tgindex
سازمان پژوهشگران ایرانی سبزاندیش (سپاس)

سازمان پژوهشگران ایرانی سبزاندیش (سپاس)

Статистика
@sepas_newsВидеоперсидский

سازمان پژوهشگران ایرانی سبزاندیش (سپاس) Instagram: https://instagram.com/sepas_news?igshid=27tkzb11bsve YouTube: https://youtube.com/channel/UCGFhp0XVvWLUkpJwdlsDTsQ Podcast on Anchor: https://anchor.fm/sepas راه ارتباط با ما: sepasnews.info@gmail.com

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
149
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Видео
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
1 324
+2 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
306
40 постов
Вовлечённость
23,1%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 149
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
114
1/48двое суток
130
1/72трое суток
140

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ‍ ‍ ✾ ✅ جنگی که دیگر فقط جنگ ایران و آمریکا نیست ✍🏻 محمد عثمانی 🔸 بحران جاری میان ایران و آمریکا را نمی‌توان صرفاً با منطق «چه کسی در جنگ پیروز شد؟» فهم کرد. مسئله اصلی اکنون این است که جنگ چه چیزی را در ساختار قدرت خاورمیانه تغییر داده است. 🔸 ایران نشان داد که اگرچه نمی‌تواند در یک جنگ متعارف با آمریکا برتری نظامی پیدا کند، اما قادر است هزینه جنگ را از سطح ایران به سطح اقتصاد جهانی و امنیت منطقه منتقل کند. همین انتقال هزینه، مهم‌ترین ابزار قدرت تهران در مرحله کنونی است. در مقابل، آمریکا نیز نشان داده است که قدرت نظامی عظیمی برای وارد کردن ضربه به ایران دارد، اما میان «توانایی تخریب» و «توانایی حل مسئله ایران» فاصله‌ای بسیار بزرگ وجود دارد. 🔸 آمریکا قادر به ضربه زدن است، اما حل مسئله ایران برایش دشوار است؛ ایران قادر به افزایش هزینه جنگ است، اما پیروزی نظامی بر آمریکا برایش ناممکن است. این وضعیت معمولاً نه به پیروزی سریع، بلکه به مذاکره، جنگ فرسایشی یا نوعی آتش‌بس ناپایدار منتهی می‌شود. 🔸 تنگه هرمز در این معادله فقط یک آبراه جغرافیایی نیست؛ یک ابزار ژئوپلیتیک است. هرچه بحران در هرمز طولانی‌تر شود، جنگ از یک منازعه دوجانبه خارج و به مسئله اقتصاد جهانی تبدیل می‌شود. از این منظر، استراتژی ایران قابل فهم است: اگر نمی‌توانی آمریکا را در میدان نظامی شکست دهی، هزینه جنگ را به متغیری تبدیل کن که واشنگتن نمی‌تواند به‌سادگی نادیده بگیرد. 🔸 اما این استراتژی یک تناقض بنیادی دارد. هرچه ایران بیشتر از هرمز به عنوان اهرم فشار استفاده کند، کشورهای عرب خلیج فارس بیشتر به این نتیجه می‌رسند که امنیت آنان نمی‌تواند به رفتار تهران وابسته باشد. در نتیجه، ایران ممکن است در کوتاه‌مدت قدرت چانه‌زنی خود را افزایش دهد، اما در بلندمدت به شکل‌گیری ائتلاف‌هایی کمک کند که برای مهار خود ایران ساخته شده‌اند. 🔸 پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان را نباید صرفاً یک توافق نظامی تلقی کرد. اهمیت واقعی آن در این است که کشورهای منطقه به تدریج به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر نمی‌توانند امنیت خود را تنها به آمریکا بسپارند. بزرگ‌ترین پیام پیمان مکه برای تهران این نیست که سه کشور علیه ایران متحد شده‌اند؛ بلکه این است که منطق امنیت منطقه از «امنیت آمریکایی» به سوی «امنیت چندقطبی منطقه‌ای» حرکت می‌کند. 🔸 این تحول برای ایران هم تهدید است و هم فرصت. همان چیزی که زمانی «عمق استراتژیک ایران» نامیده می‌شد، ممکن است در آینده به «محیط پیرامونی ضدایرانی» تبدیل شود. قدرت منطقه‌ای ایران می‌تواند هم‌زمان با افزایش قدرت بازدارندگی، عمق سیاسی ایران را کاهش دهد. اگر کشورهای همسایه ایران به این نتیجه برسند که امنیت‌شان در گرو مهار تهران است، ایران ممکن است از نظر نظامی قدرتمندتر، اما از نظر سیاسی منزوی‌تر شود. 🔸 ایران اگر بخواهد از جنگ اخیر یک دستاورد استراتژیک واقعی بیرون بکشد، نباید پیروزی را در «ادامه جنگ» جست‌وجو کند. باید آن را در تبدیل قدرت نظامی به سرمایه سیاسی جست‌وجو کند. تهران باید از خود بپرسد: آیا می‌خواهد برای همیشه کشوری باشد که همسایگانش از آن می‌ترسند؟ یا می‌خواهد به کشوری تبدیل شود که همسایگانش به قدرت آن نیاز دارند؟ 🔸 اگر جنگ همین امروز پایان یابد، ایران نمی‌تواند صرفاً بگوید «ما شکست نخوردیم» و آن را پیروزی تلقی کند. پیروزی استراتژیک زمانی رخ می‌دهد که ایران بتواند از این جنگ سه دستاورد به دست آورد: حفظ استقلال تصمیم‌گیری؛ جلوگیری از تبدیل شدن منطقه به ائتلافی منسجم علیه ایران؛ و تبدیل توان نظامی به توافق سیاسی و اقتصادی. اگر تهران فقط اولی را حفظ کند، در واقع جنگ را زنده مانده است، نه اینکه ضرورتاً پیروز شده باشد. 🔸 آینده خاورمیانه احتمالاً نه «ایران‌محور» خواهد بود و نه «آمریکامحور». بلکه چندقطبی، رقابتی و پرریسک خواهد بود. 🔸 مسئله اصلی ایران پس از جنگ دیگر صرفاً «چگونه آمریکا را شکست دهیم؟» نیست. مسئله بسیار بنیادی‌تر است: چگونه قدرت نظامی خود را به اعتماد منطقه‌ای تبدیل کنیم؟ 🔸 اگر ایران پاسخ مناسبی به این پرسش و آمریکا پاسخ مناسبی به پرسش خود پیدا کنند، جنگ می‌تواند سرآغاز یک نظم جدید باشد. اما اگر هیچ‌یک پاسخ ندهند، منطقه وارد مرحله‌ای خواهد شد که در آن جنگ پایان می‌یابد، اما صلح هرگز آغاز نمی‌شود. 🔗 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید: [جنگی که دیگر فقط جنگ ایران و آمریکا نیست] ـــــــــــــــــــــــ #محمد_عثمانی #ایران #آمریکا #خلیج_فارس #تنگه_هرمز #نظم_منطقه‌ای #سپاس_نیوز @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ✾ ✅ نظم منطقه‌ای بدون ایران؟ ✍🏻 نازنین شبانی 🔸 امضای پیمان دفاعی سه‌جانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه، تنها چند روز زمان لازم داشت تا از سطح یک خبر دیپلماتیک فراتر رود و به موضوعی برای بحث درباره آینده نظم امنیتی خاورمیانه تبدیل شود. توافقی که براساس آن حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد، در برخی تحلیل‌های غربی با ماده پنج ناتو مقایسه شده است؛ هرچند فاصله میان یک «تعهد سیاسی به دفاع مشترک» و یک ائتلاف نظامی عملیاتی همچنان قابل توجه است. 🔸 یکی از خطوط مشترک در تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌ها و محافل معتبر سیاست خارجی آمریکا و اروپا، کاهش تمایل قدرت‌های منطقه به اتکای انحصاری به تضمین‌های امنیتی ایالات متحده است. عربستان لزوما در حال جایگزین‌کردن آمریکا نیست؛ بلکه می‌کوشد امنیت خود را به یک ضامن خارجی محدود نکند. ترکیه با توان نظامی و صنایع دفاعی رو به رشد و پاکستان با ظرفیت نظامی و توان هسته‌ای، دو ضلع متفاوت این سیاست تنوع‌بخشی را تشکیل می‌دهند. 🔸 برای ایران، اما ماجرا پیچیده‌تر است. جمهوری اسلامی سال‌ها بر این گزاره تأکید داشته که امنیت خلیج فارس و خاورمیانه باید به دست کشورهای خود منطقه تأمین شود و حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای یکی از عوامل ناامنی است. اکنون سه قدرت مهم مسلمان در حال ایجاد سازوکاری برای همکاری دفاعی بیشتر و افزایش ظرفیت‌های مستقل منطقه‌ای هستند؛ اما ایران در این سازوکار حضور ندارد. از همین رو، «فارین پالیسی» این تناقض را با این تعبیر برجسته کرده است: نظمی که ایران خواهان آن بود، ممکن است بدون ایران شکل بگیرد. 🔸 تقلیل پیمان مکه به یک «ائتلاف ضدایرانی» نیز تمام واقعیت را توضیح نمی‌دهد. بخشی از تحلیل‌های غربی نشان می‌دهد که نگرانی اعضای این پیمان تنها متوجه ایران نیست و رفتار نظامی اسرائیل و افزایش آزادی عمل آن در منطقه نیز در محاسبات آنها نقش دارد. انتخاب ترکیه و پاکستان به‌عنوان شرکای امنیتی ریاض می‌تواند نشانه جست‌وجوی مدلی باشد که در آن عربستان همزمان رابطه خود با واشنگتن را حفظ کند، در برابر تهران بازدارندگی ایجاد کند و استقلال عمل بیشتری در برابر اسرائیل داشته باشد. 🔸 حضور پاکستان، به‌عنوان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته‌ای، یکی دیگر از دلایل توجه ویژه به این پیمان است. بااین‌حال، براساس آنچه تاکنون علنی شده، نمی‌توان از وجود یک «چتر هسته‌ای» رسمی برای عربستان یا ترکیه سخن گفت. در عین حال، حتی بدون یک تضمین رسمی هسته‌ای، حضور پاکستان در یک پیمان دفاعی مشترک به‌طور طبیعی بر محاسبات بازدارندگی سایر بازیگران منطقه تأثیر خواهد گذاشت. 🔸 تعبیر «ناتوی اسلامی» نیز در شرایط فعلی بیش از آنکه توصیفی دقیق باشد، یک استعاره سیاسی و رسانه‌ای است. ناتو تنها بر یک تعهد دفاع متقابل بنا نشده، بلکه دارای ساختار فرماندهی، برنامه‌ریزی مشترک، استانداردهای عملیاتی و دهه‌ها تجربه همکاری نظامی است. پیمان مکه فعلا در ابتدای چنین مسیری قرار دارد و هنوز روشن نیست سه کشور تا چه اندازه حاضر خواهند بود سامانه‌های دفاعی، اطلاعاتی و تصمیم‌گیری نظامی خود را در یک ساختار منظم و دائمی هماهنگ کنند. 🔸 بااین‌حال، حتی اگر پیمان مکه هرگز به سازمانی شبیه ناتو تبدیل نشود، می‌تواند نشانه‌ای از آغاز مرحله‌ای تازه در نظم منطقه‌ای باشد؛ مرحله‌ای که در آن قدرت‌های میانی خاورمیانه و پیرامون آن به‌دنبال استقلال راهبردی بیشتر، کاهش وابستگی به یک ضامن خارجی و ایجاد موازنه در برابر قدرت‌های رقیب هستند. 🔸 برای ایران، شاید مهم‌ترین پرسش نیز همین‌جاست: اگر خاورمیانه به سوی نظمی حرکت کند که در آن قدرت‌های خود منطقه نقش بیشتری در تأمین امنیت داشته باشند، ایران چه جایگاهی در این نظم خواهد داشت؟ کاهش وابستگی منطقه به آمریکا می‌تواند با یکی از مطالبات دیرینه تهران همخوان باشد، اما تحقق همان ایده بدون مشارکت مؤثر ایران، معنایی کاملا متفاوت خواهد داشت. 🔸 خاورمیانه در حال ساختن نظم تازه‌ای است؛ پرسش این است که ایران سازنده آن خواهد بود یا موضوع آن؟ 📌 گزارش کامل «نظم منطقه‌ای بدون ایران؟» ـــــــــــــــــــــــــــ #پیمان_مکه #عربستان #ترکیه #پاکستان #ایران #سپاس_نیوز @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ✾ 🎥 شعرخوانی قیصر امین‌پور 🌿 «بیا عاشقی را رعایت کنیم» چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟ بیایید از عشق صحبت کنیم تمام عبادات ما عادت است به بی‌عادتی کاش عادت کنیم چه اشکال دارد پس از هر نماز دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟ به هنگام نیّت برای نماز به آلاله‌ها قصد قربت کنیم چه اشکال دارد که در هر قنوت دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟ چه اشکال دارد در آیینه‌ها جمال خدا را زیارت کنیم؟ مگر موج دریا ز دریا جداست چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟ پراکندگی حاصل کثرت است بیایید تمرین وحدت کنیم «وجود» تو چون عین «ماهیت» است چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟ اگر عشق خود علت اصلی است چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟ بیا جیب احساس و اندیشه را پر از نقل مهر و محبت کنیم پر از گلشن راز، از عقل سرخ پر از کیمیای سعادت کنیم بیایید تا عینِ عین‌القضات میان دل و دین قضاوت کنیم اگر سنت اوست نوآوری نگاهی هم از نو به سنت کنیم مگو کهنه شد رسم عهد الست بیایید تجدید بیعت کنیم برادر چه شد رسم اخوانیه؟ بیا یاد عهد اخوت کنیم بگو قافیه سست یا نادرست همین بس که ما ساده صحبت کنیم خدایا دلی آفتابی بده که از باغ گل‌ها حمایت کنیم رعایت کن آن عاشقی را که گفت: «بیا عاشقی را رعایت کنیم» ـــــــــــــــــــــــ #قیصر_امین_پور #ادبیات_فارسی #شعر_فارسی #عشق #سپاس_نیوز @Sepas_news

