tgindex
سعید مینائی/میللی دوشونجه‌

سعید مینائی/میللی دوشونجه‌

Статистика

بیز واریق , وارسا وطن , وارایسه دوغما دیلیمیز اؤیره نیب بیلمه لیدیر اؤز دیلینی تورک ائلیمیز. به مدیریت سعید مینائی آدرس صفحه اینیستاگرام : Seid_minayi@

Последний пост
8 февр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
31
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 032
−1 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 728
31 постов
Вовлечённость
167,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 31
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 8 февр.1 1731163

    💢عدالت اگر هزینه دارد، پرداختش را داده‌ام! در یکی از پرونده‌های کیفری که علیه اینجانب مطرح شده بود، رأی دادگاه بدوی مبنی بر پرداخت جزای نقدی به مبلغ ۶۶ میلیون ریال (۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان)، در مرحله تجدیدنظر تأیید شد. این پرونده مربوط به شکایت کارخانه کاوه سودا بوده و امروز مبلغ تعیین‌شده را پرداخت کردم تا این پرونده از این جهت مختومه شود. این توضیح صرفاً جهت اطلاع منتشر می‌شود. این جریمه نقدی، بهای دیگری بود که برای گفتنِ حقیقت پرداختم. شاید فکر می‌کنند با جریمه، شکایت و فشار می‌شود صداها را خاموش کرد؛ اما مسئله اینجاست: هزینه را می‌توان پرداخت، ولی حقیقت را نه می‌‌توان انکار کرد و نه حذف.! @Seid_minayi

  • 💢فشار بر منتقد به جای پاسخ به افکار عمومی پس از انتشار مطالب انتقادی درباره حضور برخی مقامات استانی و شهرستانی در مراسم افتتاح خط انتقال پساب کارخانه کاوه سودا به دریاچه اورمیه، با من تماس گرفته شد و سپس من را به پلیس فتا فراخواندند. در آنجا صراحتاً گفتند که دادستان استان و دادستان شهرستان بناب از نوشته‌های اخیر ناراضی‌ و شاکی‌اند و خواستار حذف آن‌ها هستند. در ادامه حتی گوشی و خودروی مرا هم توقیف کردند و آزادی و تحویل وسایل توقیفی من را مشروط به پاک کردن مطالب انتقادی از صفحه‌ اینستاگرامم کردند. این در حالی است که انتقاد من کاملاً شفاف و قانونی بود: پرسش از چرایی حضور مقامات قضایی و اجرایی در افتتاح پروژه‌ای که اساساً باید موضوع بررسی‌‌های بی‌طرفانه آنان باشد. آیا قوه‌ای که باید ناظر بر قانون باشد، می‌تواند در چنین افتتاحیه‌هایی شرکت کند؟ آیا طرح سوال از مقامات و انتقاد از عملکردشان جرم است؟ من مجبور به حذف آن دو مطلب شدم، اما خواستم این ماجرا را با افکار عمومی در میان بگذارم تا روشن شود که به جای پاسخگویی به مردم، فشار بر منتقد در دستور کار قرار گرفته است. این تجربه نشان داد که انتقاد از تخریب محیط‌زیست و مطالبه شفافیت از مسئولان، می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای یک فعال مدنی داشته باشد. اما در نهایت، افکار عمومی بهترین داور است؛ مردمی که خودشان می‌بینند منابع‌شان غارت می‌شود، محیط‌زیست‌شان نابود می‌شود و سود آن به جیب گروه‌های خاص می‌رود. برداشت سالانه پانصد هزار تن نمک از بستر دریاچه‌ی کاملا خشک شده، و انتقال پساب‌های آن شرکت به همان دریاچه خشک شده؛ از شاهکارهایی است که در این جغرافیا می‌توان مشاهده نمود. ✍️#سعید_مینایی ۱۴۰۴/۶/۲۱ @Seid_minayi

  • ‍ 💢وقتی عدالت قربانی قدرت و الیگارشی می‌شود چند روز پیش، دادگاه مرا به‌دلیل افشاگری درباره‌ی آلایندگی کارخانه کاوه‌سودا و انتقال پساب‌های سمی این مجموعه به دریاچه اورمیه به جزای نقدی محکوم کرد. اتهام من فقط این بود: دفاع از مردم، حقابه کشاورزان، محیط زیست و حیات دریاچه‌ای که نفس‌های آخرش را می‌کشد. اما درست چند روز پس از این محکومیت، همان دستگاه قضایی که باید بی‌طرف و مدافع حقوق عمومی باشد، در کنار سرمایه‌داران ایستاد: رئیس دادگستری آذربایجان شرقی، دادستان استان و شهرستان های همجوار، فرماندار و شهردار بناب،! همگی در مراسم افتتاح «انتقال پساب‌‌های کاوه‌سودا به دریاچه اورمیه» و «نیروگاه خورشیدی ۳۰ مگاواتی اختصاصی این کارخانه» حضور پیدا کرده‌اند! در واقع هم‌زمان برای پوشاندن این فاجعه، پروژه‌ای به نام نیروگاه خورشیدی افتتاح می‌شود؛ بر اساس گزارش‌ها فاز اول آن تنها ۱.۵ تا ۳ مگاوات برق تولید می‌کند، در حالی که تبلیغ «۳۰ مگاوات» را علم کرده‌اند. هدف اصلی این نیروگاه هم نه مردم منطقه و نه جبران خسارت محیط‌زیستی، بلکه تأمین برق مصرفی خود کارخانه است. آیا می‌توان با چند پنل خورشیدی چهره‌ی تخریب محیط‌زیست و انتقال پساب به دریاچه اورمیه را سفید کرد؟ مردم ما سزاوار «حقیقت» هستند، نه تبلیغات. جالب‌تر اینجاست که برای فریب افکار عمومی، اسم این پساب‌های سمی را «شورآبه» یعنی #آب_شور نام‌گذاری کرده‌اند؛ واژه‌ای که قرار است آلایندگی و خطرشان را پشت ظاهر بی‌ضرر و خنثی پنهان کند. ۱. به جای آنکه از حقوق مردم دفاع شود، از پروژه‌ای رونمایی شد که تخریب محیط زیست را با نام «توسعه پایدار» تطهیر می‌کند. ۲. همان مقاماتی که باید جلوی آلایندگی و غارت منابع را بگیرند، امروز با لبخند در کنار متهم اصلی ایستاده‌اند. پیام این تضاد رفتاری شبه مسئولین روشن است: فعالان اجتماعی و زیست‌محیطی به جرم حقیقت‌گویی محاکمه می‌شوند، و الیگارشی اقتصادی با پاداش و همراهی مقامات، پساب‌های سمی را مستقیم به دریاچه اورمیه می‌فرستد.! این همان واقعیتی است که باید گفته شود: عدالت در برابر قدرت له شده و مردم تنها گذاشته شده‌اند.! ✍️#سعید_مینایی ۱۴۰۴/۶/۱۷ عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @seid_minayi

  • 💢شهر در امن و امان است، آسوده بخوابید. بدنبال شکایت مالک کارخانه کاوه سودا از سعید مینایی به اتهام نشر اکاذیب جلسه رسیدگی در روز هشتم شهریور ماه برگزار گردید. قاضی محکمه، سعید را به پرداخت شش میلیون و ششصد هزار تومن محکوم کرد. بلافاصله، فقط چند روز بعد از اعلام حکم دادگاه، مراسم افتتاح لوله‌های انتقال پساب کارخانه به دریاچه کاملأ خشک شده اورمیه با شرکت مقامات شهرستانی و استانی برگزار گردید. آنچه جلب توجه می‌کرد. شرکت #رئیس_دادگستری استان و نیز #دادستان استان بود. جلب توجه از آن جهت بود که وظیفه قوه قضائیه نظارت بر حسن اجرای قوانین می‌باشد. شرکت در افتتاح خط لوله انتقال پساب کاوه سودا را چگونه می‌توان در چارچوب وظایف قوه قضائیه توجیه کرده و توضیح داد؟ آیا کاوه سودا با یاریگری از نیروی اجبارگر( پلیس، دادگاه، زندان) در حال شاخ و شانه کشیدن بر سعید مینایی‌های احتمالی آینده است؟ دومین شرکت کنندگان که جلب توجه می‌کردند. #فرماندار و #شهردار بناب بود. شرکت اینها را چگونه می‌توان توضیح داد؟ خودشان باید در راستای آگاهی بخشی برای افکار عمومی اقدام کنند. اما می‌توان حدس زد که کاوه سودا در جهت مشروعیت بخشی به آثار تخریبی فعالیت خویش و فریب افکار عمومی شهرستان بناب از فرماندار و شهردار بناب استفاده ابزاری کرده است تا حضور فرماندار و شهردار بناب را در مراسم، دال بر عدم تخریب محیط زیست بناب نشان دهد. آسوده بخوابید. شهر در امن و امان است. اما می‌توان از کامنت‌های سرزنش‌آمیز در ذیل خبر دریافت که نه تنها افکار عمومی فریب نخورد. بلکه سرکنگبین صفرا فزود. مخلص کلام، مواد اولیه کارخانه از ماست. آب مورد نیاز از ماست. تخریب محیط زیست بر ماست و در نهایت سود سرشار از آن غیر بومی می‌باشد. ✍️#قادر_کیانی @Seid_minayi

