🇮🇷🍂آ کادمی شـٖٖعـۘۘ℘ـر و دڪٖٖـۘۘ℘ـلـۘۘمٖٖـۘه🎙🇮🇷
Статистика✨️لطفا چنل آکادمی شعر و دکلمه و سناریورا به دوستان خودمعرفی کنید https://t.me/+P9QI7AgofbBhNTY0 https://t.me/zarmnbar
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 38
- Всего постов
- 940
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 56
- 1/48двое суток
- 64
- 1/72трое суток
- 69
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔴 الو سلام دردت به جونم، خوبی دوردونه قلبم ،لعنتی دلم واست لک زده قرار بود بیای ببینمت پس چی شد؟! بچگیاتم اینجوری قول میدادی.؟؟؟ 🟢 سلام نفسسسم ،خوبم خودت چطوری عزیز دلم دلبر ناب دلم، من که از خدامه زندگی ،زودتر بیام تو بغلت باشم ،ولی خوب الان اخر ساله یکم کارام شلوغه دورت بگردم. 🔴 نخیرم قهرم،، نمیخوام این قوربون صدقه هاتو؛؛ ای کاش میدونستی چه عذابی میکشم از دوریت؛؛کاش تو اراک نبودی و تو شهر من بودی اونوقت هروز میومدم از دورم ک شده بود میدیدمت لعنتی. 🟢 آخه دردت به سرم ؛؛من غلت بکنم که بخوام تورو عذابت بدم ؛؛فکر کردی من تو فکرت نیستم!!فکر کردی هروزم چطوری شب میشه؟ مثل سکانس فیلما صدات؛؛ استیکرایی که میفرستی؛؛ گیفای عاشقانت؛؛استیکرایه خنده دارت؛؛ شعرهایه قشنگت که ارسال میکنی؛؛وچتایی که باهم کردیم؛تو ذهنم رد میشن؛ اره من روزمو باتو شب میکنم با اینکه خودت نیستی ولی یادت همیشه همراهمه. 🔴 عه دیونه خدا نکنه؛ با تمام این حرفایی که گفتی بازم دلیل نمیشه باهات اشتی کنما؛؛ فقط دوس دارم واقعی بیای پیشم نه اینکه بشم سکانس فیلمی ک گفتی؛؛ پس زودتر کاراتو اوکی کن بیا که تشنه بغل کردنتم؛؛ و اینکه دیگه خودت میدونی. 🟢 اخه اولین و اخرین دوردونه قلبم؛ من بهترین جایی که میتونم باشم الان ؛؛تو آغوش توعه که آرزوشو دارم و بهش نرسیدم هنوز؛؛ راستی اگه منو ببینی چیکار میکنی تو برخورد اول؟؟ 🔴 آخ الهی ک من قوربونت بشم نفسمممم؛؛ ببین محمد من اگه تورو ببینم؛؛ هرجا میخواد باشه؛؛ بغلت میکنم و میبوسمت مهمم نیست کی اونجا باشه؛؛ گفته باشما تازه جای روجمم باید پاک نکنی. 🟢 لعنت بهت لعنتی ؛؛اومدیم و یه اشنایی اونجا بود و مارو دید؛؛ اونوقت هنوزم این کارو میکنی ؟ 🔴 ببین محمد آشنا ،،غریبه،، اصلا هرکی میخواد اونجا باشه باشه ،،مهم نیست برام میدونی.چرا چون مهم ترین شخص زندگیم اومده چی فکر کردی. 🟢 الهی که من فدای این زبونت بشم که مارو از لونش میکشه بیرون؛؛ اخه تا حالا کجا بودی؛؛ خدایا مرسی که نیمه گمشدم رو گذاشتی سر راهم. 🔴 عه خدا نکنه؛ بمونی برام دیونه ؛ من کجا زبون دارم اخه،، خیلی هم مظلومم دلتم بخواد . 🟢 شوخی کردم عشقم؛؛ ناراحت نشو ؛؛من کم کم برم به کارام برسم که زودتر تمومشون کنم و بیام برای دیدن تو دوردونه قلبم،اجازه میدی برم خانم خانما؟؟ 🔴 ناراحت نشدم؛؛ میدونم شوخی کردی،، تو تکون بخوری میفهمم میخوای چیکار کنی،، نخیر فکر کردی همینجوری میزارم بری؟ باید مالیات منو بدی آقااا. 🟢 اووو له له ؛؛ یادم باشه تکون نخورم پس؛؛ مالیاتم بهت میدم گل انارم ؛؛هرچی بخوای به روی تخم چشمام. 🔴 بعله پ چی فکر کردی؛؛ بوسم کن اول لپام هردو میشه 2تا؛؛ بعدش پیشونیم؛؛ بعدشم چونم؛؛بعدشم که میدونی که لبمممم؛؛ دیدی جه مالیات کم میگیرم. 