صفالی
СтатистикаDaily And etc.. من اينجام تا بنويسم و اگه چيزي ياد گرفتم باهاتون به اشتراك بذارم✨ ناشناس من: https://t.me/HarfChatBot?start=8a09d5c134e0 شناس: @safally
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 35
- Всего постов
- 38
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 304
- 1/48двое суток
- 348
- 1/72трое суток
- 375
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
واقعا زنده موندم و این برای من خیلی کار بزرگی بود.
واقعا هرچی فک میکنم یادم نمیاد که این یکسال دقیقا چطوری گذشت، انگار یکسال گذشته سوار اسب بودم و سرم بالا بوده و چیز خاصی از اتفاقات زندگی یادم نمیاد.
باورتون میشه کمتر از دوماه میشه یکسال که من یکی از عزیزترین ادمای زندگیمو از دست دادم و از هم پاشیدم و دوباره از نو تیکههای خودم رو جمع کردم؟
واقعا یکی از بزرگترین دلایلی که هیچوقت به ازدواج فکر نمیکنم ترس ازینه که ازدواج چیزی شبیه به ازدواج مامان بابام باشه. اونا دعواهای بد باهم ندارن، توهین و تحقیر خاصی ندارن ولی در نهایت هیچ عشقی تو زندگیشون نیست. از روی عادت باهم موندن و خودشونو گرفتار کردن.
ما پیر شدیم ولی در نهایت نه مامانمون فهمید چطور باید با بابامون رفتار کنه نه بابامون یاد گرفت چطور باید جواب محبتای مامانمون رو بده. در یک لوپ تکراری افتادن و ما هم هرکاری میکنیم این لوپ شکسته نمیشه.
من و نرگس در دنیای بازی باهمدیگه بازی ساختیم و این بازی هم مال نرگسه. اگه بازی کردینش خوشحال میشه نظراتتونو بهش بگید💋💋💋
خب خوشگلاا این خروجی اولیه بازیمه خوشحال میشم بهم بازخورد بدید درباره ظاهرش، فیچرا و یا حتی اگه چطوری باشه بهتر میشه.. نظرهاتون برام کلی ارزشمنده✌️💋
اینایی که تا از پریود حرف میزنی بهت میگن فمنییییست و هم برنمیتابم. خارکصه دو دیقه وحشتت از فمنیسم رو به هرکسی که میشناسی تعمیم نده ببینیم چیکار میکنیم.
بابام داره تلاش میکنه وارد بازار ارز دیجیتال بشه و کسیکه داره تاوانشو میده منم. هر روز صبح داریم اموزشارو نگاه میکنیم و من کنار اونا دارم کارم میکنم. اسیری شدم بیا و ببین🙏🏻
تازه یکی گفته اگه خربزه اعتماذ به نفس تورو داشت موز میداد🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
یکم حرف بزنم این عکسو بشوره ببره🤣🤣🤣🤣
این بادی اسپلش سول د ژانیرو شمارهی ۴۰ انقد بوی خوبی میده که هر دفعه که میزنمش همش خودم رو از ته دل میبویم🫶🏼
واقعا من شفا یافتم🤣🤣🤣🤣
وای اینجا فک کنم ۱۸ سالمه😭😭😭😭😭 کپشنمو ببینین شما😭😭😭😭😭
دیدین این ریلزای جدیدو تو اینستا که میگن چرا ما فلان دههایا پیر نمیشیم بعد عکس ده سال پیششونو نشون میدن میگن چون یه زمانی پیر بودیم. من این ژانرو خیلی جدی میتونم شرکت کنم. من ۱۸سالگیم شبیه مطلقهها با دوتا پسر کوچیک به اسم کیان و کیوان بودم😭😭😭😭😭😭
مامانم داره این بازیای که ساختمو بازی میکنه بعد خیلی کیوتهه، هروقت الارم نفس عمیق کشیدن میاد بلند نفس میکشه و بهم میگه که نفس کشیدم. میمیرم براش😭😭😭
پیش خانواده بودن ادم رو مولتی تسک میکنه بعد همین که ادم از پیش خانواده عظیمت میکنه کونش یه جا اروم میگیره به تنظیمات کارخانه برمیگرده و یادش میره که تو چه شرایطی کار میکرده/درس میخونده/ زندگی میکرده.
پیش خانواده بودن ادم رو مولتی تسک میکنه بعد همین که ادم از پیش خانواده عظیمت میکنه کونش یه جا اروم میگیره به تنظیمات کارخانه برمیگرده و یادش میره که تو چه شرایطی کار میکرده/درس میخونده/ زندگی میکرده.
نشستم دارم کار میکنم، مهمون داریم ولی فردا باید کارم رو تحویل بدم و نت باهام یاری نمیکنه و من موندم و بخش عظیمی از خاطرات که دارم نشخوارشون میکنم.
دلم برای بندر و نون توموشی خوردن کنار دریا تنگ شده. دلم برای بوی ماهی و مردمان دلزندهش خیلی تنگ شده. من هیچ دریایی رو به اندازهی دریای بندر، دریا نمیدونم. دلم برای دریای واقعا دریاش تنگ شده.