پسر نویسنده
Статистикаو از هر کس یک چیزی ساختند، نوبت من که رسید مرا گفتند تو قلم باش! که هر آنچه بر زبان گفته نمیشود را با جوهر آبی قلم بر روی کاغذ بیاوری. اینجا من از تو مینویسم، تو فقط مرا بخوان🤍🕊 دریچه ارتباطی با ما.👇 @Jaw6d_Sadat
- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 38
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 170
- 1/48двое суток
- 194
- 1/72трое суток
- 210
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
و ما در سالِ ۲۰۲۶ داریم زندگی میکنیم؛ سالی که «خوب»ها بد میبینند و «بد»ها، خوب. بدها روزگارِ بهتری دارند و خوبها، به بهانهٔ خوب بودن، همیشهٔ همیش، چوبِ این خصلتشان را خوردهاند. فکر میکنم نباید خوب بود، نباید این گزینه را ترجیح داد و نباید روی همه خندید و به حرفهایشان «بلی» گفت تا مبادا ناراحت شوند. مبادا از اینکه «نه» گفتی و ناراحت شدند، عذاب وجدان بگیری؛ اینها دیگر قدیمی شده است. باید بد بود، باید تند بود و باید حقِ خود را از دهنشان به اکراه گرفت. ناراحت میشوند؟ بشوند؛ هفتاد سال نوری ناراحت شوند؛ اصلاً تا عمر دارند ناراحت شوند و طرفمان نگاه نکنند؛ به دَرَک. نباید بهخاطر دیگران، از خودت بگذری. اهلِ این جهان، اگر حرفی را میزنند، حتماً خیرِ خودشان را در آن میبینند. اینکه عقب میافتی، جایی نمیرسی یا زمین میخوری را هرگز نمیبینند. اگر کسی شدی و از خود صاحبِ دو روپیه پولی شدی، همه دوستت دارند، حتی اگر خلافِ میلشان عمل کرده باشی؛ حتی اگر چشم در چشمشان «نه» گفته باشی و قسم خورده باشند تا عمر دارند با تو حرف نمیزنند. ولی اگر چیزی نشدی و از خود شخصیتی قابلِ ستایش نشدی، مشتِ روزگار یک طرف، حرفهای سخت و زنندهشان، که مقصرش هم خودشان هستند، تا ابد روی سرت تلنبار میشود و میگویند: «عرضه یک کار را هم نداشتی،» پس همان راهی را برو که خودت میخواهی و در نتیجه خواهی دید که همانهایی که مخالفِ راهت بودند، به تو افتخار خواهند کرد. 🖋️#جاوید_سادات @Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
در واقع همهچیز نیاز به تجربه ندارد؛ هر عملی ارزش و شایستگیِ تجربه را ندارد که با این جمله خود را گول بزنیم: «خیر است، تجربه شد.» و همچنان، چقدر آن اطرافیانی که این جمله را برایمان میگویند، بدمان را میخواهند. اینکه بعضی کارها را انجام بدهی و در نهایت، زندگیمان همچون شبِ تاریک شود؛ نه به نان و آب برسی، نه بفهمی که کی هستی و کجایی… ببینی که فقط نفس میکشی و با خود بیندیشی که کرامتِ انسانیات کجا شد؟ نیازی نیست در همهچیز داخل شویم و بعد بسوزیم و روزگارمان همچون زمینی شود که در آن درختی بیحاصل کاشتهایم. اینکه با بعضی افراد در ارتباطیم و خبر هستیم، اشتباه است و منتظریم ضربهی محکمتری بخوریم که فقط بعدش بگوییم: «خیر است، تجربه شد؟!» اینکه زیادی برای بعضی افراد اهمیت میدهیم و حرفها و کارهایشان را بهگونهای به خودمان میگیریم که بر ما اثر میگذارد، در حالی که میدانیم ارزش آنچنانی ندارند و اگر به عمقش برویم، هیچ نقشی در زندگیمان ندارند؛ بعد که به خود آمدیم، بگوییم: «خیر است، تجربه شد.» اینکه گاهی در مسیر اشتباهی میرویم و خودمان خوب میدانیم که اشتباه است، فقط برای همین جملهی «خیر است، تجربه شد» ادامهاش میدهیم؛ واقعاً ارزشش را دارد؟! 🖋️#جاوید_سادات @Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