  • 💢حقیقت انتقال «شورآبه» به دریاچه اورمیه مسئولان استانی در مراسمی رسمی، از انتقال پساب کارخانه کاوه سودا به دریاچه اورمیه تحت عنوان «اقدامی مثبت» رونمایی کردند. با این حال، واقعیت ماجرا چیز دیگری است: ۱.طی سال‌های اخیر، این کارخانه توسعه یافته و ظرفیت تولید آن چندین برابر افزایش یافته است. ۲.حوضچه‌های خاکی اطراف کارخانه، توان انتقال حجم بالای پساب تولیدی را ندارند و خطر نشت و ایجاد آلودگی گسترده‌ برای زمین‌های کشاورزی منطقه جدی است. ۳.به جای ایجاد تصفیه‌خانه‌ی استاندارد و علمی و بازچرخانی پساب تولید شده به خط تولید، تصمیم گرفته شده است که این شورآبه آلاینده برای کاهش حجم پساب ورودی به لاگون‌ها، مستقیماً به دریاچه اورمیه منتقل شود؛ اقدامی که به معنای انتقال آلودگی از یک بحران محلی به بحرانی فراگیر در مقیاس ملی است.! این تصمیم نه برای احیای دریاچه اورمیه یا جلوگیری از آسیب به محیط زیست، بلکه برای رفع مشکل پساب کارخانه کاوه سودا اتخاذ شده است؛ اقدامی که در عمل تهدیدی جدی برای محیط زیست و حقوق عمومی مردم منطقه به شمار می‌رود. ✍#سعید_مینایی ۱۴۰۴/۶/۱۷ #محیط_زیست #دریاچه_اورمیه #کاوه_سودا @seid_minayi

  • 💢محکومیت من به خاطر دفاع از مردم و افشای آلایندگی‌های کارخانه کاوه سودا ۸ شهریور ۱۴۰۴، شعبه ۱۰۵ کیفری ۲ مراغه به جای رسیدگی به فاجعه زیست‌محیطی و تضییع حقابه شهرستان بناب، مرا محکوم کرد! جرم من چه بود؟ اینکه حقیقت را گفتم: #کارخانه_کاوه_سودا سالانه میلیون‌ها مترمکعب آب از سد علویان برمی‌دارد، حقابه‌ی ۶۰ درصدی شهرستان بناب به آن‌ها داده نمی‌شود، و بخشی از پساب‌ این کارخانه به #دریاچه_اورمیه منتقل می‌شود، یعنی به قلب محیط‌زیست ما. حکم دادگاه: به جای بازخواست متخلفان، من به جرم «نشر اکاذیب» به پرداخت ۶۶ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شدم. این تنها یک پرونده نیست. پیش‌تر در تهران علیه من حکم ۵ سال زندان صادر کرده‌اند. حالا هم در مراغه چنین حکمی صادر می‌شود. این‌ها حلقه‌های یک زنجیرند: زنجیر سرکوب علیه صدای معترض، هر کسی که از حقوق مردم، حقوق اقوام و محیط‌زیست دفاع کند این سیستم قضایی، به جای عدالت، حامی صاحبان قدرت و آلاینده‌هاست. به جای رسیدگی به نابودی محیط‌زیست، فعالان محیط‌زیستی و اجتماعی را محکوم می‌کند.! این حکم ناعادلانه و همه‌ی احکام قبلی، سند بی‌عدالتی هستند. صدای من و ما خاموش نخواهد شد. ✍#سعید_مینایی

  • 💢«دریاچه اورمیه قربانی سودجویی، و من قربانی اعتراض به آن» دریاچه اورمیه خشک شد، زمین‌های آذربایجان از بی آبی ترک برداشت، زندگی مردمان منطقه نابود می‌شود، اما دستگاه قضایی به جای ایستادن در مقابل عاملان این فاجعه، مرا به زندان محکوم می‌کند. به اطلاع افکار عمومی می‌رسانم که اعاده دادرسی‌ام در شعبه ۳۹ دیوان عالی رد شد و بعد از ثبت مجدد اکنون در شعبه ۹ در حال بررسی است. یعنی هر لحظه ممکن است حکم ۵ سال زندان، دو سال ممنوع‌الخروجی و ممنوع‌الفعالیتی‌ام اجرا شود. جرم من چیست؟ فریاد زدن علیه نابودی محیط زیست منطقه، اعتراض به کارخانه‌هایی که بی‌رحمانه آب و نمک این دریاچه را بلعیدند و باز هم می‌بلعند و سیر نمی‌شوند. ایستادگی در برابر خیانت و تجاوز به حقوق ملت. امروز بغض من از ستم دستگاه قضایی و امنیتی، سنگین‌تر از همیشه است. اما ظلم برای همیشه پایدار نیست. تمامی مسئولینی که در این وضعیت نقش داشته‌اند، اشخاص و نهادهایی که برای معترضین پرونده سازی کردند، خیلی زود در محضر عدالت پاسخگوی اعمالشان خواهند بود. زیرا جنایت حقیقی، این دادگاه‌ها نیستند؛ جنایت حقیقی مرگ دریاچه اورمیه و نابودی آینده‌ی مردمان ماست. ✍️سعید مینایی

  • 💢جنایت من: حمایت از حق حیات؛ من محکومم، چون ساکت نبودم.! اینجانب سعید مینائی از سال ۱۳۹۴ نسبت به خشک شدن دریاچه اورمیه، و به تبع آن شروع آغاز تخریب زیست‌محیط منطقه، فعالیت‌های کارخانه‌ای که بدون احداث تصفیه‌خانه، نمک‌های بستر دریاچه را استخراج می‌کردند در کانال تلگرامی و پیج‌های خود هشدار می‌دادم. اما آن هشدارها نه از سوی مردم و نه از سوی حاکمیت جدی گرفته نشدند. حاکمیت در عوض تقدیر و تشکر از دغدغه‌مندی برخی فعالین دلسوز و قانون گرا، سیاست مهار و حذف‌ نمودن از چرخه فعالیت اجتماعی و سیاسی را با توسل به سلاح برچسب زنی و پرونده سازی و زدن انگ‌هایی چون تجزیه طلبی، پانترکی، قومگرایی و ... تجویز کرد. اکنون بنده سوالی از افکار عمومی مردمان منطقه و مسئولین مربوطه دارم آیا امروز که تبعات عدم مدیریت منابع آب و خاک و عواقب خشک شدن دریاچه اورمیه به‌ وضوح خود را نشان داده نبایستی از انفعال مشمئزکننده‌تان و تنها گذاشتن فعالینِ مردم دوست و وطن پرستان واقعی درس بگیرید؟!؟ ۱. در یک ماه گذشته، دمای هوای شهرهای شرق آذربایجان و شهرستان‌های اطراف دریاچه به بالای ۴۰ درجه و بالاتر از شهرهایی چون بندرعباس و یزد رسیده است.! ۲. دیگر آب سالم برای کشاورزی و حتی شربتان در منطقه وجود ندارد. ۳. آب شرب یا قطع می‌گردد و یا به‌دلیل کیفیت پایین، غیرقابل استفاده شده است. بسیاری از روستاهای اطراف دریاچه اورمیه در بحران شدید زیست محیطی هستند. زمین‌ها ترک خورده‌اند و اعتماد مردم به اصلاح امور از بین رفته است. ۴. تبخیر بالا رفته، گرمای هوا بیش‌تر از نرمال شده و منطقه در حال تبدیل شدن به منطقه‌ای خشک و کویری است. ۵. این‌ها فقط نتایج خشک شدن دریاچه نیستند. این‌ها نتایج بی‌توجهی دیروزتان، سکوت امروزتان و بی‌تفاوتی در قبال آینده‌تان است.! برخی افراد و اقشار منفعل و بی خاصیت شده باید بدانند: وقتی که به دریاچه اورمیه پشت کردید، به جای حمایت و عمل به هشدارهای فعالین و دلسوزان وطن، به آن‌ها نیش‌خند زده و رد شدید، آنموقع بود که به آینده خودتان نیز پشت کردید. و اکنون تبعات این رفتارتان را نیز هم شما، هم فرزندانتان و هم ما پرداخت خواهیم کرد. امروز دهان من دوخته شده، زبان من بریده شده، بنده امروز هستم و شاید همین فردا و پس فردا نباشم و بخاطر حکم صادره بازداشت گردم. سخنان زیادی دارم ولی نمی‌توانم بر زبان بياورم. فقط خدا می‌داند درد ساکت کردن اجباری چقدر سخت است و من در این دو سال چقدر فشار از بی عدالتی و ظلم در امر عدالت و قضاوت کشیدم. بله شاید همین فرداها نباشم چرا که بخاطر مرتکب شدن جنایت در حق بشریت یعنی حمایت از حقوق طبیعی و ابتدایی مردم، پاسداشت حق حیات آن‌ها، به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی کشور، به ۵ سال حبس و مجازات تکمیلیِ ممنوع الفعالیتی و ممنوع الخروجی از کشور به مدت دو سال محکوم شده‌ام.! اینکه اعاده دادرسی قبول خواهد شد و حکم متوقف، یا رد شده و اجرا خواهد شد، فعلا چیزی نمی‌دانم. آنچه می‌دانم این است که آنچه به جایی نرسید فریاد بود، و آنچه این بلاها را بر سر ما آورد بی خردی مسئولین و سکوت پیشه کردن و عافیت طلبی مردمانی بود که در موقعِ حمایت و اعتراض کردن خاموش بودن را انتخاب کردند. ✍️#سعید_مینایی ۱۴۰۴/۵/۱۵ عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇👇 @seid_minayi

  • 💢دریاچه اورمیه خشک شد، اما اعتراض ما نباید خشک شود. کارخانه کاوه سودا در شهرستان مراغه، با بهره‌برداری مستقیم از سد علویان، بدون احداث تصفیه‌خانه، آب مورد نیاز خود را تأمین می‌کند. پساب صنعتی این کارخانه، از طریق لوله‌کشی مستقیم به سمت دریاچه اورمیه هدایت می‌شود. بخش دیگری از این پساب نیز در لاگون‌های خاکی روباز ذخیره شده و به تدریج به خاک و منابع طبیعی منطقه نشت می‌کند. در کنار این اقدامات، مواد معدنی و نمک های بستر دریاچه به این کارخانه منتقل می‌شود. این در حالی‌ست که دریاچه اورمیه در وضعیت بحرانی و خشکی کامل قرار دارد و هرگونه برداشت یا آلودگی بیشتر، به تشدید روند نابودی این پهنه آبی منجر خواهد شد. اینجانب نسبت به این عملکرد خطرناک و تخریب‌گر اعتراض کرده‌ام و در واکنش به این اعتراض، کارخانه از بنده به اتهام نشر اکاذیب شکایت کرده است. جلسه رسیدگی به این شکایت، در تاریخ ۲۲ مرداد برگزار خواهد شد. این اطلاعیه را منتشر می‌کنم تا جامعه‌ و افکار عمومی بداند: چه کسانی در حال تخریب محیط زیست و نابودی دریاچه اورمیه هستند، و ما باید چه بهایی برای طرح اعتراض مدنی‌مان و دفاع از حقوق ملت پرداخت کنیم؟! @Seid_minayi

  • 💢بحران اقتصادی، ناامیدی اجتماعی و ضرورت اصلاحات واقعی این روزها، گرانی کالاهای اساسی، افزایش قیمت دلار، سکه و طلا، معیشت مردم را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. کاهش قدرت خرید مردم، افزایش نابرابری اقتصادی، و فشارهای مالی، زندگی مردم را سخت‌تر از همیشه کرده است. در چنین شرایطی، بسیاری از رأی‌دهندگان و حامیان رئیس‌جمهور کنونی، این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا انتخاب وی تصمیم درستی بوده است یا خیر؟ هشدارهایی که نادیده گرفته شد. در دوران انتخابات، بارها هشدار داده شد که این دوره، آخرین فرصت جمهوری اسلامی برای کسب رضایت و شنیدن صدای مردم و اجرای اصلاحات واقعی است. اینجانب سعید مینایی و بسیاری از تحلیل‌گران تأکید داشتند که حکومت باید قدر این فرصت را بداند، مسیر اصلاحات را باز کند و از اعتراضات گذشته مردم درس بگیرد. اعتراضات گذشته، مخصوصا تظاهرات روی داده در سال‌های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱، همه نشان‌دهنده‌ی وجود نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور بوده‌اند. اما آیا این هشدارها جدی گرفته شده است؟ لزوم اصلاحات در سیاست داخلی و خارجی مشکلات امروز کشور، حاصل مجموعه‌ای از تصمیمات اشتباه در سیاست‌های داخلی و خارجی است. کشور نیازمند اصلاحات عمیق و ساختاری است که بتواند وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور را بهبود ببخشد. برخی از مهم‌ترین اصلاحاتی که باید صورت بگیرد عبارتند از: الف) اصلاحات داخلی: ۱- پذیرش انتقادات و اعتراضات مردم به عنوان یک حق مشروع ۲- مبارزه واقعی با فساد و رانت‌خواری ۳- بهبود فضای کسب‌وکار و حمایت از تولید داخلی ۴- کاهش فشارهای اقتصادی بر طبقات ضعیف جامعه ب) اصلاحات در سیاست خارجی: ۱- تعامل منطقی و متوازن با جهان، نه سیاست‌های افراطی و انزواطلبانه ۲- برقراری روابط متعادل با کشورهای شرقی و غربی، به‌ جای وابستگی یک‌جانبه ۳- بازگشت به مذاکره و تعامل گسترده با جهان برای رفع تحریم‌ها و بهبود شرایط اقتصادی کشور فرصتی که نباید از دست داد. انتخاب رئیس‌جمهور جدید با امید به تغییر و اصلاح انجام شد، اما تاکنون، اقدام جدی و مؤثری در این زمینه مشاهده نشده است. اگر این روند ادامه یابد و حاکمیت همچنان در برابر اصلاحات مقاومت کند، اعتماد عمومی بیش از پیش از بین خواهد رفت و جامعه به سمت نارضایتی‌های گسترده‌تر سوق داده خواهد شد. امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیاز به اصلاحات واقعی و جدی احساس می‌شود. اگر حکومت صدای مردم را نشنود، دیر یا زود، با بحرانی جدی‌تر از آنچه تاکنون تجربه کرده است روبه‌رو خواهد شد. تصمیم با مسئولان است: آیا حاضرند برای بهبود شرایط کشور و مردم گام بردارند یا همچنان به سیاست‌های گذشته ادامه خواهند داد؟ با توجه به شرایط منطقه‌ای و بین المللی بهتر است که در سیاست داخلی و خارجی تجدید نظر شود و گره‌های موجود از معیشت مردم برداشته شود. احکام زندانیان سیاسی و عقیدتی متوقف گردد. حق اعتراض قانونی برای شهروندان به رسمیت شناخته شود. به بحران های محیط زیستی، از قبیل دریاچه اورمیه نه بعنوان یک بحران منطقه‌ای، بلکه بصورت یک مسئله‌ی ملی و کشوری بها داده و اقدامات جدی صورت گیرد. ✍️#سعید_مینایی 1403/11/23 عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @seid_minayi

  • 💢بیماری بی‌تفاوتی؛ خطری بزرگ‌تر از خشک شدن دریاچه اورمیه مدت‌هاست که درباره بحران دریاچه اورمیه، آلودگی هوا، تبعات مازوت سوزی و تغییرات اقلیمی، هشدار داده‌ایم. مقاله‌ها نوشته شده، مستندها ساخته شده، تذکرات لازمه داده شده، اما واکنش مردم چیست؟ سکوت! نه لایک، نه اشتراک، نه استوری، نه دغدغه‌ای! گویی مسئله‌ای وجود ندارد. اما آیا واقعاً این مشکل فقط مربوط به چند نفر دغدغه‌مند است؟ آیا عدم بارش در این منطقه آینده شما و خانواده و فرزندانتان را تهدید نخواهد کرد؟ آیا نبود منابع آب سالم و کافی، برای کشاورزی و شرب تان، زنگ خطری برای شماها محسوب نمی‌گردد تا کمی مسئولیت پذیر باشید؟! بی‌تفاوتی؛ بیماری خاموش یک جامعه بی‌تفاوتی، تنها یک احساس نیست، بلکه یک بیماری اجتماعی است. وقتی مردم نسبت به مسائل حیاتی خود واکنشی نشان ندهند، عملاً آینده خود و فرزندانشان را به خطر می‌اندازند. امروز سکوت در برابر نابودی دریاچه اورمیه، دزدیدن حق آبه شهرستان بناب توسط کارخانه غارتگر کاوه سودا، فردا نیز سکوت در برابر بی‌آبی، و پس‌فردا هم سکوت در برابر مهاجرت‌های اجباری...! چرا واکنش نشان نمی‌دهید؟ آیا فکر می‌کنید با نادیده گرفتن این بحران‌ها، مشکل خود‌به‌خود حل می‌شود؟ آیا تصور می‌کنید که مسئولیت این مسائل فقط بر عهده دولت است و شماها هیچ نقشی ندارید؟ آیا تا وقتی که آب خانه‌تان قطع نشود، به اهمیت دریاچه پی نخواهید برد؟ آیا منتظر یک ناجی آسمانی هستید که شماها را نجات بدهد؟! بیدار شویم، قبل از آنکه خیلی دیر شود! یک استوری، یک لایک، یا یک اشتراک‌گذاری، شاید ساده به نظر برسد، اما زنجیره‌ای از آگاهی ایجاد می‌کند. آگاهی، اولین قدم برای تغییر است. وقتی یک جامعه بیدار شود، دیگر هیچ بحران و بی‌عدالتی‌ای نمی‌تواند به سادگی از کنار آنان عبور کند. ما مسئول آینده خود هستیم. امروز اگر نگران نباشیم، فردا فرزندانمان هزینه‌ی این انفعال و سکوت مان را خواهند پرداخت. "امروز سکوت کنیم، فردا تشنگی و مهاجرت انتظار ما را می‌کشد!" پس سکوت نکنید! به اشتراک بگذارید، اگر کنشگری نمی‌کنید حداقل واکنشی نشان دهید، چون این مسئله، تنها مسئله سعید مینایی نیست؛ مسئله‌‌ی همه ماست، همه‌ ما ...! ✍️#سعید_مینایی 1403/11/23 عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @Seid_minayi

  • ‍ 💢چرا شرق دریاچه اورمیه از بارش‌های برف بی‌نصیب ماند؟ در روزهای اخیر شاهد بارش برف در غرب دریاچه اورمیه بودیم، در حالی که شرق دریاچه تقریباً هیچ بارشی دریافت نکرد. این پدیده سؤالاتی را درباره نقش تغییرات اقلیمی، تأثیرات عوامل انسانی و به‌ویژه #هاله_حرارتی و #مازوت‌سوزی در منطقه ایجاد کرده است. هاله حرارتی؛ عاملی برای برهم زدن الگوی بارش است. پدیده هاله حرارتی (Urban Heat Island Effect) زمانی رخ می‌دهد که افزایش دمای یک منطقه به دلیل فعالیت‌های انسانی باعث تغییرات در الگوهای جوی و بارشی شود. خشک شدن دریاچه اورمیه، که زمانی منبع مهمی برای تعدیل دما و تأمین رطوبت بود، اکنون به افزایش دمای منطقه و تغییر در جریان‌های هوایی منجر شده است. دریاچه اورمیه زمانی با تبخیر سطحی، رطوبت لازم برای تشکیل ابرهای باران‌زا را فراهم می‌کرد. اما در حال حاضر با کاهش شدید سطح آب و تبدیل بستر آن به نمکزار، بازتابش نور خورشید افزایش یافته و هوای گرم‌تری در منطقه ایجاد شده است. این گرما باعث افزایش پایداری جو در شرق دریاچه شده و از صعود ابرها و بارش برف جلوگیری کرده است. پدیده دیگر نقش مازوت‌سوزی و تأثیر آن بر کاهش بارش است. در کنار خشک شدن دریاچه اورمیه، سوزاندن مازوت در نیروگاه‌های تبریز و بناب و سایر صنایع آلاینده منطقه، عامل دیگری هستند که بر وضعیت آب‌وهوایی اثر گذاشته اند. مازوت دارای مقادیر بالای گوگرد و ذرات معلق است که با افزایش آلودگی هوا، به دو شکل بر بارش‌ها تأثیر می‌گذارد: 1. افزایش دمای جو و ایجاد پایداری: ذرات معلق موجود در هوا باعث افزایش جذب گرما شده و از سرد شدن مناسب جو جلوگیری می‌کنند. این موضوع مانع از تشکیل ابرهای سرد و بارش برف می‌شود. 2. اثر بر هسته‌زایی ابرها: در حالت عادی، ذرات معلق (آئروسل‌ها) می‌توانند به هسته‌های تشکیل‌دهنده باران و برف تبدیل شوند. اما آلودگی بیش از حد باعث می‌شود که این ذرات به جای کمک به تشکیل برف، در فرآیند بارش اختلال ایجاد کنند. در نتیجه، ابرها پراکنده شده و بدون بارش از منطقه عبور می‌کنند یا به مناطق دیگر منتقل می‌شوند. شرق دریاچه، به دلیل قرارگیری در سایه بارشی و به همراه تأثیرات هاله حرارتی و آلودگی مازوت‌سوزی، دچار کاهش بارش چشمگیر در سال های اخیر شده است. تداوم این امر می‌تواند به یک بحرانِ خشکسالی و نبود منابع آبی سالم و کافی برای شرب، کشاورزی و صنعت تبدیل شود. آذربایجان علاوه بر سایر مشکلات عدیده‌ای که دارد، مشکل محیط زیستی نیز این منطقه را به شدت تهدید می‌کند و اینجانب سعید مینایی بیش از یک دهه است که فریاد زده و این خطرات را برای مسئولین و مردم منطقه گوشزد می‌کردم. ولی چیزی که ندیدم گوش‌های شنوا بود، و آن چیزی که دیدم عدم حمایت مردمی و دولتی، و در کمال حیرت برخوردهای ناصواب امنیتی بوده است. مردمان منطقه مشغول روزمرگی‌های خود و تداوم عافیت طلبی هایشان هستند. اما در آینده ای نه چندان دور با ته کشیدن منابع آبی تازه خواهند فهمید که سعید مینایی چرا از سال ۱۳۹۴ در کانال تلگرامی خود، فریاد زده و هشدار می‌داد که منطقه زیست‌ محیطی ما را خطرات غیر قابل جبرانی تهدید می‌کند. راه‌حل های کارساز برای جلوگیری از پدیده فرار ابرها ۱. کنترل آلودگی نیروگاه‌ها و صنایع: جایگزینی سوخت پاک به جای مازوت می‌تواند نقش مهمی در کاهش اثرات گرمایش محلی داشته باشد. ۲. احیای دریاچه اورمیه: تأمین آب برای دریاچه و جلوگیری از تبخیر بیش از حد می‌تواند به بازگشت الگوهای طبیعی بارش کمک کند. ۳. مدیریت توسعه شهری و صنعتی: جلوگیری از افزایش بی‌رویه صنایع آلاینده و ایجاد فضاهای سبز بیشتر در منطقه می‌تواند در کاهش اثرات هاله حرارتی مؤثر باشد. سخن آخر بارش برف در غرب دریاچه و عدم بارش در شرق آن اتفاقات تصادفی نیست. تأثیرات تغییرات اقلیمی، همراه با خشک شدن دریاچه و استفاده از مازوت سوزی، موجبات افزایش دمای منطقه و تغییر الگوهای بارشی شده است. اگر این روند ادامه یابد، شرق دریاچه اورمیه در آینده‌ای نه چندان دور با کاهش شدیدتر بارندگی و بدنبال آن افزایش مشکلات زیست‌ محیطی حاد، مواجه خواهد شد. ✍️#سعید_مینایی 1403/11/22 عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @Seid_minayi

