tgindex
یادداشت‌های تیرداد بنکدار

یادداشت‌های تیرداد بنکدار

Статистика
@tirdadbonakdarперсидский

تیرداد بنکدار جمهوری‌خواه ملی و فلسفی

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
852
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
611
20 постов
Вовлечённость
71,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
170
1/48двое суток
194
1/72трое суток
210

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • توئیتی برای گرم کردن و شروع! https://x.com/tirdadbonakdar/status/2086916583096508599?s=46

  • در پی آغاز جنگ چهل روزه اخیر و قطع اینترنت، دسترسی من هم مانند سایر ایرانیان به اینترنت قطع شد. پس از آن هم که راه ارتباطی محدودی با اینترنت پرو و یا کانفینگ‌های گران قیمت گشوده شد، استفاده از اولی مشخصاً به طور اعم نادرست و دومی هم دست‌کم برای من بی‌مورد بود. اما پس از وصل مجدد اینترنت هم تا مدتی انگیزه و آمادگی کافی برای تجدید فعالیت در فضای مجازی را نداشتم، زمانی هم که به تدریج در حال بازیابی روحیه لازم بودم، به ناگهان گوشیم به دلیل خرابکاری یک باند سواستفاده‌گر قفل شد. نهایتاً البته بنا بر ترجیح اقتصادی ناگزیر به مراجعه با واسطه به همان باند برای رفع مشکل شدم! به این ترتیب پس از مدتی وقفه فعالیت نوشتاریم را در زمانی تجدید می‌کنم که سخن بسیار است و مجال اندک، اما حرف را باید زد و درد را باید گفت، دست‌کم تا جایی که بشود! @Tirdadbonakdar

  • 26 февр.77617из IranianRepublic

    🔺بهنام چگینی: اصل یکم قانون اساسی فرانسه که می‌تواند عینا اصل یک قانون اساسی جمهوری ایران هم بشود: فرانسه یک جمهوری غیرقابل تجزیه، لائیک، دمکراتیک و اجتماعی است. جمهوری برابری همه شهروندان را در مقابل قانون، بدون تبعیض از نظر اصالت خانوادگی، نژاد یا مذهب تضمین می‌نماید و همه اعتقادات را محترم می‌شمارد. 🔺تیرداد بنکدار: جمهوری ایرانی هم چون جمهوری فرانسوی باید دموکراتیک، لائیک و تجزیه‌ناپذیر باشد تا کشور را از گزند فاشیسم، بنیادگرایی دینی و تجزیه‌طلبی مصون بدارد. در غیر این صورت جمهوری در ایران مبدل به سامانه‌ای هم بر ضد خود و هم کشور خواهد شد. https://t.me/IranianRepublic

