاند. پس از مشورت تخصصی نیز، با پیشنهاد و همراهی خود مسئولان هنرهای سنتی، موزه ملی ایران برای انتقال امانی و حفاظت از این آثار انتخاب شده است. ماجرا در یک جمله: نه انتقال هنرهای سنتی، بلکه انتقال امانی آثار برای حفاظت از هنرهای سنتی. متن یادداشت 👇 Https://www.chtn.ir/x4tj5 @CHTNiran instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi