tgindex
آرتور شوپنهاور ©

آرتور شوپنهاور ©

Статистика

📚 زندگی پرسش دشواری است، من ترجیح می‌دهم آن را صرف تأمل بر خودش کنم. " آرتور شوپنهاور " صفحه فیسبوک آرتور شوپنهاور : Facebook.com/Arthur.Schopenhauer.page ✍ ارتباط با سردبیر: @Schphilosophy

Последний пост
27 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
9 152
+17 за 4 дн.
Сутки
+16
+0,18%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
14,7 тыс
21 постов
Вовлечённость
160,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
2 803
1/48двое суток
3 212
1/72трое суток
3 464

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 27 июл.3 1617465

    از آنجا که عشق بر شعبده‌ای استوار است که آنچه را به سود نوع است همچون منفعت فرد می‌نمایاند، پس از حصول مقاصد نوع لاجرم شعبده پایان خواهد یافت و روح نوع که برای اندک زمانی وجود شخصی را به تصرف خود در آورده اینک دوباره وی را رها می‌سازد... اجازه بدهید بگویم گرچه متافیزیک من احتمالاً عاشقان را به شدت خواهد آزرد، اما واقعیاتی که آشکار کرده‌ام بهتر از هر چیز دیگری ایشان را قادر می‌سازد تا بر احساس خود غلبه کنند، البته اگر که ملاحظات عقلی اصولاً سودی داشته باشند. اما بی‌تردید سخن کمدی پرداز بزرگ دوران باستان صحیح است که: " آنچه در او عقل و اعتدال راه ندارد، با عقل متوقف نمی‌گردد. " ✍️ #آرتور_شوپنهاور 📚 #متافیزیک_عشق ✔️ @Schopenhauer_Page

  • 7 июл.6 2555980

    راه‌های مختلفی وجود دارد برای مواجهه با این واقعیت که زندگی همگان، از جمله کسانی که دوست‌شان داریم، روزی پایان خواهد یافت. پایان زندگی بشر را، که مرگ می‌نامیم‌اش، می‌توان به لطف تصور نوعی زندگی پس از مرگ در هادس یا والهالا، جهنم یا بهشت، اسطوره پردازی کرد. این کهن‌ترین و معمول‌ترین شکل تلاش بشری برای کنار آمدن با تناهی و کرانمندی حیات است. می‌توانیم بکوشیم از اندیشه‌ی مرگ دوری کنیم آن هم از طریق راندن آن از خویش _ با پنهان یا سرکوب کردن این تصور ناخوشایند و شوم _ یا از طریق توسل به باوری تزلزل ناپذیر به نامیرایی شخص خودمان _ " دیگران می پ‌میرند، ولی من نه. " در جوامع پیشرفته‌ی روزگار ما، گرایش سرسختانه‌ای به این باور وجود دارد. سر آخر این که می‌توانیم چهره در چهره با مرگ به منزله‌ی سویه‌ای واقعی از هستی مان روبرو شویم؛ می‌توانیم زندگی‌های‌مان، به ویژه رفتارمان با دیگر افراد، را با مجال کوتاه حیات همخوان سازیم، یا این که، هنگامی که زمان‌اش فرا رسد، وداع با دیگران را برای خود، هم‌چنان که برای دیگران، تا آن جا که می‌شود، ساده و خوشایند کنیم. ممکن است این پرسش را پیش کشیم که به این وظیفه چگونه باید عمل کرد. در حال حاضر، فقط شماری از پزشکان‌اند که می‌توانند این پرسش را به شیوه‌ای روشن و بری از ابهام طرح کنند _ در عرصه‌ی فراخ مناقشات جامعه، پرسشی از این دست به ندرت سر می‌زند. چنین پرسشی صرفاً درباره‌ی خاتمه‌ی زندگی، گواهی فوت و نگهداری از خاکستر مردگان نیست. بسیاری افراد تدریجاً می‌میرند؛ رفته رفته قوایشان تحلیل می رود و پیر می‌شوند. واپسین ساعات، البته، اهمیت دارند. مردن روندی دارد که اغلب زودتر از این ها آغاز می‌شود. افرادی که پا به سن می‌گذارند اغلب آن چنان ضعیف و ناتوان می‌شوند که خواهی نخواهی از افراد سالم و سرحال جدا می‌افتند. ممکن است دیگر چندان اهل معاشرت و نشست و برخاست نباشند و احساسات‌شان به سردی گراید، بی‌آنکه نیازشان به دیگر انسان‌ها از بین برود. این سخت‌ترین چیز است __ گویی قانونی نانوشته آنانی را که در آستانه‌ی مرگ یا در بحبوحه‌ی پیری‌اند از جماعت زندگان منزوی می‌کند، روابط‌شان را رفته رفته با آنانی که زمانی دل بسته‌شان بودند سرد می‌کند، یعنی با همان افرادی که پیشتر به ایشان احساس با معنا بودن و امنیت می‌بخشیدند. سال های زوال نه فقط برای آنانی که درد می‌کشند، بلکه برای تنها گذاشته شدگان نیز طاقت فرساست. ✍ #نوربرت_الیاس / جامعه شناس آلمانی 📚 #تنهایی_دم_مرگ ✔ @Schopenhauer_Page

