tgindex
تاریخ محلی قوم لر(دکتر ناصر اشرافی)

تاریخ محلی قوم لر(دکتر ناصر اشرافی)

Статистика
@tarikhmahaliперсидский
Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
615
+4 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
574
20 постов
Вовлечённость
93,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
99
1/48двое суток
113
1/72трое суток
122

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • یاداشت تاریخ ای داد ،ای داد ،ای داد ، روزانه برق می رود ،در این شهر به روستا مانده من ، اینترنت هم همراهش می رود ،چون برق رود ،چاه اب هم آب ندارد ، چون برق بیاید ،اب دو ساعت بعد می‌آید ،مابقی روز هم با کاهش فشار گاز و قطع و وصل آنتن دهی تلفن ،تلفن ثابت هم کابل هاش را دزدیدند و نیست ! و اما امان از دست فیش ها ، مگر ظلم شاخ و دم دارد ،این فیش ها تماما یعنی دزدی، یعنی ظلم ، به خدا ظلم خوانینی که زبان زد بود پیش فیش های نجومی اداره برق شاگردی می کند ،خدمات رسانی هم نیست ! خدا نکند جایی لوله آب ایراد پیدا کند ، دست کم ۴۸ ساعت بی آبی پشتش هست . از ترس اینکه مبادا متهم شویم به اینکه شرایط جنگی را درک نمی کنیم ،به ادارات هم نمی رویم ،کرچه رییس ادارات همیشه بیرون اداره جهادی مشغول کار هستند ، یا هم در جلسات تصمیمات مهم !! ....بگذریم صد لاله ببار آید ! ✍...ناصر اشرافی

  • « حرف امروز گواه فردا است .» پس از شرایط ها ی کنونی خاطره و یاداشت بردارید ،عکس تهیه کنید ،فیلم و ویدئو تا تاریخ محلی منطقه خود را در آینده پر بار کنید ، خوب بدانید مدرن ها امروز برای اینده باز قدیمی است .صدا و سیما ، وزارت خانه ها جوشش ها و کوشش های فرهنگی همه مرکز گرا هستند ، این پیرامون است که هنوز جای تحقیق و پژوهش دارد و می تواند داشته های حال حاضر انها سند راه آینده گان باشد ،. ✍...ناصر اشرافی

  • به تاریخ بگویید : ای تاریخ روزی روزکاری بود ،فقر بر زندگی مان چمپاته زده بود، نداری بر روحیه مان رژه می رفت ،انقدر ندار شدیم تا اینکه نبود غذای روزانه ،دندانهایمان را به هم فشرد ، بغض مان فریاد شد ،به خیابان پناهنده شدیم ،تا اعتراض کنیم ،ولی باز همان پاسخ همیشگی‌اش سرکوب ! این بار هم خون دادیم ،هم انگ بیکانه بر ما زدند، کجا دیده اید برای زنده ماندن در ندار اباد سفره غذای روزانه باید کشته شویی ! ببینید اگر ما مردم یاغی گری نمی کنیم ،اقتصاد هر کی به هر کی را تحمل می کنیم ،! دلیلش حرمت ایرانی است ، حال که حرمت ها شکسته و زخم خورده هستیم ،وقتش هست بر این ظلم ها فریاد بزنیم ، تاریخ را خطاب قرار بدهیم ،تاریخ را گواه بگیریم ، ای تاریخ، مرگ و زندگی با هم برابر شده ، تریلی های یخچال دار به جای توزیع اغذیه .......جسد توزیع می کنند . ✍...ناصر اشرافی

  • رقص بر مزار مردگان . هر گاه فریاد رسی نباشد ،شنوایی گوش نگیرد ، بینایی نبیند، دردهای انباشته را چگونه بیان کردن ؟ مرگ و نیستی با هستی یکسان می شود ، انسان حاضر می شود با مرگ شرافتمندانه ملاقات کند ،اسمش مرگ نجات می شود ،برای نزدیکان و خانواده مرگ رقص ! مرگ همراه با آواز ودهل تا فریاد این مرگ به دور دست ها برسد . تا شهره شود ،تا گوش شنوایی پیدا شود ! طبل جنگ نواختن بر جنازه ،اعلام جنگ است ،بالاتر از سیاهی رنگی نیست ،بیان اینکه «مارا از چه می ترسانید ...مرگ ! » معنای تمام شجاعت ها در اینگونه کفن و دفن ها است ،« مرگ رقص !» این رقص از بیان مظلومیت ( پل برون ) و (کل) گذشته ،پای کوبی بر مردگان است ! این رفتار تمام خشم است ،کم ترین معنایش اعلام مرگ به مردانگی و شرافت است ! بترسند از این خشم ، بترسند از این رقص ! ...✍ناصر اشرافی

