زيتون | Zeitoons@
Статистикаوبسايت خبری-تحليلی زيتون www.Zeitoons.com تریبونی «مستقل» با رویکردی حرفهای برای بازتاب اخبار، تحلیل و اندیشه. ایمیل: Sardabir.Zeitoons@Gmail.com تلگرام: @Zeitoons @Zeitoons :اینستاگرام توییتر:@Zeitoons فیسبووک:
- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2 378
- 1/48двое суток
- 2 725
- 1/72трое суток
- 2 939
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
رئیسجمهور درباره کشتار دیماه مسئولیت قانونی دارد مهدی ذاکریان، استاد دانشگاه، در یادداشتی که عبدیمدیا آن را منتشر کرده، با انتقاد از اظهارات اخیر رئیسجمهور درباره شمار کشتهشدگان اعتراضات دیماه، خواستار پاسخگویی او درباره مسئولیت قانونیاش در قبال این رویداد شد. ذاکریان با اشاره به سخنان رئیسجمهور که اعلامکنندگان آمار ۳۰ تا ۴۰ هزار نفری کشتهشدگان را «نامرد و وطنفروش» خوانده بود، پرسیده است که رئیسجمهور، با توجه به تاکیدهای مکرر خود بر قانون اساسی و نهجالبلاغه، چه وظیفهای در قبال حقوق شهروندان و پیگیری وضعیت قربانیان دارد. او در این یادداشت نوشته است که حتی بر اساس روایت رسمی حکومت درباره شمار کشتهشدگان ــ که آن را حدود سه هزار نفر عنوان کرده ــ رئیسجمهور باید گزارشی درباره روند رسیدگی به این پرونده و برخورد با مقامها و نهادهایی که در نتیجه «قصور، ترک فعل و تخلف» احتمالی آنان چنین فاجعهای رخ داده، ارائه کند. این استاد دانشگاه همچنین عملکرد رئیسجمهور را مورد انتقاد قرار داده و نوشته است که میان سخنان او درباره پایبندی به قانون اساسی و عملکردش در عمل فاصله وجود دارد. ذاکریان در پایان خطاب به خانوادههای دادخواه کشتهشدگان دیماه نوشته است که عدم پیگیری مسئولیت مقامهای مسئول، در آینده و در چارچوب مباحث مربوط به «عدالت انتقالی»، میتواند به عنوان سندی درباره نحوه مواجهه ساختار قدرت با حقوق قربانیان مورد بررسی قرار گیرد. مهدی ذاکریان، استاد حقوق بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران است.
مناقصه شهرداری ورامین برای «حمایت از تجمعات شبانه»؛ اجاره استیج، سیستم صوت و تلویزیون شهری تصویری از یک آگهی مناقصه شهرداری ورامین در فضای مجازی منتشر شده که از برگزاری مناقصهای با عنوان «حمایت از تجمعات شبانه در میادین و محلات سطح شهر» خبر میدهد. بررسی جزئیات این آگهی نشان میدهد موضوع مناقصه، تأمین تجهیزات و خدمات اجرایی برای برگزاری برنامههای شهری است. بر اساس اطلاعات درجشده در آگهی، این مناقصه بهصورت عمومی برگزار شده و محل اجرای آن شهر ورامین در استان تهران است. دستگاه مناقصهگزار نیز شهرداری ورامین معرفی شده است. در متن آگهی، عنوان مناقصه «حمایت از تجمعات شبانه در میادین و محلات سطح شهر» ذکر شده است. با این حال، بخش مربوط به شرح فعالیتها نشان میدهد خدمات مورد نیاز شامل اجاره سیستم صوت، استیج، تلویزیون شهری و دیگر تجهیزات اجرایی برای برگزاری برنامههاست. این مناقصه در رده خدمات قرار گرفته و از شرکتهای واجد شرایط برای ارائه خدمات مورد نیاز دعوت شده است.
رهبری در سایه؛ روایتهای متناقض درباره مجتبی خامنهای از کجا میآیند؟ در حالی که از زمان انتخاب مجتبی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی، هیچ تصویر یا فایل صوتی تازهای از او منتشر نشده، در هفتههای اخیر موجی از روایتها و گمانهزنیها درباره وضعیت او شکل گرفته است؛ از توضیح روزنامه همشهری درباره علت منتشر نشدن صدای رهبر تا ادعاهایی درباره نحوه دیدار مسعود پزشکیان با او و گزارشهایی درباره وضعیت جسمیاش. ماجرا از یادداشتی در روزنامه همشهری آغاز شد. این روزنامه نزدیک به حاکمیت، منتشر نشدن تصویر و صدای مجتبی خامنهای را ناشی از ملاحظات امنیتی دانست. این توضیح، به جای پایان دادن به پرسشها، به گسترش گمانهزنیها درباره شرایط رهبر جمهوری اسلامی دامن زد. اندکی بعد، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، از دیدار دو ساعت و نیمه خود با مجتبی خامنهای سخن گفت. او جزئیات چندانی از این دیدار ارائه نکرد، اما پیشتر نیز تأکید کرده بود که دیدار با رهبر جمهوری اسلامی بسیار دشوار است. پس از آن، حسین رزاق، فعال سیاسی، با اشاره به روایتهایی که به گفته او «دهان به دهان» میچرخد، مدعی شد دیدار پزشکیان با مجتبی خامنهای در یک آمبولانس در حال حرکت در قم انجام شده است. او همچنین ادعا کرد که به دلیل مسائل امنیتی، گفتوگو میان دو طرف بدون استفاده از صدا و به صورت مکتوب انجام شده و فردی نقابدار در جلسه حضور داشته است. رزاق هیچ سند مستقلی برای این ادعاها ارائه نکرده و این روایت تاکنون از سوی هیچ منبع مستقلی تأیید نشده است. همزمان، اظهارات قدیمی باقر خرازی درباره نقش و نفوذ مجتبی خامنهای در ساختار قدرت، بار دیگر در شبکههای اجتماعی و رسانهها مورد توجه قرار گرفته است؛ اظهاراتی که سالها پیش از رسیدن او به رهبری مطرح شده بود و اکنون دوباره به عنوان بخشی از بحث درباره نحوه اداره کشور بازنشر میشود. در تازهترین روایت نیز، ایرانوایر به نقل از منابع خود مدعی شده است که وضعیت جسمی مجتبی خامنهای مساعد نیست و احتمال اعلام خبر مرگ او وجود دارد. این گزارش نیز تاکنون از سوی هیچ منبع رسمی یا مستقل تأیید نشده است. مجموعه این روایتها، از گزارش همشهری تا ادعاهای حسین رزاق و ایرانوایر، تصویری از فضای ابهام پیرامون رهبر جمهوری اسلامی ارائه میدهد؛ فضایی که در آن اطلاعرسانی محدود رسمی، به شکلگیری و گسترش روایتهای تأییدنشده کمک کرده است. در چنین شرایطی، تفکیک میان خبر، گزارش و شایعه بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند و تا زمانی که اطلاعات رسمی و قابل راستیآزمایی منتشر نشود، به نظر میرسد این چرخه همچنان ادامه خواهد داشت.
برج مرداد است و بوی کودتا آید!
رییس جمهور: ارتباط با رهبر « بسیار سخت» است، اصل ۱۱۱ قانون اساسی: باید شورای موقت رهبری تشکیل شود اظهارات تازه مسعود پزشکیان درباره دشواری برقراری ارتباط با مجتبی خامنهای، بار دیگر پرسشهایی درباره نحوه اعمال اختیارات رهبری و سازوکارهای پیشبینیشده در قانون اساسی برای شرایط ناتوانی رهبر را مطرح کرده است. پزشکیان در گفتوگویی که به گفته دفتر ریاست جمهوری ضبط شده و از شبکه خبر صداوسیما پخش شد، گفت: «در حال حاضر امکان ارتباط با مجتبی خامنهای بسیار سخت است.» این سخنان در شرایطی مطرح میشود که مجتبی خامنهای از زمان انتخاب به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، تاکنون در انظار عمومی ظاهر نشده و درباره وضعیت جسمی یا نحوه اداره امور از سوی دفتر رهبری نیز اطلاعرسانی رسمی صورت نگرفته است. اصل ۱۱۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح میکند که اگر رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد شرایط لازم باشد، تا زمان تعیین رهبر جدید، شورای موقت رهبری متشکل از رئیسجمهور، رئیس قوه قضائیه و یکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، وظایف رهبری را بر عهده خواهد داشت. برخی حقوقدانان معتقدند اگر اظهارات رئیسجمهور به این معنا باشد که دسترسی به رهبر برای انجام وظایف و تصمیمگیریهای ضروری عملاً امکانپذیر نیست، این موضوع میتواند از منظر حقوق اساسی، پرسشهایی درباره شمول اصل ۱۱۱ و لزوم بررسی وضعیت رهبری از سوی نهادهای مسئول ایجاد کند. تاکنون هیچیک از نهادهای رسمی جمهوری اسلامی، از جمله مجلس خبرگان رهبری که مطابق قانون اساسی مسئول نظارت بر تداوم شرایط رهبری است، واکنشی به این اظهارات نشان ندادهاند و هیچ اعلام رسمی درباره ناتوانی رهبر یا آغاز فرآیندهای پیشبینیشده در اصل ۱۱۱ منتشر نشده است.»
در دوران مدیریت او، پنتاگون بسیاری از خبرنگاران باسابقه را از ساختمان خارج کرد، انتشار برخی آمارهای رسمی را متوقف یا بازنگری کرد و برای ماهها، با وجود درگیری نظامی، هیچ نشست خبری برگزار نکرد. نظریه دیکسون درباره اضطراب نسبت به مردانگی نیز بهوضوح در سیاستهای هگزت دیده میشود. دیکسون از اهمیت افراطی دادن به نشانههای ظاهری مردانگی، مانند مدل مو، و نیز تعصب عمیق علیه زنانی که وارد نقشهای سنتاً مردانه میشوند، سخن میگوید. این توصیف با سیاستهای هگزت درباره سختگیری بر ظاهر نظامیان، تأکید بر الگوی «جنگجوی مرد» و محدود کردن حضور زنان در برخی مسئولیتهای رزمی، شباهت قابل توجهی دارد. به باور دیکسون، فرماندهان اقتدارگرا معمولاً توانایی کمتری در درک نیت دشمن دارند و اغلب قدرت او را دستکم میگیرند. او این ویژگی را هنگام تحلیل شکست متفقین در سال ۱۹۴۰ مطرح میکند، اما امروز این توصیف برای برخی تحلیلگران یادآور ارزیابیهای نادرست پنتاگون درباره احتمال بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران است؛ سناریویی که سالها درباره آن هشدار داده شده بود. دیکسون همچنین معتقد است اقتدارگرایان کمتر پذیرای نوآوریهای فناورانه هستند. با گذشت چندین سال از آغاز جنگ اوکراین و آشکار شدن نقش تعیینکننده پهپادها، آمریکا همچنان در برخی حوزههای تولید و بهکارگیری این فناوری از برخی کشورهای کوچکتر عقبتر است. منتقدان، بخشی از این وضعیت را نیز به سیاستهای مدیریتی هگزت نسبت میدهند. البته کتاب دیکسون نیز از نقد مصون نیست. بخشی از تحلیلهای روانشناختی آن، بهویژه ارجاعات فرویدی، امروز قدیمی به نظر میرسد. همچنین پژوهشهای جدید درباره فرماندهان بریتانیایی جنگ جهانی اول نشان داده است که تصویر «ژنرالهای نادان» چندان دقیق نیست و بسیاری از آنان در حال مواجهه با شیوهای کاملاً جدید از جنگ بودند. با این همه، کتاب همچنان بینشی ارزشمند ارائه میدهد: همان ویژگیهایی که در شرایط عادی باعث انسجام و کارآمدی ارتش میشوند، ممکن است در لحظات بحرانی به مانعی برای موفقیت تبدیل شوند. از نظر دیکسون، فرماندهان موفق کسانی هستند که خلاقیت دارند، از ایدههای تازه استقبال میکنند، نقد را میپذیرند، اسیر تشریفات نمیشوند و شایستهترین افراد را، حتی اگر نامتعارف باشند، به کار میگیرند. ارتش آمریکا در دورههایی تلاش کرده است چنین ویژگیهایی را تقویت کند؛ اما به باور منتقدان هگزت، در دوران مدیریت او، معیارهایی مانند سفیدپوست بودن، مرد بودن و ظاهر مطابق الگوهای سنتی، بیش از شایستگی و توانایی حرفهای اهمیت یافتهاند. https://foreignpolicy.com/2026/07/31/hegseth-norman-dixon-iran-war/
