یٰاغَریبــــ..🕊️
Статистика«تکیهی مجازی یاغریب» ✒️استفاده از متن نوشتهها بدون حذف #به_قلم_غریب و بدون ایجاد تغییر بلامانع است. ارتباط با اَدمین؛ @Gharib128_bot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 46
- Всего постов
- 150
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 168
- 1/48двое суток
- 192
- 1/72трое суток
- 207
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چگونه قاتل زهرا امامِ خلق شود؟! مدینه مُرد، شرف نیست، یا علی تنهاست چگونه مهر بورزم به آن ستمگستر که دود آتش او دور خانهی زهراست
میانِ سوختگانِ غمَت، اَجَل میگفت: «که طالب است مرا؟» گفتمَش: «بیا که منم ... » -شریفِتبریزی
امام صادق علیه السلام: «هیچ روزی مانند روز مصیبت ما در کربلا نیست اما روز سقیفه و آتش زدن خانه اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و زينب و ام كلثوم و فضة و قتل محسن با لگد بسیار بزگتر و تلخ تر است. چون آنروز روز اصل و ریشه و اساس همه مصیبتها از جمله کربلاست.»
#هجوم_اول #تورق_تاریخ برایِ تشییع و تدفین نیامدند! در مُحلّی به نام «سقیفه بنی ساعِده» دورِ هم جمع شده بودند... تا ردایِ خلافت را از شانههایِ جانشینِ برحقّ رسولِ خدا بدزدند! آخرش هم، بعدِ سه روز... در روز اوّل ربیعالاوّل... پیکرِ مطهّرِ خاتم انبیاء... توسطِ امیرالمؤمنین علیهالسلام غریبانه به خاك سپرده شد؛ حتی برایِ عرض تسلیت هم نیامدند! بودند اما عدّهیِ کمی از مهاجر و انصار... که غدیر را فراموش نکرده و... به اعتراضِ غصبِ حقِ علی علیهالسلام در خانهیِ مولایشان بَست نشسته بودند! آبِ غُسل و کفنِ رسولِ خدا خشك نشده بود... که اهلِ سقیفه... درصددِ شکستنِ تحصُّنِ آنها راهیِ خانهیِ وحی شدند؛ ملعونِ اوّل دستور داده بود؛ «اگر مقاومت کردند جنگ راه بیاندازید» ملعونِ دوّم هم خطاب به حضرت صدیقه گفته بود؛ «اگر اجتماعِ این افراد در این خانه ادامهدار شد خانه را بر آنها به آتش میکشم!» به دستورِ غاصبِ اوّل؛ -عمر ابن خطاب به همراه برخی افراد از جمله: -خالد بن ولید -أسید بن حضیر -سلمة بن أسلم به خانهیِ مولا هجوم بردند! ملعونِ دوّم بر سرِ اهلِ بیت پیامبر فریاد کشید که: «قسم به کسی که جانم در دستِ اوست؛ یا اهالیِ خانه برایِ بیعت خارج میشوند یا خانه را با هر که در آن است به آتش میکشم!» حضرتِ صدیقه اما پشت در آمدند و همهی آنها را... تهدید به نفرین کردند! بعد هم برایِ حفظِ جان امیرالمؤمنین به برخی از مُتحصّنین دستورِ خروج دادند چند تن از بستنشینان ... به قصدِ مقابله با ملعونِ دوّم بیرون آمدند امّا در نهایت... اهلِ سقیفه همهیِ آنها را دستگیر کرده و برایِ بیعتِ اجباری ... نزدِ ملعونِ اوّل بردند اما... همچنان دنبال بیعت از امیرالمومنین بودند ! #به_قلم_غریب ـادامه دارد... پ.ن؛ منابع: -خصال شیخ صدوق، ج۲، ص۴۶۱ -بحار الانوار مجلسی، ج۲۸، ص۲۰۸ -العقد الفرید ابن عبد ربه، ج۵، ص۱۴ -الاحتجاج شیخ طبرسی، ج۱، ص۸۰ -تاریخ طبری، ج۲، ص۴۴۳ -الاختصاص شیخ مفید، ص۱۸۶ -المصنّف شیخ صنعانی، ج۷، ص۴۳۳
без подписи
لیلة المبيت است و شب بسیار مبارکیست.