  • تشابه تاریخی  برای نادر شاه و رضا شاه در انتخاب به شاهی ایران : نادر شاه افشار در حکم سپه سالار  ایران در عهد پادشاهی بی رمق شاه طهماسب دوم صفوی قرار داشت  ، وی سرزمین ایران را آزاد و متحد کرد و انگاه در دشت مغان خود را به انتخاب  رآی بزرگان ایران گذاشت و بزرگان ایران ، به پاداش رشادت هایش وی را  به پادشاهی ایران انتخاب نمودند . رضا خان پهلوی  هم در حکم رئیس قزاق ایران و وزیر جنگ شورش های داخلی  ایران را آرام و سرکوپ نمود و به نخست وزیری رسید ،احمد شاه ایران را  رها کرده و به اروپاه رفت ،به توصیه بزرگان ایران وهم رضا خان در برگشت به تاج وتخت علاقه ای نشان نداد . مجلس و بزرگان ایران ابتدا سلسله قاجار را منحل کرده و سپس رضا خان را به شاهی بر گزیدند . ✍... ناصر اشرافی

  • به تمامی دوستان خاصه دوستانی که علاقه به خاطره نویسی دارند ،اتفاقات ایران عزیز را به سبک مورخین اگاه بدون جانبداری و غرض ورزی و با استدلال دقیق ثبت تا در آینده بعنوان منابع دست اول تاریخ محلی مورد استفاده قرار گیرد .

  • لر اصالت دارد ،یعنی..... لرها به هم می گویند ، «برار  » یعنی مثل برادر هوای هم را  دارند ، « برارونم ،هزار ،هزارن .... »  غیرت کشی می کنند واین در خون انها است ، غیرت کشی در سلسله مراتب ساختار قوم لر خانواده ،تش،تیره ،طایفه ،ایل ،ایل خانی  وجود دارد . نهایت قوم لر این سلسله مراتب غیرت کشی  را در جغرافیای ایران نسبت به هم دارند . شانه به شانه هم ،سایه به سایه هم در سختی ها با هم هستند ،می گویند ،« برارم چو سر چوم » یعنی تعصب  و تعصب ستودنی است . اسلحه قوم لر چیست ؟ ، « هر چیزی است که در دست رسش باشد .» معمولا سنگ دربین سلاح سرد و برنو از  سلاح گرم  محبوب انها است . لرها هنگام جنگ عادت داشتند ،لخت مادر زاد می شدند ،یعنی مرگ را با لباس هم سنگین می دانند! ! . مرگ را هم مراتبی از زندگی با افتخار می دانند ،احترام برای کفن و دفن را وظیفه سنگین خود می دانند ،اگر میت جوان باشد تشریفات بیشتر می شود ، مراسم ضمن غم انگیز بودن شبیه به جشن عروسی بر گذار می شود . در خاکسپاری های جوانان تیر اندازی می کنند و همراه ناله برنو میت خاک می شود . قیامت می شود اگر از قوم لر کسی توسط دشمن کشته شود ، ولی باز هم در ساده رسومات خودشان چند ریش سفید می تواند صلح و صفا را به طایفه و ایل بر گرداند . شنیدید گه ترانه « دایه دای وقت جنگ » اخرش ثبت حماسی ترین ترانه جهانی شد . یعنی در فراوان جنگ ها خوانده شده و زنان کل سر داده و دشمنان پا به فرار گذاشتند .بعد هم باغرور لش ها را جمع آوری کرده ، خودی ها را با تشریفات به خاک سپرده و در  ذکر رشادت های آنان باز ترانه ها  سر دادند ،« ممدلی ،شیر علی مردان ....»  اگر روزی کسی بخواهد غرور قوم لر را جریحه دار کند ، به معنای واقعی  انوقت هیچ چیزی جلودارش نیست چون خیال می کند نفی شده و در صدد اثبات   خود تلاش می کند ، یعنی می شوند فریاد ،شعله ، انتقام و همه اینها کوشش های است  که قوم لر را در هزاره های تاریخ سرافراز کرده است . ✍ ....ناصر اشرافی