  • 31 мая9 2388191

    واکنش‌مان هر چه باشد، چه معترض باشیم چه آزرده، چه منزجر باشیم چه شیفته،باید بپذیریم که " شوپنهاور " مُهر تحقیر و یأس‌اش را تا ابد بر بشریت زده است. توهم این کامجوی توهم باخته باورها و امید‌ها و شعر و آرزو را زیر و رو کرده،آرمان را نابود کرده، اعتماد جان‌ها را ویران کرده،عشق را کشته، پرستش جوهره‌ی زن را سرنگون کرده،امید دل‌ها را در هم شکسته، غول‌آساترین کاری که در شکاکیت شدنی بوده به انجام رسانده.تمسخرش را در همه چیز دوانده و همه چیز را از درون خالی کرده. همین امروز هم کسانی که از او متنفرند به نظر می‌آید در ذهن شان، برغم خودشان، بخش‌هایی از اندیشه‌ی او را حفظ کرده باشند. ✅ #گی_دو_موپاسان 📚 برگرفته از داستان ( کنار مرده ) ✔ @schopenhauer_page

  • 18 мая9 5077387

    نظام‌هایی وجود دارد که از درون خودشان ادعای اعتبار دارند، و نظام‌هایی که از بیرون ادعای اعتبار دارند. نظام‌هایی که با عنوان مذهب شناخته می‌شوند و در میان تمامی نژادها، به استثنای نامتمدن‌ترین آن‌ها، یافت می‌شوند در زمره‌ی نظام‌های نوع دوم‌اند. همان‌طور که گفتم، شواهد این نظام‌ها بیرونی است، و به این نحو، وحی نامیده می‌شود، که از طریق آیات و معجزات سندیت می‌یابد. استدلالات آن‌ها عمدتاً عبارت است از "تهدید به مصائب اُخروی"، و در واقع همچنین دنیوی، که بر کافران و حتی شکاکان نازل می‌شوند‌. استدلال نهایی مذهبیون، در میان بسیاری از اقوام، چوبه‌ی آدم‌سوزی یا چیزی شبیه به آن است. این نظام‌ها برای اکثریت عظیم مردمی است که نمی‌توانند فکر کنند بلکه تنها می‌توانند ایمان بیاورند، و از این رو مستعد استدلال نبوده، صرفاً پذیرای مرجعیت‌اند. لذا می توان این نظام‌ها را متافیزیک‌های " عوام " توصیف کرد... این نظام‌ها به لحاظ فکری در سطح پایینی هستند و در سراسر تاریخ تلاش کرده‌اند منتقدان را با زور ساکت کنند. معمولاً هم سعی کرده‌اند خود را به "کودکان بی‌دفاع" تلقین کنند. اگر این داستان‌ها را در کودکی برای انسان تعریف کنند، توضیحی کافی برای هستی وی و تکیه‌گاهی برای اخلاق او می‌شوند. به عنوان نمونه " قرآن " را در نظر بگیرید. این کتاب برای بنیان نهادنِ مذهبی جهانی کفایت می‌کرد، و هزار و دویست سال است که نیاز متافیزیکی میلیون‌ها انسان را برآورده می‌سازد، و بنیان اخلاق ایشان را تشکیل می‌دهد و نوعی خوارداشتِ خیره کننده‌ی مرگ است، و برای ایشان الهام‌بخش جنگ‌های خونین و فتوحات گسترده است... ✍️ #آرتور_شوپنهاور 📚 #فلسفه‌ی_شوپنهاور / #برایان_مگی ✔️ @schopenhauer_page

