🌐 Philosophy of science 🌐
Статистика📚🌠کانالی برای علاقمندان به فلسفه علم📚🌠 🔶 محقق و پژوهشگر 🔴 برای سفارش کتاب مکانیک کوانتومی (حداقل نظری) ، و سایر کتاب و مقالات پیام دهد 🔴 👇👇 @Vahidshahab71
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 178
- 1/48двое суток
- 203
- 1/72трое суток
- 220
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 فاینمن و مشکلات تفسیر کپنهاگی: آیا ناظر، واقعیت را خلق میکند؟ 🔵 همه اینها بسیار گیجکننده است، به خصوص وقتی در نظر بگیریم که اگرچه ممکن است وقتی به بقیه جهان نگاه میکنیم، خود را ناظر بیرونی بدانیم، اما بقیه جهان همزمان ما را مشاهده میکنند و اغلب ما در مورد آنچه در یکدیگر میبینیم، اتفاق نظر داریم. آیا این بدان معناست که مشاهدات من فقط زمانی واقعی میشوند که من ناظری را در حال مشاهده چیزی در حین وقوع آن مشاهده کنم؟ این یک دیدگاه وحشتناک است. آیا شما واقعاً این ایده را قبول دارید که بدون ناظر هیچ واقعیتی وجود ندارد؟ کدام ناظر؟ هر ناظری؟ آیا یک مگس ناظر است؟ آیا یک ستاره ناظر است؟ آیا یک میلیارد سال قبل از میلاد، زمانی که حیات آغاز شد، هیچ واقعیتی در جهان وجود نداشت؟ یا شما ناظر هستید؟ پس هیچ واقعیتی برای جهان پس از مرگ شما وجود ندارد؟ من تعدادی از فیزیکدانان محترم را میشناسم که بیمه عمر خریداری کردهاند. 👤 ریچارد فاینمن 📚 منبع: Richard Feynman. Feynman lectures on gravitation. CRC Press, 2018. کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 استیون واینبرگ و پوزیتیویسم 🔘 بخش سوم 🔵 مروری بر منش پوزیتیویستی کافمان و مخالفان اتم گرایی نشان می دهد که چنین نگرشی هم بازدارنده و هم ساده لوحانه بوده است. از اینها گذشته، مشاهدهی چیزی چه معنایی دارد؟ به تعبیری، کافمان حتی انحراف پرتوهای کاتدی را در میدان مغناطیسی مفروضی مشاهده نکرد: وی مکان لکه نورانی را در انتهای لامپ خلاء زمانی اندازه گرفت که سیم هایی چند دور خاص حول قطعه آهنی در نزدیکی لامپ پیچیده شده و به باتری الکتریکی خاصی وصل شده بودند و با استفاده از نظریه پذیرفته شده ای آن را برحسب مسیرهای پرتو و میدان های مغناطیسی تعبیر کرد. دقیق خواسته باشیم بگوییم، وی حتی این کار را هم نکرد: او احساسات دیداری و لامسه ای خاصی را تجربه کرد و آنها را بر حسب لکه های نورانی و سیم ها و باتری ها توضیح داد: تاریخدانان علم به خوبی می دانند که مشاهده را هرگز از نظریه رهایی نیست. 🔵 ضد اتم گرایی دست آخر زمانی تسلیم شد که در سال ۱۹۰۸ ویلهلم استوالت شیمیدان در کتاب کلیات شیمی عمومی خود اظهار داشت «اینک من پذیرفته ام که مدارک آزمایشگاهی اخیر نشان می دهند طبیعت ماده گسسته یا ذره ای است، مدارکی که فرضیه اتمی هزاران سال بود دنبال آنها میگشت ». مدارک آزمایشگاهی که استوالت از آنها سخن می گفت، اندازه گیری های برخورد های مولکولی در حرکت براونی ذرات ریز معلق در مایعات بود، همراه با آزمایش هایی که تامسون برای اندازهگیری بار الکترون انجام داده بود. اما اگر درک کنیم که داده های آزمایشگاهی چقدر با نظریه سازگار هستند، به آسانی معلوم می شود که همه کامیابی های نظریه اتمی در شیمی و مکانیک آماری در قرن نوزدهم، حکایت از آن داشت که اینها همه نشانه هایی از هستی اتم ها بودند. 🔵 هایزنبرگ می گوید که اینشتین بعدها درباره رهیافت اولیه پوزیتیویستی اش به نسبیت، تردید کرده است. در خطابه ای که هایزنبرگ به سال ۱۹۷۴ ایراد کرده گفتگویی را به یاد میآورد که در اوایل سال ۱۹۲۶ با اینشتین داشته است: به اینشتین گفتم که ما در واقع نمی توانیم مسیر (الکترون در اتم) را مشاهده کنیم و تنها کاری که از ما ساخته است محاسبه فرکانس های نور گسیل شده از اتم، شدت ها و احتمالات گذار های اتم است، نه مسیر واقعی الکترون. از آنجا که منطقی است تنها کمیت هایی را وارد نظریه کنیم که می شود آنها را مشاهده کرد، پس مفهوم مسیرهای الکترون را نباید به نظریه اضافه کنیم. شگفت زده شدم که اینشتین از این استدلال من خشنود نشد. به گمان او، هر نظریه ای در واقع می توانست کمیت هایی داشته باشد که مشاهده پذیر نیستند. تنها با به کار بردن کمیت های مشاهده پذیر نمیشود نظریه ی سازگاری ساخت. در این مورد که با او به مخالفت برخاستم به این خاطر که خود او نیز این فلسفه را شالوده نظریه نسبیت خاص اش قرار داده بود، در پاسخ گفت: شاید من در گذشته از این فلسفه استفاده کرده و درباره آن مطالبی نوشته باشم، اما دلیل نمی شود که کار درستی کرده ام. 🔵 حتی پیش از این نیز اینشتین در سخنرانی سال ۱۹۲۲ در پاریس، ماخ را یک مکانیک گرای خوب، اما یک فیلسوف نفرت انگیز خوانده بود. 📚 منبع: کتاب رویای نظریه نهایی، نوشته استیون واینبرگ کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 👆👆👆👆👆 🔳 مقاله: مسئله اندازهگیری کوانتومی و وضعیت هستیشناختی تابع موج: محدودیتهای فیزیک معاصر 🔵 مسئله اندازهگیری در مکانیک کوانتومی، همچنان یک مسئله حل نشده اصلی در فیزیک نظری است که ناشی از ناسازگاری بین دینامیک کوانتومی یونیتاری و ظهور نتایج اندازهگیری قطعی است. مسئله وضعیت فیزیکی تابع موج در نظریه کوانتومی معاصر نیز ارتباط نزدیکی با این موضوع دارد. این مقاله ، رویکردهای پیشرو در مورد مسئله اندازهگیری را با تمرکز بر سازگاری رسمی، فرضیات فیزیکی و پیامدهای تجربی آنها، به طور انتقادی بررسی میکند. ما چارچوب اندازهگیری استاندارد، نقش ناهمدوسی القا شده توسط محیط و داروینیسم کوانتومی، و محدودیتهای اعمال شده توسط قضایای غیرقابل قبول مانند بل، کوچن اسپکر و پوزی-برت-رودولف را بررسی میکنیم. تفسیرهایی شامل جهانهای چندگانه اورتی، مکانیک بوهمی، مدلهای فروپاشی خودبهخودی، مکانیک کوانتومی رابطهای، رویکردهای QBist و چارچوبهای نوع کپنهاگ را از نظر تواناییشان در توجیه قطعیت کلاسیک بدون از دست دادن کفایت تجربی ارزیابی میکنیم. ما همچنین تلاشهای تجربی در زمینه بررسی برهمنهیهای ماکروسکوپی و دینامیک فروپاشی را بررسی میکنیم. این تحلیل نشان میدهد که نظریه کوانتومی، علیرغم موفقیت در پیشبینی، فاقد یک تبیین فیزیکی کامل از انتخاب نتیجه است. این نشان میدهد که مسئله اندازهگیری، نشاندهنده یک محدودیت ساختاری اساسی در نظریه فعلی است که یا اصول فیزیکی جدید یا تعریف مجدد نقش هستیشناختی تابع موج را برمیانگیزد. کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 مقاله: مسئله اندازهگیری کوانتومی و وضعیت هستیشناختی تابع موج: محدودیتهای فیزیک معاصر ✍️ نویسنده: چاندیما گومز کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
درمورد فیزیک آواز قناری! Nonlinear Respiratory Biomechanics Broadens the Range of Amplified Dynamics During Birdsong | PRX Life https://share.google/04qXu0NH0zDIcOc7e
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 اعلام برندگان مدال دیراک سال ۲۰۲۶ توسط ICTP 🔘 چهار فیزیکدان به خاطر مشارکتهای پیشگامانهشان در مکانیک آماری تعادلی و گسترش مفاهیم و روشهای آن به مکانیک آماری غیرتعادلی، مسائل بهینهسازی، علوم اعصاب نظری و در نهایت، هوش مصنوعی مشترکاً برنده این جایزه شدند. 🔷 دیپاک دار 🔷 مارک مزارد 🔷 هایم سومپولینسکی 🔷برنارد دریدا 🔵 مرکز بینالمللی فیزیک نظری (ICTP)، مدال دیراک سال ۲۰۲۶ خود را به چهار فیزیکدانی اهدا کرد که مشارکتهای مهمی در «مکانیک آماری» داشتهاند؛ چارچوبی که فیزیکدانان برای توصیف رفتار جمعی سیستمهای دارای اجزای متعدد از آن بهره میبرند. این دانشمندان از این چارچوب برای کاوش در مفاهیم گستردهای در فیزیک نظری استفاده کردهاند که پیامدهایی برای پیشرفتهای دنیای واقعی، از مطالعه سیستمهای زیستی گرفته تا بازارهای مالی و هوش مصنوعی، به همراه داشته است. 👈 لینک خبر کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 علم و آموزش کلاسیک 🔵 دریافتم که سرچشمه رودخانه عظیم علم و فناوری عصر جدید، دو منبع از گستره فلسفه کهن است. هر چند نهرهای زیادی دارد این رود شده اند و جریان آن را پربارتر کرده اند، اما ریشه ها همواره مشخص بوده اند. به همین دلایل، علوم حتماً از مطالعه کلاسیک ها سود خود خواهند برد. افرادی که در طول زندگی از دروس علمی تر جوانی خود بهره می گیرند همواره تأکید خواهند کرد که کارایی شناخت این ریشه معنوی در زندگی روزمره اندک است و ترجیح می دهند ملزومات زندگی معاصر، یعنی زبان های مدرن، روش های فنی، حسابداری و بازرگانی را فرا گیرند. آنان می گویند این مباحث جوان را آماده زندگی میکند ، اما تحصیلات کلاسیک تنها زینت است، تجملاتی که تنها برای کسانی مناسب است که در زندگی خود مشکلی ندارند. این حرف شاید برای افراد متعددی که در زندگی آینده خود فقط کارهای عادی می کنند و نمی خواهند بر وضع معنوی عصرشان اثری نهند درست باشد، اما کسانی که این راضی شان نمی کند و می خواهند در کار خود، چه در فنون و چه در طب، ریشه ها را نیز بشناسند، بی شک به نوشته های قدیمی بر خواهند خورد و اگر از یونانی ها روش تمرکز فکر و نحوه ارائه پرسش های اصولی را آموخته باشند، در کار خود موفق تر می شوند. به نظر من، در آثار پلانک روشن است که تفکرش از آموزش کلاسیک تأثیر گرفته و بارورتر شده است. 🔵 بد نیست خاطراه ای مربوط به سه سال پس از ترک مدرسه را بیان کنم. هنگام درس خواندن در گوتینگن، با یکی از همدرس های خود درباره مدلی از اتم که در مدرسه ناراحتم کرده بود بحث کردم. این پرسش آشکارا پایه موضوع پیچیده طبق سنجی بود و هنوز پاسخی به آن داده نشده بود. این دوست از مدل های ادراکی دفاع میکرد و باور داشت که تنها لازم است با کمک فناوری نوین، میکروسکوپی با قدرت تفکیک بسیار زیاد ساخته شود، مثلاً میکروسکوپی که به جای نور معمولی از اشعه گاما استفاده کند. این کار به ما امکان می داد ساختار اتم را ببینیم و به اعتراض من درباره تصویر های ادراکی پاسخ گفته می شد. این مبحث مرا بسیار ناراحت می کرد. نگران بودم که این میکروسکوپ خیالی، قلاب ها و سوراخ های کتاب درسی را نشان دهد و باز با تضاد ظاهری میان این آزمایش مفروض و مفاهیم اساسی فلسفه یونان رو به رو شوم. در این مورد، آموخته های من در مورد تفکر مقید به اصول به من کمک کرد نتایج اثبات نشده را قبول نکنم. آشنایی اندک من با فلسفه طبیعی یونان نیز کمک بزرگی بود. 🔵 در بحث های معاصر در مورد ارزش تحصیلات کلاسیک، دیگر نمیتوان مدعی بود که رابطه میان فلسفه طبیعی و فیزیک اتمی نوین استثناست. با اینکه در علوم فناوری و طب به ندرت با این پرسش های اصولی برخورد میکنیم، اما این مباحث با فیزیک اتمی ارتباطی اصولی دارند و در تحلیل نهایی، نتیجه آنها رسیدن به پرسش های اصولی یکسان است. ساختار شیمیایی بر اساس فیزیک اتمی توضیح داده می شود. نجوم نوین با آن ارتباطی نزدیک دارد و بی آن پیشرفت نمی کند. حتی در زیست شناسی نیز راه های زیادی به فیزیک اتمی منتهی می شود. رابطه میان شاخه های مختلف علم در چند دهه اخیر بسیار آشکارتر از پیش شده است. نشانه های متعددی از ریشه مشترک شاخه های متفاوت علم داریم که نهایتاً در تفکر کهن قرار گرفته است. 📚 منبع: کتاب فیزیک و طبیعت، نوشته ورنر هایزنبرگ کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 محتوای فلسفی یک علم تنها هنگامی حفظ می شود که آن علم از محدودیت های خود آگاه باشد. کشف های بزرگ در مورد خواص پدیده های منفرد تنها هنگامی ممکن است که طبیعت پدیده، از پیش «کلی» نشده باشد. تنها با قطعی ندانستن پاسخ پرسش در مورد جوهر نهایی اجسام، ماده، انرژی و غیره است که فیزیک ممکن است به خواص انفرادی پدیده هایی که این نام ها را به ایشان اطلاق می کنیم دست یابد، تنها ادراکی که می تواند راهنمای ما به سوی فهم فلسفی راستین باشد. 👤 ورنر هایزنبرگ 📚 منبع: کتاب فیزیک و طبیعت، نوشته هایزنبرگ کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 👆👆👆👆👆 🔳 مقایسه نتایج این مقاله با آزمایش بنجامین لیبت و جبرگرایی 🔵 آزمایش کلاسیک لیبت نشان میداد که فعالیت مغزی (RP) صدها میلیثانیه پیش از آنکه فرد آگاهی و «اراده» خود را برای حرکت گزارش کند، آغاز میشود. تفسیر رایج این بود که مغز پیش از آگاهی ما بهطور جبرگرایانه تصمیم خود را گرفته است و اراده آزاد توهمی بیش نیست. 🔵 اما این مقاله نشان میدهد که استنتاج جبرگرایانه از آزمایش لیبت موجه نیست. بر اساس مدل ارائهشده، افزایش فعالیت مغزی در مراحل اولیه صرفاً نوسانات تصادفی مغز است، نه یک تصمیم قطعیِ ناآگاهانه. تصمیم واقعی (عبور از آستانه) بسیار دیرتر و در زمانی نزدیکتر به خود حرکت (حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیثانیه قبل از آن) رخ میدهد که به زمان گزارش اراده آگاهانه نزدیکتر است. 🔵 بنابراین، مقاله ادعا میکند که دادههای لیبت بهتنهایی برای اثبات جبرگرایی و رد اراده آزاد آگاهانه کافی نیستند. کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 عنوان مقاله: «مدل انباشتگر برای فعالیت خودانگیختهی عصبی پیش از حرکتِ خودآغاز» 🔵 افزایش تدریجی فعالیت عصبی که با عنوان «پتانسیل آمادگی» شناخته میشود، بهطور قابلاعتمادی پیش از حرکات ارادیِ خودانگیخته رخ میدهد و از نظر زمانی با شروع حرکت همبستگی دارد. تصور بر این است که این تجمع نیروها، بازتابدهنده مراحل نهایی برنامهریزی و تدارک برای جابهجایی است. در اینجا، ما تفسیر متفاوتی از فرایند شکلگیریِ پیش از حرکت ارائه میدهیم.ما از یک انباشتگر تصادفیِ دارای نشت (leaky stochastic accumulator) برای مدلسازی تصمیم عصبیِ مربوط به «زمان» انجام حرکت استفاده کردیم؛ این کار در چارچوب تکلیفی صورت گرفت که فاقد هرگونه نشانه زمانیِ مشخص بود و تنها شامل الزامی کلی برای انجام حرکت پس از تأخیری نامشخص در مقیاس چند ثانیه میشد. 🔵 بر اساس مدل ما، هنگامی که ضرورتِ ایجاد یک حرکت ضعیف است، لحظه دقیقی که در آن آستانه تصمیمگیری برای آغاز حرکت پشت سر گذاشته میشود، عمدتاً توسط نوسانات خودبهخودیِ زیرآستانهای در فعالیت عصبی تعیین میگردد. همگامسازیِ زمانی با آغازِ حرکت، تضمین میکند که این نوسانات در میانگینِ دادهها، بهصورت یک افزایشِ تدریجی و شبهنمایی در فعالیتِ نورونی ظاهر شوند. 🔵 مدلِ ما هم دادههای رفتاری و هم دادههای الکتروانسفالوگرافی (EEG) ثبتشده از آزمودنیهای انسانی را که در حال انجامِ تکلیف بودند، تبیین میکند؛ و همچنین یک پیشبینیِ مشخص ارائه میدهد که ما در دومین آزمایشِ الکتروانسفالوگرافی آن را تأیید کردیم. پاسخهای سریع به وقفههای زمانی پیشبینیناپذیر، باید با یک تغییر ولتاژ تدریجی و منفیشونده که بسیار پیش از خودِ وقفه آغاز میشود، همراه باشند؛ حتی زمانی که آزمودنی در آن لحظهٔ خاص، برای حرکت کردن آماده نبود. کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 An accumulator model for spontaneous neural activity prior to self-initiated movement ✍️ نویسندگان: Aaron Schurger, Jacobo D. Sitt and Stanislas Dehaene کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
Black hole singularity is a surface not a point چکیده: در ادبیات عمومی و جاهای دیگر به طور گسترده تکرار میشود که تکینگی در مرکز یک سیاهچاله یک نقطه است. این درست نیست. دو ناظر که همزمان در امتداد دو مسیر زاویهای مختلف به درون یک سیاهچاله کروی سقوط آزاد میکنند، در تکینگی مرکزی با یکدیگر روبرو نمیشوند؛ بلکه، آنها ارتباط علّی با یکدیگر را از قبل، وقتی بسیار دور از تکینگی هستند، از دست میدهند. برخلاف شهود، در نسبیت عام، دو نقطه میتوانند از نظر مکانی نزدیک اما از نظر علّی دور باشند. تکینگی یک سطح است نه یک نقطه. داستان سیاهچالههای چرخان پیچیدهتر است، اما همین نتیجه گیری صادق است. برای یک سیاهچاله چرخان، سطح تکین تقریباً به طور قطع در افق داخلی آن قرار دارد، جایی که حتی کوچکترین اختلالات کلاسیک یا کوانتومی، ناپایداری تورمی را شعلهور میکنند و باعث فروپاشی به یک سطح تکین فضامانند میشوند. پیامدهایی برای گرانش کوانتومی وجود دارد. در این مقاله استدلال شده است که صرف نظر از نظریه نهایی گرانش کوانتومی، حالتهای کوانتومی یک سیاهچاله احتمالاً در سطح تکین دوبعدی آن قرار دارند که با جو داغ تابش هاوکینگ در افق رویداد سیاه چاله در تعادل ترمودینامیکی قرار دارد. https://share.google/G8xNXlHkNFDrXhrul
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 استیون واینبرگ و پوزیتیویسم 🔘 بخش دوم 🔵 پوزیتیویسم از راه های دیگری نیز آسیب زد که چندان شناخته شده نیستند. در سال ۱۸۹۷ جی جی تامسون آزمایش معروفی انجام داد که عموماً با کشف الکترون یکی پنداشته می شود. فیزیکدان ها چند سالی می شد درگیر پدیده اسرار آمیز پرتو های کاتدی بودند. نخستین بار در قرن نوزدهم که پرتوهای کاتدی کشف شدند، کسی از ماهیت آنها خبر نداشت. آنگاه تامسون انحراف پرتوهای کاتدی را به هنگام عبور از درون لامپ تخلیه اندازه گرفت که بر اثر میدان های الکتریکی و مغناطیسی ایجاد می شد. وی دریافت که مقدار انحراف این پرتوها سازگار است با این فرضیه که آنها متشکل از ذراتی هستند حامل مقدار معینی بار الکتریکی و مقدار معینی جرم و همیشه نسبت جرم به بار الکتریکی آنها یکسان است. از آنجا که معلوم شد جرم الکترون ها از جرم اتم ها به مراتب کوچکتر است، تامسون نتیجه گرفت این ذرات تشکیل دهنده های بنیادی اتم ها و بار الکتریکی همه جریان های الکتریکی در سیم ها، اتم ها، و نیز لامپ های پرتوهای کاتدی هستند. این بود که خود تامسون و تاریخ دان ها او را کاشف نوع جدیدی از ماده قلمداد کردند، ذره ای که نام خود را از جریان در نظریه الکترولیز، یعنی الکترون، به عاریت گرفت. 🔵 این آزمایش را همزمان والتر کافمان نیز در برلین انجام داده بود. تفاوت عمده میان آزمایش کافمان و تامسون در این بود که آزمایش کافمان بهتر بود، چون نتیجه ای که برای نسبت جرم به بار الکترون به دست داد نزدیکتر از نتیجه تامسون به مقدار امروزی آن بود.اما کافمان را کاشف الکترون نمی دانند، زیرا او هرگز به این فکر نکرد که ذره تازه ای کشف کرده است.تامسون با سنت انگلیسی کار میکرد که سردمداران آن نیوتون، دالتون ، و پراوت بودند و آن سنت اتم گرایی بود که در باب اتم ها و اجزای تشکیل دهنده آنها گمانه زنی می کرد. 🔵 اما کافمان پوزیتیویست بود و باور نداشت کار فیزیکدان ها این است که درباره آنچه مشاهده پذیر نیست گمانه زنی کنند.از این رو کافمان گزارش نکرد که ذره ای جدید کشف کرده است، بلکه تنها به گزارش این نکته اکتفا کرد که آنچه در پرتو کاتدی جریان داشت، بار الکتریکی به جرم نسبت معینی دارد. 🔵 آنچه از این داستان می آموزیم، تنها این نیست که پوزیتیویسم به کار کافمان لطمه زد. تامسون که باور کرده بود ذره ای بنیادی کشف کرده است، آزمایش های دیگری انجام داد تا خواص این ذره را تعیین کند. او به ذراتی با همین نسبت جرم به بار الکتریکی برخورد که در رادیو اکتیویته و از فلزات گرم گسیل می شدند و نخستین آزمایش اندازه گیری بار الکتریکی الکترون را انجام داد . تامسون با این اندازه گیری، همراه با آزمایش های پیشین که برای اندازهگیری نسبت بار الکتریکی به جرم انجام داده بود، توانست جرم الکترون را اندازه بگیرد. در واقع مجموع همه این آزمایش ها، به ادعای تامسون که کاشف الکترون است، اعتبار می بخشد و اگر او باور نداشت که می تواند ذره ای را مطالعه کند که در آن روزگار نمی شد آن را مستقیماً مشاهده کرد، هرگز این آزمایش ها را انجام نمیداد. 📚 منبع: کتاب رویای نظریه نهایی، نوشته استیون واینبرگ کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
هندسهٔ پنهان کیهان هجدهمین مرحلهٔ پویش تولید محتوای علمکاوی با موضوع 《هندسهٔ پنهان کیهان》 آغاز شد. شرکتکنندگان کافیست در تولید محتوای خلاقانهٔ خود، با زبانی ساده سه پرسش مطرحشده را پاسخ دهند. ۱: نظریه ریسمان چیست و برای حل چه مسئلهای مطرح شد؟ ۲: مهمترین چالشهای مرتبط با نظریه ریسمان چیست؟ ۳: چرا نظریه ریسمان به نظریه F کامران وفا نیاز دارد؟ 📌 قالب تولید محتوا آزاد است: 🎥 ویدئو | 🎙️ پادکست | 🖼️ اینفوگرافیک | 🎨 موشنگرافیک | 📸 اسلاید | ✍️ متن | و هر قالب خلاقانه دیگر 🏆 جوایز نفیس برای نفرات اول تا سوم🥇🥈🥉 📅 مهلت ارسال آثار: 10 شهریور ۱۴۰۵ پس از پایان مهلت ارسال، آثار توسط هیئت داوران ارزیابی شده و برگزیدگان مرحلهٔ هجدهم معرفی خواهند شد. 📩 ارسال فایل اثر و مستندات انتشار: @sci_quest پیام رسان بله و تلگرام 📢 لینک ثبت نام: https://mustafaprize.org/event/28 🌱 علم را روایت کنید؛ شاید روایت شما الهامبخش کنجکاوی، یادگیری و کشفهای بزرگ آینده باشد. #علم_کاوی #SCI_QUEST #نظریه_ریسمان #فیزیک #تولید_محتوا #ترویج_علم
در هر دو ترمودینامیک کلاسیک و کوانتومی، کمیتهای فیزیکی معمولاً مقادیر عینی دارند که مستقل از مشاهدات ما تعریف میشوند. سپس ما به «کار انجام شده توسط یک گاز» یا «آنتروپی گاز» اشاره میکنیم، صرف نظر از اینکه چگونه ارزیابی میشوند. در اینجا، ما این مفهوم را در زمینه ترمودینامیک کوانتومی زیر سوال میبریم و تخمین میزنیم که چگونه تعریف کمیتهای ترمودینامیکی محوری تحت تأثیر ابزارهای تجربی با دقت محدود قرار میگیرد. ما دریافتیم که کمیتهای ترمودینامیکی دانه درشت اغلب منجر به نتایج متفاوتی نسبت به نتایج حاصل از سناریوهای دانه ریز میشوند. به عنوان مثال، برگشتناپذیری یک فرآیند یا بازده کار آن، میتواند به طور قابل توجهی با دقت ابزار متفاوت باشد. با این وجود، ما نشان میدهیم که کمیتهای ترمودینامیکی دانه درشت همان روابط (یعنی نابرابری قانون دوم، رابطه بین اتلاف و تمایزپذیری یک فرآیند از معکوس زمان آن، و قضایای نوسان کار کوانتومی) را مانند همتایان دانه ریز خود برآورده میکنند. این نتایج، استقلال مشاهده روابطی را که کمیتهای ترمودینامیکی را به هم مرتبط میکنند، برجسته میکند، که خود وابسته به مشاهده هستند.
در صورتبندیهای سنتی ترمودینامیک، مفاهیمی همچون تعادل گرمایی، آنتروپی ترمودینامیکی یا کار قابل استحصال، اغلب به عنوان ویژگیهای عینی و ماکروسکوپیک یک سامانه معرفی میشوند، بیآنکه اشارهای صریح به اطلاعاتِ در دسترسِ ناظر صورت گیرد. در مقابل، در مکانیک کوانتومی، مفهوم حالتهای کوانتومی و پویایی آنها بهطور صریحتری بازتابدهندهی اطلاعاتی تلقی میشود که یک عامل (agent) قادر به کسب آن دربارهی سامانه است. این تغییر نگرش، این پرسش را پیش میآورد که آیا چنین دیدگاه معرفتشناختیای میتواند در بافت ترمودینامیک نیز معنادار (یا حتی ضروری) باشد یا خیر. در واقع، در آزمایشهای واقعی، عاملها ابزارهایی با دقت بینهایت در اختیار ندارند؛ در نتیجه، ویژگیهای فیزیکی تنها به شیوهای با «دانهبندی درشت» (coarse-grained) قابل بازسازی هستند که این امر ذاتاً میزان اطلاعات قابلکسب را محدود میکند. این محدودیت در ترمودینامیک اهمیت ویژهای مییابد، چرا که کمیتهای کلیدی نظیر آنتروپی و کار، پیوندی بنیادین با اطلاعات دارند. چنین ملاحظاتی منجر به پیدایش حوزهی «ترمودینامیک اطلاعات» شده است؛ حوزهای که بررسی میکند چگونه محدودیتهای موجود در پردازش اطلاعات، مرزهای بنیادین ترمودینامیکی را شکل میدهند. نمونهای شاخص از این رویکرد، درک مدرن از «شیطان ماکسول» است که در آن، میزان کار قابل استحصال بازتابدهندهی سطح دانش عامل دربارهی سامانه است [۱-۳]. از این منظر، به نظر میرسد مفاهیمی همچون «کار انجامشده روی گاز یا توسط آن» یا «آنتروپی ترمودینامیکی گاز» بهخودیخود و بدون مشخص کردن سطح دانش ناظر و توانایی تجربی او در مهندسیِ حالتِ گاز، فاقد معنای ذاتی باشند.
Coarse-grained quantum thermodynamics: Observation-dependent quantities, observation-independent laws | Phys. Rev. Research https://journals.aps.org/prresearch/abstract/10.1103/gcyn-18tv
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 وقتی گالیله گوی های خود را با گرانشی که خود انتخاب کرده بود، از یک سطح شیب دار پایین فرستاد، وقتی توریچلی هوا را وارد کرد تا وزنی را که او برایش محاسبه کرده بود و برابر با ستون آبی با ارتفاع مشخص بود داشته باشد.... آن زمان بود که نوری بر همه فیلسوفان طبیعی تابید. آنها آموختند که عقل ما تنها می تواند آنچه را که بر اساس طراحی خود ایجاد میکند، درک کند، و اینکه ما باید طبیعت را وادار کنیم به سوالات ما پاسخ دهد، نه اینکه به دامن طبیعت بچسبیم و اجازه دهیم او ما را راهنمایی کند. زیرا مشاهدات تصادفی محض را، بدون هیچ طرحی که از قبل فکر شده باشد، نمی توان با یک قانونی که عقل به دنبال آن است به هم ربط داد. 👤 کانت 📚 منبع: کتاب نقد عقل محض (ویراست دوم)، بخش مقدمه کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 جان بل، علیه «اندازهگیری» 🔵 در آغاز، فیلسوفانِ طبیعت میکوشیدند تا جهانِ پیرامون خود را درک کنند. آنها در مسیرِ این تلاش، به ایدهی بزرگی دست یافتند: طراحیِ موقعیتهایِ ساده مصنوعی که در آنها، تعداد عواملِ دخیل به حداقل کاهش یابد. تقسیم کن و پیروز شو، علوم تجربی متولد شد. اما آزمایش یک ابزار است و هدف همچنان باقی است، یعنی درک جهان. اگر بخواهیم مکانیک کوانتومی را صرفاً به عملیاتهایِ ناچیزِ آزمایشگاهی محدود کنیم، در واقع به این پروژهی عظیم خیانت کردهایم. یک صورتبندیِ جدی، نباید جهانِ پهناورِ بیرون از آزمایشگاه را نادیده بگیرد. 👤 جان استوارت بل 📚 منبع: John Bell. “Against ‘measurement’”. In: Physics world 3.8 (1990), p. 33. کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 استیون واینبرگ و پوزیتیویسم 🔘 بخش اول 🔵 پوزیتیویسم در تولد مکانیک کوانتومی مدرن نقش به سزایی ایفا کرده است. نخستین مقاله مهم هایزنبرگ در سال ۱۹۲۵ با این مشاهده آغاز می شود که « به خوبی معلوم شده است قواعد صوری زیربنایی (نظریه کوانتومی سال ۱۹۱۳ بور» برای محاسبه کمیت های مشاهده پذیری چون انرژی اتم هیدروژن را میتوان به شدت مورد انتقاد داد، از این نظر که عناصر اصلی آنها روابطی هستند میان کمیت هایی در اصل مشاهده ناپذیرند، از جمله مکان و تندی دوران الکترون». به خاطر پوزیتیویسم، هایزنبرگ در نسخه مکانیک کوانتومی اش تنها مشاهده پذیر ها را راه داد، از جمله آهنگ گذار خود به خودی اتم از حالتی به حالت دیگر بر اثر گسیل کوانتوم تابش. اصل عدم قطعیت که یکی از بنیادیترین روابط تعبیر احتمالاتی مکانیک کوانتومی است، بر شالوده تحلیل پوزیتیویستی هایزنبرگ درباره محدودیت هایی استوار است که هنگام اندازه گیری همزمان مکان و تکانه ذره با آن روبرو می شویم. 🔵 اگر چه پوزیتیویسم برای اینشتین و هایزنبرگ حائز اهمیت بوده است، اما همان قدر که سودمند بوده، آسیب هم رسانده است. اما پوزیتیویسم، برخلاف جهان بینی مکانیکی، همچنان هاله هیبت اش را حفظ کرده است تا همچنان بماند و در آینده آسیب رسان باشد. جورج گیل علت جدایی کنونی میان فیزیکدان ها و فلاسفه را پوزیتیویسم می داند. 🔵 در آغاز قرن بیستم، پوزیتیویسم در بطن مخالفت با نظریه اتمی جای داشت. قرن نوزدهم شاهد جان گرفتن شکوهمند دوباره ایده دیرین دموکریتوس و لئوسیپوس بود که ماده از اتم ساخته شده است و جان دالتون و امادئو آواگادرو و جانشینان شان با استفاده از نظریه اتمی توانستند قواعد شیمی، خواص گازها، و سرشت گرما را درک کنند. نظریه اتمی بخشی از زبان آن روزگار فیزیک و شیمی شده بود. با وجود این، پیروان پوزیتیویسم ارنست ماخ آن را به حساب انحراف از دستورالعمل علم می گذاشتند، زیرا اتم ها را نمی شد با هیچ روش قابل تصوری در آن زمان مشاهده کرد. پوزیتیویست ها حکم دادند که دانشمندان باید به گزارش نتایج مشاهده بپردازند، برای مثال بگویند که برای ساختن بخار آب به ترکیب دو حجم از هیدروژن و یک حجم از اکسیژن نیاز است و خود را با گمانه زنی هایی درباره ایده های متافیزیکی مشغول نسازند و نگویند که هر مولکول بخار آب متشکل است از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، چون نمیتوانند این اتم ها یا مولکول ها را مشاهده کنند. خود ماخ هرگز نتوانست با هستی اتم ها کنار آید. در سال ۱۹۱۰ که اتم گرایی را همگان پذیرفته بودند، ماخ در مناظره ای که با پلانک داشت، چنین می نویسد « اگر باور به هستی اتم ها تا این اندازه حیاتی است، آنگاه من از فکر کردن به روش فیزیکی چشم پوشی میکنم.من فیزیکدانی حرفه ای نخواهم بود و اعتبار دانشمندی ام را پس خواهم داد». 🔵 ایستادگی در برابر اتم گرایی اثر به ویژه ناخوشایندی در عقیم کردن مقبولیت مکانیک آماری داشته است. مکانیک آماری نظریه های فروکاهندگان است که گرما را بر حسب توزیع آماری انرژی های اجزای هر سامانه تعبیر میکند. تعمیم این نظریه در آثار ماکسول، بولتسمان، گیبس و دیگران یکی از پیروزی های علم قرن نوزدهم بود و پوزیتیویست ها در رد آن بدترین اشتباهی را مرتکب شدند که یک دانشمند می توانست بکند و آن این است که وقتی کامیابی صورت گرفت، آن را تشخیص ندهند. 📚 منبع: کتاب رویای نظریه نهایی، نوشته استیون واینبرگ کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371