سام گیوراد
Статистикаدر دشت هایِ انگاشت... ادبیات @SamGivrad http://www.youtube.com/@Sam.Givrad
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Видео
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 954
- 1/48двое суток
- 2 239
- 1/72трое суток
- 2 415
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مستند «تختجمشید» (پرسپولیس)، ۱۳۴۰/۱۹۶۳ کارگردان: فریدون رهنما این مستند نخستین کار این شاعر و فیلمساز برجسته است که با هزینهی شخصی ساخته شد و درآمدی است بر نگاه رهنما به ایران و هویت ملی. امشب پنجاه و یکمین سالمرگ این هنرمند نامدار جوانمرگ است.
«اشکهای تازهات را برای غمهای کهنه هدر مده.»/اوریپیدس Euripides Fragments/"Alexander"
دربارۀ نام کورش در متنهای کهن فارسی در سالهای اخیر برخی، بهویژه پانترکها، علیه تاریخ ایران باستان تبلیغات گستردهای کردهاند و ترجیعبند همۀ آنها نیز این است که نام کورش، پادشاه هخامنشی، در متنهای کهن فارسی نیامده و حتی چنین شخصیتی وجود خارجی نداشته و نام او را در دوران پهلوی یا کمی پیش از آن بر سر زبانها انداختهاند (برای خواندن یکی از این نظرها، اینجا را ببینید). البته که چنین نظرهایی در دنیای علم ارزش پاسخ دادن ندارد، ولی شاید نگاه منِ زبانشناسِ علاقهمند به زبانشناسیِ پیکرهای به این موضوع برای برخی جالب باشد و امیدوارم نتیجۀ جستوجوی اجمالیام در یکی از پیکرههای تاریخیِ فارسی نیز برای خوانندگان بیفایده نباشد. آنچه در زیر آمده شاهدهایی از کاربرد نام «کورش / کوروش / کیرُش» در برخی متنهای کهن فارسی است که از میان صدها شاهد برگزیده شدهاست: قرن ۴: باز بهمن بختنصر را بنواخت و ولایت شام بدو داد و سپهبد کورش را از آنجا بازخواند (تاریخ بلعمی ۱۳۵۳، ص ۶۵۶). قرن ۴: کورش ... دانیال را بر ایشان مهتر کرد و برفتند و به بیتالمقدس شدند (تاریخنامۀ طبری ۱۳۹۲، ج ۱، ص ۴۶۶ـ۴۶۷). قرن ۵: آخر کورش همدانی پدید آمد بنیاسرایل را نصرت کرد (ترجمه و قصههای قرآن، سورآبادی ۱۳۳۸، ج ۱، ص ۵۶۴). قرن ۵: بهمن ... کیرُش [= کورش] را ... تمکین داد و فرمود تا بنیاسراییل را نیکو دارد و ایشان را باز جای خویش فرستد (ابنبلخی ۱۹۲۱، فارسنامه، ص ۵۳). قرن ۸: بهمن ... به جنگ خاندان رستم زال رفت. ... در کتب بنیاسرائیل نام او کورش ملک آمدهاست (حمدالله مستوفی ۱۳۶۲، تاریخ گزیده، ص ۹۴). قرن ۸: کورش چو چهارساله گردید / رویش چو بهار و لاله گردید (شاهین شیرازی ۱۳۵۲، منتخب اشعار فارسی از آثار یهودیان ایران، ص ۱۷۱). قرن ۹: بختنصر و لشکرش همه گبر [= کافر] بودند و در میان اسیران بنیاسرائیل بعضی صالحان و پیغمبرزادگان بودند. خدای تعالی بر زبان بعضی پیغمبران امر کرد پادشاهی از پادشاهان فارس را، نام او کورش و او مردی مؤمن بود (ابوالمحاسن جرجانی، تفسیر گازر، ج ۵، ص ۲۵۵). قرن ۱۰: کورش ... و سیهزار نفر از استادان بنا و سایر هنرپیشگان به بیتالمقدس شتافت (خواندمیر ۱۳۸۰، تاریخ حبیبالسیر، ج ۱، ص ۱۳۶). قرن ۱۰: شه پاراس و مادی آن نکورای / که کورش خواند او را مرد دانای (عمرانی، منتخب اشعار فارسی از آثار یهودیان ایران، ص ۲۲۸). قرن ۱۱: مصلحت کردن داریوش عراقی و کورش پارسی در مجلس می و عزم رفتن بر سر بلشاصر بهسوی بغداد ... (خواجه بخارایی، منتخب اشعار فارسی از آثار یهودیان ایران، ص ۲۶۲). قرن ۱۳: خداوند ... درخصوص کورش میفرماید که شبان من اوست و تمام مشیتم را بهاتمام رسانیده، به اورشلیم خواهد گفت که بنا کرده خواهی شد و به هیکل که اساست مبتنی خواهد شد (فاضل همدانی، ترجمۀ عهد عتیق، ص ۱۲۷۲). قرن ۱۴: کامبیز پسر کورش کیانی (هخامنشی) مصر را گرفت (روزنامۀ تربیت، ج ۲، ص ۱۳۲۸). این