  • 23 февр.10,5 тыс141135

    هر انسان برجسته، هر کس که طبیعت او را در شمار اکثریت غالب و اسف‌انگیز نوع بشر قرار نداده است، بعید است پس از سن چهل سالگی به نوع بشر اندکی بدبین نباشد، زیرا سابق بر آن طبعا قیاس به نفس می‌کرده، به تدریج سرخورده شده و اکنون دریافته است که مردم یا از جنبه‌ی فکری یا احساسی و غالباً از هر دو جنبه از او عقب ترند و نمی‌توانند با او برابری کنند. به این دلیل از مراوده با آنان می‌پرهیزد، چنان که به طور کلی، هر کس بر حسب ارزش درونی خود، تنهایی را که به معنای بودن با خویشتن است، یا دوست می‌دارد، یا از آن متنفر است. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #در_باب_حکمت_زندگی 📝 مترجم: محمد مبشّری ✔ @Schopenhauer_Page

  • 5 февр.12 тыс101104

    چند وقتی زندگی پر از درد و زحمت و کمبود و اضطراب، بی آن که لااقل بدانیم از کجا و به کجا و برای چه، و تازه علاوه بر همه‌ی این‌ها کشیشان و روحانیون مذاهب مختلف و مکاشفات گرانقدرشان در این باره و تهدیداتشان علیه ناباوران. به علاوه، این واقعیت مطرح است که ما همچون مشتی نقاب به هم نگاه می‌کنیم و با یکدیگر معاشرت می‌کنیم؛ نمی‌دانیم که هستیم، بلکه شبیه نقاب هایی هستیم که حتی خودشان را هم نمی‌شناسند. حیوانات هم دقیقا همین طور به ما نگاه می‌کنند و ما هم آنها را این طور می‌بینیم. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #متعلقات_و_ملحقات ✔ @schopenhauer_Page

  • 19 дек.14,7 тыс194277

    هر کس که عاشق است، پس از لذّتی که سرانجام کسب می‌کند، نومیدی غیر عادی‌ای را تجربه خواهد کرد و متعجب خواهد شد، چیزی را که با چنان شور و اشتیاقی طلب کرده حاصلی بیش از انچه هر ارضای جنسی در بر دارد، به او نمی‌دهد. بنابراین، متوجه می‌شود که بهره‌ی چندانی برایش نداشته است. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #متافیزیک_عشق 📝 مترجم: رضا ولی‌یاری ✔️ @Schopenhauer_Page

  • 6 дек.15,5 тыс143141

    با کسب اجازه، باید بگویم که فلسفه‌ی من ناراحت کننده است_ زیرا حقیقت را می‌گویم و حقیقت تلخ است و مردم بیشتر ترجیح می‌دهند اطمینان حاصل کنند که هرچه خدا آفریده خوب است. بسیار خوب، بروید به سراغ کشیشان و فیلسوفان را راحت بگذارید. در هر حال متوقع نباشید که ما نیز عقاید خود را با آن درسهایی که آموخته‌اید همساز کنیم. این کاری است که آن دسته‌ی اوباش، آن فیلسوفان دغل و روباه صفت برایتان می‌کنند. هر آموزه‌ای که می‌خواهید از ایشان مطالبه کنید و آن را دریافت خواهید داشت. اساتید دانشگاهیِ شما سرگرم وعظ و خطابه در مدح فلسفه‌ی خوش بینی‌اند و واژگون ساختن و درهم شکستن نظراتشان کاری است بس سهل و دلپذیر. ✍️ #آرتور_شوپنهاور 📚 #در_باب_آلام_جهان ✔️ @schopenhauer_page

  • 10 нояб.16,5 тыс325381

    معاشرتی بودن گرايشی خطرناک و حتی تباه کننده است. زيرا ما را با کسانی در ارتباط قرار می‌دهد که بيشترشان از نظر اخلاقی فرومايه و از لحاظ ذهنی کند و منحط‌اند. تقريباً همه‌ی رنج‌های ما از ارتباط با ديگران نشأت می‌گيرند. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #در_باب_حکمت_زندگی 📝 مترجم: محمد مبشّری ✔ @Schopenhauer_Page

  • 22 окт.17,5 тыс145228

    فقط زمان حال حقیقت و واقعیت دارد. زمان حال، آن چیزی است که به طور واقعی محقق شده است و زندگی ما در آن جای دارد. بنابراین، بهتر است که پیوسته با شادمانی، قدر آن را بدانیم و در نتیجه، از هر دمی که قابل تحمل و فارغ از زشتی یا رنج است، آگاهانه لذت ببریم، یعنی دم را با یاد آرزوهای از دست رفته در گذشته با نگرانی‌ها درباره آینده با ترشرویی تیره و تار نکنیم، زیرا از خود راندنِ لحظه‌های نیک حال برای ناراحتی‌های گذشته یا نگرانی‌های مربوط به آینده ابلهانه است. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #در_باب_حکمت_زندگی 📝 مترجم: محمد مبشّری ✔ @Schopenhauer_Page