  • ‍ ‍ ✾ ✅ هرمز را به بن‌بست تبدیل نکنیم ✍🏻 سپهر مدبر 🔸در بحث‌های اخیر درباره آینده تنگه هرمز، این دیدگاه مطرح شده است که «تنگه هرمز اهرمی است در برابر تهدیدات نظامی و تحریم‌های اقتصادی» و عادی‌شدن شرایط آن باید به دو امر گره بخورد: اطمینان از اینکه این مسیر برای تجهیز نظامی و تهدید امنیت ایران به کار گرفته نشود و نیز لغو محاصره اقتصادی و تحریم‌ها. 🔸در اصل این استدلال حقیقت مهمی وجود دارد. ایران در شرایط تهدید نظامی و فشار اقتصادی دلیلی ندارد ابزارهای چانه‌زنی خود را بی‌قیدوشرط کنار بگذارد یا در برابر وعده‌هایی مبهم از ظرفیت‌هایش صرف‌نظر کند. ایران نباید داشته‌های خود را ارزان واگذار کند. اما اهرم تا چه زمانی اهرم باقی می‌ماند و از چه نقطه‌ای ممکن است خود به بخشی از بحران تبدیل شود؟ 🔸ارزش یک اهرم در مدت حفظ آن نیست؛ در دستاوردی است که از طریق آن حاصل می‌شود. اگر موقعیت هرمز بتواند احتمال تجاوز دوباره را کاهش دهد، به تثبیت آتش‌بس کمک کند، تضمین‌های امنیتی ایجاد کند یا بخشی از فشارهای اقتصادی را کاهش دهد، این ظرفیت در خدمت منافع ملی قرار گرفته است. اما اگر حفظ وضعیت بحرانی خود به هدف تبدیل شود، باید پرسید: آیا همچنان اهرم در خدمت سیاست است، یا سیاست به‌تدریج در خدمت حفظ اهرم قرار گرفته است؟ 🔸این پرسش به‌ویژه درباره «لغو تحریم‌ها» اهمیت دارد. اگر مقصود، رفع مجموعه‌ای مشخص از محدودیت‌های مرتبط با بحران جاری باشد، می‌توان آن را در قالب توافقی مرحله‌ای و متقابل دنبال کرد. اما اگر عادی‌سازی یک بحران مشخص به حل یک‌باره همه منازعات و رفع تمامی شبکه تحریم‌ها وابسته شود، نقطه خروج از بحران ممکن است چنان دور و نامعین شود که عملاً دست‌نیافتنی گردد. میان خواسته موجه و راهبرد مؤثر برای تحقق آن تفاوت وجود دارد. 🔸راه، نه واگذاری بی‌قیدوشرط اهرم‌های ایران است و نه مشروط‌کردن پایان بحران به تحقق یک‌باره همه مطالبات. می‌توان هر گام را به اقدامی مشخص، متقابل، قابل سنجش و قابل بازگشت گره زد؛ کاهش تنش در برابر کاهش فشار، عادی‌سازی بیشتر در برابر ترتیبات روشن امنیتی، و مراحل بعدی در برابر کاهش مشخص محدودیت‌های اقتصادی. 🔸در عین حال، هرمز اهرمی نیست که هزینه استفاده از آن فقط متوجه یک طرف متخاصم باشد. اختلال طولانی‌مدت در این گذرگاه بر همسایگان، واردکنندگان انرژی، تجارت جهانی و در نهایت خود ایران نیز اثر می‌گذارد. قدرت واقعی فقط توان تحمیل هزینه نیست؛ توان مدیریت پیامدهای آن نیز بخشی از قدرت است. 🔸در نهایت، «ملی» در منافع ملی باید به ملت بازگردد. امنیت، استقلال و تمامیت ارضی در کنار اقتصاد، سرمایه انسانی، امنیت روانی، امکان توسعه و آینده نسل‌های بعدی معنا پیدا می‌کند. نمی‌توان هزینه‌ای را که به طرف مقابل تحمیل می‌شود سنجید و هزینه‌ای را که مردم ایران در قالب تورم، نااطمینانی، اختلال تجارت، فرار سرمایه یا مهاجرت می‌پردازند از معادله کنار گذاشت. 🔸دفاع از ایران با دائمی‌کردن وضعیت جنگی یکی نیست. ایران حق دارد از استقلال و تمامیت ارضی خود دفاع کند، اما هدف دفاع باید کاهش احتمال جنگ آینده و افزایش امنیت کشور باشد؛ نه آنکه جامعه برای همیشه در منطق جنگ باقی بماند. 🔸تنگه هرمز می‌تواند بخشی از قدرت چانه‌زنی ایران باشد؛ اما نباید به بن‌بستی تبدیل شود که خروج از آن تنها پس از حل هم‌زمان تمام منازعات ممکن باشد. سیاست فقط هنر داشتن و نگه‌داشتن اهرم نیست؛ هنر اصلی آن است که بدانیم چه زمانی و با چه ترتیبی باید اهرم را به امنیت، رفاه و دستاورد ملی تبدیل کرد. 🔗 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید: [هرمز را به بن‌بست تبدیل نکنیم] ـــــــــــــــــــــــ #سپهر_مدبر #تنگه_هرمز #منافع_ملی #سیاست_خارجی #ایران #سپاس_نیوز @Sepas_news