دو نکته را نیز بیفزایم که ١. «ـُش» در «کورش» پایانۀ صرفی است (نیز در «داریوش») و با حذف آن «کُر» باقی میماند. ٢. دو رود، یکی در قفقاز و دیگری در استان فارس، به نام «کُر» وجود دارد که نام آنها برگرفته از نام کورش هخامنشی است (فرهنگ فارسی، محمد معین، جلد ششم). ٣. «کیروش» (که نام یکی از مربیان پیشین تیم ملی فوتبال ایران هم بوده و تلفظ درستِ آن kiroš است) و «سیروس» و «کورُس» از صورتهای دیگرِ «کورش» در زبانهای فرنگی است و از هزارههای پیشین تا امروز فرنگیها نام این پادشاه را روی فرزندان خود میگذاشتهاند. پیکرۀ زبانی استفادهشده: پیکرۀ گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، به سرپرستی دکتر علیاشرف صادقی ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ ▫️فرهاد قربانزاده @azvirayesh
حک نام جهانگیر درویش بر یادمان اهداگران سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
https://youtu.be/ldq4w6XF1PU?si=O820ZDffHdKeRnx-
تورق اسناد و نقشههای اهدایی جهانگیر درویش به مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران به فرخندگی نود و دومین زادروز او
تب «واژهسازی» به گفتهی زبانشناسی بزرگ و فقید چون دکتر محمدرضا باطنی، دغدغه و وسواسی قابل درک برای اندیشمندان، سخنوران و نظریهپردازان است که پس از بنیاد «فرهنگستان ایران» در اردیبهشت ۱۳۱۴ و نیاز زبان فارسی به واژههای نو، یک امر فراگیر شد که علاوه بر هموندان فرهنگستان، بسیاری از اهالی سخن را هم به این کار ترغیب کرد. امروزه از میان سیاههی آنهمه کلمه، شماری در زبان فارسی جانشین شدهاند و بسیاری هم بیرون از این دامان درماندهاند. و از شمار همین واژههای درمانده و «من درآوردی» ترکیب گنگ و بیمعنی «بازمعماری» است که پیشنهادهی خانم فرزانه صادق (وزیر راه و شهرسازی) بود برای مواجهه با ساختمان شیشهای ویرانشده جامجم، بنایی که یادگار معمار برجستهی ایرانزمین، عبدالعزیز فرمانفرماییان است. رناتو بونلی Renato Bonelli در کتاب «مرمت و معماری» Architettura e Restauro سه ویژگی پایه برای یک «معماری نیازمند به مرمت» بر میشمارد که بدین قرارند: ۱_استتیک و دانش زیباییشناسی بر مولفههای زیباشناختی آن معماری گواهی دهد. ۲_معماری مورد نظر تشخص زمانی_مکانی و ارزشی تاریخی داشته باشد که این «ارزش تاریخی» لزوما به دیرینگی ربطی ندارد و میتواند معاصر باشد ۳_ اهمیت ساختاری بنا (روابط فرم و ماده) و نگرش و استفاده آن معماری از تکنولوژی و فنآوری زمانهاش، زبانزد باشد. شرح کشاف ویژگیهای زیباییشناختی، تشخص تاریخی معماری ساختمان جامجم و اهمیت ساختاری آن، مجالی دیگر میطلبد اما همین مولفههای بسیاری که بر لزوم «مرمت» این بنا به شکلی علمی و دقیق و نه دیمی [چندانکه در ایران مرسوم است] گواهی میدهند ما را به بدیهیات رهنمون میسازد که در سخنان خانم وزیر مغفول مانده است. اینکه «مرمت» مداخلهای ظریف، دقیق و حسابشده برای حفظ حیات یا جبران خدشههای واردشده بر یک اثر معماری یا هنری است در کنار توجه به مادهی نهم کنوانسیون ونیز که مرمتگران و نهادهای ناظر را به لحاظکردن ردی از «روح زمانه» در مرمت دعوت میکند به باور من به قدر کافی گویای این امر است که مواجهه با ساختمان جامجم باید رویکردی محافظهکارانه داشته باشد با در نظر گرفتن ترومایی که بر این ساختمان حادث شده است؛ به بیانی صریحتر این ساختمان مطابق مدارک فنی موجود و مستندات و نقشههای باقیمانده از آن باید عینا باززندهسازی (Revitalization) بشود و بدین شیوه به زندگی خود ادامه بدهد اما در این فرآیند باززندهسازی بهتر است ردی هنرمندانه از جنگ و انفجاری که دیده را بر نمای خود