  • مطالباتی در خصوص رستم .. از اینکه مورخین معتقد هستند که شاهنامه خمیر مایه اش خدای نامک های پارسی است شکی در آن نیست ، خیلی از مورخین با توجه به وصف سورن سردار و بزرگ خاندان سورن در تاریخ بین او و رستم شاهنامه تشابهاتی می جویند در نحوه لباس پوشین ، تیرهای جنگی ، پوست ببر بر تن ، هم نام رستم داریم هم آثار این خاندان کیانی که در دوره اشکانی از بزرگان ایران بودند و از تبار مما سنها ، تپه سورنا ، پوزه سورنا ، تنگ سورون ، سورون جنجان ، سور نا اباد دشمن زیاری که همه حکایت از مالکیت و نشیمن خاندن رستم یا سورن دارد که قطعا در خدای نامک ها امده است . مطالبه داریم ، میدانی در وردودی شهرستان رستم ساخته شود به نام میدان رستم و مجسمه رستم در ان نصب شود تا دیگران آنرا بلوکه وثبت نکرده باشند . در کوپون و بر فراز پوزه سورنا مجسمه سورن نصب شود و در حدود تپه سورنا یک موزه باستان شناسی مردم نهاد ساخته شود و تپه سورنا کاوش شود ، تپه های تل اسپید ، شاه جان احمد ، تل بندو کا وش شود قطعا تاریخ عیلام را باید بازنویسی کرد . ✍...... ناصر اشرافی

  • شهرستان رستم، یا شهرستان رستم ممسنی . رستم ،جاوید ،بکش ،نام بلکوکات ممسنی بوده تکه خاکی که پیش از ورود اعراب هم این نام را داشته ،نام گذاری رستم را هم در شاهنامه آگاهیم که چون پهلوانان ایرانی و پادشاه کیکاوس را رستم از بند دیوان در مازندران آزاد کرد ،پادشاه تکه خاکی از سرزمین کیانیان و نزدیک به پایتخت به رستم پخشوده شد و الی رستم سیستان نشین و این تکه خاک تا پایان صفوی از امیر ایوب و تنگ اوسور تا تمامی شهرستان بویراحمد فعلی بود ، و در ریاض الفردوس خانی در عهد شاه سلیمان صفوی هم ذکر طوایف بلاد شاپور ممسنی دشت چرام می شود چهارده طایفه که بویراحمد اردشیری و عباسی دو طایفه از ان چهارده طایفه بوده ،، نتیجه بویر احمد در پایان صفوی جای بلوک رستم را پر کرده و طوایف بلوک رستم به مکان فعلی نقل مکان کردند و سایر بلوکات بکش و جاوید و سایر طوایف مستقل مثل مکوندی ، ممبینی ، وندا ، مماصالحی ، محمدحسنی ، برایی ، و غیره نیز جابجایی های داشتند ، تا پایان صفوی طوایف چهارگانه دشت چرام و بلوکات و طوایف مستقل همه پسوند یا پیشوند ممسنی را داشتند ، در نامه شاه طهماسب اول به شیخ السلام ممسنی و شولستانات از رستم و بکش و جاوید مستقل یاد می شود که دلیل همان بلوک جغرافیایی بودن است و در معامله خاک شاه سنی در سر رود یاسوج فعلی ، کد خدایان امضا کنند در این قولنامه بر این موضوع مهر درستی می زنند که طوایف این بلوکات تبار ممسنی دارند ، نوشتند ،، شاه سنی ممسنی نه اینکه بنویسند ،شاه سنی رستم ممسنی ،منگودرزی ممسنی ، کمالی ممسنی ، میر فردی ممسنی ،عبداللهی ممسنی و شهرنشیانی مثل دهد شت مستقل نام شهر خود را آوردند . پس سایر بلوکات و طوایف ممسنی هم اینگونه عمل می کردند و توسط کلانتر و یا ایل خان اداره می شد ،که این ادعا نیاز به کنکاش فراوان دارد . در آخرین سلسله خوانینی ایلات ممسنی و کد خدایان مستقل بعد از صفوی و شکست ساختاریک پارچه ممسنی هست که نام طوایف در کنار تبارشان که ممسنی باشد می اید . می شود خانعلی خان رستم ممسنی ، میری خان عالیوند بکش ممسنی ، محمد ولی بیگ مکوند ممسنی و غیره والی در قولنامه خرید و فروش بلوکات به عهد شاه عباس اول خوانین امضا کننده همه نوشتند ، رستم خان ممسنی ،حسین خان ممسنی و غیره ،،نتیجه گذر زمان خودش هر چیزی را جای خودش می نشاند ، حالا هم شده شهرستان رستم ، و در اذهان هست که رستم ممسنی است ، خیلی هم این پسوند و پیشوند مهم نیست . ✍.....ناصر اشرافی

