سیاست، مسؤولان و من
Статистикаدر این کانال کوچک، نوشتکهایی دربارهٔ «موضوعات سیاسی و کشوری» درج میشود. . https://www.instagram.com/kazemostadali2?igsh=dDNtN3RybGR4aWx2
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 117
- 1/48двое суток
- 134
- 1/72трое суток
- 144
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
پادشاهىِ پارلمانى (یادداشت ۲۶ ژانویه ۲۰۱۹م) . توى پستهای قبل، اشارهاى راجع به آقاى رضا پهلوى (دوم)، و شدت يافتن فعاليتهايشان براى به "قدرت رسيدن" در ايران داشتم. برخى خيال كردند كه من ايشان را تحقير و يا تمسخر نمودم؛ خير، همچنين قصدى نداشتم؛ بلكه رويكرد "ترويج پادشاهى" در ايران را مورد توجه يا نقد قرار دادم. . حال كه برخى به "حكومت پادشاهى" علاقمند هستند؛ به نظرم رسيد يك نظرسنجى، خالى از فايده نباشد. . فرض كنيد كه حكومت ايران قرار است "پادشاهىِ پارلمانى" شود؛ شما كدام گزينههاى زير را جهت اين "پست تشريفاتى" انتخاب مى كنيد؟ ١- آيتالله خامنهاى. ٢- سيد كمال خرازى. ٣- ميرحسين موسوى. ٤- رضا پهلوى. ٥- كاظم استادى😱😅. ٦- محمود احمدى نژاد. سؤال انتخاب شما، چه امتيازى نسبت به "بقيه مردم" ايران دارد؟ كه لازم است ايشان از "پول مردم" در ناز و نعمتِ "جايگاه پادشاهى" بدون مسؤوليت، زندگى كنند، و بهشت دنيا برايشان فراهم شود؟ . پ.ن. ١- من چون ديدم اين منصب، مسؤوليت ندارد و فقط عشق و حال است، كانديد شدم؛ والا اصلاً، اهل گرفتن پست و مقام نبوده و نيستم😅. ٢- لطفا بدون توهين🌹 و همراه با ادب🙏، نظرات كارشناسى خود را ارايه بفرماييد😅 به طورى كه براى اين پيج بار حقوقى نداشته باشد شاد و سلامت باشيد . ۱-🙏 ۲-🥰 ۳-👍 ۴- 👎🏻 ۵-❤️ ۶-😱 . https://t.me/syasatvmasoolan/285
без подписи
چرا مردم انقدر مطوغع شد 😳 . https://t.me/syasatvmasoolan
چماق نما . در رقابتهای «فکری، سیاسی و فرهنگی»، یکی از کمهزینهترین و در عین حال مؤثرترین ابزارهای مدیریت صحنه، «برچسبزنی» است. این راهبرد نه بر حذف رسمی، بلکه بر سلب مشروعیت نمادین استوار است. هنگامی که کنشگری با عناوینی چون «دانشجونما»، «طلبهنما»، «روشنفکرنما»، «شیعهنما» یا «عدالتخواهنما» توصیف میشود، پیام ضمنی آن این است که او از اصالت لازم برای حضور در این جایگاه برخوردار نیست و صرفاً ظاهر آن را دارد. در چنین سازوکاری، اختلاف نظر از سطح استدلال به سطح هویت منتقل میشود. به جای آنکه گفته شود «این فرد قرائتی متفاوت دارد»، چنین القا میشود که «او اساساً نماینده واقعی این عنوان نیست». کارکرد اصلی این روش، کاهش هزینه مواجهه مستقیم است. وقتی رقیب با برچسبهایی نظیر «دانشجونما»، «طلبهنما» معرفی میشود، دیگر نیازی به پاسخ تفصیلی به دیدگاه او احساس نمیشود؛ زیرا پیشاپیش، اعتبار سخن گفتن از او مخدوش شده است. به این ترتیب، حذف نه از طریق منع حقوقی، بلکه از مسیر اقناع نمادین افکار عمومی صورت میگیرد. . https://t.me/syasatvmasoolan
آدم عاقل، وقتی گاو وحشی میبینه، دستمال قرمز براش تکون نمیده. . https://t.me/syasatvmasoolan