  • ‍ ✾ ✅ پس از کشتار؛ بازاندیشی در راهبرد تغییر سیاسی در ایران محمدعلی کدیور در مقاله‌ی «پس از کشتار: بازاندیشی راهبرد در خیزش ایران» به این پرسش می‌پردازد که در برابر حکومتی با دستگاه امنیتی منسجم و قدرت سرکوب گسترده، چه راهبردی می‌تواند امکان تغییر سیاسی را افزایش دهد و در عین حال هزینه‌ی انسانی را کاهش دهد. به باور او، یکی از مسائل اصلی خیزش اخیر، شتاب حرکت از اعتراض توده‌ای به رویارویی مستقیم بود؛ در حالی که هنوز شبکه‌های سازمانی، اعتصابات گسترده و شکاف مؤثر در دستگاه قدرت شکل نگرفته بود. کدیور در مقایسه با انقلاب ۱۳۵۷ بر اهمیت «زمان» و ساخت تدریجی قدرت اجتماعی تأکید می‌کند. او همچنین نسبت به اتکا به فروپاشی ناگهانی نیروهای امنیتی، مداخله خارجی و نادیده‌گرفتن اهمیت انضباط خشونت‌پرهیز هشدار می‌دهد و در برابر الگوی «شورش‌محور»، از رویکردی مبتنی بر سازمان‌یابی اجتماعی، ائتلاف‌سازی و تقویت ظرفیت مستقل جامعه دفاع می‌کند. جمع‌بندی مقاله در این جمله به‌روشنی بیان شده است: «هدف، صرفاً حذف ساختار سرکوبگر نیست؛ ساخت جامعه‌ای است که بتواند خود را دموکراتیک اداره کند.» 📌 نویسنده: محمدعلی کدیور 📌 مقاله: «پس از کشتار: بازاندیشی راهبرد در خیزش ایران» ـــــــــــــــــــــــ #محمدعلی_کدیور #دموکراسی #جنبش_اجتماعی #ایران @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍  ‍‍✾ ✅ دورنمای نواندیشی دینی در نگاه محسن کدیور ✍🏻 تحریریه سپاس نیوز 🔸محسن کدیور در متنی با عنوان «دورنمای برنامه پژوهشی نواندیشی دینی»، در پاسخ به نظرخواهی سید محمدعلی ایازی، دبیر مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، دیدگاه‌های خود را درباره چالش‌های جامعه دینی ایران، نسبت دین و دولت و اولویت‌های پژوهشی نواندیشی دینی تشریح کرده است. 🔸کدیور در آغاز تأکید می‌کند که نواندیشی دینی طیفی متکثر است و آنچه در این پاسخ عرضه شده، روایت او از این جریان به شمار می‌رود. 🔸او دین‌داران ایرانی را با سه دسته چالش مواجه می‌داند: نخست، چالش برخاسته از جهان مدرن و این پرسش که با وجود علم و عقل بشری چه نیازی به دین است؛ دوم، زیر سؤال رفتن اصل اسلام و تردید در کارآمدی شرع و فقه در جهان معاصر؛ و سوم، پیامدهای استقرار جمهوری اسلامی و شکل‌گیری این تلقی که اسلام حکومتی، حکومت اسلامی و اسلام سیاسی برای جامعه زیان‌بار بوده است. 🔸کدیور در ادامه، دو مسئله را نیازمند تبیین و بازاندیشی می‌داند: آیا از متن دین می‌توان «ولایت مطلقه فقیه» یا امتیاز ویژه‌ای برای فقها و روحانیون در حوزه عمومی استخراج کرد؟ و آیا می‌توان از دین، که امری جاودانه است، انتظار ارائه قوانین فرازمانی و فرامکانی داشت، در حالی که قانون در سرشت خود زمان‌مند و مکان‌مند است؟ 🔸به نوشته او، از دین می‌توان کلیاتی مانند عدالت، حفظ کرامت انسان و شورا را به دست آورد؛ اما پرسش اصلی سیاست، «چگونه حکومت کردن» است و پاسخ به آن در قلمرو علم سیاست قرار می‌گیرد، نه دین. 🔸کدیور نخستین گام برای تقویت سرمایه اجتماعی دین و بازسازی اعتماد عمومی را «جداکردن نهاد دین از نهاد دولت» می‌داند و تصریح می‌کند که این امر با «جدایی دین از سیاست» تفاوت اساسی دارد. از نظر او، نهاد دین باید به‌جای تصرف قدرت سیاسی، در پی افزایش اقتدار فرهنگی و اجتماعی خود باشد و از راه اقناع و نفوذ در قلوب مردم عمل کند. او می‌نویسد: «کارویژه دین معنی‌بخشی به زندگی، جهت‌دهی آدمی به سمت خدا و آماده‌سازی برای سرای آخرت است. تدبیر دنیا از قبیل سیاست، اقتصاد و اجتماعیات کار دین نیست.» 🔸کدیور همچنین عدالت، آزادی، اخلاق و عقلانیت را از مبانی ضروری تعالیم دینی می‌داند و معتقد است اگر یک برداشت دینی این موازین را نقض کند، باید در صحت آن استنباط تردید کرد. به نوشته او، نسل جوان به الگوهای متخلق، آزاده، خردمند و مسلط به علوم روز نیاز دارد، نه به «آقابالاسر متحکم زورگو». 🔸در روایت کدیور، نواندیشی دینی به «اجتهاد ساختاری در اصول و مبانی فقه» قائل است و در الهیات اسلامی، ضمن دفاع از مؤلفه‌های اصلی اسلام، حجیت معرفت‌شناختی وحی و وثاقت تاریخی قرآن، با «تجدیدنظرطلبی دینی» و نظریه بشری‌بودن قرآن مرزبندی دارد. 🔸او همچنین بازخوانی انتقادی الهیات شیعی، شناسایی رسوبات «غلات مفوضه» و استخراج تعالیم اصیل اهل‌بیت را از برنامه‌های پژوهشی نواندیشی دینی معرفی می‌کند. 🔸کدیور نواندیشی دینی را منتقد «اسلام انقلابی»، شامل اسلام حکومتی و اسلام مصلحت‌گرا، می‌داند. او در عین احترام به بخش‌هایی از میراث جمهوری اسلامی در حفظ استقلال و تمامیت ارضی و ارتقای اقتدار ملی، این نظام را در زمینه‌هایی چون حاکمیت قانون، دموکراسی، رضایت عمومی، عدالت اجتماعی، رفع تبعیض و فساد و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی شایسته نقد می‌داند. 🔸او همچنین ضمن مخالفت با هرگونه تجاوز اسرائیل، آمریکا یا هر قدرت خارجی به خاک ایران، جنگ را فراتر از دفاع مشروع موجه نمی‌داند. 🔸به باور کدیور، سرمایه‌گذاری در «فقه اجتماعی و سیاسی» مفید نیست و تدبیر جامعه باید بر عهده سیاست‌مداران، اقتصاددانان، جامعه‌شناسان و حقوق‌دانان باشد. در مقابل، نواندیشی دینی باید بر تدوین «اخلاق سیاسی اسلامی» و «اخلاق اقتصادی اسلامی» تمرکز کند. 🔸کدیور در پایان، آشنایی با زبان‌های خارجی، فلسفه دین، فلسفه حقوق، فلسفه اخلاق، علوم جدید و روش‌شناسی مدرن فهم متون را از ضرورت‌های پژوهش دینی می‌داند و معتقد است حوزه‌های علمیه باید با حفظ علوم سنتی خود، به دانشگاه‌های علوم اسلامی تبدیل شوند. 📌 متن کامل: «دورنمای برنامه پژوهشی نواندیشی دینی» به قلم محسن کدیور در پاسخ به نظرخواهی سید محمدعلی ایازی ـــــــــــــــــــــــــــ #محسن_کدیور #سپاس_نیوز @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍  ‍‍✾ ✅ تحولات سیاسی ایران در دوران پساجنگ ✍🏻 مهدی معتمدی مهر   🔸 پیش‌بینی دقیق تحولات سیاسی ایرانِ پس از جنگ و پاسخ به این پرسش بنیادین که «چنان‌چه توافقی ولو نسبتاً پایدار به دست آید، نقش و جایگاه گروه‌ها و جریانات سیاسی درون و بیرون از حاکمیت چه خواهد بود؟» به جهاتی سخت یا حتی غیرممکن به نظر می‌رسد.   🔸 عدم اختلال در مدیریت دولت و رهبری نسبتاً موفق جنگ در شرایط حاد یادشده ثابت کرد که اگرچه «نظارت استصوابی» و «سیاست حذف» سالیانی است که مانع از گردش دمکراتیک قدرت شده و اگرچه به موجب اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی، ولی فقیه واجد قدرت سیاسی فوق‌العاده و اختیارات گسترده فردی است، اما ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران، متاثر از تغییرات بنیادینی که انقلاب اسلامی در مناسبات کلان قدرت مستقر ساخته است، یکسره قائم به فرد نیست و امکان تجمیع مطلق قدرت وجود ندارد.   🔸 جنگ خانمان‌سوزی که آمریکا و اسراییل در سایه بی‌تفاوتی و مسئولیت‌گریزی رهبران جهان و به‌ویژه اکثریت قریب به‌اتفاق زمامداران سیاسی اروپا و سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری رقم زدند، فراتر از تبعات اقتصادی و خسارات عظیم مالی، زمینه توقف نسبی فرآیند گذار به دمکراسی و تعلیق جامعه مدنی ایران را فراهم آورد و منجر به تضعیف جدی روش‌های اصلاح‌طلبانه و تنزل جایگاه سیاسی و ظرفیت اجتماعی سیاست‌ورزی خشونت‌پرهیزِ استوار بر حاکمیت قانون شد.   🔸 عملکرد هر حاکمیت سیاسی، محصول سیاست‌ها، برنامه‌ها، روش‌ها و راهبردهایی است که در طول سال‌ها به کار گرفته است. وضعیت بحرانی کنونی، محصول سیاست‌های نادرست و کارشناسی‌نشده و شعارزده مانند اصرار بر غنی‌سازی، مرگ‌خواهی، انزواطلبی بین‌المللی و نادیده گرفتن حقوق اساسی و حاکمیت ملت است. مادامی که بر تکرار همان سیاست‌ها و ساختارها اصرار شود و تغییرات بنیادین پذیرفته نشود، نه‌تنها آینده‌ای مطلوب‌تر در دسترس قرار نخواهد گرفت، بلکه بر کوه مطالبات پاسخ‌داده نشده مردم افزوده شده و سطح و عمق نارضایتی عمومی افزایش خواهد یافت و چه‌بسا زمانی برسد که کار به نقطه بازگشت‌ناپذیر برسد.   🔸 با برانگیختن توده‌ها و دمیدن بر شیپور شعار و ادعا و رجزخوانی می‌توان مانور قدرت داد. می‌توان بر صندلی قدرت نشست، اما نمی‌توان استقرار یافت و برنامه بلندمدتی را تدوین کرد و به اجرا گذاشت. بدون پر کردن شکاف دولت ـ ملت و در غیاب حداکثر توان مشارکت جامعه مدنی مشتمل بر نیروهای ملی، اصلاح‌طلب، عدالت‌خواه، خشونت‌پرهیز و قانون‌گرا و همچنین در نبودِ حاکمیت قانون دمکراتیک و عادلانه و بدون به رسمیت شناختن حقوق اساسی زنان، مردان، جوانان، اصناف و اقوام ایرانی و تن دادن به حاکمیت ملت نمی‌توان نسبت به بهره‌گیری موثر از ظرفیت سازنده مردم در راستای حرکت مستمر به سوی توسعه، رشد سرمایه اجتماعی و دستیابی به امنیت ملی پایدار امیدوار بود.   🔸 این که کدام جریان دست بالا را پیدا خواهند کرد، از یک سو به مولفه‌های داخلی از قبیل احتمال همیشگیِ بروز جنبش‌های اعتراضی ناشی از کمیت و کیفیت بحران پیش‌رونده اقتصادی و حجم نارضایتی سیاسی و اجتماعی مردم باز می‌گردد و از سوی دیگر، به امکان و میزان نقش‌آفرینی، نفوذ و ظرفیت مداخله‌جویانه و تخریب‌گرایانه اسراییل در هر دو کشور ایران و آمریکا وابسته است. هیچ تضمینی وجود ندارد که کاری را که آمریکا و اسراییل با بمباران و حمله نظامی نتوانستند به سرانجام برسانند، جریاناتی از قبیل پایداری و شخصیت‌هایی مانند احمدی‌نژاد و رسایی و ثابتی به آخر نرسانند. 📌 مقاله کامل "تحولات سیاسی ایران در دوران پساجنگ" ـــــــــــــــــــــــــــ #مهدی_معتمدی_مهر #سپاس_نیوز @Raahchannel @Sepas_news

