𝔖𝔦𝔱𝔞 | سیتا
СтатистикаDemons and angels in my choir Singin' about what I desire 🂱 @Sitawr_bot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 37
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 140
- 1/48двое суток
- 160
- 1/72трое суток
- 173
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
قشنگا لینک ناشناس قبلی منقضی شده لطفاً پیامهاتون رو از طریق بات خود چنل که توی بیو هست بفرستید. راستی مرسی بابت آهنگاتون✨💋❤️
سرت را بالا بگیر رفیق! هیچ چیز تقصیر تو نیست! تقصیر تو نیست که هرجور در توانت بود دویدی و جنگیدی و نشد! که یا نتوانستی یا نگذاشتند یا شرایطش مهیا نبود. تقصیر تو نیست اگر سرعت تورم در این نقطهی جغرافیا آنقدر بالاست که جز آنان که با جان و جهانشان ریسک میکنند و پیه "یا هیچ یا همه چیز" را به تنشان میمالند یا آنان که حمایتهای ویژه دارند، کسی موفق نمیشود! تقصیر تو نیست که برای شغلهای خوب، فیلترهای ناعادلانه گذاشتهاند و برای درآمدهای بالا، مرزهای نامتعارف... تقصیر تو نیست که به قدر یک کاخ مجلل باید تلاش کنی تا به یک خانهی کوچک محقر برسی و به قدر چند ماشین بنز، تا به یک آهنپارهی چرخدار... تقصیر تو نیست که گوشت و نان و میوه و برنج و روغن گران شده و تقصیر تو نیست که اوضاع هر روز بدتر از دیروز میشود و هیچ تکلیفی برای هیچ چیز مشخص نیست و با پول امروزت نمیتوانی برای فردایت هم برنامهریزی کنی! تقصیر تو نیست رفیق، سرت را بگیر بالا و فارغ از نتیجه، برای همین دوام آوردن و تلاش کردن، به خودت افتخار کن. تو خیلی هم خوبی و خیلی توانمندی و بسیار هم تلاشگر... فقط بیش از حالتِ نرمالِ یک انسانِ ساکن در این تاریخ و جغرافیای تحریف شده، شریفی؛ همین! - نرگس صرافیان طوفان
انعطافپذیری در برنامه 🗓 اگه با بههمریختنِ بخشی از برنامهت احساس میکنی کل روز از دست رفته، این مطلب برای توست 🩷 برنامهریزی لازمه، اما زندگی همیشه طبق تقویم پیش نمیره؛ یه کار فوری، خستگی یا اتفاقی غیرمنتظره میتونه زمانبندی روز رو بههم بزنه. اگه برنامه رو قانونِ غیرقابلتغییر بدونیم، با هر تغییر مضطرب و ناامید میشیم. در حالی که انعطافپذیری یعنی تغییرِ برنامه، بدون رها کردنِ هدف. پذیرشِ اتفاقات ناگهانی یعنی بهجای جنگیدن با اونا بپرسیم: «الان چه چیزی مهمتره و چه چیزی میتونه جابهجا بشه؟» راهکارها: ۱. سه اولویت اصلی بنویس روزت رو با فهرستی غیرواقعی پر نکن؛ سه کارِ واقعاً مهم رو توی اولویت بذار. ۲. زمانِ شناور مشخص کن روزانه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه خالی نگه دار؛ برای تأخیرها، کارای فوری یا استراحت. ۳. نسخهی حداقلی داشته باش برای روزای شلوغ یا کمانرژی، کارو کوچیک کن: ۱۵ دقیقه درس بهجای یک ساعت یا ۱۰ دقیقه پیادهروی بهجای ورزش کامل. استمرار کوچیک بهتر از رها کردن کامله! ۴. جابهجا کن، حذف نکن اگه کاری انجام نشد، نگو «امروز خراب شد». بپرس: «کِی میتونم انجامش بدم؟» یه روز متفاوت، شکست نیست! ۵. فوری رو با مهم اشتباه نگیر قبل از تغییر برنامه بپرس: «این واقعاً ضروریه یا فقط فوری بهنظر میرسه؟» ۶. مرور هفتگی داشته باش ببین چه کارایی مدام عقب میافتن؛ شاید مشکل تو نیستی، شاید برنامه بیشتر از ظرفیت واقعیته. برنامهی خوب برنامهای نیست که هیچوقت تغییر نکنه؛ برنامهایه که با تغییرات زندگی، تو رو به مسیرت برگردونه 🙌🏻
без подписи
وقتی یک آهنگسازِ بزرگ برای پسرِ نوجوانش پیانو مینوازد، نتیجه میشود این قطعهی بینظیر؛ کنسرتو پیانوی شماره ۲ در فا ماژور، ساختهی شوستاکوویچ در سال ۱۹۵۷. قطعهای برای آنهایی که عاشقِ سکوتِ پرمعنا هستند. ~🔒❤️~
تو چيزى هستى که فکر مىکنى؛ نبايد با فکر کردن خودت رو به يه گوشه ببرى، بايد با تفکر خودت رو ببرى به فضاى باز، تنها راهش همينه که از اين که ندونى چى درسته و چى غلط، لذت ببرى، تن به بازى زندگى بده و سعى نکن از قانونهاش سردربيارى. زندگى رو قضاوت نکن! فکر انتقام نباش، يادت باشه آدمهاى روزهدار زنده مىمونن ولى آدمهاى گرسنه مىميرن، موقعى که خيالاتت فرو مىريزن بخند. و از همه مهمتر، هميشه قدر لحظهلحظه اين اقامت مضحکت رو تو اين جهنم بدون. - استيو تولتز
• نشریه چشمه ادب • (شماره ۲۲) ادبیات؛ زبانِ فلسفه #ستایش_فرزادمهر (سیتا)
ریاکشن چنلو شلوغ میکنه با این حال برام مهمه بدونم چه پستی رو دوست دارین تا بیشتر ازش بذارم ✨ قلب آتشین و استارز خدمت شما ❤️🔥⭐️
درسهایی از مصاحبهی ویزارد لیز 🎖 «اگه احساس میکنی در چرخهی تکراریِ روابط و باورهای قدیمی گیر کردی، این چکلیستِ فشرده برای توست؛ برای لحظاتی که نیاز به تلنگر داری، ذخیرهش کن.» ⚓️ - وقتی دیگه اونجوری که آدما میخوان رفتار نمیکنی، بهت میگن عوض شدی! - وقتی آدما فکر میکنن توی رابطه دنبال خوشبختی هستن، درواقع اینطور نیست؛ اونا دنبال حس آشنا هستن. - دقیقاً تو همون چیزی رو جذب میکنی که سیستم عصبیت بهش عادت کرده. - بهنظرم لازم نیست همه رو ببخشی، بعضی آدما رو فقط باید همونجایی که هستن رها کنی و بری دنبال زندگی خودت. - اگه تنها راهی که احساس قدرت میکنی این باشه که بقیه رو تحقیر کنی، درواقع آدم قدرتمندی نیستی؛ احتمالاً فقط یه آدم سلطهگر و کنترلگری. - بهنظرم هر زخمی که توی یه سن خاص تجربه میکنی، یه کودک درونِ جداگانه میسازه. هر کدوم مربوط به یه دوره از زندگی هستن. - بهنظرم خیلی از بزرگسالایی که مردم میگن رفتارای عجیبی دارن، درواقع بچههای درونشون باهم درگیرن. - فهمیدم هر روز دوروبرمون پر از نشونهست؛ فقط باید حواسمون بهشون باشه. - مردم صداقت رو دوست دارن تا وقتی که دربارهی خودشون نباشه. - فکر میکنم بزرگترین دروغی که بهم گفتن این بود که اگه اونجوری که خودم میخوام زندگی کنم و آزادی داشته باشم، کشته میشم ولی بعد فهمیدم وقتی از اون مرزهایی که بقیه ازش میترسن رد بشی، میبینی اصلاً اونقدرا هم ترسناک نبود. - بهنظر من قانون جذب یعنی ذهنت رو روی چی متمرکز میکنی، هر روز به چی فکر میکنی، با چه آدمایی رفتوآمد داری و به چه کسایی اجازه میدی وارد زندگیت شن.
برای حذف آدمهای سمی از زندگیتان هيچگاه احساس گناه و خجالت و پشيمانی نكنيد. فرقی نمیكند از بستگانتان باشد يا عشقتان يا يک آشنای تازه... مجبور نيستيد برای كسی كه باعث رنج و احساس حقارت در شما میشود جایی باز كنيد. جداییها تلخند و آزاردهنده! اما از دست دادن كسی كه قدر شما را نمیداند و به شما احترام نمیگذارد در حقيقت منفعت است نه خسارت. هرگز سعی نكنيد كسی را متوجه ارزشتان كنيد. - لیلیان گلاس
قشنگه ~🔒❤️~
без подписи
پذیرش؛ هنرِ رهایی از رنج 🕊 «پذیرش به معنیِ تسلیم شدن نیست؛ برعکس، اولین قدم برای قدرتگرفتنه!» - چرا باید بپذیریم؟ 🤷🏻 رنج، حاصلِ مقاومت در برابر واقعیته. وقتی با چیزی که وجود داره میجنگی، انرژیت رو صرفِ «تغییرِ غیرممکن» میکنی، نه «ساختنِ ممکن». - پس چیکار کنیم؟ 👀 ۱. نامگذاری دقیق: به جای «حالم خوب نیست»، دقیقاً بگو چه حسی داری (مثلاً: اضطراب، حسادت، یا دلتنگی). نامگذاری، قدرتِ هیجان رو میگیره. ۲. جایگزینی «و» به جای «اما»: جملاتت رو از حالت تقابل درار. نگو «غمگینم اما باید ادامه بدم»، بگو «غمگینم و دارم ادامه میدم». این یعنی پذیرشِ همزمانِ درد و حرکت. ۳. تفکیک «واقعیت» از «داستان»: واقعیت یعنی آنچه رخ داده؛ داستان یعنی تفسیری که ذهنت از اون ساخته (مثلاً: «من همیشه بدشانسم»: • در برابر واقعیت: با مسئلهی اصلی (که عینی و ملموسه) روبهرو شو تا بتونی اون رو حل کنی یا ازش عبور کنی. (این کار، تغییر ایجاد میکنه). • در برابر داستان: با تفسیرها و قضاوتهای ذهنی (که انتزاعی و خیالی هستن) وارد بحث نشو. چون اونا فقط مثل دود، دور تو رو میگیرن و آرامشتم میگیرن، اما هیچوقت نمیتونی یک «فکر» یا یک «قضاوت» رو با زور تغییر بدی. ۴. پرسشِ مهارکننده: از خودت بپرس: «آیا مقاومتِ من، واقعیت رو تغییر میده؟» پاسخ منفی، یعنی تو داری هزینهی بیهوده برای چیزی که خارج از کنترل توست میپردازی! ۵. پذیرشِ فعال: پذیرش، تسلیمِ منفعلانه نیست. پذیرش یعنی: «این وضعیت هست و قدمِ بعدیِ من اینه...» پذیرش، تأییدِ اتفاقاتِ تلخ نیست؛ بلکه توقفِ جنگیدن با واقعیته تا انرژیت برای ساختنِ آینده آزاد شه 🍭
~🔒❤️~
اقبال به داد افراد جسور میرسد. - ویرژیل
هر قدر هم دنبال راهکار باشیم، باید از "پذیرشِ شرایط فعلی" شروع کنیم. همینموقعهاست که باید رها کرد و اجازه داد روح خودش زمان آمادگیش برای شروعِ دوباره رو مشخص کنه. جای نگرانی نیست، زمانش که برسه خودمون متوجهش میشیم🫱🏻🫲🏻🫂 Ⓕ︎Ⓞ︎Ⓡ︎ Ⓨ︎Ⓞ︎Ⓤ︎
• #تیکه_کتاب • موضوع نگه داشتن امید در روزها نبود. موضوع، نگه داشتن امید در شبها بود. شب چیزی داشت که روز نداشت. تاریکی، سکوت، تنهایی و او میدانست که اگر شبها امید را زنده نگه دارد، در روز امید او را زنده نگه خواهد داشت… - شبهای روشن 📚 - فئودور داستایفسکی ✍🏻
قسمت سوم چطور هدفگذاری کنم؟ برای شروع کردنِ یک مسیر تازه، لازم نیست تا تهِ مسیر رو دیده باشی. گاهی باید قدم برداشت تا فهمید «چرا» این مسیر برای ما ساخته شده. اگه درگیرِ هدفگذاریهای مبهمی، این اپیزود برای خودته✨ #پادکست_من Ⓟ︎Ⓞ︎Ⓓ︎Ⓒ︎Ⓐ︎Ⓢ︎Ⓣ︎
ฅ^•ﻌ•^ฅ آرکا | Arka • مایه اطمینان و پشتگرمی • ریشه ترکی Ⓦ︎Ⓞ︎Ⓡ︎Ⓓ︎
اگر بخواهی به هرچیزی که به تو گفته میشود واکنشی عاطفی نشان بدهی، به رنج بردن ادامه خواهی داد. قدرت حقیقی در عقب رفتن و مشاهدهگر بودن است. قدرت در خودداری است. اگر اجازه بدهی کلماتِ دیگران تو را کنترل کند، هرچیز دیگری هم تو را زیر سلطه خواهد گرفت. نفس بکش و بگذار بگذرد. - وارن بافت