  • چهله‌های گیتی‌گرایی شیوه و برگزاری مراسم‌های چهله جان‌باختگان دی‌ماه نمودی از گسترش لائیسیته از پائین در جامعه ایران در واکنش به عملکرد حکومت مذهبی است. به این معنی که گسترده وسیعی حتی برای سوگواری هم حالا چه به عنوان کنش اعتراضی و چه به عنوان بدعتی ماندگار، رسم و آئین‌ نوینی را شکل داده است. این لائیسیته از پائین یا اجتماعی، برخلاف نوع از بالای آن اگر با سکته تاریخی خاصی مواجه نشود، بازگشت‌ناپذیر خواهد بود. ضمناً این لائیسیته اجتماعی همانند اصل لائیسیته به هیچ عنوان به معنای دین‌ستیزی نیست و قطعاً بسیاری از دینداران را هم در بر دارد. تنها مشخصه آن گیتی‌گرایی در عرصه عمومی است، بدون آنکه رویکردی ستیزه‌جویانه‌ و یا توهین‌آمیز به دین و دین‌داران داشته باشد. این مشخصه هم به صرف قدرت مذهبی حاکم نیست که شعارهای تندی که سر داده می‌شد گویای غلبه خشم بر ترس و در عین حال حفظ فضیلت میانه‌روی با حفظ همگرایی میان همه دین‌داران و دگراندیشان در اجتماعات بود. این گیتی‌گرایی مدنی و فراگیری که از بطن پویش‌های درونی جامعه ایران روئیده است، یقیناً متمایز از دین‌ستیزی سطحی و مبتذلی است که در آخرین نمونه‌اش، فوتبالیستی که زمانی که منافعش ایجاب می‌کرد بر سر دیگ نذری می‌ایستاد و حالا از آن سوی دنیا تهدید به عمل سخیف قرآن‌سوزی می‌کند. این گیتی‌گرایی برآمده از آگاهی تجربی عموم و آگاهی فلسفی انضمامی به آن در جامعه ایران است که همانقدر که می‌تواند در معرض خطر و آسیب از جانب حکومت باشد، می‌تواند از بابت آن دست‌ حماقت‌های دین‌ستیزانه و عمدتاً (مانند مورد علی کریمی) جاهلانه و فرصت‌طلبانه هم آسیب‌پذیر باشد. @Tirdadbonakdar https://t.me/tirdadbonakdar/1325

  • без подписи

  • چهله‌های گیتی‌گرایی، یادداشتی در فرسته پسین⬇️ @Tirdadbonakdar

  • در گرامیداشت چهله کشتار دی‌ماه تصاویر تلخ و تکان‌دهنده از دی‌ماه خونین کم نبود. خیل اجساد در پزشکی قانونی، بانویی که سر بی‌جان همسرش را در دست گرفته بود، پدری که پیکر فرزند را در آغوش گرفته و می‌گریست، بابایی که دنبال سپهرش آمده بود، کودکی که تصویر بابایی جان‌باخته‌اش را تلویزیون می‌دید و ذوق می‌کرد و… همه تصاویری بودند که تا سال‌ها بغض ایرانیان را می‌شکانند و فراموش نمی‌شوند. اما در میان انبوه تصاویر‌ این اندوه جمعی، تصویر پیگر زن ناشناس جان‌باخته شاید یکی از نمادین‌ترین‌ها باشد. وسعت تعداد جان‌باختگان در دی‌ماه خونین گذشته چنان بالاست که برخلاف قربانیان دیگر خیزش‌های اعتراضی اخیر تقریباً هیچ یک از قربانیان چهره‌ای نمادین نشد. در میان هزاران نام و تصویر که هریک به فرجام تلخ جان باختن رسیده بودند، نه فقط در سطح کشوری که حتی در سطح محلی نیز نام‌ها از حد کثرت، کمتر نمادین شدند. اما در این بین هم چهره‌ای که به سان عده قلیل دیگری نامی از او به میان نیامد، با گمنامی خود چهره‌ای نمادین در خیزشی شد که نام‌های پرشمارش خود کم‌پژواک شده بودند. تصویر دردمند زن ناشناس؛ گمنامی، ناکامی، تنهایی، مظلومیت، سردرگمی و خلاصه هرآنچه در تراژدی یکایک جان‌باختگی‌ها قابل تصور است را به تصویر کشیده است. وجهی دردناک که اکنون از یکسو کثرت نام‌ها تمرکز‌ بر آن را دشوار می‌کند، و از سوی دیگر هم با تفوق وجه حماسی جاوید نامی که جدای از رویکرد ایدئولوژیک جاوید‌سازان، یک مکانیزم دفاعی جمعی عموم مردم در مواجهه با جنایت هم هست، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. اما همکنون هم تصویر دردمند زن ناشناس گویای پیشینه رنج است و تلخی حال و بی‌خبری از آنچه در پیش است. آیا زن ناشناس در آخر شناسایی شد یا در گمنامی به خاک سپرده شد؟ آیا فرجام ناشناسی شناسایی شد یا نه؟ آیا شده یا خواهد شد؟… @Tirdadbonakdar https://t.me/tirdadbonakdar/1323

