@Boufe.koor/بوف کور
Статистика"داشتم از خیابان زندگی رد میشدم؛ گفتم کمی عشق بساط کنم دوست عزیز به هیچ عنوان تبلیغات هیچ زمینه ی نداریم @Eh9517san
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 424
- 1/48двое суток
- 485
- 1/72трое суток
- 524
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
خیلیا میگن زشته پشت سره ادم مرده بگن «راحت شد» لطفا منکهمردم موکدأ و مکررا بگید راحت شد چپ و راست میرید بگید راحت شد! تو مراسم ختم یک پارچه بزرگ نصب کنید و باخط بزرگ نستعلیق روش نوشته باشد! «راحت شد» با تشکر: @Eh9517san boufe koor🤍
مرتضی: قرارمون بود. قول دادی. مینا: قرار چیه! وضع عوض شده. مرتضی: قرار اون چیزیه که وضع عوض شد پاش وایسی. قرار یعنی این. 🎬کنعان boufe koor
میگفت آدم امن چجوریه؟! گفتم اینجوریه که تو ضعیف ترین ورژنت رو بهش نشون میدی و اون تنها دغدغه ش این میشه که بهت آسیبی نرسونه. ادمامن کهنباشه میدونه روچی حساسی از چه رفتاری ناراحتت میکنه دقیقا همون کارو میکنه (و چقدر تو ادم نا امنی بودی)تو جلد ادم امن boufe koor
«حس اینکه "من به اینجا تعلق ندارم" واقعاً وحشتناکه. یه جا نشستی، همه دارن با هم حرف میزنن و خوشوبش میکنن. بعد یهو یه حسی میاد سراغت که میگه: "من اینجا جایی ندارم... به این جمع تعلق ندارم." و من در هیچ جا و کنار هیچ کس تعلق نداشتم حتی کنار...! boufe koor
افسرده بود. سالها رفت تراپی. و حالا؛ خیلی دقیق و علمی میدونه که چرا حالش اینقدر خرابه. همین! شبتون بخیر رفقا boufe koor🤍
این داستان از چشم افتادنِ آدمها هم واقعا ترسناکه، چیکار کردی با اون همه علاقهای که بهت داشتم؟ boufe koor🤍
سیگارشو خاموش کرد و گفت : "خب قانون اول؛ لطفا وقتی بحثمون میشه یادت نره چقدر همو دوست داریم." boufe koor🤍
boufe koor🤍
کارت عروسی یکی از دوستامون به دستم رسید، اولش نوشته بود: «شما جزو ۷۹ نفری هستید که قراره توی جشن ما حضور داشته باشید.» برام جالب شد. بعد خودشون گفتن که ما دوست داشتیم فقط آدمهایی کنارمون باشن که واقعاً حس میکنیم باهاشون حالمون خوبه. برای همین ۷۹ نفر رو انتخاب کردیم؛ حتی اگر بعضیها نسبت فامیلی خیلی نزدیک هم باهامون داشتن، ولی این حس بینمون نبود، دعوتشون نکردیم. گویا همین تصمیم کلی جنجال درست کرده بود. با خودم فکر کردم چقدر آدم باید به یه بلوغی برسه که توی یکی از مهمترین روزهای زندگیش، حال خوب خودش رو جدیتر از بایدهای فرسوده بگیره. boufe koor🤍
без подписи
یادم رفت به اون روزی که سرما خورده بودی و نمیذاشتی ببوسمت... یادته؟! از این ماسک یه بار مصرفا زده بودی و با فاصله ازم نشسته بودی که سرما نخورم... تا بیام نزدیکت شم میگفتی نکن! میگفتی اگه مریض بشی نمیبخشم خودمو! میگفتی اگه سرما بخورم ازت، میکشی خودتو! من چیکار کردم؟! وقتی که حواست نبود ماسکو زدم کنار و بی هوا بوسیدمت؛ عمیق، طولانی، دلتنگ... به خودت که اومدی کنارم زدی. گفتی اگه مریض بشم میمیری، گفتی با این کارام میکشمت آخر سر... اون روز مثل خیلی روزای دیگه گذشت و نه من سرما خوردم و نه تو مُردی برام! یه روزی هم به جایی رسیدیم که دیگه با هم نتونستیم؛ تو از من رفتی و من از تو گذشتم و گذشتیم از هم برای همیشه... اما بذار حالا که نیستی، یه چیزیو بهت بگم؛ سرماخوردگی تا حالا کسیو نکشته، سرطان هم یه وقتایی کشنده نیست، حتی گلوله هم خیلی موقعا آدمو نمیکشه، اما خاطره ها این خاطره های لعنتی کشنده ترین بیماریِ بشریتن، باور کن! boufe koor🤍
میم عزیزم «چه زیباست اندیشیدن به تو، میان اخبار مرگ و پیروزی…» boufe koor🤍
без подписи
گفتم ببخشین شما هم خودت گم شدی؟ گفت نه من رو گم کردن. گفتم چرا؟ گفت یکی بهترشو پیدا کرد، دیگه ما رو نخواست. گفتم طوری نیس، دارو باید بخوری. گفت خوابم نمیبره اگه ببره خوب بشم. گفتم ما همه همینیم. هی بیداریم بدتر میشیم. گفت یعنی میگم آخرش که چی؟ دلش تنگ نمیشه دیگه؟ اگه یادش بره چی؟ گفتم یادش رفته تا حالا آدم ساده، بیا قرص بخور. قرص خورد و خوابش برد و خواب دید اول پاییزه، کوه رو مه گرفته، گم نشده، مشق نداره، باباش نمرده، درد نداره، پولاش کم نیس واسه توپ پلاستیکی، مامانش داره براش پرتقال پوست میکنه، حالش خوبه. دم گوشش گفتم بیدار نشو دیوونه. بیدار نشد دیگه. boufe koor🤍
کارِ من خیلی سخت است. هر روز، صبحِ زود از خواب برخاسته؛ «تو را دوست میدارم» :) 💬جیحون ییلماز / فارسیِ علیرضا شعبانی boufe koor🤍
میتونی مخالف باشی اما عاشق وطنت باشی. میتونی واسه مهسا امینی پست بذاری،اما بچه های ناو دنا هم اشکتو در بیارن. میتونی هم واسه کیان پیر فلک اشک بریزی، هم واسه ماکان نصیری. میتونی هم عزادار بچههای دی ماه باشی و هم بچه های میناب و لامرد! میتونی هم حالت از خیلی از داخلی ها بهم بخوره،هم از خیلی از خارج نشین ها. در کل میتونی در حالی که متنفری و خسته و خشمگین، عاشق وجب به وجب خاک کشورت باشی.. boufe koor🤍
boufe koor
اگه توهم دوسش داری !
اگه توهم دوسش داری !
میگفت وقتی یکی ترکمون میکنه وُ میره چرا در به در دنبالشیم که برگرده؟ برگرده که چی اصلا؟ کنارمون خوشحال نبود که رفته، دوستمون نداشته که رفته، برگرده که چی بشه؟! دوباره بیاد و بهمون بفهمونه که دوست داشتنی نیستیم؟؟ boufe koor🤍