رضا كوچيك و توهم لذت بيشتر (یادداشت ۲۶ ژانویه ۲۰۱۹م) . در استامبول، يك خيابان "پيادهرو" هست، كه غالباً انبوهى از مردم در آن به رفت آمد، مشغول هستند. برخى مواقع، ده - بيست نفر، چند تا پلاكادر اعتراضى دستشان مىگيرند، و لاى جمعيت راه مىروند؛ اگر در اين زمان، كسى عكس و فيلم بگيرد، بينندهها خيال مىكنند كه كل جمعيت، در موضوع اعتراضى پلاكادرها، دارند راهپيمايى مىكنند😱 . در ايران، شبيه همين داستان، رضا دوم پهلوى را "متوهم" كرده است؛ به اين صورت كه، پس از برخى اعتراضات خيابانى در چند شهر ايران، عدهاى محدود در ميان جمعيت، به نفع شاه و پادشاهى، شعار سر دادند؛ و اين شد كه سلطنتطلبهاى خارج نشين، توهم "بازيابى قدرت" پيدا نمودند. البته خود رضا دوم پهلوى، در صحبتهايش، كلاس مىگذارد🤔 و میگويد: "شخصمحور" نباشيم، و البته من قصد ندارم رهبر مردم ايران بشوم؛ ولى سايتها و پيجهاى خودشان و طرفدارانشان، "پادشاهى پارلمانى" را تبليغ و ترويج مىكنند. . نكته اخه يكى نيست بگه، پادشاهى پارلمانى، يعنى "بهشت بىمسؤوليت براى يك شخص"؛ خوب اگر قراره كسى "شاه بىمسؤوليت" بشه، چرا "رضا كوچيك" بشه؟ مگه خود مردم ايران مردن؟ 😅 انقدر خودمون آدم "بيكارِ ثروتطلب و راحتطلب" توى كشور داريم😱 كه ديگه نوبت به شما نمىرسه😉 شما ٦٠ سال هست كه عشق و حالتو كردى🤐، ديگه نوبت ديگرانه كه "شاه" بشن، اونم از نوع بىمسؤوليتش😂. . https://t.me/syasatvmasoolan/280
без подписи
درباره نقد رییسجمهور بر شکوریراد . هر نظام سیاسی، پیش از آنکه با بحران امنیتی مواجه شود، با بحران اعتماد روبهرو میشود. مسئله اصلی امروز در ایران نیز بیش از آنکه صرفاً «مدیریت اعتراض» باشد، نحوه مواجهه ساختاری با حق اعتراض و پیامدهای آن بر سرمایه اجتماعی است. اکنون بخشی از جامعه به این نتیجه رسیده که حکومت ایران عمداً اجازه شکلگیری اعتراض مسالمتآمیز را نمیدهد، چون میترسد که «انبوه معترضان»، مشروعیت سیاسی آنها را ساقط کند. از سوی دیگر با این رویکرد حکومت، میدان «اعتراضات» از طبقه عادی جامعه، به دست «نیروهای رادیکال» و «خشونتطلب» میافتد؛ پس میتوان گفت که خود حکومت باعث ایجاد خشونت در اعتراضات میشود. در نظریه «ساختار فرصت سیاسی» نیز تصریح شده که انسداد کانالهای قانونی اعتراض، احتمال رادیکالیزه شدن کنش جمعی را افزایش میدهد. تجربه برخی کشورها نیز نشان میدهد که بستن مسیرهای رسمی، الزاماً به خاموشی اعتراض نمیانجامد، بلکه آن را از شکل سامانیافته و قابل مدیریت، به شکل هیجانی و پیشبینیناپذیر سوق میدهد. پس اگر اعتراض آرام، «مجوز، مسیر و تضمین حقوقی» نداشته باشد، نتیجه آن نه ثبات پایدار، بلکه انباشت نارضایتی و فورانهای دورهای «اعتراضات خشونتبار» خواهد بود. نکته مهم دیگر این که، در فضای بیاعتمادی، هر رخداد خشونتزا (کشتار، تخریب اماکن مذهبی، قرآنسوزی تا اقدامات تحریکآمیز) مستعد تفسیر امنیتی و سناریوپردازی توسط منتقدان حکومت میشود. مفهوم «عملیات پرچم دروغین» در ادبیات امنیتی جهانی شناختهشده است و در تحلیلهای مربوط به برخی کشورها نیز محل بحث بوده است. حتی اگر انجام چنین اقداماتی تحریکآمیزی توسط خود حکومت واقعیت نداشته باشد، اما چون حکومت از نتیجه آن سود میبرد و طرفداران خود را به وسیله آن و با ظهور احساسات مذهبی و ایدئولوژیک، بسیج میکند، بنابراین میتوان به منتقدین حکومت حق داد که چنین بپندارند که این اقدامات تحریکآمیز از سوی خود حکومت رخ داده است. همچنین، صرف باورپذیری آن در ذهن بخشی از جامعه، نشاندهنده فرسایش عمیق اعتماد عمومی است؛ پس انکار رسمی توسط