دختری روی ماه؛
Статистика🕊 محسورِ آسمانم و اینجا؛ جاییست برای تماشاهِ ماه، در همجواریِ شعرها، واژهها، کتابها و خاطرهها..... شروع فعالیت:2023/10/07
- Последний пост
- 4 янв.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من در میان این کوچهها و در این شبهایی که انگار صبح ندارند، دارم از بین میروم. محمود دولت آبادی
без подписи
سلام! @agirlonthemoon_bot
برای مدت نامعلوم اینجا تعطیل است. مواظب خود باشین🩵🫀
ولی لرزش دستها بخاطر استرس واقعا آزاردهنده است.
без подписи
هر جا هستید ماه امشب را نگاه کنید👀✨
11:11
May be far in distance but never in heart🫀👀 İyi ki doğdun kankam✨🫂
من میگم ناراحت نشدم ولی اگه اژدها بودم قطعا میسوزوندمت. 😁 -رونوشت
میخواستم چیزی برایت بگویم. راز نیست یا موضوعی جالب، ولی حس میکنم عجیب است برای یکی که دوستدارِ کسیست، از بدیاش بگویی. میدانی؟ من ماه را دوست ندارم. اصلاً هم برایم چیز جالبی نیست، جز یک کرهای دورافتاده از زمین، معلق میانِ آسمان. چرا مردم ماه را دوست دارند؟ فکر میکنم چون دور است، یا چون درست نمیدانند چیست. قسمتِ بدِ ماجرا، درگیریِ ذهنیِ من است. فکر میکنم نسلهای بعد، ماه نخواهند داشت. یعنی فرض کن... میوهها بیرنگ خواهند بود؟ جزر و مد چی؟ اصلاً یارِ خود را به چه تشبیه میکنند؟ اصلاً همین ماه را چرا به معشوق تشبیه میکنند؟ میدانی؟؟ من نمیدانم. قبلاً نمیدانستم ماه اینقدر برای زمین خوب است. فکر میکردم فقط وجود دارد، تا اینکه استادِ ادبیاتِ صنفِ هفتم گفت میوهها رنگِ خود را از ماه میگیرند. چه حیرتانگیز! هی راستی... بهنظرت چرا ماه دورِ زمین میچرخد؟نکند چون زمین با جاذبهٔ گرانشیِ خود او را وادار به ماندن کرده؟ نکند برای همین، ثانیهبهثانیه فاصله میگیرد و دور میشود. نکند زمین بعدِ نبودِ ماه دق کند؟ نمیدانم... از بردین برای صفورا
همی پست فور بزنین کانالتان برتان نامه بنویسم (احتمالا نظر به وایب کانال یا شناخت شخصیتی) جوین باشین ظرفیت: ده کانال
-گفت چگونه ای؟ +گفتم: در من امیدی بسیار همراه با نَمی اَشک کَمی رنج و بی حوصلگی پیدا میشود..