تلاش و غفلت، همه بهانهاند! اینکه بدشانس باشی و روزگار روی خوشش را به تو نشان ندهد و مدام ناسازگاری کند، جای گلهای نیست؛ و اگر هم هست، آنقدر فشارمان داده که دیگر حوصلهای باقی نمانده است. اینکه مدام زمین بخوری و با رمقی اندک بخواهی بلند شوی و به خودت بگویی: «تو میتوانی»، ادامه بدهی و… باز هم سیلیِ بدشانسی را بخوری؛ دیگر چه باید گفت؟ در اصل، برای چه باید تلاش کرد؟ مگر میشود این بختِ بد را گم کرد؟ مگر میشود جایی از دستِ این بلای بیرحم فرار کرد؟ به ما نیامده تلاش، پشتکار و رسیدن به هدفی. به ما نیامده، بسانِ افراد خوشبخت، دنبال خواستههایمان برویم؛ شاید ما باید همان سیلیِ بدِ روزگار را آنقدر بخوریم تا بمیریم. 🖋️#جاوید_سادات @Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
دو شنبه اعلام میشود. امشب کمپیوتر را روشن کردم که ادامه سناریو را کامل کنم و با اطلاعیه اعلام کانکور از استرس نتوانستم و مجبور، خاموشش کردم. امیدوارم نتیجه مطلوب را هر کسیکه کانکور داده، بگیرد.
فردا امتحان داریم، یک دعایی در حقمان کنید. ممنون🙏
من ۲۱ ساله شدم تولدم مبارک❤️ امیدوارم این سال را با تلاش بیشتر بسوی اهدافم بروم و نزدیکتر شوم.
حیفِ این همه تلاشمان برای بهتر شدن؛ انگار که اصلاً خوب شدنی در کار نبوده است. از این به بعد باید بگذاریم همهچیز خرابتر شود. من دیگر ارزشی برای تلاش نمیبینم. چون نوبتِ ما که رسید، گندِ دنیا را درآوردند. من دیگر دست کشیدهام و بریدهام. موفقیت هم بماند برای همان چهارتایی که پول دارند، پدرِ پولدار دارند یا آدمهای قدرتمندی پشتشان ایستادهاند. این دنیا برای ما ساخته نشده است؛ نه تلاشمان به جایی میرسد و نه هدفهایمان با این دستهای خالی و کیسههای تهی از پلهها بالا میروند. سهمِ ما فقط جانکندن است و خواری؛ و گریههایی که هیچ دردی را دوا نمیکنند، نه هیچ چیزِ دیگر. 🖋️#جاوید_سادات @Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
کارساز است، داشتنِ فردی که کنار او خودت باشی و از ترسهایت، دلهرههایت و همچنین قهرمانیهایت بگویی. کارساز است، داشتنِ فردی که بگوید: «تو برو، من هم پابهپایت میآیم.» کارساز است، داشتنِ فردی که بگوید: «به خودت بیا، تنبلی برای تو نیامده؛ تو میتوانی، تو باید بتوانی. بهخاطر من هم شده، زورت را بزن؛ من به تو ایمان دارم.» کارساز است، داشتنِ فردی که از تو زودتر گریهاش بگیرد و از تو زودتر ذوقش را بکند. کارساز است، داشتنِ فردی که این جمله را بگوید: «اگر هم نشد، دوباره زورمان را میزنیم؛ تو غصه نخور.» کارساز است، داشتنِ فردی که برای تو عشق بورزد و از تنهایی، دلت نلرزد. کارساز است، داشتنِ فردی که عمق وجودت را ببیند و با قلبش با تو حرف بزند. کارساز است، داشتنِ فردی که تو را بفهمد و اگر جا زدی، راهِ بلند کردنت را بلد باشد. 🖋️#جاوید_سادات @Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
کانکور خلاص شد، مقداری فارغ شدم. دیگه درست فعالیت میکنم و دستنوشته میگذارم، قصه میکنیم و همانند فامیل در کنار هم روزگار را سپری میکنیم. ممنون از کسانیکه با وجود تنبلیهایم، ماندند.