  • 10 окт. 2025 г.16,5 тыс178226

    اگر امری که باعث می‌شود مرگ برای ما وحشتناک جلوه کند، فکر نبودن است، ما باید با همان ترس به زمانی فکر کنیم که نبودیم؛ زیرا کاملا مسلم است که نبودن پس از مرگ با نبودن پیش از تولد تفاوتی ندارد و بنابراین شگفت انگیزتر از آن نیست. در آن هنگام که ما نبودیم، بی‌نهایت زمان طی شده است، ولی ما حساسیتی نسبت به آن نشان نمی‌دهیم. اما از این که پس از بودنی موقت که بین دو بی‌نهایت قرار گرفته، بی‌نهایتی خواهد آمد که در آن ما وجود نخواهیم داشت، ناراحت می‌شویم و آن را غیر قابل تحمل می‌پنداریم. ✍️ #آرتور_شوپنهاور 📚 #جهان_همچون_اراده_و_تصور 📝 مترجم: رضا ولی‌یاری ✔ @Schopenhauer_Page

  • 26 сент. 2025 г.16,2 тыс132126

    وقایع خوش زندگی مثل درختان سبز و خرمی است که وقتی که از دور نظاره شان می‌کنيم خيلی زيبا به نظر می‌رسند ولی به مجرد آن که نزديکشان شده و در داخلشان می‌رويم زيبایی‌شان هم از بين می‌رود ، شما در اين موقع نمی‌توانيد بفهميد زيبایی‌اش به کجا رفته ، آنچه می‌بينيد چند درخت خواهد بود و بس. ✍ #آرتور_شوپنهاور   📚 #جهان_و_تأملات_فیلسوف 📝 مترجم: رضا ولی‌یاری ✔️ @Schopenhauer_Page

  • 13 сент. 2025 г.17,8 тыс211162

    هرگز نمی‌توان کتابهای مزخرف را خواند و به مطالعه‌ی کتابهای عالی نیز پرداخت: کتابهای بد سم روح‌اند و ذهن را نابود می‌کنند. شرط  مطالعه‌ی کتاب خوب، نخواندن کتاب بد است؛ زیرا زندگی کوتاه است و فرصت و توان محدود. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #جهان_و_تأملات_فیلسوف  / در باب مطالعه و کتب ✔ @Schopenhauer_Page

  • 30 авг. 2025 г.19,8 тыс155187

    چه سبکسرانه است برای انسان که بر فرصتهای گذشته افسوس بخورد و دل بسوزاند، فرصتهایی که از آنها بهره‌ای نبرده است، که می‌توانستند این خوشی و آن لذت را برایش به ارمغان بیاورند! اکنون از آنها چه مانده؟ تنها شبحی از یک خاطره! خود ذات زمان است که بیهودگیِ همه‌ی لذات خاکی ما را روشن می‌سازد. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #در_باب_عبث_بودن_وجود 📝 مترجم: رضا ولی‌یاری ✔ @Schopenhauer_Page

  • 15 авг. 2025 г.18,8 тыс207314

    آن‌چه انسان‌ها را به سمت یکدیگر سوق می‌دهد عشق نیست، این است که نمی‌توانند تنهایی را و درتنهایی خود را تحمل کنند. خلا درونی و دلزدگی سبب می‌شود به جمع روی بیاورند یا به سفر بروند و یا به شرابخوارگی مبتلا گردند. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #درباب_حکمت_زندگی ✔️ @Schopenhauer_page

  • 12 авг. 2025 г.18,6 тыс64181

    • فروید خوشبختی را امری موقتی، تحمیلی و لم‌یزرع می‌داند: «خوشبختی حاصل ارضای ناگهانی نیازهایی‌ست که از پیش سرکوب شده‌اند.» اما تأکید دارد که؛ «برنامهٔ شاد شدن با تمدن همخوان نیست؛ انسان محکوم به نارضایتی است.» این خوشبختی ماحصل دوئل همیشگی و تراژیک اصل‌لذت و امرواقع است. • اما شوپنهاور: خوشبختی را دروغ می‌داند و آن را تنها به غیاب رنج خلاصه می‌کند. «زندگی نوسانی‌ست میان درد (عقیم ماندن خواسته‌ها) و ملال (تحقق آن‌ها).» از دید او، خوشبختی نه حضور لذت، که غیاب رنج است؛ آن‌چه او «عدم‌المصیبة» می‌نامد: نبود فاجعه است، نه تحقق خواسته‌. زبان مشترک هر دو، خوشبختی را به میل و میل را نه به کامیابی بلکه به رنج پیوند می‌دهد و رنج، ساختاری فالیک و تکرارشونده دارد. • لکان در خوانش فرویدی‌اش، خوشبختی را فریبِ فانتزی خواند و گفت خوشبختی مفهومی بورژوازی در دلالت زبانشناختی است. او روشن کرد که: «در نهایت گویی همهٔ ما خوشبختیم زیرا ناخودآگاه همیشه سعی دارد میل نهاد را ارضا نماید.» حتی به قیمت بدبختی ما... برای تعمق و شناختی از ژرفنای خود به ما بپیوندید. مجلهٔ روانکاوی نارسِی