چرا شیرها همیشه به دست الاغها فرماندهی میشوند؟ نشریه سیاست خارجی: امسال پنجاهمین سالگرد انتشار کتابی کاملاً بریتانیایی است؛ اثری که در پی توضیح مشکلی بود که آن زمان صرفاً معضلی بریتانیایی به نظر میرسید. اما اکنون، نیمقرن بعد، به نظر میرسد این کتاب از همان ابتدا درباره پیت هگزت، وزیر دفاع آمریکا، نوشته شده است. کتاب «درباره روانشناسی بیکفایتی نظامی» نوشته «نورمن اف. دیکسون« سالهاست که حتی در محافل نظامی ایالات متحده نیز اثری کلاسیک و خواندنی محسوب میشود. دیکسون در پی پاسخ به پرسشی بود که پس از جنگ جهانی اول ذهن بسیاری را در ارتش بریتانیا به خود مشغول کرده بود: «چرا شیرها همیشه به دست الاغها فرماندهی میشوند؟» برای پاسخ به این پرسش، او نمونههای تاریخی فراوانی در اختیار داشت. رشتهای از شکستهای نظامی بریتانیا از لشکرکشیهای فاجعهبار قرن نوزدهم به افغانستان آغاز میشود، با ناکارآمدیهای جنگ کریمه ادامه مییابد، در جنگ بوئرها شدت بیشتری میگیرد و سرانجام در باتلاقهای خونین پاسشندیل در جنگ جهانی اول به اوج میرسد. جنگ جهانی دوم نیز از این قاعده مستثنا نبود؛ از سقوط تحقیرآمیز سنگاپور در سال ۱۹۴۲ گرفته تا عملیات ناموفق «مارکت گاردن» در هلند؛ همان عملیاتی که بعدها با عنوان «پلی که بیش از حد دور بود» شناخته شد. دیکسون ریشه این ناکامیها را صرفاً در حماقت فرماندهان نمیدید. بسیاری از ژنرالهایی که او بررسی میکند، از نظر هوشی یا تحصیلی افراد کمتوانی نبودند. برای مثال، «داگلاس هیگ»، فرمانده نیروهای بریتانیا در بیشتر دوران جنگ جهانی اول، فردی باسواد و موفق بود. به باور دیکسون، مسئله اصلی نوعی ذهنیت خاص بود؛ ذهنیتی که بهطور طبیعی جذب نهادهایی مانند ارتش میشود و سپس همان نهادها نیز آن را تقویت و بازتولید میکنند. نتیجه، شکلگیری فرهنگی است که بیش از آنکه شایستگی نظامی را تقویت کند، زمینهساز ناکارآمدی میشود. از دید او، ارتش بریتانیا معمولاً از نوآوری گریزان بود. توانایی جسمانی و موفقیتهای ورزشی را بر هوش و تفکر ترجیح میداد، سنتهای کهنه را مقدس میشمرد و بیش از اندازه درگیر تشریفات، آییننامهها و مقررات جزئی بود؛ مجموعهای از رفتارها که دیکسون از آن با عنوان «مزخرفات نظامی» یاد میکند. طبیعی بود که افسرانی با همین ویژگیها به بالاترین درجات فرماندهی برسند؛ دقیقاً به جایگاهی که این خصوصیات بیش از هر زمان دیگری زیانبار میشد. دیکسون همچنین از ویژگی دیگری سخن میگوید که در بسیاری از فرماندهان ناکارآمد مشترک بود: نوعی اضطراب درباره مردانگی که آمیزهای از زنستیزی و همجنسگراهراسی را به وجود میآورد. این نگرش نهتنها با حضور زنان در نقشهای نظامی مخالفت میکرد، بلکه حتی رفتارهایی مانند پناه گرفتن زیر آتش، استفاده از تجهیزات حفاظتی یا اسکورت کشتیهای تجاری را نیز نشانه ضعف تلقی میکرد. ویژگی مشترک دیگر این فرماندهان، ناتوانی در پذیرش انتقاد و ترجیح دادن افراد مطیع بر نیروهای شایسته بود. هرچند تمرکز اصلی کتاب بر فرماندهان بریتانیایی است، اما نمونههای مشابهی در تاریخ آمریکا نیز وجود دارد؛ از جورج مککللن در جنگ داخلی گرفته تا لوید فردندال در نبرد گذرگاه کاسرین در جنگ جهانی دوم. با این حال، ارتش آمریکا بهطور سنتی بیشتر بر موفقیتهای خود تأکید کرده و کمتر به این شکستها پرداخته است. یکی از مفاهیم کلیدی کتاب، چیزی است که دیکسون آن را «Bull» مینامد؛ وسواس بیمارگونه نسبت به تشریفات، واکس زدن دکمهها، رژه رفتن و نمایش ظاهری نظم و انضباط، حتی زمانی که هیچ تأثیری بر آمادگی رزمی ندارد. او این پدیده را چنین توصیف میکند: «پایبندی آیینی به روابط سلطه و اطاعت در سلسلهمراتب نظامی، نظم افراطی و دغدغه دائمی نسبت به ظواهر.» به همین دلیل است که هنگام خواندن کتاب، دشوار است به یاد پیت هگزت نیفتاد. او همه فرماندهان ارشد ارتش آمریکا را فراخواند تا شخصاً درباره مضرات چاقی، ریش و موهای بلند برایشان سخنرانی کند. ویدئوهایی از تمرینهای بدنی خود منتشر میکند؛ رفتاری که برای یک وزیر دفاع، که باید درگیر مسائل راهبردی باشد، غیرمعمول به نظر میرسد. البته دونالد ترامپ نیز دقیقاً به همین دلیل او را برگزید؛ هگزت تجسم همان تصویری بود که ترامپ از یک «جنگجو» در ذهن داشت. دیکسون میگوید فرماندهان ناکارآمد معمولاً تحمل هیچگونه انتقادی را ندارند و هگزت نیز از این قاعده مستثنا نیست. او رسانههایی را که گزارشهای انتقادی درباره جنگ منتشر کردند، «غیرمیهنپرست» خواند. هنگامی که شماری از نمایندگان کنگره شکستهای اخیر آمریکا را متوجه او دانستند، واکنشی تند و عصبی نشان داد.