الحمدلله با خوبی خلاص شد. ولی یک قصه از امروزم به زبان عامیانه بکنم به شما: صبح وقت ۴ وخیستم و براه کردم ۶ طرف پوهنتون و راهنماییهار بدادن و برفتیم داخل صنف و بششتیم. سیر بودم، هم پارچهها بدست مه دادن؛ اینقدر گشنه شدمممم که فقط دو روزه گشنهیم. بخود خو گفتم سی کن حلقههار کامل پر نکن، یک رنگ بزن که فهمیده بشه گزینه همینه؛ (چون ضربان قلبم بالا میره وقتی با دقت کامل رنگ حلقههار پر کنم و باعث هوشپراکنی میشه) بعدش باز مرتب رنگ کن؛ گفتم باشه و شروع کردم به حل کردن، آخر که داشتم حلقههار رنگ میکردم به اخرایو که رسیدم چشما مه دیگ کار نمیکرد و حلقههار کج میدیدم و دست مم به فرمان مه نبود؛ و هی به هر طرف میرفت، یک حالتی بود😂 این چه کاریه، خب به تیک هم قبول کنین؛ چه معنی مگرم حلقه رنگ کنیم و منظم و مرتب باشه. وقتی بیرون شدم کج ورکج تَلو تَلو میزدم😂 ولی شکر هر چه بود خلاص شد و از همی استرسیو که خلاص شدم.❤️
فردا امتحان داریم، یک دعایی در حقمان کنید. ممنون🙏
فردا امتحان داریم، یک دعایی در حقمان کنید. ممنون🙏
امروز امدم پوهنتون برای بایومتریک، این چقدر بزرگه!😐
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
امروز امدم پوهنتون برای بایومتریک، این چقدر بزرگه!😐
و اما ستون این عهد، تو بودی. من در ظاهر و با تلاشِ اندک، «بزرگ» و «محافظ» این رابطه بودم. اما باور کن قویِ این رابطه تو بودی، جانفدای این رابطه تو بودی و حتی عاشقِ این رابطه تو بودی. خوبِ این عهد تو بودی و همیشه تو بودی که بزرگی کردی و باعث بقای این رابطه شدی و طوری پیش رفتی که روزبهروز بهتر شود. باید اعتراف کرد که چقدر «بزرگی»، حتی بزرگتر از من. و من سپاسِ او را میکشم که تو را خلق کرده، و دستبوسِ تو هستم بابت بودنت، داشتنت و حتی اینشکل بودنت. میدانی، گاهی تند میشوم و از کوره در میروم و بیانصافی پیشه میکنم؛ اما در قلبم اینقدر از داشتنت ذوقزدهام و به تو افتخار میکنم که اینچنین هستی، که اندازه ندارد. چقدر زیباست داشتنت و چقدر زیباست اینگونه خوب بودنت. همهی عیبهایم را پذیرفتی و بهجای خرده گرفتن و دنبال بهانه بودن، به فکر آبادیاش بودی و همچون داکتری دلسوز، در پی تداویام. دارم درسِ زندگی، وفا، عاشق بودن و جانفدایی را از تو میآموزم و دوست دارم که در علم عشق و زندگی شاگرد تو باشم. ممنون که هستی تا با وجودت معنای خوبی را بدانم. 🖋️#جاوید_سادات @Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
تیم ربات کتاب دار با اقدامی جدید، بهترین کتابها را با بهترین کیفیت، و با نازلترین قیمت؛ آنها را در اختیار شما قرار میدهد؛ با ارسال در تمام ولایات افغانستان. @katab_dar_store