  • 6 авг. 2025 г.15,2 тыс119132

    در دوران پیری، شهوات و امیال، همراه با حساسیت به اعیان آن‌ها، به تدریج خاموش می‌شوند؛ احساسات دیگر تحریک نمی‌شوند، چرا که قدرت ایجاد تصورات یا تصاویر ذهنی ضعیف و ضعیف‌تر، و تصاویر آن نیز کم رنگ‌تر می‌شوند. دیگر تاٌثرات اثری بر ما ندارند، و بی‌هیچ ردی از میان می‌روند، روزها هر چه سریع تر سپری می‌شوند؛ و حوادث معنا و ارزش خود را از دست می‌دهند؛ همه چیز بی‌فروغ می‌شود. انسان پیرِ سالخورده دور خود می‌چرخد یا یک گوشه کِز می‌کند، و اکنون تنها یک سایه و شبحی از خودِ قبلی‌اش است. دیگر چه مانده که مرگ نابودش کند؟ یک روز خوابی واپسین خواب‌اش خواهد شد، و رویاهای آن خواب نیز واپسین رویاهایش خواهند بود _ این‌ها همان رویاهایی هستند که هَملت در آن جمله‌ی مشهور از آن‌ها سخن می‌گوید. و به عقیده‌ی من، ما همین حالا داریم آن‌ها را می‌بینیم. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #جهان_همچون_اراده_و_تصور 📝 مترجم: رضا ولی‌یاری ✔ @Schopenhauer_Page

  • 17 июл. 2025 г.16,8 тыс127161

    در سیرِ زندگانی ما، چیزی هست که مافوقِ تمامِ چیزها قرار دارد و آن این حقیقت مسلم است که ما غالباً دیوانه‌تر از آن هستیم که خود، خیال می‌کنیم. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #فلاسفه_بزرگ ✔ @Schopenhauer_Page

  • 7 июл. 2025 г.20 тыс192281

    مردم آنچه وانمود می‌کنند نیستند. صرفاً نقاب‌اند و علی‌القاعده پشت این نقاب‌ها به مُشتی کاسبکار بر می‌خوریم. یکی نقاب قانون بر چهره می‌زند، فردی نقاب میهن‌پرستی و سعادت عمومی را برگزیده و شخصی دیگر نقاب مذهب یا طهارت را انتخاب می‌کند. مردان به مقاصد مختلف نقاب فلسفه و انسان دوستی و چه و چه به چهره می‌زنند. زنان حق انتخاب کمتری دارند، آن‌ها بیشتر نقاب اخلاق و فروتنی و اهلیت و عفت را انتخاب می‌کنند. ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #در_باب_طبیعت_انسان 📝 مترجم: رضا ولی‌یاری ✔ @Schopenhauer_Page

  • 28 июн. 2025 г.19,1 тыс86111

    " ولتر " کاملاً حق داشت که می‌گفت هدف از جنگ صرفاً دزدی است. این که کسانی که سرگرم جنگ اند از کرده‌ی خود شرمسارند از این جا معلوم می شود که حکومت‌ها آشکارا اعلام می‌کنند با توسل به نیروی نظامی جز برای دفاع از خود مخالف‌اند. حکومت‌ها به جای این که سعی کنند با گفتن دروغ‌های علنی و رسمی، که اغلب از خود جنگ تهوع آورترند، برای خود عذر بتراشند، باید همچون پولاد سخت روی نظریه‌ی ماکیاولی پافشاری کنند. جان کلام این نظریه را می توان این طور بیان کرد: در حالی که قطعا میان یک فرد و فرد دیگر، و تا جایی که قانونی و اخلاقی بودن روابطشان مربوط می‌شود، اصل " آنچه را بر خود نمی‌پسندی بر دیگران نیز مپسند " مصداق دارد، در مورد ملت ها و در سیاست عکس این اصل اقتضا می‌کند: " آنچه را بر خود نمی‌پسندی بر دیگران بپسند". ✍ #آرتور_شوپنهاور 📚 #در_باب_طبیعت_انسان  / حکومت ✔ @Schopenhauer_Page