  • 💢نگاهی به وضعیت تورمی موجود و راه‌های برون‌رفت از این بحران آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه این دولت و آن دولت و حاصل یک یا چند سال سیاست‌گذاری نیست. این وضعیت حاصل چند دهه تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، سیاست خارجی و داخلی، برنامه‌های توسعه و راهبردهای کلان است. سیاست‌هایی که در طول این سال‌ها اجرا شده‌اند، همگی در شکل‌گیری شرایط کنونی نقش داشته‌اند. ریشه بحران‌های سیاسی و اقتصادی امروز پس از انقلاب مشروطه و روی کار آمدن سلسله پهلوی، کشور شاهد شکل‌گیری احزاب مختلف و گرایش‌های سیاسی متنوع بود. برخی طرفدار ارتباط با شوروی و بلوک شرق بودند و برخی دیگر تمایل به همکاری با آمریکا و کشورهای غربی داشتند. در آن دوران، ایران با هر دو بلوک شرق و غرب رابطه داشت، اما با این وجود، مردم همچنان از بسیاری از حقوق اساسی خود، از جمله آزادی‌های مدنی، سیاسی، مطبوعاتی و بیان، محروم بودند. انقلاب ۱۳۵۷ با این امید شکل گرفت که این آزادی‌های اساسی تأمین شود، اما امروز، پس از ۴۶ سال، نه‌تنها به صورت مطلوب به آن آزادی‌ها نرسیده‌ایم، بلکه با بحران‌های متعددی از جمله بحران آب، تخریب منابع طبیعی، فرونشست زمین، کاهش ارزش پول ملی، افزایش قیمت دلار و طلا، رشد سرسام‌آور تورم، فقر، بیکاری و افزایش حاشیه‌نشینی مواجه هستیم. چرا کشورهای همسایه در مسیر پیشرفت‌اند، اما ما عقب مانده‌ایم؟ کشورهایی مانند ترکیه، امارات، قطر، عربستان، عمان و حتی کویت توانسته‌اند اقتصاد خود را تقویت کرده و برای مردمشان رفاه ایجاد کنند. پس چرا ما با وجود منابع عظیم نفت، گاز، معادن طلا و مس، همچنان درگیر مشکلات اقتصادی هستیم و نتوانسته ایم حداقلی از رفاه را برای جوانان و مردم تامین نماییم؟ یکی از دلایل اصلی، سیاست‌گذاری‌های اشتباه در حوزه داخلی و خارجی است. ما نه‌تنها نتوانسته‌ایم از ظرفیت‌های اقتصادی خود بهره‌برداری کنیم، بلکه در سیاست خارجی نیز به جای تأمین منافع ملی، بر اساس ایدئولوژی تصمیم گرفته‌ایم. سیاست‌گذاران کشور به‌جای ایجاد تعادل در روابط خارجی، یا کاملاً به غرب پشت کرده‌اند یا تمام تمرکز خود را بر روسیه و چین گذاشته‌اند. درحالی‌که کشورهای دیگر، حتی قدرت‌های بزرگ، برای حفظ منافع خود، روابط متعادلی با تمامی طرف‌ها برقرار کرده‌اند. هزینه سیاست‌های غلط در منطقه ایران دهه‌هاست که در کشورهای مختلف منطقه، از لبنان و فلسطین گرفته تا سوریه، عراق و یمن، سرمایه‌گذاری سیاسی و نظامی کرده است. میلیاردها دلار برای حمایت از گروه‌های نیابتی هزینه شده است. اما پس از عملیات ۷ اکتبر حماس، شاهد بودیم که این گروه عملاً تضعیف شد و اسرائیل فشار بیشتری بر حزب‌الله در لبنان وارد کرد. این تحولات، همراه با فشارهای بین‌المللی بر ایران، نشان می‌دهد که سیاست‌های منطقه‌ای، نیازمند بازنگری جدی است. اما تاکنون آن‌چیزی که صورت نگرفته بازنگری در این سیاست ها بوده است. وضعیت اقتصادی و آینده نزدیک افزایش بی‌سابقه قیمت دلار: پیش‌بینی می‌شود که در آینده‌ای نه‌چندان دور، قیمت دلار از ۱۰۰ هزار تومان نیز عبور کند. افزایش قیمت کالاها: با توجه به وابستگی بسیاری از کالاها به نرخ ارز، قیمت‌ها به‌شدت افزایش خواهد یافت. نابودی طبقه متوسط: طبقه ضعیف که عملاً از بین رفته و طبقه متوسط نیز در حال نابودی است. افزایش نارضایتی عمومی: شرایط اقتصادی و نبود آزادی بیان برای اعتراض، فشار بر جامعه را بیش از پیش افزایش خواهد داد و ممکن است ناآرامی‌های اجتماعی را تشدید کند. راه‌حل چیست؟ برای خروج از این وضعیت، سیاست‌گذاران باید رویکردی منطقی و واقع‌گرایانه اتخاذ کنند. برخی از مهم‌ترین اقدامات ضروری عبارتند از: ۱. بازنگری در سیاست خارجی: ایجاد تعادل در روابط بین‌المللی و تعامل سازنده با تمامی کشورها، برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی و کاهش فشار اقتصادی. ۲. اصلاحات اقتصادی اساسی: جلوگیری از چاپ بی‌رویه پول، مهار تورم، کاهش فساد اقتصادی و شفاف‌سازی در نظام مالی. ۳. آزادی‌های مدنی و سیاسی: ایجاد فضای باز برای بیان انتقادات، آزادی احزاب و مطبوعات، و پایان دادن به سرکوب منتقدان. ۴. جذب سرمایه‌گذاری خارجی: ایجاد بستری امن و شفاف برای ورود سرمایه‌های خارجی که منجر به رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال شود. سخن پایانی در شرایط فعلی، یا باید مسئولان کشور با واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو شوند و دست به اصلاحات اساسی بزنند، یا کشور در مسیر بحران‌های شدیدتر قرار خواهد گرفت. عدم تغییر در سیاست‌های داخلی و خارجی می‌تواند به اعتراضات گسترده، و به دنبال آن سرکوب‌های بیشتر و ناآرامی‌های اجتماعی منجر شود. در چنین وضعیت بغرنجی، حتی پیشبرد سیاست چماق و مدیریت وضع موجود، جوابگو نخواهد بود. ✍️#سعید_مینایی 1403/11/21 عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @Seid_minayi