اعدامهای اصفهان؛ خشم عمومی در برابر احکام مرگ چهار اعدام در پرونده میدان علیخانی و نگرانی از اجرای احکام بیشتر؛ خانوادهها، فعالان حقوق بشر و کاربران شبکههای اجتماعی میگویند موج جدید اعدامها بر خشم و بیاعتمادی افزوده است. اجرای حکم اعدام چهار نفر از محکومان پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان» با واکنشهای گسترده و موجی از خشم در میان مخالفان مجازات اعدام و خانوادههای محکومان روبهرو شده است. همزمان با ادامه نگرانیها درباره سرنوشت هشت محکوم دیگر این پرونده، فضای امنیتی در اطراف زندان و محلهای مرتبط با اجرای احکام افزایش یافته است. مقامهای قضایی جمهوری اسلامی اعلام کردهاند که اعدامشدگان در کشته شدن چهار نیروی امنیتی در جریان حوادث اصفهان نقش داشتهاند و احکام پس از طی مراحل قضایی اجرا شده است. اما خانوادههای محکومان، برخی وکلا و نهادهای حقوق بشری این روایت را رد کرده و درباره روند رسیدگی به پرونده، دسترسی متهمان به دادرسی عادلانه و احتمال اخذ اعترافات اجباری ابراز نگرانی کردهاند. گزارشهای منتشرشده از منابع مستقل حاکی از آن است که در ساعات پیش از اجرای احکام، گروهی از شهروندان و خانوادهها در تلاش برای اعتراض به اعدامها یا پیگیری وضعیت زندانیان بودند. حضور گسترده نیروهای امنیتی مانع از شکلگیری تجمعات گسترده شد، اما تصاویر و روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشاندهنده فضای ملتهب در اصفهان بوده است. در شبکههای اجتماعی، واکنشها به سرعت گسترش یافت. بسیاری از کاربران با انتشار نام و تصاویر اعدامشدگان، از اجرای احکام انتقاد کردند و آن را بخشی از روند افزایش استفاده از مجازات اعدام در ایران دانستند. در مقابل، رسانههای نزدیک به حکومت تلاش کردند این اعدامها را در چارچوب مقابله با خشونت علیه نیروهای امنیتی و اجرای عدالت معرفی کنند. این اعدامها در شرایطی انجام شده که اعتراض به مجازات مرگ در میان بخشهایی از جامعه ایران افزایش یافته است. اعتصاب غذای زندانیان در زندان قزلحصار و کارزارهای اعتراضی علیه اعدام، از جمله نشانههایی است که منتقدان آن را بیانگر افزایش حساسیت اجتماعی نسبت به صدور و اجرای احکام مرگ میدانند. نهادهای حقوق بشری بینالمللی نیز پیش از اجرای این احکام درباره پیامدهای آن هشدار داده بودند. آنها خواستار توقف اعدامها و بررسی دوباره پروندهها شده و گفتهاند که در پروندههای امنیتی، رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه اهمیت ویژهای دارد. با وجود نبود امکان انجام نظرسنجی مستقل درباره میزان مخالفت یا حمایت عمومی از این احکام، مجموعهای از نشانهها ــ از واکنش خانوادهها و اعتراضهای آنلاین گرفته تا مواضع فعالان مدنی و حقوق بشری ــ نشان میدهد که پرونده اعدامهای اصفهان به موضوعی فراتر از یک پرونده قضایی تبدیل شده است؛ موضوعی که بار دیگر بحث درباره نقش مجازات اعدام، اعتماد عمومی به دستگاه قضایی و شکاف میان روایت رسمی و تجربه بخشهایی از جامعه ایران را به مرکز توجه آورده است.
без подписи
داوطلب: پیشنهادهایی برای حفظ ارتباطهای صنفی در صورت قطعی اینترنت؛ از شبکه تلفنی تا دیدارهای حضوری تارنمای «داوطلب» در گزارشی با اشاره به نگرانی برخی گروههای صنفی و مدنی از احتمال اختلال یا قطع دوباره اینترنت، مجموعهای از راهکارها برای حفظ ارتباط میان اعضا در شرایط محدودیت ارتباطات مجازی پیشنهاد کرده است. به گزارش داوطلب، هنوز سطح و کیفیت ارتباطات پس از قطعی گسترده ۸۸ روزه اینترنت به شرایط پیش از آن بازنگشته است و در سایه تنشهای اخیر، برخی کاربران و گروههای سازمانیافته احتمال قطع یا محدود شدن دوباره دسترسی به اینترنت را بررسی میکنند. این گزارش تأکید میکند که هرچند گروههایی با توانایی فنی بیشتر میتوانند برای حفظ ارتباطات آنلاین سرمایهگذاری کنند، اما بسیاری از گروههای صنفی و مدنی ناچارند شیوههای جایگزین ارتباطی، از روشهای سنتی تا مدلهای ترکیبی آنلاین و آفلاین، را مورد توجه قرار دهند. به نوشته داوطلب، چنین گفتوگوهایی باید «دور از هیاهو و با واقعبینی» انجام شود تا ضمن افزایش تابآوری شبکههای ارتباطی، باعث انتقال پیامهای متناقض به بدنه سازمانها یا ایجاد نگرانیهای بیمورد نشود. این تارنما پیشنهاد کرده است که گروههای صنفی پیش از وقوع بحران، بانک اطلاعات تماس اعضا را تکمیل کنند و علاوه بر نسخه دیجیتال، فهرستی مکتوب از شمارههای ضروری را در اختیار افراد مسئول قرار دهند تا در صورت قطع اینترنت، امکان برقراری ارتباط سریع فراهم باشد. بر اساس این گزارش، گروههای بزرگ میتوانند به شبکههای کوچکتر پنج تا هفت نفره تقسیم شوند و هر عضو مسئول ارتباط با چند نفر دیگر باشد. همچنین پیشنهاد شده است که این زنجیرههای تماس پیش از بروز بحران، با پیامهای سادهای مانند احوالپرسی یا تبریک مناسبتها آزمایش شوند تا میزان کارآمدی آنها مشخص شود. داوطلب همچنین به استفاده از مکانهای عمومی و آشنا مانند مراکز صنفی، کانونهای بازنشستگی، پارکها یا محلهای مشخص تجمع به عنوان محلهای اطلاعرسانی حضوری اشاره کرده است. بر اساس این پیشنهاد، در صورت قطع کامل ارتباطات، اعضا میتوانند در زمانهای مشخص برای دریافت اخبار و اطلاعیهها به این مکانها مراجعه کنند و اطلاعیههای مهم نیز در برخی مراکز به شکل مکتوب منتشر شود. این گزارش با اشاره به ضرورت ایجاد ساختارهای غیرمتمرکز سازمانی نوشته است که شبکههای محلی و منطقهای میتوانند در شرایطی که ارتباط میان مرکز و اعضا قطع میشود، امکان ادامه فعالیت و تصمیمگیری بر اساس دستورالعملهای قبلی را فراهم کنند. داوطلب همچنین پیشنهاد کرده است که اطلاعیهها، بیانیهها و مطالبات صنفی در کنار انتشار آنلاین، در نسخههای محدود چاپی یا کپیشده میان اعضا توزیع شود و برخی محتواهای آموزشی یا خبری نیز از طریق ابزارهای ذخیرهسازی مانند حافظههای جانبی منتقل شود. در پایان این گزارش آمده است که انتقال بخشی از ارتباطات از فضای آنلاین به شبکههای حضوری و آفلاین، نیازمند برنامهریزی و آمادگی است، اما ارتباط مجازی هرچند ابزار مهمی برای فعالیتهای صنفی و مدنی به شمار میرود، جایگزین کامل ارتباط انسانی و دیدارهای مستقیم میان افراد نیست.