  • ‍‍‍✾ 🔴 جنگ؛ امر ملی یا حاکمیتی؟ 🎙️مناظره علیرضا رجایی و حسین قاضیان طرح دو نگاه متفاوت به جنگ، مسئولیت حکومت، تاثیر جنگ بر جامعه مدنی و تفکیک امر ملی و امر حاکمیتی. 🔸علیرضا رجایی حمله آمریکا و اسرائیل را تجاوزی آشکار به خاک ایران و بزرگ‌ترین تهدید علیه تمامیت ارضی کشور توصیف کرد. او تأکید داشت که حتی اگر ابزار دفاعی در اختیار حکومت باشد، این موضوع اصل دفاع از کشور را بی‌اعتبار نمی‌کند و مخالفت با جنگ به معنای حمایت از حکومت نیست. 🔸حسین قاضیان نیز با متجاوز دانستن آمریکا و اسرائیل، پرسش اصلی را چگونگی رسیدن ایران به وضعیت جنگی دانست. او شعار «نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی» را بیشتر اعلام موضعی اخلاقی توصیف کرد که به‌تنهایی تغییری در واقعیت زندگی مردم ایجاد نمی‌کند. 🔸در مقابل، رجایی تأکید کرد که حفظ موضع اخلاقی در جامعه‌ای استبدادی خود کنشی سیاسی است؛ به‌ویژه زمانی که فعالان مدنی برای امضای بیانیه یا اعتراض مسالمت‌آمیز زندانی می‌شوند. از نگاه او، همین صداها رشته اخلاقی و سیاسی جامعه را زنده نگه می‌دارند، حتی اگر اثر فوری و تعیین‌کننده‌ای نداشته باشند. 🔗 فیلم کامل را اینجا ببینید ـــــــــــــــــــــــــــ #علیرضا_رجایی #حسین_قاضیان #سپاس_نیوز @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍‍✾ ✅ فروپاشی خاموش طبقه متوسط ایران: لایه‌های کمتر دیده‌شده ✍🏻 اعظم بهرامی فراتر از آمار تورم و قدرت خرید، این پدیده یک سری اثرات زنجیره‌ای دارد که کمتر در تحلیل‌های رسمی مطرح می‌شوند: ۱. اقتصاد تعمیر به‌جای اقتصاد نگهداری وقتی خانواده‌ها توان تعمیر منظم لوازم خانگی، خودرو، یا حتی دندان‌پزشکی را ندارند، هزینه‌ها به تعویق می‌افتند تا زمانی که خرابی کامل و غیرقابل‌جبران شود. یعنی هزینه نهایی چند برابر می‌شود. این یک «فقر تسریع‌شونده» است: تعویق هزینه کوچک، هزینه بزرگ‌تر آینده می‌سازد. ۲. نسل بومرنگ و بازتوزیع معکوس منابع خانوادگی فرزندان بزرگسال به خانه والدین بازمی‌گردند، اما برخلاف تصور رایج این همیشه «حمایت والدین از فرزند» نیست. در بسیاری موارد حقوق بازنشستگی والدین، تنها منبع پایدار درآمد خانه می‌شود و مسیر حمایت معکوس می‌شود. این جهت تاریخی وابستگی بین‌نسلی را وارونه می‌کند. ۳. فرسایش سرمایه اجتماعی از طریق رسوم کاهش رفت‌وآمد، عیدی‌دادن، مهمانی، و مراسم عروسی ساده‌تر، چیزی که به نظر جزئی می‌آید. در واقع شبکه‌های اجتماعی حمایتی غیررسمی را که خانواده‌ها در بحران به آن‌ها متکی بودند، تحلیل می‌برد. ۴. طلای زنان به‌عنوان اولین ضربه‌گیر پیش از فروش خانه یا خودرو، معمولاً طلای زنان (که تاریخاً یک صندوق پس‌انداز زنانه مستقل بوده) اولین دارایی است که فروخته می‌شود. این یک از دست دادن خاموش استقلال مالی زنان در خانواده است، نه صرفاً یک تراکنش مالی. ۵. اتلاف مهارت (Brain Waste) داخلی افراد تحصیل‌کرده به مشاغل غیرمرتبط و کم‌منزلت (تاکسی آنلاین، فروش اینترنتی) روی می‌آورند . نوعی مهاجرت داخلی طبقاتی که آمار بیکاری آن را نشان نمی‌دهد چون «شاغل» محسوب می‌شوند. ۶. تعویق ازدواج و تغییر ماهیت مهریه مهریه دیگر نماد تعهد نیست، بلکه ابزار چانه‌زنی برای امنیت مالی در ازدواجی می‌شود که از پیش با عدم اطمینان اقتصادی همراه است. ۷. کاهش کمک‌های خیریه طبقه متوسط طبقه متوسط سنتاً منبع اصلی کمک‌های غیررسمی (نذری، خیریه محلی) به اقشار فقیرتر بود. توقف این کمک‌ها فشار مضاعفی به فقیرترین اقشار وارد می‌کند که در آمار مستقیم دیده نمی‌شود. ۸. فرسایش نقش سیاسی-اجتماعی طبقه متوسط طبقه متوسط تاریخاً نقش «ضربه‌گیر» و پایه اعتماد اجتماعی بین حاکمیت و اقشار پایین را داشت. فقیر شدن آن، این عملکرد تعدیل‌کننده را از بین می‌برد و می‌تواند به قطبی‌شدن و بی تفاوتی ناشی از ناتوانی بیشتر جامعه بینجامد. شما چه فکر می‌کنید. ـــــــــــــــــــــــــــ #اعظم_بهرامی #سپاس_نیوز @Sepas_news