داشته باشد تا نمادی از «حافظه تاریخی» در شهر باشد. به فروانکیرشه Frauenkirche فکر کنید، کلیسای جامع باشکوه تاریخی شهر درسدن که در اواخر جنگ دوم جهانی به تلی از سنگ و آوار در اثر بمباران متفقین تبدیل شد، ویرانهای که با تدبیری درخشان در بازسازی عینی و با تمایزگذاری رنگ سنگها در جداره باقیمانده از جنگ و بدنه ساختهشده جدید، هم تداوم آن حیات تاریخی_معماری را تضمین کرد و هم ردپایی از بزرگترین ترومایی که بر آن وارد آمد را همچون زخمی زیبا و خونافشان، کماکان نگاه داشت. هرگونه برخوردی جز این با ساختمان جامجم، جفایی آشکار بر بدنه یکی از بناهای شاخص مدرنیستی تهران است که در لوا و لفافهی مستعمل و نخنمای «مسابقه بینالملی» هم نمیتوان خبط و خطایش را پوشاند و یک معماری تمیز و ماندگار را به تاویل چاه ویل «بازمعماری» سپرد که لابد مارگزیدگانی که ماییم، طبیعی است که از ریسمان سیاه و سفید این شعبدهها بر خود بلرزیم.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
Dear presidency of @UNESCO, and the ladies and gentlemen as acting members: The comments and claims presented by Mr. Rafael Grossi, which none have been properly documented nor proven at all, somehow suggest and thus seriously threaten the very existence of the important and valuable historical site in city of Isfahan by the name of "Shah/Naghshe Jahan Square" and other monuments which has famously been documented in "UNESCO Heritage Site List". Please act responsibly and take care of your duties properly in regard to this critical matter. #Unesco #World_Heritage
مستند «جشن سده» کارگردان: منوچهر عسگرینسب گفتار فیلم: محمدرضا اصلانی ساختهی تلویزیون ملی ایران/۱۳۵۰ خورشیدی
«تصرف عنوانی» سَتاره است اما سِتاره نیست، مستور است و آشکاره نیست و این گاهی از بازیهای ماهی است که به گفتهی ادوارد سلر Eduard Seler «نخستین مرده است» بسیار پیشتر از آنکه اولین آدمیان پا بر خاک بگذارند یا احیانا گیاه و جانوری هموند زمین باشد، این ماه بود که در هر سی روز سه شب در آسمان ناپیدا بود به شکلی منظم تا بعد از کمان بیاغازد و به کمال برسد تا باز روز از نو و روزی از نو و برای همین است که زیبایی و رازوری، زنانگی و باروری را با ماه متناظر میکردند نیاکان خیالپرداز ما. و این سَتارهی ماهسان، نقطهی عزیمت امروز من برای گفتن از «تصرف عنوانی» است. سَتاره است اما ریشهاش از «ستر» و چیزی نهانی نمیآید، بلکه ناظر بر سطر است به معنای خط که در ضبط تاریخی خود طاء به تاء تبدیل شده تا سَتارهی داستان ما علاوه بر معنای متضمن پوشیدگی، نام دیگر «خطکش» امروزین باشد. همین دستابزار زیبا، تیغهی پولادین طلاکوب با طول ۴۹.۲ سانتیمتر و عرض ۲.۲ سانتیمتر که دولبهی آن برشی زیبا خورده، از برای دستگیری آسان. این سَتارهی قشنگ، دستخوش و پاداش استاد علیاکبر معمار است، چیزی همانند «جایزه معمار» این روزها برای مهراز و معمار مسجد شاه اصفهان از جانب شاهصفی، شاهدش چنین بیتی نبشته بر سَتاره: سَتاره ز شهنشاه عصر شاه صفی رسید در کف معمار بحق علیاکبر طلب نمودم از عقل سال اتمامش سعود سبعه بگفتا ستارهام بسفر و این «ستارهام بسفر» در حساب ابجد، مقارن با تاریخ ۱۰۳۹ مهی (هجری قمری) میگردد که سال دوم سلطنت شاهصفی صفوی است. اما چرا حرف از «تصرف عنوانی» رفته است در ابتدای این وجیزه؟ سَتارهی زیبای داستان ما با شماره ۱_۱۵_۳_۹۰ در گنجینهی موزه بریتانیا جا خوش کرده است و لاجرم تصرف عدوانی آنچه که پیش از این و به گواه تاریخ از برماندهها و میراث فرهنگی ایرانزمین بوده، دیگر برای ملت ایران ممکن نیست، گو اینکه کثیری برآنند که جای این گنجینهها آنجا امنتر است و من در این گزاره هم حرف دارم چرا که بر این باورم سوا از حقوق مالکانهی ما ایرانیان، موانست و همنشینی با این آثار ارزشمند، در بلند مدت هم فرهنگ نگهداری از آنها را به ما میآموخت و هم به تقویت نگاهی تاریخی آنطور که کارل یاسپرس، آنرا چون یک «پیوستار» میشناخت، در ما ایرانیان کمک میکرد. حالا که در کف ما نیست، و تصرف عدوانی هم محال است تنها کاری که از ما به عوض قرنها کاهلی بر میآید، تصرف عنوانی است به تعبیر من و این ممکن نمیگردد مگر در دسترسی مجازی به فروتورها و تصاویر با کیفیت و مشخصات این آثار آنطور که آرشیوهای بزرگ آنلاین بدان دست یازیدهاند و پروژهی عظیم سیمرغنامه هم سودای فتح چنین قلهها و قوافلی را دارد تا فرزندان این سرزمین چه در مقام پژوهشگر و چه علاقهمندی متفنن دیگر در قفای این کوه قاف ناممکنی نمانند. و اگر بخواهم دوباره به این سَتاره، که حالا میخواهیم به جای ماه لرزان، همواره ستارهای فروزان باشد، باز گردیم به روزی فکر میکنم که در کشاکش «جایزه معمار» چندی پیش، به این امر فکر میکردم که چرا کشور و تمدنی با سابقهی سدهها معماری درخشان، یک جایزه نمادین دیرپا چون شوالیهی فرانسویان ندارد که از آبشخور فرهنگی نوشیده باشد صورت و اندامش و بیاختیار یادم به سَتاره کشید که چون ماهی در محاق پنهان بود تصویرش الا یک عکس بیکیفیت که سالها پیشترک در مجله اثر ردی از آن بود و دیگر مدتها بود که از خاطرها رفته بود رخسارش. خانمها، آقایان! امروز به یاری مهر مشدد سحر امینی عزیز که از دل موزه بریتانیا، این عکسهای با کیفیت را برای من فرستاد، ما دوباره سَتاره را تصاحب کردهایم و تصرفی عنوانی.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
سخنرانی در آیین رونمایی از وبسایت و تارنمای سیمرغنامه/تهران_پاییز ۱۴۰۳
▫️به بهانه درگذشت جهانگیر درویش، معمار برجسته ایرانی - یک 🟠معماری و تیمار #اختصاصی_روزن_آنلاین ✍️سام گیوراد 🔸از دیرباز روز تا به امروز و از یونان باستان تا اینجای داستان که معاصر ما است، آدمیزاد «خطابه» را همسنگ «برترین صناعت» بر شمرده است اما از پیچی در تاریخ و به طور موکد در روم باستان هندسه، موسیقی و ریاضیات را که شکلی منسجم از «تربیت» در پرورش آنها موثر بود، سوا کردند و با عنوان «گراماتیک» به آکادمیا بردند و بعدها به آنها عنوان «فنون آزاد artes liberales » دادند. 🔸سیسرو «فنون آزاد» را آن دسته از فنون ارزیابی میکرد که در آنها هوشمندی بالاتری دخیل است و موجب والایش اجتماعی و مرتبت هنرمند میشود. 🔸فن (هنر) معماری برای نخستینبار به توسط سیسرو در میان فنون و هنر گراماتیک (هنرهایی که مبانی آنها قابلیت ثبت نوشتاری و بسط تئوریک دارد) صورتبندی شد. 🔸جهانگیر درویش به گمان من، از آبشخور همان کهنالگوی تعریف پیشین یونانی - رومی مینوشد؛ چندانکه بسیاری از معماران که علم حساب و هیئت و بالاتر از آن هندسه را چنین پررنگ در کارهایشان نشان کردهاند، چونان ریشهای دارند. ▫️متن کامل @rozanonline_ir
«آرامگاه کوروش بزرگ» نوشته: دکتر علی سامی مجلهٔ بررسیهای تاریخی/شماره مخصوص
از مرگ دکتر علی سامی، نخستین کاوشگر ایرانی تختجمشید، مرمتگر پاسارگاد و پژوهشگر نامدار ایرانشناش ۳۵ سال گذشت. از جمله تألیفات اوست: «پزشکی ايران در عهد ساسانی»، «مقام دانش در ایران باستان»، «دادرسی و قضاوت در ايران باستان عهد هخامنشی»، «شیراز شهر جاویدان» و «پاسارگاد یا قدیمیترین پایتخت کشور شاهنشاهی ایران»
مستند «کوه خواجه_هگمتانه» کارگردان: پژمان مظاهریپور به مناسبت ثبت «هگمتانه» در فهرست میراث جهانی یونسکو