  • سر نامه . نامه مهمترین وسیله ارتباطی دنیای قدیم بود ، دربار شاهان دفتر انشا و مورخین صاحب منصب حضور داشتند که مطالب روزانه ،شرح حال دربار ،جنگ نامه ها را یاداشت می کردند ،همین عنوان در ساختار خوانینی تحت عنوان میرزا بنویس بود ،فردی که کار مکاتبات در قلعه خان را عهده دار بود . در نامه ها معمولا مقدم ای بود که مدح خداوند بزرگ بعد پیامبران و سپس شاهان می شد ،بعد هم نوبت به اصل موضوع می رسید .در تاریخ کهن ایران زمین سر برگ نامه ها احترام خاصی داشت و در دوره هایی این سر برگ با نام بزرگان و استوره های وطنی اغاز می شد .نوعی ستایش دودمانی و ملی بود ،در شاهنامه امده است .رستم در توضیح کارزار خودش با اسفندیار با بیان ستایش به زال می گوید . سر نامه بر نامت ای زال پیر . سخن ها بدینگونه آسان مگیر، بسی لابه کردم به اسفندیار . برش لابه گفتن نیامد به کار در گذر زمان با کشف های مخابراتی و امروز فضای مجازی ، کاربرد نامه و مکتوبات کم توجه تر و ارتباطات شنیداری و دیداری پر رنگ تر شده است . ✍....ناصر اشرافی

  • ایران ، کهن دفتری زرنگار از رسومات عالی ،جشن ها ی ملی ، فرهنگ ها، خرده فرهنگ ها ، آواها و نواها ،بازی ها  و فراوان  موضوعاتی دیگر که شادی را یاد آور می شود   و موجب دور هم نشینی ها است . تاریخ  هزاره ها ی این فرهنگ غنی، سبب ساز الگوهای انسانیت ، تقویت اجتماعی بودن و برتری اقوام فلات آریایی نشین ایران است ،یک مورد ش هم یلدا است ،یلدا مبارک باد و مبارک باد بر دوستان و هموطنان عزیز ، یلدا برایتان کامیابی و افتخار آفرینی باشد .                  ✍.... ناصر اشرافی ، یلدای ۱۴۰۴

  • الوس یعنی طایفه در گویش قزلباشان صفوی متن از متون صفوی نقاوت الاثر در پادشاهی شاه طهماسب اول صفوی است و حکایت شورش برادرش القاص میرزا است که از قزوین به میان لرهای ممسنی امد به قصد تسخیر دژ اسپید ولی ممسنی ها ایشان را تحویل نگرفته و بعد از شکست متواری بصره و عراق شد .

  • без подписи

  • سلام و عرض ادب جناب دکتر وقت عالی بخیر تصویری از کتابی دیدم (نام کتاب را متاسفانه نیافتم) که در آن از قائدان الوس ممسنی سخن رفته است. برایم مشخص نشد که اصولاً ماجرای درگیری فوق الذکر، چه بوده است. لیکن پرسش این است که آیا «الوس»، نام طایفه است یا مکان؟ ممنون میشوم تنویر بفرمایید...

