(𝗗𝗼𝗻𝗲)تئـاتر عُـشـاق
Статистикаلحظهای در چشمانِ شَب رنگت خیره شدم، سالهاست در مُنحرف کردنِ سوی نگاهم ناتوانم.
- Последний пост
- 11 дек. 2024 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
(𝗗𝗼𝗻𝗲)تئـاتر عُـشـاق pinned «مایل بودید پرایوت هستم.»
(𝗗𝗼𝗻𝗲)تئـاتر عُـشـاق pinned «مایل بودید پرایوت هستم.»
مایل بودید پرایوت هستم.
تئاتر عشاق هم همینطور
نوآ رو فراموش کنید
видео или голосовое, без подписи
دوری؛ اما عطـرِ تلخ کلـماتی که به زبون میاری، باعث میشه بخوام با روحـم به سمتت پـرواز کنم فرمـانده.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
_ببـوس، مرا ببوس و زندگانی ام را جـانِ دوباره ببخش. لبـهایت را در تک به تک سلول ها و اجزایِ بدنـم حرکت بده، بگذار مانند دانه ای شوند که با بوسه هایت جـوانه میزنند. با دست هایَت ماهـرانه در جای جایِ من بنـواز، آن طور که دوست داری برایت میخـوانَم. هر بار همانند بار اول با هر لـمس و احساس تو، تپش های قلبم را حس نمیکنم. بـهشت و جـهنم فرقی ندارد، گویی پـرواز کرده ام. در هر لحظه و هر جا؛ میخواهم صبـرم را امتحان کنی، میخواهم تـاب نیاورم در برابر خواسته هایت. آنگونه ببوس که بدانم حتی اگر دنـیا به آخر برسد، تو به پیش مـن می آیی و در آغـوشت جان میدهم. بوسـه گاه
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
_عمـرِ درختان در گذر فصـل ها تمام میشود و با ریختن برگ هایِ پاییـزی و نارنجی، خالی از هر لبـاس میشوند. عمرِ من اما با شمارش روز هایی که من را پشت سر گذاشتی، پـوچ میشود. احساسـاتم همچون لباسِ درختان در زمین فرو مینشینند و از بین میروند. صدایـم کن، من را بشـنو، بگذار این لباس رنگـارنگ و گرم، جایش را به این رختِ عـزایِ بی روح و سـرد بدهد. قلب یـخ زده ام را در کنار آتش وجـودت نگه دار. محبـوبِ بی رحـمِ من؛ به من زخـم زدی و من آنها را عمیـق تر کردم. خواستم از تو، چیزی جز یک جفت چشـمان اَشکـین به یادگار داشته باشم. رویِ برگ های عمـرم قدم بزن و به صدای دلنشین آنها گوش بده. من پاییـز و زمسـتانم را برای خود جا گذاشته ام و بهـار و تابسـتانم را با عشقی فراوان فدایِ وجـودت کردم. نگذار کسی فصل های من را از تو بگیرد و بـاران و بـرف را در قبال برایت بگذارد. جانـانِ سـردِ من
видео или голосовое, без подписи
"اشــک هام رو با بوســه هات بگیر"