🟢 به به؛ تا باشه از این مالیاتا تو فقط بیا از من مالیات بگیر دوردونه؛؛ خوب برم سریع نقدی حساب کنم؛؛ بوووس بوووس این از لپایه زیبات؛؛بووس این از پیشونیه قشنگتت؛بوس این از چونه کوچیک و نقلیت که فداش بشم؛اما بووووووس اخر دوس ندارم تموم بشه اصلا خخ اینم از لبای کوچیک و نازت که میمیرم واسشون دلبر. 🔴 آخخخخخ که چقد چسبید اون مالیات اخریت آقایی؛؛ خوب دیگه برو ب کارات برس نفسم ؛؛ببخش خیلی حرف زدم البته دلتم بخواد من باهات حرف بزنم. دوست دارم بوس به همه جات خدافظ. 🟢 ای ناقلا نوش جونت مالیاتم؛؛ از شیر مادر و نان پدر حلال ترت؛؛مرسی ک زنگ زدی زندگی؛؛ دورت بگردم خیلی هم شارژم کردی؛؛ مرسی ک هستی خانمم بمونی برام،، مواظب مراقبت باش . دوست دارم ب امید دیدار. #دلنوشته_محمد_اراکی _خانم( 🔴 ) +آقا (🟢 ) https://t.me/+P9QI7AgofbBhNTY0
🦢 #شعر 🦢 دین من دنیای من ای دلبر رعنای من من تمنا میکنم پیشم بمان زیبای من در دلم عشق تو دارم٫ کس نداند راز دل آرزویم وصل توست شیرین ترین رویای من در همه خواب و خیالم هستی و تنها نِیَم دوریت راحت نباشد دلبر گیرای من در تلاشم دست تو گیرم شبی در گوشه ای تو بخندی و شود سرخوش دل شیدای من آنقدر فریاد عشقم سر کشم تا بشنوی از همان راه و مسیر دوریت نجوای من من تو را خواهم ز جانم بیشتر باور بدار حاضرم جانم دهم خواهی طلب کن یار من در کمینند گرگها در انتظار طعمه ای غم مخور چوپان منم ای آهوی صحرای من من شدم عاشق مثال وامق و مجنون چرا؟ چون تویی معشوق من عذرا و یا لیلای من روز من با دیدن روی تو میگردد شروع همدمم ای روشنی بخش شب یلدای من با تو از کف داده ام من عقل و هوش چون به تو دارم یقین فرزانه دانای من در نبود تو ندارم من نشان هیچ ام بدان با تو بودن خوشتر است زیرا تویی معنای من در تلاشم تا برون آیم از این ظلمت شبی روشنی بخشی مرا مهتابِ در شبهای من من تو را روزی ببینم ناگهان میبوسمت چونکه بوسیدن از آن لبها بُوَد رویای من از خدایم بس تو را دارم طلب باشد همین من خریدار توام سودای بی همتای من با تو دنیا را نمیخواهم٫ ندارد ارزشی دارمت زین پس تویی امروز و هم فردای من https://t.me/+P9QI7AgofbBhNTY0
❄ #نمایشنامه ❄ «خواب شیرین» ♣️هر شب میام بالا سرت وقتی که خوابی ،،باهات حرف میزنم آهنگ نفساتو گوش میکنم ،،،،و بارها بارها دستاتو گرفتم،،، بردم به سرزمین قلبم چقدررررر،،، دیدنی میشی وقتی که خوابی ♦️ای جان دلم،،،،،منم وقتی که خوابم دلتنگت توام ،،،،،هر شب آرزو میکنم تو خواب تورو ببینم،، دلت منو میخواست،،، چرا بیدارم نکردی؟؟ ♣️دلم نیومد عزیزم ♦️من دلم میخواد هیچکس نباشه ،،،که وسط خوابم باعث بشه صدای قشنگ تو رو نشنوم دلم میخواد خودمو خودت باشیم یه دشت پر از گلای نرگس یه رودخونه کوچیک پر ماهی قرمز من باشم و بی کسی هام تو باشی و دلبری هات من باشم و حرفای خشکیده تو گلوم تو باشی و شیطنت هات😅😅😅 ♣️قربونت برم،،، من همیشه وقتی که خوابی، پاورچین میام نگات میکنم، با موج موهای خوشگلت،، عاشقی میکنم من هر شب پیش تو میشینم تا دل سیر نگات کنم بعد دو تا چایی میریزم باتو گپ میزنم من هر