  • без подписи

  • ۱۱- اشکفت: در زبان لری به غار ،اشکفت می گویند ،بنا به کاربرد وطبیعت این غارها نامگذاری شده اند ،اشکفتسون نام روستا است ، اشکفت برزگرون که برزگران در ان می نشستند برای استراحت و غذا خوردن ،اشکفت سیاه ،اشکفت عبدلی و نام های متعدد که در جغرافیای زاگرس فراوان است . ۱۲-طوس یا طوس طوس : طبقات سنگی ریشه کوه را طوس می گویند ،طوسها طبقه طبقه و در امتداد پای کوه است . معمولا طوسهای شروع ازریشه کوه ارتفاع بیشتری دارند . طوس بی ره ، طوس زرد ، طوس سیاه نام های است که براین طبقه ها سنگی می گذارند . ۱۳- کهله : مکانی که شکارچیان برای شکار و مشرف بر برکه ها و چشمه ها با سنگ می سازند ،یا هم در کودلهای سنگی وطبیعی سنگر می گیرند. ۱۴- نام گذاری کوه ها : در زبان لری زاگرس نشینان کوه ها را بر اساس رنگ یا کاربرد انها نام گذاری کرده اند ،کوه سیاه ،گزه کوه ،کوه بال سبز ،سپید کوه، کوه زر اورد ، کوه شاه نشین ، نقطه به نقطه کوه های زاگرس در هزاره ها گذشته تا حال مناسب موقعیت ها ،زمان ها ،گذر ها ،کاربردها ،آبها ،بادها و غیره نام گذاری شده اند. ۱۵- دو روه : محل برخورد دو رود خانه به هم را «دو روه » می گویند .معمولا این مکان نمادی خوب است برای ادرس دادن ، می گویند ، دم دوروه ،یعنی دهانه دو رودخانه ،طی دو روه ،یعنی کنار ان دو رود خانه ، این عنوان بر روستای نزدیک به این رودخانه ها هم گفته می شود . ۱۶-او ورار : به زمین های گفته می شود که در انها آب بالا می اید .برای کشت مناسب نیست یا حداقل برای کشته پاییزه قابل نمی باشد .بسته به نوع گویش ها در زبان لری این نام گذاری متفاوت است در بعضی جاها زمین خرابه می گویند در بعضی جاها زمین نهر هم می گویند . ۱۷-شوورار : سنگرهای است که شبانه ساخته می شوند ،استحکام کمی دارند ،در کوهستان با گذاشتن سنگ برهم ساخته می شود و در دشت هم با کلوخ های گلی ساخته می شود . بعضی شو ورارها هم نام گذاری شده اند . شو ورار دشت شاه سنی ،شووارا تل بلهی ، ✍......ناصر اشرافی