  • در گرامیداشت چهله کشتار دی‌ماه یادداشتی در فرسته پسین⬇️ @Tirdadbonakdar

  • در تابستان سال 1359 و در گرماگرم رد اعتبارنامه دریادار مدنی توسط مجلس شورای اسلامی، روزنامه کیهان که در آن روزها توسط ابراهیم یزدی عضو نهضت آزادی اداره می‌شد، مصاحبه ای توهین آمیز و خشن با او صورت داد و او را به غضب امت حزب الله تهدید کرد. اما دریادار مدنی، در پاسخی جسورانه بسیج کردن توده‌های هیجان‌زده را فاقد هرگونه اعتباری دانست. چند روزی از این مصاحبه نگذشته بود که دریادار مدنی در پی پرونده‌سازی هم‌زمان دانشجویان گروگانگیر سفارت آمریکا و تهدیدات مقامات حزب‌اللهی، ناگزیر به فرار از کشور شد. دریادار مدنی پس از خروج از ایران، مانند بسیاری از رهبران اپوزیسیون حکومت، کمکهایی را از سازمان سیا دریافت کرد. اما تنها کسی بود که گزارش مفصل دریافت پولش، سر از نیویورک تایمز درآورد. پولی که البته تماماً خرج ساماندهی گروهی از افسرانی شده بود که به وی پناه آورده بودند و خود او تا پایان عمر را در تنگدستی در تبعید گذراند. اما در هرحال سالها مدنی در زیر سایه این جریان نتوانست که سر بالا کند. اما در اوایل دهه 1380، توانست که مجدداً با یکپارچه کردن سازمانهای جبهه ملی در آمریکا، خود را به عنوان یکی از رهبران شاخص اپوزیسیون خارج از کشور مطرح کند. اما دوره احیای وی نیز بیش از دو سال دوام نیاورد و او بر اثر بیماری سرطان، در ۲۳ بهمن ۱۳۸۴ در کلرادوی آمریکا درگذشت. در هر حال می‌توان با مرام و مسلک و یا مواضع و عملکرد دریادار مدنی مخالف یا موافق بود و یا از برخی سوابقش انتقاداتی هم داشت، اما نمی‌توان یاد و نام او را که در یکی از خطیرترین شرایط تاریخی ایران، پاره‌تن آن یعنی خوزستان را از چنگال عوامل رژیم بعث عراق و خطر تجزیه نجات داد، و سپس هم مجدانه در حفظ آزادی‌های عمومی ملت ایران از گزند بنیادگرایان کوشید، گرامی نداشت. یاد و نامش گرامی باد! @Tirdadbonakdar https://t.me/tirdadbonakdar/1320