سیانان: تهدید ایران علیه ترامپ افزایش یافته؛ اما واشنگتن درباره پیامدهای اقدام نظامی مردد است شبکه خبری سیانان در گزارشی تحلیلی اعلام کرد تهدیدهای جمهوری اسلامی ایران علیه دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، موضوعی تازه نیست و ریشه آن به سال ۲۰۲۰ و کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در حمله پهپادی آمریکا در بغداد بازمیگردد. هالی جکسون، خبرنگار امنیت ملی سیانان، در این گزارش گفت تهدیدها علیه ترامپ در سالهای گذشته گسترش یافته و تنها محدود به رئیسجمهوری آمریکا نیست. به گفته او، دهها مقام سابق آمریکایی که در سیاستهای مرتبط با ایران نقش داشتهاند، از جمله جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی، مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین، و برایان هوک، نماینده ویژه سابق آمریکا در امور ایران، نیز با تهدیدهای مشابه مواجه شدهاند. او افزود که در دو مورد، یعنی جان بولتون و مایک پمپئو، طرحهای حمله که مقامهای آمریکایی آن را مرتبط با ایران میدانند، خنثی شده است. به گزارش سیانان، این تهدیدها در پی تشدید تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا بار دیگر مورد توجه قرار گرفته و ادبیات تهدیدآمیز از سوی برخی جریانهای نزدیک به حکومت ایران افزایش یافته است. جکسون اشاره کرد که روزنامه کیهان، نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی، پیشتر جایزهای ۱۰۰ میلیون دلاری برای کشتن ترامپ تعیین کرده بود. افزایش آمادگی نظامی آمریکا در منطقه سیانان در ادامه به افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه پرداخت و گزارش داد که پس از اظهارات اخیر ترامپ درباره گزینههای نظامی، تجهیزات و نیروهای بیشتری شامل هواپیماهای جنگی، نیروهای ویژه، هواپیماهای سوخترسان و تجهیزات پزشکی به منطقه منتقل شدهاند. یک مقام نظامی سابق آمریکا که در این گزارش با عنوان «سرهنگ لین» معرفی شد، گفت نگرانی اصلی درباره توانایی ارتش آمریکا برای اجرای عملیات نیست، بلکه درباره هدف نهایی و پیامدهای چنین اقدامی است. او گفت آمریکا باید مشخص کند که در صورت ورود به یک عملیات گسترده، دقیقاً چه چیزی را دنبال میکند و چگونه قصد دارد آن را پایان دهد. این مقام نظامی هشدار داد که کنترل احتمالی تنگه هرمز یا گسترش درگیری به بابالمندب در ورودی دریای سرخ، میتواند فشار زیادی بر نیروهای آمریکایی در منطقه وارد کند و یک بحران چندجبههای ایجاد کند. نگرانی از ورود آمریکا به یک تعهد نظامی طولانی بر اساس تحلیل سیانان، یکی از نگرانیهای اصلی در میان برخی مقامهای نظامی سابق آمریکا این است که حمله محدود به ایران ممکن است به یک تعهد نظامی طولانیتر تبدیل شود. به گفته کارشناس نظامی مدعو سی ان ان اگر آمریکا تصمیم به انجام عملیاتهایی علیه اهداف حساس در داخل ایران بگیرد، مسئله اصلی پس از حمله خواهد بود: اینکه واشنگتن چه هدف سیاسی مشخصی دارد و چگونه میخواهد از گرفتار شدن در یک جنگ طولانی جلوگیری کند. ایران همچنان توان پاسخگویی دارد سیانان همچنین به ارزیابیهای منتشرشده درباره توان نظامی ایران اشاره کرد و گفت تهران، با وجود آسیبهایی که متحمل شده، همچنان بخش قابل توجهی از توان موشکی و سامانههای پرتاب خود را حفظ کرده است. به گفته این شبکه، همین موضوع یکی از عوامل اصلی احتیاط آمریکا در تصمیمگیری درباره اقدام نظامی است؛ زیرا هرگونه حمله گسترده میتواند با واکنش ایران و گسترش بحران در منطقه همراه شود.
«قدرت مذاکره»و وضعیت کنونی از زبان عباس عراقچی
حمایت ۱۰۲ فعال و ۱۳ نهاد از اعتصاب زندانیان قزلحصار؛ درخواست برای توقف فوری اعدامها در ایران بیانیهای در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان زندان قزلحصار کرج و در اعتراض به اجرای احکام اعدام در ایران، تاکنون به امضای ۱۰۲ فعال و کنشگر سیاسی و ۱۳ نهاد و سازمان رسیده است. امضاکنندگان این بیانیه با اشاره به آغاز اعتصاب غذای شماری از زندانیان قزلحصار از ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵، خواستار توقف فوری اجرای احکام اعدام و لغو کامل مجازات اعدام در ایران شدهاند. در این بیانیه آمده است که جمهوری اسلامی از زمان روی کار آمدن، اعدام را به عنوان ابزاری برای «ایجاد ترس و ارعاب در جامعه و حفظ قدرت» به کار گرفته و اجرای احکام اعدام با عناوین مختلف، از پروندههای سیاسی و امنیتی تا اتهامات مرتبط با مواد مخدر، به گفته امضاکنندگان، «هدف مشترک ایجاد فضای وحشت و جلوگیری از اعتراضات مردمی» را دنبال کرده است. امضاکنندگان همچنین مدعی شدهاند که از اواخر اسفند ۱۴۰۴ تاکنون دستکم ۵۰ نفر از معترضان اعتراضات دی ۱۴۰۴ و اعتراضات سال ۱۴۰۱، زندانیان سیاسی و افرادی با اتهامات امنیتی اعدام شدهاند. در این بیانیه به پروندههایی با اتهاماتی مانند جاسوسی و همکاری با اسرائیل نیز اشاره شده است. در ادامه این بیانیه، اعدام «مجازاتی شنیع و ضدانسانی و مغایر با کرامت انسانی» توصیف شده و آمده است که «حق حیات بنیادیترین حق هر انسان است و هیچ فرد، نهاد یا حکومتی نباید اجازه سلب این حق را داشته باشد.» امضاکنندگان ضمن اعلام حمایت از اعتراضات زندانیان در قزلحصار و همچنین اعتراضات زندانیان در زندانهای دستگرد اصفهان، اوین، ساوه و لاکان رشت، خواستار رسیدگی فوری به وضعیت سلامت زندانیان اعتصابی، رعایت حقوق آنان و پایان دادن به سیاست اعدام و سرکوب در ایران شدهاند. این بیانیه در حالی منتشر شده که در ماههای اخیر گزارشهایی درباره افزایش نگرانیها نسبت به اجرای احکام اعدام شماری از زندانیان در ایران منتشر شده است. مقامهای جمهوری اسلامی معمولا اجرای احکام اعدام را بر اساس قوانین جاری کشور و پس از طی مراحل قضایی اعلام میکنند و اتهامات مطرحشده علیه محکومان را مبنای اجرای حکم میدانند. در پایان بیانیه از فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر خواسته شده است با پیوستن به این کارزار، از خواست زندانیانی که با خطر اجرای حکم اعدام روبهرو هستند حمایت کنند. جمعآوری امضا برای این بیانیه همچنان ادامه دارد.