شب شعرهای شاملو،،شهریاروسهرابو میخونم برات ♦️دیشب خواب بودم ،،،دیدم توی یه دشت بزرگیم دلم میخواست تورو ببرمت بالای بالا اونجایی که همه ی،،، دشت زیر پاهامونِه،،، با هم یه جا رو نشون کنیم و بدویم و بدویم تا برسیم همونجا وقتی رسیدیم بیفتیم رو مخمل سبز چمن هاش و نفس نفس بزنیم منم پر کنم سینه ام رو از نفس های تو ♣️من که شبا میام پیشت میخوام برات کلی حرف بزنم تاآروم بخوابی،،، آخه خودت بهم گفته بودی که صدات ژلوفن،،،، تمام دردامو آروم میکنه ،،،الهی همه ی دردات به جونم،، میدونی افرا وقتی که خوابی هرشب اون چشمای خوشگلتو یواشکی میبوسم ♦️منم وقتی که تو،،،،، تو خوابمی دلم میخواد بیدار نشم ازین خواب ،که توش فقط منم و تویی منم و وصال تو تویی و موندنت تویی و نرفتنت من بودم و حنجره ای که هنوز قدیمی نشده تو بودی و یادگاری های زندگیمون من بودم و قربون صدقه هام تو بودی و ناز و نوازشت ♣️تو میدونستی من هر شب عاشقیمو تا خود صبح کش میدم و صبح آروم به خواب میرم تا شب بشه ،،،باز تورو داشته باشم ♦️کاش یجوری میشد آدم میخوابید و غرق رویای شیرینی میشد که تو واقعیت فقط براش آرزو شده کاش میشد از اون رویا بیدار نشم کاش من بمونم و تو و دشت آرزوهامون.... کاش و هزار تا ای کاش دیگه.... ♦️ خانوم ♣️اقا #افرا_پالیز https://t.me/+P9QI7AgofbBhNTY0
شدم درگیر چشمانت ، عجب جادوگری دلبر که من در هجر تو دارم ، چه چشمان تری دلبر تمام کوچه ی شهر ، خدا داند رصد کردم تو در بین پری رویان عزیز من سری دلبر تو انگاری خدا داده جمال حوریانش را چه اندامی چه لبهایی عجب سیمین بری دلبر همه دار و ندار من، فدای لعل لبهایت چه میشد می چشیدم من، از ان لبها بری دلبر کمان ابرو اسیرم من ،میان تار زلفانت سیه کردی تو روز من تو آیا دختری دلبر نه این دنیا نه آن دنیا، نمیخواهم دگر حوری ندارد حوریان هرگز ،چنین شور و شری دلبر هوس کردم که بگذارم، سرم بر شانه ات جانا از آن لبها تو میدادی، تو شهد و شکری دلبر خرامان میروی و من، برایت شعر میگویم ببین آهوی من دارم، پریشان دفتری دلبر تو رعنا قد نمیدانی، چه طوفانی بپا کردی نمیدانی زدی بر دل، چه خونین نشتری دلبر میان اینهمه دختر، ترا من آرزو کردم چه میشد میگشودی تو، برویم بستری دلبر بیا "رافغ" هوس کرده ، ببوسد روی ماهت را به آغوشم بیا امشب،، بکن تو دلبری دلبر #غفارحسین
ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟ کز زخمهٔ آن نه فلک اندر تک و تاز است آورد به یک زخمه، جهان را همه، در رقص خود جان و جهان نغمهٔ آن پردهنواز است عالم چو صدایی است ازین پرده، که داند کین راه چه پرده است و درین پرده چه راز است؟ رازی است درین پرده، گر آن را بشناسی دانی که حقیقت ز چه دربند مجاز است؟ معلوم کنی کز چه سبب خاطر محمود پیوسته پریشان سر زلف ایاز است؟ محتاج نیاز دل عشاق چرا شد حسن رخ خوبان، که همه مایهٔ ناز است؟ عشق است که هر دم به دگر رنگ برآید ناز است بجایی و به یک جای نیاز است در صورت عاشق چو درآید همه سوز است در کسوت معشوق چو آید همه ساز است زان شعله که از روی بتان حسن برافروخت قسم دل عشاق همه سوز و گداز است راهی است ره عشق، به غایت خوش و نزدیک هر ره که جُز این است همه دور و دراز است مستی، که خراب ره عشق است، درین ره خواب خوش مستیش همه عین نماز است در صومعه چون راه ندادند مرا دوش رفتم به در میکده، دیدم که فراز است از میکده آواز برآمد که: عراقی درباز تو خود را، که در میکده باز است # غزل ۲۶ # عراقی 🪷✨🪷
. چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر ناگاهان شود جان خصم جان من کند این دل سزای من سحرگاهی دعا کردم که جانم خاک پای او شنیدم نعره آمین ز جان اندر دعای من چگونه راه برد این دل به سوی دلبر پنهان چگونه بوی برد این جان که هست او جان فزای من #مولانا غزل شماره 1854 🌹჻ᭂ࿐❤️
شده در حسرت یک شانه ی محکم باشی زیر آماج بلا در پیِ مرهم باشی شده از دید همه صاحب یک قصر ولی ... در خودت ارگ فرو ریخته ی بـم باشی شده چون هرزه گیاهی به بیابان کویر سالها منتظر قطره ی شبنم باشی شده یک عمر درون قفسی حصر شوی؟ روز در برزخ و شب حبسِ جهنم باشی شده احساس کنی هست ولی نیست کسی دم به دم در تبِ یک حالت مبهم باشی غرقِ رویای کسی باشی و یادت نکند تو ولی در طلبش شهره ی عالم باشی بی وفا هستی و می دانم و ای کاش دمی پشت هر هق هق من شانه ی محکم باشی
دوستان عزیزم تشریف بیارید گروه آوای ستارگان اوقات خوبی رو در کنار هم بگذرونیم لطفا به لینک زیر جوین شوین 👇 https://t.me/+Z9Uzx6yXNaoyZWQ0
🇮🇷🍂آ کادمی شـٖٖعـۘۘ℘ـر و دڪٖٖـۘۘ℘ـلـۘۘمٖٖـۘه🎙🇮🇷 pinned «دوستان عزیزم تشریف بیارید گروه آوای ستارگان اوقات خوبی رو در کنار هم بگذرونیم لطفا به لینک زیر جوین شوین 👇 https://t.me/+Z9Uzx6yXNaoyZWQ0»
دوستان عزیزم تشریف بیارید گروه آوای ستارگان اوقات خوبی رو در کنار هم بگذرونیم لطفا به لینک زیر جوین شوین 👇 https://t.me/+Z9Uzx6yXNaoyZWQ0
💢 #دکلمه 💢 بیشتر از آنکه تصور کنی خیانت دیده ام وبیشتر از انکه باور کنی قلبم را شکسته اند اما تو.اما تو نه خیانت کردی و نه قلبم را شکستی تو جگرم را آتش زدی زبانم میگوید.زبانم میگوید به امید روزی که روزگارت سیاه تر از پر کلاغ تیره تر از غروب و غمگینتر از دم جدایی باشد. اما دلم میگوید به امید روزی که آشیانت بالاتر از آشیان عقاب چشم انداز نگاهت زیباتر از بهشت بر لبانت لبخند وصد هزار پری کنیزت باشند. تو که تازه رسیدی از گرد راه تو که تازه به دل ما رسیدی تو چجوری مارو دیوونه دیدی؟ تو چجور نقشه برامون کشیدی؟ عمریه عمریه که عاشق خداییه این دل ما آخر خط و باز فداییه این دل ما تو یکی بیاو از پشت دیگه خنجرش نزن ذالفقار عشقتو تو یکی برسرش نزن دل مارو تو دیگه در به در این در و اون درش نگن گل ما رو به خزونه تو باعشقت دیگه پرپرش نکن بیچاره خوش باورو ساده و پاک دل ما واسه یک ذره وفا عمری هلاک دل ما بیا با ما تو یکی از ته دل یار بشو راس راسی بیا باما عمری گرفتار بشو تو که تازه رسیدی از گرد راه تو که تازه به دل مارسیدی تو چجوری مارو دیونه دیدی تو چجور نقشه برامون کشیدی نکنه هوس گریبون دلت رو بگیره نکنه تا جون گرفت دوباره این دل بمیره نکنه اشک مارو تو هم بخوای دربیاری نکنه حوصلمونو تو بخوای سر بیاری ما دیگه حوصله ی حرفای پوچ و نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت کوچ و نداریم سر به سرم بزار ولی سر به سر دلم نذار یه باری از دوشم بگگیر مشکل رو مشکلم نذار نکنه اشک مارو تو هم بخوای در بیاری نکنه حوصلمونو تو بخوای سر بیاری ما دیگه حوصله ی حرفای پوچ و نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت کوچو نداریم. بیا با ما تو یکی از ته دل یار بشو راستی راسی بیا با ما عمری گرفتار بشو ای زاده ی هفت پشت اصالت ای زاده ی پشت اصالت در مکتب عشاق اگر این بود جوابت لعنت به تو و ذات خرابت ای شناگر قابل تو آب نمیدیدی بازیچه ی شبگردان مهتاب نمیدیدی ای زاده ی هفت پشت اصالت تفصییر تو این بود اگر از اصل نجابت لعنت به تو و ذات خرابت اینک تو این مرداب اینک تو این مهتاب بیداری اگر این است رفتیم دگر در خواب ای کرم بدن شب تاب به به چه قشنگی تو درین نقش بر آبت لعنت به تو و ذات خرابت رفتیمو ازین رفتن رفتیمو ازین رفتن بسیار تورا بخشیم آزادی و قلب تو بر رفتن ما خندید آن تازه رس نوبر گر حال مرا پرسید گو شکر خدا گفتمو راضی زه ثوابت لعنت به توو ذات خرابت بر اصل و نسب بالی ای اصل و نسب عالی ای کاش نبینی تو آن روز که پامالی ای عاشق پوشالی اینک تو و جولانگه مستان شرابت لعنت به تو و ذات خرابت ای عاشق پوشالی گفتم که گلی افسوس پاتا به سرت خاره ای بیخبرو مدهوش این مستی پیروزی چند است و نه بسیاره سقای هزار تشنه ی آواره سیراب شدند جملگی از آب سرابت لعنت به تو وذات خرابت در آیینه ات بنگر حیوان صفتی بینی هاشا مکنین باور این دست تو نیست اینی این است ترازوی عدالت تو پادشه مکرر و رذالت ارزانی ان تازه رس خوش قدو قامت تو پیش کشو قصه ی ماهم به سلامت ای زاده ی هفت پشت اصالت تفصییر تو این بود اگر از اصل نجابت لعنت به توو ذات خرابت پایان سخن بشنو این قائله شد از نو در مکت عشاق اگر این بود صبرو قرارم گر حوصله این بودو چنین پا به فرارم اینگونه اگر گربه صفت بودمو حاضر به جوابم لعنت به منو عشق و بر این ذات خرابم. مرحبا. مرحبا چه قلب سنگی داشتی تو چه دل شهر فرنگی داشتی تو مرحبا به این همه عشق و وفا چه دل زبر و زرنگی داشتی تو. . به خیالم که تو شاه پریونی باوفای خوب و پاکی مهربونی به خیالم که اگه وفا کنم من قدر این مهرو وفارو تو میدونی به خیالم که توی عصای پیریم توی دستات دستای منو میگیری به خیالم که در این عهد جوونی لحظه ای رو بی وجودم نمیمونی. . چه خیاله پوچ و چه فکر محالی همه قصه همه رویا همه واهی دنبال یه روزنه یه روشنایی گشتمو ندیدم اما جز سیاهی منو بگو چه ساده دل چه ساده و چه خوش خیال زیر چه ابر تیره ای باز کرده بودم پرو بال تورو بگو تورو بگو چه بی وفا انگار نه انگار بامنی نشستی با رقیب من حرف از محبت میزنی مرحبا چه قلب سنگی داشتی تو… #مسعود_فردمنش https://t.me/+P9QI7AgofbBhNTY0