  • 2 авг.225113

    ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍‍✾ ✅ ‍ فرزندان ایران ✍🏻 آذر منصوری 🔸از روزی که نامه‌ام به رئیس قوه قضاییه درباره اعدام‌ها منتشر شد، شماره تلفن همراهم در برخی شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد و از هشتم مرداد، پیام‌های بسیاری برایم رسید؛ پیام‌هایی آمیخته با خشم، توهین و تهدید. 🔸این سطور را برای پاسخ دادن به آن پیام‌ها نمی نویسم. من نه قصد مقابله با شما را دارم و نه می‌خواهم بر آتش این خشم چیزی بیفزایم. اجازه دهید این بار نه از موضع یک فعال سیاسی، بلکه از جایگاه یک مادر با شما سخن بگویم. 🔸سال‌هاست که این سرزمین، بیش از آنکه از دشمنانش زخم بخورد، از شکاف میان فرزندان خود آسیب دیده است. هر بار که ما ایرانیان، به جای همدلی و هم‌افزایی برای ساختن آینده‌ای بهتر، در برابر یکدیگر ایستاده‌ایم، ایران چیزی از جان خود را از دست داده است. 🔸در اعتراضات سال‌های گذشته، انسان‌های بسیاری جان باختند. هر یک از آنان، پیش از آنکه در هر جایگاه سیاسی، امنیتی یا اجتماعی تعریف شوند، فرزند این آب و خاک بودند. جوانانی که با امید یا خشم به خیابان آمدند؛ مردم عادی که ناخواسته در میانه حوادث گرفتار شدند؛ نیروهای انتظامی و دیگر مأمورانی که جان خود را از دست دادند یا آسیب دیدند؛ و نیز آنان که در جریان برخوردها، با شلیک گلوله یا دیگر اشکال خشونت، جان یا سلامت خود را از دست دادند یا برای همیشه داغی بر تن و جانشان ماند. هر کدام از اینها، داغی بر دامان ایران است. 🔸من نمی‌توانم میان اشک یک مادر و اشک مادری دیگر تفاوت بگذارم. مادری که فرزندش معترض بود، مادری که فرزندش مأمور بود، مادری که رهگذری بی‌پناه را از دست داد؛ همه، یک اندوه را بر دوش می‌کشند. درد، رنگ جناح و عقیده نمی‌شناسد. 🔸شاید شما با سخنان من موافق نباشید. این حق شماست. اما آیا سزاوار است که اختلاف نظر، به تهدید و نفرت بینجامد؟ آیا کشوری که فرزندانش زبان گفت‌وگو را فراموش کنند و به جای استدلال، یکدیگر را حذف کنند، می‌تواند آینده‌ای روشن داشته باشد؟ 🔸ایران امروز به بلوغی تاریخی نیاز دارد؛ بلوغی که در آن گفت‌وگو جایگزین خشونت شود، اعتراض مدنی حقی به رسمیت شناخته شود، رواداری نسبت به مخالف فضیلتی ملی باشد و هیچ‌کس به سبب اندیشه، نقد یا اعتراض، مستحق حذف، تحقیر یا مرگ شمرده نشود. 🔸نه خشونت، راه نجات ایران است و نه حذف. هیچ ملتی با انتقام، آباد نشده است. کشورها زمانی قد می‌کشند که شهروندانشان بیاموزند حتی در عمیق‌ترین اختلاف‌ها، کرامت انسانی یکدیگر را پاس بدارند. 🔸من از شما نمی‌خواهم که همفکر من باشید. تنها از شما می‌خواهم که پیش از فرستادن یک پیام تهدیدآمیز، لحظه‌ای به مادری بیندیشید که چشم به راه آرامش فرزندش است. باور کنید هیچ مادری، از ترسیدن فرزند دیگری احساس امنیت نمی‌کند. 🔸بیایید این زنجیره کینه را همین‌جا متوقف کنیم. اگر قرار است ایران به سمت توسعه و رفاه و آرامش حرکت کند باید با دستان و اراده همه فرزندانش این مسیر طی شودنه با حذف یکدیگر، نه با نفرت از یکدیگر، و نه با مرگ یکدیگر. من هنوز به ایران و فرزندانش امید دارم. آذر منصوری نهم مردادماه ۱۴۰۵ ـــــــــــــــــــــــــــ #آذر_منصوری #سپاس_نیوز @azarmansouri @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍‍✾ ✅ در حکمرانی مطلوب، افکار جدید مهم هستند یا افراد جدید؟ ✍🏻 محمود سریع القلم 🔸در اواخر دهۀ ۱۹۶۰، وقتی چین تصمیم گرفت اقدامات لازم و تجربۀ ­شده بشری برای صنعتی شدن و رشد اقتصادی را به تدریج به مرحله اجرا درآورد، مائو و افراد کلیدی در اطراف او بودند که این تحول فکری را ایجاد کردند. آنها با مشاهدۀ تحولات جدید، این اعتماد به نفس را داشتند که افکار خود را با شرایط جدید جهانی منطبق کنند. 🔸همین نوع تغییر عیناً در دهۀ ۱۹۹۰ در شش کشور دیگر اتفاق افتاد: اندونزی، هند، ویتنام، ترکیه، مکزیک و برزیل. در عموم این کشورها طی سال­های پس از جنگ جهانی دوم، نقش سنگین دولت بر صنعت، بانکداری، کشاورزی، سرمایه گذاری، آموزش و دیگر ارکان حکمرانی سایه افکنده بود. سیاسیون این کشورها برای مدت ها، خود را به اندیشه هایی مانند دولت­ سالاری، تمرکزگرایی، مدیریت عمودی، نهضت غیر متعهد ها و مبارزه با امپریالیسم مشغول کرده بودند. خروجی این افکار عمدتاً به تداوم فقر، فاصلۀ طبقاتی، ناکارآمدی، اتلاف منابع ملی و مهاجرت تحصیل کرده ها منجر شد. در این کشورها و بسیاری دیگر به خصوص در آسیای شرقی، سیاست ­مداران به تدریج متوجه شدند، به میزانی که دولت، مجری اقتصادی می شود، ناکارآمدی افزایش می‌­یابد. مجریان آسیایی و آمریکای لاتین به این پایۀ فکری رسیدند که بدون تولید ثروت، حکمرانی مطلوب تحقق نمی­‌پذیرد و پایه تئوریک تولید ثروت، محول کردن تولید و خدمات به بخش خصوصی، و پذیرفتن منطق بازار و تبادلات بین المللی است: اندیشه ای که ابتدا به انقلاب صنعتی منجر شد و در عین حال به تاسیس آمریکا در سال ۱۷۷۶ انجامید. به عنوان مثال، هرچند تورگوت اوزل (Turgut Ozel) و رجب طیب اردوغان از دو پایگاه متفاوت اجتماعی به قدرت رسیدند ولی اندیشه های اقتصادی آنها مشترک بود. اگر چین تولید و خدمات را به بخش خصوصی انتقال نمی­‌داد و اصل رقابت و همکاری را در یک دایرۀ بزرگ جهانی نمی ­پذیرفت چگونه طی بیست سال، از درآمد سرانه ۲۰۰ دلار به بالای ۱۰۰۰۰ دلار می رسید؟ چون اقتصاد اصل است و کشور ثروتمند شده است، امروز چینی­‌ها از استقلال سیاسی، هویت ملی و انسجامِ داخلی به مراتب بالاتری نسبت به زمان مائو برخوردارند. امروز چینی ها آنقدر ثروتمند شده اند که کسی نمی تواند مانع افزایش حتی روزانۀ قدرت نظامی آنها شود. هم اکنون چین در حال ساختن ۸۰۰ موشک بالیستیک هسته ای است. با قدرت اقتصادی، دیگران را به خود وابسته کرده و امتیاز سیاسی و امنیتی می گیرد. این اندیشۀ قدرت بر مبنای ثروت در سال ۱۹۷۰ در زمان مائو متولد شد و امروز جواب داده است. 🔸در هر حوزه‌­ای از حکمرانی، چه مستقیم و چه غیر مستقیم، اندیشه‌­ها هستند که جامعه را هدایت می کنند. در نهایت، وضعیت هر جامعه را باید در حال و هوای اندیشه های آن جستحو کرد. چگونه می‌­توان عمل، رهیافت و برخورد های جدید را بدون تحول فکری، تحقق بخشید؟ یکی از عباراتی که بسیار شنیده می­‌شود، «رعایت کرامت انسانی» است. چگونه باید این اصل اجرا شود؟ کدام فرآیند به آن منتهی می­‌شود؟ کرامت انسانی مستقل از دیگر ارکان حکمرانی است یا خروجی مجموعه‌­ای از سیاست­گذاری­‌ها؟ چه ارتباطی میان اقتصاد و فرهنگ یک نظام اجتماعی و سیاسی وجود دارد؟ آیا جامعه­‌ای که نیم قرن نرخ تورم دو رقمی را تجربه کرده، می‌­تواند کرامت انسانی را تجربه کند؟ آیا تورم علت است یا معلول؟ نرخ تورم دو رقمی نتیجه کدام اندیشه است؟ مفاهیمی مانند عدالت، انصاف، پاسخگویی، رشد، کرامت انسانی، شایسته سالاری و کارآمدی در امتداد هم هستند و وزن مساوی دارند یا میان آنها روابط علت و معلولی وجود دارد؟ چگونه باید درخت آنها را از ریشه به شاخه ها کشید؟ کدام ریشۀ درخت است و کدام شاخۀ درخت؟ کدام اصل است و کدام نتیجه؟ در «شناخت هرمی و درختی ساختار حکمرانی»، نرخ تورم را در کجای هرم باید قرار داد؟ آیا می توان در فقدانِ رشد اقتصادی و تولید ثروت، در انتظار عدالت، آزادی و کرامت انسانی نشست؟ آیا آگاهی و شناخت جامعه در سرنوشت آن اثر دارد؟ آیا جامعه ای که میانگین مطالعه آن ۳۵ دقیقه در سال است می تواند در انتظار دموکراسی بنشیند؟ اگر نرخ تورم زیر پنج درصد باشد، کشور ثروت تولید کند و مردم اهل مطالعه باشند بعد برخی از شرایط و مقدمات دموکراسی فراهم می شود. 🔸آیا می شود بدون  Input در انتظار   Output نشست؟ به عبارت دیگر، روابط علت و معلولی متغیرهای حکمرانی، علم و Science است. آنچه به موفقیت بسیاری از کشورها مساعدت بخشید این بود که متوجه شدند از کجا باید تحول را شروع کنند. یک دو سه تجربه شدۀ جهانی را تشخیص دادند. اولین و فوری ­ترین کاری که این کشورها انجام دادند، تغییر افکار و اندیشه هایشان بود. ـــــــــــــــــــــــــــ #محمود_سریع_القلم #سپاس_نیوز @reform_archive @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍‍✾ ✅چرا این همه اعدام و مرگ؟ ✍️ حسن یوسفی اشکوری از مقاله «مجازات مرگ! چند نکته درباره حکم اعدام» 🔶 اصلی‌ترین توجیه مجازات مرگ این بوده است که چنین مجازاتی می‌تواند از جرائم سنگین جلوگیری کند و بازدارنده باشد؛ اما امروز عموم پژوهش‌ها نشان می‌دهد که این‌گونه مجازات‌ها نه‌تنها بازدارنده نیست، بلکه می‌تواند عوارض و پیامدهای منفی دیگری نیز ایجاد کند. ازاین‌رو، مجازات مرگ به «نقض غرض» تبدیل می‌شود و به حکم عقل، نقض غرض مذموم و مردود است. 🔶 بر اساس قاعده فقهی «حکم تابع موضوع است»، وقتی مجازات مرگ در شرایط کنونی نمی‌تواند بازدارنده و تأمین‌کننده امنیت و عدالت باشد، حکم آن نیز نمی‌تواند در هر عصر و در هر شرایطی عادلانه تلقی شود. قانون، به‌طور کلی، تابع زمان و حتی مکان است و تصور قوانین اجتماعی جاودانه و فراتاریخی، منطقاً پذیرفتنی نیست. 🔶 در نظام‌های حقوقی مدرن، وضع قانون و اجرای آن در عرصه عمومی بر عهده دولت مشروع و نهادهای برآمده از رأی آزاد مردم است. مفاهیمی چون خون‌خواهی، «ثار» و حق شخصی اولیای دم، به جوامع قبیله‌ای و پیشامدرن تعلق داشته‌اند. در سنت قرآنی و سیره نبوی نیز جهت‌گیری مجازات‌های تشریع‌شده، مهار خشونت بوده است، نه گسترش آن. 🔶 اجرای عدالت، بدون آیین دادرسی عادلانه ممکن نیست. تناسب جرم و مجازات، التزام به قاعده «البینه للمدعی» و استقلال و عدالت قاضی، از شروط اساسی دادرسی‌اند. آیا اعترافاتی که در زندان و تحت فشارهای روحی و جسمی گرفته می‌شوند، می‌توانند «بیّنه معتبر» فقهی و قضایی شمرده شوند؟ 🔶 در طول سال‌های جمهوری اسلامی، شمار فراوانی از احکام اعدام توسط قاضیان امنیتی و در دستگاه قضایی‌ای صادر شده است که استقلال آن محل تردید جدی است. ازاین‌رو، حتی احکامی که ممکن است در مواردی درست باشند، از مشروعیت و مقبولیت لازم نزد افکار عمومی داخلی و خارجی برخوردار نیستند. 🔶 سخن بر سر داوری درباره یک متهم یا یک پرونده مشخص نیست؛ مسئله، بحثی نظری و عمومی درباره مجازات مرگ است. وقتی این همه حرف و حدیث درباره رعایت عدالت در چنین احکام شدیدی وجود دارد و هیچ فرد منصفی به روند دادرسی اعتماد ندارد، چرا این همه اعدام و مرگ؟ «اصولاً این همه مرگ‌خواهی برای این و آن، در نماز جمعه‌ها و مراسم‌های عمومی حکومتی، برای چیست و به چه هدفی تاکنون رسیده و می‌تواند برسد؟ آیا گوش شنوایی هست؟!» 📌 مقاله «مجازات مرگ! چند نکته درباره حکم اعدام» 📅 ۸ مرداد ۱۴۰۵ ـــــــــــــــــــــــــــ #حسن_یوسفی_اشکوری #مجازات_مرگ #حقوق_بشر #سپاس_نیوز @YousefiEshkewari @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍‍✾ ✅پیام تسلیت اعضا و علاقه‌مندان نهضت آزادی ایران در اروپا به دکتر سروش غیرت حق بود و با حق چاره نیست کو دلی کز حکم حق صدپاره نیست استاد گرانقدر، جناب آقای دکتر عبدالکریم سروش؛ درگذشت برادر بزرگوارتان را به جنابعالی و دوستان و خاندان جلیل تسلیت گفته از خداوند متعال برای آن مرحوم غفران واسع و برای شما و سایر بازماندگان صبر و اجر مسألت کرده، توفیق روزافزون حضرتعالی را در نشر معارف علمی و اسلامی و پایمردی در راه حقیقت خواستاریم. با احترام اعضا و علاقه‌مندان نهضت آزادی ایران در اروپا ـــــــــــــــــــــ #دکتر_سروش #ندای_آزادی #سپاس_نیوز @nedayeazadinet @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍‍✾ ✅ پساجنگ و تداوم پایان‌ناپذیر حصر، حبس و اعدام ✍🏻 بیانیه ۱۵۰ فعّال سیاسی، مدنی و فرهنگی در اعتراض به سرکوب‌های مداوم حاکمیت به‌نام هستی‌بخش 🔸 در حالی حصر خانگی میرحسین موسوی از پس ۱۶ سال همچنان ادامه دارد، و برای سه تن از حمایت کنندگان  از بیانیه‌ی اخیر وی حکم زندان و حبس صادر شده است، که کشور در شرایط خطیری قرار دارد. شوربختانه جنگ و تجاوز خارجی در شرایطی به کشور تحمیل شده که با اقتصادِ به گِل نشسته و سیاستِ ورشکسته در داخل،  بنیان های امنیت ملی بیش از پیش سست شده است. 🔸این جنگ معلول اقدامات، رویه ها و ساختارهای معیوبی است که بنیان های امنیت ملی را نشانه گرفت و تضعیف کرد. ورنه تجاوز و جنگ و تخریب، شیوه ی ثابت امپریالیسم است. آنچه باعث شد تا بر این خاک طمع کنند و برای غارتش دست به تهاجم  بزنند پیش از هر چیز به رفتار سرکوب‌گرایانه حاکمیتی برمی‌گردد که هر مطالبه ای را با داغ و درفش پاسخ داد و در هر اعتراض اجتماعی، خون بی‌گناهی را بر زمین ریخت و ملتی را داغدار کرد. ملتی که اکنون نیز در هجوم امپریالیستی دشمنان این سرزمین و در میانه جنایات سبوعانه در لامرد و میناب و بمپور و ... عزادار فرزندان بی‌گناه خویش شده ، و در عین حال ناباورانه شاهد اعدام‌ها و احکام سنگین برای شمار زیادی از معترضان دی ماه گذشته می‌باشد. 🔸 قویا معتقدیم، بحران های فزآینده و تودرتویی که کشور را در کام هولناک خود گرفته، ناشی از کج‌ کارکردی ها و تناقضات درونی ساختار قانون اساسی فعلی است، که قاطبه ی ایرانیان را از عاملیت و اثرگذاری در حق تعیین سرنوشت محروم کرده و منجر به رشد فسادهای سیاسی-اقتصادی-امنیتی و تضعیف بنیان های امنیت ملی شده است. این ساختار توان و پویایی لازم برای تبلور نظر و آرای جمهور مردم را ندارد. در حالیکه چیرگی بر بحران های حال حاضر ایران و از همه مهمتر ، خروج از زیر سایه جنگ و تجاوز خارجی، نیازمند تبلور آرا و عاملیت یافتن قاطبه ی مردم، به ویژه جامعه مدنی ایران است. 🔸ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکومیت رفتار ظالمانه و غیر قانونی حاکمیت در ادامه ی حصر میرحسین موسوی و بانو زهرا رهنورد، و نیز اعتراض به حکم زندان برای آقایان علیرضا بهشتی‌شیرازی، ناصر دانشفر و محمدجواد دردکشان،  نیک‌مردان دغدغه مندی که جز صلاح ملک و ملت را نخواسته اند، حمایت مجدد خود را از این عزیزان و بیانیه‌ی اخیر میرحسین موسوی مبنی بر اهتمام بر فرایند « همه پرسی قانون اساسی با تشکیل جبهه ای فراگیر ، متشکل از همه ی سلایق ملی، بر اساس سه اصل عدم مداخله ی خارجی، نفی استبداد و گذار دموکراتیک مسالمت آمیز»  اعلام می‌داریم.   📎اسامی و متن کامل:   https://cutt.ly/2yupgoBZ ـــــــــــــــــــــ #میرحسین_موسوی #زهرا_رهنورد #علیرضا_بهشتی‌شیرازی #ناصر_دانشفر #محمدجواد_دردکشان #ایران_فردا #سپاس_نیوز @iranfardamag @Sepas_news