کارزار صلحخواهی؛ از خاتمی تا سروش کارزار «ما جنگ نمیخواهیم» در روزهای اخیر به یکی از بحثبرانگیزترین حرکتهای مدنی و سیاسی در ایران تبدیل شده است؛ کارزاری که در پی افزایش خطر درگیری نظامی، خواستار کنار گذاشتن مسیر جنگ و حرکت به سوی مذاکره و راهحلهای دیپلماتیک شده است. این کارزار پس از آن شکل گرفت که محمد خاتمی، رئیسجمهور پیشین ایران، در بیانیهای با تأکید بر ضرورت پایان دادن به تنشها، خواستار دستیابی به «صلحی شرافتمندانه» شد. خاتمی در پیام خود بر حفظ منافع ملی، جلوگیری از آسیب بیشتر به مردم و استفاده از راههای سیاسی و دیپلماتیک برای حل بحران تأکید کرد. پس از انتشار این موضعگیری، شماری از شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و علمی با انتشار نامهها و بیانیههایی خواستار توقف مسیر نظامی و آغاز گفتوگو شدند. امضاکنندگان این نامهها که از میان استادان دانشگاه، پژوهشگران، دیپلماتهای پیشین و فعالان سیاسی بودند، هشدار دادند که ادامه درگیری میتواند پیامدهای سنگینی برای جامعه ایران داشته باشد. در میان چهرههایی که در حمایت از رویکرد مذاکره و مخالفت با جنگ نامشان مطرح شد، شماری از دیپلماتهای پیشین و چهرههای نزدیک به جریان اصلاحطلب و اعتدالگرا حضور داشتند؛ از جمله محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین، سیروس ناصری، عضو پیشین تیم مذاکرهکننده هستهای، عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی، و تعدادی از استادان دانشگاه و فعالان مدنی. این مواضع اما با واکنش تند برخی جریانهای سیاسی روبهرو شد. منتقدان، نویسندگان نامه و حامیان کارزار را متهم کردند که در شرایط تهدید خارجی، بر مذاکره تأکید میکنند و به گفته آنها، نقش جمهوری اسلامی در شکلگیری تنشهای منطقهای را کمرنگ میبینند. برخی نیز این اقدام را نشانهای از ضعف در برابر فشارهای خارجی دانستند. در مقابل، حامیان کارزار گفتند مخالفت با جنگ به معنای چشمپوشی از مشکلات سیاسی کشور یا پذیرش همه سیاستهای حکومت نیست، بلکه تلاشی برای جلوگیری از وارد شدن هزینههای بیشتر به مردم و یافتن راهی برای کاهش بحران است. پس از افزایش انتقادها، گروهی از فعالان سیاسی و فرهنگی در حمایت از خاتمی و امضاکنندگان این مواضع وارد میدان شدند. آنها با تأکید بر ضرورت جلوگیری از جنگ، از کسانی که خواستار مذاکره و صلح شدهاند دفاع کردند. عبدالکریم سروش، روشنفکر دینی و منتقد جمهوری اسلامی، از جمله چهرههایی بود که در این فضای جدید موضع گرفت. سروش ضمن مخالفت با جنگ و حمله نظامی، تأکید کرد که صلحخواهی نباید به معنای نادیده گرفتن مشکلات داخلی ایران باشد. او بر این باور است که میتوان همزمان با مخالفت با مداخله خارجی، خواستار تغییرات سیاسی و اجتماعی در داخل کشور نیز بود. کارزار «ما جنگ نمیخواهیم» اکنون فراتر از یک درخواست برای توقف درگیری نظامی، به عرصهای برای یک مناقشه سیاسی گستردهتر در ایران تبدیل شده است؛ مناقشهای درباره اینکه در برابر تهدید جنگ چه باید کرد، نقش اصلاحطلبان و چهرههایی مانند خاتمی چیست و آیا مذاکره میتواند راهی برای عبور از بحران باشد یا نه.
سیروس ناصری: ظریف معتقد بود ایران باید به سمت ساخت سلاح هستهای برود سیروس ناصری، دیپلمات پیشین و عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهای ایران، مدعی شده است که در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد، گروهی از مسئولان و دیپلماتها، از جمله محمدجواد ظریف، معتقد بودند ایران باید به سمت ساخت سلاح هستهای حرکت کند تا آمریکا را به لغو تحریمها وادار کند. بر اساس ویدئویی که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، آقای ناصری گفته است: «در دوره احمدینژاد، بسیاری از دوستان از جمله آقای ظریف معتقد بودند که باید به سمت ساخت سلاح هستهای برویم تا آمریکا را وادار به لغو تحریمها کنیم.» این اظهارات در حالی مطرح میشود که محمدجواد ظریف در دوران مسئولیت خود بهعنوان وزیر امور خارجه و مذاکرهکننده ارشد هستهای، همواره بر موضع رسمی جمهوری اسلامی مبنی بر مخالفت با تولید سلاح هستهای و استناد به فتوای آیتالله خامنهای تأکید کرده بود. تا زمان انتشار این گزارش، آقای ظریف یا نزدیکان او واکنشی به ادعای سیروس ناصری نشان ندادهاند اظهارات ناصری همزمان با ادامه بحثهای داخلی درباره آینده برنامه هستهای ایران و راهبرد جمهوری اسلامی پس از جنگ اخیر و تشدید تنش با آمریکا و اسرائیل مطرح شده است؛ موضوعی که طی هفتههای گذشته بار دیگر بحث درباره بازدارندگی هستهای را در فضای سیاسی ایران پررنگ کرده است. برخی چهرههای سیاسی و نظامی بر ضرورت بازنگری در دکترین هستهای تأکید کردهاند، در حالی که مقامهای رسمی جمهوری اسلامی همچنان اعلام میکنند سیاست کشور تغییری نکرده و ایران قصد تولید سلاح هستهای ندارد. محمدجواد ظریف در روزهای اخیر از انتشار کتاب تازه خود با عنوان «دیپلماسی ایرانی در جهان پساقطبی» خبر داده است.