  • اصطلاحات جغرافیای و وجه تسمیه انها در زبان لری : ۱- نام های جغرافیایی برگرفته از نام طوایف و نام طوایف بر گرفته از محیط جغرافیایی . در نام و نام گذاری طوایف و ایلات لری و حتی غیره لری طوایفی وجود دارند که نام خودشان را از محیط جغرافیایی اطراف خود می گیرند ، بطور مثال در رستم طایفه دهتینی وجه تسمیه ان روستای اولیه زادگاه اجداد انها است ، به نام ده توت و در این روستا دو درخت توت کهنسال وجود داشت ،که نام روستا ابتدا و نام طایفه بعد بر گرفته از همین عنوان است . یا طوایف تنگ شیوی رستم ممسنی ،منظور طوایفی است که در ساحل رودخانه تنگ شیو رستم سکونت دارند . مانند پرینی ،نوگکی ،حسین ابادی و غیره ،گاهی هم نام طایفه و یا رییس طایفه بر محیط جغرافیایی گذاشته می شود ،در رستم ممسنی داریم سماکی نام طایفه ای کهن و قدیمی رستم که روستایی به همین نام هم داریم ،کل حسینک یا تنگ حسینک ، حسینکی نام طایفه ای از رستم بوده که بر نام تنگه محل زندگی انها گذاشته شده است ،تنگ چوک نامی بر گرفته از طایفه چوکی که محل نشیمن انها در نزدیکی آن تنگه بوده ، سایر اصطلاحات جغرافیایی در فرهنگ لری ، نام و نام گذاری قوم لر به همین شکل دارای ریشه و محتوی است . ۲- مله : مله هم عنوانی جغرافیایی در زبان لری است ،به برجستگی چند صد متری می گویند که در مسیری قرار دارد واز هر سمت سرازیری و سر بالایی دارد .که این برجستکی به هر سمت به دشتی برخورد می کند ، مله شاه سنی رو .. که بین مرازخون دررستم و بهره عنا در باشت قرار دارد جهت شمال جنوبی دارد شمال دشت سید فخر احمد و جنوب دشت مرازخون .این نام مکان جغرافیای برگرفته از نام طایفه شاه سنی است ،مله نحل بین دشت گلگون و چنار شاهیجان که نام ان برگرفته از عنوان شغلی نحل کوبی است . مله باجگاه ، محل دریافت باج دولتی و خوانینی است . ۳-گردنه : گردنه شکاف بین کوه یا دو کوه که محل عبور است اما شیب تندتر و سنگلاخی و بر خلاف مله شایدحتما به دشت برخورد نکند ،این عنوان هم در نام گذاری لری وجه تسمیه دارد . گردنه کولی کش . کردنه نیجل . ۴ـ پوزه.: محل جغرافیایی است که کوهپیایه به دشت می رسد ،پوز در لری یعنی دهان و فکدر صورت یعنی کوهپیایه دهان به دشت گذاشته ،آبریر کوهستان ها از پوزه ها که معمولا تپه و دره و شیب ملایم هستند به دشت ها می ریزند ، این عنوان جغرافیایی هم در زبان لری وجه تسمیه دارد ،پوزه نوبندگان در کنار شهر ساسانی ممسنی به نام نوبندگان که این پوزه در کنار جاده اسفاته فعلی است .پوزه اوریز خون در رستم ، که به زبان لری یعنی پوزه ای که در انجا اب به رودخانه ریخته می شود . در رستم ممسنی پوزه سرنا داریم که مشرف بر شهر سورن اشکانی ودر کوهپایه کوه پهن قرار دارد . ۵- یقه: عنوان جغرافیایی لری است و به معنای شکاف بین کوه است که گذرگاه محسوب می شود تفاوت ان باتنگه این است که یقه گذرگاهی امن تر و هم سطح تر و پرتگاه کمتر دارد . یقه سنگر در رستم . که به دلیل وجود سنگرهای نادری در جنگ با محمد خان بلوچ ممسنی به یقه سنگر معروف شده است . ۶ -له یا گود : به چندین هکتار زمین صاف و قابل و هموار در میان ارتفاعات و کوهپیایه ها له یا کود می گویند ، در زبان لری بر اساس نوع کاشت و محصول ویا وسعت و یا مالکیت و غیره نام گذاری می شود . مثال له فراخ در کوه سیاه شوسینی رستم فراخ یعنی پهن و وسعت دار ، گود انجیر در هیمین کوه یعنی دشت کوچک محل کاشت انجیر است . ۷-دلی : دلی زمین وسیع با چشمه و باغات و وسعت فراوان بین دو رشته کوه ،که معمولا چندین کیلومتر طول و عرض قابل توجه دارد ،دلی ها مکانی مناسب برای کشاورزی و باغداری در کوهستان ها است . در بین لرها این عنوان هم وجه تسمیه دارد و بر مبنای نام اشخاص ویا طوایف ویا عناوین طبیعی نام گذاری می شوند . دلی قاید شفیع در رستم ممسنی از این نمونه مکان ها است . ۸ کل: کل ها هم گذرگاه های کوهستانی هستند ،کل در ارتفاعات بالای کوه است مانند تنگه و گردنه نیست که کوه را بریده و دره عمیق باشد بلکه ملایم تر و راه منهی به ان تپه مانند است . مانند کل بردکوه و کل دو گوش در رستم و ممسنی ۹- نره : نره برجستگی طویل در کوهستان که معمولا اززمین صاف شروع و به سمت کوهستان به گذرگاهی ویا کوهپایه ای ختم می شود ،نقطه مقابل دره وشیب ان هم در نقطه مقابل دره هست ، به نظر می اید که دره به دشت می رسد ،نره به کوه می رسد . در کوه سیاه شوسینی نره دراز داریم که علت نام گذاری ان بلندی طولش می باشد . نرگاه نام روستای در یاسوج است . ۱۰- کس . کسکس : به زمین های پله گانی کوهستان می گویند ،که با دیوارهای سنگی طبیعی و دست ساز ان را به شکل پله گانی در اورده و بر فراز پله ها کاشت می کنند . این مکان جغرافیای هم بنا بر نوع کشت و نام کوهستان نام گذاری می شود .