без подписи
درد دل خودم و شاید خودت: من از آن دسته آدمهای هستم که تحمل کتابهای انگیزشی و صحبتهای انگیزهبخش را زیاد ندارم. نه اینکه حالا مخالف امید داشتن و این چیزها باشم، نه. این را میدانم که امید داشتن در بعضی موقعیتها میتواند افرادی را نجات دهد. اما نمیتوانم آن امیدی را بپذیرم که فقط بخاطر منفعت مالی با خط درشت چاپ شده و از زبان کسانی بیرون میآید که حتی یک روز ناامیدی ما را تجربه نکردهاند. نمیتوانم کتابهایی را تحمل کنم که با عنوانهای زر زرکی و جملات انگیزشی سطحی میخواهند به من بفهمانند که همهچیز در دست خودم است و اگر موفق نمیشوم، تقصیر ذهنم است. اگر افسردهام، لابد به اندازه کافی مثبت فکر نکردهام. نه، زندگی ما اینقدر ساده نیست. مشکلات عمیق و ریشهداری وجود دارند که با این شعارهای ساختگی نه در درون ما و نه هم در زندگیمان حل میشوند. روان انسان یک مسیر صاف و مستقیم ندارد و معادلهای نیست که با یک جمله قصار حل شود. زخمهایی که در وجود ماست، با مثبت فکر کن و رها باش خوب نمیشود. قرار نیست با بیدار شدن در ساعت پنج صبح و مرتب کردن تخت چیزی در من حل شود و یا هم با چهارتا کرم و آبرسان و فلان، فلان دنیا گل و بلبل گردد. از این بلاگرها و مشاوران خودخوانده هم بیشتر از هر چیزی باید ترسید؛ آنهایی که فکر میکنند تمام غم آدم با یک روتین پوستی و یا چند شاخه گل حل میشود. آدمهای که نمیتوانند تفاوت بین همدلی و مشاورههای روحآزار را تشخیص دهند. کسانی که نسخهای یکسان برای هزاران روان متفاوت تجویز میکنند و درد را به کالا و محتوای یک روز انستاگرامی خود تبدیل کردهاند. آدمی یک عدد نیست، پروژه نیست که بازیچه دست آنها شود. آدمی اقلیمی پیچیده است. حالا من هم نسخه نمینویسم و به جواب هم نرسیدهام. از آدمهای بیدغدغه و مرفه هم نیستم که درد را دستمایهای برای رسیدن به چیزی کنند. اما میدانم که آدم باید گاهی ناامیدیهایش را بپذیرد. باید بداند که در بعضی مسائل هیچ چیز درست نمیشود و قرار هم نیست بشود. این همه تأکید بر قوی بودن هم گاهی ما را شکنندهتر میکند. آدم حق دارد ضعیف باشد، درمانده، گمشده و بیانرژی و هیچکسی هم نباید چنین حقی را به خود دهد که از او بخواهد بلافاصله بعد از هر فروپاشی سر پا شده، و با لبخند به جنگ زندگی برود. گاهی فکر میکنم آنهایی که این همه از قدرت درون، کنترل ذهن یا ساختن نسخهای بهتر از خود حرف میزنند، هیچوقت با اضطراب در نیمههای شب بیدار نشدهاند. هیچوقت با چشمهای خالی از امید به آینه نگاه نکردهاند. مسأله این هم نیست که این مردم بدند یا روانشناسی بد است. من کاری به زندگی شخصی و تجربیات این افراد ندارم و همیشه هم میگویم که روان آدم آسیب دیده باید معالجه شود. (البته از سمت آدم اهلش)حرف من این است که آدمها با این شعارها درمان نمیشوند، با جملات آماده و بزکشده مثبت فکر کن و رها باش هم در این حوالی به آرامش نمیرسند. برای همین میگویم که بیائید محتوای دیگری پیدا کنیم. روانشناسی حرفه همه نیست. ما نمیتوانیم با شعار دادن قهرمان زندگی دیگران شویم. تمام انسانها از یک چاپگر نگذشتهاند و قرار نیست با مثبت فکر کردن دنیا جای عادلانهتری شود. روان آدمها را بازیچه نکنید و به خاطر منفعت خود سخنران انگیزشی نباشید. روابط آدمها را هم بر اساس تجربیات خود قضاوت نکرده و دست از سست کردن ارتباطات عاطفی مردم این زمانه بردارید. پ.ن: از ریلزهای آرایشی فقط باید محصولات بهتر را پیدا کرد و سبک جدید آرایش کردن را یاد گرفت، نه چیزی بیشتر.
دختری روی ماه؛ pinned Deleted message
رنج يكديگر را محترم بشماريم، ظرفيت روانى و عاطفى هريک از ما متفاوت است… boufe koor🤍
برای همهی ما، همهی روزها فراموش میشوند. به جز همان یک روز، که نشانی آن را به هیچکس نگفتیم.. رونوشت
کودک درونم که نه، ولی پیرزن درونم فعال است.
خدایا شکرت❤️