  • 💢سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی، به نظر من، هر جامعه‌ای شایسته همان سرنوشتی است که برای خود رقم می‌زند. وقتی مردم در برابر خشک شدن دریاچه اورمیه، آلایندگی‌های حاصل از مازوت سوزی، اقدامات کارخانه کاوه سودا، مشکلات اقتصادی، تورم، کاهش ارزش پول ملی و فشارهای معیشتی سکوت می‌کنند و هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند، این به معنای پذیرش وضعیت موجود است. چگونه ممکن است هر روز شاهد افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها باشیم، قدرت خریدمان کاهش یابد، و هر صبح که از خواب برمی‌خیزیم، نسبت به روز قبل فقیرتر شده باشیم، اما هیچ کنش و واکنشی از خود نشان ندهیم؟ اگر خودمان نمی‌توانیم اعتراضی بنویسیم یا اقدامی انجام دهیم، حداقل می‌توانیم از کسانی که صدای مردم هستند، حمایت کنیم. حتی یک لایک، یک استوری یا یک پست حمایتی می‌تواند نشانه‌ای از آگاهی و مسئولیت‌پذیری باشد. بی‌تفاوتی و انفعال پیشه کردن در برابر هر گونه نقض حقوق انسانی و جمعی، شرایط اقتصادی دشوار موجود، راه‌حلی برای عبور از این بحران‌ها نیست. تغییر، از آگاهی و اقدام جمعی آغاز می‌شود. پس بیایید سکوت را بشکنیم و در حد توان خود، سهمی در بهبود وضعیت داشته باشیم. باور کنید که برخی از این افراد و مردم، لایق دلار صد هزار تومنی و حتی بالاتر هستند. بعضا می‌گویم آنچه که لازم است برای گفتن و نوشتن، گفتی و نوشتی، در نهایت هم تاوانش را دادی، باز هم هر چقدر بنویسی و بگویی تاثیری ندارد، چه برای مردم چه برای حاکمیت، در واقع آنچه به جایی نخواهد رسید فریاد حق خواهی و اعتراض است. اینجانب بخاطر دفاع از حقوق اقتصادی، محیط زیستی، فرهنگی و اجتماعی شماها، محکوم به ۵ سال حبس شده ام. این هزینه برای هر شخصی کافی‌ست تا بی‌خیال هر گونه کنشگری و اعتراضی شود. اما با دیدن فقر روز افزون خودم، جامعه و ملتم، علی الخصوص طبقات پایین و ستم دیده، که خود بنده نیز فردی از قشر زحمت کش این جامعه هستم، نمی‌توانم این حجم از گرانی‌های سرسام آور را هضم نموده و به جان بخرم و معترض تصمیم گیران و ایجاد کنندگان این وضعیت فلاکت بار اقتصادی نشوم. ✍️#سعید_مینایی 1403/11/21 عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @Seid_minayi

  • 💢نقدی بر رویکرد تقابلی با آمریکا و پیامدهای آن سخنرانی اخیر برخی از چهره‌های تصمیم‌گیر، چه در رأس حاکمیت و چه در سایر نهادها، که حاوی مواضع تند علیه مذاکره با آمریکا بود، بار دیگر نشان داد که سیاست خارجی ایران همچنان بر مدار تقابل و نه تعامل می‌چرخد. این رویکرد، بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های اقتصادی و نیاز کشور به تنش‌زدایی، تنها به افزایش فشارهای خارجی، تحریم‌های بیشتر، گسترش روز افزون فقر، کاهش ارزش پول ملی و بی‌ثباتی اقتصادی منجر شده است. افزایش ناگهانی قیمت دلار، طلا و سایر کالاهای اساسی پس از این سخنرانی، نشان داد که بازار، بیش از آنکه تحت تأثیر شعارهای سیاسی باشد، به دنبال امنیت و ثبات اقتصادی است. کاهش ارزش پول ملی، فقیرتر شدن مردم، کوچک‌تر شدن سفره‌ها و افزایش نارضایتی عمومی، نتیجه‌ی سیاست‌هایی است که بدون درک شرایط اقتصادی و نیازهای مردم اتخاذ می‌شود. در شرایطی که کشور با بحران‌های شدید معیشتی روبه‌رو است، تصمیم‌گیری‌های کلان نباید در دستان یک یا چند نفر محدود باشد. چنین شیوه‌ای برخلاف اصول حاکمیت مردم و دموکراسی است و نتیجه‌ای جز تعمیق بحران‌های اقتصادی و اجتماعی ندارد. دولت جدید نیز، برخلاف امیدهایی که برخی به تغییر در سیاست‌های کلان داشتند، نشان داده که همچنان در مسیر تبعیت از سیاست‌های پیشین گام برمی‌دارد. در چنین فضایی، افزایش فقر و نارضایتی عمومی تبعات امنیتی خطرناکی خواهد داشت. تجربه نشان داده است که فشارهای معیشتی در نهایت به اعتراضات گسترده منجر می‌شود. تاریخ ثابت کرده است که سیاست تقابل و انزوا، راه به جایی نمی‌برد. اگر راه به جایی می‌برد بایستی کشور کره شمالی اکنون خوشبخت‌ترین کشور جهان می‌شد که تقابل با آمریکا را سرلوحه حکمرانی خود قرار داده است. این مردم نگون‌بخت تحت فشار اقتصادی شدید هستند و کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند دیپلماسی هوشمند، گفتگو و اعمال سیاست‌هایی مبتنی بر منافع ملی است، نه تصمیم‌گیری‌های هیجانی که تنها به بحران‌های بیشتر و گسترش فقر دامن می‌زند. ✍️#سعید_مینایی 1403/11/21 عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @Seid_minayi

  • 💢چرا ترکیه در اجرای حقوق اقوام موفق‌تر از ایران عمل کرد؟ مسئله حقوق اقوام یکی از چالش‌های مهم در کشورهایی با تنوع قومی گسترده است. ترکیه و ایران، دو کشور همسایه با اقوام متنوع، رویکردهای متفاوتی در مدیریت این موضوع داشته‌اند. ترکیه از اوایل دهه ۲۰۰۰ اصلاحات حقوقی و فرهنگی گسترده‌ای را در راستای بهبود وضعیت اقوام، به‌ویژه کردها، انجام داد، در حالی که ایران همچنان سیاست‌های یکسان‌سازی فرهنگی و زبانی را حفظ کرده است. در ترکیه‌ای که در دهه‌های هشتاد و نود میلادی ترور و مسئله pkk، بزرگترین معضل سیاسی آن کشور بود، حتی حق تولید موسیقی و کلیپ به زبان کردی قدغن بود و در جایزه اعطای موسیقی به احمد کایا این تبعیض‌ها را ما شاهد بودیم، این کشور همسایه اکنون توانسته است با تغییر رویه‌ و اصلاح سیاست‌های نادرست، این بحران ها را حل نماید. ولی در ایران همچنان در بر پاشنه‌ی سابق یعنی سیاست یکسان‌سازی و انکار تبعیض های قومی می‌چرخد. تا جایی که حتی اصول قانون اساسی نیز اجرا نمی‌شود. ترکیه به کردها حق تشکیل احزاب و فعالیتِ حزبی داده است، ولی در ایران حق تشکیل فراکسیون و حزب بر اساس قومیت ممنوع است. در سال های اخیر بود که جلوی تشکیل فراکسیونی به اسم فراکسیون ترک زبانان در مجلس ایران گرفته شد. اما ترکیه چگونه اصلاحات قومی را آغاز کرد؟ با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه (AKP) در سال ۲۰۰۲، دولت ترکیه با درس گرفتن از اشتباهات دولت‌های گذشته، که به اسم کمالیسم سیاست انکار را به پیش گرفته بودند و تا حدودی نیز تحت فشار اتحادیه اروپا، سیاست‌های سخت‌گیرانه علیه اقوام را تعدیل کرد. اگر بخواهیم از اصلاحات ترکیه بعد از به اقتدار رسیدن اردوغان و حزبش اشاره نماییم، به این اقدامات کلیدی می‌توان اشاره نمود: ۱. آموزش زبان کردی در دانشگاه‌ها و مدارس خصوصی ۲. ایجاد رسانه‌های کردی رسمی مانند شبکه TRT Kurdi ۳. لغو محدودیت‌های موسیقی کردی و نام‌های کردی برای افراد و مناطق ۴. مذاکرات صلح با پ‌ک‌ک (۲۰۱۳–۲۰۱۵) این اصلاحات باعث شد ترکیه در مقاطع گذشته و در حال حاضر بتواند از شدت درگیری‌های قومی و یارگیری های گسترده گروه‌ تروریستی و مسلح Pkk بکاهد و اعتماد نسبی گروه‌های قومی خصوصا کردها را جلب کند. بطوریکه در برخی شهرهای کرد نشین در شرق و جنوب شرق ترکیه، آرای AKP از احزاب کردی هم بالاتر است. چرا ایران چنین اصلاحات مشابهی را اجرا نکرد؟ در ایران، سیاست‌های قومی همچنان با نگاه امنیتی مدیریت می‌شود. برخی دلایل عدم اجرای اصلاحات مشابه در ایران عبارت‌اند از: ۱. ساختار سیاسی بسته‌تر که امکان فعالیت احزاب قومی را نمی‌دهد. ۲. نگاه امنیتی به قومیت‌ها و نگرانی از تجزیه‌طلبی. ۳. ایدئولوژی جمهوری اسلامی که هویت دینی را مقدم بر هویت قومی می‌داند. ۴. عدم اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی که آموزش زبان‌های قومی را مجاز می‌داند. نتیجه‌گیری در حالی که ترکیه، تحت فشارهای بین‌المللی و داخلی، به سمت اصلاحات حقوق اقوام حرکت کرد، ایران همچنان سیاست‌های تمرکزگرایانه را حفظ کرده است. این تفاوت رویکرد باعث شده که نارضایتی‌های قومی در ایران افزایش یابد، در حالی که ترکیه، علی‌رغم بازگشت به برخی سیاست‌های سخت‌گیرانه پس از کودتای ۲۰۱۶، همچنان از برخی امتیازات داده‌ شده به اقوام بهره‌مند است. آینده سیاست‌های قومی در ایران بستگی به تحولات داخلی، فشارهای اجتماعی و سیاست‌های حاکمیت دارد. آیا زمان آن نرسیده که ایران نیز مسیر جدیدی در قبال حقوق اقوام در پیش بگیرد؟ آیا نبایستی ایران سیاست‌های خود را در قبال اقوام تغییر بدهد و بجای انکار و سرکوب روش تعامل و اصلاح را به پیش بگیرد؟ ✍️#سعید_مینایی 1403/11/19 عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @seid_minayi