  • 6 окт. 2025 г.9481из Naserashrafii

    نتیجه گیری.. شهرستان رستم مکانی قابل توسعه است که تا کنون کمتر سرمایه گذار خصوصی و  دولتی دران سرمایه گذاری داشته است . منطقه ای بکر با چشم انداز طبیعی زیبا و قابلیت آب فراوان و رونق کشاورزی است. مزیت های تاریخی و باستانی آن فراوان است ،لازم است با توسعه راه های شوسه این شهرستان از چند جهت و وصل شدن این راه ها به جغرافیا ی شهرستانها و آستان های همجوار اول از انزوا بیرون بیاید ودوم عاملی شود جهت توسعه ، این شهرستان باید به سرمایه گذار قشر خصوصی معرفی شود ، تا رغبت ایجاد و احداث بنگاه های اقتصادی پیدا شود . مکان های تاریخی ،چشمه های طبیعی .دامنه زاگرس واقع شدن شهرستان رستم بر این گسترش و مزیت سرمایه گذاری می افزاید . ✍.....دکتر ناصر اشرافی

  • 6 окт. 2025 г.7951из Naserashrafii

    ۶ـ خصوصی سازی صنعت گردشگری در شهرستان رستم . شاید سوال شود که این حجم مطلب و خواسته برای یک شهرستان در حوصله و توان دولت نباشد؟ بله راه حل ان خصوصی سازی و تشویق سرمایه گذران به سرمایه گذرا ی در بخش صنعت توریست و گردشگری است . اگر مکان های تاریخی با موسیقی محلی و کالاهای بومی و هنرهای بومی ترکیب  شود محیطی دیدنی و مطلوب خرق خواهد شد .که خبلی هزینه بر نیست و تازه در موقعیت های جشن ها و اعیاد ایجاد جاذبه و جذب گردشگر خواهد کرد ،فروش کالاهای بومی و ایجاد کارگاه ها ی ساخت  کالای محلی در فرمخصوی سازی با هزینه کم هم مقدور است .

  • 6 окт. 2025 г.7321из Naserashrafii

    ۵- قابلیت های تحقیقات تاریخی و باستان شناسی در شهرستان رستم . منطقه رستم غنی است از وجه تسمیه های تاریخی و باستانی که در جغرافیای ان قابل تحقیق و زنده کردن نکاتی از تاریخ محلی باشد .به عنوان نمونه از ورودی شهرستان از سمت نور اباد ،« پوزه اوریز خون» جایی که کوهپایه  عبدالهی به شکل تپه ها برید به رودخانه وصل می شود . «کراشو ،»,نام روستا است و به معنای  جنگ و اشوب ،« شوسینی» ریشه در تاریخ عیلامی دارد ، شوسین پسر شولکی از شاهزاده های عیلامی ، « باقری ،ضامنی » بر اساس اسناد محلی نام افرادی از طایفه شاه سنی بوده ، «دشت شاه سنی » که در متون تاریخی فراوان حادثه دارد محل در گیری القاص میرزا برادر طغیانگر شاه طهماسب اول صفوی و ممسنی ها ، محل عبور جاده باستانی ایران و. ر اه  پیوست شوش  به استخر ، محل درگیری کریم خان زند  و ازاد خان افغان ، « پوزه سنگ مت ره او » که در گویش محلی می گویند ، پوره سگ مترو  می گویند ،که جاده زیرده از انجا می گذرد و یک نام عیلامی با اثار عیلامی می باشد . سنگر های نادری ، محل در گیری محمد خان بلوچ ممسنی با نادر شاه افشار در یقه سنگر رستم ،که هنوز هم این واقعه جنگ اسباب یک تقسیم جغرافیای « سنگر ویری، سنگر و او ری»  می باشد . نام طوایف در شهرستان رستم هر کدام وجه تسمیه تاریخی و افسانه ای خاص خود را دارد . مانند ،منگودرز ، بهمن یار ،مرزبانی، و غیره نام ها واصطلاحات جغرافیای در شهرستان رستم هم قابل تحقیق و بررسی در جغرافیای  تاریخی است .این مهم در مبحث نام و پام گذاری هم قابل تامل و بررسی است . نام روستا ها ،گردنه ها ، کوه ها ، راه ها ،چشوه ها ، تک در خت ها ( پیر الاتی ) همه و همه می تواند خط ومشی توسعه گردشگری و کار افرینی باشد .