حکومت، بدون سازوکار تحقیق مستقل و شفاف، نمیتواند این شکاف سوءظنی را ترمیم کند. . «ظریفه» ۱- اگر ساختار سیاسی بهگونهای عمل کند که تنها در سایه تنش و دو قطبیسازی بتواند پایگاه اجتماعی خود را فعال کند، در واقع به چرخهای وابسته شده است که استمرار آن به معنای استمرار بحران است. پس، حتی اگر هیچ اقدام عامدانهای از سوی حکومت برای ایجاد «اغتشاش» در کار نباشد، سیاست انسداد، روایتهای توطئه را تقویت میکند و هزینه مشروعیت را افزایش میدهد. ۲- حکمرانی پایدار بر پایه «بسیج هیجانی در لحظات بحران» شکل نمیگیرد؛ بلکه بر پایه «اعتماد عمومی» شکل میگیرد. بنابراین، اگر امکان اعتراض قانونی و شفافیت نهادی تقویت نشود، هر بحران بعدی نه یک رویداد مقطعی، بلکه آزمونی تازه برای مشروعیت سیاسی و «بروز خشونتهای جدید و فراگیرتر» خواهد بود. . https://t.me/syasatvmasoolan/278
без подписи
دروغ مصلحتی و بقا . در بررسی تحولات امنیتی سالهای اخیر، یکی از مسائل قابل تأمل، نحوه تولید و بازتولید روایتهای رسمی در شرایط بحرانی است. نمونهای روشن از این وضعیت را میتوان در اختلاف میان اظهارات دو مقام ارشد امنیتی مشاهده کرد. حسین نجات، جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله، درباره ماجرای «شبکه پهپادسازی موساد» گفته است: «در جنگ دوازده روزه هیچ کارگاه پهپاد انتحاری در ایران کشف نشد و فراجا به اشتباه کارگاههای دانشبنیان دارای پوشش وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه پاسداران را زده بود که برای حفظ پوشششان نگفته بودند برای کجا کار میکنند». در مقابل، سردار رادان، فرمانده نیروی انتظامی کشور، در ۲۵ و ۲۶ خرداد اعلام کرده بود: «همکاران ما در سازمان اطلاعات فراجا، کارگاهی را که در آن ریزپرندهها برای عملیاتهای کور در تهران مونتاژ میشد، شناسایی و منهدم کردند. متهمان این پرونده مستقیم با افسران رژیم صهیونیستی در ارتباط بودند». در این میان، رسانه ملی از آموزش این دستگیرشدگان در اربیل و باکو، و شارژ رمز ارزهای اسراییلی برای آنها سخن گفت. این یک نمونه از صدها نمونه در چند دهه گذشته، نشان میدهد که ما تنها با یک «اشتباه سهوی» مواجه نیستیم؛ بلکه با سازوکار «ساخت روایت برای پوشاندن خطاهای مسؤولین کشور» مواجهیم. سؤال آیا این الگو «ساخت روایت برای پوشاندن خطاهای مسؤولین کشور» را نمیتوان در مواجهه با اعتراضات و وقایع دیماه ۱۴۰۴ قابل تکرار دانست؟ به عبارت ساده، آیا همان دستگاهی که برای نیروهای وابسته به وزارت دفاع هویت «جاسوس موساد» ساخت، نمیتواند برای معترضان نیز عنوان «تیمهای هدایتشده از خارج» بسازد؟ آیا روایتهایی درباره «انبار اسلحه» یا «اعترافات لیدرهای وابسته» در اعتراضات دیماه را، نمیتوان در همین چارچوب ردگیری و ارزیابی کرد؟ نکته تضاد میان اظهارات خرداد ماه و بهمن ماه مسؤولین کشور نشان میدهد که سیستم، در تمامی بحرانهای «اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی»، ابتدا شهروندانی را بازداشت میکند و سپس از آنان دشمن ساخته میشود، تا پیروزیای اعلام شود که وجود نداشته است. در چنین ساختاری، «دروغ مصلحتی» نه بهعنوان خطایی حاشیهای، بلکه بهمثابه ابزاری کارکردی در مدیریت بحران و حفظ انسجام روایت رسمی، عمل میکند. تجربههای پیشین، از جمله نحوه اطلاعرسانی درباره سقوط هواپیمای اوکراینی، نشان دادهاند که تعارض میان روایت اولیه و روایت نهایی، میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی بینجامد. . https://t.me/syasatvmasoolan/276