از این روزگار نامرد میترسم از این آدمهای نقاب دار میترسم که هیچکس نمیدونه چقدر توی این زندگی کوفتی درد کشیدم. هیچکس نمیدونه چقدر از سرد بودنه. آدمای اطرافم سوختم. من از این روزگار نامرد هیچی نصیبم نشد بجز درد و دلتنگی و چند خط شعری که همه اش از درده دارم مینویسم که هیچی تسکین دردم نشد از آدمای اطرافم فاصله گرفتم. گوشه گیر شدم. چون واقعا مهرو وفایی ندیدم. منی که یه زمانی همه روم حساب میکردن. امروز تبدیل شدم به گوشه گیر ترین آدم. بجز دفتر و خودکارم هیچکس درکم نمیکنه. ولی باور کنین نبودنِ کسی یا رفتنِ کسی مثل قطع شدن دست میمونه. اما مشکل نداشتن دست نیست. مشکل یادآوریِ روزهایی که دست داشتی مشکل اینه که الان، به کمترین نشونی ازش راضی شدم. دلم میخواد دستم بخاره، بعد تو با اون یکی دستت منو نوازش کنی همین خودش دلیل زندگی من بود. که اکثر ماها مشکل نداشتن دست نیست نداشتنِ دلیل هست مشکل اعتمادهای شکسته شده است مشکل زندگی بین این آدمهای نقاب دار مشکل حرف ها الکی و پوچ است همه ی ما آدما تو زندگیمون یه هیچ داریم هیچی که از همه پنهونش میکنیم بخصوص اون موقع هایی که تویِ جمع نشستیم و تنهایِ تنها به نظر میرسیم. یهو یادش میفتیم و بغض میکنیم. ازت میپرسن چیزی شده. یه لبخند مصنوعی تحویلشون میدی و میگی نه هیچی مهم نیست خوب میشم. بعد مجبوریم هرجوری که شده بغضمونو قورت بدیم و نقش آدم های خوشحالو بازی کنیم. همه ی ما آدم ها از یه چیزی میترسیم. یه هیچی به وسعت قلب های دلتنگمون همون هیچی که باعث میشه موقع دلتنگی بغض کنیم ، اونم یاد خاطره های خوب و بد این روزگار نامرد که باعث لبخندهای گاه و بی گاهِمون میشه. و توئه نامرد همون هیچ زندگیِ منی که توی این روزا در نبودت از خودمم میترسم. سهم من از این روزگار نامرد تو بودی که اونم چه بی رحمانه ازم گرفتنش میدونی رفیق بیایم مهربون باشیم یاد بگیریم کلید باشیم نه قفل نوازش باشیم واسه هم نه سیلی با هم بخندیم نه به هم راه باشیم نه سد درک کنیم نه ترک نمک لحظه هاباشیم نه نمک زخمها دست هم و بگیریم نه پشت پا بزنیم قدر همدیگرو بیشتر بدونیم. که این روزگار نامرد به هیچکس وفا نکرده. #مهــدی_محمـــودی https://t.me/+P9QI7AgofbBhNTY0
♣ #دکلمه ♣ ساعت دوازده و نیم شب بود. همانطور که داشت رختخوابش را برای خوابیدن مرتب میکرد تماس گرفت و من درحالی که داشتم خسته و بیحوصله درب خانه را باز میکردم، جواب دادم. گفت: خواستم قبل خواب صدایت را بشنوم. گفتم: من تازه رسیدهام خانه و تازه میخواهم شام بخورم، به حسابها رسیدگی کنم و بعد بخوابم، آن بخش از زیستنِ من که آرامشِ خانه را میطلبد و چای دم میکند و لباسهای رزمش را در آورده، تازه شروع شده و فقط دقایق و ساعتی فرصت جولان دارد. صدایش را آرامتر کرد تا بقیه بیدار نشوند و گفت: حالا فهمیدی چرا من دوست ندارم آدمِ موفقی باشم و دلم بیشتر از همینی که دارم نمیخواهد؟! گفتم: خوب است که اینقدر میفهمی، در جهان خیلی ها هستند که هم نمیفهمند و هم نمیخواهند بفهمند! آنان که هم داشتههای آدمهای تلاشگر و موفق را میخواهند، هم دلشان نمیخواهد رختخواب نرم و خواب آرام شبانگاه و صبحهنگامشان را ترک کنند. هم میخواهند به دستاوردهای متفاوت و ارزشمندی برسند، هم دلشان نمیخواهد با سختیها و مشکلات دست و پنجه نرم کنند. خوابش گرفتهبود و زیاد حرفهای مرا نمیفهمید. خداحافظی کرد و گفت فردا حرف میزنیم. به آینه نگاه کردم و به انسانِ درون آینه که اگرچه خسته و از هم پاشیده، اما راضی بود و به این فکر کردم که در جهان، هرکدام از ما دارد راه خودش را میرود و به سبک و سیاق خودش روی پا مانده و خوشحال است. آنچیزی که مرا آرام میکند، دنیای تو را بهم میریزد و آنچیز که تو را آرام، دنیای مرا. ما شبیه به هم نیستیم و همین شبیه نبودنهاست که زیباست. خوابم گرفتهبود، قهوهای نوشیدم تا قدری بیشتر بیدار بمانم، هنوز کارهایم تمام نشدهبود... #نرگس_صرافیان_طوفان https://t.me/+P9QI7AgofbBhNTY0