  • در گرامیداشت ناجی خوزستان، دریادار مدنی در ۲۰ سالمرگ او دریادار دکتر احمد مدنی در سال ۱۳۰۸ در سیرجان کرمان به دنیا آمد. او از دومین نسل افسران نیروی دریایی ایران (پس از اضمحلال این نیرو در پی اشغال ایران توسط متفقین)و دارای درجه دکترای علوم سیاسی یا در اصطلاح آن زمان حقوق سیاسی بود. در سال ۱۳۵۱ با درجه دریاداری (سرلشگری) به دلیل مواضع انتقادی نسبت به فرماندهی فاسد نیروی دریایی (که چندسال بعد توسط بازرسی شاهنشاهی هم کشف و تائید شد) از ارتش برکنار و مشغول تحقیق و تدریس گردید. دریادار مدنی با باز شدن نسبی فضای فعالیت سیاسی از سال ۵۶، در کنار یاران و همفکران ملی/مصدقی خود در جبهه ملی ایران شروع به فعالیت سیاسی کرد. در جریان انقلاب ۵۷ به پیشنهاد دکتر شاپور بختیار قرار شد که وزارت کشور‌ کابینه او را بپذیرد، اما شماری از دوستانش او را متقاعد کردند که برای پذیرش این مسئولیت دیر شده است و لذا از پذیرش پیشنهاد بختیار امتناع کرد. پس از پیروزی انقلاب دریادار مدنی مدت کوتاهی وزیر دفاع ملی در دولت موقت مهدی بازرگان بود. پس از آن به فرماندهی نیروی دریایی ارتش منصوب شد، و همزمان سمت استانداری خوزستان را هم بر عهده گرفت. در تابستان 1358 که وی در این سمت بود، توطئه عوامل رژیم بعث عراق را که در صدد تجزیه خوزستان از ایران بودند، عقیم گذاشت و خوزستان را با اقدام قاطع و به موقع سیاسی و نظامی، از خطر تجزیه به دست جریان موسوم به خلق عرب نجات داد. او سپس در نخستین انتخابات ریاست جمهوری کاندید و پس از ابولحسن بنی‌صدر دوم شد. حسن سابقه او در نجات خوزستان، به علاوه ارتشی بودن وی سبب شد که بسیاری از مردمانی که از سیر حوادث نگران بودند و نتایج انقلاب اسلامی را متفاوت با آنچه می‌پنداشتند یافته بودند، در انتخابات دور اول به او رای بدهند. اما اینکه دقیقاً چه گروه‌هایی از جامعه به وی اقبال نشان دادند، چندان مشخص نیست. محمد جواد مظفر، آرای او را متعلق به افرادی می‌داند که باور به لزوم نقش آفرینی مردی مقتدر داشته‌اند، علیرضا نوری‌زاده هم رای‌دهندگان به او را اولین سرخوردگان از انقلاب می‌داند، اما این‌هایی که بخشی از حقیقت است، پایگاه اجتماعی و سیاسی وی را دقیقاً مشخص نمی‌کند. از میان گروه‌های سیاسی، تنها جبهه ملی ایران که تشکل سیاسی نزدیک به او بود، از ریاست جمهوری وی حمایت کرد. اما محالفان دریادار مدنی پرشمار بودند. چپ‌گرایان وی را