بدون شرح!
گزارش رسمی سازمان برنامه: اقتصاد ایران در نقطه تصمیم؛ دو دهه تورم، رشد پایین و افت سرمایهگذاری گزارش تازه دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه با عنوان «فرصتهای احیای اقتصاد ایران پس از بحران» تصویری از وضعیت اقتصاد ایران ارائه میدهد که در آن، مشکلات کنونی نه حاصل یک شوک مقطعی، بلکه نتیجه انباشت سالها سیاستگذاری و چالشهای ساختاری توصیف شده است. این گزارش که در شرایط تداوم تورم، کاهش قدرت خرید، افت سرمایهگذاری و نااطمینانیهای ناشی از تحولات سیاسی و امنیتی منتشر شده، تأکید میکند که اقتصاد ایران برای خروج از بحران به اصلاحات بنیادین نیاز دارد و صرف کاهش فشارهای خارجی یا رفع تحریمها برای حل مشکلات کافی نخواهد بود. بر اساس این گزارش، ایران در فاصله سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ بالاترین نرخ تورم را در میان کشورهای منطقه تجربه کرده است. میانگین تورم سالانه ایران در این دوره ۲۳.۸ درصد اعلام شده، در حالی که متوسط تورم کشورهای منطقه حدود ۷.۴ درصد بوده است. سازمان برنامه و بودجه میگوید تداوم تورم بالا، علاوه بر کاهش قدرت خرید خانوارها، به افت سرمایهگذاری مولد، افزایش فعالیتهای سوداگرانه و تضعیف بخش تولید منجر شده است. در بخش دیگری از این گزارش آمده است که نرخ تورم نقطهبهنقطه در اردیبهشت ۱۴۰۴ از ۸۳ درصد عبور کرده؛ رقمی که از بالاترین سطوح تورمی ثبتشده در دهههای اخیر محسوب میشود. گزارش میگوید پیامد این وضعیت، افزایش هزینههای زندگی، کوچکتر شدن سبد مصرف خانوارها و کاهش توان خرید مردم بوده است. این گزارش همچنین وضعیت بازار کار را «نگرانکننده» توصیف میکند. بر اساس آمار ارائهشده، تعداد شاغلان کشور در زمستان ۱۴۰۴ حدود ۲۴ میلیون و ۸۲۲ هزار نفر بوده، در حالی که جمعیت افراد در سن کار که خارج از چرخه اشتغال و تولید قرار دارند از ۴۱ میلیون نفر فراتر رفته است. سازمان برنامه هشدار داده است که این روند، علاوه بر پیامدهای اقتصادی، میتواند آثار اجتماعی گستردهای از جمله افزایش فقر، کاهش درآمد خانوارها و تشدید آسیبهای اجتماعی به همراه داشته باشد. در زمینه رشد اقتصادی نیز، گزارش نشان میدهد ایران در فاصله سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ از میان ۱۵ کشور منطقه، رتبه چهاردهم را از نظر رشد اقتصادی به دست آورده است؛ موضوعی که به گفته تهیهکنندگان گزارش، با وجود برخورداری کشور از منابع طبیعی، نیروی انسانی تحصیلکرده و بازار داخلی بزرگ، نشاندهنده ضعف در بهرهگیری از ظرفیتهای موجود است. بر اساس این گزارش، تولید سرانه ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۵ هزار و ۱۹۰ دلار برآورد شده، در حالی که میانگین تولید سرانه کشورهای منطقه بیش از ۱۸ هزار دلار بوده است. گزارش دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه همچنین به سناریوی کاهش تنشهای خارجی پرداخته و میگوید هرگونه توافق یا کاهش تحریمها میتواند فرصتی برای بازسازی اقتصاد ایران فراهم کند، اما تأکید میکند که این فرصت تنها در صورت اجرای اصلاحات داخلی، از جمله اصلاح سیاستهای پولی، مالی، ارزی، بانکی و بهبود فضای سرمایهگذاری، به رشد پایدار منجر خواهد شد. در جمعبندی این گزارش آمده است که اقتصاد ایران در «نقطه تصمیم» قرار دارد و ادامه روندهای گذشته نمیتواند زمینه توسعه پایدار را فراهم کند. نویسندگان گزارش تأکید کردهاند که بحران کنونی، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، به نحوه اداره اقتصاد و کیفیت سیاستگذاری بازمیگردد و عبور از آن نیازمند اصلاحات ساختاری در شیوه حکمرانی اقتصادی است.
پرونده «میدان شهدای اصفهان»؛ ۱۶ نفر در ارتباط با اعتراضات دی ۱۴۰۴ محاکمه شدند، برخی با اتهام محاربه خبرگزاری هرانا گزارش داده است که ۱۶ شهروند بازداشتشده در ارتباط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان، در پروندهای که از آن با عنوان «پرونده میدان شهدای اصفهان» یاد میشود، محاکمه شدهاند و شماری از آنان با اتهام «محاربه» روبهرو هستند؛ اتهامی که در قوانین جمهوری اسلامی میتواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد. بر اساس این گزارش، جلسه رسیدگی به اتهامات این افراد در محل زندان دستگرد اصفهان برگزار شده است. هرانا به نقل از منابع خود نوشته است که وکلای مدافع پیش از برگزاری جلسه به تمامی محتویات پرونده دسترسی نداشتهاند و یکی از متهمان نیز در حضور قضات گفته است که در دوران بازجویی تحت شکنجه قرار گرفته است. هرانا میگوید هویت ۱۲ نفر از متهمان این پرونده را احراز کرده است. به گزارش این خبرگزاری، احمدرضا سعیدی، نوید الیاسی، ابوالفضل دادگستر، مهدی منصوری، حامد مهرعلیان، مهدی اسدی، سه برادر به نامهای میلاد، مهرداد و علی بوئری، دو خواهر دوقلو به نامهای ترانه و رومینا رحیمی و همچنین ستایش ساعدی از جمله متهمان این پرونده هستند. به گفته هرانا، چهار متهم دیگر هنوز شناسایی نشدهاند. بر اساس این گزارش، متهمان در حال حاضر در زندانهای دستگرد و دولتآباد اصفهان نگهداری میشوند. هرانا تأکید کرده است که این پرونده با وجود شباهتهایی در تعداد متهمان و نوع اتهامات، با پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان» متفاوت است؛ پروندهای که پیشتر در آن تعدادی از متهمان به اتهاماتی از جمله محاربه به اعدام محکوم شده بودند. مقامهای قضایی جمهوری اسلامی تاکنون درباره جزئیات این پرونده یا گزارشهای مطرحشده درباره روند دادرسی و ادعای شکنجه واکنشی علنی نشان ندادهاند
تخلیه شبانه بیمارستان بقایی اهواز؛ روایت پرستاران از انتقال بیماران زیر سایه حملات آمریکا همزمان با حملات آمریکا به اهواز در شامگاه چهارشنبه، بیمارستان شهید بقایی اهواز که یکی از مهمترین مراکز درمان بیماران سرطانی، بهویژه کودکان، در جنوب غرب ایران است، به دلیل انفجارهای نزدیک به ساختمان بیمارستان به طور اضطراری تخلیه شد. به گزارش آتیه آنلاین، بیش از ۲۰۰ بیمار، از جمله بیماران بدحال و بستری در بخش مراقبتهای ویژه، در طول شب به بیمارستانهای دیگر منتقل شدند. پرستاران از لحظاتی روایت کردهاند که همزمان با شنیدن صدای انفجار، تلاش میکردند بیماران را آرام کنند و با وجود خطر، روند انتقال آنان را ادامه دهند. امین پرستش، پرستار بخش آیسییو، گفته است یکی از بیماران جوان مبتلا به سرطان از او خواسته بود بیمارستان را ترک نکند و او تا رسیدن خانواده بیمار در کنار او مانده است. او همچنین از نگرانی کادر درمان درباره مخازن اکسیژن مرکزی بیمارستان که در نزدیکی محل انفجار قرار داشتند، سخن گفته است. علیرضا گچکوبان، رئیس نظام پرستاری اهواز، نیز با اشاره به اینکه بیش از ۸۰ درصد بیماران این مرکز کودکان مبتلا به سرطان هستند، تأکید کرده انتقال بیماران بدحال در چنین شرایطی بسیار دشوار و گاه غیرممکن است. فعالیت بیمارستان کمتر از شش ساعت پس از تخلیه از سر گرفته شد و بخشی از بیماران دوباره پذیرش شدند. با این حال، پرستاران از تأثیر روانی حملات بر بیماران، بهویژه کودکان، و فضای هراس حاکم بر بیمارستان سخن گفتهاند. پرستاران حاضر در بیمارستان نیز با وجود گلایه از مشکلات معیشتی و تأخیر در پرداخت مطالبات، گفتهاند در شرایط جنگی اولویت آنان حفظ جان بیماران و ادامه خدمات درمانی بوده است. https://atiyeonline.ir/post/78364
گمانه زنی درباره حمله زمینی آمریکا به جنوب ایران از سوی رسانهها و مقامات جمهوری اسلامی همزمان با ادامه حملات آمریکا به اهدافی در سواحل و جزایر جنوبی ایران، شماری از مقامهای سیاسی و نظامی ایران نسبت به احتمال گسترش جنگ به یک عملیات زمینی هشدار دادهاند؛ هرچند هیچ مقام آمریکایی تاکنون از تصمیم برای اجرای چنین عملیاتی خبر نداده است. صدا و سیما نیز بهطور گسترده ادر میزگردها و برنامههای تحلیلی خود با کارشناسان نظامی و امنیتی به احتمال تلاش آمریکا برای اجرای یک عملیات زمینی محدود، بهویژه در سواحل و جزایر جنوبی و منطقه تنگه هرمز، پرداختهاست. طرح مکرر این موضوع در رسانه رسمی جمهوری اسلامی، همزمان با تشدید حملات آمریکا به جنوب ایران، توجه ناظران را جلب کرده است. در تازهترین موضعگیری، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، در پیامی خطاب به دونالد ترامپ نوشت: «تاریخ را بخوان و از تجاوز شکستخورده صدام درس بگیر.» او با اشاره به جنگ ایران و عراق، هشدار داد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با سرنوشتی مشابه روبهرو خواهد شد. همزمان، حشمتالله مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در گفتوگو با ایلنا گفت که «سناریوی حمله زمینی آمریکا آزموده شده و شکست خورده است.» او افزود جمهوری اسلامی هنوز «از عملیات فراگیر خود با مخربترین سلاحها رونمایی نکرده» و در صورت گسترش جنگ، گزینههای دیگری در اختیار دارد. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که حملات آمریکا طی یک هفته گذشته بیش از گذشته بر بنادر، سواحل، جزایر و زیرساختهای حملونقل در جنوب ایران متمرکز بوده است؛ حملاتی که به گمانهزنیها درباره احتمال اجرای یک عملیات زمینی محدود، بهویژه در منطقه تنگه هرمز، دامن زده است. پیش از این نیز حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، هشدار داده بود که تمرکز حملات بر جنوب ایران میتواند با هدف فراهم کردن زمینه برای تصرف یا کنترل موقت برخی مناطق راهبردی، از جمله جزایر یا مسیرهای دریایی، باشد. او تأکید کرده بود که چنین سناریویی نیازمند آمادگی کامل نیروهای ایرانی است. احمد بخشایش اردستانی، عضو دیگر کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز با اشاره به احتمال گسترش دامنه جنگ، گفته بود که نباید هیچ سناریویی، از جمله حمله زمینی محدود، را از نظر دور دانست. همزمان، رسانههای منطقهای نیز این احتمال را مطرح کردهاند. شبکه الجزیره در تحلیلی درباره تحولات هفت روز گذشته جنگ نوشت که حملات آمریکا به سواحل و جزایر جنوبی ایران میتواند مقدمهای برای یک عملیات زمینی محدود در منطقه تنگه هرمز باشد. به نوشته این شبکه، تهران برای مقابله با چنین سناریویی گزینههایی از جمله گسترش دامنه جنگ و هدف قرار دادن منافع اقتصادی آمریکا در منطقه را مدنظر دارد. با این حال، تاکنون هیچ مقام آمریکایی بهطور رسمی از برنامهریزی برای حمله زمینی به ایران سخن نگفته و ارزیابیهای مطرحشده عمدتاً بر پایه تحلیل الگوی حملات اخیر و اظهارات مقامهای ایرانی است.