  • 💢ستم ملی علیه تورک‌های ایران؛ بررسی تاریخی، فرهنگی و حقوقی(1) مقدمه مسئله ستم ملی علیه تورک‌های ایران یکی از موضوعات مهمی است که همواره در تاریخ معاصر ایران مطرح بوده است. تورک‌های ایران، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های قومی و زبانی کشور، در حوزه‌های…

  • 💢ستم ملی علیه تورک‌های ایران؛ بررسی تاریخی، فرهنگی و حقوقی(1) مقدمه مسئله ستم ملی علیه تورک‌های ایران یکی از موضوعات مهمی است که همواره در تاریخ معاصر ایران مطرح بوده است. تورک‌های ایران، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های قومی و زبانی کشور، در حوزه‌های مختلفی مانند حقوق زبانی، فرهنگی، محیط زیستی، اقتصادی و سیاسی با محدودیت‌ها و نابرابری‌هایی مواجه بوده‌اند. با وجود این کثرت جمعیتی و نقش تاریخی، سهم واقعی و تاریخی خود را نگرفته اند و هویت ملی آنان به واژه‌ای مجعول به اسم "آذری" جعل، میراث معنوی و فرهنگی آنان تحریف یا تخریب شده است. این سیاست ها را به کمک نهادهایی چون فرهنگستان زبان فارسی، سازمان پرورش افکار و وزارت معارف(آموزش پرورش فعلی)، عملی ساخته اند. در بذر افشانی این هدف‌ها و تخم نفاق، کاشت کینه و دیگر ستیزی، پان ایرانیست هایی همچون میرزا فتحعلی آخوندوف، سید حسن تقی زاده، سید احمد کسروی، یحیی ذکاء، منوچهر مرتضوی، ناصر ناطق، عبدالعلی کارنگ، محمد علی فروغی، محمود افشار یزدی و ... نقش داشته اند. این سیاست بعد از انقلاب به نظریه ایرانشهری تغییر نام داده و توسط سید جواد طباطبائی و سایر همپالگی‌های این تفکر ادامه یافت. صاحبان این تفکر بر پیشبرد سیاست تک زبانی اصرار ورزیده و مقابل اجرایی شدن اصول پانزده و نوزده قانون اساسی ایستادند. حاکمیت‌‌های سیاسی مستقر در طول این یک‌صد سال نیز، بجای اجرایی نمودن اصول معوقه قانون اساسی و حقوق ملت، آزادسازی حقوق اقوام و برچیدن این تضاد و شکاف های قومی، سیاست انکار، سرکوب و مدیریت نمودن آن را به پیش گرفتند. متاسفانه بجای حل اصل مسئله، برای فعالینی که برای برچیدن این ستم های ناروای قومی فعالیت می‌کنند؛ راهکار بازداشت، پرونده سازی، دادگاهی نمودن و زندان را ارائه دادند. این مقاله تلاش دارد تا ریشه‌های این تبعیض، مصادیق آن و پیامدهای اجتماعی و سیاسی‌اش را بررسی کند. ۱. ریشه‌های تاریخی ستم ملی علیه تورک‌های ایران ۱.۱. تغییر رویکردهای حکومتی پس از مشروطه در دوران قاجار، زبان تورکی در دربار و ادبیات رسمی نقش پررنگی داشت. اما پس از مشروطه و به‌ویژه در دوره پهلوی اول، سیاست‌های یکسان‌سازی زبانی و فرهنگی آغاز شد. پهلوی اول با پیشبرد ایدئولوژی پان ایرانیسم و سیاست تک ملت، تک دولت، تک زبان و تک بیرق، در کشوری کثیرالفرهنگ و کثیرالزبان موجبات ایجادِ تضاد منافع، بین گروه های قومی شد. این روند در پهلوی دوم نیز تدوام یافت و اکنون نیز رفع نشده و سببِ فعال شدن شکاف و گسل قومی شده است. در دوره پهلوی، زبان فارسی به‌عنوان تنها زبان رسمی کشور اعلام شد و آموزش به زبان تورکی ممنوع شد. تورک‌‌ها که تا پیش از آن در ساختار سیاسی کشور نفوذ داشتند، به‌تدریج از مراکز تصمیم‌گیری کنار گذاشته شدند. ۱.۲. سرکوب هویت تورک‌ها در دوره پهلوی در دوران رضاشاه پهلوی، سیاست‌های شدید فارسی‌سازی و سرکوب هویت‌های غیرفارس دنبال شد. نام شهرها، روستاها و اماکن تاریخی مناطق تورک‌نشین تغییر یافت. استفاده از زبان تورکی در مدارس، رسانه‌ها و مکاتبات رسمی ممنوع شد. ۱.۳. دوران جمهوری اسلامی؛ تغییرات ظاهری، استمرار سیاست‌ها پس از انقلاب ۱۳۵۷، برخی امید داشتند که حقوق قومی و زبانی تورک‌ها احیا شود، اما در عمل، بسیاری از سیاست‌های پهلوی ادامه یافت. قانون اساسی به حق آموزش به زبان مادری (اصل ۱۵) اشاره کرد، اما این ماده هرگز اجرایی نشد.! رسانه‌های ملی همچنان بر برتری زبان و فرهنگ فارسی تأکید دارند و زبان تورکی در آموزش رسمی هیچ جایگاهی ندارد. ۲. مصادیق ستم ملی علیه تورک‌های ایران ۲.۱. تبعیض زبانی و فرهنگی ممنوعیت آموزش به زبان تورکی در مدارس، برخلاف اصل ۱۵ قانون اساسی. تحقیر و تمسخر زبان تورکی در رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی. نبود رسانه‌های مستقل و گسترده به زبان تورکی در سطح ملی. ۲.۲. تبعیض اقتصادی و توسعه‌نیافتگی مناطق تورک‌نشین سرمایه‌گذاری کمتر دولت در مناطق تورک‌نشین مانند آذربایجان، زنجان و اردبیل. محدودیت در ایجاد صنایع بزرگ و پروژه‌های زیرساختی در این مناطق. بیکاری و مهاجرت اجباری تورک‌ها به مناطق مرکزی کشور به دلیل نبود فرصت‌های شغلی مناسب. ۲.۳. سرکوب سیاسی و امنیتی محدودیت فعالیت برای فعالین، احزاب و تشکل‌های مدافع حقوق تورک‌ها. برخورد امنیتی با مطالبات فعالان فرهنگی و مدنی تورک. سانسور شدید مطالب مرتبط با هویت تورک‌ها در رسانه‌های دولتی. ✍️#سعید_مینایی 1403/11/18 عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @seid_minayi

