tgindex
"وراجی های مبهمی بالفطره"

"وراجی های مبهمی بالفطره"

Статистика
@verajebelfetrehперсидский

📍 تلخ‌تر از زهرمار زهرمار تر از تلخ https://t.me/BiChatBot?start=sc-32686-K7wOPbU

Последний пост
27 апр.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
360
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
400
20 постов
Вовлечённость
111,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • آدمیزاد ذره ذره به خفت عادت می‌کنه ها، کی فکر می‌کرد به زندگی آذر ماه غبطه بخوریم؟

  • без подписи

  • نه از سوگ می‌میرم، و نه ترمیم پیدا می‌کنم

  • چهل روز گذشت، چهل روز و شب نفس کشیدیم زندگی نکردیم؛ بمیرم برای دل پدر و مادری که دیگه فرزندی نداره، برای فرزندی که پدر مادر نداره برای خواهر/برادری که خواهر برادرش رفته برای اونی که عشقش جلوی چشماش پر پر شده؛ انقدر زیاد بودید که هنوز فرصت نشده برای هرکدومتون چندبار بمیرم؛ هیچ وقت با هیچ چیز دیگه جای شما پر نمیشه و این خشم و کینه از بین نمیره، فراموشتون نمی‌کنیم.

  • без подписи

  • без подписи

  • 6 февр.343из dieFolgewidrigkeit

    فردا هجدهم بهمن است. یک ماه پیش از فردا، هزاران نفر، بی آن‌که بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفش‌های خود را بستند، برای آخرین بار گفتند:«نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار، مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچ‌وقت بازنگشتند.

  • без подписи

  • مدت‌هاست محکومم به قوی بودن، به پرت شدن و خم به ابرو نیاوردن،‌ به رقصیدن های طولانی بعد از غمِ جان‌کاه؛ من به ایستادن جوری که کسی حتی به افتادنم هم شک کند عادت دارم

  • без подписи

  • ۱۱۷۸۰

  • без подписи

  • без подписи

  • اگه دلتون میاد ناراحتم کنید واقعا دیگه دوستون ندارم، یعنی لازم نیست حتما انجامش بدید همین که دلتون بیاد دیگه ندارم؛ مگه به چند نفر اجازه میدم دلمو بشکنن که همونا هم از همه بیشتر بشکنن؟

  • без подписи

  • البته فکر کنم بهش میگن ماهاگونی🪄

  • درود بر تصمیم های ناگهانی، دو روزه تصمیم گرفتم موهامو شرابی کنم و تادا🍷

  • خاک بر سرت جمهوری اسلامی جدای از همه کثافت کاری های دیگه‌ت، هر چند ماه یک‌بار هم باید با ترس این که فردا بیدار نشیم بخوابیم

  • без подписи

  • شلوار رنگی میپوشم تا یادم بره چقدر ناراحتم