  • 27 июл.1 1411311

    ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍✾ ✅ در نکوهش آن ناشسته روی ناسزاگو ✍ عبدالکریم سروش بنام خدا سخن گفت و دشمن بداندست و دوست که در شهر نادان تر از او هموست 🔸اخیراً فرد گستاخی بنام موسی غنی‌نژاد، در گفتگوی تلویزیونی دکتر علی شریعتی را «شیاد» خوانده و بر او خرده، جاهلانه گرفته است که چرا از زبان شخص موهومی بنام «شاندل»، حرف‌های خود را می‌زند و خوانندگان را اغوا به جهل می‌کند. وی بر این شدت آشکار یاوه‌ای دیگر هم افزوده است از جمله اینکه، شریعتی، اسلام‌شناس نبود و حتی مسلمان بودنش هم مشکوک است. 🔸این گستاخی‌ها نه تنها نادانی و بی‌ادبی و ادبیات نشناسی او را نشان می‌دهد، بل حکایت از زخمی عمیق دیگری می‌کند که جگر شکاف‌تر است. گویا رسم شده که هر جویای نامی و هر ناشسته‌روی ناسزاگویی از بستر جهالت برخیزد و طعن در اسلام و ایمان دیگران بزند. دیروز آخوندی قشری ایمان سروش و شبستری و سمیعی را کفرآلود خواند و امروز این بی‌خبر از رسم مسلمانی و ظرافت انسانی، دهان خود را بدین فضولی‌ها آلوده کرده است. من حقیقتاً دلم بدرد می‌آید وقتی می‌بینم فردی چنین بی‌یگانه بر دردمند دلسوخته‌ای چون علی شریعتی می‌تازد و می‌کوشد تا او را بی‌اعتبار کند. یکی کرده بی‌آبرویی بسی چه غم دارد از آبروی کسی 🔸بیش از این قلم را رنجبار و واژه‌ها را در پای آن پلشتی‌ها نمی‌ریزم. برای دوختن آن دهان آلوده اگر این کافی نبود، رشته و سوزن‌های فراوان هست. به او از زبان مولانای بزرگ می‌گویم: دل نگه دارید ای بی‌حاصلان در حضور حضرت صاحبدلان عبدالکریم سروش والسلام علی من اتبع الهدی مرداد ماه ۱۴۰۵ خورشیدی ـــــــــــــــــــــ #شریعتی #دکتر_سروش #سپاس_نیوز @DrSorouh @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍✾ ✅ مدارا در مبارزه؛ درباره مرزهایی که نباید از آن‌ها عبور کرد ✍ علی مانا 🔸در سال‌های اخیر، نوعی خاص از جنبش و کنش سیاسی در ایران شکل گرفته که به‌ویژه در ماه‌های اخیر، رشدی تصاعدی داشته و پدیده‌هایی را وارد سپهر سیاسی ایران کرده است که دست‌کم در این ابعاد، کمتر مسبوق به سابقه بوده‌اند. از جمله این پدیده‌ها می‌توان به امید بستن به حمله و دخالت نظامی خارجی، حمایت از مداخله آمریکا و اسرائیل، و همچنین فشار گسترده بر عموم مردم برای اعلام موضع در قبال وضعیت سیاسی کشور اشاره کرد. 🔸آنچه در این میان بیش از هر چیز به چشم می‌آید، این است که مطالبه از مردم صرفاً مخالفت با وضعیت موجود نیست. بلکه انتظار می‌رود افراد، مجموعه‌ای کامل از مواضع سیاسی را نیز بپذیرند؛ به این معنا که نه‌تنها با جمهوری اسلامی مخالف باشند، بلکه با تمام بسته سیاسی تعریف‌شده حول محور اپوزیسیون خاص، از جمله حمایت از رضا پهلوی و حتی مداخله نظامی آمریکا و اسرائیل نیز همراه باشند. در غیر این صورت، به‌سرعت با برچسب‌هایی مانند «حامی جمهوری اسلامی» یا «خون‌خواه» مواجه می‌شوند. 🔸این وضعیت، پرسشی بنیادین را پیش روی هر فرد قرار می‌دهد: در یک مبارزه سیاسی، نسبت به چه چیزهایی باید مدارا داشت و نسبت به چه چیزهایی نباید؟ مرزهای اخلاقی مبارزه کجاست؟ 🔸برای پاسخ به این پرسش، می‌توان موضوع را از دو منظر بررسی کرد. نخست، از منظر اخلاق و دانش سیاسی و اجتماعی جهان؛ یعنی این‌که فارغ از هر گرایش سیاسی، چه اصول جهان‌شمولی وجود دارد که باید مبنای قضاوت قرار گیرند. دوم، از منظر آرمانی که برای آینده ایران در ذهن داریم؛ اینکه چه آینده‌ای مطلوب است و چه ابزارهایی می‌تواند ما را به آن آینده نزدیک یا از آن دور کند. 🔸اگر آرمان، ساختن ایرانی دموکراتیک باشد، باید از همین امروز به الزامات آن نیز پایبند بود. ایرانی که در آن حقوق اقلیت تضمین شود، همه شهروندان، فارغ از عقیده سیاسی، از حق حیات، حق زندگی و حقوق اساسی برخوردار باشند و هیچ حکومتی، چه پادشاهی و چه جمهوری، مخالفان خود را حذف نکند. اگر چنین آینده‌ای مطلوب است، نمی‌توان مسیر رسیدن به آن را بر پایه حذف، طرد و انکار حقوق مخالفان بنا کرد. 🔸پذیرش تکثر، تنها یک شعار برای دوران پس از پیروزی نیست؛ بلکه باید از دل خود مبارزه آغاز شود. جامعه ایران متکثر است و خواهد ماند. افراد ممکن است در آرزوها، تحلیل‌ها و راه‌حل‌ها اختلاف‌های عمیقی داشته باشند، اما این اختلاف‌ها نباید باعث شود حقوق بنیادی آنان نادیده گرفته شود. اگر امروز گروهی از شهروندان را فاقد حقوق بدانیم، بعید است فردا، پس از تغییر شرایط، برای آنان حقی قائل شویم. 🔸از سوی دیگر، مبارزه نباید به شکلی تعریف شود که تنها گروه کوچکی از افراد، هزینه‌های سنگین آن را بر دوش بکشند و اکثریت جامعه صرفاً نظاره‌گر یا تشویق‌کننده باشند. مطلوب آن است که هزینه مبارزه، تا حد امکان، میان جامعه توزیع شود. هرچه مشارکت عمومی بیشتر باشد، هزینه‌ای که بر دوش هر فرد قرار می‌گیرد کمتر خواهد بود و مسیر تغییر نیز پایدارتر و اجتماعی‌تر خواهد شد. 🔸در چنین نگاهی، یکی از مهم‌ترین اصول، ایجاد امکان «ریزش» در جبهه مقابل است. هر فردی که در هر میزان از اهداف و ارزش‌ها با جریان تغییر همسو می‌شود، باید امکان پیوستن به آن را داشته باشد. اگر به دلیل یک اختلاف، تمام نقاط اشتراک نادیده گرفته شود و افراد به‌طور کامل طرد شوند، عملاً به بازتولید و تقویت جبهه مقابل کمک خواهد شد. نتیجه چنین رویکردی آن است که بخش بزرگی از جامعه یا در برابر جریان تغییر قرار می‌گیرد یا به بی‌تفاوتی کشیده می‌شود و بار اصلی مبارزه بر دوش تعداد اندکی «گلادیاتور» خواهد افتاد؛ افرادی که ناچارند هزینه‌های بسیار سنگینی بپردازند. 🔸تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده است که حتی همین افرادی که بیشترین هزینه را در داخل کشور پرداخت کرده‌اند، در بسیاری موارد پس از مدتی خود با بی‌مهری، طرد و اتهام از سوی بخشی از همان جریان‌هایی روبه‌رو شده‌اند که انتظار حمایت از آنان می‌رفت. این چرخه، نه‌تنها سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند، بلکه امکان شکل‌گیری یک جنبش فراگیر را نیز کاهش می‌دهد. 🔸اگر هدف، ساختن جامعه‌ای دموکراتیک و مبتنی بر حقوق شهروندی است، ابزار رسیدن به آن نیز باید با همان هدف سازگار باشد. مدارا با تفاوت‌ها، پذیرش تکثر، احترام به حقوق بنیادین انسان‌ها، توزیع مسئولیت و هزینه مبارزه در میان جامعه، و باز گذاشتن راه بازگشت و همراهی برای کسانی که در هر مرحله حاضر به فاصله گرفتن از ساختار قدرت می‌شوند، نه نشانه ضعف، بلکه لازمه ساختن آینده‌ای است که در آن هیچ شهروندی به دلیل عقیده خود از دایره حقوق انسانی خارج نشود. ـــــــــــــــــــــ  #علی_مانا #نهضت_آزادی_ایران #سپاس_نیوز @Nehzatazadiran @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍✾ ✅ روایت بی‌اعتبار غنی‌نژاد! ✍ مجید شیعه‌علی 🔸صحبت‌های آقای غنی‌نژاد در مورد علی شریعتی نه تنها جدید نیست بلکه تکرار دقیق همان ادعاهای چند دهه پیش است. آقای مرتضی مطهری هم معتقد بود شریعتی مارکسیست است و هیچ اسلام را نمی‌شناسد و مبانی مارکسیستی را لباس اسلامی پوشانده است. اما آیا این چنین است؟ 🔸یکم، مسئله این‌جا است که این انتقاد تکراری به جای اشاره به محورهای اساسی ایده‌های شریعتی تلاش می‌کند با تأکید بر حواشی سخنان او مسئله را اثبات کند. در صورتی که بررسی این موضوع نیاز به دانش عمیقی نه در مورد مارکسیسم دارد نه در مورد شریعتی! رجوع به محور اصلی ایده‌های هر کدام تفاوت اساسی در مبانی نظری را روشن می‌سازد. اگر مارکسیسم را به یک محور اساسی تقلیل بدهیم این است که نهادهای اقتصادی زیربنای سایر نهادهای فرهنگی، سیاسی و … است و برای تغییر در تمام نهادها ابتدا باید نهاد اقتصادی را دچار تحول کرد. اگر ادبیات شریعتی را در این خصوص بررسی کنیم، با یک سه‌گانه برابر مواجه می‌شویم. سه‌گانهٔ مشهور، زر و زور و تزویر؛ تیغ و طلا و تسبیح؛ و استعمار، استثمار و استحمار. این سه‌گانه نه‌تنها به دلیل تکرار در آثار، جایگاه مهمی در اندیشهٔ او دارد بلکه در آخرین گفت‌وگوهای دوران حصر خانگی مطرح می‌کند که هر چه جز این گفته زائد بوده و تمام تأکید را باید بر این سه می‌گذاشت. در حقیقت با تأکید بر این سه محور، او سلطه را دارای مبانی سه‌گانهٔ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی می‌بیند و نهادهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را درهم‌تنیده نشان می‌دهد، به‌گونه‌ای که هیچ‌کدام زیربنای دیگری نیست و نفی هیچ‌یک از این سلطه‌ها به‌تنهایی، نفی سلطهٔ دیگر نیست. بلکه نفی سلطه به هر شکل و تغییر نهادهای انحصاری، مورد تأکید اوست. به همین جهت، روشن است حتی در ابتدایی‌ترین محور، ایده‌های شریعتی در مقابل مارکسیسم می‌ایستد! 🔸دوم، یکی از آسان‌ترین روش‌های نقد این است که شما فردی یا ایده‌ای را مدعی چیزی بدانید که در آن ادعایی نداشته و سپس در آن حوزه نقدش کنید. شریعتی نه ادعای اسلام‌شناس بودن را داشته است نه آثارش مقالات علمی و پژوهشی محسوب می‌شود. اگر کسی خود را فقیه اعلام کند اما اصول فقه را نخوانده باشد ادعای خلافی کرده. اما اگر روایت نوینی از متون مختلف از جمله متون اسلامی ارائه کند این ارتباطی با اسلام‌شناسی ندارد. قطعاً اگر یک پژوهش‌گر در یک مقاله علمی ارجاع به مقاله ناموجودی دهد آن پژوهش‌گر از لحاظ جایگاه علمی با مسئله مواجه می‌شود. اما اگر همان پژوهش‌گر برای طرح عمومی ایده‌اش در یک کتاب غیردانشگاهی روایتی شخصی نقل کند که ریشه در واقعیت ندارد اما ایده را به خوبی در ذهن مخاطب جا می‌اندازد یا تأثیر ادبی مثبتی دارد هیچ گناهی بر او نیست. 🔸سوم، اگر نقل خلاف واقع شیاد بودن است آقای غنی‌نژاد برای خود چنین چالشی فراهم کرده است. این مسیر استدلالی ساده‌سازی شده که در دوران پهلوی شرایط اقتصادی خوب بود، شریعتی گفت وضع شما اگر از سرمایه‌دارها پولشان بگیرید بهتر می‌شود و جوان‌ها انقلاب کردند بیشتر به شوخی می‌ماند. ابتدا آقای غنی‌نژاد یک واقعیت تاریخی بزرگ را انکار می‌کند آن هم بحران اقتصادی دهه ۵۰ است که رکود تورمی ساخت و منجر شد نخست‌وزیری که طولانی‌ترین دوران خدمت را در تاریخ ایران داشته عزل شود و یک اقتصاددان به جای او منصوب گردد. همچنین، کجای آثار شریعتی چنین توصیه مسخره‌ای ارائه شده است؟ و اصولاً آثار شریعتی مورد توجه جریان‌های سیاسی بسیار متنوعی از مجاهدین خلق تا حوزه علمیه بوده است این توجه گسترده را با تأثیر تک‌محوری مورد ادعا چطور می‌شود مطابق دانست؟ علاوه بر این، ایشان که مدعی ارجاع دقیق هستند بفرمایند کدام نظریه‌پرداز در علوم سیاسی اقتدارگرایی‌ها را به اقتدارگرایی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تقسیم کرده است؟ متأسفانه ایشان ارجاع به خلاف واقع می‌دهند! 🔸بررسی علل وقوع انقلاب، تأثیر علی شریعتی بر وقوع انقلاب، جایگاه اندیشه‌های شریعتی در ادبیات سیاسی و اندیشه اسلامی و… هر کدام موضوعات مهمی است که نیاز به بررسی مستقل دارد. پاسخ یک‌خطی عجیب آقای غنی‌نژاد به این مسائل گسترده و پیچیده مانند پاسخ یک کلمه دانش‌آموزی بر روی برگه امتحان به سوالی است که بارم ۱۰ نمره‌ای دارد، نیاز به بررسی نیست قطعاً نادرست است. ـــــــــــــــــــــ #شریعتی #صدای_نوین_خراسان #مجید_شیعه_علی #سپاس_نیوز @VoNoKh @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍✾ ✅ میناب زخم مشاع، زخم ایران ✍ مجتبی نجفی 🔸زبانم بند آمده. مراسم خاکسپاری " علیرضا شهرجو" از کشته شدگان میناب باید تکرار شود. نقطه سر خط. یعنی جسدی که چهار ماه پیش در خاک سپرده شد از آن علیرضا نیست و جسد سوخته او باید دوباره تدفین شود. یکبار دیگر خانواده او باید از نو سوگواری کنند. وداع قبلی منسوخ شده، وداع جدید در راه است. حجم فاجعه آنقدر بزرگ است که کمبود کلمات برای توصیف، بیداد می‌کند. اصلا توصیف شدنی نیست، درک شدنی نیست. 🔸" میناب" یک نام ساده نیست، یک رخداد است، هر بار مثل صاعقه بر "روتین" فرود می‌آید و ندا می‌دهد " یاد آر ز شمع مرده یادآر". هنوز هم بعد از گذشت نزدیک به پنج ماه، زخم نوشونده است. هنوز بدن پودر شده ماکان جلوی چشمانم است و گاهی رقص "آراز احمدی زاده" برای پرسپولیس را می‌بینم و به شاهنامه خوانی "مهدیس نظری" دوباره گوش می‌دهم‌ و به یاد آن همه کیف و لنگه کفش به جا مانده بر خاکسترها می‌افتم و یک لحظه آن "موشک پلید" را به خاطر می‌آورم که قیل و قال آن همه کودک را  در لحظه ای خاموش کرد و سرشار از خشمی فوران کننده می‌شوم. 🔸 این زخم پایان ندارد، این داستان باز است و امتداد دارد. این خون جاری است و  هر تصویر این بچه ها بانگ " به کدامین گناه کشته شدی " را بلند می‌کند. " میناب" زخم مشاع است، خود "ایران" است. " میناب" بگو و زخم باز، زخم جاویدان، قصه ناتمام بخوان. " مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چون جان خویشتن دارم". ـــــــــــــــــــــ #میناب #علیرضا_شهرجو #مجتبی_نجفی #ایران #سپاس_نیوز @Sepas_news

  • ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍✾ ✅ خاتمی؛ صلح شرافتمندانه و بازسازی سرمایه ملی ✍ مسعود تهرانی 🔸سخنان اخیر آقای سیدمحمد خاتمی را می‌توان فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی روزمره، تلاشی برای بازگرداندن مفهوم «عقلانیت راهبردی» به مرکز تصمیم‌گیری ملی دانست؛ گفتمانی که امنیت پایدار را نه در استمرار بحران، بلکه در پیوند میان انسجام اجتماعی، مشروعیت داخلی و دیپلماسی هوشمند جست‌وجو می‌کند. 🔸جنگ، هر اندازه که در میدان‌های نبرد با آتش و ویرانی شناخته شود، در عرصه سیاست با آزمونی دشوارتر همراه است؛ آزمون تشخیص لحظه‌ای که استمرار تقابل، دیگر به افزایش قدرت نمی‌انجامد و عبور به سوی صلح، خود به عالی‌ترین نماد پاسداری از منافع ملی تبدیل می‌شود. هنر سیاست در چنین بزنگاه‌هایی، نه صرفاً ایستادگی، بلکه تشخیص زمان گذار از منطق میدان به منطق تدبیر است. 🔸در چنین بستری، سخنان اخیر آقای سیدمحمد خاتمی درباره ضرورت حمایت از دیپلماسی، پرهیز از دوقطبی‌سازی، تقویت انسجام ملی و دستیابی به «صلح شرافتمندانه» را باید در افقی فراتر از یک اظهار نظر سیاسی روزانه نگریست. این سخنان، اگر از منظر جامعه‌شناسی سیاسی و روابط بین‌الملل تحلیل شوند، بازتاب نوعی اندیشه درباره نسبت میان قدرت، مشروعیت، امنیت و سرمایه اجتماعی هستند؛ اندیشه‌ای که می‌کوشد نشان دهد در جهان امروز، اقتدار ملی تنها محصول توان نظامی نیست، بلکه برآیند ظرفیت یک جامعه برای حفظ همبستگی، اعتماد عمومی و عقلانیت در تصمیم‌گیری است. 🔸 از این منظر، اهمیت سخنان آقای خاتمی بیش از آنکه در دفاع از مذاکره باشد، در بازتعریف مفهوم قدرت ملی نهفته است؛ قدرتی که اگر از پشتوانه اجتماعی تهی شود، حتی با برخورداری از ابزارهای سخت نیز دوام و کارآمدی خود را از دست خواهد داد. 🔸 در ادبیات کلاسیک روابط بین‌الملل، صلح هرگز مترادف با انفعال نبوده است. از توسیدید تا ریمون آرون، از هانس مورگنتا تا هنری کیسینجر، سیاست خارجی موفق آن سیاستی دانسته شده که بتواند میان آرمان‌ها و امکانات واقعی کشور توازن برقرار کند. دولت خردمند، دولتی نیست که همواره در وضعیت تقابل باقی بماند؛ بلکه دولتی است که بداند در چه زمانی ادامه بحران به فرسایش قدرت ملی می‌انجامد و در چه زمانی توافق می‌تواند خود به ابزاری برای تقویت همان قدرت تبدیل شود. 🔸 صلح شرافتمندانه، در این معنا، نه عقب‌نشینی از منافع ملی، بلکه شیوه‌ای متفاوت برای صیانت از آنهاست. در چنین برداشتی، دیپلماسی ادامه سیاست ملی با ابزارهای متفاوت است؛ همان‌گونه که جنگ نیز، در اندیشه کلاسیک، ادامه سیاست با ابزار نظامی تلقی شده است. هنر حکمرانی در آن است که تشخیص دهد هر ابزار در کدام مقطع بیشترین کارآمدی را برای تأمین منافع ملی دارد. 🔸 جامعه‌شناسی سیاسی، سال‌هاست که امنیت را صرفاً در مرزها و تجهیزات نظامی تعریف نمی‌کند. امنیت، پیش از آنکه در خطوط دفاعی شکل گیرد، در ذهن و روان جامعه ساخته می‌شود. جامعه‌ای که میان مردم و ساختار حکمرانی آن اعتماد متقابل برقرار باشد، در برابر بحران‌ها مقاوم‌تر از جامعه‌ای است که گرفتار شکاف‌های عمیق اجتماعی و سیاسی شده است. سرمایه اجتماعی، همان شبکه اعتماد، مشارکت و احساس تعلق مشترک است که امکان بسیج ملی را در شرایط دشوار فراهم می‌کند. هیچ کشوری بدون برخورداری از این سرمایه، قادر به حفظ اقتدار بلندمدت خود نیست. 🔸 از همین منظر، تأکید آقای خاتمی بر پرهیز از قطبی‌سازی، حمایت از گفت‌وگو و ضرورت حفظ همبستگی ملی را باید دعوتی به بازسازی یکی از بنیادی‌ترین منابع قدرت ایران دانست؛ منبعی که شاید در آمارهای نظامی دیده نشود، اما در بزنگاه‌های تاریخی، تعیین‌کننده‌ترین عامل بقا و پیشرفت کشورها بوده است. 🔗 متن کامل یادداشت: «خاتمی؛ صلح شرافتمندانه و بازسازی سرمایه ملی» ـــــــــــــــــــــ #سید_محمد_خاتمی #صلح #ایران #سپاس_نیوز @Sepas_news

  • 18 июл.1 30193

    ‍ ‍ ‍ ‍ ‍✾ ✅ وقتی ویرانی به «محتوا» تبدیل می‌شود ✍🏻 سپهر مدبر 🔸پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، تصویر لحظه فروریختن برج کنترل ترافیک دریایی بندر چابهار را منتشر کرده است؛ زیرساختی غیرنظامی که میان دود و گردوغبار فرو می‌ریزد. در این قاب نه انسانی دیده می‌شود و نه اشاره‌ای به پیامدهای حمله وجود دارد. تمام تصویر بر یک لحظه متمرکز است: لحظه تخریب. 🔸اگر هدف فقط اطلاع‌رسانی درباره یک عملیات بود، انتشار یک بیانیه رسمی کفایت می‌کرد. انتخاب صحنه سقوط و عرضه آن در شبکه اجتماعی، نشان می‌دهد که تخریب خود به پیام سیاسی تبدیل شده است؛ پیامی برای نمایش قدرت، ایجاد هراس و تحقیر جامعه هدف. 🔸جنگ در دوران شبکه‌های اجتماعی فقط با موشک و هواپیما پیش نمی‌رود. پس از اصابت، تصویر وارد میدان می‌شود تا نتیجه حمله را به محصولی رسانه‌ای بدل کند؛ محصولی که در کشور مهاجم غرور می‌آفریند و در جامعه هدف احساس ناامنی و بی‌پناهی ایجاد می‌کند. 🔸غیبت انسان‌ها در چنین تصاویری معنادار است. برج دیده می‌شود، اما کارکنان بندر، کارگران، ملوانان و مردمی که زندگی و معیشتشان به فعالیت آن وابسته است، دیده نمی‌شوند. با حذف انسان از قاب، جنگ پاکیزه و بی‌هزینه جلوه می‌کند: موشکی فرود می‌آید، ساختمانی فرو می‌ریزد و فیلم پایان می‌یابد. 🔸اما واقعیت از همان‌جا آغاز می‌شود. تخریب زیرساخت یک بندر تجاری، حمل‌ونقل، تجارت، اشتغال و ایمنی دریایی را مختل می‌کند. هزینه بازسازی نیز نه بر دوش سیاستمداری که تصویر را منتشر کرده، بلکه بر دوش مردمی قرار می‌گیرد که باید با پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن زندگی کنند. 🔸تناقض همین‌جاست: دولتی که از آزادی، امنیت و نظم بین‌المللی سخن می‌گوید، نابودی یک زیرساخت غیرنظامی را همچون دستاوردی عمومی به نمایش می‌گذارد. در چنین نگاهی، ایران نه سرزمین میلیون‌ها انسان، بلکه مجموعه‌ای از اهداف و مختصات قابل‌انهدام است. 🔸این عکس برای طرفداران مداخله خارجی در ایران نیز پیامی روشن دارد. قدرتی که ویرانی زیرساخت‌های یک کشور را به ابزار تبلیغاتی خود تبدیل می‌کند، برای آزادی و آبادانی مردم آن کشور نیامده است. مخالفت با جمهوری اسلامی نمی‌تواند توجیهی برای استقبال از تخریب ایران باشد؛ حکومت‌ها تغییر می‌کنند، اما خسارت واردشده به بندرها، پل‌ها، فرودگاه‌ها و شبکه‌های حمل‌ونقل برای جامعه باقی می‌ماند. 🔸این تصویر، چهره سیاستی است که قدرت را با توانایی ویران‌کردن می‌سنجد. در چابهار فقط یک برج فرو نریخت؛ بخشی از ادعای اخلاقی کسانی نیز فروریخت که از ارزش‌های انسانی سخن می‌گویند، اما ویرانی سرزمین دیگران را به محتوای شبکه‌های اجتماعی تبدیل می‌کنند. ـــــــــــــــــــــ #سپهر_مدبر #چابهار #جنوب_ایران #سپاس_نیوز @Sepas_news