  • 💢۱۷ بهمن ۱۴۰۳؛ یک سال بعد از آن پرواز سرنوشت‌ساز ... امروز، دقیقاً یک سال از لحظه‌ای که سرتیم بازداشت مرا از بناب به تهران برد، می‌گذرد. امروز، در حالی این خاطرات را مرور می‌کنم که هنوز برای احقاق حق و حقوقمان، برای نجات آینده‌ام، و برای جلوگیری از بی‌عدالتی تلاش می‌کنم. آیا هنوز امیدی هست؟ به نظر بنده در هر لحظه و در هر مکان مجبور و محکوم به داشتن امید هستیم. هنوز برخی راه‌های قانونی باز است و هنوز هم می‌توان گره کور عدالت را با حمایت های گسترده مردمی باز نمود هر چند با تاخیر باشد. هنوز هم باور دارم که نباید تسلیم بی عدالتی شد. آیا این یک پرونده شخصی است؟ خیر. این پرونده، فقط مربوط به شخص سعید مینایی نیست. این پرونده، نمونه‌ای از وضعیتی است که می‌تواند برای هر فردی رخ دهد و به همین دلیل، باید برای عدالت، شفافیت و اصلاح روندهای ناعادلانه، صدای خود را بلند کنیم. ۱۷ بهمن ۱۴۰۲، روزی‌ست که زندگی‌ بنده بخاطر مطالبه‌ گری و اعتراض‌های مستمر قانونی ام تغییر کرد. اما آیا ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، روزی خواهد بود که این گره کور عدالت بازگردد؟ منتظر می‌مانم، تلاش می‌کنم و تسلیم نمی‌شوم. دقیقا درست یک سال پیش در چنین ساعتی بود که در هواپیما و در کنار سرتیم بازداشت کننده روانه تهران بودم. آن روز و آن ساعت را هرگز فراموش نمی‌کنم؛ با تیم بازداشت بدون هشدار، بدون مهلت، بدون فرصتی برای خداحافظی از خانواده‌ روانه تبریز شدیم. لحظاتی بعد، در هواپیمایی بودم که مرا به تهران می‌برد، به مسیری که آینده‌ام را در ابهام فرو برده و یک برگه سختی از دفتر سرنوشت را برایم گشود. آن پرواز، یک پرواز عادی نبود. احساس بی‌خبری، استرس و دلهره‌ای که هر لحظه شدیدتر می‌شد، مرا در خود فرو برد. نمی‌دانستم چرا هوایی منتقل می‌شوم، چه چیزی در انتظارم است، نمی‌دانستم چرا بایستی به تهران بروم و چنین سفر و بازداشتی را تجربه کنم.! چیزی که می‌دانستم این بود که زندگی‌ام از همان لحظه دیگر مثل قبل نخواهد بود اما به درستی راهم، برحق بودن سخنانم ذره‌ای شک و تردید نداشتم. به راستی چرا بازداشت شدم؟ بخاطر اتهامی که هرگز آن را نپذیرفتم. "اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی"، این برچسبی بود که به من زده شد. اما حقیقت چیز دیگری بود: بنده یک فعال عدالت خواه و هویت طلبِ قانون مدار بودم. چهارچوب فعالیت‌هایم رفع تمامی تبعیض‌ها، بی عدالتی‌ها، احیای دریاچه اورمیه و حفظ محیط زیست منطقه و برچیده شدن هر گونه ستم مرکز پیرامونی، قومی یا ملی بود. علاوه بر این هیچ‌گونه سابقه کیفری نداشته ام. فعالیت‌های بنده هرگز تهدیدی علیه امنیتِ کشور نبود.! با این حال، در طول بازجویی‌ها و روند دادرسی، این حقیقت ها نادیده گرفته شد. بازجویی‌های فشرده، جلسات دادرسی که فرصت دفاع واقعی در آن‌ها محدود بود، و در نهایت، صدور یک حکم سنگین بدون در نظر گرفتن شرایط فوق الذکر. طی مسیر حق خواهی و عدالت طلبی که به ۵ سال زندان ختم شد. دادگاه بدوی با حکمی که صادر نمود شوکه‌ام کرد. در واقع بعد از هفته‌ها بازجویی و جلسات دادرسی، دادگاه بدوی رأی به ۵ سال حبس داد.! هیچکس انتظار چنین حکمی را نداشت. بدون سابقه کیفری، بدون هیچ مدرک قطعی، چطور چنین مجازاتی در نظر گرفته شده است؟ و دادگاه تجدیدنظر؛ آخرین امیدی که ناامید شد. بعد از اعتراضم به حکم صادره، پرونده‌ام به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر رفت، اما در نهایت، حکم عیناً تأیید شد.! هیچ‌کدام از استدلال‌های ما، شرایط خانوادگی و تحصیل، یا عدم وجود سوابق کیفری، در رأی دادگاه بدوی کوچکترین تغییری ایجاد نکرد.! ✍#سعید_مینایی 1403/11/17 عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @Seid_minayi

  • 💢یک سال از بازداشت من گذشت؛ روایت یک دادخواهی ۱۷ بهمن ۱۴۰۲، روزی که زندگی من را برای همیشه تغییر دادند. آن روز، مأموران امنیتی در شهرستان بناب مرا بازداشت و به تهران منتقل کردند. از همان لحظه، وارد چرخه‌ای از بازجویی، دادگاه و دادرسی گشتم که در نهایت، بدون داشتن هیچ‌گونه سابقه کیفری، به ۵ سال حبس محکوم شدم.! چرا بازداشت شدم؟ اتهامی که به من نسبت داده شد، "اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی" بود. اما حقیقت چیست؟ من دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه قم هستم، زندگی‌ام را وقف مطالبه‌گری قانونی، تحصیل و خانواده‌ام کرده بودم و هرگز اقدامی که امنیت کشور را به خطر بیندازد، انجام نداده‌ام. روندی که عدالت را زیر سؤال برد در مراحل بازجویی و دادرسی، بسیاری از حقوق اولیه‌ام نادیده گرفته شد. نبود ادله قانونی و شواهد ضعیف، نبود دسترسی به وکیل در مراحل بازداشت و بازجویی، و صدور حکم سنگین بدون در نظر گرفتن سوابق و شرایط خانوادگی‌ام، تنها بخشی از آن چیزی است که بر من گذشت. در دادگاه تجدیدنظر نیز، بدون بررسی عمیق‌تر، حکم ۵ سال حبس عیناً تأیید شد. وضعیت خانواده‌ام؛ حکم فقط برای من نبود.! مجازات زندان، فقط مجازات یک فرد نیست؛ بلکه خانواده او را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. مادری بیمار و زمین‌گیر شده، پدری ۸۰ ساله که توانایی مراقبت از او را ندارد، و آینده‌ای که ناگهان در تاریکی فرو رفته است. آیا در صدور این حکم، این حقایق در نظر گرفته شده است؟! امیدی که هنوز زنده است با وجود قطعی شدن حکم، راه‌های قانونی برای توقف اجرای آن و اثبات بی‌گناهی‌ام همچنان باز است. بنده تا آخرین مرحله تسلیم این احکام نشده و این راه‌ها را طی خواهم نمود. یک درخواست، یک پیام در این یک سال، بارها از خود پرسیده‌ام: عدالت در کجای این مسیر قرار دارد؟ آیا می‌توان صدای فردی را که بی‌گناه است، شنید؟ امروز که یک سال از بازداشتم می‌گذرد، نه برای خودم، بلکه برای همه کسانی که ممکن است در آینده در چنین موقعیتی قرار بگیرند، درخواست می‌کنم که عدالت، قربانی مصلحت‌ها نشود.! آیا هنوز امیدی هست؟ بله. اما این امید، به آگاهی و حمایت جامعه، تسلیم نشدن و پیگیری جدی مسیرهای قانونی بستگی دارد. ✍️#سعید_مینایی 1403/11/17 عضو کانال تحلیلی میللی دوشونجه شوید 👇👇👇 @seid_minayi