без подписи
دو جشن و دو هوا . جشن نیمهشعبان امسال، همانند جشن نیمهشعبان در تیرماه سال ۱۳۵۷ش، واجد ویژگیای خاص و معنادار در تاریخ انقلاب اسلامی ایران است. این مشابهت تاریخی، زمینهای برای بازخوانی یکی از مناقشات قدیمی و تکرارشونده در میان نیروهای سیاسی و انقلابی ایران در چهار دههٔ گذشته فراهم کرده است. در طول ۴۷ سال اخیر، یکی از موضوعات مورد اختلاف میان جریانهای مختلف انقلابی، ماجرای نسبتدادهشده به آیتالله مصباح یزدی در ارتباط با جشن نیمهشعبان سال ۱۳۵۷ بوده است؛ موضوعی که دربارهٔ آن یادداشتها و مقالات متعددی منتشر شده است. یکی از اتهاماتی که بهطور مستمر از سوی انقلابیون جناح چپ، علیه ایشان مطرح شده، ادعای برگزاری جشن نیمهشعبان در مؤسسهٔ «در راه حق» در همان سال است؛ آن هم در شرایطی که بنا بر نقلهای رایج، حضرت امام خمینی(ره) بر عدم برگزاری اینگونه مراسم تأکید کرده بودند. این ادعا در سالهای مختلف، بارها از سوی افراد و نهادهای مرتبط با مؤسسهٔ «در راه حق» تکذیب شده است. . اما پرسش اصلی این است که چرا این رخداد تا این اندازه اهمیت یافته و به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل شده است؟ اهمیت این مسئله را باید در فضای اجتماعی و سیاسی آن مقطع زمانی جستوجو کرد. در فاصلهٔ یکسالهٔ منتهی به نیمهشعبان ۱۳۵۷، در مجموع حدود ۲۰۰ نفر از شهروندان ایرانی در جریان اعتراضات و سرکوبهای رژیم منحوس پهلوی جان خود را از دست داده بودند و جامعه در وضعیت عمومی سوگ و اندوه بهسر میبرد (که نزدیکترین و تازهترین واقعهٔ خونین پیش از نیمهشعبان آن سال، کشتار چند نفر از مردم یزد در مراسم چهلم معترضان کشته شده تبریز بود). بنابراین، در چنین شرایطی، حساسیت مردم نسبت به برگزاری مراسم جشن و شادی، امری قابل فهم و قابل انتظار بود. . «نکته اخلاقی» بر همین قیاس، برخی از دلسوزان و ناظران اجتماعی بر این باورند که در شرایط کنونی کشور نیز، با توجه به جانباختن بیش از دو هزار نفر از مردم ایران در کمتر از یک ماه پیش از نیمهشعبان امسال، مناسب و بلکه منطقی بود که حکومت ایران و هیئتها و نهادهای وابسته به آن، از برگزاری جشنهای نیمهشعبان صرفنظر میکردند؛ اقدامی که میتوانست از جریحهدار شدن احساسات خانوادههای داغدار و افکار عمومی جامعه جلوگیری کند. از سوی دیگر، ممکن است عدهای بگویند: حتماً این چند هزار نفر جانباخته، مردم معترض بر نظام بودهاند که حکومت از جشنهای خود صرفنظر نکرد و احترام آنها را نگه نداشت؟ و این شبهه، تبلیغات گسترده یکماهه حکومت را برای این که اثبات کند «تروریستهای اسرائیلی و آمریکایی مردم را کشتند»، نقش بر آب میکند. . https://t.me/syasatvmasoolan/273
без подписи
