tgindex
زی‌زی‌گولوی آس‌وپاس

زی‌زی‌گولوی آس‌وپاس

Статистика

هنر می‌خوانم، عکس میگیرم، کلمه‌بازی میکنم و سعی میکنم نفس بکشم. | . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1429912239 . playlist : @lesonge

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
11
Всего постов
30
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 177
+17 за 4 дн.
Сутки
+5
+0,43%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
565
30 постов
Вовлечённость
48,0%
к подписчикам
Постов в день
1,6
всего 30
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
409
1/48двое суток
468
1/72трое суток
505

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • مهمان آمد. مهمان با دستِ پر آمد.

  • دخترِ تولدی.

  • بیا تا ابد ژانر لیوان‌ ستاره‌ای رو ادامه بدیم.

  • مهمان آمد. مهمان با دستِ پر آمد.

  • без подписи

  • تنصیف اموال واقعا ناراحت‌کننده‌ست. بذار گلدون سبزه مال من باشه به‌جاش اون تابلو خوشگله مال تو.

  • استاد بهم گفت فرض کن خودت منبع نوری. اینجوری بودم که معلومه که هستم.✨✨✨

  • 10 авг.удалён 13 авг.

    بچه‌ها همین الان برای استاد راهنمام این پیام رو ارسال کردم «😬😬😬»؛ چون درد هزینه‌های احتمالی پروژه رو در یه سری اندام‌های غیرحیاتیم حس کردم.

  • 10 авг.удалён 13 авг.

    پروژه‌ی نهاییم آن‌چنان کانسپت باحال و خفنی داره که خدا فقط بهم اراده‌ی کافی بده برای خوب اجرا کردنش.

  • یه دوست هم داره که به پسرا هیت می‌ده که اون خودش یه دنیا هنره.❤️‍🔥

  • یا نمی‌دونم حداقل دوست خیاط پیدا کنید برای خودتون. من یه دوست دارم هم خیاطه هم آشپزه هم نقاشه هم نجاره. شرط می‌بندم به زودی بنّا هم می‌شه.🩷🩷

  • 10 авг.1 08611

    بنظرم اولین مهارتی که در اسرع وقت باید یاد بگیریم خیاطیه. جدی جدی یه کفِ دست پارچه‌ی بدون الگوی فری‌سایز با دوتا کوک و بند از چپ و راستش رو دارن بالای یک تومن می‌فروشن و ما هم داریم می‌خریم. خَریم؟

  • بنظرم اولین مهارتی که در اسرع وقت باید یاد بگیریم خیاطیه. جدی جدی یه کفِ دست پارچه‌ی بدون الگوی فری‌سایز با دوتا کوک و بند از چپ و راستش رو دارن بالای یک تومن می‌فروشن و ما هم داریم می‌خریم. خَریم؟

  • مامانم از سرکار اومد خونه و گفت بوی غذایی که درست کردی تو کل راه‌پله‌ها پیچیده. از این به بعد هرچی گفتم بگید یس شف.

  • без подписи

  • از یه جایی به بعد به خودم اومدم و دیدم رو مبل کنار کتاب‌دعاهای مامان‌بزرگم نشستم و دارم با سلنا گومز و هالزی گپ می‌زنم. ازشون پرسیدم شما اینجا چی‌کار می‌کنید. مگه این تور فقط برای اودیسه و عواملش نیست؟ همین دی‌کاپریو هم سرجهازیه و نباید اینجا باشه. گفتن که نه قضیه از این قراره که فیلم فروش خیلی خوبی داشته و نولان یه پارتیِ سوپرایزی برگزار کرده به‌مناسبت همین قضیه. کل هالیوود هم دعوتن. دیگه مزاحم شما شدیم. بعد من یه نگاه به مت دیمن و دی‌کاپریو کردم که پیژامه‌های آقاجونم پاشون بود و یه نگاه به ان هتوی کردم که داشت سبزی پاک می‌کرد، و بعد به سلنا گومز و آریانا گرانده نگاه کردم که انگار برای گرمی تیپ زده بودن. یهو در وا شد و کلی آدم ریخت داخل و ویترها گلس‌های شامپاین رو دست به دست می‌کردن و هیچکسم نبود که جمعشون کنه. منم بلند داد زدم: ما فردا اینجا روضه داریم!!!

  • دی‌کاپریو همچین انگار تو فکر بود تمام مدت. نمی‌دونم داشت به پیژامه‌ی آقاجونم که پاش بود فکر می‌کرد یا به این‌که من هنوز ۲۶ سالم نشده. خوشم نیومد ازش واقعا. یه‌جوری بود.

  • دیشب خواب دیدم محل اسکان عوامل تورِ فیلم نولان به مشکل خورده، بعد مامان‌بزرگم دعوتشون کرده بود خونه‌ش. هیچی دیگه تو کل خواب من و مت دیمن و ان هتوی و دی‌کاپریو و سلنا گومز نشسته بودیم وسط هال مامان‌بزرگمینا داشتیم سبزی پاک می‌کردیم برای آش روضه‌ی فردای مامان‌بزرگم.

  • دیشب خواب دیدم محل اسکان عوامل تورِ فیلم نولان به مشکل خورده، بعد مامان‌بزرگم دعوتشون کرده بود خونه‌ش. هیچی دیگه تو کل خواب من و مت دیمن و ان هتوی و دی‌کاپریو و سلنا گومز نشسته بودیم وسط هال مامان‌بزرگمینا داشتیم سبزی پاک می‌کردیم برای آش روضه‌ی فردای مامان‌بزرگم.

  • سال‌هاست به این نتیجه رسیدم که هرچقدر دیدار باکیفیت‌تر، تصاویرِ موجود ازش کمتر.