نمادی از بازتولید مناسبات پیش از انقلاب می‌دیدند و علاوه بر این، به دلیل نجات خوزستان از دست بعثیون و چپ‌گرایان متحدشان، با وی دشمنی داشتند. سازمان چریکهای فدایی خلق، پس از کناره‌گیری مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق از انتخابات، در بیانیه‌ای شدید الحن اعلام داشت که در انتخاباتی که تنها نامزد انقلابی‌اش (مسعود رجوی) حذف می‌شود ولی یک تیمسار شاه نامزد آن است، شرکت نخواهند کرد. اما حامیان اجتماعی وی گسترده اما نامنسجم بودند.کشوری فرورفته در آتش آشوب و هرج و مرج پس از انقلاب شده بود و این وضعیت بسیاری را نگران ثبات و آینده کشور کرده بود. اما کسانی که از اقتصاد توحیدی بنی‌صدر به وجد آمده بودند، شمار بیشتری داشتند و بر طرفداران مدنی پیشی گرفتند. اما شاید اگر همه آنهایی که در آن مقطع از وضعیت کشور نگران بودند برای انتخاب دریادار مدنی می‌کوشیدند و قادر به انتخابش می‌شدند، کشور در مسیر بهتری قرار می‌گرفت. رئیس جمهوری چون او اگر جنگی با عراق حادث می‌شد بهتر از هرکسی می‌توانست آن را اداره کند و برای پاسداشت آزادیهای سیاسی و اجتماعی از گزند بنیادگرایان نیز می‌توانست که روی طبقات و گروه‌های مدرن اجتماعی، حساب کند و خود هم بانی احیای نفوذ سازمانهای سیاسی ملی و لیبرالی چون جبهه ملی بشود تا به این ترتیب در منازعه قدرت محتوم با بنیادگرایان، همانند ابولحسن بنی‌صدر ناگزیر از اتکا به نیروی نیمه بنیادگرای مجاهدین خلق نشود. شاید اگر دریادار مدنی انتخاب می‌شد، وی می‌توانست با تکیه بر مسند انتخابی ریاست‌جمهوری، با قدرت سیاسی و نظامی کافی مبتنی بر اندیشه ملی و آزادی‌خواهانه، به پاسداشت آزادیهای فردی و اجتماعی و بقا و تقویت نیروهای ملی در عرصه سیاست از موضع قدرت بپردازد و برخلاف منتخب نهایی یعنی بنی‌صدر، در این تقابل محتوم در موقعیتی قرار نگیرد که نهایتا دوگانه آزادی - استبداد در کشور مبدل به دوگانه مجاهد - حزب اللهی بشود. به هر روی و در پی ناکامی در انتخابات ریاست جمهوری، دریادار مدنی برای نمایندگی کرمان در اولین دوره مجلس شورای ملی در رژیم جدید (که پس از تشکیل نام اسلامی گرفت) کاندید و انتخاب شد، اما اعتبارنامه وی توسط نمایندگان اکثریت مجلس (اعضای حزب جمهوری اسلامی) رد شد. پس از آن وی مورد حملات جناح موسوم به مکتبی حاکم قرار گرفت. (ادامه در فرسته پسین)⬇️ @Tirdadbonakdar https://t.me/tirdadbonakdar/1320