پیشنهادی برای ایران . در شرایط کنونی کشور، تداوم تنش میان ایران و آمریکا، هزینههایی فزاینده بر ثبات ایران و معیشت مردم تحمیل کرده است. تجربهٔ سالهای گذشته نشان داده است که نه اصرار بر تحقق کامل مطالبات یکجانبه میتواند به توافقی پایدار منجر شود و نه پافشاری بر نفی مطلق خواستههای طرف مقابل، راهکاری عملی و مؤثر خواهد بود. در این چارچوب، پیشنهاد میشود سه محور مورد اختلاف (یعنی: موشکی، هستهای و حضور منطقهای) نه بهصورت دائمی، بلکه در قالب تعلیق موقت و زمانبندیشده مورد توافق قرار گیرد. دورهای دهساله برای این تعلیق میتواند فرصت مناسبی فراهم آورد تا ضمن کاهش تنشها و جلوگیری از بروز درگیری نظامی، زمینهٔ بازسازی اعتماد مردمی در حوادث تلخ اخیر و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی در داخل کشور، فراهم شود. این «تعلیق موقت»، بهمنزلهٔ چشمپوشی از حقوق بنیادین یا منافع راهبردی هیچیک از طرفین نخواهد بود، بلکه ابزاری برای «خرید زمان، مدیریت بحران و ایجاد فضای تنفس دیپلماتیک» تلقی میشود. . https://t.me/syasatvmasoolan
به یکجوون گفتم: چرا رأی نمیدی؟ گفت دوست دارم رأی بدم و از این حقم استفاده کنم؛ ولی نمیتونم. پرسیدم چرا؟ گفت: من به «حکومتداری» مقامات ایران اعتراض دارم، ولی راهی برای نشون دادن اعتراضم ندارم. حوصله بحث کردن با افراد «هسته سخت نظام» رو هم ندارم (یعنی کسانی که هر چی بشه، توجیهگر سیاستهای حکومت هستند). نظام باید بفهمه که منِ جوان، معترضم؛ ولی حکومت ۴۷ ساله حتی «یک» اجازه تجمع به معترضان خود رو نداده! از طرف دیگه، اهل خشونت و اغتشاش هم نیستم، پس راهی برام وجود نداره تا اعتراضمو نشون بدم، جز رأی ندان. رأی ندانم، کوچکترین راه برای نشان دادن اعتراضم هست. «من رأی نمیدهم، پس هستم». . . https://t.me/syasatvmasoolan
رضا شاه دوم و صلاح مملکت . بندهٔ فقیر، شش سال قبل، یادداشتی را با عنوان «قائم مقام رهبری»، به مناسبت سیامین سالگرد رهبری آیتالله خامنهای (دامعزه)، در پیج اینستاگرامم نوشتم؛ که آن متن در همانجا هنوز موجود است (اینجا). در آنجا، پیشنهاد دلسوزانهای برای «مقدمات فرآیند انتقال قدرت به رهبر بعدی» را ارایه دادم؛ هر چند که این پیشنهاد بنده مورد نظر مقام معظم رهبری واقع نگشت، و باعث شد تا «رتبهٔ ویژه» ایشان در سالهای اخیر، در دید عدهای از مردم و نخبگان تنزل یابد. . اما در حال حاضر (دیماه ۱۴۰۴ش) که مرحله «واقعاً حساس کنونی ایران» قرار داریم، پیشنهاد دلسوزانه دیگری برای معظمله و مقامات ارشد نظام مطرح مینمایم؛ و امیدوارم که دلسوزی این فقیر را مورد توجه قرار دهند. . ایران، لاقل در دههٔ اخیر، به «بنبست سیاسی» برخورده است. به این معنی که بسیاری از مردم و نخبگان، به این نتیجه رسیدهاند که حکومت تمایلی به اصلاح امور، جهت «رضایت حداکثری» مردم ایران، ندارد؛ و زبان منتقدان خود را کوتاه و گاه، ایشان را معتکفِ زندان میکند. این وضعیت باعث شده تا بسیاری از مردم و نخبگان ایران، «دست روی دست» گذاشته و تماشاگر «تقدیر اتفاقی» بر ایران بمانند؛ و همین امر، موجب «بیلیدری» معترضان بر حکومت شده است. چو بیشه تهی ماند از نره شیر / شغالان درآیند آنجا دلیر / چو بیشه ز شیران تهى یافتند / سگان فرصت روبهى یافتند. نگاه به «تطور» شعارهای معترضان در پانزده سال اخیر نیز، بسیار نگران کننده است؛ یعنی شعارهای ملایم اصلاحگرانه، به شعارهای رایکال تبدیل شده است؛ در این میان و اکنون، شعارهای «پهلویخواهانه» پررنگ شده و به شعار غالب معترضانِ جوان، بدل شده است. این وضعیت بسیار نگران کننده است؛ چرا؟ چون مردم از سر «بیلیدری نخبه»، رو به فردی حراف آوردهاند که توانایی «مدیریت منزل» خود را ندارد؛ حال چه برسد به ایران بزرگ. در واقع، معترضانِ جوان از ترس چاله، در حال افتادن به چاه هستند. . اما نکته بسیار مهم اینجاست که وقتی «لیدر معترض نخبه» وجود نداشته باشد و اعتراضات حول شخصیتی «مهمل و نادرست» شکل بگیرد، غربیان را توهم بر میدارد که مردم ایران واقعاً رضا شاه «بیعرضه و ناتوان» را میخواهند؛ بنابراین از وی پشتیبانی «مؤثر» مینمایند، و آن میشود که ایران از چاله به چاه خواهد افتاد. . پیشنهاد به نظر میرسد که حکومت ایران لازم است عقل به خرج بدهد و از میان معترضانِ عاقل و نخبهٔ داخلی، کسانی را که توانایی مدیریت درست کشور و اصلاح امور را دارند، برگزیند؛ و برای ایشان «میدان باز اعتراض» و امکان «لیدری» مردم معترض ایران را فراهم کند، تا اگر معترضان پیروز میدان مقابله با نظام شدند، لااقل امور کشور در دست عاقلان و دلسوزان واقعی ایران بیفتد. . https://t.me/syasatvmasoolan/266
без подписи
تأسف و بازگشت پهلوی . در یک دهه گذشته، اعتراضات مردمی در ایران بهصورت متناوب و در مقیاسهای متفاوت در شهرهای مختلف بروز یافتهاند. این اعتراضات، از حیث محتوای شعارها، واجد تنوع قابلتوجهی بوده و از مطالبات اقتصادی و اجتماعی تا شعارهای صریحاً سیاسی و رادیکال را دربر گرفتهاند. در میان این طیف متکثر، ظهور و تکرار شعارهایی که دلالت بر تمایل به بازگشت شاه و دوره پهلوی دارند، پدیدهای است که از منظر تحلیلی «شایسته تأمل ویژه» است. برخی از این شعارهای اعتراضی عیارتند از: 1 رضا شاه، روحت شاد. 2 جاوید شاه. 3 این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده. 4 رضا رضا پهلوی، این است شعار ملی. 5 ضجه بزن سیدعلی، داره میاد پهلوی. . اهمیت این شعارها نه در دفاع از نظام پیشین، بلکه در معنای ضمنی و اجتماعی آنها نهفته است. اگر روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره «ناکارآمدی، استبداد و فساد» نظام پهلوی را مفروض بگیریم، آنگاه طرح چنین شعارهایی از سوی عدهای مردم، بهمثابه استیصال و درماندگی جامعه، جلوه میکند. این وضعیت، خود گویای نوعی شکست ساختاری در نظام حکمرانی اسلامی ایران است. حکومتی که بیش از چهار دهه مشروعیت خود را بر «بدیلبودن» نسبت به حکومت پادشاهی گذشته بنا کرده، اکنون با وضعیتی مواجه شده که بخشی از جامعه، همان گذشتهٔ «نامطلوب» را بهعنوان نقطه مقایسه یا حتی «پناه نمادین» برمیگزیند. . از منظر جامعهشناسی سیاسی، این گرایش مردمی را نمیتوان الزاماً نوستالژی تاریخی یا ترجیح آگاهانه یک نظم سیاسی خاص دانست؛ بلکه باید آن را واکنشی به «انسداد افق آینده، فرسایش سرمایه اجتماعی، تداوم بحرانهای اقتصادی»، و نیز «ناکامی در تحقق وعدههای بنیادین عدالت، آزادی و کرامت انسانی» تلقی کرد. در چنین شرایطی، حکومت گذشته - حتی اگر مناقشهبرانگیز باشد - به ابزاری برای بیان نارضایتی رادیکال از حال، بدل میشود. . بنابراین به نظر میرسد که، شعارهای پهلویخواهانه، پیش از آنکه نشانه بازتولید مشروعیت نظام پیشین باشند، شاخصی از «بحران عمیق» در نظم سیاسی کنونیاند. پس، بسیار تأملبرانگیز و تأسفبار است که عملکرد جمهوری اسلامی، حتی با پذیرش روایت انتقادیاش از حکومت گذشته، بهگونهای بوده که بخشی از جامعه را به مقایسهای چنین معکوس سوق داده است. . https://t.me/syasatvmasoolan/264