لیلة المبیت... فیضِ بیداریِ وقتِ سحرم دستِ علیست!
без подписи
السلامُ عليك یا مُحسنِ بن علي (علیهمالسلام)
ربیع نیست گمانم مُحرّم حسن است!
без подписи
#احتیاج اشك... گواه است که قلب.. دربارهی آنچه دیده... دروغ نمیگوید! قلب... برایِ تپیدنش.. به تنفّس احتیاج دارد! من... فقط وقتی بلدم نفس بکشم که پایِ نامِ محزون تو درمیان باشد.. من... روز و شب و خواب و بیدارم... غیر از غم غریبِ تو نیست.. تو... احتیاجِ رگهای قلبِ منی. من... بدونِ تو بودن را.. دور از تو نفس کشیدن را... شبِ بیگریه را.. بلد نیستم؛ نمیخواهم بلد باشم. خواستم بگویم من... با قلبم... زیرِ بارانِ اشك تو را نفس کشیدهام و... از تهِ قلبم به تو مُحتاجم! #به_قلم_غریب ِ مُحتاجِ آغوشَت #محرم_الحرام_١٤٤۸ #اباعبدالله
#عزیزم_حسین سنّ و سالَت که بیشتر میشود میفَهمی کسی را به بهانهای خواستن، بها ندارد.. که عشق اگر عشق است باید بی قید و شرط... محضِ معشوق باشد و بس ! سنّ و سالَت که بیشتر میشود میفهمی بعضی از کلماتَت.. بعضی از احوالات قلبیَت .. باید فقط مختصٍ یکنفر باشد ! میفهمی دوری و نزدیکی.. فراق و وصال ..آنقدر هَم مهم نیست.. همینکه جایی جز درِ خانهی عشق نباشی.. عشق است.. ! حسین جان! ما عمرمان به پایِ روضههای تو رفته .. از ما گذشته تو را، به بهایِ بهانه بخواهیم.. عزیزم ! این کلمه راستش را بخواهی کنارِ اسمِ کسی جز تو نمینشیند.. تو #عزیزم_حسین ِ همهی مایی و ما فقط برایِ تو بلندبلند گریه کردیم فقط برایِ تو شبها تا گرگ و میشِ سحر به سر و صورت زدیم.. و صبحها با خورشید به استقبالِ روضهَت رفتیم.. حالا تو بخواه تا لحظهلحظههایِ این روزگارِ غریب را در پناهِ پرچمَت ... زیر خیمهَت... درِ خانهیِ تو به عشق .. به عاقبت بخیریِ نگاهت ... نفس بکشیم.. #به_قلم_غریب ِ آشنای تو ! .. غیر از غلامیِ تو به دردی نمیخورم بیرون کنی به فاطمه بیکار میشوم..
#حلالم_کن حقِ غمَت را نمیدانم؛ شرطِ مُحبّت اما... از غمِ یار جانسپُردن بود پس کسی را که دوستت دارد حلال کن... که روزگارِ دور از تو چنان نفسش را گرفت... که حتی جان نداشت برایت بمیرد. #به_قلم_غریب
без подписи
یااباعبدالله! وَ أَوْجِبْ لَنَا عُذْرَکَ عَلَى مَا قَصَّرْنَا فِیهِ مِنْ حَقِّ حُزنك وَ ابْلُغْ بِأَعْمَارِنَا مَا بَیْنَ أَیْدِینَا مِنْ شَهْرِ المُحرّم الْمُقْبِلِ یااباعبدالله! عُذرِ تقصیرِ ما را در اداىِ حقِّ غمت بپذیر و ... و عمرِ ما را تا مُحرّم دیگر دراز کن.
بودیم پیشِ دوست ولیکن زِ راهِ دور...
امام رضا کارش با نگاه هست.
без подписи
без подписи