قیامت می ڪند بلبل ، زِ دیدار ڪَل رویت غزل میخواند از شوق نشستن بر سر ڪویت ادا و عشوه و نازت، به یغما میبرد دل را هزاران عاشق بیدل، ڪَرفتاران ڪَیسویت...!! استاد_شهریار 🍁🍁
✨اجرای روح نواز از غزل زیبای مولانای جان ✨ دیوان شمس | غزل شماره ۱۸۶۷ 🌹🌹 ای جانَک من چونی؟ یک بوسه به چند ای جان؟ یک تَنگ شکر خواهم زان شِکَّرِ قند، ای جان ای جانکِ خندانم، من خوی تو میدانم تو خوی شکر داری بِاللَّه که بخند ای جان من مَرد خریدارم، من میل شکر دارم ای خواجهٔ عَطّارم، دکّان بِمَبَند؛ ای جان بر نام و نشان او، رفتم به دکان او گفتم که سلامٌ علیک، ای سرو بلند ای جان هر چند که عَیّاری؛ پر حیله و طَرّاری این محنت و بیماری، بر من مپسند ای جان از بهرِ دل ما را، در رقص درآ یارا وز ناز چنین میکن؛ آن زلفِ کمند ای جان ای پیشروِ خوبان، ای شاخِ گل خندان بنمای که دلبندان، چون بوسه دهند ای جان من بنده بر این مَفْرَش، میسوزم من خوش خوش میرقصم در آتش مانند سپند ای جان #مولانا 🪷✨🪷
اگر عاشق کسی دیگر شوم، دیگر همانند گذشته دلتنگ ات نمی شوم . حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمی کنم . در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاری ست ، چشمانم پُر نمی شود . تقویم روزهای نیامدنت را هم دور انداخته ام . کمی خسته ام ، کمی شکسته . کمی هم نبودنت مرا تیره کرده است . اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفته ام . تنها “خوبم” هایی روی زبانم چسبانده ام . مضطربم . فراموش کردن تو علی رغم اینکه میلیونها بار به حافظه ام سر می زنم و نمی توانم چهره ات را به خاطر بیاورم ، من را می ترساند . دیگر آمدنت را انتظار نمی کشم . حتی دیگر از خواسته ام برای آمدنت گذشته ام . اینکه از حال و روزت باخبر باشم ، دیگر برایم مهم نیست . بعضی وقتها به یادت می افتم ، با خود می گویم : به من چه ؟ درد من برای من کافی ست .... آیا به نبودنت عادت کرده ام ؟ از خیال بودنت گذشته ام ؟ مضطربم . یا اگر عاشق کسی دیگر شوم ؟ باور کن آن روز تا عمر دارم تو را نخواهم بخشید .. . #ازدمیر_آصف https://t.me/+P9QI7AgofbBhNTY0
پنجشنبه است و یاد درگذشتگان♡ 🍃🌸 خوشا آنانکه با عزت ز گیتی، "بساط خویش" برچیدند و رفتند زِ کالاهای این آشفته بازار، "محّبت" را پسندیدند و رفتند.. روان همه درگذشتگان شاد و یادشان گرامی باد..🍃 ❤️🩹❤️🔥💔
سلام صبح بخیر 🗓 پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ چیزی که خدا برات کنار گذاشته سهم هیچکس نمیشه عجله نکن 🌤 ❤️🩹💔
به تعداد فرصتهای دوبارهای که به یه آدم میدید، دارید از ارزش خودتون کم میکنین.. ❤️🩹❤️🔥💔
«امنیت عاطفی در رابطه» یعنی اینکه حتی وسط بدترین بحثها، میدونی که قرار نیست ترک بشی و این آخرش باشه… ❤️🩹❤️🔥💔