  • در گرامیداشت ۲۰ سالمرگ ناجی خوزستان، دریادار دکتر احمد مدنی، یادبودی در دو فرسته پسین⬇️ @Tirdadbonakdar

  • تعرفه برای براندازی؟! در زمانی که کشتار دی‌ماه حتی بنا بر آمار رسمی هم چند برابر جان‌باختگان جنگ ۱۲ روزه تلفات داشته است، سخن گفتن از تلفات حمله هوایی خارجی برای مردم بسیار دشوار است. همچنان که بسیاری از مردم به تنگ آمده از فقر و فساد و تبعیض و ناکارآمدی را نمی‌توان نسبت به تبعات چنین چیزی که می‌تواند در گستره‌ای از انهدام بسیاری از زیرساخت‌های کشور گرفته تا از بین رفتن حاکمیت ملی بر کل آسمان و بخش‌های از خاک کشور باشد، آگاه کرد. نهایتاً هم مردم در این میان فقط قربانیان درمانده‌ای هستند مصداق مثل معروف دست زدن غریق به هر تخته پاره در دسترس هستند، یا به طور دقیق‌تر اگر بخواهم در توصیف شرایط بگویم باید گفت که آنچه که به عنوان تخته نجات تصور شده است. از جریان سرکوب اعتراضات با وعده‌های شخص ترامپ و چند مقام غربی دیگر و سپس رویافروشی‌های رضا پهلوی و شبه رسانه‌ اینترنشنال و دیگر دهان‌گشوده‌های ریز و درشت و خل وضع دیاسپورای ایرونی، این تصور برای بسیاری از ایرانیان درمانده درون کشور ایجاد شد که به زودی کمک ترامپ برای آزادیبخشی از راه می‌رسد و ایرانیان را از چنگ سرکوب‌گران نجات می‌دهد. اما در همان بدو امر و اوج خوشبینی به ماجرا، ترامپ وعده‌ای داد که خام و بیهوده بودن این خیال را نمایان می‌کرد، اما کمتر کسی به آن توجه کرد: وعده وضع تعرفه ۲۵ درصدی برای طرف‌های تجاری ایران. وعده‌ای که چند روز پیش هم با امضای فرمان او عملی شد و فقط پیشتر متاسفانه آن را که بخشی از کلیت سیاست تعرفه‌ای او در منازعات بین‌المللی است، با سیاهکاری به نام جان‌باختگان مظلوم اعتراضات زد. نیازی به هوش سرشار یا تسلط حداقلی بر مقولات اقتصاد سیاسی نیست تا یک ناظر عادی متوجه بشود که وضع این تعرفه‌ ۲۵ درصدی برای تجارت با ایران منطقاً در ابطال فرضیه براندازی حکومت ایران با حمله احتمالی ترامپ است که اگر چنین بود اصلاً دلیلی هم برای وضع این تعرفه‌ها نبود! منتها شبکه فاسد و ناکارآمد صنعت اپوزیسیون دیاسپورایی و مشخصاً بیش از همه بخش فاشیستی سلطنت‌طلبانه آن چنان به تخدیر افکار عمومی اقدام کرده است که اکنون‌ کمتر کسی متوجه این بدیهیات می‌شود. بدیهی است که هدف کوتاه مدت از وضع این تعرفه‌ها اعمال فشار به حکومت ایران و شرکای تجاریش برای پذیرش شرایط آمریکاست. اگر این هدف کوتاه مدت تحقق پیدا کرد که هیچ، اما اگر تحقق پیدا نکرد این تعرفه‌ها باید فشار اقتصادی را بر حکومت ایران آنقدر تشدید کند که یا رو به فروپاشی برود یا بر سر میز مذاکره بازگردد. هدف‌گذاری این سیاست تعرفه‌ای همین است و هیچ عاملیت ویژه‌ای برای نیروی (به تصور رویافروشان و مشتریانشان) آزادیبخش خارجی در نظر ندارد. برای مردم ایران هم صرفاً فلاکت بیشتر به ارمغان خواهد آورد و اگر باز هم اعتراضی از جانب این مردم نگون ‌بخت به سیاست‌های منتهی به این وضع حکومت رخ دهد، باز هم آمریکای ترامپ آن را به ابزاری برای پیشبرد سیاست ملی خود که طبیعتاً ملت ایران در آن محوریتی ندارد، بدل خواهد کرد. @Tirdadbonakdar https://t.me/tirdadbonakdar/1318

  • تعرفه برای براندازی؟! در زمانی که کشتار دی‌ماه حتی بنا بر آمار رسمی هم چند برابر جان‌باختگان جنگ ۱۲ روزه تلفات داشته است، سخن گفتن از تلفات حمله هوایی خارجی برای مردم بسیار دشوار است. همچنان که بسیاری از مردم به تنگ آمده از فقر و فساد و تبعیض و ناکارآمدی را نمی‌توان نسبت به تبعات چنین چیزی که می‌تواند در گستره‌ای از انهدام بسیاری از زیرساخت‌های کشور گرفته تا از بین رفتن حاکمیت ملی بر کل آسمان و بخش‌های از خاک کشور باشد، آگاه کرد. نهایتاً هم مردم در این میان فقط قربانیان درمانده‌ای هستند مصداق مثل معروف دست زدن غریق به هر تخته پاره در دسترس هستند، یا به طور دقیق‌تر اگر بخواهم در توصیف شرایط بگویم باید گفت که آنچه که به عنوان تخته نجات تصور شده است. متن کامل در فرسته پسین⬇️ @Tirdadbonakdar

  • برخلاف تصورات راست افراطی و مبتذل سلطنت‌طلب، دموکراسی یک ارزش جهانشمول است و طبیعی است که وقتی ایران علی‌رغم همه مبارزات ملت همچنان گرفتار بحران و استبداد و خشونت سیاسی است، همه ناظران ژرف بین اعم از ایرانی یا خارجی، توجه‌شان به نقطه عطفی که دموکراسی را در ایران به محاق تعطیل گرفتار کرد جذب می‌شود، یعنی کودتای ۲۸ مرداد. https://t.me/euronewspe/83045 @Tirdadbonakdar

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи