وژین | VEJîN
Статистикаکانال رسمی مجلهٔ دو زبانهٔ کُردی-فارسی وَژین در تلگرام وَژین؛ اولین نشریهٔ مستقل کُردی با مرکزیت ارومیه مجلهٔ وَژین Kovara Vejîn Www.Instagram.com/vejinkovar صاحبامتیاز، مدیرمسئول و سردبیر، Xwedî, Berpirs û Sernivîskar @akamjahangiry
- Последний пост
- 11 июн.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🗞وقتی جنگ زندگیِ روزمره را تعلیق میکند؛ داستان دوچندان رنج زنان ✍گشین محمدی، دانشجوی رشتهٔ ارتباطات دانشگاه تهران، در گزارشی که برای «#وژین» ارسال کرده، تأثیرات غیرمستقیم جنگ بر زندگی روزمرهٔ خود و تعدادی از دوستانش را روایت میکند. ▫️محمدی میگوید: یکی از مهمترین پیامدهای اجتماعی جنگ، تبدیل ناامنی به بهانهای برای اعمال محدودیتهای بیشتر بر زنان است. در بسیاری از موارد، خانوادهها و حتی نهادهای اجتماعی با استناد به شرایط بحرانی، کنترل بیشتری بر زندگی زنان اعمال میکنند. این کنترل اشکال گوناگونی دارد؛ از محدود کردن رفتوآمد و سفر گرفته تا دخالت مستقیم در انتخابهای تحصیلی، شغلی و شخصی. ▫️او ادامه میدهد: در چنین فضایی، زنان بیش از گذشته مجبورند برای هر تصمیمی که به زندگی خودشان مربوط میشود، توضیح دهند یا رضایت دیگران را جلب کنند. بسیاری از دوستان من نیز تجربههای مشابهی داشتهاند. برخی حتی برای انجام کارهای شخصی نتوانستند به شهر دیگری بروند و در بسیاری از مواقع اجازه خروج از خانه را هم نیافتند. تعدادی دیگر فرصتهای شغلیشان را از دست دادند، چون خانوادههایشان حضور مستقل آنان را در شرایط موجود مناسب نمیدانستند. عدهای نیز از فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی کنارهگیری کردند، زیرا حضور در فضاهای عمومی خطرناک تلقی میشد. در همهٔ این موارد، جنگ عامل اصلی نبود، بلکه بهانهای شد برای تشدید محدودیتهایی که ریشه در ساختارهای عمیق اجتماعی و جنسیتی دارند. 🖇مشروح این گزارش را در Instant view بخوانید. Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
اما مسئله تنها به یک سوءتفاهم نظری محدود نمیشود. بخشی از مقاومت در برابر تغییر فرم ریشهای عاطفی و نوستالژیک دارد؛ فرمهای فرهنگی برای ما صرفاً مجموعهای از قواعد فنی یا زیباییشناختی نیستند، آنها حامل خاطرات جمعی، تجربههای زیسته و احساس تعلقاند. بسیاری از ما نخستین مواجهههای خود با فرهنگ کردی را از خلال همین فرمها تجربه کردهایم؛ از صدای سازها و شیوهٔ خواندن آوازها گرفته تا روایتها، تصاویر و رسومی که با آنها بزرگ شدهایم. به همین دلیل، هر پیشنهاد برای تغییر فرم گاه نه به منزلهٔ یک دگرگونی هنری، بلکه همچون تهدیدی علیه بخشی از حافظه و هویت جمعی احساس میشود. با این حال، شاید باید میان خاطرهٔ ما از یک فرم و ضرورت تاریخی آن تمایز قائل شد؛ ارزش عاطفی یک فرم لزوماً به معنای جاودانگی یا کارآمدی آن نیست، همانگونه که دوست داشتن خانهای قدیمی ما را ناگزیر به سکونت همیشگی در آن نمیکند. با این همه، در مورد فرهنگ کردی مسئله لایهای دیگر نیز دارد. فرهنگ کردی در طول دههها و حتی سدههای گذشته بارها در معرض مصادره، انکار و سرکوب قرار گرفته است؛ در چنین شرایطی، بسیاری از فرمهای فرهنگی تنها ابزارهای بیان هنری نبودهاند، بلکه به پناهگاههای حافظه و هویت جمعی تبدیل شدهاند. از این منظر، حساسیت نسبت به تغییر فرم را نمیتوان صرفاً نوعی محافظهکاری فرهنگی تلقی کرد؛ این حساسیت تا حدی واکنشی تاریخی به بیمِ از دست رفتن چیزی است که بارها در معرض حذف قرار داشته است. با این حال، شاید پرسش امروز این نباشد که آیا باید از این میراث محافظت کرد یا نه، بلکه این باشد که چگونه میتوان از آن محافظت کرد بیآنکه آن را در قالبهایی محبوس ساخت که دیگر توان برقراری ارتباط با مخاطبان جدید را ندارند. البته این به معنای بیاهمیت بودن محتوا نیست. فرم میتواند توجه را جلب کند، اما به تنهایی قادر به انتقال تمامی لایههای یک اثر فرهنگی نیست؛ آنچه فرم فراهم میآورد، امکان دیده شدن است، و اگر این امکان با محتوایی غنی، خلاقانه و زنده همراه شود، میتواند به شناختی عمیقتر از یک فرهنگ بینجامد. اما اگر به همان سطح از نشانههای هویتی محدود بماند، خطر آن وجود دارد که فرهنگ به مجموعهای از برچسبها و نمادهای پراکنده فروکاسته شود. شاید ارزش واقعی پدیدهٔ «Here Gulê» نیز نه در خود این قطعه، بلکه در پرسشی باشد که پیش روی ما قرار میدهد. این اثر نشان داد که در عصر الگوریتمها، دیده شدن یک فرهنگ تنها به اصالت، قدمت یا غنای تاریخی آن وابسته نیست؛ بلکه به توانایی آن در یافتن فرمهایی بستگی دارد که بتوانند در رسانههای مدرن دست به دست شوند. از این رو، «Here Gulê» را میتوان نه صرفاً یک ترند گذرا، بلکه نشانهای از چالشی بزرگتر دانست: چگونه میتوان عناصر اصیل فرهنگ کردی را در قالبهایی بازآفرینی کرد که با منطق ارتباطی جهان امروز سازگار باشند، بیآنکه در این فرایند هویت، پیچیدگی و غنای خود را از دست بدهند؟ Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🗞آنچه «Here Gulê» دربارهٔ فرهنگ کُردی به ما آموخت ✍️ نیهاد شیرزاد شنیده شدن قطعهٔ «Here Gulê» در مقیاسی فراتر از انتظار، فارغ از واکنشهای فراوان و متفاوتی که به دنبال داشت، برای جامعهٔ کرد تجربهای کمسابقه بود. جمعیتی قابل توجه در کشورهای مختلف، بدون آنکه معنای کلمات آن را بدانند، بخشی از این قطعه را زمزمه کردند و از آن در تولید محتوای خود بهره بردند. در نگاه نخست، این رخداد میتواند صرفاً دلیلی برای خرسندی از دیده شدن فرهنگ کردی باشد؛ اما اگر از هیجان اولیه فاصله بگیریم و با نگاهی انتقادیتر به این پدیده بنگریم، پرسشهای دیگری پدیدار میشوند: آیا همهگیر شدن یک قطعهٔ مبتنی بر هوش مصنوعی را میتوان موفقیتی فرهنگی دانست؟ آیا این اثر توانسته تصویری از فرهنگ کردی به جهان عرضه کند؟ و شاید مهمتر از همه، چرا چنین موفقیتی نصیب اثری مبتنی بر هوش مصنوعی شد و نه یکی از آثار اصیل و ریشهدار موسیقی کردی؟ پاسخ به این پرسشها نیازمند توجه به چیزی فراتر از محتواست. هر اثر فرهنگی، افزون بر آنچه میگوید، دارای فرم مشخصی نیز هست؛ ریتم، طول، ساختار تکرار، قابلیت برش خوردن، بازترکیب شدن و امکان بازنشر در بسترهای مختلف. در رسانههای جدید، که الگوریتمها بر اساس میزان ماندگاری، توجه و قابلیت اشتراکگذاری تصمیم میگیرند چه چیزی بیشتر دیده شود، برخی فرمها بهطور طبیعی شانس بیشتری برای انتشار پیدا میکنند. آنچه «Here Gulê» را متمایز میکند، نه صرفاً استفاده از هوش مصنوعی، بلکه طراحی آگاهانهٔ فرم اثر بر مبنای منطق همین رسانههاست؛ این قطعه کوتاه، تکرارشونده، بهیادماندنی و بهسادگی قابل استفاده در ویدئوهای کوتاه است، ویژگیهایی که آن را برای گردش در فضای الگوریتمی شبکههای اجتماعی به گزینهای ایدهآل تبدیل میکنند. از این منظر، موفقیت «Here Gulê» را میتوان بیش از آنکه نتیجهٔ غنای محتوایی آن دانست، حاصل پیوند میان یک فرم مؤثر و چند نمایهٔ فرهنگی محدود اما قابل تشخیص تلقی کرد. در این میان، واژهٔ «کرمانجی» نقشی فراتر از یک جزء معمولی در متن ترانه پیدا میکند؛ برای بخش بزرگی از مخاطبان جهانی، تشخیص کردی بودن یک قطعه صرفاً از طریق شنیدن زبان آن آسان نیست، و چهبسا اگر این واژه در اثر حضور نداشت، هویت فرهنگی آن برای بسیاری از شنوندگان نامشخص باقی میماند. «کرمانجی» در نتیجه همچون یک نشانه یا برچسب هویتی عمل میکند که مخاطب از طریق آن اثر را به فرهنگ کردی نسبت میدهد؛ اما اهمیت این نشانه در آن است که در فرمی قرار گرفته که با منطق انتشار رسانههای دیجیتال سازگاری کامل دارد. ریتم، تکرارپذیری و قابلیت بازتولید اثر باعث میشود این نمایهٔ فرهنگی برجستهتر و ماندگارتر شود؛ شاید بتوان گفت فرمِ مناسب قادر است نمایههای فرهنگی را غنیسازی کند و این کار را نه از طریق افزودن محتوای تازه، بلکه با افزایش قابلیت دیده شدن، به خاطر سپرده شدن و گردش آنها در حافظهٔ جمعی به انجام میرساند. این نکته ما را به پرسشی گستردهتر رهنمون میکند. اگر چند مصرع شعر، یا یک واژه میتوانند در قالبی مناسب به نمادی فرهنگی تبدیل شوند، آیا مسئلهٔ اصلی بسیاری از محصولات فرهنگی کردی کمبود محتواست یا ناتوانی در یافتن فرمهای سازگار با شرایط رسانهای مدرن؟ موسیقی، ادبیات و هنر کردی از نظر تاریخی و فرهنگی غنای قابل توجهی دارند، اما اغلب در قالبهایی تولید و عرضه شدهاند که برای گردش در محیطهای رسانهای جدید طراحی نشدهاند. در مقابل، «Here Gulê» نه به دلیل برخورداری از محتوایی پیچیده، بلکه به دلیل سازگاری فرم خود با «سازوکارهای انتشار مدرن» توانست به مخاطبانی دست یابد که بسیاری از آثار جدیتر هرگز به آنها دسترسی پیدا نکردهاند. اما مقاومت در برابر تغییر فرم از کجا میآید؟ ریشهٔ این مقاومت را شاید بتوان در یک سوءتفاهم بنیادی جستجو کرد: ما اغلب فرم یک اثر را همسنگ یا بخشی جداییناپذیر از محتوای آن میپنداریم، حال آنکه فرم هر اثر بیش از آنکه جوهری ثابت باشد، محصول امکانات و محدودیتهای زمانهٔ خویش است؛ از فناوریهای موجود گرفته تا شیوههای ارتباطی، سلیقهٔ عمومی و تجربهٔ زیستهٔ یک دورهٔ تاریخی. هنرمندی که قرنها پیش اثری میآفرید، فرم آثار خود را نه از میان انتخاب های نامحدود، بلکه از بین امکانات در دسترس زمانهاش برمیگزید. از این رو، وفاداریِ خدشه ناپذیر به فرمهای تاریخی یک فرهنگ لزوماً به معنای وفاداری به روح و محتوای آن نیست؛ چهبسا اگر همان هنرمند امروز میزیست، همان مضامین را در قالبهایی کاملاً متفاوت بیان میکرد. در این معنا، گاه آنچه به نام پاسداری از اصالت حفظ میکنیم، نه خود فرهنگ، بلکه شکل تاریخی و موقتیِ ظهور آن است.
🗞بازگشت شبحوار کُردهای روژآوا 🎙دکتر محمدکریم محمدی، دکتری جامعهشناسی سیاسی ▫️روایت ناسیونالیستی از تاریخ شکلگیری دولتهای ملی در خاورمیانه، گفتمان کنفدرالیسم دمکراتیک و بدیل دولت-ملت/پرسیار Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🗞نجات کردستان سوریه ✍صلاحالدین خدیو با توافق امروز نیروهای سوریهٔ دمکراتیک و دمشق، کُردها توانستند بخشی از دستاوردهای ارضی و سیاسی خود را حفظ کنند. این مصالحه، نقطهٔ پایانی بر نگرانیها دربارهٔ آیندهٔ کردستان سوریه نهاد و حد یقف مطامع سیاسی دولت ترکیه را هم معین کرد. مداخلهٔ سیاسی آمریکا و فرانسه و آمادگی کُردها برای مقاومت در برابر پیشروی نیروهای دولتی، محور دمشق - آنکارا را وادار به مصالحه نمود. در این میان، لایحهٔ نجات کُردها کە توسط دو سناتور دمکرات و جمهوریخواه به مجلس نمایندگان آمریکا برده شد، نقشی کارساز ایفا نمود. در این لایحه به ضرورت تحریم دولتها و اشخاصی اشاره شده که علیه کُردهای سوریه به عنوان متحدان قدیمی در مبارزه علیه داعش به اعمال فشار و تهدید میپردازند. اگر از برخی ابهامات مهم بگذریم، متن امروز به مراتب از پیش نویس هفتهٔ گذشته بهتر است، حتی از توافق سال گذشته میان شرع و مظلوم عبدی که کُردها در موقعیت مستحکمتری آن را امضا کرده بودند. بر اساس توافق امروز، موجودیت نظامی مستقل کُردها در قالب یک لشکر در حسکه و یک تیپ در کوبانی محفوظ میماند. امری که ترکیه با آن سرسختانه مخالفت میکرد و امروز هم هاکان فیدان با احتیاط و ناخرسندی ضمنی دربارهٔ آن سخن گفت. ساختارهای اداری کانتونهای کُردنشین با حفظ چارچوب اصلی، زیر نظر دمشق قرار میگیرند. مدارک تحصیلی مدارس و دانشگاهها که در ده سال گذشته توسط دولت خودمختار کُرد اداره شده، توسط دولت مرکزی به رسمیت شناخته میشوند. نیروی پلیس صرفاً از ساکنان محلی خواهد بود و روی بازگشت آوارگان کُرد به شهرهای اشغال شده توسط ترکیه تأکید شده است. کُردها برای تضمین توافق روی میانجیگری آمریکا و فرانسه حساب کردەاند. لایحهٔ دو حزبی نجات کُردها، اگر در کنگرهٔ آمریکا به صورت قانون در آید، به یک مکانیسم نهادی مهم جهت اجرای این توافق مبدل میشود. مهمتر از آن اما، حفظ واحدهای مدافع خلق در قالب یگانهای مستقل زیر نظر ارتش سوریه است که میتواند دست دمشق را برای زدن زیر میز ببندد و یک اهرم حفاظتی در دست اقلیت کُرد باشد. روی کاغذ، این میزان از خودمدیریتی، قابل مقایسه با اختیارات گستردهٔ اقلیم کردستان عراق نیست. اما در عمل باید منتظر ماند و دید که سیر امور چگونه پیش میرود و با ورود متغیرهای جدید و حوادث تازه چه پیش میآید. هنوز ساختار دولت مرکزی کاملاً شکل نگرفته و دقیقاً معلوم نیست، سوریهٔ آتی چگونه کشوری خواهد بود. باید توجه داشت که میان کردستانهای سوریه و عراق، تفاوتهای مهمی وجود دارد. کردستان عراق از لحاظ جمعیت، مساحت و اهمیت با بخش کوچک کُردنشین سوریه قابل قیاس نیست و انتظار کسب دستاوردی مشابه آن منطقی به نظر نمیرسد. مضاف بر آن، خودمختاری کُردها در عراق در یک دورهٔ ویژهٔ انبساط نظم بین المللی بدست آمد. دورانی مغایر با انقباض کنونی که نه تنها شاکلەهای نظم لیبرال پس از جنگ دوم جهانی در حال تحلیل است، بلکه اصل اولویت حق بر قدرت هم زیر سوال رفته است. تصرف سرزمینهای اوکراین توسط روسیه، لغو خودمختاری تاریخی کشمیر توسط هند، تهدید تایوان توسط چین و حتی الغای خودمختاری نخجوان از سوی آذربایجان، نمونههایی از دوران انسداد و انقباض عصر کنونیاند. به این فهرست پایان قریب الوقوع سلطهٔ سرزمینی حزبالله و حماس بر جنوب لبنان و غزه و بسط قدرت دولتهای ملی را بیفزایید. با این حسابکتابها، کسب یک شخصیت حقوقی توسط کُردهای سوری در قالب کیانی نیمهخودمختار را نباید دست کم گرفت. فراموش نکنیم که در یکصد سال گذشته دولتهای متوالی بعثی و عربی حاکم بر دمشق، همواره با سرسختی از پذیرش عنصر کُرد و جغرافیای کُردی در سوریه سرباز میزدند و آن را زائدەای از تحولات جغرافیای انسانی ترکیه در اثنای تحولات جنگ اول جهانی میخواندند. درست مانند ناپلئون که برای اثبات دعاوی ارضیاش، هلند را حاصل رسوبات رودخانەهای فرانسه مینامید. با این تفاصیل پیشرفتی بزرگ پدید آمده و دستکم به صورت ناقص، در جنگل جهانی کنونی، حق بر قدرت پیروز شده است. Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
#عکس_روز 🗞تصویر نیکولاس مادورو در ناو «یواساس ایووجیما» که ترامپ منتشر کرده است. Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🗞در میانهٔ رقص و اعتراض / وقتی تهران در وضعیت بحران اقتصادی (تورم و فقر) اعتراض میکند، چرا کوردها بهجای همراهی، برای بارش برف به رقص (هەڵپەڕکێ) و شادی میپردازند؟ ✍سردار فتوحی، جامعهشناس این پرسش، اگر صرفاً در سطح «شادی» و «اعتراض» فهمیده شود، به سوءتفاهمی اخلاقی میانجامد: گویی گروهی «نمیفهمند» و گروهی دیگر «آگاهاند». اما مسئله، نه فهم و نفهمیدن، بلکه تفاوتِ زیستجهانها، حافظههای تاریخی و افقهای انتظار است؛ تفاوت در شیوهای است که رنج، تجربه و معنا میشود. نخست باید به نسبت کوردستان با طبیعت توجه کرد. کوردستان نه دارای تکنولوژی است، نه اقتصاد مستقل از طبیعت، و نه شبکهای از انباشت سرمایه. زیست آن بهطور بنیادین به طبیعت گره خورده است: آب، باغ، کشاورزی، دامداری و… . اما این وابستگی صرفاً اقتصادی نیست؛ طبیعت در اینجا حامل معنا و هویت است. برف، برای چنین اقتصادی، نشانهای از تداوم و بقاست؛ نشانهای از اینکه چرخهٔ زندگی—با همهٔ فشارها—هنوز کار میکند. در چنین بستری، شادی از برف، شادیِ سادهلوحانه نیست، بلکه نوعی تصدیقِ هستی در برابر فرسایشِ مداوم زندگی است. دولتهای مدرن بر پایهٔ علم و اندیشهٔ مدرن بنا شدهاند. ازاینرو، علم و دولت مدرن میکوشند جهان را از طریق محاسبه، برنامهریزی و کنترل، قابل پیشبینی کنند. شهروند مدرن انتظار ثباتِ همراه با پیشرفت دارد. اما تورم، دقیقاً همین وعده را فرو میریزد. تورم، پیشبینیپذیری، برنامهریزی و ثبات را به چالش میکشد و از اینرو، خشم و اعتراض میسازد. در تهران (و برخی شهرهای دارای تکنولوژی تحمیلی)، ما بیشتر با فروپاشی این پیشبینیپذیری مواجهیم، زیرا ابزارهای مدرنیته در آنجا بیشتر وارد شدهاند. اما در کوردستان، برف دستکم یک چیز را قابل پیشبینی میکند: ادامهٔ حیات. برای جامعهای که طبیعت ستون اصلی زیست آن است، برف—حتی در دل تورم افسارگسیخته—نە نجات، بلکە بهمنزلهٔ تعلیق فاجعه و وقفهای در سقوط است. تورم فقط فقر نمیآفریند؛ بلکه سقوطِ استانداردِ زیستِ وعدهدادهشده را رقم میزند. اعتراض از همین شکاف زاده میشود: شکاف میان آنچه باید میبود و آنچه هست. در کوردستان، تورم در بستری دیگر معنا میشود. با وجود آنکه کوردستان بە نسبتِ تهران و بسیاری از شهرهای ایران فقیرتر است، اما توقعی متناسب با وعدههای مدرن وجود ندارد؛ زیرا حافظهٔ جمعیِ محرومیت، سرکوب، نابرابری تاریخی و حذف ساختاری، افق انتظار را از پیش تعدیل کرده است. این نه نشانهٔ رضایت است و نه سازش، بلکه صورتبندیِ متفاوتِ رنج است. رنج در کوردستان صرفاً اقتصادی نیست؛ ابعاد زبانی، فرهنگی، عدالت و ... را نیز دربرمیگیرد؛ چنانکه در اعتراضات ۱۴۰۱ آن را فریاد زدند. در چنین وضعیتی، شادی از برف نه انکار فقر و تورم است و نه انکار سرکوبهای فرهنگی؛ بلکه نوعی تسکینِ رنج است: لحظهای که همهچیز معلق میشود—مدرسه تعطیل میشود، بازار متوقف میشود و...—. این همان «منفیّت»ی است که آدورنو از آن سخن میگفت: لحظهای که واقعیت مسلط نمیتواند خود را تماماً تحمیل کند؛ شکافی کوتاه، اما معنادار. همچنین، تجربهٔ تاریخیِ اعتراض در کوردستان را نمیتوان نادیده گرفت. در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، اعتراضهای گستردهای شکل گرفت، پاسخ مؤثری دریافت نشد و با همبستگی سراسری نینجامید ، بلکه گاه به منبع واهمه—ترس از جدایی—برای فارسها بدل شدند. گویی هر اعتراض کوردها، مرکز را پریشان میکند. افزون بر این، بازگشتِ نوستالژیک و واهی به «آغوش رضاشاه» که در اعتراضهای چند روز اخیر دیده میشود، برای کوردها نه یک پناهگاه، بلکه یادآور خشونت تاریخی است، آغوشی که استخوانها را میشکند و تا پای مرگ میچلاند تا از تن خون بچکد. بنابراین همراهی با چنین افقهایی، بهمعنای بازگشت به آغوش همان نیروهایی است که حافظهٔ جمعی هنوز زخم آنها را حمل میکند. در اینجا، سکوت یا فاصلهگیری کوردها از اعتراضات، نه ناشی از بیتفاوتی، بلکه حاصلِ هوشیاری تاریخی است—چنانکه ترکها نیز در این زمینه آگاهانه عمل میکنند—. در چنین وضعیتی، پیوستن کوردها به این اعتراضات، میتواند بهمعنای تلاش برای بازتولید بندگی خود و نفی خود باشد. اعتراض در تهران بهسرعت در چرخهٔ تصویر، هشتگ و گفتار مشروع جای میگیرد؛ دیده میشود، تفسیر میشود و—حتی اگر سرکوب شود—بهمثابهٔ «اعتراضِ مشروع» به رسمیت شناخته میشود. اما در کوردستان، کُنش سیاسی از پیش با سوءظن رمزگذاری شده است. خشم، مطالبه و حتی سوگواری، بهسرعت به نشانهای از «خطر برای وحدت ملی» تقلیل مییابد. در چنین میدان نابرابریای، شادی—حتی شادی از برف—خود به تاکتیکی برای بقا بدل میشود: زبانی دوپهلو که هم «بودن» را حفظ میکند و هم از مجازات سیاسی میگریزد. این همان وضعیتی است که آدورنو به عنوان «زیستن در دل سلطه» توصیف میکند. 📱@vejinkovar
🗞سرمایهگذاری در بستر اعتماد شکل میگیرد ✍️ شفیع بهرامیان ▫️به سرانجام نرسیدن کلنگزنی طرح یک میلیون قطعهای مرغداری گوشتی در منطقه «دشتبیل» اشنویه، هشداری جدی برای هر دو سوی ماجراست: هم مسئولان دولتی و هم جوامع محلی. این نخستین پروژهای نیست که در گام اول با سد مقاومت جماعات محلی روبهرو میشود و اگر رویکردها تغییر نکند، آخرین آن نیز نخواهد بود. ▫️تجربه نشان میدهد هر فرایند توسعهای که فاقد گفتوگوی واقعی، شفافیت فنی و مشارکت ذینفعان محلی باشد، حتی با وجود توجیه اقتصادی، در عمل با دیوار سخت «بیاعتمادی» برخورد میکند. برای پیشگیری از چنین تنشهایی، رعایت چند نکته ضروری است: ▫️دولت و سرمایهگذار باید ارزیابیهای زیستمحیطی، بهداشتی و اقتصادی طرحهای بزرگمقیاس را پیش از هر اقدامی، بهصورت مکتوب و شفاف در اختیار مردم قرار دهند. حضور رو در رو در میان روستاییان و تبیین اثرات طرح بر زندگی آنها، «پیوست اجتماعی» جداییناپذیر هر پروژه است. ▫️ علاوه براین سرمایهگذار باید از فیلتر دقیق «اهلیتسنجی» در بحث تمکن مالی و آورده نقدی عبور کند تا شائبههایی مانند تغییر کاربری اراضی ملی و تملک برای هدفی غیر از تولید یا رها کردن پروژه به شکل نیمهتمام از بین برود. تعریف سهم مشخص اشتغال برای بومیان و فازبندی پروژه جهت کاهش اثر روانی تصرف اراضی، کلید اصلی پذیرش اجتماعی آن است. بجای ۲۸ هکتار که بار روانی بالایی بر مردم روستایی عموما دامدار دارد ای کاش در فاز اول مساحت کمتری مورد تملک و بهرهبراری قرار میگرفت و در صورت موفقیت اولیه، اقدام به توسعه فازهای بعدی و تملک این مقدار از منابع ملی میشد. این امر راحتتر مورد پذیرش مردمی که اکنون ذینفع طرح بودند قرار میگرفت. ▫️مطالبهگری حق طبیعی مردم است، اما این مسیر زمانی به نتیجه میرسد که «هدفمند» و «مستند» باشد. ورود زودهنگام به مذاکرات با مسئولان و سرمایهگذاران، درخواست تضمینهای کتبی برای حفظ منافع و منابع آبی و زیستمحیطی و پافشاری بر جبران خسارتهای احتمالی، راهکار بسیار بهتری نسبت به توقف کامل هرگونه فرصت اقتصادی برای مردم است. ▫️سرمایهگذاری پایدار تنها در بستر «اعتماد متقابل» جوانه میزند. مسئولین باید توسعه را «با مردم» پیش ببرند نه در تقابل یا در حاشیه دیدن آنان. بدون این همافزایی(مردم-مسئولان) بزرگترین پروژههای میلیاردی نیز در همان نقطه آغاز و در زیر خاک کلنگزنیهای نافرجام، متوقف خواهند ماند. Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
وژین | VEJîN pinned a file
🗞Fayla PDF ya hejmara hejdehan ya kovara Vejînê 🗞فایل پیدیاف شمارهٔ هجدهم مجلهٔ وژین Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🎙وتارێکی کورت، لەسەر فیلمی «هیس! کچان قسە ناکەن» بە بۆنەی ڕۆژی دژ بە توندوتیژی لە سەر ژنان 🗣سەردار فتووحی، کۆمەڵناس Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🗞۹ دانشآموز کانسپی در آستانهٔ ترک تحصیل: کوهستان و سرما، سد راه آموزش ▫️نُه دانشآموز دورهٔ متوسطهٔ اول در روستای «کانسپی» از توابع بخش صومای برادوست شهرستان ارومیه بهدلیل ناتوانی خانوادههایشان در تأمین هزینهٔ رفتوبرگشت روزانه به مدرسه، در آستانهٔ ترکتحصیل قرار گرفتهاند. ▫️این دانشآموزان که از روستاهای همجوار برای ادامه تحصیل به مدرسهٔ خیّرساز روستای «کانسپی» میآیند، طی هفتههای اخیر با دشواریهای جدی در مسیر آموزش مواجه شدهاند. به گفتهٔ والدین، مسیر طولانی و کوهستانی بین روستاها سبب شده هزینهٔ حملونقل روزانه بهطور چشمگیری افزایش یابد و تعدادی از خانوادهها دیگر توان پرداخت هزینهٔ سرویس را نداشته باشند. ▫️برخی از والدین اظهار داشتند که فرزندانشان ناچارند مسیر چند کیلومتری بین روستاها و مدرسه را بهصورت پیاده طی کنند، امری که با توجه به شرایط جغرافیایی منطقه و سرمای زودرس پاییز، خطرات زیادی برای آنان به همراه دارد. ▫️مدرسهٔ روستای «کانسپی» از مدارس خیّرساز منطقه است و در سالهای گذشته نقش مهمی در تداوم تحصیل دانشآموزان روستاهای اطراف ایفا کرده است. با این حال، نبود حمایت در زمینهٔ هزینههای ایابوذهاب اکنون ادامه فعالیت آموزشی ۹ دانشآموز را با تهدید جدی مواجه کرده است. ▫️فعالان اجتماعی و فرهنگی منطقه از خیّرین و نهادهای حمایتی خواستهاند با مشارکت در تأمین هزینه سرویس دانشآموزان، از ترک تحصیل آنان جلوگیری کنند. به گفتهٔ این فعالان، چنین اقدامی میتواند الگویی از همبستگی اجتماعی و حمایت از آموزش در مناطق مرزی کشور باشد. ▫️مسئولان محلی نیز اعلام کردهاند که پیگیریهای لازم برای جلب حمایت نهادهای خیریه و آموزشوپرورش در دستور کار قرار دارد تا زمینهٔ ادامه تحصیل این دانشآموزان فراهم شود. Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🎙Di fîlmên kurdî de karesat dubare dibin 🗣Dr.Ce'fer Ehmedî, civaknas û lêkolîner di bernameya ekran û rexneya kurtefîlma "Zar û Zêmar" li Ûrmiyeyê de sînemayê wek zimanekî civakî destnîşan dike ku hest û gotin li ser wê tên dariştin. ▫️Li gorî dr.Ehmedî fîlmên kurdî karesatên ku li kurdan hatinî qewimandin, dubare dikin. ▫️Wî bal kişand ser karîgerîya neyînî ya derhêner, Behmen Qubadî - ku ev rêbaz bi wî li sînemaya kurdî destpê kir- ya li ser sînemaya Kurdî û rêbaza wî bir li jêr kêra rexneyê. 🖇Vê gotarê di fayla dengî ya li jor de guhdarî bikin. Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🗞«زانا ۲۴» به جرگهٔ رسانههای استان آذربایجانغربی پیوست ▫️هیأت نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلسهٔ اخیر خود، مجوز انتشار پایگاه خبری «زانا ۲۴» را صادر کرد. ▫️«زانا ۲۴» با صاحبامتیازی و مدیرمسئولی نجیب عبدمجدی، در زمینههای اجتماعی و فرهنگی به زبانهای فارسی، کُردی و آذری با مرکزیت ارومیه و رویکردی تحلیلی و برخط (آنلاین) فعالیت خواهد کرد. ▫️نجیب عبدمجدی، از خبرنگاران با سابقه و فعال استان آذربایجانغربی است و هماکنون رسانهٔ «هاناخبر ارومیه» را هم مدیریت میکند. Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🎙پادکست: برداشتن گام نهم صلح ترکیه و کُردها 🗣اردشیر پشنگ، سردبیر فراتاب ▫️تا دستیابی به صلح چند گام دیگر لازم است؟ ▫️چرا اردوغان بدنبال صلح نهایی تا پیش از سال ۲۰۲۷ است؟ ▫️نگاهی گذرا به تاریخ خونین سرکوب، انکار و جنگ با کُردها از تاسیس جمهوری ترکیه تا به امروز ▫️تاثیر فرآیند صلح با پکک بر آینده روابط کُردهای روژئاوا و دمشق Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🗞وژین منتشر شد ▫️هجدهمین شمارهٔ مجلهٔ اجتماعی-سیاسی وژین منتشر شد و از امروز در کافینت و چاپ لاوانِ شهرک دانشگاه(واقع در ورودی شهرک فجر سپاه)، کتابفروشی بدیعالزمان زیوه و از فردا بر روی پیشخوان کیوسکهای مطبوعاتی در دسترس علاقمندان است. ▫️علاقمندانی که تمایل دارند به صورت تلفنی شمارهٔ هجدهم مجله را خریداری کنند، میتوانند با شماره تلفن زیر تماس حاصل فرمایند. 🗞Vejîn derket ▫️Hejmara 18ê ya kovara civakî-ramyarî ya Vejînê hate belavkirin û ji îro pê ve li kafînêt û çapa Lawan, pirtûkxaneya Bedî'oilzemana Zêwe û ji sibê pê ve li ser kiyoskên rojnameyan li ber destê welatîyan e. ▫️Welatîyên ku dixwazin hejmara 18ê ya kovarê bi rêya telefonê bikirin, dikarin bi vê hejmara li jêr ve peywendîyê bigirin. 📲09304973282 Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🎧 پۆدکاستی نەریتی کوردی 🎤 وتووێژ لەگەڵ دکتۆر مەسعوود بینەندە، دکتۆرای کۆمەڵناسی ▫️پێناسەیەک له نەریتی کوردی ▫️توانست و پوتانسیەله کانی نەریتی کوردی ▫️نەریتی کوردی و گوتاری پزیشکی و تەندرووستی ▫️نەریتی کوردی و پرسی ژنان/پرسیار Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
دَستار | آغاز چرخ اندیشه «دَستار» در زبان کوردی، نام آسیاب دستی است؛ همان ابزاری که با دستان زنان روستا و کوهستان میچرخید تا دانهی گندم را به بلغور و آرد بدل کند. اما فراتر از یک ابزار ساده، دستار نماد چرخهای است که انسان را از خامی طبیعت به پختگی فرهنگ رساند. صدای خُرد شدن دانهها در دل خانهها و غارها، نخستین موسیقی کار و زندگی در سرزمینهای زاگروس و مزوپوتامیا بود؛ جایی که انسان نخستین بار آموخت از زمین نان بگیرد، و از کار، معنا بسازد. @destar_kom در این پهنۀ کهن، از کوهستانهای زاگروس تا دشتهای دجله و فرات، دستار نخستین چرخ تمدن بود؛ چرخِ آرامی که بعدها در چرخ خیاطی، چرخ کوزهگری و چرخ فکری انسان تداوم یافت. این چرخ، نه فقط دانه را، بلکه زمان را میچرخاند؛ و هر بار که سنگ آن بر سنگ میسایید، خاطرهای از تکرار و تداوم در ذهن انسان میکاشت. دستار را میتوان یکی از نخستین نشانههای عقلانیتِ کار و تقسیم نقش اجتماعی دانست بهویژه در خانه و با محوریت نقش زنان، چون آسیابکردن عمدتاً کار زنان بود و با اقتصاد خانگی گره خورد. از همین رو، در اسطورهها و فولکلور، «آسیاب» اغلب نماد زایش، تداوم، و چرخهی زندگی است. @destar_kom در شمال بینالنهرین و زاگرس شرقی (زاگروس)، سنگهای سایندهی ابتدایی کشف شدهاند که احتمالاً نخستین شکل دستار بودهاند. دَستار در حقیقت، تمثیلی از خودِ اندیشه است: حرکتی پیوسته، که از سایش و صبر زاده میشود و از دل تکرار، معنا میسازد. در فرهنگ کوردی، صدای دستار یادآور حضور زن، خانه و زندگی است. دستانی که دانه را میسایند، در حقیقت جهان را به گردش درمیآورند. در ترانههای دنگبێژی و روایتهای کهن، دستار گاه با زمین، گاه با مادر، و گاه با چرخهی سرنوشت پیوند دارد. در این فرهنگ، دانهای که در دل سنگ خرد میشود، میمیرد تا نان شود؛ چنانکه اندیشه نیز از دل تضاد و سایش معنا میگیرد. @destar_kom از همین معنا، نام «دَستار» برای این صفحۀ ما برگرفته شده است: رسانهای که میخواهد چرخ اندیشه را بچرخاند؛ نه به تندیِ ماشین، بلکه به آرامی و دقتِ دست. اینجا قرار است دانههای خامِ ایدهها، نظریهها و نقدها را در سنگِ گفتگو و تأمل بساییم تا از دلشان آردی از معنا برآید. «دستار» تلاشی است برای بازگشت به ریتمی که فراموشش کردهایم: ریتم اندیشه، کار، و تداوم. ما در زمانهای زندگی میکنیم که سرعت، جای عمق را گرفته است؛ در حالی که آسیابِ فرهنگ، جز با صبر نمیچرخد. این صفحه، دعوتی است به بازنگری در هنر، ادبیات و جامعه، از منظر تجربهی انسانی در جغرافیایی کهن: زاگروس و مزوپوتامیا، زادگاه نخستین چرخها، نخستین نانها، و نخستین روایتها. @destar_kom در «دستار»، نقد ما نه تخریب است و نه تمجید؛ بلکه کوبیدن و سائیدنِ اندیشههاست، تا آنچه اصیل است از پوسته جدا شود. ما باور داریم که فرهنگ، همانند دانهی گندم، هنگامی زاده میشود که خرد شود، ترکیب یابد، و در گرمای گفتگو پخته شود. به این چرخ خوش آمدید چرخی که از دل کوهستان میآید و میخواهد اندیشه را دوباره به کار اندازد. اینجا «دَستار» است: صدای آرام کار، صدای خُرد شدن خامی در دل سنگِ آگاهی. @destar_kom
🗞استاندارد دوگانۀ تندروهای تُرک: «مرگ خوب است، اما برای همسایه» ✍️ شایان هوشیار، فعال مدنیِ تُرک ▫️دیروز تیم فوتبال «هور اسپور ارومیه»، که متعلق به رستوران هور و برادر بزرگوارم، آقای بهرام خدایی است، در جریان رقابتهای جام حذفی بر نفت مسجد سلیمان پیروز شد. هواداران شعار «بژی ارومیه» هم میدادند، که شعاری زیبا بهکُردی است و بهمعنای «زنده باد ارومیه». این امر به مذاق جریانات تندروی تُرک خوش نیامده؛ طوری که بازی تمام نشده، شانتاژهای رسانهایشان شروع شد و گفتند چرا باید شعاری کُردی در ارومیه سر داده شود؟ انسان بُهتش میبرد از چرایی و چیستی منطق این گزارهای که بیشتر به جوک میماند. ▫️بعداً چند عکس و ویدئو از صورت دو کودک منتشر شد، منقش به پرچم اقلیم کردستان، که البته معلوم نبود ساختگی یا واقعی است و اساساً متعلق به چه زمانی و کدام بازی است. تندروهای تُرک با برجستهکردن این، خواستند طرفداری کُردها از تیم فوتبالشان را تخطئه کنند و بگویند درد اینها ورزش نیست، بلکه استفادهای ابزاری از ورزش است برای منافع و مقاصد سیاسیِ تجزیهطلبانه. انگار نه انگار خودشان سالهاست شفاف میگویند: «نه توپدور، نه گلدور، تراختور میللی یولدور». در مقابل، کُردها مدعی شدند این عکسها و ویدئوها ساختگی است. من اما مستقل از اینکه آن عکس و ویدئوها ساختگی بودند یا نه، گفتم اساساً مسئله این نیست. بلکه موضوع اساسی، رویکرد و شکل مواجهۀ تندروهای تُرک با مسائل و پدیدههای اجتماعی و سیاسی است، که از هر جهت که نگاه کنیم، نمیتوانیم یک سر سوزن، رد و نشانی از اخلاق، انسانیت، درستی و راستی در آن پیدا کنیم. هر چه که است، خلاصه میشود در بیماری حاد و خطرناکی بهنام ایدئولوژیزدگی، تعصب کور، پمپاژ گفتمان نفرت و خشونت، دگرستیزی و مستقیم نبودنشان به هیچ صراطی. شاید هم این یک بیماری نیست و سود و نفعی از تعمد در نفهمیدن عاید و نصیبشان میشود. اَللهُ اَعلَم. ▫️حرف من این بود که درستی یا غلطیِ اهتزاز بیرقهای بیگانه یک بحث است و رفتار با استاندارد دوگانه هم بحثی دیگر. تندروهای تُرک معتقدند «اؤلوم خوشدور، اما قونشویا». در منطق آنان، اگر در مسابقۀ ورزشی، جشن نوروز، عروسی یا عزا، پرچم اقلیم کردستان نمایش داده شود، این آخرِ تجزیهطلبی است و کمترین سزایش مرگ. اما اگر در روز روشن، در استادیوم سهند تبریز، یا جشن قهرمانی تراکتور، بیرقهای جمهوری آذربایجان و ترکیه بر افراشته شود، این نهتنها کار بدی نیست، که حجتی متقن و مسلم است مبنی بر خلوص نیت، قصد خدمت و دلسوزی برای میهن. اما اگر قرار است اهتزاز پرچمی بهجز پرچم ایران مترادف با تجزیهطلبی، نقض حاکمیت ملی و دهنکجی به تمامیت ارضی باشد، نباید فرق کند آن پرچم، چه پرچمی است. اگر این بد است، باید هم پیرامون اقلیم کردستان صدق کند، هم شامل پرچمهای ترکیه و آذربایجان شود. اما تندروها میگویند «خیر، کُردها اگر پرچم کردستان را بلند کنند، خائناند. ولی ما اگر پرچمهای ترکیه و آذربایجان را بلند کنیم و دستانمان را هم به شکل گرگ خاکستری، که نشان رسمی سازمان ملیگرای افراطی نئوفاشیستِ پانترکها در ترکیه است، در آوریم، خادمیم». همینقدر مهمل و مضحک. ▫️گذشته از این، هیچ عقل سلیمی نمیتواند بپذیرد شعارها و اقدامات طرفداران تیم تراکتور با شعارها و اقدامات تیم هور اسپور حتی قابل قیاس هم است. هواداران هور چهزمانی، کجا و چهگونه پرچم اقلیم کردستان را بر افراشتهاند، بر علیه تُرکها شعار دادهاند و در روز روشن گفتمان خشونت، حذف و نفرت پمپاژ کردهاند؟ اما طرفداران تراکتور، تا دلتان بخواهد، پرچمهای ترکیه و آذربایجان را بهاهتزاز در میآورند، علیه کُردها، فارسها و ارمنیها شعار میدهند و با رکیکترین الفاظ بهدیگران توهین میکنند. ▫️بین تندروها، اخلاق و صداقت محلی از اعراب ندارد. آنها نمیتوانند حمایت آقای دکتر حاکم ممکان و خانم دکتر شهین جهانگیری بهعنوان نمایندگان کُرد ارومیه را از هور هضم کنند. در عین حال، از یکسو از ممکان و جهانگیری دعوت به حضور در ورزشگاه جهت حمایت از تیم نود ارومیه میکنند (که تیمی منتسب به تُرکهاست)، از سوی دیگر هم روی مبارکشان را آنطرف میکنند و انگار نه انگار که آقای سلمان ذاکر بهعنوان نمایندۀ تُرک ارومیه، زحمت به وجود پرخیر و قدوم مبارکشان ندادند تا یک تُکپا به استادیوم شهید باکری بروند و از تیم هور حمایت کنند. مبادا یکوقت اسباب تکدر خاطر خطیر ملوکانۀ ذات اقدس شهریاریِ تندروهای تُرک را فراهم آورند که چرا از یک تیم کُرد حمایت کردهاند. Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar
🗞Ji bo yekem car li Ûrmiyeyê bi rê ve diçe 🎬Ekrana taybet û civîna nirxandin û şirovekirina kurtefîlma “Zar û Zêmar” bi nivîskarî û derhênerîya Xecê Rêdûr, ji alîyên hiqûqî, civaknasî û derûnnasî ve. ▫️Ji ronakbîr û evîndarên çand û hunera kurdî tê xwestin ku di bûyerek cuda ya sînemaya serbixwe ya vî bajarî de beşdar bibin. ⏳Berwar: 1404/07/15 - 7ê Cotmehê - Sêşem ⏰Demjimêr: 17:00 heta 19:30 🏛Cih: civîngeha Çandî-Hunerî ▫️Beşdarî ji bo giştan azad e. Pênaseyek Nû Ji Civaka Kurdî ➖➖➖➖➖➖ 📱@vejinkovar